مقاله رایگان با موضوع زيتون، (±، خطاي، جيره

دانلود پایان نامه ارشد

ح مختلف تفاله زيتون بر خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي 174
5-5-3- اثر نوع تفاله زيتون بر خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي 175
5-5-4- اثر تيمارها بر خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي 176
5-6- اهميت نتايج به‌دست آمده 176
5-7- نتيجه‌گيري 177
5-8- پيشنهادات 177
فصل ششم 179
منابع 179

جدول 2-1- رده‌بندي گياه‌شناسي درخت زيتون …………………………………………………………………………………………………………………10
جدول 2-2- ترکيب شيميايي قسمت‌هاي مختلف ميوه زيتون …………………………………………………………………………………………………11
جدول 2-3- روش تهيه انواع کنجاله زيتون و ترکيب فيزيکي آن ………………………………………………………………………………………….13
جدول 2-4- ترکيب شيميايي انواع مختلف کنجاله زيتون …………………………………………………………………………………………………….14
جدول 2-5- ترکيب شيميايي کنجاله زيتون خام منطقه گيلان ……………………………………………………………………………………………….15
جدول 3-1- دماي سالن پرورش در سنين مختلف جوجه‌هاي گوشتي …………………………………………………………………………………….39
جدول3-2- برنامه نوري جوجه‌هاي گوشتي در سنين مختلف پرورش ……………………………………………………………………………………..39
جدول 3-3- برنامه واکسيناسيون جوجه‌هاي گوشتي ……………………………………………………………………………………………………………40
جدول 3-4- برنامه تزريق و نمونه‌گيري محلول SRBC ……………………………………………………………………………………………………….41
جدول3-5- تيمارهاي مورد مطالعه…………………………………………………………………………………………………………………………………….42
جدول3-6- تركيب مواد خوراكي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره آغازين (21-1 روزگي) ……………………………………………………….44
جدول3-7- تركيب مواد خوراكي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره پاياني (42-22 روزگي) ………………………………………………………..45
جدول3-8- تركيب مواد مغذي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره آغازين (21-1 روزگي)…………………………………………………………….46
جدول3-9- تركيب مواد مغذي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره پاياني (42-22 روزگي) …………………………………………………………..47
جدول3-10- ترکيب مکمل ناتوزيم پي 50 ………………………………………………………………………………………………………………………..48
جدول3-11- ترکيب شيميايي دو نوع تفاله زيتون ……………………………………………………………………………………………………………….49
جدول 4-1- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته اول …………………………..65
جدول 4-2- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته دوم …………………………..69
جدول 4-3- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته سوم ………………………….73
جدول 4-4- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته چهارم.. ……………………..77
جدول 4-5- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته پنجم …………………………81
جدول 4-6- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در هفته ششم………………………….85
جدول 4-7- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در دوره آغازين …………………….89
جدول 4-8- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در دوره پاياني ……………………….93
جدول 4-9- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد در کل دوره ………………………….97
جدول 4-10- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) عملکرد اقتصادي …………………………..100
جدول 4-11- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) فراسنجه‌هاي خوني………………………….104
جدول 4-12- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) فراسنجه‌هاي خوني………………………….108
جدول 4-13- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) پاسخ سيستم ايمني هومورال……………..112
جدول 4-14- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) وزن اندام‌هاي مرتبط با سيستم ايمني…..116
جدول 4-15- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه ……………………………119
جدول 4-16- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه…………………………….122
جدول 4-17- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه ……………………………125
جدول 4-18- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه ……………………………128
جدول 4-19- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه ……………………………131
جدول 4-20- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات لاشه ……………………………135
جدول 4-21- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات دوازدهه لاشه…………………138
جدول 4-22- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات ژژنوم لاشه …………………..141
جدول 4-23- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات ايلئوم لاشه …………………..144
جدول 4-24- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات کولون لاشه …………………147
جدول 4-25- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات روده کور چپ لاشه……….150
جدول 4-26- مقايسه اثر آنزيم، سطح و نوع تفاله زيتون در جيره بر ميانگين (± خطاي معيار) خصوصيات روده کور راست لاشه…….153
شکل 2-1- قسمت‌هاي مختلف تشکيل دهنده ميوه زيتون……………………………………………………………………………………………………..10

چکيده
به‌منظور مطالعه اثرات سطوح مختلف دو نوع تفاله زيتون با و بدون مکمل آنزيمي بر عملکرد، فراسنجه‌هاي خوني، سيستم ايمني و خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي، آزمايشي به‌صورت فاکتوريل 2×2×2 شامل دو سطح مکمل آنزيمي ناتوزيم پي50 (0 و 005/0 درصد)، دو سطح تفاله زيتون (پنج و ده درصد) و دو نوع تفاله زيتون (تفاله زيتون معمولي و تفاله زيتون کم‌هسته) با هشت تيمار، سه تکرار در هر تيمار و ده قطعه جوجه گوشتي نر يک‌روزه سويه راس 308 در هر تکرار، در دوره آزمايشي 42 روزه انجام گرديد. همچنين در اين مطالعه دو تيمار شاهد (جيره پايه با و بدون آنزيم) نيز به‌همان ترتيب (سه تکرار و هر تکرار شامل ده قطعه جوجه از همان جنس و سويه)، به‌همراه هشت تيمار فوق مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت. بر اساس نتايج به‌دست آمده، مکمل آنزيمي استفاده شده تأثير معني‌داري بر کليه صفات مورد مطالعه نداشت (05/0کلمات کليدي: تفاله زيتون، جوجه‌هاي گوشتي، عملکرد، فراسنجه‌هاي خوني، مکمل آنزيمي.

فصل اول
مقدمه
1-1- اهميت دامپروري در ايران و جهان
دام‌ها در تأمين مواد غذايي مردم دنيا سهم مهمي را ايفا مي‌کنند و مي‌توانند موجبات کسب درآمد، اشتغال، حاصلخيزي خاک و توليد محصولات کشاورزي پايدار را فراهم آورند (پري و سونز1، 2007؛ راندولف2 و همکاران، 2007). دام‌هاي اهلي بيش از نيمي از کل مقادير خروجي بخش کشاورزي را تشکيل مي‌دهند (کمال زاده3 و همکاران، 2008) و در بسياري از کشورهاي توسعه يافته از اهميت بالايي برخوردار هستند. حيوانات اهلي و فرآورده‌هاي آنها در کشورهاي توسعه يافته به‌سرعت گسترش و رشد يافته است (آپون4، 2004). در ايران دام‌هاي اهلي منبع مهم ملّي بوده و بيش از نيمي از جمعيت روستايي به دام‌هاي اهلي براي زندگي خود وابسته هستند و به‌عبارت ديگر دام‌ها نقش مهمي در ايجاد اشتغال و تأمين زندگي روستاييان فقير دارند (کمال زاده و همکاران، 2008).
1-2- اهميت طيور در زندگي بشر
طيور يا پرندگان اهلي به‌خاطر گوشت و تخم‌شان اهميت داشته و منبع مهمي از پروتئين حيواني هستند. گوشت طيور از لحاظ پروتئين غني بوده و منبع مناسبي از فسفر و ديگر مواد معدني و ويتامين‌هاي گروه B است. گوشت طيور چربي کمتري (5-5/3 درصد) نسبت به گوشت گاو دارد و کبد مرغ غني از ويتامين A است. نسبت اسيدهاي چرب غير‌اشباع آن به اسيدهاي چرب اشباع بيشتر است و اين ميزان اسيدهاي چرب دلالت بر سالم‌تر بودن گوشت طيور نسبت به گوشت قرمز دارد؛ که در نتيجه اين عوامل باعث توسعه توليد جوجه‌گوشتي شده است. همگام با رشد اقتصادي، تقاضا براي پروتئين در کشورهاي توسعه يافته مخصوصاً غذاي با منشاء طيور افزايش يافته است. تقاضا براي غذاي کم کالري و تغيير در شيوه زندگي باعث صرف زمان کمتري جهت تهيه غذا براي مصرف‌کنندگان مي‌شود. گوشت طيور درخواست مصرف‌کنندگان را در پختن آسان غذا پاسخ مي‌دهد. پنج عاملي که باعث افزايش محبوبيت گوشت مرغ شده است عبارتست از: 1- قيمت مناسب آن در مقايسه با غذاهاي ديگر؛ 2- محتوي مناسب تغذيه‌اي (پايين بودن چربي)؛ 3- آماده سازي راحت ؛ 4- تنوع‌پذيري؛ 5- سرويس‌دهي راحت و آسان جهت تغذيه (فائو5، 2010؛ اسلاوماير6 و همکاران، 2008؛ اسپرناکووا7 و همکاران، 2007).
1-3- اهميت، جايگاه و آمار صنعت طيور در ايران و جهان
پرورش طيور در ايران تاريخچه طولاني دارد و زمان آن به ايران باستان و زماني‌که مرغ توسط مردان آريايي از شبه قاره هند (حدود 2500-2000 سال قبل از ميلاد مسيح) به ايران آورده شد، بر مي‌گردد. در چهار دهه گذشته سرمايه‌گذاري زيادي در اين بخش به‌عمل آمده است ( اصفهاني8 و همکاران، 2012). بر اساس آمار منتشره سهم گوشت، شير و تخم‌مرغ در تأمين کل غذاي مردم ايران در سال 2009 ميلادي به‌ترتيب 5 و 6/4 درصد بوده و توليد ساليانه گوشت جهان 281482 هزار تن بود که سهم ايران در اين ميان 2541 هزار تن بوده است. همچنين توليد گوشت طيور در سال 2009 ميلادي در جهان 92325 هزار تن بوده که سهم ايران 1622 هزار تن بود. مصرف سرانه گوشت طيور و تخم‌مرغ در ايران به‌ترتيب 2/22 و 7/7 کيلوگرم است و پيش‌بيني مي‌شود که سرانه مصرف گوشت در سال 2030 ميلادي در جهان 3/45 کيلوگرم در سال باشد که انتظار رشدي بالغ بر يازده درصد را در مقايسه با سال 1999 ميلادي خواهيم داشت (فائو، 2009 ؛سازمان بهداشت جهاني9، 2013). دست يافتن به چنين چشم‌اندازي در سايه اطمينان از عملکرد مناسب حيوانات مزرعه‌اي، کوشش و اهتمام براي حفظ سلامتي حيوانات در جهت توليد فرآورده‌هاي دامي با کيفيت عالي امکان‌پذير است.
1-4- جايگاه تفاله زيتون و مکمل‌هاي آنزيمي در تغذيه طيور
بزرگترين هزينه در هر سيستم توليد مرغ، خوراک است که حدود هفتاد درصد از کل هزينه‌هاي توليد را شامل مي‌شود. به‌منظور کاهش هزينه‌هاي تغذيه، تلاش شده تا از محصولات جانبي کشاورزي و صنعتي به‌عنوان مواد تشکيل دهنده خوراک استفاده شود. در اين راستا بهبود پس‌مانده‌هاي زراعي و محصولات کشاورزي استفاده شده در تغذيه نيز، سزاوار توجه بيشتري است. سبوس گندم، تفاله مرکبات، تفاله گوجه فرنگي و تفاله زيتون از پس‌مانده‌هاي زراعي و محصولات کشاورزي است که در ايران براي تغذيه دام و طيور مورد استفاده قرار مي‌گيرد (زارعي10 و همکاران، 2011). تفاله زيتون باقي‌مانده کيک زيتون (مواد خام حاصل از استخراج روغن زيتون) پس ‌از حذف بخشي از هسته مي‌باشد (زنگنه و ترکي11، 2011). استفاده از زيتون به‌عنوان خوراک دام بدون شک يک راه خوب براي بازيافت اين مواد زائد است (صادقي12 و همکاران، 2009). مقدار استفاده از تفاله زيتون در جوجه‌هاي گوشتي متفاوت است ولي معمولاً بين 5 تا 10 درصد مي‌باشد. گزارش شده که تفاله زيتون اثرات قابل توجهي در توده اندام‌هاي احشايي، وزن دستگاه گوارش و کاهش درصد و ترکيبات لاشه داشته و سنگين‌ترين جوجه‌ها در تيمارهاي حاوي جيره ده درصد تفاله قرار داشتند (ابوعمر13، 2005؛ رابايا14 و همکاران، 2001).
دليل اصلي استفاده از آنزيم‌ها، بهبود ارزش غذايي مواد خوراکي است. همه حيوانات براي هضم غذا از آنزيم استفاده مي‌کنند. آنزيم‌هاي با منشاء خارجي براي حذف عوامل ضد مغذي در مواد خوراکي، افزايش قابليت هضم مواد مغذي و کمک به آنزيم‌هاي دستگاه گوارش حيوانات تک معده‌اي به‌ويژه طيور استفاده مي‌شوند (کلاسن 15و همکاران، 1991؛ بدفورد16، 1993). افزودن آنزيم به جيره غذايي دام و طيور براي اهداف زير انجام مي‌شود (آنيسون17،1993، بدفورد و اسکولز18، 1998، سيمون19، 1998):
1- تکميل و جبران نقايص سيستم آنزيمي دستگاه گوارش حيوانات
2- حذف مواد ضد مغذي
3- افزايش مورد استفاده قرار گرفتن مواد مغذي
بر اساس گزارش وان بيلن و لي20 (2002)، امروزه افزودن مکمل‌هاي آنزيمي به جيره حيوانات تک معده‌اي مثل طيور گسترش يافته است به‌طوري‌که برآورد مي‌شود حدود 65 درصد جيره‌هاي مورد استفاده در تغذيه طيور حاوي آنزيم هستند. فراي21 و همکاران (1958)؛ و برگ22 (1959) نشان دادند که آنزيم‌ها در طيور سرعت رشد و بازده غذايي را بهبود بخشيده و شيوع چسبندگي فضولات را کاهش مي‌دهند. مهم‌ترين آنزيم‌هاي مورد استفاده در تغذيه طيور عبارتند از: بتاگلوکاناز، زايلاناز، سلولاز، همي‌سلولاز، آرابيناز، پکتيناز، آلفاآميلاز، پروتئاز و فيتاز23.
آنزيم‌هاي مورد استفاده در تغذيه طيور با توجه به اهداف استفاده از آنها در جيره به دو دسته زير تقسيم مي‌شوند:
1- آنزيم‌هايي که در دستگاه گوارش طيور توليد نمي‌شوند مانند بتاگلوکاناز،پنتوزان‌ها (زايلاناز) و فيتاز
2- آنزيم‌هايي که در دستگاه گوارش طيور توليد مي‌شوند امّا براي افزايش فعاليت آنها نياز به افزودن مکمل‌هاي آنزيمي به خوراک مي‌باشد مانند پروتئازها، آميلازها و ليپاز‌ها
1-5- بيان مساله
با توجه به رشد جمعيت و نياز روزافزون بشر به منابع غذايي پروتئيني و مشکلات سياسي و اقتصادي پيش روي کشور در سالهاي اخير، براي تهيه منابع خوراک دام و طيور بايد به فکر جايگزين‌هاي مناسب براي تغذيه و پايين آوردن هزينه‌ها و در مقابل، بالا بردن حجم توليد در صنعت دام و طيور کشور بود. همچنين با عنايت به اينکه در صنعت پرورش طيور، تغذيه سهم 70-60 درصدي در هزينه‌هاي پرورش دارد لذا استفاده از پس‌مانده‌ها، مواد خوراکي جديد و ارزان قيمت و اطلاع از ارزش غذايي مواد خوراکي جهت تهيه جيره‌هاي غذايي متعادل و اقتصادي لازم و ضروري مي‌باشد. در اين راستا تفاله زيتون به‌عنوان يک پس‌مانده ناشي از روغن‌کشي ميوه زيتون مي‌تواند در تغذيه طيور مورد استفاده قرار گيرد (صمدي و شمس‌شرق24، 2008).
در کشور تنها در سال 1390، 103 هزار تن زيتون توليد شد (جهاد کشاورزي، 1392) که مقدار زيادي از آن جهت استحصال روغن مورد استفاده قرار گرفت، که نتيجه آن توليد حجم بالايي از تفاله زيتون بود. اين حجم از تفاله زيتون مشکلاتي را براي کارخانجات در زمينه حمل و دفن و همچنين از نظر زيست‌ محيطي و بهداشتي نيز مشکلاتي را براي مردم منطقه به‌وجود مي‌آورد که مي‌توان با استفاده صحيح آن در تغذيه دام و طيور، علاوه بر استفاده از منابع خوراکي داخل کشور، موجبات کاهش آلودگي منطقه را نيز فراهم نمود.
ترکيب شيميايي تفاله‌اي که در هوا خشک شده شامل ماده خشک (درصد)، انرژي خام (کالري بر گرم)، پروتئين خام (درصد)، چربي خام (درصد) و فيبر خام (درصد) به‌ترتيب 75/88، 39/3753، 5/9، 1/10، 3/36 بوده و قابليت هضم ظاهري ماده خشک، پروتئين خام، چربي خام و فيبر خام به‌ترتيب 28/13، 10/26، 67/74، 7/28 درصد تعيين گرديده است (صمدي و شمس‌شرق، 2008). تفاله زيتون به‌عنوان منبع خوبي از کلسيم، مس و کبالت و مقدار فسفر، منيزيم و سديم کم و با سطوح متوسطي از منگنز و روي مي‌باشد (حرب25، 1986).
مطالعات نشان داد که تفاله زيتون را مي‌توان در تغذيه گونه‌هاي مختلف دام بدون هر‌گونه اثر زيانباري بر سلامت، فراسنجه‌هاي خوني و در بهبود خصوصيات لاشه به‌کار برد (ابوعمر و گاورت26، 1995؛ لتو و گياکون27، 1981). تفاله زيتون حاوي فيبر بالاست که به‌طور عمده در تغذيه نشخوارکنندگان استفاده مي‌شود، امّا نتايج خوبي در استفاده از آن بر روي تک معده‌اي‌ها مثل خوک (روبيک28 و همکاران، 1997) و مرغ (رابايا، 2000) گزارش شده است.
با توجه به ارزش غذايي پايين (انرژي، پروتئين قابل هضم و مواد معدني کم و ليگنين29 بالا)، تفاله زيتون به‌ندرت در تغذيه طيور استفاده مي‌شود. علاوه بر اين تفاله زيتون حاوي زايلوگلوکان مي‌باشد که يکي از پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي30(NSP) است که اثرات ضد مغذي آن در تک معده‌اي‌ها مانند مرغ و خوک گزارش شده است (گيل‌سرانو و تجرو‌ماتئو31، 1988؛ کويمبرا 32و همکاران، 1995). همچنين در ديواره‌هاي سلولي آن کمپلکس زايلان-زايلوگلوکان33 وجود داشته (کويمبرا و همکاران، 1995) و نسبت زايلوز به گلوکز در تفاله زيتون 7 به 1 گزارش شده است (روزاريو و دومينگوئز34، 2002). پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي ترکيباتي هستند که باعث کاهش مصرف خوراک و عملکرد جوجه‌هاي گوشتي مي‌گردند (صاليح35 و همکاران، 1991). قابل توجه‌ترين اثر پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي درجيره‌هاي طيور افزايش ويسکوزيته36 (چسبندگي) گوارشي و دفع مدفوع چسبنده است که يکي از بزرگترين تأثيرات در کاهش بهره‌وري جوجه‌هاي گوشتي مي‌باشد (اسميت و آنيسون37، 1996). طيور به‌طور طبيعي آنزيم براي هضم مواد مغذي توليد مي‌کنند، با اين حال آنزيمي براي شکستن فيبر، به‌طور کامل ندارند لذا براي هضم خوراک با فيبر بالا مثل تفاله زيتون و براي غلبه بر پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي، استفاده از آنزيم‌هاي اگزوژن38 لازم است (زارعي و همکاران، 2011).
آنزيم‌ها مواد پروتئيني هستند که واکنش‌هاي شيميايي را کاتاليز39 و باعث تسريع اين واکنش‌ها در درون سلول مي‌شوند. يكي از محدوديت‌هاي طيور در هضم مواد خوراكي، عدم توليد آنزيم‌هاي مؤثر بر هضم فيبر در دستگاه گوارش است. ديواره سلولي به‌صورت سّد فيزيكـي در بــرابــر آنـزيم‌هاي داخلي عمـل كـرده و بهــره‌وري از نشاسته و پـروتئين محصـور شـده داخـل سلول را كاهش مي‌دهد (هسلمن و امان40، 1986).
آنزيم‌ها همچنين به‌خوبي به‌عنوان عاملي براي شکستن زنجيره‌هاي پلي‌مر41 پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي مؤثر بوده که در صورت استفاده، بهبود ارزش غذايي را به‌دنبال خواهد داشت (گيرالدو42 و همکاران، 2008). بسياري از مطالعات نشان داده‌اند که آنزيم‌هاي تخريب‌کننده پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي باعث هيدروليز پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي، کاهش چسبندگي و بهبود استفاده از مواد مغذي و عملکرد در پرنده مي‌گردند (چوکت43 و آنيسون، 1992؛ راويندران44 و همکاران، 1999؛ وانگ45 و همکاران، 2005؛ بوگوهن و رودهت‌اسکورد46، 2010). آنزيم‌هاي تخريب‌کننده پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي، نه‌تنها ممکن است باعث کاهش اثرات ضد مغذي پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي شوند، بلکه موجب آزاد شدن برخي از مواد مغذي مورد استفاده پرندگان مي‌شوند (بالاموردگان و چاندراسکاردن47، 2009). بنابراين اضافه کردن آنزيم‌هاي تخريب‌کننده پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي در جيره‌هاي طيور، به‌طور قابل توجـهي در سـال‌هاي اخـير افـزايش يافته است. پرندگان آنزيم‌هايي مانند سلولاز، زايلاناز که براي هضم پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي مورد نياز است را توليد نمي‌کند.
بعد از اضافه کردن آنزيم‌هاي تخريب‌کننده پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي به جيره غذايي طيور، معمولاً اثرات متعدد و سودمند مانند افزايش استفاده از مواد مغذي (براي مثال چربي و پروتئين)، بهبود ارزش 48AME، افزايش نرخ رشد و بهبود تغذيه ايجاد شده و متعاقب آن اضافه وزن و کاهش چسبندگي روده گوارشي، کاهش بروز چسبندگي مدفوع، بهبود شرايط بستر و کاهش آلودگي محيط زيست (به‌دليل کاهش خروجي گازهاي مانند آمونياک و کود) ايجاد مي‌گردد (بروز و وارد49، 2007؛ کوستا50 و همکاران، 2008).

