مقاله رایگان با موضوع سازمان های غیردولتی، سازمان ملل، حقوق بشر، حمایت اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

اداره مي شد.
با توجه به شرايط اجتماعي به وصف آمده، عوامل اجتماعي را بايد از عمده ترين عامل هاي زمينه ساز شکل گيري نخستين تشکل هاي غيردولتي در قالب مؤسسات خيريه دانست.

2-2-14-2- عوامل مذهبي
آئين مسيحيت به عنوان دين غالب و فراگير در اروپا، و کليسا به صورت تشکل يکه تاز در عرصه مرکزيت فضايي امکان شکل گيري نهادهاي سياسي مشارکتي اصولاً به حداقل خواهد رسيد. زمينه سازي براي پايه گذاري سازمان هاي غيردولتي مبتني بر سنت ليبراليستي نضج گرفته از دهه هاي پاياني قرن 18 و کاستن از اقتدارات دولتي و احترام به حقوق شهروندي آغاز مي شود.
اولاً، اعلاميه حقوق بشر و شهروند (26 اوت 1789) اساسي ترين حقوق هر شهروند را مانند آزادي، مالکيت، امنيت و مقاومت در برابر ستم مشخص کرد تا شهروند بتواند آنها را بخواهد و قدرت (نيز) به آنها احترام گذارد. اين نوآوري به معناي محدوديت اختيارات دولت بود.
ثانياً، با تکيه بر پيش اصل موجود در اعلاميه 1789، دولت به قواي تفکيک شده اي تقسيم شد (قواي مقننه، مجريه، فضائيه) و از «فرد» و حقوق او در برابر خود سري قدرت دولت حمايت مي کرد.
ثالثاً دولت را به تبعيت از قواعد قانوني که مصداق اراده عموم بود، وادار نمود. اين اصول (سه گانه) مبناي فلسفي ليبراليسم سياسي را فراهم مي آورد که حقوق عمومي را شديداً تحت تأثير قرار مي داد.
بر مبناي اصول ليبراليستي عام (اصول سه گانه فوق الذکر) مبتني بر فلسفه ليبراليستي، درخصوص سازمان هاي غيردولتي مي توان چنين استنتاج کرد که: پيش فرض هاي سياسي براي ايجاد سازمان هاي غيردولتي را به طور خلاصه مي توان چنين برشمرد:
– احترام به استقلال اين تشکل ها در مقابل دولت.
– احترام دولت به حقوق بنيادين افراد مانند آزادي هاي اجتماعي، آزادي انديشه، آزادي مذهب و ….
– پذيرش حق مردم در اتخاذ مواضعي غير از مواضع دولت و متفاوت و حتي مغاير با آن.
شايد به همين دلايل است که در کشورهاي جهان سوم و نيز کشورهاي سوسياليستي با توجه به عدم وجود مباني فکري، سياسي، اجتماعي و اقتصادي لازم، تا اوايل دهه نود ميلادي نمي توان شاهد سازمان هاي غيردولتي يا حداقل سازمان هاي غيردولتي مستقل بود. فروپاشي ديوار برلين و پايان جنگ سرد و آزادشدن فضاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي و رشد و توسعه دموکراسي در برخي از اين کشورها، اين امکان را فراهم نموده اند که سازمان هاي غيردولتي نسبتاً مستقلي ايجاد و مشغول به فعاليت شوند(همان منبع: 20-19).
فعاليت هاي مذهبي، نقش منحصر بفردي در نضج يافتن و گسترش سازمان هاي غيردولتي داشته اند. البته نمي توان نقش ساير اديان چون اسلام و يهوديت را در اين خصوص حتي در اروپا ناديده گرفت؛ بويژه آن که تأثيرگذاري فرهنگ غني اسلامي در قلمروي اروپايي حکومت گسترش يافته اسلام، امري غيرقابل انکار است. اما فعاليت هاي نيکوکارانه کليساها و تشکل هاي خيريه تحت نفوذ مستقيم يا غيرمستقيم کليسا با بهره گرفتن از آموزه هاي بشر دوستانه حضرت مسيح(ع) بي اغراق بر تمامي فعاليت هاي غيرحکومتي خيرخواهانه و نيکوکارانه آن دوره رجحان بي بديل داشته است. ايجاد نوانخانه ها، مراکز درماني و آموزشگاه هاي متعدد در داخل يا خارج از محيط کليساها را مي توان نخستين اقدامات در جهت ترويج سازمان هاي غيردولتي در اروپا به شمار آورد.
با وجود شائبه هاي فراواني که درخصوص برخي انگيزه هاي کليسا درخصوص نيت اصلي و انگيزه هاي اقدامات آنها بويژه در کشورهاي تحت استعمار دولت هاي غربي در قرون 17 تا نيمه قرن 20 در آفريقا، آسيا و آمریکای لاتين وجود دارد؛ نمي توان به انکار نقش اين مراکز مذهبي و آئين مسيحيت در شکل گيري نخستين سازمان هاي غيردولتي در زمينه امور نيکوکارانه پرداخت.

