مقاله رایگان با موضوع علامه طباطبایی، منابع اسلامی، پیامبران الهی، فکر و اندیشه

دانلود پایان نامه ارشد

الجاهل من عصی الله و ان کان جمیل المنظر عظیم الخطر 100 »
« عاقل کسی است که خدا را اطاعت می کند اگرچه بد چهره باشد و دارای منزلتی در جامعه نباشد و جاهل کسی ایت که خدا را عصیان می کند اگرچه خوش صورت باشد و دارای منزلت و بزرگی »
دو ) دوری از قرآن
مولای متقیان علی ( ع ) در نهج البلاغه از مردم جاهل به خدا شکایت می کند و می فرماید :
« الی الله اشکو من معشر یعیشون جهالا و یموتون ضلالا. لیس فهیم سلعة ابور من الکتاب اذا تلی حق تلاوته ولا سلعة انفق بیعا … و لا اغنی ثمنا من الکتاب اذا حرف عن مواضعه 101 »
به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند ، در میان آن ها کالایی خوارتر از قرآن نیست موقعی که آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سودآور تر و گران بهاتر از قرآن نیست زمانی که آن ها را تحریف کنند.
زندگی در میان افرادی چنین نادان چقدر سخت و جانکاه است.
انسان های جاهل و سنگ دلی که حتی نور حیات بخش قرآن نیز در دل آن ها نمی تواند پرتو افشانی کند. در گمراهی خود دست و پا می زنند و هر روز که می گذرد به درجه جهالت و در نتیجه ضلالت آن ها افزوده می شود.
سه ) انجام کارهای غیر عاقلانه
خصوصیت بارزی که در این گونه افراد می توان نام برد این است که افعال آن ها به هیچ وجه از روی عقل و تفکر نیست. آن ها به خاطر جهلشان توان خوبی برای تفکر ندارند.
درخت معرفت در زمینی می روید که شوره زار نباشد. جاهل در فضای متعفن جهل ، شب و روز خود را می گذراند و توان رشد و تعالی ندارد.
لذا کارهایی که انجام می دهند فاقد اندیشه صحیح است. به اطراف و جوانب کار توجهی ندارند و نمی تواند عواقب امر را بسنجد.
قرآن کریم در قضیه حضرت یوسف ( ع ) و برادرانش به این مطلب اشاره دارد.
« قال هل علمتم ما فعلتم بیوسف و اخیه اذا أنتم جاهلون 102 »
گفت : آیا دانستید با یوسف و برادراتش چه کردید آن گاه که جاهل بودید ؟
تفسیر نمونه ذیل این آیه چند نکته را بیان می کند از جمله
اولاً یوسف ( ع ) بزرگواری کرده و گناه آن ها را سربسته بیان می کند و می گوید : ما فعلتم ( آنچه انجام دادید ).
ثانیاً » راه عذرخواهی را به آن ها نشان می دهد که این اعمال شما به خاطر جهل بوده و دوران جهل گذشته و اکنون عاقل شده اید. 103 از طرفی حسادت و کینه توزی برادران نسبت به یوسف ( ع ) و از طرف دیگر جهالت آنان دست به دست هم داد تا دست تقدیر این گونه ورق بخورد و یوسف با چنین حوادثی رو به رو بشود. برادران در آن لحظه نفهمیدند چه می کنند و به عواقب کار اصلاً توجهی نمی کردنند. در آن حال چیزی که در میان نبود فکر و اندیشه بود.
چهار ) تمسخر کردن
انسان های بی منطق و تهی هرگاه در برابر انسان های صاحب فکر و استدلال قرار می گیرند ، احساس حقارت می کنند و در مواجهه با آن ها سعی می کنند کمبود خود را به وسیله مسخره کردن ، جبران کنند.
« و اذ قال موسی لقومه ان الله یامرکم ان تذبحوا بقرة قالوا اتتخذنا هزرا قال اعوذ بالله لن اکون من الجاهلین 104 »
« هنگامی که موسی به قوم خود گفت : خداوند به شما دستور می دهد ماده گاوی را ذبح کنید ، گفتند آیا ما را مسخره می کنی ؟ ( موسی گفت ) به خدا پناه می برم از این که از جاهلان باشم. »
قوم موسی پس از شنیدن این سخن که « خداوند به شما دستور می دهد گاو ماده ای را ذبح کنید » ایا ما را مسخره می کنی ؟