1-6- اهداف تحقيق
1- بررسي تأثير تفاله زيتون بر عملکرد، سيستم ايمني، فراسنجه‌هاي خوني و خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي و امکان بهبود اين تأثير به‌کمک فرآوري (کاهش هسته) و مکمل آنزيمي.
2- بررسي امکان کاهش هزينه خوراک با استفاده از جايگزيني تفاله زيتون با ذرت در واحدهاي مرغداري و استفاده بهينه از منابع غذايي موجود در استان.
3- بررسي امکان استفاده بيشتر از تفاله زيتون در تغذيه جوجه‌هاي گوشتي به‌عنوان يکي از منابع غذايي موجود در کشور جهت کاهش واردات اقلام خوراکي.

فصل دوم
بررسي منابع
2-1- زيتون
زيتون را هميشه به‌عنوان يک ميوه با ارزش تحسين مي‌کنند به‌طوري‌که در قرآن کريم هفت بار از درخت زيتون و روغن زيتون ياد شده است. پايه‌گذاران سازمان ملل متحد بهترين نشان صلح و آرامش را در شاخه زيتون ديدند و در دو سوي کره زمين دو دسته شاخه زيتون قرار دادند و همين تصوير به‌عنوان نشان سازمان ملل بر روي تمام تابلوها، کتب و نامه‌هاي اين نهاد جهاني نقش بسته است و درجهان به درخت زيتون، نهال دوستي، درخت صلح و آرامش گفته مي‌شود (قرباني و همکاران، 1375).
2-1-1- آشنايي با درخت زيتون
درخت زيتون، بومي آسياي صغير و سوريه است امّا در تمام کشورهاي حوزه مديترانه و همچنين در کشورهاي شيلي، پرو، جنوب استراليا و ايالات متحده نيز کشت مي‌شود (اوزکايا51، 2008). درخت زيتون 3000 سال قبل از ميلاد مسيح زير کشت درآمده است و به‌نوعي منبع ثروت تمدن يونانيان باستان بوده است (گوچ52، 2005).
اسم عمومي درخت زيتون از واژه يوناني Olea و از واژه عربي Zaitunمنشاء مي‌گيرد. اين واژه‌ها به‌ترتيب از کلمه يوناني Elaia و کلمه يهودي Zait منشاء گرفته است (فائو، 1992). درخت زيتون در پي يک‌سال پُرمحصول (آور)، سالي کم‌محصول (نياور) خواهد داشت. با در نظر گرفتن انواع مختلف زيتون، سال‌هاي پُرمحصول و کم‌محصول و روش‌هاي کاشت، داشت و برداشت در مناطق مختلف، عملکرد درخت زيتون در سالهاي پُرمحصول شش تن و در سالهاي کم‌محصول سي کيلوگرم در هکتار گزارش شده است (فائو، 1992).
2-1-2- ميزان توليد زيتون
زيتون يکي از محصولات مهم از لحاظ سطح زير کشت در جهان است (فائو، 2004). در سال 2011 سطح زير کشت اين درخت حدود 6/9 ميليون هکتار بود که بيش از دو برابر مقدار زمين اختصاص داده شده به سيب، موز يا انبه مي‌باشد، فقط درختان نارگيل و نخل سطح کشت بالاتري داشتند. سطح زير کشت آن از دو ميليون و ششصد هزار به هفت ميليون و هفتصد و پنجاه هزار هکتار بين سال‌هاي 1960 و 1998 رسيد که رشد سه برابري داشت و در سال 2008 به اوج خود يعني ده ميليون هکتار رسيد. ده کشور از بزرگترين کشورهاي توليد کننده، با توجه به آمار سازمان غذا و کشاورزي، که همگي در منطقه درياي مديترانه واقع شده‌اند، 95 درصد زيتون جهان را توليد مي‌کنند که بيشترين توليد مربوط به کشور اسپانيا مي‌باشد. کشورهاي ديگر که بعد از اين ده کشور توليد قابل توجهي دارند عبارتند از: لبنان، اسرائيل، آلباني، ايالات متحده آمريکا، شيلي، ايران، کرواسي و فرانسه (فائو، 2011).
درخت زيتون هم‌زمان با کوچاندن کرمانج زبانان نواحي شمال سوريه و حلب، به منطقه رودبار راه پيدا کرد. اين اتفاق در زمان شاه عباس بزرگ، شش‌صد سال پيش رخ داد. پيش از اين تصور مي‌شد کشت زيتون در رودبار قدمت هشت‌صد ساله دارد، امّا تازه‌ترين کشفيات باستان شناسي در تپه باستاني کلورز رستم‌آباد بيانگر اين است که کشت زيتون در اين منطقه به بيش از دو هزار سال پيش باز مي‌گردد.
بر اساس اطلاعات آماري وزارت جهاد کشاورزي (1392) نواحي زيتون‌خيز کشور، به‌طور عمده در دو منطقه رودبار در گيلان و طارم در زنجان واقع شده است، البته در گرگان و خوزستان نيز درخت زيتون به‌طور پراکنده وجود دارد. براساس اين اطلاعات، سطح زير کشت زيتون کشور در سال 1390، 115464 هکتار و اين سطح در استان گيلان 13118 هکتار بود. ميزان توليد زيتون کشور نيز در سال 1390، 103000 تن بوده که سهم استان گيلان از آن 13118 تن بود.
2-1-3- مشخصات گياه‌شناسي درخت زيتون
زيتون که نام علمي آن اولئا اورپئا53 مي‌باشد و به خانواده زيتونيا54 تعلق دارد. اولئا کرايزوفيلا 55 گونه‌اي وحشي از جنس زيتون است که در کشورهاي کنيا، اوگاندا، اتيوپي، سودان و مصر وجود دارد و به‌عنوان جّد اوليه اولئا اورپئا خوانده مي‌شود. برگ‌هاي درخت زيتون متقابل، باريک، سبز تيره، دائمي، منفرد، داراي دمبرگ کوتاه و هميشه سبز است.

جدول 2-1- رده‌بندي گياه‌شناسي درخت زيتون (قرباني و همکاران، 1375)
سلسله
گياهان

شاخه
پيدازادگان
Phanerogames
گياهان دانه‌دار Spermatophytes
زيرشاخه
نهاندانگان
Angiospermes

رده
دولپه‌اي
Dicotyledones

زير رده (راسته)
پيوسته گلبرگ‌ها
Comopetales

تيره (خانواده)
زيتونيان
Oleaceae

جنس
زيتون
Olea

گونه
اروپا
Europea

2-1-4- ميوه زيتون
ميوه زيتون از نوع شفت56 است. ترکيب ساختماني آن در شکل 2-1 نشان داده شده است.
پوست ميوه
Epicarp
قسمت اصلي ميوه
Mesocarp=Pulp
ديواره هسته
Endocarp=Stone wall
مغز هسته
kernel

شکل 2-1- قسمت‌هاي مختلف تشکيل دهنده ميوه زيتون (فائو، 1985)
پوست ميوه 5/2-2 درصد، قسمت اصلي ميوه 5/80-5/71 درصد، ديواره هسته 23-3/17 درصد و مغز هسته 5/5-2 درصد از ماده خشک ميوه زيتون را تشکيل مي‌دهند. ميوه تازه زيتون حاوي 6/48 درصد آب، 27 درصد روغن، 1/14 درصد ديواره هسته، 3/1 درصد مغز هسته و 9 درصد پوست و بخش اصلي ميوه مي‌باشد. ترکيب شيميايي قسمت‌هاي مختلف ميوه زيتون در جدول 2-2 درج شده است.
جدول 2-2- ترکيب شيميايي قسمت‌هاي مختلف ميوه زيتون (بر اساس100 درصد ماده خشک) (فائو، 1985)
قسمت‌هاي مختلف ميوه
پروتئين خام
چربي خام
الياف خام
خاکستر خام
عصاره بدون ازت*
پوست ميوه
8/9
4/3
4/2
6/1
8/82
گوشت ميوه57
6/9
8/51
0/12
3/2
3/24
پوسته و مغز هسته
2/1
8/0
1/74
2/1
7/22
*عصاره بدون ازت=100- (درصد پروتئين خام + درصد چربي خام + درصد الياف خام + درصد خاکستر خام)

2-1-5- تعاريف موجود
به‌منظور پيشگيري از بروز اشتباهات هنگام مطالعه منابع خارجي و درک صحيح انواع محصولات فرعي کارخانجات روغن‌کشي زيتون، واژه‌هاي مورد استفاده به‌شرح ذيل تعريف مي‌شود (فائو، 1985).
2-1-5-1- کنجاله زيتون خام58
به باقي‌مانده حاصل از اولين مرحله روغن‌کشي زيتون توسط فشار مکانيکي، کنجاله زيتون خام گفته مي‌شود. اين محصول به‌سبب دارا بودن ميزان رطوبت و چربي زياد، در معرض هوا سريعاً فاسد مي‌شود. از اين محصول در منابع فارسي به نام‌هاي “کنجاله زيتون فشاري، تفاله زيتون، تفاله خام زيتون و تفاله زيتون با هسته- فشاري” و در منابع خارجي به اسامي،” Crude olive cake وOlive pulp with pits و Fatty olive cake” ذکر شده است.
2-1-5-2- کنجاله زيتون کم‌چرب59
اين فرآورده از روغن‌کشي کنجاله زيتون خام توسط حلال شيميايي به‌دست مي‌آيد. در منابع خارجي به آن Defatted olive cake نيز گفته مي‌شود.
2-1-5-3- کنجاله بدون هسته60
به ميوه زيتون پس از جدا نمودن هسته آن، قبل يا بعد از عمل روغن‌کشي گفته مي‌شود. ميزان رطوبت آن زياد (حدود 60 درصد) بوده که قابليت نگهداري آن را مشکل مي‌کند.
2-1-5-4- کنجاله زيتون کم‌هسته61
اين محصول پس از جدا نمودن قسمتي از هسته کنجاله به‌دست مي‌آيد. با استفاده از غربال و يا جريان هواي مصنوعي، جدا کردن هسته صورت مي‌گيرد.
2-1-5-5- پس‌آب گياهي62
به مايع آبکي باقي‌مانده، پس از جدا نمودن کنجاله زيتون و روغن از ميوه زيتون در کارخانه روغن‌کشي، پس‌آب گياهي گفته مي‌شود (فدلي و کاموراتي63، 1981).
2-1-5-6- برگ زيتون جمع‌آوري شده در کارخانه روغن‌کشي64
پس از اينکه ميوه زيتون وارد کارخانه روغن‌کشي شد، در اولين مرحله شستشو و تميز مي‌شود. اين کار قبل از آسياب نمودن ميوه انجام مي‌گيرد و منجر به جدا نمودن و جمع‌آوري برگ‌هاي همراه مي‌شود. در کشور يونان مقدار برگ همراه ميوه، پنج درصد از وزن محصول برداشت شده را تشکيل مي‌دهد (زويوپولوس65، 1983). در ايران مقدار برگ همراه ميوه گزارش نشده است.
2-1-6- کنجاله زيتون
پس از استحصال روغن زيتون در کارخانه روغن‌کشي، آنچه باقي مي‌ماند کنجاله زيتون ناميده مي‌شود. نظر به اينکه تکنولوژي به‌کارگرفته شده براي روغن‌کشي از ميوه زيتون متنوع بوده و در طي قرن‌هاي اخير تغيير کرده است، محصولات فرعي مختلفي در کارخانجات روغن‌کشي به‌چشم مي‌خورد. روش‌هاي عمده مورد استفاده براي استحصال روغن عبارت است از:
1- عصاره‌گيري با استفاده از نيروي مکانيکي و فشرده نمودن ميوه
2- عصاره‌گيري با کمک نيروي گريز از مرکز
3- روش آکاپولکو66، که ابتدا هسته ميوه را جدا نموده و سپس روغن‌گيري صورت مي‌گيرد (نفزائويي و بن‌دهيا67، 1978).
2-1-6-1- ويژگي‌هاي فيزيکي کنجاله زيتون
در جدول 2-3 روش تهيه انواع کنجاله زيتون و ترکيب فيزيکي آن درج شده است. کنجاله زيتون خام حاوي هسته، پوست ميوه، گوشت ميوه، رطوبت و روغن مي‌باشد. کنجاله زيتون کم‌چرب، از عصاره‌گيري کنجاله زيتون خام توسط حلال شيميايي که معمولاً هگزان68 است، حاصل مي‌شود. اين فرآورده طي فرآيند توليد، مقدار قابل توجهي از رطوبت و روغن خود را از دست مي‌دهد. هر يک از دو محصول اشاره شده فوق را مي‌توان با استفاده از غربال و يا جريان هواي مصنوعي، بدون هسته نمود و ميزان الياف خام آن را کاهش داد. در صورتي‌که قبل از روغن‌کشي هسته ميوه کاملاً جدا شود، باقي‌مانده حاصل، کمترين مقدار الياف خام را خواهد داشت (فائو، 1985).

