مقاله رایگان با موضوع فشار روانی، فیزیولوژی، ویژگی های فردی، زندگی روزانه

دانلود پایان نامه ارشد

خطر ،یا خشم می شوند.
کرنز (1973) به برخی از عوامل استرس زا مانند مسافرت زیاد، ساعات طولانی کار، رویایی با تغییرات و مشکلات کاری و جبران هزینه های مربوطه به اشتباهات و خطاهای کاری اشاره کرده است (هاشم زاده و همکاران، 1379).
استرس یکی از موضوعاتی است که در حوزه مدیریت و رفتار سازمانی مورد مطالعه و بررسی قرار می گیرد. لذا سازمانها در برنامه خود توجه زیادی به مطالعه و کنترل و کاهش استرس در محیط کار نموده تا از این طریق هم از هزینه های مربوط به آسیب های جسمی و روانی استرس بکاهد و هم باعث ارتقاء بهره وری کارکنان خود شوند ( مرز آبادی، طرخورانی، 1386). استرس نه تنها در چارچوب زندگی شخصی فرد بلکه به عنوان یک فشار روحی روانی می باشد که بر اثر فرایند های اجتماعی و تغییرات به وجود می آید. بیشترین مطالعات روی استرس به وسیله روسی ها با استفاده از روش های کمی انجام شده است. گزارش شده که بیش از 70 درصد جمعیت فدراسیون روسیه تحت استرس اجتماعی، احساسی، روانی مداوم، زندگی می کنند (پیتیلا، ریتکانن29،2008).
استرس یک مساله بزرگ است. استرس پاسخ به حوادثی است که تهدید کننده یا چالش به سلامتی فرد وارد می کند. استرس ها موقعیت هایی هستند که تهدید و خطر ایجاد می کنند. طبق نظر فلدمن (2001) استرس های فردی بدین صورت تعریف می شوند، رویدادهای عمده زندگی که پیامدهای منفی فوری دارند. استرس های سازمانی در محدوده شغل فرد یا سازمان که می تواند به علت مغایرت تاثیرات روانی یا فیزیکی یا درد و سختی باشد. استرس های سازمانی شدید در حال پیشرفت هستند و موضوعات موبوط به کار هر روز ماندگارتر می شوند. از آنجایی که استرس های بحرانی کوتاه مدت هستند و در رابطه با موقعیت هایی همانند بحران های طبیعی باز سازی و سازمانی می باشند. استراتژی ما باید در جهت به حداقل رساندن استرس منفی و به حداکثر رساندن استرس مثبت باشد. مفهوم استرس در فرایند تحول خود از زمان دیرین یا عصر پسین هر چه بیشتر شهرت یافته از دقت آن کاسته شده است. در واقع امروزه مردم هنگامی که به هر گونه ملامتی از خستگی گرفته تا خشم دچار می شوند می گویند تحت تاثیر استرس اند یا استرس بر آن ها وارد می شود.در کتاب فرهنگ روانشناسی، کلمه استرس به معنی فشار روانی، تنیدگی، استرس، فشار هیجانی، تنش، فشار روحی،تکیه(صدا) و فشار به کار رفته است.استرس در واقع نوعی اضطراب، فشار روحی، خستگی، نگرانی، وحشت و ترس است. استرس موجب بروز انواع بیماریها، افسردگی، ناراحتی و رنج می شود. به عنوان یک پدیده روحی و روانی، استرس حالتی است که اکثر ما در زندگی روزانه چه در محیط خانواده و چه در اجتماع و محیط کار آن را تجربه می نماییم و این تجربه، منجر به نتایج گاه مثبت و گاه منفی می گردد (خنیفر،1383).
استرس واژه ای است در اصل به معنی فشار و نیرو ،به بیان دیگر هر محرکی که در انسا ن ایجاد تنش کند و در او واکنشی برانگیزد عامل استرس زا شناخته می شود (زارع ،1381).