2-2-14-3- عوامل سياسي
عوامل سياسي را به عنوان يکي از مؤثرترين عوامل شکل گيري نهادهاي اجتماعي و سياسي
برمي شمرند. اين نکته بدون اغراق با واقعيت مطابق است. از آنجا که سازمان هاي غيردولتي از جمله نهادهاي اجتماعي ـ سياسي به شمار مي روند، بي شک متأثر از ساخت سياسي و شيوه اعمال اقتدار حاکميت ملي خواهند بود.
سازمان هاي غيردولتي قادر به شکل گيري و فعاليت در محدوده حاکميت هاي ملي و قدرت عمومي نمي باشند. مگر آن که اين قدرت هاي عمومي مبتني بر ليبراليسم و کثرت گرايي باشند. بدون شک ورود در عرصه اقتدار سياسي حکومت ها به مذاق حکومت هاي خودکامه و توتاليتر خوش نخواهد آمد و در چنين تنش بين اين تشکل ها و دولت ها بوجود خواهد آمد(همان منبع: 20).

2-2-15- نقاط قوت سازمانهای غیردولتی
1-در تبین و تبلیغ مفاهیم دینی و ایجاد جریان های علمی و فرهنگی می توانند فعال باشند.
2-با انتخاب موضوعات جزئی و بامحدود کردن موضوع فعالیت خود، می توانند سطح کارشناسی خود را در همان موضوع، سرعت ببخشند و به نهادهای حکومتی و سیاستگذران،طراحان ومجریان سطوح مختلف مشاوره کارشناسی دهند.
3-باایجاد جریان های فرهنگی واجتماعی وتکثیرآن می توانند زمینه های لازم رابرای تحقق اهداف وبرنامه های نظامی و سیاسی فراهم ومطالبات عمومی راهدایت کنند وآنگاه که نهادهای دولتی دراجرای وظیفه خود،سهل انگاری یا برخلاف اهداف وقانون رفتارکنند،باآگاه سازی مخاطبان وارائه تحلیل روزآمد فشارمطالبات اقشارگوناگون رامتوجه نهادهای دولتی سازند.
4-می توانند بازوی نظارتی نظام باشندوبه ویژه برعملکردنهادها ی دولتی نظارت کنند.
5-این نهادها از بهترین حلقه های اتصال میان مردم ومسئولان هستندوبه نظرمی رسد که تکیه به گروهایی که بدون انگیزه های قدرت طلبانه،نقش حلقه اتصال را ایفا کنند ازاتکا به احزاب سیاسی که درکنار نظام سیاسی، کانون های قدرت سیاسی تاسیس می کنند،کارآمدترباشد.
6-سازمانهای غیردولتی می توانند درحفظ هویت بومی وملی وایجاد جریان های منطقه ای وبین المللی با محوریت دین فعالیت کنند.
7- گزارش های لازم رابه نهادهای بین المللی ارائه می دهند.نهادهای وابسته به سازمان ملل افزون برآنکه هرچند سال یک بارگزارشی ازآخرین اصلاحات درحوزه های مختلف ازدولت ها دریافت می کنند،ازسازمان های غیردولتی هم می خواهند که گزارشی مستقل ازروندپیشرفت آن حوزه ارائه که بامقایسه این گزارش ها بایکدیگر،صحت وسقم اظهارات دولت ها روشن می شود.همچنین گزارش سازمانهای غیردولتی می تواندحاوی اطلاعاتی باشد که زمینه اقدام سازمان ملل،علیه آن دولت رافراهم آورد.اعمال فشاربازرسان سازمان ملل درباره حقوق بشر،حقو ق زنان،حقوق اقلیت ها و…بیشترمبتنی برگزارش غیردولتی ها است (رضایی،قلعه تکی ،15:1383).
8-دراجرای پروژه های دولتی موثرواقع می شوند،درکشورهایی که نهادهای دولتی درپی گیری منویات خودملاحظاتی دارند می توان برخی برنامه های موردنظررابه کمک گروه های غیردولتی اجراکرد(مرکزمطالعات وتحقیقات زنان،4:1383).