جدول 2-3- روش تهيه انواع کنجاله زيتون و ترکيب فيزيکي آن* (فائو، 1985)
کيلوگرم (درصد)
محصول
روش کار
ترکيبات فيزيکي
100 (100)
ميوه زيتون
فشار مکانيکي
آب
6/48

روغن
0/27

پوسته هسته
1/14

مغز هسته
3/1

پوست و گوشت ميوه
0/9
33 (33)
کنجاله زيتون خام
جريان هواي مصنوعي يا غربال نمودن
آب
3/24

روغن
1/9

پوسته هسته
4/42

مغز هسته
0/3

پوست و گوشت ميوه
2/21
7/16 (61/50)
کنجاله زيتون خام و
کم‌هسته
عصاره‌گيري توسط حلال و جدا نمودن هسته کامل
آب
7/37

روغن
8/16

پوسته هسته
6/5

مغز هسته

پوست و گوشت ميوه
9/39
41/7 (37/44)
کنجاله زيتون کم‌چرب و بدون هسته

آب
5/4

روغن
2/4

پوسته هسته

مغز هسته
1/11

پوست و گوشت ميوه
2/80
* در صورتي‌که کنجاله زيتون خام توسط حلال شيميايي عصاره‌گيري شود ترکيب آن به‌صورت زير خواهد بود:
آب 15%، روغن 4%، هسته 55%، پوست و گوشت ميوه 26%؛ که اين محصول، کنجاله زيتون کم‌چرب ناميده مي‌شود.

2-1-6-2- شرايط نگهداري کنجاله زيتون
مشکل اصلي در حفظ کنجاله زيتون خام، از يک طرف مقدار نسبتاً بالاي آب و از طرف ديگر مقدار زيادي روغني است که هنوز در آن حفظ شده است. اين نوع کنجاله زيتون وقتي در معرض هوا قرار گيرد به‌سرعت ترشيده و براي مصرف حيوانات نا‌مناسب مي‌شود. برآورد شده است که کنجاله زيتون خام به‌دست آمده توسط سانتريفوژ (مرطوب‌تر) پس از 5-4 روز ترش مي‌شود، در حالي‌که کنجاله زيتون به‌دست آمده توسط فشار اين حالت را پس از حدود پانزده روز، و همين کنجاله زيتون پس از خشک شدن احتمالاً مي‌تواند به‌مدت طولاني‌تري (تا 45 روز) ذخيره شود. از سوي ديگر، کنجاله زيتون کم‌چرب که آب آن در طول فرآيند استخراج از دست رفته را نيز مي‌توان براي بيش از يک سال ذخيره نمود.
بهترين راه استفاده از کنجاله زيتون استفاده سريع آن پس از روغن‌کشي است زيرا خشک کردن آن هزينه‌بَر بوده و نياز به صرف انرژي بسيار دارد. سيلو کردن کنجاله زيتون، راه ساده‌تر، اقتصادي‌تر و کارآمد‌تري است که مي‌توان جهت ذخيره‌سازي آن استفاده شود (فائو، 1985).
در تأييد مطالب فوق، چيوفالو69و همکاران (2002) اعلام نمودند کنجاله زيتون به‌دليل داشتن 65-60 درصد رطوبت و درصد بالاي چربي (25-18 درصد) امکان انبار‌داري آن وجود ندارد و مي‌تواند منبع آلودگي محيط زيست باشد.
2-1-6-3- خصوصيات و ارزش غذايي کنجاله زيتون
در صورتي‌که کنجاله زيتون داراي هسته باشد، الياف خام آن به حدود چهل درصد و پروتئين خام آن به کمتر از هفت درصد مي‌رسد. ولي اگر بدون هسته باشد، الياف خام آن 3/20 درصد و پروتئين خام آن به بيش از چهارده درصد خواهد رسيد. همچنين درصد چربي آن به‌روش روغن‌کشي (فشاري يا حلال و ..) بستگي داشته و بسيار متغير مي‌باشد (فضائلي و همکاران، 1371).
برخلاف کنجاله ساير دانه‌هاي روغني، کنجاله زيتون خام داراي پروتئين خام کم، الياف خام زياد و چربي خام زيادتر است. عصاره‌گيري توسط حلال باعث کاهش مقدار چربي و افزايش مقدار سايز اجزاي آن مي‌شود. ترکيب شيميايي انواع مختلف کنجاله زيتون در جدول 2-4 نشان داده شده است. ارقام ارائه شده در جدول به‌خصوص در مورد کنجاله زيتون خام و کنجاله زيتون خام و کم‌هسته مي‌تواند بسيار متغير باشد و اين اعداد بيشتر به‌عنوان معرف مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد (فائو، 1985).
جدول 2-4- ترکيب شيميايي انواع مختلف کنجاله زيتون (فائو، 1985)
نوع کنجاله
ماده خشک
بر اساس صد درصد ماده خشک

خاکستر خام
پروتئين خام
الياف خام
چربي خام
کنجاله زيتون خام
80-75
5-3
10-5
50-35
15-8
کنجاله زيتون خام و کم‌هسته
95-80
7-6
13-9
30-20
30-15
کنجاله زيتون کم‌چرب
90-85
10-7
10-8
40-35
6-4
کنجاله زيتون کم‌چرب و کم‌هسته
90-85
8-6
14-9
35-15
6-4
ميوه زيتون بدون هسته*
40-35
8-5
13-9
25-16
33-26
Fatty pulp*
ترکيب شيميايي کنجاله زيتون خام منطقه گيلان توسط فضائلي و همکاران (1371) به‌شرح جدول 2-5 تعيين شده است. همان‌طور که در جدول ملاحظه مي‌شود سديم و پتاسيم اين ماده خوراکي قابل توجه مي‌باشد. زياد بودن سديم را مي‌توان ناشي از نمک زدن ميوه دانست که در منطقه مرسوم است و يا ممکن است پتاسيم در خاک‌هاي منطقه زياد باشد. در عين حال غلظت عناصر مذکور از محدوده احتياجات حيوان بيشتر نيست.
جدول 2-5- ترکيب شيميايي کنجاله زيتون خام منطقه گيلان (فضائلي و همکاران، 1371)
دامنه
ماده خشک
بر اساس صد درصد ماده خشک

پروتئين خام
چربي خام
خاکستر خام
الياف خام
عصاره بدون ازت
کلسيم
فسفر
سديم
پتاسيم
حداقل
48
7/5
3/9
1/3
7/34
28
37/0
05/0
42/0
1/1
حداکثر
83
9/8
6/17
8/4
4/44
8/41
65/0
16/0
5/1
17/2

