مقاله رایگان با موضوع عمربنخطاب، حل اختلاف، بیت المال

دانلود پایان نامه ارشد

روايت.
ابوهریره جزء صحابه رسولاکرم( محسوب میشود و سابقه دینداری در مذهب اهلکتاب را ندارد؛ اما سابقه شرک به خداوند را دارد. روایات بسیاری وجود دارد که ابوهریره خلوت گزینی های بسیاری با کعبالاحبار داشته233 و از شاگردان او محسوب میشود.
ابوریه در این خصوص آورده است، از زمانی که ابوهریره فرمانداری بحرین را پذیرفت کعبالاحبار او را زیر پر و بال خود گرفت و ازطرفی وجود دروغهای کعبالاحبار میان مردم اسباب توجه مردم به او را فراهم آورد و در این بین ابوهریره چون کعب را مورد توجه بسیاری از مردم دید او هم به سوی کعب شتافت تا از او دانش فرا بگیرد.234
این درحالیست که اهلسنت او را به عنوان مهمترين شاگرد رسولخدا( ميدانند، به طور طبیعی اگر کسي شاگردي رسولخدا( را نموده باشد ديگر محتاج شاگردي يهود و نصاري و مطالعه کتابهای ايشان  نخواهد شد؛ آنهم ابوهريرهاي که روایات بسیاری از رسولخدا( نقل کرده است؛ طبیعتاً او باید روايات رسولخدا( را در نهي از خواندن کتابهاي انبياي گذشته235 شنيده باشد. 
در گزارشها آمده است که روزي ابوهريره به نزد کعب آمد در حاليکه کعب در بين گروهي نشسته بود تا از او سوال کنند. پس کعب از او سوال کرد که چه مي خواهي؟  پاسخ داد: آگاه باش که من کسي از اصحاب رسولخدا( را نميشناسم که از من بيشتر روايت حفظ کرده باشد؛ کعب گفت: آگاه باش که جويندهی هر چیزی، از آن سیر میشود مگر جوينده علم يا جويندهی دنيا؛ ابوهريره گفت: تو کعب هستي؟ کعب گفت: (آري) تو براي همین چیز، به نزد من آمدهاي.236
از مکالمه کعب با ابوهریره برمیآید که این اولین ملاقات آن دو با هم است. نکته جالب اینجاست که بعد از رد و بدل کردن کلاماتی ساده، ابوهریره حدس میزند که او کعبالاحبار است، در واقع نوعی تکریم علم او میکند؛ به این معنا که وصف او را شنیده است و امروز آن وصف را در این فرد یافته و برای همین بدون معرفی، خودش او را شناسایی میکند.
انتهای داستان نیز با غیبگویی کعب مواجه هستیم. کعب با اطمینان از نیت قلبی ابوهریره خبر میدهد.
داد و ستدهای علمی بین کعبالاحبار و ابوهریره نکته ای قابل توجه است.