و به این ترتیب پیامبر بزرگ خدا را متهم به سخریه نمودنند ، این گونه تعبیرات همه دلیل بر جهل و نادانی ، خودخواهی و لجاجت آن ها می باشد. این است که می بینیم موسی ( ع ) در پاسخ خود بیان می دارد که مسخره کردن کار انسان های جاهل است و طبیعی است که هرگز چنین کارهایی سخیفی در شأن او که پیامبر خدا و صاحب رسالت و وحی الهی است ، نمی باشد. 105
پنج ) نهادن هر چیزی بر غیر جای خود
از حضرت علی ( ع ) درخواست کردنند عاقل را به ما بشناسان. پاسخ فرمود : « هو الذی یضع الشیء مواضعه »
« خردمند آن است که هر چیزی را در جای خود می نهد. »
سپس گفتند که جاهل را نیز تعریف کن. حضرت فرمود : « قد فعلت » این کار را کردم. 106
یعنی با معرفی خردمند ، جاهل را نیز شناساندم ، زیرا « جاهل » در مقابل « عاقل » قرار دارد ، پس جاهل کسی است که هر چیزی را در جای خود نمی گذارد.
شش ) پرستش معبودان دروغین
هیچ انسان فهمیده و عاقلی به خود اجازه نمی دهد که در برابر بت ها سجده کند یا چیزی را در وقت سجده و عبادت ، با ذات الهی شریک بداند ؛ اما انسان های جاهل چنین نیستند. آن ها نه تنها از پرستش معبود واقعی سر باز می زنند ، بلکه از دیگران نیز می خواهند هم چون آنان به پرستش معبودان دروغین روی آورند.
در سوره مبارکه « زمر » به این اصل اشاره دارد و می فرماید »
« قل افعیر الله تامرونی اعبد ایها الجاهلون 107 »
آیا به من دستور می دهید که غیر خدا را عبادت کنم ای جاهلان ؟
این سخن مخصوصاً با توجه به این که کفار و مشرکان گاهی از پیامبر ( ص ) می خواستند که خدایان آن ها را احترام و پرستش کند ، با صراحت اعلام می دارد که مشرکان جاهل از رسول اکرم ( ص ) می خواستند ، به پرستش بت ها روی آورد.
تفسیر نمونه معتقد است که مفهوم این آیه این است که بت پرستان عموماً مردمی جاهلی اند. و نه تنها نسبت به پروردگار جهل دارند ، که مقام والای انسانی خود را نشناخته و لگدمال می کنند. 108
« علامه طباطبایی می فرماید خطاب به جهل در آیه فوق ( ایها الجاهلون ) برای اشاره به این مطلب است که امر شما به پرستش غیر خدا در حالی که دلائل روشن و براهین متقن را پیرامون یگانگی خدا می بینید ، این نیست مگر از جهل و نادانی شما. 109 »
هفتم ) فراموش کردن نعمت های الهی
اما سجاد ( ع ) در دعای نورانی و زمزمه های عارفانه خود خطاب به پروردگار عالمیان چنین عرضه می دارد.
« ولا تحزنی یوم تبعثنی للقائک ، ولا تفضحنی بین یدی اولیائک و لا تنسی ذکرک و لا تذهب عنی شکرک ، بل الزمینه فی احوال السهو عند غفلات الجاهلین لا لائک و او زعنی ان اثنی بما لیتنیه و اعترف بما اسدیته الی 110 »
« روزی که مرا برای دیدار خود ( حساب و بازرسی ) برانگیزی ، خوار و شرمنده نکن. و در جلو دوستانت رسوایم مگردان و یاد خود را از یادم مبر و شکر و سپاس خود را از من زایل مکن. بلکه آن را در حالات فراموشی هنگام فراموشی های نادانان به نعمت هایت همیشه با من قرار ده ، و به من الهام کن که بر آنچه مرا اعطا کرده ای ستایش نمایم و به آنچه به من نیکویی نموده ای اقرار کنم. »
امام ( ع ) در قالب این جملات نورانی به این نکته اشاره دارد که زمانی فرا می رسد که نادانان و جاهلان نعمت های بسیار متنوع و نامحدود الهی را فراموشی می کنند. در حالتی که به هر طرف خود ، توجه کنند ، الطاف الهی را مشاهده می کنند و غرق در نعمت اند ، اما به آن ها توجه ندارند. در واقع پرده ظلمانی جهل بردیدگان آن ها کشیده می شود و حقیقت را درک نمی کنند.

