مقاله رایگان با موضوع صورتهای مالی، کیفیت حسابرسی، محتوای اطلاعاتی، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

کارکنان ارشد در ارتباط با یک صاحبکار برای سالهای متمادی ممکن است تهدید برای استقلال باشد و در چنین شرایطی حسابدار حرفهای مستقل باید اقداماتی را به منظور حصول اطمینان از حفظ استقلال و بیطرفی انجام دهد. از جمله اقدامات کنترلی و حفاظتهایی که میتوان در این زمینه انجام داد چرخش اعضای ارشد تیم اطمینان، درگیر نمودن یک حسابدار حرفهای اضافی جهت مرور کار انجام شده اعضای ارشد یا مشورت در صورت لزوم، و در نهایت مرور کیفیت کار به صورت داخلی اما مستقل میباشد .
در این رابطه فدراسیون بینالمللی حسابداران1 در آئین رفتار حرفهای خود بیان میدارد: هنگامی که شرکای حسابرسی با تجربه و دانش لازم، محدود باشند، چرخش شریک ممکن است حفاظت مناسبی نباشد و در این رابطه باید حفاظتهای دیگری به کار گرفته شود مثل درگیر ساختن حسابدار حرفهای دیگری از داخل یا خارج مؤسسه، جهت مرور کار انجام شده یا در صورت لزوم جهت مشورت که ارتباطی با تیم اطمینان ندارد.
انجمنهای حرفهای حسابداری و سازمانهای ناظر حرفه از دیرباز نگران تاثیر دوره تصدی بلند مدت حسابرسی شرکت توسط یک حسابرس بودهاند، سازمانهای ناظر بر حرفه به دلیل اثرات منفی دوره تصدی بلند مدت بر استقلال حسابرس، از آن به عنوان یک تهدید بر کیفیت حسابرسی یاد میکنند. براین اساس آنها به دنبال محدود نمودن طول دوره تصدی حسابرسان در سطح مؤسسه حسابرسی و یا شرکاء حسابرسی بودهاند و نگرانی اصلی در این زمینه این است که با افزایش طول دوره تصدی حسابرس، استقلال حسابرس کاهش و در نتیجه، حسابرسان تمایل بیشتری برای کنار آمدن و پذیرفتن شیوههای گزارشگری شرکتها خواهند داشت و این به معنای کاهش کیفیت حسابرسی با افزایش طول دوره تصدی حسابرسی میباشد. در نقطه مقابل، عدهای بر این باور هستند که افزایش طول دوره تصدی باعث افزایش کیفیت حسابرسی میشود زیرا که حسابرسان برای ارتقاء کیفیت حسابرسی نیاز به شناخت کسب و کار خاص مشتری بوده و این دانش و شناخت در طول زمان به دست میآید. از اینرو، این گروه اعتقاد دارند که افزایش طول دوره تصدی باعث افزایش کیفیت حسابرسی میگردد. یکی از رویکردهایی که در بیشتر کشورها برای محدود نمودن طول دوره تصدی حسابرسی اتخاذ گردیده، استفاده از سیاست چرخش اجباری شرکا حسابرسی میباشد که در ایران طبق دستورالعمل سازمان بورس، مؤسسات حسابرسی بعد از گذشت 4 سال مجاز نیستند، مجدداً سمت حسابرس مستقل و بازرس قانونی شرکت واحدی را بپذیرند.
2-12 پیشینه پژوهش
2-12-1 پیشینه پژوهش خارجی
هنس و همكاران ( 2010 ) تاثير تجديد ارائه صورت‌هاي مالي بر تغيير حسابرس را بررسي كرده و به اين نتيجه رسيدند كه احتمال تغيير حسابرس در شركت‌هاي داراي صورت‌هاي مالي تجديد ارائه شده بيشتر از شركت‌هايي است كه صورت‌هاي مالي آنها تجديد ارائه نشده است.
