مقاله رایگان با موضوع عدم و ملکه، علوم عقلی، قرآن کریم، فلسفه و منطق

دانلود پایان نامه ارشد

اصلی بین عقل و جهل ، رابطه معنایی مستقیمی بین آن دو ایجاد خواهد شد ، یعنی همان گونه که در کلمه « عقل » مفهوم بازداری و کنترل سازنده نهفته است ، واژه « جهل » نیز حاکی از عمل نامضبوط و نسنجیده است که منجر به نتایج زیان بار و منفی می شود. 59
بنابراین اگر هر عمل نسنجیده ای را که از انسان و عبد ، در مقابل خداوند صادر می شود ، گناه ندانیم اساس و منشأ صدور این عمل نسنجیده و گناه جهل و جهالت است و این که راه مبارزه با این عمل نسنجیده و گناه عقل است.
و از همه مهم تر این که اسلام جهل در مقابل عقل را خطرناک تر از جهل در مقابل علم می داند و تا این جهل ریشه کن نشود ، ریشه کن شدن جهل در مقابل علم ، برای جامعه سود اساسی در برنخواهد داشت ، و این نکته ای است بسیار ظریف و مهم. 60
حال اگر وارد حوزه علوم عقلی شویم یعنی جایی که اصطلاح جهل تقریباً در همان معنای لغوی به کار برده می شود ؛ یعنی این که « جهل » در علومی مانند فلسفه و منطق اصطلاحی است که در مقابل مفهوم « علم » به کار رفته و به معنای ندانستن یا نا آگاهی است.61
حال اگر فرض کنیم در محدوده این علوم فلسفی و منطقی هستیم که جهل را در مقابل علم قرار داده اند ، می خواهیم به یک سوال جواب دهیم و آن این که تقابل میان جهل و علم چه نوع تقابلی است ؟
آیا تقابل آن ها تضاد است ؟ یا تقابل آن ها تناقض است یا این که تقابل آن عدم و ملکه است ؟
قبل از این که به این سوال جواب داد. بشود ، باید توجه داشت که در این حوزه ها [ فلسفه ، منطق ] « جهل » زمانی اتفاق می افتد که توانایی به دست آوردن علم وجود داشته باشد ؛ یعنی در علوم عقلی به هر « نداستن » جهل گفته نمی شود ، بلکه « ندانستن » زمانی تبدیل به جهل می شود که در کنارش امکان داشتن وجود داشته باشد. 62
جواب سوال : تقابل علم و جهل از نوع تقابل عدم و ملکه است ، زیرا نبود علم (جهل ) در جایی است که امکان اتصاف به آن ( علم ) وجود داشته باشد ولی الان ندارد. بنابراین تقابل ملکه و عدم عبارتند از تقابل دو امر وجودی و عدمی که اجتماعشان ناممکن است ولی ارتفاعشان ممکن می باشد و آن در جایی است که صلاحیت دارا شدن ملکه را ندارد ، از این جا معلوم می شود که تقابل بین علم و جهل از نوع تقابل نقیصان نمی باشد زیرا هر چند که تناقض میان دو امر وجودی و عدمی است اما شرط شأنیت اتصاف در آن وجود ندارد مثل انسان و لاانسان ، زیرا لاانسان مثل سنگ امکان اتصاف به شأنیت انسان شدن را ندارد در صورتی که جهل در جایی است که شخص امکان اتصاف به صفت علم را دارا می باشد ، بنابراین نمی توان گفت که تقابل علم و جهل از نوع تقابل تناقض می باشد.
هم چنین تقابل علم و جهل از نوع تقابل ضدان نمی باشد چرا که تقابل علم و جهل میان دو امر وجودی و عدمی است اما تقابل ضدان میان دو امر وجودی است که پیاپی به یک موضوع وارد می شوند تقابل ضدان مثل سفیدی و سیاهی که اجتماعشان ناممکن است و تصور یکی بستگی به دیگری ندارد. 63

2 – 2 – بخش دوم

بررسی واژه جهل و جاهل از دیدگاه قرآن و روایات

1 – 2 – 2 – گفتار اول – واژه جهل و جاهل در قرآن و روایات
« واژه جهل در قرآن »
کلمه جهل ریشه در قرآن دارد و برای اولین بار در آیات مدنی مطرح گردید ، به طور مثال در سوره یوسف « آیه 33 » جهل به این شکل معنا شده است که « جهل تنها بی سوادی نیست ، بلکه انتخاب لذت آنی و چشم پوشی از رضای خداوند ، نیز جهل محض است. 64 »
باز در همان سوره « آیه 89 » بیان شده است که « جهل تنها به معنای ندانستن نیست بلکه غلبه هوس ها و نوعی بی توجهی است. »
انسان گناه کار هر چند عالم باشد ، جاهل است ، چون توجه ندارد و آتش دوزخ را برای خودش می خرد. 65