ابوهريره گفت: به طور رفتم و در آنجا کعبالاحبار را ديدم و با او نشستم، پس او براي من از تورات روايت کرد و من براي او از رسولخدا(.237
این روایت ارتباط این دو نفر را اینگونه به تصویر میکشد که ابوهریره شیفتهی کعبالاحبار بوده و با تحقیقاتی که خود ابوریه انجام داده به این نتیجه رسیده، کعبالاحبار با زیرکی، تسلط کامل بر سادهلوحی ابوهریره پیدا کرده و او را تحت تأثیر خود قرار داده و از طریق او خرافات را وارد دین اسلام ساخت.238 کعب در تأیید ابوهریره از گفتن هیچ حرفی فروگذار نمیکرد، وی در مورد ابوهریره گفته است، ندیدم شخصی تورات نخوانده باشد ولی تا این حد به مضامین این کتاب آگاهی داشته باشد.239
آقای معرفت در مورد ابوهریره نوشته است که او به دلیل کمی بضاعت علمی مجبور بود به اهلکتاب مراجعه کند، اغلب احادیث کعب و امثال آنان از طریق ابوهریره رواج پیدا کرده است. وی سخن ابوریه را در تأیید کلام خود آورده است، با این مضمون که کعبالاحبار با زیرکی ابوهریره را که مردی سادهلوح بود به استخدام خود گرفت و خرافات را در احادیث جای داد. ابوریه حمایت کعب از ابوهریره را حمایتی هدفدار میداند.240
وجود چنین روایتی ما را متوجه این نکته مهم میکند که کعب علاقمند به تورات و مبانی اهلکتاب بوده است. از آنجا که ستایش کعب از ابوهریره به سبب آگاهی او از تورات است، همین تمجید ها از عواملی است که کعب به وسیلهی آن توانست ابوهریره را در راستای فعالیتهای خویش به خدمت بگیرد. هر چند که شاید تمجیدها واقعیت نداشت، اما توانست ابوهریره را ترغیب کند تا این قابلیت و توانایی غیر واقعی را در خود به واقعیت تبدیل کند. بدین ترتیب کعب، ابوهریره را به خدمت گرفت.241
علاقهی کعب به مضامین تورات و همچنین علاقهی او به کسانی که تورات را نخوانده، اما از آن آگاهی دارند، ملاکهای سوال برانگیزی میتواند باشد.
مواردی از توبیخ او توسط عمربنخطاب نیز گزارش شده است.
عمر ابوهريره را خواسته و به او گفت:آيا به يادداري وقتي که من تو را والي بر بحرين کردم در حالي که حتي کفش به پا نداشتي؟ حال به من خبر رسيده است که چند اسب را به قيمت هزار و ششصد دينار خريدهاي؟ گفت: ما چند اسب داشتيم که زاييدند و مقداري هم هديه به ما رسيد. عمر گفت: من مقدار حقوق تو و خرجي تو را داده بودم و اين مقدار زيادي است؛ پس بايد آن را برگردانی، ابوهريره گفت: تو حق اين کار را نداري، عمر گفت: قسم به خدا که چنين حقي دارم و پشت تو را هم به درد خواهم آورد. سپس ايستاده و او را شلاق زد تا خونينش کرد.
او ميگفت: من رواياتي را ميگويم که اگر در زمان عمر اينها را ميگفتم سرم را ميشکستند.242
یکی از مسائلی که تمامی علمای رجال اهل سنت بر آن اتفاق نظر دارند، این است که ابوهریره مدلس بوده است و سخنی را که از دیگران شنیده بود را به رسولخدا( نسبت میداده است. ذهبی در این خصوص مینویسد: « شنیدم از شعبه که میگوید: ابوهریره تدلیس میکند».243
مسلم نویسنده صحیح هم معتقد است که ابوهریره فرقی بین گویندگان حدیث نمیگذاشت و روایت ذیل را نقل میکند:
بسربنسعید میگفت: از خدا بترسید و در مورد روایت با دقت پیش بروید؛ قسم به خدا، شما ما را دیدیدکه با ابوهریره مینشستیم، اما او برای ما روایات رسولخدا( را از کعب و روایات کعب را از رسولخدا نقل میکرد.244
 سرانجام ابوهريره بعد از عمري جعل روايت و نسبت دادن آن به رسولخدا( در سال 58 هجري در حدود هشتاد سالگي در قصر خويش در عقيق از دنيا رفت.245
خلاصه
بر اساس روایات نقل شده از ابوهریره میشود به این نتیجه رسید که او شخصیت لازم برای اعتماد و اخذ حدیث را نداشته است؛ چرا که هدف اصلی از اسلام آوردن او -البته به اعتراف خودش- سیر کردنِ شکمش بوده است، که ریشهای از تفکر و تعقل در آن دیده نمیشود. او فردی بوده که هرجا نفع بیشتری ببرد آنجا برایش بهترین جایگاه محسوب میشود لذا نماز را پشت حضرت علی( میخواند و غذا را بر سر سفره معاویه.