چن و همكاران ( 2010 ) رابطه تجديد ارائه صورتهاي مالي و گزينه هاي تامين مالي خارجي را بررسي نمودند و به اين نتيجه رسيدند كه تجديد ارائه صورتهاي مالي كيفيت اطلاعات حسابداري را كاهش مي دهد و بر گزينه هاي تامين مالي شركتها تاثير مي گذارد .
دی چو و همکاران (1996) و پالم روس و همکاران (2004) نشان می دهند که واکنش بازار سرمایه به ارائه مجدد صورت های مالی در اثر دو عامل اصلی صورت می گیرد1- تنزل چشم انداز آتی شرکت و 2- افزایش عدم اطمینان در مورد این چشم انداز. بنابراين، پس از ارائه مجدد، انتظارات سرمايه گذاران در ارتباط با جريان هاي نقدي آتي و نرخ بازده مورد انتظار آن ها تغيير مي يابد (ژيا، 2006). تجديدنظر در سودهاي مورد انتظار آتي، تجديدنظر در نرخ رشد مورد انتظار، عدم اطمينان به شايستگي و صداقت مديريت، و مشاهدات و درك در مورد كيفيت سود از جمله عوامل اثرگذار در كاهش ارزش بازار شركت هستند. برخي از اين عوامل، ارزش شركت را از طريق كاهش مستقيم جريان هاي نقدي آتي، تقليل مي دهند و برخي ديگر، ارزش شركت را از طريق نرخ مورد استفاده توسط سرمايه گذاران براي تنزيل جريان هاي نقدي آتي كاهش مي دهند. مطالعات قبلي نشان مي دهد، ارائه مجدد موجب كاهش سودهاي مورد انتظار آتي و افزايش نرخ هزينه سرمايه شركت مي شود و با توجه به روش مورد استفاده براي محاسبه هزينه سرمايه، بلافاصله متعاقب ارائه مجدد نرخ هزينه سرمايه در ماه به طور ميانگين بين 7 الي 19 درصد افزايش مي يابد، شركت هاي با كيفيت پايين افشا، نرخ هزينه سرمايه بالاتري دارند و كيفيت پايين سود منجر به افزايش نرخ هزينه سرمايه مي گردد (هري بار و جنكينز، 2004).
دميركن (2006) شركت ها را بر مبناي دلايل ارائه مجدد طبقه بندي نمود. طبقات مختلف شامل شناسايي درآمد، مخارج تجديد ساختار، طبقه بندي مجدد، معامله با اشخاص وابسته، ماليات مربوطه و ساير موارد بودند. نتايج پژوهش وانگ ژيا (2006) نشان داد دليل اصلي ارائه مجدد صورت هاي مالي اصلاح اشتباه ناشي از شناسايي درآمد دوره هاي گذشته است. در سال 2002 نيز وو در پژوهش خود به همين نتايج دست يافته بود. در يكي از روش هاي طبقه بندي، ارائه مجددها به سه دسته بد، خوب و خنثي تقسيم مي شوند. چنانچه به دليل ارائه مجدد، سودخالص يا درآمد كاهش يابد به آن ارائه مجدد بد گفته مي شود. اگر سودخالص يا درآمد افزايش پيدا كند ارائه مجدد خوب ناميده مي شود. ارائه مجدد خنثي به حالتي گفته مي شود كه چند تغيير خوب و چند تغيير بد اتفاق مي افتند و يكديگر را خنثي مي كنند (فريدر و شانتي كومار، 2007).