« واژه جهل در روایات »
هم چنین این که در زمینه جهل در حوزه سنت و روایات احادیث زیادی وجود دارد که جهل را به این تعابیر معنا کرده اند تا آن جایی که امام رضا ( ع ) در این زمینه می فرماید :
« صدیق کل ! مریء عقله و عدوه جهله » 66
« دوست هر مردی عقل اوست و جهل دشمن او »
در این روایات عقل را به این شکل معنا کرده است که به وسیله عقل و دانش و شعور و معرفت است که در بهای خیرات و نیکی ها به روی بشریت باز می شود و راه های موفقیت و عدم موفقیت خود را می یابد و راه رشد و تعالی خود را بدست می آورد و می تواند حق را از باطل جدا کرده ، به فلاح و رستگاری نائل شود . در مقابل در ظلمتکدة جهل است. که در بهای شرور و بدی ها گشوده می شود و در مسیر ظلالت قدم می گذارد و در نهایت جز به تیره بختی و شقاوت او واسیر دام های شیطانی شدن نمی انجامد.
لذا به همین خاطر است که امام رضا ( ع ) در این روایت عقل را همانند دوست تعبیر کرده است و جهل را همانند دشمن بیان کرده است ، در نتیجه می توان گفت : اطلاق دوست بر عقل چقدر پسندیده است. و اطلاق دشمن بر جهل چقدر مناسب و به جا و هم چنین در روایتی از امیر مومنان علی ( ع ) باز هم جهل به عنوان بدترین دشمن معنا شده است.
« لا عدة انفع من العقل و لا عدو اضر من الجهل » 67
« هیچ دوستی نفعش از عقل بیش تر نیست و هیچ دشمنی به اندازه جهل مضر نیست. »
هم چنان که گفته شد ، در این حدیث گهربار نیز از جهل به عنوان مضرترین و بدترین دشمن انسان نام برده شده است که می تواند ضربات جان فرسایی به انسان وارد کند و دنیا و آخرت او را برباید و تمام سرمایه عمر و هستی فرد را از او به غارت ببرد و در پایان عمر جز کوله باری از گناه ، پشیمانی و خسران چیزی برای او باقی نگذارد.
و در جای دیگر حضرت علی ( ع ) از جهل به عنوان یک فقر تعبیر کرده است :
« صدر العاقل صندوقی سره ، و لاغنی کالعقل و لا فقر کالجهل » 68
« سینه عاقل محل حفظ اسرار اوست ، هیچ ثروتی مانند عقل و هیچ فقری مانند جهل نیست.»

« جاهل »
اهل لغت معانی متعددی را برای معنای جاهل در نظر گرفته اند :
یک ) در برابر علم :
در بعضی از کتاب های لغت ، جهل به معنای ضد علم قرار گرفته است ، و جاهل را به این شکل معنا کرده اند که جاهل کسی است که کاری را بدون علم و آگاهی انجام دهد پس بنابراین می توانیم واژه « جاهل و جهالت » عمل کردن بدون علم » تعریف کنیم. 69
هم چنین از کلمه جاهلیت در چهار سوره مدنی قرآن کریم ، یعنی آل عمران ، مائده ، احزاب و فتح یاد شده است.
دو ) در برابر حلم :
عده ای هم جهل را به معنای سفاهت ، غضب ، عدم تسلیم در برابر اراده و حکم و شریعت الهی استباط کرده و با استناد به آیه 63 سوره فرقان می گویند : « مقصود از جاهل ، نادان نیست. بلکه اشخاص متکبر و پر نخوت است. 70 »
اسلام پژوهانی چون گلدزهیر و ایزوتسو نیز جهل را در برابر حلم دانسته اند.
سه ) در برابر عقل :
اگر جهل در مقابل عقل قرار بگیرد جهل به معنای عمل نسنجیده می شود و جاهل هم کسی می شود که کارهای سفیهانه و دور از عقل و افکار غلط و غیر عقلایی می کند.
پس به طور کل از کلمات لغویان استفاده می شود نادانی و عمل نسنجیده دو معنای مهم جهل است.
پس اگر جهل در مقابل علم استفاده شود به معنای نادانی و اگر در مقابل عقل به کار رود به معنای عمل نسنجبیده است.
بنابراین با تمام این تفاضیل جاهل را به این شکل می شود معنا کرد. که جاهل کسی است که بدون علم و آگاهی نسبت به چیزی اعتقاد و باور داشته باشد و آن را عمل کند و یا با کارهای سفیهانه و دور از عقل و غیر عقلایی از آن پیروی نماید.

