مقاله رایگان با موضوع شناختی رفتاری، درمان شناختی رفتاری، سلامت روان، هراس اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

نفس پايين، مضطرب و بي‌تحمل در مي‌آيد. همه اين ويژگي‌هاي شخصيتي كه شالوده سلامت رواني يا بيماري رواني فرد را مي‌ريزند در سال‌هاي تحصيل در مدرسه شكل مي‌گيرند، هرچند مطالعات انجام شده در اين باره فراوان نيست،‌ اما پژوهش‌های محدود در نمونه دانش آموزی كه درباره تأثير نمره‌هاي معلمان بر مفهوم خود تحصيلي و سلامت رواني دانش‌آموزان انجام گرفته شواهد تأييدكننده بيشتري به دست آمده است. اگر محيط مدرسه براي دانش‌آموز شواهدي كه حاكي از شايستگي و لياقت او در كار مدرسه باشد، در طي چندين سال، خصوصاً در سال‌هاي نخست تحصيل فراهم آورد و اين تجارب موفقيت‌آميز در چهار، پنج سال بعد تكرار ‌شود، براي مدت نامحدودي در فرد نوعي مصونيت در برابر بيماري‌هاي رواني ايجاد مي‌شود. چنين فردي قادر خواهد بود تا بدون تحمل رنج و عذاب بر بحران‌ها و فشارهاي شديد زندگي غلبه كند، احساس او از شايستگي و مهارت‌هاي شخصي و فني‌اش كه بعضي از آنها را در مدرسه آموخته است وي را قادر خواهد كرد تا در مقابله با موقعيت‌هاي بحراني زندگي، روش‌هاي واقع‌بينانه‌اي را به كار برد. بنابراین در جهت ارتقاء بهداشت روانی دانش اموزان، ضروری است که عوامل سبب ساز مشکلات تحصیلی و روانشناختی دانش آموزان شناخته و درمان گردد. مطالعه حاضر نیز در همین جهت انجام گرفته است.

اهداف تحقیق
1- بررسی اثربخشي درمان شناختي ـ ‌رفتاري بر کاهش نشانه‌های اضطرابی دانش آموزان دچار اختلال هراس اجتماعي
2- بررسی اثربخشي درمان شناختي ـ ‌رفتاري بر افزایش کنشوری تحصیلی دانش آموزان دچار اختلال هراس اجتماعي
فرضيه‌هاي تحقيق
1- درمان شناختي ـ ‌رفتاري بر کاهش نشانه‌های اضطرابی دانش آموزان دچار اختلال هراس اجتماعي تاثیر معناداری دارد.
2-درمان شناختي ـ ‌رفتاري بر افزایش کنش‌وری تحصیلی دانش آموزان دچار اختلال هراس اجتماعي تاثیر معناداری دارد.
تعریف عملیاتی مفاهیم تحقیق
تعریف درمان شناختی ـ رفتاری: درمان شناختی رفتاری، نوعی روان‌درمانی است که به بیماران کمک می‌کند تا به درک افکار و احساساتی که بر روی رفتارشان تأثیر می‌گذارد، نایل گردند. درمان شناختی رفتاری در حال حاضر برای درمان تعداد زیادی از اختلالات، از جمله هراس‌ها (فوبیا)، اعتیاد، افسردگی و اضطراب به کار گرفته می‌شود. درمان شناختی رفتاری عموماً کوتاه مدت است و بر کمک به بیماران در پرداختن به یک مشکل خاص تمرکز دارد. در خلال دوره درمان، فرد یاد می‌گیرد که چگونه الگوهای فکری مخرّب یا مزاحمی که دارای تأثیرات منفی بر روی رفتارش هستند راشناسایی کند و تغییر دهد.
تعریف هراس اجتماعی: منظور ما از هراس اجتماعی در اين تحقيق نمره‌ای است كه آزمودنی‌ها در پرسشنامه مقياس اختلال هراس و اضطراب اجتماعی کسب می‌کنند.
تعریف اضطراب: منظور ما از اضطراب نمره‌ای است که آزمودنی از آزمون اضطراب بک بر اساس نشانه‌ها و علایم اختلال‌های اضطرابی و معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR کسب می‌کند.