استرس یک واکنش فیزیولوژیکی (جسمانی) و روانی است که در هنگام احساس عدم توازن میان سطح تقاضایی که از افراد می شود و توانایی و ظرفیت آنان در برآورده ساختن این تقاضاها روی می دهد.
استرس عبارت است از هر نوع رویدادی که چه از لحاظ ذهنی و چه از لحاظ جسمی، فشاری بر بدن شما وارد آورد (خنیفر،1383).
لازاروس30 (1985)، تعریف صوری استرس را به صورت زیر ارائه داده است:
استرس به طبقه وسیعی از مشکلات اشاره می کند که به این خاطر از مشکلات دیگر متمایز نشده است که با هر نوع تقاضایی که نظام را تحت فشار قرار می دهد، از نظام فیزیولوژیکی گرفته تا نظام اجتماعی یا نظام روانشناختی و پاسخ آن، سر و کار دارد. او در ادامه می گوید که واکنش شخصی بستگی به این دارد که وی چگونه اهمیت یک رویدادآسیب زا، تهدید کننده یا چالش انگیز را (آگاهانه یا ناآگاهانه) تفسیر یا ارزیابی نماید. این تعریف از الگوی استرس شامل سه مؤلفه مهم می باشد:
1- اعتقاد به این نیازمندی ها یک نظام را تحت فشار قرار می دهند.
2- اعتقاد به این که تهدید به صورت های مختلف ارزیابی یا ادراک می شود.
3- اهمیت پاسخ آن نظام.
در یک تعریف رسمی، فشار روانی عبارت است از : «پاسخی انطباقی که تحت تاثیر ویژگی های فردی یا فراگردهای روانشناختی شکل می گیرد، بدین معنی که نتیجه ی یک عمل، وضعیت، یا رخداد خارجی است که تقاضاهای ویژه جسمانی یا روانشناختی را بر انسان تحمیل می کند.
سیل، استرس را پاسخ معمولی بدن به تمام تقاضاهایی که از وی می شود و یا سازگاری با توقعات بسیار نابجا که عوامل استرس زا نامیده می شوند می داند(طغیانی،1390).
سلیه 31معتقد است که عوامل تنش زا ممکن است به پاسخ های روانی متعدد مانند اضطراب، افسردگی، نومیدی، بی قراری، و احساس ناتوانی عمومی در سازش یافتگی با محیط منجر شود. اشخاصی که در باره استرس اطلاع کمی دارند، اغلب آن را نوعی نیروی خارجی نیرومند می پندارند که نسبت به آن کنترل اندکی دارند. آن ها احساس می کنند در صورت امکان باید از این فشارها ممانعت به عمل آورند، ولی چنانچه برای شخص امکان گریزی وجود نداشته باشد، باید آن را تحمل کند؛ ولی باید ذکر کرد که در مورد استرس عمل خودکار یا گریز ناپذیر وجود ندارد. هر یک از ما در مواجهه با موفقیت بالقوه پرتنش به شیوه ی کاملا متفاوتی واکنش نشان می دهیم و به انتخاب راهبرد مقابله با آن می پردازیم. ما می توانیم راهی را انتخاب کنیم که خود را دچار درماندگی کنیم یا از تجربیات خود لذت ببریم. اگر بتوانیم با استرس ها به طور صحیحی برخورد کنیم، استرس دوستی می شود که ما را برای مواجهه با مسائل زندگی نیرو می دهد، ولی اگر با ضعف با آن برخورد کنیم و اجازه دهیم از کنترل ما خارج شود ،به شکل دشمنی در می آید و موجب بروز بیماری های مختلف جسمی و روانی می شود (ربانی باوجدان،1390).