2 – 2 – 2 – گفتار دوم – کاربرد و مشتقات جهل و پاسخ به یک شبهه
« کاربرد و مشتقات جهل در قرآن »
ترکیبات این ماده جهل در مجموع بیست و چهار بار به صورت اسم و فعل در قرآن به کار رفته است و مشتقات رسمی و فعلی آن به صورت جاهل ، جاهلون ، جاهلین ، جهالة ، یجهلون ، تجهلون ، جهول می باشد. 71 در این جا برخی از آیات که مشتقات واژه جهل در آن ها آمده است ، ذکر می شود :
خداوند در قرآن کریم می فرماید : ( یوسف ) گفت ؛
« پروردگارا زندان نزد من محبوب تر است از آنچه این ها مرا به سوی آن می خوانند و اگر مکر و نیرنگ آن ها را از من بازنگردانی به سوی آن ها متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود. 72 »
در این جا ماده جهل به صورت اسم یعنی ” الجاهلین ” به کار رفته است. در سوره دیگر به این شکل آمده است که :
« ای « پیغمبر » چنانچه اعراض آن ها تو را سخت می آید اگر توان نردبانی بر آسمان بر افراز تا آیتی بر آن ها آوری ، اگر خدا می خواست همه را مجتمع هدایت می کرد پس تو البته از آن جاهلان نباش. 73 »
در این جا هم ماده جهل به صورت اسم ” الجاهلین ” به کار رفته به این صورت که خداوند به پیامبر اکرم ( ص ) دستور داده است که از جاهلان نباشد.
و هم چنین این که در سوره دیگر آمده است.

« و بنی اسرائیل را از دریا به ساحل سلامت رساندیم. پس به قومی که در پرستش بت های خود متوقف بودند برخورده و به آئین بت پرستی مایل شدند گفتند ای موسی برای ما خدایی مثل خدایانی که این بت پرستان را است ، « دیدنی و محسوس » مقرر کن. موسی در جواب تقاضای جاهلانه قوم گفت : شما مردم سخت و نادانی هستید. 74 »
در این آیه هم ماده جهل به صورت فعل مضارع ” تجهلون ” آمده است به این صورت که موسی به قوم خود ، که از او تقاضای خدایی بر ساخته داشتند ، نسبت جهل داده است.
و هم چنین در سوره دیگری خداوند تبارک و تعالی می فرماید : « ما بر آسمان ها و زمین و کوه های عالم و قوای عالی ئو دانی ممکنات عرض اندام کردیم و همه از تحمل آن امتناع ورزیده ، اندیشه کردنند تا انسان ناتوان پذیرفت و انسان هم در مقام آزمایش و ادای امانت بسیار ستم کار و نادان بود. 75 »
در این جا نیز ماده جهل به صورت ” جهول ” به کار رفته شده است. به این صورت که خداوند ، انسان که بار امانت را پذیرفته است « جهول » نامیده است.
و در ادامه نیز می توان به ” آیه 17 سوره نساء ” و ” آیه 54 سوره انعام ” و ” 119 سوره نحل ” اشاره کرد که در آن ماده جهل به کار رفته است.
بدین صورت که ماده جهل و جهالت در مورد کسانی به کار رفته است که از سر نادانی کار ناشایستی انجام داده اند.
و هم چنین دیگر آیاتی که مجالی برای بیان و ذکر آن نیست.

« کاربرد و مشتقات جهل در روایات »
در ادامه برخی از روایاتی که مشتقات جهل در آن آمده را ذکر می کنیم.
امام علی ( ع ) می فرمایند :
” اعظَمُ المَصائِبِ الجهل : 76 « بزرگ ترین مصیبت نادانی است. » و هم چنین می فرمایند :
” العقلُ یَهدی و یُنجی ” ، ” و الجهل یغوی و یردی ” 77
« عقل راهنمایی می کند و نجات می دهد و نادانی گمراه می کند و نابود می گرداند. »
رسول خدا ( ص ) می فرماید :
” اِنَّ الجاهِلَ مَن عَصَی الله و ان کانَ جمیلَ المَنظرِ عظیم الحظر ”
« نادان کسی است که نافرمانی خدا کند ، اگر چه زیبا چهره و دارای موقعیت بزرگی باشد. 78 »
و در جایی دیگر می فرماید :
” قلبٌ لیسَ فیهِ شیٌء من الحکمةِ کبیتٍ خَرِبٍ فَتَعَلّموا و عَلَّمُوا و تَفَقَّهوا و لا تَمونوا جُهالًاَ فاِنَّ الله لا یعذِرُ عَلَی الجَهلِ ”
« دلی که در آن حکمت نیست ، مانند خانه ویران است ، پس بیاموزید و تعلیم دهید ، نفهمید و نادان نمیرید. به راستی که خداوند را برای نادانی نمی پذیرد. 79 »
و هم چنین امام کاظم ( ع ) می فرمایند :
” اِنَّ الزرعُ یَنُبِتُ فی السَّهل و لا ینُبتُ فی الصَّفا فَکَذلک الحِکَمةُ تَعمُر فی قلبِ المُتَواضِعِ وَ لاَتَعمُرُ قلبِ المُتکّبَرِ الجَبّار ، لاِنَّ الله جَعَلَ التواضُعَ آلة العقلِ و جَعَلَ التکُّبَر من آلة الجَهلِ “
« زراعت در زمین همواره می روید ، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت ، در دل های متواضع جای می گیرد نه در دل های متکبر ، خداوند متعال ، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است. 80 »
و هم چنین پیامبر اکرم ( ص ) در جای دیگر می فرمایند :
” ثلاثٌ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع قانون مدنی، تأثیر جهل، حقوق فرانسه، فلسفه یونان Next Entries مقاله رایگان با موضوع قرآن کریم، زبان عربی، صحیفه سجادیه، فقهی و حقوقی