به نظر چند عامل اساسی، اسباب طرد ابوهریره از ردیف راویان ثقه را فراهم آورد که به شرح ذیل است.
1 . نداشتن شأن اجتماعی در میان مردمِ هم عصر خودش، طوری که اخبار موجود از شلاق خوردن او خبر میدهد.
2 . وجود ارتباط پیوسته او با کعبالاحبار و تأییداتی که کعبالاحبار از ابوهریره و بالعکس دارد.
3 . بی قید و بندی ابوهریره در مشخص کردن ناقل روایات که در گزارش صاحبنظرانبه این مهم اشاره شد، به اینصورت که او روایت کعب را به پیامبر( و روایات پیامبر( را به کعب نسبت می داد.
3-1-3-6- زید بن ثابت (45ه ق)246
زید را فرزند نوار، دختر مالك معرفى كرده‌اند. اما در پدر اين زن که مالكبنصرمه است يا مالكبنمعاويه و همینطور در اینکه آیا او پس از مرگ شوهرشدوباره ازدواج كرد يا نه، ابهاماتی وجود دارد. در مورد نام حقيقى پدر زيد و نام جد و عموها و نسب زيد نيز اختلاف وجود دارد. در معرفى نسب زيد، اين گونه نيز گفته شده است: «زيدبنثابتبنضحاكبنزيدبن»247 كه در اين صورت، پدر بزرگ وى نيز محل اختلاف است.
در کاتب وحی بودن زیدبنثابت نیز تردید وجود دارد؛ زیرا روایاتی وجود دارد که دلالت بر کودک بودن وى در زمان رحلت پيامبر( دارد.
سال دهم هجرت زمانى كه رسولخدا( فوت كرد، زيدبنثابت هشت‌ ساله بود؛زیرا سال فوت او را سال  ۴۵  هجرى گزارش دادهاند در حالی که 43 ساله بوده است. 248با اين حال چگونه مى‌توان پذيرفت كه او از زمان پيامبر (کاتب قرآن بوده است؟
مشكل ديگر زيد، شخصيت اجتماعى او است. او نزد اصحاب متهم است كه يهودى بوده و زبان عبرى نيز مى‌دانسته است؛زیرا زمانى كه به عبداللّهبنمسعود اعتراض ‌شد، چرا مانند زيد قرائت نمى‌كند، او چنین پاسخ داده است: من هفتاد سوره را براى رسولخدا ( خواندم و حضرت به من آفرين گفتند، حالا از من مى‌خواهند مانند كسى بخوانم كه در صلب مردی كافر بوده است. 249
همچنین از وى روايت شده است:
زمانى كه من هفتاد سوره قرآن را از دهان رسول اللّه( فرا گرفتم، زيدبنثابت با موهاى بافته شده در مكتب‌خانه درس مى‌خواند. 250 
ابىّبنكعب نيز درباره زيد همين نظر را دارد. وى مى‌گويد:
زمانى كه من قرآن مى‌خواندم، زيد كودكى بود كه با موهاى بافته شده، در مكتب با يهوديها بازى مى‌كرد.251
گویا که موی بافته شده نوع آرایش موی کودکان یهودی در آن زمان بوده است و عبداللهبنمسعود و ابیّبنکعب با کنایه به یهودی بودن او اشاره دارند.
از مجموعه اين روايات، يهودى بودن زيدبنثابت در آن زمان معلوم مى‌شود، از آنجایی که يهوديان در جامعه‌اى بسته زندگى مى‌كردند و غريبه‌ها، به ويژه مسلمانان را درون خود راه نمى‌دادند، پس چگونه ممكن بود كسى كه مسلمان بوده، در مكتب يهوديان درس بخواند و با كودكان آنان بازى كند.252 هیچ راهی نمیماند غیر از آن که قبول کنیم زید یهودی بوده است.