ترکيب مواد مغذي تا حّد زيادي بين کنجاله‌هاي زيتون‌هاي مختلف، متفاوت است. اين امر ممکن است با توجه به انواع زيتون يا شرايط زيست محيطي متغير باشد. به‌عنوان مثال، در طول سال‌هاي خشک، ممکن است هسته، هفتاد درصد از ميوه را تشکيل دهد (کومزکابررا70، 1984).
مقدار مواد معدني کنجاله زيتون بستگي به‌روش برداشت نيز دارد. زيرا وقتي ميوه‌ها به‌طور مستقيم از روي درخت برداشت شوند 7 تا 8 درصد، با تور جمع‌آوري شوند 11 درصد و زماني‌که زيتون‌ها قبل از برداشت، از روي زمين جمع‌آوري شده باشند 16 تا 24 درصد کاهش مواد معدني خواهند داشت (گومز71 و همکاران، 1981).
پروتئين خام، الياف خام و چربي خام نيز با نوع روش استخراج (2 فاز يا 3 فاز) تغيير مي‌کند و همچنين نوع روش هسته‌زدايي هم در مقدار فيبر خام تأثير دارد. کنجاله زيتون به‌طور عمده از ليگنين تشکيل شده است، که محدوديت مقدار خوراک را ايجاد مي‌نمايد (مولينا آلکاييد و يانز رويز72، 2008). مقدار پروتئين خام، با توجه به نوع کنجاله زيتون متفاوت است، امّا در عين حال مقدار آن کم است. ازت پروتئيني 95 درصد از مجموع ازت را تشکيل مي‌دهد. بخش عمده پروتئين کنجاله زيتون (80 تا 90 درصد) به قسمت ليگنوسلولزي73 اتصال دارد و به آن ADF-N گفته مي‌شود (آلوارز- رودريگز74، 2009). اسيدهاي چرب غير اشباع 16 و 18 کربني، حدود 96 درصد از مجموع اسيدهاي چرب آن را تشکيل مي‌دهند. کنجاله زيتون از نظر ليگنين غني و از نظر محتويات سلولي فقير است. در شرايط آزمايشگاه معلوم شد ترکيبات کنجاله زيتون تازه و کنجاله زيتون انباشته شده به‌مدت يک‌سال، مشابه هم است. کنجاله زيتون محتوي ترکيبات فنولي ساده‌اي75 است که از تخميرات شکمبه ممانعت مي‌کند. همچنين در کنجاله زيتون تانن76 وجود دارد که پروتئين جيره غذايي دام را به‌صورت نامحلول درآورده و تجزيه‌پذيري آن را کاهش مي‌‌دهد، البته بخش عمده ترکيبات فنولي و تانن‌هاي موجود در ميوه زيتون همراه پس‌آب گياهي در کارخانجات روغن‌کشي زيتون دفع مي‌شود (فائو، 1985).
ترکيب شيميايي کنجاله‌اي که در هوا خشک شده شامل ماده خشک (درصد)، انرژي خام (کالري بر گرم)، پروتئين خام (درصد)، چربي خام (درصد) و فيبر خام (درصد) به‌ترتيب 75/88، 39/3753، 5/9، 1/10، 3/36 بوده و قابليت هضم ظاهري ماده خشک، پروتئين خام، چربي خام و فيبر خام به‌ترتيب 28/13، 10/26، 67/74، 7/28 درصد تعيين گرديده است (صمدي و شمس‌شرق، 2008).
جيوفالو و همکاران (2002) چربي خام کنجاله زيتون را بسته به‌روش استخراج روغن 25-18 درصد گزارش کرده و آن را غذايي پُر انرژي در تغذيه دام معرفي نمودند. مولينا و همکاران (2002) ميزان پروتئين خام، NDF و ADF کنجاله زيتون را به‌ترتيب 8/9-6/6، 0/73-1/23 و 0/37-2/12 به‌ازاي هر صد گرم ماده خشک گزارش کردند.آکاردي77 و همکاران (1981) گزارش نمودند که کنجاله زيتون خام بدون هسته داراي 3/10 درصد رطوبت، 8/12 درصد پروتئين خام، 23 درصد چربي خام، 4/31 درصد عصاره بدون ازت، 1/29 درصد الياف خام و 7/3 درصد خاکستر خام است.
چابوني78 (1986) گزارش نمود کنجاله زيتون کم‌چرب و کم هسته داراي 12 درصد رطوبت، 5/27 درصد الياف خام، 8 درصد پروتئين خام، 5 درصد چربي خام، 6 درصد خاکستر خام و 5/53 درصد عصاره بدون ازت است. لتو و گياکون (1982) بيان کردند که کنجاله زيتون خام و کم‌هسته حاوي 8/12 درصد پروتئين خام، 23 درصد چربي خام، 4/31 درصد عصاره بدون ازت، 29 درصد الياف خام و 72/3 درصد خاکستر خام است. ضمناً کنجاله فوق از نظر اسيدهاي آمينه لايزين، ميتونين و هيستيدين79 فقير بود. همچنين ارزش انرژي قابل متابوليسم آن براي خرگوش‌ها 2851 کيلوکالري در کيلوگرم ماده خشک گزارش شد.
در تحقيق ديگري نفزائويي (1992) گزارش نمود کنجاله زيتون کم‌چرب و بدون هسته حاوي 6/90 درصد ماده خشک، 75/10 درصد پروتئين خام، 5/3 درصد چربي خام، 32/12 درصد سلولز خام و70/55 درصد ديواره سلولي80 (NDF)، 45 درصد ديواره سلولي منهاي همي‌سلولز81 (ADF) و 32 درصد ليگنين82 ((ADL در ماده خشک بوده است. همچنين نفزائويي (1990) نشان داد که ارزش غذايي فرآورده‌هاي فرعي حاصل در کارخانه روغن‌کشي زيتون بستگي به عواملي چون نحوه عمل‌آوري، سن گياه، مرحله رسيده بودن ميوه، روش عصاره‌گيري و نوع حلال به‌کار برده شده دارد که کليه عوامل فوق بر روي ميزان ليگنين، سلولز، اسيد آمينه، خاکستر خام و غلظت ازت در فرآورده فرعي تأثير مي‌گذارد.
2-1-6-4- عوامل محدودکننده کنجاله زيتون
ليگنين بالا، پلي‌فنول‌ها، تانن‌ها و فساد‌پذيري سريع کنجاله زيتون از عوامل محدودکننده اين ماده خوراکي مي‌باشد. نفزائويي (1988) ميزان ليگنين زياد و وجود ترکيبات فنولي و سمّي را به‌عنوان عوامل محدود‌کننده استفاده از هسته زيتون و پس‌آب گياهي خارج شده از کارخانجات روغن‌کشي زيتون دانسته و بيان نمود هزينه عمل‌آوري اين محصولات ممکن است بيشتر از نفعي باشد که آنها مي‌توانند داشته باشند.
کنجاله زيتون به‌سرعت ترشيده شده که کاملاً ناخوشايند و حتي مضر براي حيوانات است بنابراين براي نگهداري آن بايد آن را خشک کرده و يا سيلو نمود. کنجاله زيتون به‌دست آمده از فرآيند استخراج دو مرحله‌اي، حاوي تانن است امّا به‌نظر نمي‌رسد که اثرات سمّي بر روي حيوانات داشته باشد (يانز رويز و مولينا، 2007). کنجاله زيتون غني از ليگنين و داراي محتويات سلولي ناچيز مي‌باشد. ليگنين نقش حفاظتي براي کربوهيدرات‌ها را دارد که از اين نظر مشابه کاه است (نفزائويي، 1983).
با توجه به ارزش غذايي پايين (انرژي، پروتئين قابل هضم و مواد معدني کم و ليگنين بالا)، کنجاله زيتون به‌ندرت در تغذيه طيور استفاده مي‌شود، علاوه بر اين کنجاله زيتون حاوي زايلوگلوکان مي‌باشد که يکي از پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي(NSP) است که اثرات ضد مغذي آن در تک معده‌اي‌ها مانند مرغ و خوک گزارش شده است (گيل‌سرانو و تجرو‌ماتئو، 1988؛ کويمبرا و همکاران، 1995). همچنين در ديواره‌هاي سلولي آن کمپلکس زايلان-زايلوگلوکان وجود داشته (کويمبرا و همکاران، 1995) و نسبت زايلوز به گلوکز در کنجاله زيتون 7 به 1 گزارش شده است (روزاريو و دومينگوئز، 2002). پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي ترکيباتي هستند که باعث کاهش مصرف خوراک و عملکرد جوجه‌هاي گوشتي مي‌گردند (صاليح و همکاران، 1991).
2-1-6-5- استفاده از کنجاله زيتون در تغذيه دام
2-1-6-5-1- نشخوارکنندگان
کنجاله زيتون براي نشخوارکنندگان زياد خوش طعم نيست، در نتيجه توصيه مي‌شود تا با مواد ديگر استفاده گردد. اضافه کردن ملاس به کنجاله زيتون مي‌تواند طعم آن را بهبود بخشد. با توجه به محتواي کنجاله زيتون (ليگنين بالا، پروتئين خام پايين و قابليت هضم ضعيف)، اين کنجاله ممکن است نسبت به علوفه کمتر توسط نشخوارکنندگان (گاو، گوسفند، بز و شتر) پذيرفته شود. کنجاله زيتون را مي‌توان به‌صورت تازه، سيلو شده، خشک، پلت و يا مخلوطي از چند مواد مغذي استفاده کرد (مولينا آلکاييد و همکاران، 2008). اگر کنجاله زيتون خام با محصولات کشاورزي صنعتي و يا مواد زائد حيواني سيلو شود باعث حفاظت اين کنجاله، بدون اثر بر طعم و ارزش تغذيه‌اي آن مي‌گردد که در اين حالت کيفيت آن از کاه جو و علف خشک بيشتر خواهد بود (هادجيپانايوتو83، 2000). گنجاندن کنجاله زيتون، حتي با رطوبت بالا، در پلت‌ها به‌همراه مواد غذايي ديگر راه نويدبخشي براي استفاده از آن مي‌باشد. اضافه کردن کنجاله زيتون در جيره نشخوارکنندگان مي‌تواند موجب کاهش هزينه‌هاي خوراک از 18 تا 38 درصد گردد (بن سالم84 و همکاران، 2003؛ مولينا آلکاييد و همکاران، 2008).
کنجاله زيتون را مي‌توان در سطح بسيار بالا در جيره ميش يا بز (هفتاد درصد) در دوره‌هاي کم غذايي و يا در جهت حفظ شرايط نگهداري آنها استفاده نمود. در پرواربندي بره نيز گنجاندن چهل درصد کنجاله زيتون توصيه مي‌گردد (نفزائويي، 1991). قرباني و همکاران (1375) از کنجاله زيتون در تغذيه گاوهاي شيري استفاده کرده و اعلام داشتند از کنجاله زيتون مي‌توان تا حداکثر 24 درصد در جيره استفاده نمود. کنجاله زيتون اثر مثبتي بر توليد شير و درصد چربي شير در گاو و ميش دارد (سن‌سوري85 و همکاران، 1985؛ مولينا آلکاييد و همکاران، 2008)، همچنين باعث بهبود پروتئين شير در ميش مي‌گردد. استفاده از کنجاله زيتون با مقدار اسيد اولئيک بالا در جيره حيوانات شيرده، کيفيت اسيدهاي چرب شير را نيز بهبود مي‌بخشد (مولينا آلکاييد و همکاران، 2008).
کنجاله زيتون خام و کنجاله زيتون خام بدون هسته، ارزش غذايي بالايي براي دام‌هاي شيرده داشته که به‌مقدار چربي آن بستگي دارد. در صورتي‌که مقدار چربي به اندازه کافي و متعادل در جيره غذايي وجود داشته باشد، کنجاله زيتون خام پتانسيل بسيار زيادي براي افزايش توليد شير در گاو يا ميش‌ دارد (مولينا آلکاييد و همکاران، 2008). به‌نظر مي‌رسد ارزش غذايي کنجاله زيتون خام بالاتر از کنجاله بدون چربي در نشخوارکنندگان باشد، ولي اين جيره‌ها مستعد ترشيدگي بوده و در نتيجه نياز به روش‌هاي حفاظتي مي‌باشد (رودريگز آلوارز و همکاران، 2009).
در تحقيق هادجيپانايوتو (1999) کنجاله زيتون خام تأثيري بر عملکرد شير نداشت، امّا موجب افزايش مقدار چربي شير ميش و بز گرديد. کنجاله زيتون کم‌چرب مخلوط با ملاس به‌جاي کنجاله آفتابگردان و دانه جو در اواخر بارداري ميش‌هاي آبستن منجر ‌به اندک افزايش در عملکرد ميش و بهبود بازده لاشه بره‌هاي آنها شد (آگويي‌لارا86 و همکاران، 1992). تغذيه گاوهاي در حال رشد با کنجاله زيتون کم‌چرب کاهشي را در افزايش وزن زنده در تليسه‌ها و گوساله ايجاد نکرد (سن‌سوري و همکاران، 1985).
2-1-6-5-2- طيور
امکان استفاده از کنجاله زيتون در تغذيه جوجه‌هاي گوشتي وجود دارد. جايگزيني ده درصد کنجاله زيتون در جيره غذايي به‌جاي ذرت، بالاترين وزن زنده را به‌طور متوسط ??در دوره‌هاي آغازين و پاياني جوجه‌هاي گوشتي داشت، ولي تأثيري بر کيفيت لاشه نداشت (ابوعمر، 2005). گنجاندن 5/7 درصد کنجاله زيتون در جيره‌ جوجه‌هاي گوشتي در تحقيق ديگري توصيه شد (رابايا و همکاران، 2001). مرغ‌هاي تخم‌گذاري که با جيره حاوي 5/9 درصد کنجاله زيتون تغذيه شدند عملکرد و کيفيت تخم مشابه مرغ‌هاي تغذيه شده با ذرت را داشتند (آل‌شانتي87 و همکاران، 2003).
عبدالمکسود88 (2006) اثر سطوح مختلف (0، 5، 10 و 15) کنجاله زيتون را با و بدون مکمل آنزيمي بر عملکرد مرغان تخم‌گذار آزمايش کرد و گزارش نمود جيره حاوي 15 درصد کنجاله زيتون بدون آنزيم باعث افزايش وزن و مصرف خوراک شده، ولي تيمارهاي داراي کنجاله زيتون با و بدون آنزيم بر وزن و تعداد تخم‌مرغ اثر معني‌داري نداشت. در همين راستا زنگنه و ترکي (2011) اثر آنزيم بتاماناناز با کنجاله زيتون را بر عملکرد، ايمني و کيفيت تخم‌مرغ مرغان تخم‌گذار بررسي کرده و گزارش نمودند از کنجاله زيتون مي‌توان تا 9 درصد بدون اثرات مضر بر عملکرد مرغان تخم‌گذار استفاده نمود، همچنين در اين تحقيق کنجاله زيتون باعث بهبود وزن تخم‌مرغ گرديد. زارعي و همکاران (2011) نيز گزارش کردند استفاده از کنجاله زيتون در جيره مرغان تخم‌گذار تا سطح 9 درصد هيچ اثري زيانباري بر عملکرد پرندگان نداشت، علاوه بر اين جيره حاوي کنجاله زيتون داراي اثرات مفيدي بر عملکرد وزن تخم‌مرغ، شاخص زرده و سطح تري‌گليسريد خون مرغان تخم‌گذار داشت.
2-1-6-5-3- خرگوش
خرگوش‌ها را مي‌توان با کنجاله خمير زيتون کم‌آب در سطوح 10 يا20 درصد بدون هيچ اثر زيانباري تغذيه نمود. همچنين اين جيره تغيير معني‌داري را در فراسنجه‌هاي خوني و فعاليت آنزيم‌هاي سرم خرگوش‌هاي پرواري ايجاد نکرد (روپيک و همکاران، 1999). جيره غذايي خرگوش‌ها با 10 يا 20 درصد کنجاله زيتون منجر به کاهش قابل توجهي هزينه‌هاي خوراک و بهبود بازده اقتصادي شد (موسي89 و همکاران، 2002). گنجاندن 30 درصد کنجاله زيتون خام يا بدون چربي در جيره غذايي خرگوش‌ها، قابليت هضم فيبر خام را نسبت به جيره غذايي شاهد (که مبتني بر يونجه بود) کاهش داد، امّا اين مقدار هنوز هم به‌خصوص در کنجاله زيتون بدون چربي، مناسب بود (چابان90 و همکاران، 1997). گزارش شده که کنجاله زيتون چرب بر کيفيت گوشت خرگوش‌ها تأثير گذاشته و گنجاندن حداکثر 8-5 درصد در جيره را توصيه نمودند (کارابانو91 و همکاران، 1992).
کنجاله زيتون باهسته، حاوي مقادير زيادي فيبر است و استفاده از آن به‌مقدار 6 درصد در جيره غذايي خرگوش‌هاي در حال رشد توصيه شده است. کنجاله زيتون باهسته باعث افزايش ذرات درشت در جيره مي‌شود، امّا بر عملکرد رشد، فيزيولوژي گوارش و کيفيت گوشت تأثير نمي‌گذارد. با اين حال، معرفي آن به‌عنوان يک منبع از فيبر نامحلول مي‌تواند تعادل بهتري را بين بخش‌هاي مختلف هضم مواد ايجاد کرده و موجب جلوگيري از ناراحتي‌هاي گوارشي ‌گردد (کارارو92 و همکاران، 2005).
2-1-6-5-4- ماهي
در عربستان سعودي، پس‌مانده‌هاي زيتون محلي توليد شده را به‌عنوان ماده جايگزين براي سبوس گندم تا سطح 25 درصد در جيره غذايي تيلاپيا93 (Oreochromis niloticus) بدون اثر زيانبار بر عملکرد رشد و ضريب تبديل خوراک استفاده نمودند (ال‌اصقح94 و همکاران، 2011).
2-2- آنزيم
آنزيم‌ها عملاً در همه جا وجود دارند. آنها به‌طور طبيعي وجود داشته و به‌وسيله همه موجودات زنده به‌عنوان کاتاليزورهاي طبيعي توليد مي‌شوند. آنزيم‌ها سبب تسريع واکنش‌هاي بيوشيميايي در همه موجودات زنده از موجودات تک‌سلولي، گياهان، حشرات تا انسان‌ها مي‌شوند. بدون حضور آنزيم‌ها غذا هضم نمي‌شود. بالغ بر سه هزار آنزيم متفاوت تاکنون کشف شده‌ است. آنزيم‌ها پروتئيني بوده و از زنجيره‌هاي اسيد آمينه با پيوند پپتيدي95 تشکيل شده‌اند. آنزيم‌ها با اتصال به سوبسترا96 سبب تسريع يا تسهيل واکنش‌ها و با تشکيل محصول سبب پايدار شدن واکنش‌ها شده و انرژي فعال‌سازي لازم براي شروع واکنش‌ها را کاهش مي‌دهند. در نتيجه مقدار پيشرفت واکنش‌ها تا حّد زيادي افزايش مي‌يابد.
2-2-1- تاريخچه استفاده از آنزيم
انسان‌ها در طول تاريخ از آنزيم‌ها استفاده مي‌کردند. تهيه پنير و استفاده از جو جوانه زده (مالت جو) در توليد آبجو، نمونه‌هايي از کاربرد آنزيم در گذشته مي‌باشند. فناوري نوين آنزيم در واقع از سال 1874 به‌دنبال توليد اولين فرآورده آنزيمي خالص که از معده گوساله تهيه شد، آغاز گرديد. اين آنزيم موسوم به رنت97 امروزه نيز در صنعت لبنيات مورد استفاده قرار مي‌گيرد. استفاده از آنزيم‌ها در فرآيندهاي صنعتي و غذايي به دهه اول قرن بيستم بر مي‌گردد. پس از آن با شناخت و تهيه آنزيم‌ها در مقياس تجاري، اين فناوري بسيار پيشرفت کرد و امروزه در بسياري از فرآيندهاي صنعتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد (بدفورد و پارتريج، 2001).
2-2-2- علت استفاده از آنزيم‌ها در خوراک دام و طيور
دليل اصلي استفاده از آنزيم‌ها، بهبود ارزش غذايي مواد خوراکي است. همه حيوانات براي هضم غذا از آنزيم استفاده مي‌کنند که اين آنزيم‌ها به‌وسيله حيوان يا ميکروب‌هاي موجود در دستگاه گوارش توليد مي‌شوند. آنزيم‌هاي با منشاء خارجي براي حذف عوامل ضد مغذي در مواد خوراکي، افزايش قابليت هضم مواد مغذي و کمک به آنزيم‌هاي دستگاه گوارش حيوانات تک معده‌اي به‌ويژه طيور استفاده مي‌شوند.(کلاسن و همکاران، 1991، بدفورد، 1993). در بسياري از سيستم‌هاي توليدات دامي، خوراک بيشترين هزينه را شامل مي‌شود و سودآوري واحد به هزينه نسبي و ارزش غذايي مواد خوراکي در دسترس بستگي دارد. اغلب عامل محدودکننده هنگام تنظيم جيره‌ها، توانايي حيوان در هضم بخش‌هاي مختلف مواد خوراکي خام به‌ويژه الياف خام است. به‌رغم پيشرفت‌هاي کنوني، ارزش غذايي بالقوه مواد خوراکي در سطح حيوان به حّد کمال نرسيده است. اين ناکارآمدي قابليت استفاده از مواد مغذي، مي‌تواند باعث تحميل هزينه به دامدار، شرکت توليدکننده مواد خوراکي و محيط زيست شود. افزودن آنزيم به جيره غذايي دام وطيور براي اهداف زير انجام مي‌شود (آنيسون،1993، بدفورد و اسکولز، 1998، سيمون، 1998):
4- تکميل و جبران نقايص سيستم آنزيمي دستگاه گوارش حيوانات
5- حذف مواد ضد مغذي
6- افزايش مورد استفاده قرار گرفتن مواد مغذي
افزودن آنزيم‌ها، علاوه بر افزايش مورد استفاده قرار گرفتن مواد مغذي، سبب کاهش پراکنش در ارزش غذايي مواد خوراکي مختلف شده و صحت فرمولاسيون جيره را افزايش مي‌دهد. آزمايش‌هاي متعددي نشان داده است که تهيه مواد خوراکي به اين ترتيب سبب افزايش يکنواختي حيوانات در گروه‌هاي مختلف شده و لذا به بهبود مديريت و افزايش سود واحد کمک مي‌کند. حالت سلامتي عمومي حيوانات را نيز مي‌توان به‌طور غير مستقيم با کاهش فرآيندهاي ناشي از وجود الياف خام در مواد خوراکي افزايش داد.
2-2-3- انواع آنزيم‌هاي تجاري و علت استفاده آنها
2-2-3-1- آنزيم‌هاي تجزيه‌کننده الياف
يکي از محدوديت‌هاي حيوانات تک معده‌اي (خوک و طيور) در هضم مواد خوراکي، عدم توليد آنزيم‌هاي مؤثر براي هضم الياف در دستگاه گوارش است. بخش زيادي از الياف در جيره‌هاي حاوي مواد خوراکي مانند گندم، جو، چاودار يا تريتيکاله98 (غلات اصلي چسبنده)، بتاگلوکان و آرابينوزايلان محلول و نامحلول هستند (وايت99 و همکاران 1983؛ بدفورد و کلاسن، 1992). الياف محلول چسبندگي محتويات روده کوچک را افزايش داده و مانع از هضم مواد مغذي مي‌شوند که در نتيجه سبب کاهش رشد حيوان مي‌شود. همچنين وقوع ناهنجاري‌ها و اختلالات گوارشي مانند نوعي تورم روده بزرگ100، در خوک و چسبندگي مدفوع و بيماري مفصل خرگوشي در طيور نيز از پيامدهاي آن است.
مقدار الياف خام گندم و جو با توجه به واريته101، مکان رشد و نمو، شرايط آب و هوايي و غيره مي‌تواند بسيار متفاوت باشد. اين امر به نوبه خود به اين مفهوم است که ارزش غذايي آنها و جيره‌هاي حاوي آنها نيز مي‌تواند بسيار متفاوت باشد. هنگام تجزيه الياف خام، آنزيم‌ها (نظير زايلاناز براي آرابينوزايلان‌ها، بتاگلوکاناز براي بتاگلوکان‌ها) مي‌توانند اين تنوع و اختلاف در ارزش غذايي را کاهش داده و باعث بهبود عملکرد خوراک و ثبات در پاسخ حيوان به اين جيره‌ها شود. يکي ديگر از منافع استفاده از آنزيم‌ها، کاهش وقوع برخي ناهنجاري‌هاي گوارشي است (بدفورد و پارتريج، 2001).

2-2-3-2- آنزيم‌هاي تجزيه‌کننده پروتئين
مواد خام زيادي هستند که پروتئين جيره را تأمين مي‌کنند و بخشي از اسيدهاي آمينه موجود در گوشت از طريق آنها تأمين مي‌شود. اختلاف و تنوع زيادي در کيفيت و قابليت دسترسي پروتئين در مواد خوراکي خام مختلفي که در جيره حيوانات تک معده‌اي وجود دارند، به‌چشم مي‌خورد. در بين منابع پروتئين گياهي همچون کنجاله سويا، عوامل ضد مغذي خاصي102 مانند مهارکننده‌هاي تريپسين103 و لکتين‌ها104 وجود دارند که منجر به آسيب سطح جذب دستگاه گوارش و کاهش هضم مواد مغذي مي‌شوند. همچنين دستگاه گوارش تکامل نيافته حيوانات جوان قادر به استفاده بهينه از پروتئين ذخيره شده در کنجاله سويا (گليسينين و بتاکنگليسينين105) نيست. افزودن پروتئاز علاوه بر تجزيه بخش عمده‌اي از مولکول‌هاي بزرگ پروتئين ذخيره‌اي به بخش‌هاي کوچکتر و قابل جذب، به خنثي کردن اثرات منفي عوامل ضد مغذي مکمل‌هاي پروتئيني نيز کمک مي‌کند (بدفورد و پارتريج، 2001).
2-2-3-3- آنزيم‌هاي تجزيه‌کننده نشاسته
از نظر بسياري از متخصصان تغذيه، ذرت “استاندارد طلايي”106 مواد خوراکي است. اغلب متخصصان تغذيه هضم ذرت را ضعيف نمي‌دانند. در واقع اعتقاد بر اين است که بيش از 95 درصد ماده خشک ذرت هضم مي‌شود. نوي و اسکلان107 (1994) گزارش کردند که در سطح ايلئومي، قابليت هضم نشاسته در جوجه‌هاي گوشتي 21-4 روزه، به‌ندرت از 85 درصد تجاوز مي‌کند. افزودن آنزيم آميلاز به‌همراه ساير آنزيم‌ها و تقويت توليد آنزيم‌هاي با منشاء داخلي سبب بهبود قابليت هضم و جذب مواد مغذي و افزايش رشد انواع مختلف جيره‌ها مي‌شود (کلوز108، 1995).
2-2-3-4- آنزيم‌هاي تجزيه‌کننده اسيد فايتيک109
فسفر براي معدني شدن استخوان، ايمني و مصونيت، باروري حيوان ضروري بوده و در همه حيوانات به‌عنوان عنصر ضروري شناخته مي‌شود. خوک و طيور حدود 40-30 درصد فسفر موجود در مواد خوراکي با منشاء گياهي را هضم مي‌کنند و بقيه آن که به‌شکل اسيد فايتيک است، براي حيوان قابل هضم نيست. در بسياري موارد بايد به جيره مکمل فسفر افزوده شود تا احتياجات حيوان تأمين گردد. بيش از نيمي از فسفر مصرفي از چنين مواد خوراکي، از طريق فضولات دفع مي‌شود که باعث آلودگي محيط زيست مي‌گردد. با افزودن آنزيم فيتاز به جيره، اسيدفايتيک تجزيه شده و فسفر بيشتري براي استفاده حيوان فراهم مي‌شود. دو فايده مهم افزودن آنزيم فيتاز، يکي کاهش هزينه خوراک به‌خاطر کاهش مقدار مکمل فسفر افزوده شده به جيره و ديگري کاهش آلودگي محيط زيست ناشي از کاهش دفع آن از طريق فضولات حيوان است (بدفورد و پارتريج، 2001).
2-2-4- طبقه‌بندي آنزيم‌ها و منابع آنها
آنزيم‌ها، بيوکاتاليزورهاي واکنش بيوشيميايي‌اند که با بازده زياد و به‌صورت اختصاصي عمل مي‌کنند. اين ترکيبات اغلب سمّي نيستند و در محدوده زيادي از pHو دماهاي مختلف مي‌توانند عمل کنند. کميته بين المللي بيوشيمي و زيست شناسي مولکولي110(1992) آنزيم‌ها را به شش گروه طبقه‌بندي کرده است که عبارتند از:
1- اکسيدوردوکتاز111: آنزيم‌هاي اين گروه هيدروژن را از يک مولکول دهنده به يک مولکول گيرنده انتقال مي‌دهند. اين آنزيم‌ها به دهيدروژنازها112 يا ردوکتازها113 معروفند و البته در مواردي اکسيژن، گيرنده هيدروژن است که به آنها اکسيدازها اطلاق مي‌شود.
2- ترانسفراز114: اين نوع آنزيم‌ها يک گروه شيميايي را از يک مولکول به مولکول ديگر منتقل مي‌کنند.
3- هيدرولاز115: اين آنزيم‌ها پيوندهاي کربن-کربن، کربن- اکسيژن، کربن- نيتروژن و اکسيژن- فسفر را مي‌شکنند و وجود آب براي انجام وظيفه آنها لازم است. بعضي از آنزيم‌ها اين گروه در صنعت خوراک دام و طيور کاربرد دارند که مي‌توان به آنزيم‌هاي آميلاز، زايلاناز، سلولاز، پروتئاز و فسفاتاز اشاره کرد.
4- لياز116: اين گروه از آنزيم‌ها مي‌توانند هنگام عدم حضور آب، مشابه آنزيم‌هاي هيدرولاز، پيوندهاي ذکر شده در مورد آنزيم‌هاي هيدرولاز را بشکنند. مشخصه اصلي اين آنزيم‌ها توليد حداقل يک پيوند دوگانه بيشتر در محصول توليدي نسبت به سوبستراهاست.
5- ايزومراز117: آنزيم‌هاي اين گروه سبب تغييرات ساختماني در داخل يک مولکول مي‌شوند.
6- ليگاز118: اين نوع از آنزيم‌ها مي‌توانند با مصرف انرژي، دو مولکول را به‌هم متصل کنند. انرژي مصرفي از هيدروليز پيوند فسفات پُر انرژي مانند ATP119 حاصل مي‌شود.
2-2-5- استفاده از آنزيم در تغذيه طيور
براساس گزارش وان بيلن و لي (2002)، امروزه افزودن مکمل‌هاي آنزيمي به جيره حيوانات تک معده‌اي مثل طيور گسترش يافته است به‌طوري‌که برآورد مي‌شود حدود 65 درصد جيره‌هاي مورد استفاده در تغذيه طيور حاوي آنزيم هستند. فراي و همکاران (1958)؛ و برگ (1959) نشان دادند که آنزيم‌ها در طيور سرعت رشد و بازده غذايي را بهبود بخشيده و شيوع چسبندگي فضولات را کاهش مي‌دهند. مهم‌ترين آنزيم‌هاي مورد استفاده در تغذيه طيور عبارتند از: بتاگلوکاناز، زايلاناز، سلولاز، همي‌سلولاز، آرابيناز، پکتيناز، آلفاآميلاز، پروتئاز و فيتاز.