2-2-16- موضوع فعالیت های سازمان های غیردولتی
منظورازموضوع فعالیتهای سازمان های غیردولتی فعالیتهایی هستند که سازمانهای غیردولتی باآنها درگیرند.معمولاًجهت گیری سازمانهای غیردولتی درشش مقوله جای می گیرند که عبارتنداز:رفاهی،توسعه ای،حمایتی،آموزشی،شبکه سازی وپژوهشی بسیاری ازسازمانهای غیردولتی دربیش ازیک زمینه خاص فعالیت دارند.

2-2-16-1- فعالیت های رفاهی
براساس دیدگاه “الیوت” این فعالیتهارامی توان به عنوان خدمات نجات بخش برای گروه های ویژه ای همانند خیریه تعریف کرد.”کورتن” و”برودهید” اظهارکرده اند که نخستین مرحله توسعه سازمانهای غیردولتی دردهه های 1970،1960 رفاه گرایانه بوده است که به طورمستقیم به تامین نیازهای فقراکمک می کردند واغلب دررویکرد به بلایای طبیعی یا جنگ به وجود آمدند(سعیدی،57:1382).

2-2-16-2- فعالیت های توسعه ای
بیشترین علاقه تحلیلگران ومحققان معطوف به فعالیتهای توسعه ای سازمانهای غیردولتی بوده است با این حال اختلاف نظرعمده ای درخصوص مفهوم توسعه وجوددارد.دراین زمینه ازتعریف “الیوت” استفاده خواهیم کرد.منظوراواز «سازمانهای غیردولتی توسعه ای » آنهایی هستند که هدف نهایی شان بهبود ظرفیت محلی برای تأمین نیازهای اساسی مردم است.این تعریف تا حدودی بااندیشه “کورتن” سازگاراست ازنظراو سازمانهای غیردولتی برای تسهیل «ظرفیت سازی » جامعه تلاش می کنند.
وی سازمانهای غیردولتی توسعه ای را دونوع می داند:نخست،سازمانهای عضویتی که دراین سازمانها اعضای سازمان خودافراد ذی نفع آن هستند این تعریف بنحوی (تعاونیها) و«سازمانهای غیررسمی »راشامل می شود.
دوم،سازمانهای خدماتی است که طبق نظر”براتون” و”آنتروبوس” به عنوان «میانجیهایی» درخدمات رسانی به سایرسازمانها یاکل جمعیت عمل می کنند(همان منبع:58).

2-2-16-3- فعالیتهای حمایتی
این نوع فعالیتها به تاثیرگذاری برسیاست یا تصمیم سازی مربوط به موضوع های خاص وایجاد حمایت اجتماعی درمیان سازمانهای همفکروهمچنین مردم اشاره می کنند ما نیز به این نقش فراموش شده سازمانهای غیردولتی توجه کرده ايم.
2-2-16-4- فعالیتهای آموزشی
تمامی سازمانهای غیردولتی باجهت گیری توسعه آموزشی درکشورهای صنعتی ایجاد شده اند وبه آموزش شهروندان آن کشورها درزمینه موضوع های اساسی توسعه همچون نابرابری جهانی وبدهی می پردازند.اکثرسازمانهای غیردولتی که درزمینه توسعه آموزشی درگیرند،درکارهای حمایتی نیزفعالیت می کنند.