سوال جدی این است که چگونه میتوان دربارهی قرآن، بزرگترين هديه الهى، فردى چون زید، موردِ سوال قرار گیرد و جواب او مورد پذیرش واقع شود و ساير كاتبان وحى ساكت بنشينند و از فردی با چنین سابقهای تبعيت كنند.
علماى رجال سنى، همگى ابنمسعود را مى‌ستايند، بنابراين جا دارد در سخن او مبنى بر سابقه سوء زيد، تأمل کنند.
ذكر اين نكته نیز ضروری است كه زيدبنثابت، علاوه بر منصب مذكور، يعنى مسئوليت جمع‌آورى قرآن، كاتب رسمى دولت و نيز مسئول تقسيم ارث، قاضى و جانشين عمر در زمان غيبت او بود. خارجهبنزيد گويد:
در بسيارى از مواقع كه عمر به مسافرت مى‌رفت، زيد را جانشين خود مى‌كرد و كمتر زمانى پيش مى‌آمد كه از سفر بازگردد و باغى از نخل و خرما به زيد نداده باشد.253
مجموعه روایاتی وجود دارد که همه دلالت بر جایگاه ویژه زیدبنثابت در نزد خلفا -عمر و عثمان- دارد، اینکه رأیش بسیار نافذ بوده و حتی عمر و عثمان هرگز كسى را در تقسيم ارث، فتوا و قضاوت بر زيد مقدم نمى‌كردند. 254 همچنين زيد در زمان عثمان سمت كارگزارى بيتالمال را نيز به عهده گرفت. 255 
بر اساس آنچه که از مجموعه روایات به دست میآید یهودی بودن زید را قوت می بخشد، حال اینکه چطور سابقه یهودیت او را پنهان نگاه داشته و او را تا درجهی کتابت وحی بالا بردهاند، و این تمجیدها ادامه پیدا کرده تا جایی که امروزه از زید نام خوشی برجاست و کمتر کسی او را جز به نام نیک می شناسد، قابل تأمل بوده و جای بررسی فراوان دارد.
به نظر این پدیده که در آن زمان با شناخت دقیقی که صحابه از افراد داشتند، ولی باز هم یک یهودی سِمتِ کارگزاری بیت المال را به عهده میگیرد، جای بسی شگفتی دارد.
در مقابل اقوالی در اثبات فضائل زید نقل میکنند؛ از جمله اینکه نقل كرده‌اند، وى به دستور رسولخدا (زبان عبرى را آموخت تا سخن يهوديان را براى آن حضرت ترجمه كند و نامه‌هاى ايشان را بنويسد.256
نقد آقای کورانی بر اين روایت قابل تأمل است. ایشان مینویسند زید بن ثابت همبازى كودكان يهود بوده و در مكتب آنان درس مى‌خوانده، پس نيازى به فرا گرفتن نداشته است. افزون بر آنكه يهوديان عرب، زبان عربى مى‌دانستند. ديگر آنكه رسولخدا(نيز به مناسبت داشتن نبوت، طبق عقيدهی مسلمانان، هر زبانى را مى‌دانسته و مى‌فهميده است، از اين‌ رو ساختگى بودن اين روايات از امور بديهى مى‌باشد. شايد اين روايات را به این سبب جعل كرده باشند تا حضور زيد را در ميان يهوديان مشروعيّت بخشند.257
نکتهی قابل تأمل دیگر این است که برای خوش نام کردن زید بن ثابت هم، پای ابنعباس به ماجرا کشیده میشود، گویا زید نظرات سخیفی در مورد ارث و تقسیمش ارائه میدهد که موجبات اعتراض ابنعباس را فراهم میآورد. ماجرا از این قرار است:
ابنعباس از زيد پرسيد: «آيا تو در كتاب خدا ديده‏اى كه ثلث بقيهی ارث به مادر مى‏رسد؟» وى گفت: «تو به نظر خودت

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع صفات شخصیتی، امیرالمومنین، صفات شخصیت، تفسیر قرآن Next Entries مقاله رایگان با موضوع امیرالمومنین، اجرای احکام، عمربنخطاب، پرسشگری