آنزيم‌هاي مورد استفاده درتغذيه طيور با توجه به اهداف استفاده از آنها در جيره به دو دسته زير تقسيم مي‌شوند:
1- آنزيم‌هايي که در دستگاه گوارش طيور توليد نمي‌شوند مانند بتاگلوکاناز،پنتوزان‌ها (زايلاناز) و فيتاز
2- آنزيم‌هايي که در دستگاه گوارش طيور توليد مي‌شوند امّا براي افزايش فعاليت آنها نياز به افزودن مکمل‌هاي آنزيمي به خوراک مي‌باشد مانند پروتئازها، آميلازها و ليپاز‌ها
آنزيم‌ها به دو طريق زير عمل مي‌کنند:
1- از طريق شکستن قسمتي از زنجيره اصلي و يا زنجيره‌هاي جانبي در کربوهيدرات‌هايي مانند بتا‌گلوکان
2- با تخريب ديواره سلولي، مواد مغذي داخل آن را در دسترس آنزيم‌هاي با منشاء داخلي قرار مي‌دهند
آنزيم‌ها با هيدروليز و خنثي کردن اثرات منفي حاصل از ترکيبات چسبنده ناشي از پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي در غلات موجبات افزايش بازدهي مصرف غذا، افزايش سرعت رشد و کاهش آلودگي محيطي ناشي از دفع کود و گازهايي نظر آمونياک را در طيور فراهم مي‌سازند (ژانگ120 و همکاران، 2000).
در تحقيقي لئو121 و همکاران (2009) گزارش کردند استفاده از 500 و 1000 واحد برکيلوگرم آنزيم زايلاناز در جيره جوجه‌هاي گوشتي سبب بهبود عملکرد جوجه‌ها شده و حتي استفاده بالاتر از دُزهاي مذکور نيز هيچ اثر منفي نداشته است. همچنين گلاموچيچ122 (2011) گزارش کرد استفاده از مکمل آنزيمي در جيره باعث افزايش قابليت هضم پروتئين خام، همي‌سلولز، NDF و خاکسترشد، امّا انرژي قابل سوخت و ساز را کاهش داد. زنگنه و ترکي (2011) اثر آنزيم بتاماناناز در جيره حاوي تفاله زيتون را بر عملکرد، کيفيت تخم‌مرغ و سيستم ايمني مرغان تخم‌گذار بررسي نمودند و گزارش کردند آنزيم بر روي عملکرد مرغان تأثير معني‌داري نداشت.
در تحقيق زارعي و همکاران (2011) که از دو سطح تفاله زيتون با و بدون مکمل آنزيمي در جيره مرغان تخم‌گذار استفاده شد، گزارش گرديد مکمل کردن جيره‌هاي خوراکي با آنزيم، خصوصاً زايلاناز، ضريب تبديل خوراک را بهبود مي‌بخشد. يوان و همکاران (2008) اثر افزودن سطوح مختلف از يک کمپلکس آنزيمي تجاري را بر عملکرد و مورفولوژي123 دستگاه گوارش جوجه‌هاي گوشتي آزمودند و اثر مثبت کمپلکس آنزيم را ثابت کردند، ولي استفاده اضافي از اين کمپلکس سبب مهار آنزيم‌هاي آندوژن124 و تخريب ساختار روده کوچک شد. در آزمايش ديگري آگستين125 و همکاران (2011) اثر سطوح مختلف آنزيم و بلغور کاسوا126 را بر خصوصيات لاشه جوجه‌هاي گوشتي مورد بررسي قرار دادند و گزارش نمودند در بين اجزاي لاشه در تيمارهاي حاوي سطوح مختلف آنزيم و گروه شاهد تفاوت معني‌دار وجود داشت. زرقي و همکاران (1390) اعلام کردند افزودن مكمل آنزيمي زايلاناز و بتاگلوكاناز به جيره باعث بهبود معني‌دار در عملكرد توليدي و كاهش اثرات ضد تغذيه‌اي تريتيكاله شد، ولي تأثير مكمل‌ آنزيمي در سطوح متفاوت تريتيكاله بر متابوليت‌هاي خوني قابل توجه نبود.
دي‌کونيگ و واندرول (1996) مکمل آنزيمي وگپرو127 (مخلوطي از آنزيم‌هاي پروتئاز، سلولاز، پنتوزاناز، آلفاگالاکتوزيداز128 و آميلاز) را در سطوح 05/0 و 1/0 درصد به جيره آغازين جوجه‌هاي گوشتي (بر پايه ذرت و کنجاله سويا) افزودند. با مصرف اين مکمل در پايان دوره آغازين افزايش وزن روزانه به‌طور معني‌داري بهبود يافت، ولي بر ضريب تبديل غذايي تأثيري نداشت. همچنين حاجاتي129 و همکاران (2009) آزمايشي مبني بر تأثير مکمل آنزيمي بر روي برخي از متابوليت‌هاي خوني در جوجه‌هاي گوشتي تغذيه شده با جيره بر پايه ذرت-کنجاله سويا وگندم انجام دادند و مشاهده کردند که تيمار حاوي مکمل آنزيمي باعث افزايش غلظت کلسترول در سنين 10، 28 و 42 روزگي شد، ضمناً غلظت تري‌گليسريد و ليپوپروتئين با تراکم زياد سرم خون (VLDL) نيز در سنين 10 و 42 روزگي افزايش يافت. جواکيوم130 و همکاران (2006) نيز اعلام داشتند که مي‌توان از مكمل‌هاي آنزيمي كربوهيدراز براي رفع اثر ضد تغذيه‌اي مواد خوراكي مثل جو، گندم، يولاف و تريتيكاله در جيره طيور استفاده نمود.
2-2-6- پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي
پلي‌ساکاريدها، پلي‌مرهاي مولکولي تشکيل شده از قندهاي ساده هستند که در آنها مونوساکاريدها131 با پيوندهاي گليکوزيدي132 به‌هم متصل شده‌اند (ايمووي133، 2001 ). اين پيوندها بين يک گروه همي‌استال يا همي‌کتال134 در يک قند و گروه هيدروکسيل135 از قند ديگر برقرار مي‌شوند. پلي‌ساکاريدها عمدتاً از پنتوزها (آرابينوز و زايلوز )136، هگزوزها (گلوکز، مانوز و گالاکتوز)137، دي اکسي هگزوزها (رامنوز)138 و اسيدهاي هگزورونيک (اسيدگالاکتورونيک)139 تشکيل شده‌اند. پلي‌ساکاريدهايي که پيوندي به‌جز(4 و1)? و (6 و1)? داشته باشند، پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي ناميده مي‌شوند (مکناب140، 1992). ديواره سلولي غلات اساساً از پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي تشکيل شده‌اند. پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي بيشتراز قندهاي آرابينوز، گالاکتوز، اسيد گلوکورونيک و رامنوز تشکيل شده است. پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي ترکيبات خيلي بزرگي هستند که آب جذب مي‌کنند و باعث افزايش چسبندگي کيموس141 روده مي‌شوند. همگام با افزايش چسبندگي، سرعت پخش آنزيم‌هاي هضمي و مواد مغذي کاهش مي‌يابد که در نتيجه آن از جذب مواد مغذي به‌وسيله انتروسيت‌ها142 ممانعت به‌عمل مي‌آيد (اودتالاه143 و همکاران، 2002). همچنين با افزايش چسبندگي کيموس روده، شکل‌گيري و جذب ميسل‌ها144 کاهش يافته که نتيجتاً جذب تعداد زيادي از ترکيبات محلول در چربي نظير ويتامين‌هاي محلول در چربي‌، رنگدانه‌ها و ليپيدها145 کاهش مي‌يابد (فرکت و ولدکامپ146، 1999). پلي‌ساکاريدها غيرنشاسته‌اي به دو صورت محلول و غير‌محلول درمواد خوراکي يافت مي‌شوند که از پلي‌ساکاريدهاي محلول به‌عنوان عامل ضد تغذيه‌اي نام برده مي‌شود (آنيسون، 1993). پرنده‌ها فاقد آنزيم‌هاي شکننده پيوندهاي آلفا و بتاي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي هستند (بدفورد، 1995).
بخش عمده کربوهيدرات ديواره سلولي غلات از هترو پلي‌مرهايي نظير بتاگلوکان و آرابينوزايلان يا پنتوزان تشکيل شده که هر دو اين ترکيبات در اکثر غلات وجود داشته، امّا مقدار آنها در غلات مختلف اختلاف قابل توجهي دارند. در جو و يولاف بتاگلوکان غالب بوده امّا در گندم، تريتيکاله و چاودار مقدار آرابينوزايلان بيشتر است. بخش‌هاي محلول بتاگلوکان و آرابينوزايلان دانه غلات مهم‌ترين عامل تعيين کننده ميزان بهره‌‌گيري از مواد مغذي نظير نشاسته توسط طيور به‌شمار مي‌روند (جروچ147 و همکاران، 1995).
2-2-6-1- اثرات ضد تغذيه‌اي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي در تغذيه طيور
2-2-6-1-1- تأثير بر قابليت هضم ديگر مواد مغذي
پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي محلول هم از هضم ديگر مواد مغذي مهم نظيرپروتئين، نشاسته و چربي ممانعت به‌عمل مي‌آورند و هم ظرفيت جذب آنها را کاهش مي‌دهند. مکانيسم دقيق فعاليت ضد تغذيه‌اي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي هنوزمشخص نشده است (انگکاناپرون148 و همکاران، 1994).
2-2-6-1-2- تأثير بر ميزان انرژي مواد مغذي (خاصيت رقيق‌کنندگي)
اين مواد به‌علت غير قابل هضم بودن موجب رقيق شدن مواد مغذي و در نتيجه کاهش انرژي قابل متابوليسم مواد غذايي مي‌شوند (بدفورد و پارتريج، 2001).
2-2-6-1-3- کاهش دسترسي طيور به مواد مغذي موجود در خوراک
بيشتر مواد غير قابل هضم در ساختمان ديواره سلولي گياهان يافت مي‌شوند. مواد غذايي پُر ارزش و قابل استفاده مثل پروتئين، چربي و نشاسته در داخل سلول قرار دارند بنابراين در صورت عدم هضم پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي در ديواره سلول‌ها، مواد مغذي داخل سلول‌ها عملاً از دسترس حيوان خارج مي‌شوند که اين خاصيت در اثر وجود قسمت غير‌محلول پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي به‌وجود مي‌آيد (بدفورد و پارتريج، 2001).
2-2-6-1-4- افزايش چسبندگي محتويات دستگاه گوارش
بعضي از انواع پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي مانند آرابينوزايلان‌ها، بتاگلوکان‌هاي محلول در آب، پنتوزان‌ها و پکتين‌ها موجب افزايش چسبندگي در دستگاه گوارش مي‌شوند (چوکت و آنيسون، 1992). اين مواد با جذب مقدار زيادي آب، موجب افزايش غلظت و چسبندگي محتويات گوارش شده که اثر اوليه چنين شرايطي کاهش سرعت عبور مواد هضم شونده و به‌دنبال آن کاهش مصرف خوراک است. چسبندگي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي به عواملي از قبيل اندازه مولکول، وجود يا عدم وجود گروه‌هاي باردار روي مولکول، خطي يا شاخي بودن مولکول، ساختمان سه ‌بُعدي مولکول و غلظت پلي‌ساکاريد بستگي دارد. به‌طور نسبي چسبندگي و ظرفيت نگهداري آب در پلي‌ساکاريد‌هاي غير‌نشاسته‌اي محلول از نامحلول بيشتر است. پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي نامحلول مثل سلولز مي‌توانند آب را درخود نگهداشته و شبيه اسفنج عمل نمايند ولي چسبندگي را به اندازه پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي محلول بالا نمي‌برند (مکناب، 1992). افزايش بتاگلوکان در جيره طيور باعث افزايش چسبندگي در دستگاه گوارش و کاهش ميزان جذب مواد مغذي و سرعت عبور خوراک در روده مي‌شود. با افزايش چسبندگي، ضخامت آب ساکن روي لايه مخاطي روده کوچک افزايش يافته که خود يک عامل محدودکننده سرعت جذب است (بدفورد و پارتريج، 2001). از طرف ديگر با افزايش چسبندگي، رشد فلور ميکروبي149 روده افزايش يافته و منجر به رقابت غذايي بين ميزبان و فلور ميکروب مي‌شود که در نهايت باعث دفع بيشتر ازت با منشاء داخلي، کاهش رشد و افزايش ضريب تبديل غذايي در جوجه‌هاي گوشتي شده و همچنين باعث کاهش قابليت هضم ظاهري ازت در انتهاي ايلئوم150 مي‌گردد (وايت و همکاران، 1981). علاوه بر اين وقتي چسبندگي مواد هضم شونده بيشتر مي‌گردد اتلاف ازت با منشاء داخلي نيز به‌دليل دفع ترشحات پانکراس بيشتر مي‌شود (ايکگامي151 و همکاران، 1990).
2-2-6-1-5- تأثير بر روي جمعيت ميکروارگانيسم‌هاي روده
در نتيجه افزايش چسبندگي، مواد غذايي هضم نشده بيشتري به قسمت پائين روده وارد شده و در نتيجه رشد باکتري زياد مي‌شود که در نهايت باعث رقابت بين ميزبان و باکتري‌ها براي استفاده از مواد مغذي مي‌گردد (وهجن152 و همکاران، 1998).
2-2-6-1-6- اثر باند شوندگي پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي
پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي ممکن است اسيدهاي آمينه، پپتيدها و يا فرم ترکيبي اينها با آنزيم‌هاي هضمي را به دام بياندازند و فعاليت آنها را کاهش دهند (اسچنيمن153، 1978). در pH خاص، بعضي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي داراي بار الکتريکي بالايي هستند، بنابراين يون‌ها با گروه‌هايي که داراي بار الکتريکي منفي هستند تشکيل کليت مي‌دهند. همچنين کاتيون‌ها154 ممکن است پُل‌هاي يوني بين مولکول‌هاي پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي ايجاد کرده و در نتيجه باعث افزايش چسبندگي و خصوصيات ژل مانند آنها شوند (اسميت و آنيسون، 1996). علاوه بر اين مشخص شده که پلي‌ساکاريدهاي غيرنشاسته‌اي محلول هضم مواد مغذي را تضعيف مي‌کنند. چوکت و آنيسون، (1992) مشاهده کردند که گنجاندن پنتوزان‌هاي جدا شده از گندم (با استفاده از قليا) در جيره، قابليت هضم مواد مغذي و عملکرد پرنده‌ها را کاهش مي‌دهد.
2-2-6-1-7- دکنژوگه شدن155 نمک‌هاي صفراوي
لنهاوت156 (1999) نشان داد که اثر نامطلوب پنتوزان‌هاي جيره روي قابليت هضم چربي، در ارتباط با دکنژوگه کردن نمک‌هاي صفراوي به‌وسيله ميکروفلور روده است. تأثير افزودن آنزيم‌هاي اندوزايلاناز157 روي عملکرد پرندگان، وابسته به‌ميزان منبع چربي جيره مي‌باشد که ممکن است به‌طور غير مستقيم با اثر اندوزايلانازها روي ميکروفلورهاي روده در ارتباط باشد (جامروز158 و همکاران، 1999). دکنژوگه شدن اسيدهاي صفراوي منجر به تضعيف هضم چربي مي‌شود و گزارش شده که اين کاهش در هضم چربي تا حّدي مسئول کاهش عملکرد جوجه‌هاي گوشتي است. باکتري‌هاي بومي زيادي شامل لاکتوباسيل‌ها، انتروکوکسي، بيفيدوباکتريا، کلستريديا و باکتروئيدها159 قادرند دکنژوگه شدن اسيدهاي صفراوي را کاتاليز کنند (اسميت و همکاران، 1998). در ميان اين باکتري‌ها استرپتوکوکوس فاسيوم و کلستريديوم پرفرژنس160 فعاليت خيلي زيادي در ارتباط با دکنژوگه کردن اسيدهاي صفراوي نشان داده‌اند و حدس زده مي‌شود که مسئول اصلي کاهش رشد جوجه‌هاي گوشتي باشند (کناربورگ161 و همکاران، 2002).
2-2-6-1-8- تأثير بر ترشحات آنزيمي پانکراس162
نشان داده شده که افزايش چسبندگي روده ناشي از پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي ترشح شيره پانکراس و فعاليت‌هاي آنزيمي آن را در موش صحرائي افزايش مي‌دهد (اکگامي و همکاران، 1990). با اين وجود موسنشين163 و همکاران (1994)؛ زيبراوسکا و لو164 (1987)؛ و لي و همکاران (2004) تغييري در ترشح مقدار آنزيم‌هاي پانکراس خوک‌هايي که با جيره حاوي سطوح مختلف فيبر تغذيه شده بودند را مشاهده نکردند. همچنين لي و همکاران (2004) اعلام داشتند آنزيم‌هاي شکننده پلي‌ساکاريدهاي غير‌نشاسته‌اي فعاليت پروتئاز، کيموتريپسين165، آميلاز و ليپاز را در مواد هضمي انتهاي دئودنوم166 خوک‌ها به‌طور معني‌داري کاهش مي‌دهند. الميرال و استيف-گارسيا167 (1995) مشاهده کردند که با افزودن آنزيم بتا‌گلوکاناز به جيره، فعاليت تريپسين، آميلاز و ليپاز به‌طور آشکاري در کيموس جوجه‌ها افزايش مي‌يابد. جنسن168 و همکاران (1996) نيز دريافتند که وقتي خوک‌ها با جيره بر پايه جو به‌همراه آنزيم تغذيه مي‌شوند فعاليت کيموتريپسين به‌سرعت افزايش مي‌يابد.
2-3- صفات مورد مطالعه
طرح حاضر اثر سطوح مختلف دو نوع تفاله زيتون با و بدون مکمل آنزيمي را بر عملکرد، فراسنجه‌هاي خوني، سيستم ايمني و خصوصيات لاشه مورد بررسي قرار مي‌دهد.
2-3-1- سيستم ايمني
واژه ايمني از کلمه لاتين Immunis مشتق شده است. از نظر تاريخي ايمني به‌معناي حفاظت در برابر بيماري و به‌خصوص در برابر بيماريهاي عفوني است. سلولها و مولکولهاي دخيل در ايمني، سيستم ايمني را تشکيل مي‌دهند. پاسخ کامل و هماهنگ آنها در برابر عوامل بيگانه، پاسخ ايمني ناميده ميشود. عملکرد فيزيولوژيک169 سيستم ايمني، دفاع در برابر عوامل ميکروبي عفونتزا است. با اين وجود حتي عوامل بيگانه غير عفوني هم ميتوانند سبب برانگيختن پاسخهاي ايمني شوند. به‌علاوه مکانيسمهايي که به‌طور طبيعي افراد را در برابر عفونت محافظت مي‌کنند و عوامل خارجي را حذف مينمايند، در شرايط خاص موجب آسيب بافتي و ايجاد بيماري ميشوند. به‌همين خاطر تعريف دقيقتر پاسخ ايمني، واکنش در برابر عوامل بيگانه نظير ميکروب، ماکرومولکولهايي170 نظير پروتئينها و پلي‌ساکاريدها، ذرات شيميايي کوچک، داروها، گرده گياهي و مو يا پرز حيوانات، بدون در نظر گرفتن پيامد فيزيولوژيک يا پاتولوژيک171 آن است. ايمونولوژي172، علم مطالعه پاسخهاي ايمني و در مفهوم گستردهتر آن يعني رويدادهاي سلولي و مولکولي است که پس از مواجهه يک جاندار با ميکروبها و ساير ماکرومولکولهاي بيگانه به وقوع ميپيوندد (ابوالعباس173 و همکاران، 2000). مکانيسم سيستم ايمني در مهرهداران به دو گروه تقسيم ميشود که شامل ايمني ذاتي و ايمني اکتسابي است.
2-3-1-1- ايمني ذاتي
اين نوع ايمني شامل عواملي است که موجود زنده با آن زاده شده و مبتني بر مکانيسمهاي وراثتي است که همواره بدون آمادگي قبلي جهت مبارزه با مهاجم خارجي و انجام وظايف محافظتي حضور داشته و باعث ايجاد مقاومت در طيور ميشود. اين ‌نوع ايمني هميشه به‌شکل ثابت عمل مي‌کند و پاسخهاي ناشي از آن به تکرار عفونت ارتباطي ندارد (کلين و هوريجز174، 1997). ايمني ذاتي مشتمل بر عوامل زير است:
2-3-1-1-1- ژنتيک
در پرندگان، گيرندههاي مربوط به بعضي از عوامل بيماريزا وجود نداشته، لذا اين عوامل نميتوانند آنها را آلوده کنند. به‌عنوان مثال بعضي از پرندگان به‌طور ژنتيکي نسبت به ويروس لوکوز لنفوييد175 مقاوم هستند.کليه پاسخ‌هاي ايمني تحت سيطره ژنتيک هستند، تفاوتهاي ارثي که در داخل گونههاي حيواني وجود دارند سبب پاسخ يا عدم پاسخ حيوان مشخص به آنتيژنهاي176 اختصاصي ميشود (نيلي پور177، 1995).
