مقاله رایگان با موضوع سبک رهبری، رهبری تحول آفرین، رهبری تحولگرا، سبک های رهبری

دانلود پایان نامه ارشد

آورد. بر پایه مطالعات دانشگاه دولتی اوهایو «استاگدیل» چنین مطرح می سازد که در مطالعات رهبری بایستی تاکید بیشتری بر رفتارهای رهبری داشت تا خصوصیات شخصی رهبران از این دیدگاه ضرورتاً رهبری شامل دو نوع رفتار عمومی تحت عناوین رفتارهای سیستم مدار و رفتارهای شخص مدار می باشد(ایران نژاد پاریزی،1371).
2-6-1 سبک های عمده رهبری
عامل های عمده ای که سبک رهبری را تحت تاثیر قرار می دهد شیوه نگرش مدیر نسبت به نقش خود کارکنان است. اگر مدیر کارکنان را افرادی بداند که تحت هدایت او کار می کنند سبک او محافظه کار است. اگر مدیر خود را همکاری نسبت به کارکنان بداند که مسولیت های معین بیشتری و وظایف متفاوتی دارد سبکش را لیبرال(مشارکتی) گویند. بیشتر مدیران دارای سبکی هستند که با ویژگی های خودشان انطباق دارد یا برایشان سهل تر است و تنها معدودی از مدیران می توانند سبک خود را با شرایط و افراد گوناگون منطبق سازند تمامی صاحب نظران مدیریت حتی طرفداران سبک لیبرال، اذعان دارند سبکی که در گذشته و حال در جهان غلبه داشته محافظه کار بوده است گو اینکه طرفداران سبک لیبرال پیش بینی می کنند که در آینده سبک لیبرال غلبه خواهد کرد.
گذشته از دو سبک عمده بالا سبک میانه ای نیز هست، سبکی که آمیزه ای از هر دو سبک است.در سبک میانه،مدیر نسبت به بعضی جنبه های مدیریت محافظه کار و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال است (سیدجوادین،1386).
بهرحال انواع مختلف سبک های رهبری در حال تغییر و تکامل است. ولی غنوی(1384) پنج نوع سبک رهبری را که تا حدی شناخته شده و مشخص می باشد به شرح زیل بیان می دارد:
1) رهبر اقتدارگرا: قدرت خود را از منابعی مثل مقام،دانش، زور، یا توانایی تشویق و تنبیه می گیرد و این قدرت را به عنوان یک اصل یا یک روش برای انجام امور، بکار می برد او واقعا اقتدارگر است آنچه را که می خواهد می داند و چگونه کار هر کس را مشخص نماید، تقاضای او اطاعت بی چون و چرای پیروان می باشد اقتدار او از یک حالت خشن تا یک حالت پدرانه برحسب اینکه چقدر روی انگیزش، تهدید و تنبیه در حالت خشونت و یا تشویق در حالت پدرانه عمل نماید تغییر می کند، اقتدارگرا در صورتی که خشن باشد تقاضای او باید مورد قبول قرار گیرد به این عنوان که راه دیگری جز پذیرش نظر او وجود ندارد و در صورتی که پدرانه باشد نظر او به این عنوان که پدر بهتر از دیگران مصلحت را می داند باید مورد پذیرش واقع شود اقتدار گرا به سایرین یا اصلا آزادی نمی دهد و یا خیلی کم آزادی می دهد.
2) رهبر بروکراتیک: رهبر بروکرات مثل رهبر اقتدارگرا به مردم می گوید که چه بکنند و چگونه نکنند اما پایه همه دستورات او انحصار سیاست ها، روش ها و دستورالعمل های سازمان است برای مردم بروکرات این مقررات مطلق می باشند او دقیقاً از روی وظایف عمل می کند و هیچ استثنائی را نمی پذیرد. او به دستورالعمل ها عمل می کند و کار او به عنوان یک مدیر بیشتر شبیه قاضی می باشد که هیچ استثنائی را از قوانین حتی در مورد مسائل فنی قبول نمی کند. رهبر بروکرات مانند رهبر اقتدارگرا به افراد خیلی کم آزادی می دهد یا اصلاً نمی دهد.