گلاس لويز (2007) براي سال 2006 تعداد 1538 مورد ارائه مجدد ثبت و گردآوري كرده است در حالي كه اين موضوع براي سال 2003 برابر با 475 مورد مي باشد. بسياري از ارائه مجددهايي كه در سال هاي اخير ثبت شده‌اند بيانگر اين هستند كه به دليل وجود اشتباهات، تهيه شده اند. پژوهشگراني مثل سيسي لسكي و ويريچ (2006)علت ارائه مجددها را ناشي از پيچيدگي هاي حسابداري مي دانند. از طرفي اتاق بازرگاني و كميسيون بورس و اوراق بهادار ايالات متحده و هيئت استانداردهاي حسابداري مالي هر يك پيچيدگي حسابداري را به عنوان يك مشكل اساسي و بزرگ شناسايي كرده اند.به همين منظور و در واكنش به اين مسئله،كميسيون بورس و اوراق بهادار كميته اي مشورتي براي بهبود گزارشگري مالي تشكيل داد که هدفش کاهش پیچیدگی گزارشگری مالی است. همچنین کمیسیون بورس اوراق بهادار طرحی ارائه داد كه بر اساس آن مراجع استاندارد گذار به سمت تهيه و تدوين استانداردها بر مبناي اصول حركت نمايند تا بدين ترتيب از پيچيدگي حسابداري كاسته شود.استدلال آن ها بر اين بود كه استانداردهاي بر مبناي دستورالعمل راهنمايي هاي مبهم و گيج كننده اي ارائه مي دهند و استثناعاتي ايجاد مي كنند كه منجر به ارائه مجددهاي حسابداري مي شود و به همين دليل اعتقادشان بر اين است كه حركت به سمت تهيه استانداردهاي بر مبناي اصول كمك خواهد كه از تعداد ارائه مجددها كاسته شود (پلومي و يوهان،2006).
پوزن (2007)، چنین استدلال می‌کند كه ارائه مجددها به علت تفسيرهاي دوباره اي كه از قضاوت‌هاي حرفه‌اي مي شود، است و مديريت انتظار آن را ندارد. آن‌ها استدلال مي‌كنند كه حسابرسان و قانون‌گذاران انتظار دارند كه قضاوت‌هاي مديريت و نيز حركت بيشتر به سمت استانداردهاي بر مبناي اصول كه با افزايش ذاتي نياز به قضاوت مواجه خواهد شد، منجر به افزايش تعداد ارائه مجددها خواهد شد.
افرادي همچون دزين كوفسكي (2007) عقيده دارند كه ارائه مجددها به دليل ناتواني مديريت شركت در وارسي هزاران صفحه استاندارد حسابداري براي پيدا كردن پاراگراف‌هايي است كه براي معاملات مورد نظر بكار گيرد. استدلال آن‌ها اين است كه كميسيون بورس و اوراق بهادار و هيئت استانداردهاي حسابداري مالي به طور دوره‌اي اقدام به تغيير تفسير استانداردها مي‌نمايد و اطلاع رساني و نيز راهنمايي‌هاي درستي از آن‌ها ارائه نمي‌شود.
نتايج پژوهش پلومي و يوهان (2006)، بيانگر اين مطلب است كه علت 37% ارائه مجددهاي حسابداري ويژگي‌هاي استانداردهاي حسابداري است. نتايج پژوهش مزبور نشان مي دهد كه ارائه مجددهاي مربوط به كسب سود،سرمايه گذاري ها،ساير اقلام سود جامع، سرمايه، درآمد و دارايي هاي سرمايه اي به طور معناداري به عنوان ويژگي هاي استانداردهاي حسابداري نسبت به سايرموارد مربوط به ارائه مجددها، مربوط تر هستند. ارائه مجددهايي كه علت آن ها ويژگي هاي استاندارد هاي حسابداري تشخيص داده شده بود،58% آن ها مربوط به كمبود شفافيت در استانداردهاي حسابداري بوده است.37% آن ها نيز به استفاده از قضاوت در بكارگيري استاندارد به عنوان عامل دخيل شناسايي شد.همچنين آن ها نشان دادند كه ارائه مجددهاي مربوط به طبقه بندي هاي نادرست، شناسايي هزينه، ساير اقلام سود جامع و سرمايه به طور معناداري با كمبود شفافيت در استانداردها در ارتباط هستند.
هری بار و جنکینس (2004) در امریکا تاثیر ارائه مجدد صورتهای مالی روی برآورد هزینه سرمایه را مورد پژوهش قرار دادند و در یافتند که ارائه مجدد صورتهای مالی از طریق کاهش اطمینان سرمایهگذاران نسبت به اعتبار و شایستگی مدیریت موجب کاهش سودهای مورد انتظار آتی وافزایش نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران و در نهایت موجب افزایش هزینه سرمایه شرکت میگردد.