لوتاز در مورد استرس اینگونه می گوید: از استرس معمولا به شکل منفی یاد می شود زیرا در اکثر مواقع علت آن را عوامل منفی می دانیم، اما استرس حالت های مثبت و خوشایند نیز دارد. هنگامی که این پدیده به طور بالقوه سود عاید گرداند به عنوان نوعی فرصت یا موقعیت به حساب می آید. برای مثال ورزشکاری را در نظر آورید که در لحظه پیش از رکورد شکنی قرار دارد. چنین فردی از نوع فشار روانی مثبت بهره مند است که می خواهد موقعیت خود را بهبود بخشد و کار مورد نظر را در بالاترین حد ممکن انجام دهد.(چیت ساز ،1389).
2-9-1 انواع مختلف استرس
استرس ها انواع مختلفی دارند که به انواع مثبت، منفی، خنثی، بیرونی و درونی، عاطفی و جسمی، سازمان یافته و جانشین و اجتماعی و …، طبقه بندی می شوند.
1- استرس مثبت یا سالم: هیجانات معمولی و احساسات لذت بخش می توانند موجب استرس و فشار گردند هر چند که نشاط بخش هستند. این نوع استرس سالم و مثبت بوده و حائز اهمیت است به شرط آنکه پس از آن شخص مجدداً به حالت استراحت و تمدید اعصاب باز گردد.
2- استرس منفی و یا احساس پریشانی: استرس منفی که از خشم یا ترس و خستگی روزمره نشات می گیرد و منشا این گونه هیجانات، و وضعیت های پرفشار، احساسات گره خورده به هم ، تنش های عصبی و حوایج شخصی و دیگر رویارویی های ناخوشایند می باشد.
3- استرس خنثی: کلماتی مانند تغییر ، مسئله، تعارض، بحران، سروصدا، پول،انتقاد، عدم توازن، ایهام،غیرمنتظره بودن و… کلمات، نگرش ها و رفتارهایی است که در ابتدا احساسات منفی را بر می انگیزد اما باید آن ها را خنثی بدانیم یعنی اگر این احساسات را به نحو مناسبی کنترل نماییم و دیدگاه محیطی در مورد آن ها اتخاذ کنیم حتی می تواند تجارب مثبتی به شمار آیند.
4- استرس های بیرونی: منابع خارجی استرس همه جا هستند هر روزه انواع استرس را تجربه می کنیم.
5- استرس های درونی: به نظر می رسد بیشتر استرس ها را خودمان ایجاد می کنیم. مثلا سبک زندگی ضعیفی را انتخاب می کنیم، ویژگی های شخصی استرس آور داریم، برخودمان سخت می گیریم و …
6- استرس های سازمان یافته : بدین معنی که با مشکلات مواجه می شوید و هنگامی که سعی دارید بر آن ها غلبه کنید، تفکرتان ضایع شده در درون قوانین نظم ها و نوار قرمزی محبوس می شوید.
7- استرس های اجتماعی: استرس های اجتماعی پایداری در زندگی افراد درست در لحظه ای که فرد زندگی خود را شروع می کند وجود دارند. فرد با خلق و خوی افراد دیگر، پرخاشگری و عصبانیت مواجهه می شود.
8- استرس عاطفی: به شرایطی اطلاق می شود که در خانواده گفت و شنود هایی صورت بگیرد و یا یکی از بستگان یا عزیزان فوت شود (والراند، 1993).
2-9-2 عوامل ایجاد استرس
استرس و فشار عصبی در یک فرد شاغل در یک سازمان بنا به دلایل گوناگون ممکن است ایجاد شود و خود باعث حوادث و خطرات زیادی شود. در اینجا به ذکر عوامل مؤثر در ایجاد استرس می پردازیم:
1-روحیه منفی: هر فرد که مدتی سرپرستی یک گروه اجرایی را عهده دار بوده بنحوی آثار مخرب روحیه منفی متزلزل را درک می کند، روحیه متزلزل حتی ایمان و اعتقاد به کار و زندگی را هم خدشه دار و خنثی می کند. روحیه منفی خود به علل متعدد به وجود می آید، مثالاً چنانچه سرپرست گروه به وظائف سرپرستی خود عمل نکند و یا تسلط به کار نداشته باشد، روحیه افراد تحت سرپرستیش تخریب می شود.