کنشوری تحصیلی: نمراتی که دانش آموزان در نیمسال تحصیلی کسب کرده‌اند.

فصـل دوم: گستره نظري و پيشينه‌ي پژوهش
تجربه اضطراب در موقعيت‌هاي اجتماعي نادر نيست، ‌اما معمولاً اضطراب در برخی افراد آن قدر شديد نيست كه باعث اختلال در عملكرد تحصيلي، شغلي، اجتماعي، خانوادگي و… شود، اما مقداري اضطراب ممكن است باعث بهبود در عملكرد افراد گردد. ولي برخي افراد به هنگام حضور در موقعيت‌هاي اجتماعي ترس‌شان آن‌قدر شديد مي‌شود كه حتي در پيش‌بيني مواجه شدن با اين موقعيت‌ها شديداً‌ مضطرب مي‌گردند و از اين موقعيت‌ها اجتناب مي‌كنند، زيرا پيش‌بيني روبرو شدن براي آن‌ها خيلي دردناك است. اين افراد در زير گروهي از جمعيت هستند كه هراس اجتماعي (فوبي اجتماعي17) ناميده مي‌شود. هراس اجتماعي با اضطراب شديدي كه فرد همراه با ناراحتي يا دخالت در عملكرد تجربه مي‌كند، تشخيص داده مي‌شود (فورمارک18،2002).
تاريخچه اضطراب
تقريباً همه افراد آدمي احساس تنش، ناراحتي و يا انتظار وقوع رويدادهاي ناگوار را تجربه كرده‌اند. اضطراب نقش مهمي در بررسي روانشناسي افراد نابهنجار ايفا مي‌كند. زيرا كمتر كسي هفته‌اي از زندگي اش را بدون وجود هيجاني كه آن را اضطراب مي‌خوانيم سپري مي‌كند. اما دوره‌هاي كوتاه‌تر اضطراب يك فرد عادي را به ستوه مي‌آورد، از نظر شدت و مدت با اضطرابهايي كه فرد مبتلا به اختلال اضطرابي از آن رنج مي‌برد، نه قابل مقايسه است و نه به آن اندازه توانكاه. اضطراب هشداري براي تهديد بروني يا دروني است و كيفيت نجات دهنده زندگي را دارد. در سطحي پايين تر، اضطراب هشداري براي آسيب بدني، درد، درماندگي تنبيه احتمالي و ناكام ماندن نيازهاي اجتماعي و جسمي، جدائي از افراد محبوب، تهديدي براي مقام و موقعيت و بالاخره تهديد يكپارچگي و تأمين شخص است (وود19 و همکاران، 2009).
اضطراب جزء هيجان‌هايي است كه بيش از همه مورد مطالعه قرار گرفته است و نظريه‌هاي بسياري در مورد آن مطرح شده است. در اين ميان نظريه‌هايي كه بر پايه موارد باليني مطرح شده‌اند جايگاه خاصي دارند. برخي اضطراب را يك هيجان شامل درماندگي مي‌دانند كه براي آن منبع مشخصي وجود ندارد. در خلال قرن نوزدهم كساني را كه به رغم سلامت ظاهري جسماني، داراي رفتارهاي انعطاف ناپذير و خود – تخريب گر بودند، با عنوان «روان آزرده» متمايز مي‌كردند و اين گونه تصور مي‌شد كه اين اشخاص از نارساكنش وري ناشناخته‌اي رنج مي‌برند. سپس در جريان سال‌هاي پاياني قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم، ديدگاه مبتني بر پديد آيي زيست شناختي روان آزردگي، جاي خود را به ديدگاه فرويدي مبتني بر پديد آيي روانشناختي داد (شمس، 1387).