در این گفتار به ویژگی های جاهلان از دیدگاه قرآن و سنت پرداختیم و توانستیم هفت ویژگی از منابع اسلامی استخراج کنیم در حالی که این ویژگی ها بسیار زیاد است که در ادامه می توان هشت لجوج بودن 111 نه هرزه گویی 112 ده اهل افراط و تفریط بودن 113 ( اسلام و این آیه اشاره به میانه روی دارد ) یازده بد گمانی به پروردگار 114 دوازده اهل فساد بودن 115 و غیره را نام برد ، اما محدودیت پایان نامه ما را از تفصیل بیش تر باز می دارد.

5 – 2 – 2 – گفتار پنجم – آثار و پیامد های جهل و راه های عملی جهل زدایی
هدف من در این گفتار بررسی پیامدهای مخرب جهل است. پیامدهای مهلکی که به جان فرد و اجتماع را مورد تهدید قرار می دهد. و برای شخص و جامعه ، خطرات غیر قابل جبران را موجب می شود.
در این جا مبحث فوق را از دو زاویه و از دو منظر آثار و پیامدهای فردی و اجتماعی مورد بحث قرار می دهیم.
الف ) « آثار و پامدهای فردی جهل » :
یک ) خواری در جامعه : امیر مومنان علی ( ع ) می فرماید :
« اذا ارذل الله عبداً حظر علیه العلم » 116
« هرگاه خدا بخواهد بنده ای را خوار کند ، دانش را از او دور می کند. »
آری ، علم موجب عزت انسان در جامعه است. انسان های اهل علم معمولاً در جامعه خود ، دارای موقعیت و شأنی در خور توجه می باشند ؛ و بالعکس انسان های نادان و کم مایه نمی توانند جایگاه رفیعی در جامعه خود داشته باشند.
در این روایت شریف ، از وجود رابطه تنگاتنگ میان جهل و خواری خبر داده شده به گونه ای که اگر جهل بود ، خواری نیز همراه و همزاد او خواهد بود.
نتیجه سخن این که آثار سوء جهل و جهالت ، خود فرد را در برمی گیرد و موجب خواری و زبونی او در میان مردم خواهد شد.
دو ) در معرض سقوط قرار گرفتن
حضرت علی بن ابی طالب ( ع ) در کلام گهربار خود اشاره می کنند که :
« عباد الله لا ترکنوا الی جهالتکم و لا تنقادوا لا هوائکم فان النازل بهذا المنزل نازل بشفا جرف مار ، ینقل الردی علی فلهر من موضع الی موضع » 117
« ای بندگان خدا ، به نادانی های خود تکیه نکنید و تسلیم هوای نفس خویش نباشید که چنین کسی بر لبه پرتگاه است ، و بار سنگین هلاکت و فساد را بر دوش می کشد و از جائی به جای دیگر می رود. »
« ابن ابی الحدید می نویسد که حضرت امیر ( ع ) در این جمله مردم را از اطلاعت هوای نفس و تبعیت از جهلشان برحذر می دارد و تصریح می کند که چنین شخصی هلاکت و تباهی را در پشت خود حمل کرده ؛ به هر جا می رود آن را نیز به دنبال خود می برد و پس از رأی فاسدی ، به دنبالش رأی فاسد دیگری اظهار می کند و خود را به پرتگاه نیستی می کشاند. 118 »
سه ) پشیمانی در کردار و گفتار
در سوره مبارکه ملک هنگامی که کافران را وارد جهنم می کنند ، از زمان آن ها نقل می کند و می فرماید :
« و قالوا لوکنا نسمع او نعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر 119 »
« و می گویند : اگر ما گوش شنوا داشتیم با تعقل می کردیم ، جزء دوزخیان نبودیم. »
در این آیه ضمن بیان سرنوشت وحشتناک دوزخیان ، انگشت روی علت اصلی بدبختی آن ها گذارده شده است ، می فرماید : از یک سو خداوند گوش شنوا و عقل و هوش داده است و از سوی دیگر پیامبرانش را با دلیل روشن فرستاد.
اگر این دو با هم ضمیمه شوند ، سعادت انسان تأمین است ولی هنگامی که انسان گوش دارد اما با آن نمی شنود ، چشم دارد و نمی بیند و عقل دارد اما نمی اندیشد ، اگرچه تمام پیامبران الهی و کتب آسمانی به سراغ او آیند اثری ندارد.
علامه طباطبایی می فرماید :
« مراد از سمع ، استجابت دعوت پیامبران است و این که باید سخن و یضاع آن ها را می پذیرفتند و عمل می کردنند. »
هم چنین مراد از عقل ، التزام به مقتضای آن هدایت هایی است که عقل به آن ها می نمود و به آن ها می گفت که باید در برابر خداوند خاضع و مطیع بود. 120
خلاصه این که طبق این آیه شریفه ، مجرمان ندامت و پشیمانی خود را ، معلول به کار نبستن عقل و اندیشه خود بیان می کنند و اضهار می دارند که اگر به رسول ظاهری ( پیامبران ) و به رسول باطنی ( عقل ) در کارهایمان توجه و تمسک داشتیم ، نتیجه تلخ آتش جهنم را در پی نداشت. 121
چهار ) کاهش ثواب اعمال :
شاخصه بسیار مهمی که می توان از آثار سوء فردی جهل برشمرد ، مسئله ناچیز بودن اعمال شخص جاهل است. بر اساس روایات اسلامی ثواب و پاداش اعمال انسان بر اساس میزان عقل و معرفت اوست. روایات در این زمینه فراوان است.
الف ) « سلیمان دیلمی گوید ، به امام صادق عرض کردم فلانی در عبادت و دیانت و فضیلت چنین و چنان است ، فرمود : عقلش چگونه است ؟ گفتم نمی دانم ، فرمود :: پاداش به اندازه عقل اوست. 122 »
ب ) امام جعفر صادق ( ع ) از رسول خدا ( ص ) نقل می کند که حضرت فرمود :
« اذا رایتم الرجل کثیر الصلاة ، کثیر الصیام فلا تباهوا به حتی تنظر و کیف عقله » 123
«

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع عدم و ملکه، علوم عقلی، قرآن کریم، فلسفه و منطق Next Entries مقاله رایگان با موضوع فقهی و حقوقی، نظام حقوقی، فقه امامیه، صفات خداوند