2-3-1-1-2- جمعيت ميکروبي
پوست و رودهها به‌طور طبيعي حاوي جمعيت ميکروبي ثابت و قابل توجهي هستند. اين جمعيت ميکروبي مانع از غلبه اجرام فرصت‌طلب براي ايجاد بيماري ميشوند. استفاده نامعقول از آنتيبيوتيکها يا بهداشت ضعيف ميتواند تعادل جمعيت ميکروبي را به‌هم بزند (‌نيلي پور، 1995).
2-3-1-1-3- مژههاي سيستم تنفسي
بعضي از قسمتهاي سيستم تنفسي توسط مژههايي پوشيده شده که مانع ورود عوامل بيماري‌زا ميشوند. در‌صورتي‌که هواي سالن پرورش از کيفيت خوبي برخوردار نباشد (وجود گرد و غبار يا گاز آمونياک بيش از حّد)، مژهها به‌تدريج کارايي خود را از دست ميدهند. تغذيه، محيط (تنش، گرما و سرما)، سن (معمولاً جوانترها و مسن‌ترها حساسترند)، متابوليسم بدن و عوامل مکمل از عواملي هستند که مکانيسمهاي ايمني ذاتي را تحت تأثير قرار ميدهند (‌نيلي پور، 1995).
2-3-1-2- ايمني اکتسابي
ايمني اکتسابي از ايمني ذاتي اختصاصيتر است و سد حفاظتي ايجاد شده توسط ايمني ذاتي را کامل ميکند. از جمله تفاوتهاي اين نوع ايمني با ايمني ذاتي اين است که برخلاف ايمني ذاتي، اين نوع ايمني پس از ورود آنتي‌ژن به بدن و با گذشت زمان فعال ميشود و با تماس مکرر با يک عامل عفوني قدرت پاسخ ايمني افزايش مي‌يابد (‌کلين و هوريجز، 1997). ايمني اکتسابي از نظر تکاملي به نسبت ديرتر ايجاد شده و تنها در مهرهداران وجود دارد. با وجود اينکه هر فرد در هنگام تولد قادر به پاسخ ايمني در مقابل عوامل خارجي است، ولي اين نوع ايمني هنگامي در مقابل عوامل خارجي جلوهگر ميشود که شخص از قبل با عامل مزبور تماس داشته باشد (ابوالعباس و همکاران، 2000). عواملي که در اين نوع ايمني ظاهر ميشوند شامل آنتيباديها178، لنفوسيتها179 و ساير مواد و سلول‌هاي توليد شده توسط سيستم ايمني هستند. ايمني اکتسابي شامل ايمني هومورال180 و ايمني سلولي181 است.
2-3-1-2-1- ايمني هومورال
آنتيبادي يا ايمونوگلوبولين182 و سلولهاي توليدکننده آنها اجزاي تشکيل دهنده اين نوع ايمني هستند. آنتي‌باديها، پروتئينهايي هستند که به‌وسيله سلولهاي B سيستم ايمني توليد ميشوند. آنتيبادي جزء گلوبولينهاي183 سرم بوده و به‌صورت اختصاصي به آنتيژنها متصل ميشوند (سيلورستين184، 2003). اين سلولها در کبد جنين، کيسه زرده و مغز استخوان توليد شده و سپس به بورس فابريسيوس185 انتقال مييابند. پس از تفکيک و تمايز در بورس، راهي خون، طحال، مغز استخوان و تيموس186 ميشوند. تخريب بورس فابريسيوس در سنين پايينتر در اثر ويروس گامبورو187 و يا مارِک188 باعث ميشود تا پرنده نتواند در برابر بيماريها مقاومت نموده و يا به واکسيناسيون پاسخ مؤثر بدهد.
براي تعيين ميزان آنتيبادي ميتوان از آزمايش‌هاي سرولوژي از قبيل آزمايش همآگلوتيناسيون189، ممانعت از بروز آگلوتيناسيون190 و الايزا191 استفاده کرد (‌نيلي پور، 1995؛ کوبي192، 2000). در اين تحقيق نيز براي سنجش سيستم ايمني از آزمايشات فوق استفاده مي‌شود.
2-3-1-2-2- ايمني سلولي
ايمني سلولي شامل واکنشها و اعمال تمام سلولهايي (به‌جز سلولهاي توليدکننده آنتيبادي) است که ويژگي واکنش با آنتيژن را دارند. سلولهاي اين سيستم يعني لنفوسيتهاي T داراي منشاء مشترک با لنفوسيتهاي B هستند، امّا تفکيک و تمايز آنها در تيموس صورت ميگيرد. سيستم ايمني سلولي زماني مورد توجه قرار گرفت که مشاهده شد پرندگاني که بورس آنها آسيب ديده هنوز قادر به مقاومت در برابر بيماريها هستند (نيلي پور، 1995؛ کوبي، 2000).
ايمني سلولي شامل لنفوسيتهاي T است که اين سلولها توسط سيتوکينهاي193 ترشح شده از سلولهاي T‌ کمکي194 و ديگر سلولهاي ايمني به تحريک آنتيژن پاسخ ميدهند. لنفوسيتهاي T در مقايسه با لنفوسيتهاي B از تنوع بيشتري برخوردار بوده و برخلاف سلولهاي B به‌راحتي ميتوانند در داخل خون گردش کرده و نقش بزرگي در ايمني با واسطه سلول ايفا کنند. دفع پيوند تنها يکي از موارد پاسخ ايمني سلولي را تشکيل ميدهد. سيستم ايمني سلولي براي شناسايي و نابود کردن هر گونه سلول غيرطبيعي در درون بدن طراحي شده است، بنابراين بدن مي‌تواند سلولهاي تغيير يافته به‌وسيله مواد شيميايي و سلولهاي سرطاني را نيز از بين ببرد (ابوالعباس و همکاران، 2000).
2-3-1-3- ويژگي‌هاي سيستم ايمني پرندگان
از نظر تشريحي، اندامهاي مربوط به سيستم ايمني در پرندگان بين دوزيستان و خزندگان قرار گرفته است، گرچه شباهتهايي با پستانداران نيز دارد. در سراسر بدن چندين ترکيب در مجموعه بافتهاي لنفاوي مشاهده مي‌شود و اين در حالي است که گرههاي لنفاوي از نوعي که در پستانداران وجود دارد، در پرندگان مشاهده نميشود (داويسون195، 2003). در واقع فاصله فيلوژني196 بين پرندگان و پستانداران باعث ايجاد يک‌سري خصوصيات در سيستم‌ ايمني آنها شده است. به‌عنوان مثال يکي از تفاوتهاي اندام مربوط به سيستم ايمني پرندگان و پستانداران حضور بورس فابريسيوس در پرندگان است که به‌عنوان يک اندام مرکزي لنفوسيت B است. علاوه برآن گسترش بافت لنفوييدي مربوط به دستگاه گوارش از جمله پلاکهاي پيير197، دو لوزه روده کور198، طحال و تقسيم تيموس به دوازده لوب قابل توجه است. همچنين دانههاي لنفاوي در مرغ، ساختماني مشابه گرههاي لنفاوي پستانداران را نشان نميدهند (آمبروسيوس و هدج199، 1987).
2-3-1-4- بورس فابريسيوس
بورس فابريسيوس يک اندام لنفواپيتليالي200 است که به‌صورت انحصاري در پرندگان وجود داشته و پستانداران فاقد آن هستند (تيزارد201، 2008). اين اندام به‌شکل يک کيسه گرد يا بيضي شکل است که توسط يک ساقه کوتاه به ناحيه پشتي کلوآک در محل اتصالش به کولون متصل شده است. بورس فابريسيوس محلي براي تمايز و بلوغ لنفوسيت‌هاي B است. اين عضو در پرندگان نابالغ به‌طور کامل رشد پيدا ميکند و در هفتههاي چهارم تا پنجم به حداکثر وزن خود ميرسد و با نزديک شدن به بلوغ جنسي (چهارده تا پانزده هفتگي) شروع به پس‌روي ميکند و بعد از آن پرنده آنتيبادي را از مغز استخوان دريافت مي‌کند (داويسون، 2003). همچنين وزن بورس تحت تأثير جنس و نحوه پرورش نيز قرار ميگيرد. بلوغ بورس تابع يکسري فاکتورهايي نظير ACTH کورتيکوييدهاي غده آدرنال202، استروييدهاي203 جنسي، تنش‌هايي از قبيل بيماري، حرکات ماهيچهاي و گرسنگي نيز قرار ميگيرد (ارف204، 2007). پرندگاني که بورس آنها برداشته شده است (بورسکتومي205)، کاهش در تعداد لنفوسيتهاي خون را نشان ميدهند، امّا اين پرندگان هنوز قادرند که پيوند پوست را رد کنند و اين نشان ميدهد که برداشت بورس اثر کمي بر پاسخ ايمني سلولي دارد. بنابراين بورس يک عضو لنفوييدي اوليه است و به‌عنوان جايگاه بلوغ و تمايز سلولهاي توليدکننده آنتيبادي عمل ميکند،که اين سلولها به‌نام سلولهاي B ناميده ميشوند (تيزارد، 2008). بورس به‌عنوان يک عضو لنفوييدي ثانويه نيز عمل ميکند، به‌طوري که قادر است آنتيژن را به تله انداخته و آنتيبادي عليه آن سنتز کند. بورس فابريسيوس همچنين حاوي تجمعهاي کوچکي از سلولهاي T است؛ بنابراين مشاهده ميشود که بورس اعمال متفاوتي انجام ميدهد و نميتوان آن را صرفاً يک عضو لنفوييدي اوليه تصور کرد (ارف، 2007).
2-3-1-5- تيموس
تيموس در پرندگان اندامي کشيده به‌رنگ قرمز مايل به زرد است که به‌صورت هفت لوب مجزا در دو طرف گردن قرار دارد. اين لوبها از قسمت پائيني فک تا قفسه سينه منتشر شده و اغلب مسير مارپيچي داشته و تا غده تيروئيد ادامه مييابد. حجم تيموس بسيار متغير بوده و اندازه نسبي آن در حيوانات نوزاد در بيشترين حّد خود ظاهرشده و اندازه مطلق آن در سن بلوغ بيشتر از ساير سنين است (تيزارد، 2008).
تيموس از نظر بافت شناسي به دو بخش قشري و مرکزي تقسيم ميشود. لنفوسيت‌ها در روز يازدهم دوران جنيني در تيموس ظاهر ميشوند. اين لنفوسيت‌ها در ابتدا بزرگ (يازده ميکرون) هستند، ليکن تدريجاً اندازه آنها کاهش مي‌يابد و بين روزهاي سيزدهم تا پانزدهم دوران جنيني به 8-5/7 ميکرون و در روز شانزدهم دوران جنيني به 5/5 ميکرون مي‌رسند. تمايز سلولي در تيموس موجب پديد آمدن زير گروه‌هايي از سلول‌هاي تيموسي يا سلولهاي T مي‌گردد. اين سلول‌ها در فرآيندهاي زير داراي نقش مي باشند:
1- کمک به سنتز آنتي‌بادي توسط سلول‌هاي T کمکي؛2 – مهار پاسخ ايمني توسط سلول‌هاي T سرکوب‌گر؛ 3- نابود‌سازي توسط سلول‌هاي T سيتوتوکسيک206؛ 4- ناسازگاري نسجي و ناسازگاري ميزبان؛ 5- افزايش حساسيت تأخيري (ويتو207، 1999).
2-3-1-6- مکانيسم پاسخ ايمني
به‌طور‌کلي در مقابل عوامل مهاجم سه سطح دفاعي را ميتوان در نظر گرفت. اول پوست که از وارد شدن ميکروارگانيسمها به بدن جلوگيري ميکند. دومين و سومين خطوط دفاعي در داخل سيستم ايمني قرار گرفته است. زماني‌که تهاجم به بدن به‌وسيله عامل بيماريزاي خارجي صورت ميگيرد، سيستم ايمني انواع معيني از سلولها را در ناحيه مورد هجوم متمرکز ميکند. به‌طور معمول سلولهايي‌که ابتدا آنتيژن را تشخيص ميدهند نوتروفيلها و ماکروفاژها208 هستند. ميکروبهاي بيماريزا بعد از ورود به بدن توسط ماکروفاژها بلعيده وسپس ماکروفاژها، ميکروبها را به لنفوسيتهاي B معرفي ميکنند. اين سلولها نيز پنج روز بعد از عرضه، اقدام به توليد آنتيبادي مي‌کنند. اين وقفه زماني به‌خاطر آماده شدن و تکثير تعداد مورد نياز سلولهاي B است. در صورتي‌که پرنده براي بار دوم با همين آنتيژن مواجه شود پاسخ سريعتر بوده وآنتيبادي بيشتري توليد خواهد شد. اين روند، اساس واکسيناسيون است (ابوالعباس و همکاران، 2000).
2-3-1-7- آنتيبادي
آنتيبادي واحدهاي عمل‌کننده سيستم ايمني هومورال هستند که توسط نوعي از لنفوسيتهاي B به‌نام پلاسماسل209 توليد ميشوند. اين مولکولها هنگامي که در سطح سلولهاي پلاسماسل هستند به‌عنوان ايمونوگلوبولين شناخته مي‌شوند و هنگامي‌که به‌داخل خون ترشح ميشوند، آنتيبادي ناميده ميشوند. آنتيباديها در بسياري از مايعات بدن و فضاي بين بافتي يافت ميشوند و بيشترين تأثير را در حذف پاتوژنهاي210 خارج سلولي مانند باکتريها، انگل‌ها و غيره ميگذارند (تيزارد، 2008).
2-3-1-8- انواع ايمونوگلوبولين
به‌طور‌کلي سه گروه يا سه نوع ايزوتوپ از ايمونوگلوبولينها در سيستم ايمني پرندگان شناسايي شدهاند که شامل ايمونوگلوبولينY (معادل ايمونوگلوبولين G در پستانداران)، ايمونوگلوبولينM و ايمونوگلوبولين A هستند (سزابو211، 1998).
2-3-1-8-1- ايمونوگلوبولين Y
ايمونوگلوبولينY، ايمونوگلوبولين غالب در سرم پرندگان، دوزيستان و خزندگان بوده و مشابه ايمونوگلوبين‌ G (IgG) در پستانداران است (ابوالعباس و همکاران، 2000). با توجه به وزن سنگينتر زنجيره H (زنجيره سنگين) و تفاوت آنتي‌ژني اين مولکول نسبت به نوع مشابه آن در پستانداران به‌جاي ايمونوگلوبولين G، ايمونوگلوبولين Y پيشنهاد شد. محققين بيان کردند که اگر چه از نظر عملکرد، ايمونوگلوبولين Y در پرندگان معادل ايمونوگلوبولين G محسوب ميشود، امّا اين دو نوع آنتيبادي از نظر ساختماني يا خصوصيات فيزيکي- شيميايي تفاوتهاي زيادي با همديگر دارند (نيلي پور، 1995). اين ايمونوگلوبولين بيشترين غلظت را نسبت به ساير ايمونوگلوبولينها در سرم خون دارد. به‌همين دليل نقش اصلي را در مکانيسمهاي دفاعي هومورال ايفا ميکند و همچنين به‌مقدار زياد در زرده تخم مرغ يافت ميشود. اين ايمونوگلوبولين داراي وزن مولکولي 180000 دالتون و نيمه عمر يازده الي دوازده روز است. ايمونوگلوبين‌ G در هنگام پاسخ به آنتيژن پس از توليد ايمونوگلوبولين M توليد ميشود و از نظر مقدار و مدت عمل در پاسخ ثانويه بيشتر از پاسخ اوليه است. ايمونوگلوبولين G به‌خاطر اندازه نسبتاً کوچکي که دارد آسان‌تر از ساير ايمونوگلوبولينها ميتواند از جدار عروق خوني عبور نمايد و به‌همين دليل داراي نقش به‌سزايي در دفاع از فضاهاي بافتي و سطوح بدن ايفا ميکند. همچنين اين ايمونوگلوبولين قادر به اتصال به آنتيژنها بوده و در صورتي‌که مقدار کافي از ايمونوگلوبولين G روي سطح آنتيژن جمع شده باشد قادر به فعال کردن سيستم کمپلمان212 است (کوبي، 2000).
2-3-1-8-2- ايمونوگلوبولين M
ايمونوگلوبولينM يک مولکول با ضريب تهنشيني )سديمانتاسيون213( 19s و وزن مولکولي 900000 دالتون، متشکل از پنج زيرواحد 7s است که هر کدام 180000 دالتون است. اين ايمونوگلوبولين بعد از ايمونوگلوبولين G بيشترين غلظت را در سرم خون پرندگان دارد و به‌عنوان اولين ايمونوگلوبولين توليد شده در پاسخ اوليه سيستم ايمني به آنتي‌ژن خارجي است. البته ايمونوگلوبولين M در پاسخهاي ثانويه نيز توليد ميشود ولي مقدار آن در مقابل مقدار بسيار زياد ايمونوگلوبولين G ناچيز است. با اين‌که ميزان توليد ايمونوگلوبولين M ناچيز است، امّا اگر اين مولکول ايمونوگلوبولين با يک مولکول ايمونوگلوبولين G مقايسه شود معلوم ميشود که ايمونوگلوبولين M از بسياري جهات از جمله فعال کردن سيستم کمپلمان، پوشاندن، خنثيسازي و آگلوتيناسيون آنتيژن، قويتر از ايمونوگلوبولين G است (تيزارد، 2008).
2-3-1-8-3- ايمونوگلوبولين A
ايمونوگلوبولين A يک ايمونوگلوبولين با نيمه عمر 6-5 روز با شاخص آنتيژني ? روي زنجيره H و غني از کربوهيدرات است. اين ايمونوگلوبولين به‌طور دائم ساخته و ترشح ميشود و بيشتر در سرم خون، غشاهاي مخاطي، اشک، بزاق و صفرا يافت ميشود. اين ايمونوگلوبولين قادر نيست سيستم کمپلمان را فعال کند و نميتواند به‌عنوان اُپسونين214 عمل کند. امّا ميتواند ذرات آنتيژن را آگلوتينه و نيز سمّ باکتري و يا ويروس را خنثي کند. تصور ميشود که عمل اصلي ايمونوگلوبولين A جلوگيري از چسبيدن آنتيژنها به يکديگر و همچنين چسبيدن آنها به سطح بدن است (ارف، 2007).
2-3-1-9- ساختمان ايمونوگلوبولينها
ايمونوگلوبولين G با بيشترين غلظت در بين آنتيباديهاي ديگر، در سرم يافت شده و ساختمان آن را مي‌توان به‌عنوان مدلي براي ساير ايمونوگلوبولينها مورد استفاده قرار داد. همه ايمونوگلوبولينها از دو زنجيره پلي‌پپتيدي مجزا تشکيل شدهاند. زنجيره پليپپتيدي کوچکتر به‌نام زنجيره سبک215 ناميده ميشود که در همه کلاس‌هاي ايمونوگلوبولين مشابه است. در حالي‌که زنجيره بزرگ‌تر به نام زنجيره سنگين216 ناميده ميشود که بسته به ساختار آن، نوع کلاس ايمونوگلوبولين متفاوت است (کوبي، 2000).
ايمونوگلوبولين G گليکوپروتئيني217 است با وزن مولکولي 180000 دالتون و ضريب تهنشيني s7؛ که در تصاوير الکتروني شکلي شبيه حرف Y را از خود نشان ميدهد. دو عدد از زنجيرهها داراي وزن مولکولي بين 50000 و 60000 دالتون بوده و زنجيره سنگين نام دارند و دو زنجيره ديگر که وزن‌شان حدود 25000 دالتون است به زنجيره سبک موسومند. در اثر هضم ايمونوگلوبولين G خالص توسط آنزيم پروتئوليتيک پاپايين218، اين مولکول به سه جزء با اندازه‌هاي تقريباً يکسان تجزيه ميشود. دو جزء از اين اجزاء قابليت اتصال به آنتيژن را حفظ کرده و به‌همين جهت قطعات متصل شونده به آنتيژن 219 ناميده ميشوند. جزء سومي که در اثر عمل پاپايين به‌دست ميآيد گاهي اوقات قابليت کريستاليزه شدن220 دارد و به قطعه Fc موسومند. در ماکيان قطعه Fab حدود 40000 دالتون و Fc 52000 دالتون گزارش شده است (کوه221، 1996).
2-3-2- فراسنجه‌هاي خوني
کل حجم خون شامل گلبول‌ها و پلاسما ميباشد. کل حجم خون براي جوجه‌هاي جوان 3/8-6/6 درصدکل وزن بدن و براي مرغ‌هاي بالغ 2/5-4/4 درصد وزن بدن گزارش شده است. خون وظايف بسياري را انجام ميدهد که از ميان آنها مي‌توان به: 1- جذب و حمل و نقل مواد غذايي از روده‌ها تا بافت‌ها؛ 2- حمل و نقل گازهاي تنفسي خون از بافت‌ها؛ 3- دفع مواد حاصل از متابوليسم؛ 4- حمل و نقل هورمون‌هاي توليد شده به‌وسيله غدد داخلي؛ 5- تنظيم مقدار آب بافت‌هاي بدن، اشاره کرد. خون در نگهداري و تنظيم درجه حرارت بدن نقش مهمي دارد (ويتو، 1999).
سه گروه از سلول‌هاي خوني شناسايي شده‌اند: اريتروسيت‌ها222 (گلبول‌هاي قرمز)، لوکوسيت‌ها223 (گلبول‌هاي سفيد) و ترومبوسيت‌ها224 (پلاکت‌ها). رنگ قرمز خون به‌علت هموگلوبين225 اريتروسيت‌ها ميباشد. همه اين سلول‌ها در مايعي که پلاسما ناميده ميشود، شناورند (ملوين و ويليام226، 1996). در اين مطالعه اسيد اوريک، تري‌گليسيريد، کلسترول کل، ليپوپروتئين با تراکم بسيارکم، ليپوپروتئين با تراکم کم، ليپوپروتئين با تراکم بالا، نسبت ليپوپروتئين با تراکم کم به ليپوپروتئين با تراکم بالا، آنزيم‌هاي کبدي‌ آلانين ترانس‌آميناز و آسپارتات ترانس‌آميناز، پروتئين کل، آلبومين وگلوبولين227 فراسنجه‌هاي خوني هستند که اثر سطوح مختلف دو نوع تفاله زيتون با و بدون مکمل آنزيمي بر آنها مورد بررسي قرار مي‌گيرد.