3) رهبر دیپلماتیک: یک دیپلماتیک هنرپیشه ای است که مثل یک فروشنده، با استفاده از هنر خود برای متقاعد کردن افراد زندگی می کند، اگرچه او عیناً قدرت رهبر اقتدارگرا را دارد اما ترجیح می دهد تا جایی که ممکن است با متقاعد کردن از طریق برانگیختن افراد عمل نماید. او در صورت لزوم می تواند به سبک اقتدارگرایانه بازگردد، اما ترجیح می دهد که از آن احتزاز جوید. بعضی ها این سبک را «سبک فروش» می نامند که در آن تاکتیک های متقاعد کردن مختلف و وسیعی را از توزیع ساده دلایل گرفته تا مقیاس کاملی از مناظره با افراد شامل می شود و معمولاً هدف های سازمان را به نیازها و خواسته های شخصی افراد ارتباط می دهد.
4) رهبر مشارکتی: رهبر مشارکتی به صورت باز مردم را به شرکت در تصمیم گیری ها، سیاستگذاری ها و تعیین روش های اجرایی برای زمینه های محدود و یا گسترده دعوت می نماید. او یک رهبر دموکراتیک و یا یک رهبر مشاوره ای است. رهبر دموکراتیک به گروه می پیوندد و از قبل مشخص می کند که او سر تصمیم جمع، خواه از طریق توافق به دست آید و یا از طریق رأی اکثریت ایستاده است. رهبر مشاوره ای با افراد خود مشاوره و مشورت می کند و آن ها را به شرکت مؤثر، بحث مناظره، به نفع یا علیه یک موضوع، و ارائه پیشنهادات گروهی دعوت می نماید، اما این موضوع را روشن می سازد که خود او به تنهایی باید به حساب بیاید و حتی تصمیم گیری نهایی را برای خود محفوظ نگه می دارد. در هر دو سبک رهبری مشارکتی به افراد تا درجه زیادی نظیر (رهبری رها کرده) آزادی عمل داده شده است.
5) رهبر رها کرده (رهبر لجام گسیخته): رهبر رها کرده آن را به اسبی تشبیه کرده اند که دهانه اش باز شده است. به مفهوم کنار گذاردن هر نوع کنترل نیست، او برای پیروان خود یک هدف را مشخص می کند و عوامل مشخص آن مثل سیاست ها، زمان انجام و بودجه آن را نیز تعیین می نماید و سپس آن ها را بدون هدایت و کنترل بیشتر رها می سازد مگر اینکه خود پیروان تقاضای کنترل کنند. (حاجی پور، 1389)
2-7 نظریه سبک رهبری مبتنی بر موقعیت و انعطاف پذیری
پال هرسی و کنت بلانچارد 7نظریه رهبری مبتنی بر موقعیت را که یکی از روش های اصلی اقتضایی است ارائه کرده اند. نظریه مذبور بر این اساس قرار دارند که سبک رهبری موفقیت آمیز و اثربخش با میزان رشد و بلوغ زیردستان تغییر می کند. صاحبنظران این نظریه معتقدند که مدیر و پیروانش در دو بعد تکلیف گرایی و رابطه گرایی از چهار مرحله، که گونه ای از چرخه زندگی به حساب می آیند عبور می کند. این چهار مرحله عبارتند از: دستوری، توجیهی، مشارکتی و تفویضی. این نظریه از آن جهت مورد توجه قرار گرفته است که در آن گونه ای از رهبری که دارای پویایی و انعطاف پذیری است توصیه می شود. از دیدگاه این محققان، مدیر باید مرتب شیوه رهبری خود را به شیوه ای مناسب تغییر دهد. این که مدیران در مرحله عمل تا چه اندازه بتوانند در شرایط مختلف از سبک ها و شیوه های مختلف رهبری استفاده کنند، بستگی به انعطاف پذیری آن ها دارد. هر قدر مدیران در استفاده از سبک های متنوع انعطاف پذیرتر باشند، اثربخشی آن ها افزایش می یابد. (احمدی و همکاران، 1386).