فرويد از نخستين كساني بود كه اضطراب را داراي اهميت فراواني شمرد. وي بين اضطراب عيني و اضطراب روان رنجور تمايز قائل شد، به اين ترتيب كه اولي را پاسخ واقع بينانه در برابر خطر بروني و همسان با ترس و دومي را اضطرابي كه ريشه در يك تعارض ناهشيار درون دارد محسوب كرد. در اضطراب روان رنجور چون تعارض خود يكامر ناهشيار است بنابراين آدمي سبب اضطرابش را نمي‌داند (قاسم زاده،1370). فرويد اصطلاح روان آزردگي را به معناي ديگري به كار برد و بر اين نكته تأكيد كرد كه اين اختلال از علل جسماني ناشي نمي‌شود، بلكه ريشه در اضطراب دارد. بدين معنا كه وقتي خاطرات و اميال سركوب شده ناهشيار كوشش مي‌كنند تا از سطح ناهشياري به سطح هشياري راه يابند، اضطراب و يا دفاع عليه آن قلمداد مي‌شوند. انتقادهاي زيادي به اين نظريه ورد آمده است. پاره‌اي از مؤلفان، اضطراب را مانند هوش، سازه‌اي استنباطي مي‌دانند كه براساس گزارش‌هاي فاعلي، رفتارهاي اجتنابي و لايم فيزولوژيكي سنجيده مي‌شود. در حالي كه هنوز درباره شيوه‌هاي سنجش اين نشانه‌هاي اضطرابي و چگونگي بروز آنها در افراد متفاوت، اتفاق نظر وجود ندارد (نیکخو، 1373). از اينجاست كه به كار بردن اصطلاح كلي اضطراب، بدون مشخص كردن معناي خاصي كه از آن برداشت مي‌شود و بالاخره بايد گفت كه اضطراب را نمي‌توان در قلمرو آنچه تحت عنوان روان آزردگي مشخص مي‌شود، محدود كرد. را چرا كه چنين احساسي نه تنها در افراد بهنجار وجد دارد، بلكه بيماران افسرده، روان گسسته هم از اين حالت رنج مي‌برند، اين جنبه گسترده اضطراب نيز مشكلات بيشتري را در راه فراهم كردن ضوابط تشخيصي، ايجاد مي‌كند (شاملو، 1383).
با وجود آن كه درباره معنا و منابع اضطراب بررسيهاي نظري فراواني از نظر فلسفي و ديني وجود داشته است، اما اغلب اين افتخار نصيب فرويد مي‌گردد، زيرا تصور مي‌كنند كه او نخستين كسي است كه اين پديده را مورد بررسي قرار داده است. اضطراب در معني لغوي يعني: «پريشان شدن، جنبيدن، لرزيدن، آشفتگي، بي تابي، بي آرامي. اضطراب عبارت است از واكنش فرد در مقابل يك موقعيت ضربه آميز، يعني موقعيتي كه زير تأثير بالا گرفتن تحريكات اعم از بيروني يا دروني واقع شده و فرد در مهار كردن آنها ناتوان است. اضطراب به منزله حالت هيجاني توأم با هشياري مستقيم نسبت به بي معنايي، نقص و نابساماني جهاني است كه در آن زندگي مي‌كنيم. اضطراب يك احساس منتظر، بسيار ناخوشايند، اغلبي مبهم دلواپسي است كه اغلب با علايم دستگاه اتونوم همراه مي‌گردد: مثل تنگي نفس، تعريف و غيره. اضطراب پيش‌بيني حاكي از نگراني خطري در آينه يا بداقبالي، همراه با يك احساس ملايم يا علايم جنسي تنش. كه كانون خطر پيش بيني ممكن است دروني يا بيروني باشد. در يك جمع‌بندي كلي، شايد بتوان اضطراب را به عنوان احساس رنج آوري كه با يك موقعيت ضربه آميز كنوني يا با انتظار خطري كه به شيء نامعين وابسته است، تعريف كرد. در واقع، به جز در پاره‌اي از نظريه‌هاي رفتاري نگر، از اصطلاح اضطراب معمولاً معناي وسيع‌تر از آنچه با تجربه‌هاي رنج‌آور فرد مرتبط است، استنباط مي‌شود. به عبارت ديگر، اضطراب مستلزم مفهوم نا ايمني يا تهديدي است كه فرد منبع آن را به وضوح درك نمي‌كند (شمس، 1387).