فصل سوم
مواد و روش‌ها

3-1- زمان و مکان انجام تحقيق
اين تحقيق از تاريخ 10/02/1392 الي 21/03/1392 در سالن مرغداري مرکز تحقيقات کشاورزي و منابع طبيعي استان گيلان واقع در کيلومتر پنج جاده رشت- قزوين، انجام شد. سالن فوق در طول جغرافيايي 62/49 درجه شرقي و عرض جغرافيايي 18/37 درجه شمالي و ارتفاع 10- متري از سطح دريا قرار دارد. اين سالن در طبقه دوم ساختمان ايستگاه دامپروري مرکز مذکور به‌صورت شرقي- غربي با ابعاد 20×5×3 متر ساخته شده و داخل آن با تقسيمات منظمي به قفس‌هاي زميني کوچک تقسيم‌بندي شده است. به‌طوري‌که سالن داراي بيست قفس زميني به ابعاد 2×2×5/1 بوده که يک راهرو به‌عرض يک متر در مرکز سالن آنها را به دو رديف ده عددي در مقابل هم تقسيم کرده است. در زمان انجام تحقيق متوسط درجه حرارت محيط در منطقه 16/21 درجه سانتي‌گراد و متوسط رطوبت نيز 46/71 درصد بود.
3-2- مراحل آماده‌سازي سالن پرورش پيش از آغاز دوره پرورش
براي آماده‌سازي سالن پرورش ابتدا فضولات کف سالن دوره پرورش قبل توسط کاردک جمع‌آوري شد، سپس نظافت و شستشوي کامل سالن و آب‌خوري‌ها و دان‌خوري‌ها انجام گرديد. بعد از خشک شدن سالن‌، کف سالن، ديوارهاي فلزي قفس‌ها، ديوارها و درب ورودي تا ارتفاع 5/1 متري شعله‌دهي شد. در مرحله بعد، داخل سالن با استفاده از توري مرغي به سي قفس زميني به‌طول 25/1، عرض 25/1 و ارتفاع 75/0 متر تقسيم‌بندي و با برچسب شماره‌گذاري شد. سپس کل سالن توسط محلول ضد عفوني کننده جرمي‌سايد به نسبت يک به دويست، ضد عفوني گرديد. همچنين تمامي آب‌خوري‌ها و دان‌خوري‌ها نيز در محلول فوق غوطه‌ور و ضد عفوني شدند. سپس کف سالن و ديوارها تا ارتفاع 5/1 متري با محلول آب و آهک، آهک‌پاشي شد. پهن کردن پوشال کف بستر بعد‌ از خشک شدن آهک انجام گرفت. 72 ساعت قبل از ورود جوجه‌ها، سالن توسط فرمالکس گازدهي گرديد. اين کار بعد‌ از بستن تمامي دَرزها، پنجره‌ها و تهويه‌ها صورت گرفت. بدين منظور از دو ظرف در ابتدا و انتهاي سالن استفاده شد و گازدهي از طرف انتهايي آغاز و به طرف ابتدايي سالن ختم گرديد. کليه لوازم مورد استفاده در طي پرورش اعم از سطل‌ها، دمپايي‌ها، رول مقوايي، دماسنج، رطوبت‌سنج، آب‌خوري‌ها و دان‌خوري‌ها قبل از آغاز گازدهي در سالن قرار داده شدند. 24 ساعت قبل از شروع دوره پرورش، به‌منظور تهويه مناسب سالن و از بين رفتن گازهاي سمّي، کليه پنجره‌هاي سالن باز و هواکش‌ها روشن شدند. هم‌زمان با اين عمل، هيترهاي سالن نيز راه‌اندازي شدند تا دماي سالن هنگام ورود جوجه‌ها به حّد مطلوب برسد.
3-3- شرايط محيطي پرورش
3-3-1- دما
براي گرم کردن سالن در صورت لزوم از منبع گرم‌کننده هيتر استفاده شد. دماي سالن توسط چهار دماسنج که در ارتفاع 25 سانتي‌متري بستر نصب شده بودند، اندازه‌گيري و بر اساس جدول 3-1 مديريت شد.
جدول 3-1- دماي سالن پرورش در سنين مختلف جوجه‌هاي گوشتي
هفته پرورش
دماي سالن (درجه سانتي‌گراد)
اول
32
دوم
30
سوم
28
چهارم
25
پنجم
22
ششم
20

3-3-2- رطوبت
جهت تأمين رطوبت سالن در محدوده 65-55 درصد در طول دوره پرورش- در صورت لزوم- آب‌پاشي انجام شد. رطوبت سالن به‌وسيله رطوبت‌سنج در طول مدت پرورش کنترل گرديد.
3-3-3- نور
در اين تحقيق علاوه بر نور طبيعي، از لامپ‌هاي 23 وات کم‌مصرف که در ارتفاع دو متري از کف سالن نصب شده بودند به‌عنوان منبع نوري استفاده شد. لامپ‌ها در فاصله 5/1 متري از هم و در دو رديف قرار داشتند. برنامه نوري مطابق دستورالعمل شرکت توليدکننده جوجه‌هاي سويه راس (آوياژن228، ‍‍‍2009) مديريت گرديد که به‌شرح زير مي‌باشد:

جدول3-2- برنامه نوري جوجه‌هاي گوشتي در سنين مختلف پرورش
از روز يکم تا روز هفتم
1 ساعت خاموشي و 23 ساعت روشنايي
از روز هشتم تا 3 روز قبل از کشتار
4 ساعت خاموشي و 20 ساعت روشنايي
سه روز آخر
1 ساعت خاموشي و 23 ساعت روشنايي

3-4- دان‌خوري و آب‌خوري
براي تغذيه جوجه‌ها در هفته اول پرورش از سيني‌هاي دان‌خوري و با شروع هفته دوم به‌تدريج از دان‌خوري‌هاي سطلي استفاده شد. در کل دوره پرورش از آب‌خوري‌هاي کله‌قندي استفاده گرديد که به‌صورت دستي آب به‌داخل آب‌خوري‌ها ريخته مي‌شد. هم‌زمان با رشد جوجه‌ها ارتفاع دان‌خوري و آب‌خوري‌ها تنظيم گرديد.
3-5- برنامه بهداشتي و واکسيناسيون
به‌منظور رعايت اصول بهداشتي در طول دوره پرورش، آب‌خوري‌ها هر روز تميز و شستشو شدند. پس از هر بار واکسيناسيون، به‌منظور کاهش تنش از محلول مولتي ويتامين+ الکتروليت به نسبت يک در هزار در آب آشاميدني و به‌مدت 24 ساعت استفاده شد. برنامه واکسيناسيون با در نظر گرفتن دستورات کارخانه سازنده واکسن و رعايت زنجيره سرد229 در طي حمل واکسن، به‌شرح ذيل انجام گرفت.
اولين واکسن‌هاي تجويز شده در اين تحقيق، به‌شرح زير بوده که در سن يک‌ روزگي توسط شرکت ارائه‌دهنده جوجه انجام گرفت:
1- واکسن برونشيت عفوني طيور به‌صورت اسپري
2- واکسن دوگانه نيوکاسل و آنفلوآنزا به‌صورت تزريقي
دومين واکسن، واکسن نيوکاسل B1 بود که به‌صورت قطره چشمي در روز هفتم مورد استفاده قرار گرفت.
تعداد جوجه × سن
= مقدار آب واکسن
1000

واکسن بعدي، واکسن برونشيت عفوني طيور بود که در چهارده روزگي پس از اعمال دو ساعت تشنگي به‌صورت آشاميدني مورد استفاده قرار گرفت. از آنجايي‌که دُز واکسن‌هاي خريداري شده بيشتر از دُز مورد نياز تحقيق بود (دُز واکسن= تعداد جوجه) بنابراين پس از اضافه نمودن حلال واکسن، مقدار مورد نياز محاسبه شد. آب مورد نياز براي واکسن‌هاي آشاميدني نيز از فرمول ذيل محاسبه گرديد.