2-8 رهبران تحول آفرین و مبادله گرا
بررسی سبک های رهبری طی چندین رویکرد انجام پذیرفته است. مطالعه ویژگی و خصوصیات رهبری در دهه 1930 آغاز شد و با رویکرد رفتاری و اقتضایی در دهه 1950 و 1970 ادامه یافت (زردشتیان،1388). یکی از دغدغه های سازمان ها و پژوهشگران در چهار دهه پیش رهبری بوده است و تلاش برآن بوده که این پدیده را با تعدادی از معیارهای دانشگاهی عمل کنند. جدیدترین رویکردها که برای مطالعه رهبری آمده است، مدل رهبری تحول آفرین- مراوده ای طراحی شده توسط بس (1985) و عملیاتی شده از سوی بس و آوولیو (1995) می باشد. جیمز مک گریگور برنز (1978) اولین کسی بود که در کتاب خود با نام «رهبری» اصطلاحات رهبری مراوده ای 8و تحول آفرین 9را به کار برد این اصطلاحات به سرعت در حوزه های مدیریت سازمانی بکار گرفته شد. (دال وایکز و هیگز10،2005). در محیط های متلاطم، رهبران تحول آفرین احتمالا موثرترند، زیرا آنها به دنبال روش های جدید کارکردن و در جستجوی فرصت هایی برای مواجهه با ریسک هستند. پاسخ های موثر را به پاسخ های کارا ترجیح می دهند و احتمالا از وضع موجود کمتر حمایت می کنند، بنابراین آنها شاید در برابر تغییرات محیط خارجی یا پیش بینی آن تغییرات واکنش موثر تری نشان دهند، (برون، بیوار، 2006). در دهه اخیر، سبک رهبری تحولگرا و عملگرا نظر بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. بارنز(1978) بر اساس دیدگاه«ماکس وبر» از منابع مادی و غیر مادی قدرت، نظریه سبک رهبری تحولگرا و عملگرا را ارائه داد. بر اساس نظریه بارنز،در سبک رهبری عملگرا، بین رهبر و پیروان رابطه قراردادی وجود دارد که در آن پیروان پاداش هایی را در ارتباط با نیازهای سطح پایین خود دریافت می کنند. نظریه های پیشین رهبری با سبک رهبری عملگرا به عنوان یک نظریه مبادله ای ساده مشابهت دارد. در مقابل در سبک رهبری تحولگرا، رهبر با ایجاد پیوند عاطفی با پیروان، آنها را به کار برانگیخته و تشویق می کند تا به حداکثر توان بلقوه خود دست یابند (رافرتی،گریفین، 2004). برنز11 (1978) اولین بار، بین رهبران تحول آفرین و مراوده ای تمایز قایل شد. رهبران تحول آفرین نیازها و انگیزه های پیروان را بالا می برند و باعث تغییر برجسته در افراد، گروه ها و سازمان ها می شوند. رهبران مراوده ای نیازهای فعلی زیردستان را نشانه رفته و توجه زیادی به تهاتر دارند (پاداش به ازای عملکرد، حمایت دوجانبه و دادوستدهای دوطرفه) (گاردنر و استو12، 2002). رهبری معاملاتی به مبادله اشاره می کند که پیشبرد اهداف هر حزب در روش های اقتصادی، سیاسی یا روانی است. در مقابل رهبری تحولی فراتر از مزایایی است که متعلق به هر فرد از طریق تبادل اجتماعی و منعکس کننده رابطه ای است که در آن رهبران و پیروان با یکدیگراز طریق اهداف مشارکتی به شیوه ای که منجر به تغییر و افزایش انگیزه می شود(شلدن، جولیان، نیک، 2010). بعد از بارنز صاحب نظران متعددی به ارائه نظریه در مورد سبک های رهبری تحولگرا و عملگرا پرداختند. باس (1998) سه سبک رهبری را مورد بحث قرار داد: مبادله ای، عدم مداخله وتحولی.