2- بطور کلی حالاتی از قبیل: خستگی، فراموشی، فرسودگی جسمی و روحی، بی علاقگی به کار، مشکلات مربوط به خواب،احساس افسردگی و آشفتگی تحت واژه اضطراب مطرح می باشد. پیچیدگی موضوع در اینجاست که غالب اوقات افراد چند علامت اضطراب را از خود نشان می دهند و حالات فوق در فرد کنش ایجاد می کند.
3- هیجان: افراد غالباً در حالت هیجان بد عمل می کنند با وجود آنکه هیجان در برخی از کارها ممکن است سازنده باشد. لیکن چنانچه شدید باشد تمرکز حواس را به هم می زند و فرد نمی تواند تمام نکات و جزئیات مربوط به کار را مورد عمل قرار دهد.
4- نگرانی و اندوه: فردی که دچار نگرانی و اندوه باشد، در انجام فعالیت خود دچار کندی و سستی می شود و آرامش فکر خود را از دست داده، دائماً حواسش متوجه عاملی که باعث نگرانی و اندوهش است می شود و همین امر احتمال بروز حادثه و یا فشار عصبی را افزایش می دهد.
5- خشم و عصبانیت: خشم اغلب با ترس و بیم و عدم اعتماد به بنفس توأم می گردد و باعث تشدید عکس العمل فرد می شود . او را به عجله وادار می سازد و همین باعث بروز حادثه یا کاهش اثربخشی در کار می شود.
6- تفاوت در ویژگی های فردی: یکی از مشکلات نیروی انسانی وجود اختلاف چشمگیر در رفتار و آگاهی افراد مختلف است. قسمتی از این ویژگی ها ذاتی است و بخشی اکتسابی از محیط اجتماع و کار می باشد که به صورت تجربه و آموزش گرفته می شود. برخی افراد ذاتاً پر استرس و حادثه ساز هستند و برخی آرامتر و ایمن تر.
7- انگیزه های منفی: از آنجا که کلیه ی افراد چه فعالیت های سازنده و مثبت و چه فعالیت های مخرب و منفی بر اساس انگیزه صورت می گیرد، لذا شناخت و اصلاح و تکمیل این انگیزه ها، می تواند اثراتی در تامین ایمنی ایجاد نمایند (خنیفر،1383).
2-9-3 عوامل استرس زای درون سازمانی
علاوه برعوامل خارج از سازمان، عوامل درون سازمان نیز موجبات استرس کارکنان را فراهم می کند. تاثیر استرس سازمانی با افزایش میزان کارگزینی، تعویض زود هنگام کارکنان، ارتباط نامناسب با ارباب رجوع، کاهش میزان امنیت شغلی، عدم سلامت محیط کار، کنترل ضعیف کیفیت محصولات و… ارتباط دارد. به بیان دیگر هر چه میزان استرس سازمانی بالاتر باشد عوامل ذکر شده از فراوانی بیشتری برخوردارند. همچنین رابینز استفن در الگوی عوامل مؤثر در ایجاد استرس، نمونه هایی از این گروهها را طبقه بندی کرده که عبارتند از شرایط کاری، مانند نوع، میزان و وضع فیزیکی، تقاضای شغلی و نقش فرد در سازمان و روابط متقابل شخصی، ساختار، خط مشی و شیوه مدیریت رهبری و نیز مراحل زندگی و رشد سازمان (از هنگام تاسیس تا دوره حیاط آن)(چیت ساز،1389).

2-9-4 وقایع پر استرس و سه جنبه آن
1) ضرر- خسارت: میزا آسیبی است که تا آن وقت ایجاد شده است، مانند کسی که بعد از آسیبی جدی، بر اثر درد ناتوان

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع رهبری تحول آفرین، تحول گرا، تفویض اختیار، رهبری تحول گرا Next Entries مقاله رایگان با موضوع مدیریت استرس، فشار روانی، کاهش استرس، انعطاف پذیری