انواع اضطراب
1- اضطراب طبيعي
اضطراب را در واقع همه انسانها تجربه مي‌كنند. اضطراب يك احساس منتشر، بسيار ناخوشايند و اغلب مبهم دل واپسي است كه اغلب با علايم دستگاه اتونوم همراه مي‌گردد. مثل تنگي قفسه سينه، طپش قلب، تعريق، سردرد، ناراحتي مختصر معده و بي قراري كه با عدم توانايي براي نشستن يا ايستادن مشخص مي‌شود. مجموع علايمي‌كه هنگام اضطراب وجود دارد، بين افراد متفاوت است (وود و همکاران، 2009).

2- اضطراب مزمن
اضطراب مزمن به صورت يك ناراحتي كم و بيش دائم در سطح رواني، جسماني و يا ارتباطي آشكار مي‌شود. از ديدگاه اطرافيان، اضطراب مزمن به صورت «رفتارهاي امتناعي» و «بلهوسي‌هاي» كم اهميتي جلوه‌گر مي‌شود كه مدتها معناي آن را بدرستي درك نمي‌كنند. اضطراب مزمن مي‌تواند به شكل ظاهري احتراز از ديگران يا بي توجهي نمايان شود، واكنشهايي كه براي اطرافيان به منزله علايم هشداردهنده به حساب آيند. گريز از انزوا يكي از رگه‌هاي متمايز كننده اضطراب از افسردگي است (كاوياني، 1380).
احساس گنهكاري، احساس درست انجام ندادن يا بد انجام دادن كار، احساس تأييد نشدن توسط ديگران معمولاً شيوه بيان اضطراب مخصوصاً نزد كودكان است. نگرانيهاي اضطراب آميز درباره اطرافيان، همراه با حدي از نشخوار فكري، بفراواني مشاهده مي‌شوند. نگراني‌هايي درباره خود مي‌توانند جايگزين نگرانيهايي درباره ديگران شوند و با احساس خطر بدبختي قريب الوقوع همراه باشند (شاملو،1383).
3- اضطراب حاد
اين اضطراب چندين بار در روز يا گاه و بيگاه بروز مي‌كنند، مدت آنها محدود و آغاز و پايانشان ناگهاني است. كودكان نيز مانند بزرگسالان مي‌توانند به بحرانهاي اضطرابي حاد دچار شوند. در اكثر مواقع، اين واكنشها در برابر رويدادي ناگهاني يا موقعيتي خاص(مانند مرگ يكي از نزديكان، مشكلات تحصيلي و يا شغلي) و در زمينه اضطرابي مزمني بروز مي‌كنند. در واقع، اضطراب حاد به منزله علامت يك ترس كم و بيش هشيار از رها شدن و از دست دادن محبت والدين يا از خطري جسماني (معلوليت يا مرگ) است. در بروز اضطرابهاي حاد معمولاً ابتدا شاهد افزايش تدريجي اضطراب و بروز دفاع‌هايي هستيم كه فرد براي مبارزه عليه آن به كار مي‌بندد، اما عدم درك اطرافيان موجب مي‌شود تا راهبردهاي دفاعي، مؤثر واقع نشوند و بحرانهاي اضطرابي حاد به وجود آيند. در هنگام بروز اضطراب حاد فرد ممكن است توانائي مهار خود را از دست بدهد در اين مواقع عمل كردن به صورت نا آرامي ‌كم و بيش مهار نشدني جانشين بيان رواني اضطراب مي‌شود يا بالعكس با يك بازداري رفتاري كه مشابه حالت بهت زدگي است مواجه مي‌شويم. غالباً در قله بحران اضطرابي حالت نا آرامي شديد و حركات نامنظم وزايدي مانند به هم ماليدن دستها يا باز كردن و بستن انگشتان مشاهده مي‌شود. علامت‌هاي بدني اضطراب مانند تعريق، لرزش، تشنج و غيره نيز ديده مي‌شوند. تظاهرات شبانه اضطراب حاد به صورت كابوسها و يا وحشت زدگيهاي شبانگاهي بروز مي‌كنند و در آخر خستگ

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هراس اجتماعی، اضطراب اجتماعی، شناختی ـ رفتاری، بهداشت روان Next Entries مقاله رایگان با موضوع كاهش اضطراب، علائم اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه، اختلال اضطراب منتشر