یک جنبه عمده از رهبری مبادله ای، فرایند مبادله اجتماعی است.
در مقابل رهبران مبادله ای ، رهبران تحولی، انگیزه، احساس و نیازهای زیر دستان را بکار می گیرند.
رهبران تحولی ممکن است شرایط استرس زا را به عنوان فرصت هایی جهت رشد و حمایت لازم را از طریق فرایند عملکرد مقرر می دارند (لیونز و اسچنیدر،132009 ).
یکی از این نظریه پردازان مارشال ساشکین (1985-1998) است، که نظریه رهبری تحولگرا و عملگرا خود را تحت عنوان رهبری دوراندیش یا بینش گرا ارائه داد (زرتشتیان و همکاران،1388).
پیرو تحقیقات برنز، در سال 1985، بس مدلی از رهبری ارائه داد که برای موقعیت های ثبات و تحول سازمانی، به ترتیب رهبری مراوده ای و تحول آفرین را تجویز می کرد. بس و آوولیو14 در سال 1995 این مدل را گسترش دادند و ابعاد رهبری تحول آفرین و رهبری مراوده ای را مشخص کردند و حتی این مدل را در قالب پرسشنامه ای با نام «پرسشنامه چند عاملی رهبری15» به صورت عملیاتی درآوردند (گاردنر و استو،2002).

نگاره2-3: مولفه های اصلی تشکیل دهنده رهبری تحول بخش و مراوده ای

2-8-1 نظریه رهبری تحول آفرین
یکی از نظریه های نوین در زمینه رهبری سازمانی، رهبری تحول آفرین است. رهبران تحول آفرین اثربخشی را به کارایی ترجیح می دهند و سعی می کنند با توجه به روحیات خود کارکنان، از منابع انسانی سازمان بهره مند شوند. (یعقوبی و همکاران، 1388)
جیمز برنز در سال 1978 «نظریه رهبری تحول آفرین» را به عنوان فرایندی اخلاقی مطرح ساخت که از آن طریق، رهروان و پیروان به سطوح عالی تر منزلت خواهند رسید. به زعم برتر، رهبران تحول آفرین، صاحب بینشی هستند که از طریق آن دیگران را برای انجام کارهای استثنائی و روشن تر به چالش و تلاش وا می دارند و همچنین منشأ تغییرات تلقی می شوند. رهبری تحول آفرین می تواند تصویر بهتر و روشن تری از آینده ارائه داده، بینش خود را به صورت اثربخش برای کارکنان تبیین کند و رهروان نیز با کمال میل و رغبت آن بینش را به عنوان واقعیت بپذیرند. رهبری تحول آفرین با استفاده از جذابیت و قریحه خویش بر تخیل دیگران اثر می گذارد و ترکیبی از فرهی، رهبری الهامی، تحریک ذهنی است و تا میزانی از مهارت و استادی برخوردار است که می تواند موقعیت های نامناسب را و تداوم با شکست را به موقعیت های مناسب و همراه با موفقیت تبدیل کند.
با توجه به ویژگی های رهبری تحول آفرین (الهام بخشی، کاریزمایی و نفوذ آرمانی، توانمندسازی، ملاحظات فردی، انگیزش هوشمندانه) می توان گفت که رهبران تحول آفرین، خصوصیات رهبری مراوده ای و کاریزماتیک را نیز در بر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هدایت و رهبری، سبک رهبری، خودکارامدی، سیر تکاملی Next Entries مقاله رایگان با موضوع رهبری تحول آفرین، تحول گرا، تفویض اختیار، رهبری تحول گرا