ویلسون (2008)،در آمریکا کاهش در محتوای اطلاعاتی سود ،پس از ارائه مجددرا مورد آزمون قرار داد و دریافت که نسبتا ،سود پس از ارائه مجدد،دارای محتوای اطلاعاتی کمتری است.برای شرکتهایی که به دلیل اصلاح اشتباه ناشی از شناسایی درآمد ارائه مجدد نموده اند ،کاهش در محتوای اطلاعاتی سود،قابل ملاحظه تر است.
لی یو (2004)پژوهشی با عنوان تاثیر ارائه مجدد صورتهای مالی بر تغییر حسابرسان و مدیریت ارشد را انجام داد.نمونه آماری این پژوهش شامل 569 شرکتی بود که پس از ارائه مجدد اقدام به تغییر حسابرس خود نموده اند. نتایج نشان داد که اعلان ارائه مجدد به طور معنا داری موجب افزایش احتمال تغییر و عزل حسابرسان میشود.
2-12-2 پیشینه داخلی
شریعت پناهی و کاظمی (1389) با مطالعه 185 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی سالهای 1378الی1386 به این نتیجه رسیدند که تجدید ارائه صورتهای مالی موجب کاهش محتوای اطلاعاتی سود میشود و شرکتهایی که عمدهترین دلیل صورتهای مالی تجدید ارائه شده آنها اصلاح اشتباه ناشی از شناسایی درآمد است محتوای اطلاعاتی سود آنها کاهش یافته است.
کـاظمی و همکاران (1391) رابطه بین ارائه مـجدد صورتهای مالی و محافظه کاری در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کردند. این تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و از نوع همبستگی و پس رویدادی م یباشد. انجام پژوهش به صورت قیاسی-استقرایی است و در آن اطلاعات مالی 79 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1384-1389 بررسی شده است. نتایج حاصل از ارتباط مثبت و معنی دار بین ارائه مجدد صورت های مالی و استراتژی گزارش گری محافظه کارانه حمایت می کند.
آقايي و همكاران ( 1392 ) تاثير تجديد ارائه صورت هاي مالي بر كيفيت اقلام تعهدي را بررسي نمودند. يافته هاي تحقيق نشان مي دهد كه كيفيت سود (اقلام تعهدي) بطور معناداري از دوره تحريف تا دوره بعد از اطلاعيه تجديد ارائه افزايش يافته است.
عبدلي و همكاران (1392) در پژوهشي تاثير ويژگيهاي حسابرس، شامل اندازه موسسه‎هاي حسابرسي، چرخش و نوع اظهار نظر حسابرس بر تجديد ارائه ارقام صورتهاي مالي شركتهاي پذيرفته‎شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسي قرار گرفت. نتايج پژوهش نشان ميدهد كه بين چرخش حسابرس و اندازه موسسه حسابرسي با ميانگين ارقام تجديد ارائه‎ شده در صورتهاي مالي رابطهاي منفي و معناداري وجود دارد. بنابراين با چرخش و تغيير حسابرس، ميزان اقلامي كه در صورتهاي مالي تجديد ارائه مي‎شود، كاهش مييابد و افزايش تعداد كاركنان و شركاي موسسهحسابرسي موجب كاهش اقلام تجديد ارائه‎شـده در صورتهاي مالي ميشود.
خلاصه فصل
در این فصل با توجه به موضوع پژوهش ابتدا مبانی نظری مرتبط با تجدید ارائه صورت‌های مالی و علل تجدی ارائه و تاثیر آن بر تصمیمات استفاده کنندگان صورتهای

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع حسابرسان مستقل، کیفیت حسابرسی، عدم اطمینان، ارزش افزوده Next Entries منابع و ماخذ پایان نامه سرمایه انسانی، منابع انسانی، مدیریت منابع انسانی، مدیریت استعداد