2-2-17- وظایف سازمانهای غیردولتی
1-جمع آوری کلیه اطلاعات تخصصی پیرامون موضوع فعالیت سازمان غیردولتی مربوطه با استفاده ازکمک های دولت ومردم وهمکاری اعضاء.
2-تعریف فعالیتهای تحقیقاتی،علمی یا اجرایی که اعضاء مبادرت به انجام آن می نماید.
3-برنامه ریزی برای اجرای موضوع فعالیت تعیین شده دراساسنامه سازمان.
4-عضوگیری منطبق باشرایط وضوابط اساسنامه وموضوع تخصصی فعالیت سازمان.
5-تقویت فعالیتهای جمعی بین اعضاء گروه وایجاد روحیه جمعی بین آنها.
6-تعیین موضوعی تخصصی،صنفی ویافرهنگی به عنوان محورفعالیت سازمان مربوطه.
7-تدوین مراحلی جهت طی نمودن اعضاء باتوجه به تجربه ومیزان فعالیت تخصصی آنها.
8-مشارکت دادن کلیه اعضاء درزمینه های مختلف فعالیت وسطوح مختلف مدیریت.
9- شناسایی نیروهای مستعد ومعرفی وتقدیرازآنها.
10- طراحی فعالیتهای نودرمراحل رشد NGO به منظورتحقق اهداف وجذب جوانان بیشتردرعرصه فعالیت.
11-شرکت درفعالیتهای سازنده کشورمتناسب با تعداداعضاء وموضوع اصلی NGO.
12- همکاری بادولت ودستگاههای اجرایی دراجرای طرحهای موضوعی وملی برنامه های توسعه کشور.
13- تدوین روندی مشخص درگردش کارها وامورجاری وتعریف مسئولیتهای مربوطه وتصدی آنها توسط جوانان عضو.

2-2-18- جايگاه حقوقي سازمان هاي غيردولتي در برخي کشورهاي جهان
در تقسيم بندي هاي رايج از شعبه هاي علم حقوق مي توان حقوق خصوصي، حقوق مجزا، حقوق عمومي و حقوق بين الملل را تشخيص داد. اما براي روشن شدن موضوع جايگاه سازمان هاي غيردولتي در شعبه هاي چهارگانه علم حقوق، نياز است تا با توجه به ويژگي ها و شاخص هاي اساسي در تشکيل و بقاي اين تشکل ها به پاسخ صحيحي در اين حيطه دست يافت. بدين منظور ضروري است تا چند امر مورد توجه قرار گيرد:
1. توجه به شرايط تأسيس و ايجاد اين تشکل ها که از محتواي تعاريف ارايه شده در حقوق کشورهاي فرانسه، انگلستان و سوئيس ارايه شده و در نظر گرفتن اين نکته که شرايط مذکور در تعاريف سابق الذکر مشابهت فراوان با تعاريف موجود از اين تشکل ها در حقوق ايران دارد.
2. نحوه ارتباط اين تشکل ها با حکومت و کيفيت پذيرش آنها در نظام حقوقي ملي و حدود کنترل حاکميت بر آنها.
3. صلاحيت و چگونگي ارتباط اين تشکل ها با تشکل هاي مشابه ملي و بويژه فراملّي.
در اين خصوص بايد ابراز نمود؛از آنجا که سازمان هاي غيردولتي مبتني بر توافق اراده هاي افراد خصوصي بوده و از گردآمدن آنان حول هدف يا اهداف انساني و منفعت عمومي و بدون توجه به جلب نفع شخصي نشأت مي گيرد؛ چنين تشکل هايي در حوزه «حقوق خصوصي» داخل خواهد شد. اما آشکار است که شرط اساسي براي فعاليت اين تشکل ها پذيرفته شدن در نظام حقوقي هر کشور و حمايت قدرت عمومي از آنهاست. با اين پذيرش، به

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع حقوق بشر، مصرف مواد، سوء مصرف مواد، سازمان ملل متحد Next Entries مقاله رایگان با موضوع سازمان های غیردولتی، سفارتخانه، شرکت های تجاری، حقوق فرانسه