براي استفاده از واکسن برونشيت، دو ميلي‌ليتر حلال واکسن را در ويال حاوي واکسن هزار دُز ريخته و پس از حل نمودن، 4/1 ميلي‌ليتر محلول واکسن اضافي توسط سرنگ از ويال واکسن خارج شده و درب ويال واکسن حاوي 6/0 ميلي‌ليتر محلول باقي‌مانده در 2/4 ليتر آب آشاميدني باز و مخلوط شد. سپس آب آشاميدني حاوي واکسن در آب‌خوري‌ها توزيع گرديد. همچنين به‌منظور از بين بردن کلر آب و جلوگيري از اثرات سوء آن بر واکسن، قبل از مخلوط کردن محلول واکسن با آب آشاميدني از قرص سواميون (يک قرص به‌ازاء هر 100 ليتر آب) استفاده شد.
واکسن‌هاي بعدي مورد استفاده در طي دوره پرورش، واکسن گامبورو و واکسن نوبت دوم نيوکاسل سويه لاسوتا بود که به‌ترتيب در شانزده و بيست‌ويک روزگي پس از دو ساعت تشنگي به‌روش فوق آماده و در اختيار پرندگان قرار گرفت.
ذکر اين نکته ضروري است که در روز واکسيناسيون دماي سالن 2-1 درجه افزايش يافت و تمامي وسايل و لوازم مورد استفاده در واکسيناسيون به‌همراه باقي‌مانده واکسن جمع‌آوري و سوزانده شد.
جدول 3-3- برنامه واکسيناسيون جوجه‌هاي گوشتي
نوع واکسن
نوبت اول واکسيناسيون
نوبت دوم واکسيناسيون
نوبت سوم واکسيناسيون
برونشيت
يک روزگي(اسپري)
چهارده روزگي (آشاميدني)

نيوکاسل
روز اول همراه آنفلوآنزا (دوگانه تزريقي)
هفت روزگي (قطره چشمي)
بيست‌و‌يک روزگي (آشاميدني)
آنفلوآنزا
روز اول همراه نيوکاسل (دوگانه تزريقي)

گامبورو
شانزده روزگي (آشاميدني)

3-6- تزريق محلول SRBC
يکي ديگر از فراسنجه‌هاي مورد مطالعه در اين تحقيق بررسي پاسخ سيستم ايمني جوجه‌هاي گوشتي نسبت به تزريق گلبول‌هاي قرمز خون گوسفند (SRBC) بود. بدين منظور مقدار 02/0 ميلي‌ليتر محلول SRBC بيست‌وپنج درصد در محلول بافر فسفات سالين (PBS)، توسط سرنگ انسولين به‌صورت عضلاني در سينه جوجه‌ها تزريق شد. به‌علت احتمال تلفات جوجه تزريقي، از هر تکرار دو قطعه جوجه تحت تزريق قرار گرفته و علامت‌گذاري گرديد. تزريق محلول SRBC و نمونه‌گيري خون جهت سنجش عيار پادتن توليد شده عليه اين محلول، مطابق جدول ذيل انجام شد:
جدول 3-4- برنامه تزريق و نمونه‌گيري محلول SRBC
ماده تزريقي
زمان تزريق
نوبت اول نمونه‌گيري
نوبت دوم نمونه‌گيري
SRBC
چهارده روزگي
بيست‌ويک روزگي
بيست‌وهشت روزگي

3-7- نمونه‌گيري
براي نمونه‌گيري، از هر تکرار يک جوجه به‌صورت تصادفي انتخاب و توسط سرنگ دو ميلي‌ليتر‌ي از محل وريد بال آنها خونگيري به‌عمل آمد. نمونه‌ها تا زمان سرم دادن، با زاويه سي درجه در دماي 25 درجه سانتي‌گراد قرار داده شده و پس از جدا کردن سرم و با رعايت زنجيره سرد به آزمايشگاه جهت انجام عمليات آزمايشگاهي منتقل شدند. البته جهت سنجش عيار پادتن توليد شده عليه محلول SRBC از جوجه‌هاي علامت‌گذاري شده، نمونه‌گيري شد.
3-8- مديريت دوره پرورش
قبل از ورود جوجه‌ها، سيني‌هاي دان‌خوري با جيره‌هاي‌ آماده شده هر تکرار از تيمار، پُر شدند. اين جيره‌ها قبلاً در گوني‌ ريخته، شماره‌گذاري و توزين شده بود. آب‌خوري‌ها نيز با محلول آب و شکر (با غلظت 5 درصد) پُر شده و کنار سيني‌هاي غذا قرار داده شدند. پس از ورود جوجه‌ها، ده جوجه به‌صورت تصادفي انتخاب و بعد از وزن‌کشي به‌داخل يک قفس زميني که به منزله يک تکرار بود، انتقال يافتند. بعد از دوازده ساعت آب‌خوري‌ها شستشو شده و تا سه روز از محلول آب و مولتي ويتامين+ الکتروليت به نسبت يک در هزار در آب آشاميدني جوجه‌ها استفاده شد. از روز اول تا هفتم، خاموشي به‌مدت يک ساعت، همه روزه بين ساعات 22 الي 23 اعمال شد که از روز هشتم تا سه روز قبل کشتار، خاموشي به چهار ساعت در شبانه‌روز افزايش يافت. در طول دوره پرورش از دماي سالن هر هفته 2 الي 3 درجه کاسته شد تا در نهايت دما در هفته آخر پرورش به بيست درجه سانتي‌گراد رسيد. در سن هفت روزگي واکسن نيوکاسل به‌صورت قطره چشمي مورد استفاده قرار گرفت. همچنين در آخر هفته اول، وزن دان مصرفي و افزايش وزن هفتگي جوجه‌ها محاسبه و اندازه‌گيري شد و اين روند در انتهاي هر هفته پرورش نيز تکرار گرديد. در سن چهارده روزگي علاوه بر محاسبه و اندازه‌گيري وزن دان مصرفي و افزايش وزن هفتگي جوجه‌ها، تزريق محلول SRBC و ارائه واکسن برونشيت به‌صورت آشاميدني نيز انجام شد. همچنين در اين روز اولين نمونه‌گيري خون از جوجه‌ها براي سنجش عيار پادتن توليد شده عليه ويروس نيوکاسل انجام گرديد. در شانزده روزگي واکسيناسيون گامبور مطابق روش‌هايي که قبلاً اشاره شد، انجام گرفت. در سن 21 روزگي که مصادف با هفته سوم دوره پرورش بود، وزن دان مصرفي و افزايش وزن هفتگي جوجه‌ها محاسبه شد. در همين روز علاوه بر واکسيناسيون نوبت دوم نيوکاسل، به‌منظور سنجش پاسخ سيستم ايمني، اولين مرحله خونگيري از جوجه‌هايي که تحت تزريق محلول SRBC و واکسن آنفلوآنزا قرار گرفته بودند، انجام پذيرفت. همچنين از نمونه خون گرفته شده در اين روز جهت سنجش عيار پادتن توليد شده عليه واکسن برونشيت نيز استفاده گرديد. در 28 روزگي افزايش وزن جوجه‌ها و ميزان دان مصرفي هفته چهارم اندازه‌گيري شد. دومين مرحله خونگيري از جوجه‌ها به‌منظور تعيين عيار پادتن توليد شده عليه ويروس نيوکاسل، آنفلوآنزا و محلول SRBC نيز در همين روز انجام شد. در 35 روزگي همانند روال گذشته محاسبه افزايش وزن جوجه‌ها و وزن دان مصرفي هفته پنجم انجام پذيرفت. در روز چهلم پس از دوازده ساعت گرسنگي، از هر قفس يک جوجه به‌صورت تصادفي انتخاب و به‌منظور بررسي فراسنجه‌هاي خوني، خونگيري شد. در روز پاياني (42 روزگي) علاوه بر وزن‌کشي جوجه‌ها و محاسبه دان مصرفي هفته، پس از هشت ساعت گرسنگي از هر تکرار يک پرنده که وزن آن نزديک به ميانگين وزن تکرار بود جهت بررسي خصوصيات لاشه، کشتار و مطابق روش معمول تفکيک لاشه، قطعه قطعه شده و اندام‌هاي بيروني و دروني آن اندازه‌گيري گرديد.
3-9- پرندگان و تيمارهاي آزمايشي
تحقيق حاضر بر روي 300 قطعه جوجه گوشتي جنس نر از سويه راس 308 انجام شد. جوجه‌ها به 10 تيمارتقسيم‌بندي شدند و براي هر تيمار 3 تکرار در نظر گرفته شد. هر تکرار شامل 10 قطعه جوجه بود که در قفس‌هاي زميني و در شرايط مناسب از لحاظ نور و تهويه پرورش يافتند. شرايط پرورش در همه تيمارها يکسان بود. تيمارهاي آزمايشي به‌شرح ذيل بودند:
جدول 3- 5- تيمارهاي مورد مطالعه
تيمارها
وجود مکمل ‌آنزيمي
سطح تفاله زيتون (درصد)
نوع تفاله زيتون
تيمار 1
خير
پنج
کم‌هسته
تيمار 2
بلي
پنج
کم‌هسته
تيمار 3
خير
ده
کم‌هسته
تيمار 4
بلي
ده
کم‌هسته
تيمار 5
خير
پنج
معمولي
تيمار 6
بلي
پنج
معمولي
تيمار 7
خير
ده
معمولي
تيمار 8
بلي
ده
معمولي
تيمار 9
خير
صفر
بدون تفاله
تيمار 10
بلي
صفر
بدون تفاله
3-10- جيره‌ها و ترکيب مواد خوراکي و مغذي آنها
براي تهيه جيره‌ها ابتدا ترکيب شيميايي حاصل از آناليز دو نوع تفاله زيتون به آرشيو ترکيبات شيميايي اقلام خوراکي مختلف که بر اساس توصيه‌هاي NRC (انجمن ملي تحقيقات230، 1994) در نرم‌افزار WUFFDAذخيره شده بود، اضافه گرديد. احتياجات غذايي جوجه‌هاي گوشتي نيز بر اساس کاتالوگ پرورش جوجه سويه راس (آوياژن، 2009) در نرم‌افزار فوق وارد شد. سپس جيره‌ها توسط نرم‌افزار مذکور براي دو دوره آغازين (21-1 روزگي) و پاياني (42-22 روزگي) به دقت تنظيم شدند.
در تهيه جيره‌ها ابتدا اقلام خوراکي ريزتر که به‌مقدار کم در جيره نياز بود، وزن و با هم مخلوط شدند و سپس اقلام خوراکي درشت‌تر که بيشتر وزن جيره را تشکيل مي‌دادند، وزن و آسياب شده و در انتها کليه مواد خوراکي به‌صورت دستي با هم مخلوط شدند. ترکيب مواد خوراکي و مغذي جيره‌هاي مورد استفاده در مدت پرورش مطابق جداول 3-6، 3-7، 3-8 و 3-9 بود.
3-11- مکمل آنزيمي
مکمل آنزيمي استفاده شده در اين تحقيق، ناتوزيم پي50 231 بود که از شرکت تک فرآورده‌هاي آريا (پروژه سهند) تهيه شد.
مکمل ناتوزيم ساخت کشور استراليا بوده که با توجه درجه خلوص، به دو نوع پي و پي50 توليد مي‌گردد. ناتوزيم پي50، درجه خلوص بيشتري نسبت به ناتوزيم پي داشته و براي استفاده در فارم‌هاي بزرگ و کارخانجات پُر مصرف عرضه مي‌گردد و با توجه به اينکه هزينه‌هاي حمل و نقل و بسته‌بندي کمتري براي ميزان توصيه شده آنزيم به آن تعلق مي‌گيرد، صرفه اقتصادي بيشتري را براي مصرف‌کننده به‌همراه خواهد داشت. ميزان مصرف ناتوزيم پي و پي50 بر اساس توصيه شرکت سازنده به‌ترتيب350 و 50 گرم در هر تن خوراک طيور مي‌باشد.
مکمل ناتوزيم به‌شکل پودر سفيد رنگ بوده و در ايران در بسته‌هاي سيزده کيلويي عرضه مي‌گردد. از اين مکمل در خوراک دام، طيور و آبزيان به‌صورت مخلوط با خوراک استفاده مي‌شود. ناتوزيم به‌دليل داشتن آنزيم‌هاي مؤثر بر کليه مواد ضد جذب و بازدارنده، موجب حداکثر بهره‌وري از جيره و توليد محصولاتي سالم شده و کاهش آلودگي محيط زيست را سبب مي‌شود، لذا آن را آنزيم سبز نيز لقب داده‌اند. اين مکمل همچنين توانايي تحمل حرارت نود درجه سانتي‌گراد را بدون افت کيفيت داراست از اين رو مي‌توان از آن در ترکيب خوراک‌هاي پلت شده استفاده نمود. مکمل ناتوزيم داراي آنزيم فيتاز بالايي بوده و از سيزده آنزيم سلولاز، زايلاناز، بتاگلوکاناز، آلفا آميلاز، پکتيناز، فيتاز، ليپاز،پروتئاز (اسيدي و خنثي)، آميلوگليکوسيداز، همي‌سلولاز، پنتوزاناز، اسيد فيتاز و اسيد فسفاتاز تشکيل شده است. ترکيب آنزيم‌هاي موجود در مکمل ناتوزيم پي50 در جدول 3-10 نشان داده شده است.
جدول3-6- تركيب مواد خوراكي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره آغازين (21-1 روزگي)
ماده خوراکي
(گرم/کيلوگرم)
تيمارها

تيمار 1
تيمار 2
تيمار 3
تيمار 4
تيمار 5
تيمار 6
تيمار 7
تيمار 8
تيمار 9
تيمار 10
دانه ذرت
3/507
3/507
6/456
6/456
5/482
5/482
407
407
558
558
كنجاله سويا
6/370
6/370
6/370
6/370
2/377
2/377
7/383
7/383
7/370
7/370
روغن سويا
30
30
1/32
1/32
6/47
6/47
4/67
4/67
8/27
8/27
سبوس گندم
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
تفاله زيتون معمولي
0
0
0
0
50
50
100
100
0
0
تفاله زيتون کم‌هسته
50
50
100
100
0
0
0
0
0
0
مکمل آنزيمي
0
05/0
0
05/0
0
05/0
0
05/0
0
05/0
دي كلسيم فسفات1
3/19
3/19
6/19
6/19
4/19
4/19
7/19
7/19
19
19
کربنات کلسيم (CaCO3)
9/10
9/10
1/9
1/9
5/11
5/11
3/10
3/10
7/12
7/12
مكمل ويتاميني2
3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
مكمل معدني3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
نمك معمولي
3/2
3/2
1/2
1/2
4/2
4/2
4/2
4/2
5/2
5/2
جوش شيرين
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
دي ال- متيونين
4/1
4/1
5/1
5/1
4/1
4/1
5/1
5/1
3/1
3/1
ال- لايزين هيدرو كلرايد
6/0
6/0
8/0
8/0
4/0
4/0
4/0
4/0
4/0
4/0
جمع
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
قيمت (ريال/کيلوگرم)
13512
13519
13509
13517
13880
13888
14246
14254
13512
13520
1 حاوي 24 درصد کلسيم و 18 درصد فسفر
2 هر کيلوگرم مکمل ويتاميني حاوي سه ميليون‌ و ‌شش‌صد هزار واحد بين‌المللي ويتامين A، هشت‌صد هزار واحد بين‌المللي ويتامين D3، هفت هزار و دويست ميلي‌گرم ويتامين E، هشت‌صد هزار ميلي‌گرم ويتامين K3، هفت‌صد و بيست ميلي‌گرم ويتامين B1، دو هزار و شش‌صد و چهل ميلي‌گرم ويتامين B2، چهار هزار ميلي‌گرم ويتامين B3 (کلسيم پنتوتنات)، دوازده ‌هزار ميلي‌گرم ويتامين B5 (نياسين)، هزار و دويست ميلي‌گرم ويتامين B6، چهارصد ميلي‌گرم ويتامين B9 (فوليک اسيد)، شش ميلي‌گرم B12، چهل ميلي‌گرم ويتامين H2 (بيوتين)، صد هزار ميلي‌گرم کولين، چهل هزار ميلي‌گرم آنتي‌اکسيدان و تا يک ميلي‌گرم مواد همراه مي‌باشد.
3 هر کيلوگرم مکمل معدني حاوي سه هزار و شش‌صد و هشتاد ميلي‌گرم منگنز، بيست هزار ميلي‌گرم آهن، سه هزار و هشت‌صد و هشتاد ميلي‌گرم روي، چهار هزار ميلي‌گرم مس، چهارصد ميلي‌گرم يد، هشتاد ميلي‌گرم سلنيوم، صد هزار ميلي‌گرم کولين و تا يک ميلي‌گرم مواد همراه مي‌باشد.

جدول3-7- تركيب مواد خوراكي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره پاياني (42-22 روزگي)
ماده خوراکي
(گرم/کيلوگرم)
تيمارها

تيمار 1
تيمار 2
تيمار 3
تيمار 4
تيمار 5
تيمار 6
تيمار 7
تيمار 8
تيمار 9
تيمار 10
دانه ذرت
6/547
6/547
8/496
8/496
6/522
6/522
1/447
1/447
2/598
2/598
كنجاله سويا
2/323
2/323
2/323
2/323
8/329
8/329
3/336
3/336
3/323
3/323
روغن سويا
3/42
3/42
5/44
5/44
60
60
8/79
8/79
2/40
2/40
سبوس گندم
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
1/0
05/0
تفاله زيتون معمولي
0
0
0
0
50
50
100
100
0
0
تفاله زيتون کم‌هسته
50
50
10
10
0
0
0
0
0
0
مکمل آنزيمي
0
05/0
0
05/0
0
05/0
0
05/0
0
05/0
دي كلسيم فسفات1
17
17
3/17
3/17
1/17
1/17
4/17
4/17
7/16
7/16
کربنات کلسيم (CaCO3)
7/8
7/8
9/6
9/6
3/9
3/9
2/8
2/8
5/10
5/10
مكمل ويتاميني2
3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
مكمل معدني3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
3
نمك معمولي
3/2
3/2
1/2
1/2
5/2
5/2
4/2
4/2
5/2
5/2
جوش شيرين
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
5/1
دي ال- متيونين
1/1
1/1
2/1
2/1
1/1
1/1
2/1
2/1
1
1
ال- لايزين هيدرو كلرايد
2/0
2/0
4/0
4/0
0
0
0
0
0
0
جمع
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
1000
قيمت (ريال/کيلوگرم)
13373
13381
13386
13393
13747
13754
14128
14136
13364
13372
1 حاوي 24 درصد کلسيم و 18 درصد فسفر
2 هر کيلوگرم مکمل ويتاميني حاوي سه ميليون‌ و شش‌صد هزار واحد بين‌المللي ويتامين A، هشت‌صد هزار واحد بين‌المللي ويتامين D3، هفت هزار و دويست ميلي‌گرم ويتامين E، هشت‌صد هزار ميلي‌گرم ويتامين K3، هفت‌صد و بيست ميلي‌گرم ويتامين B1، دو هزار و شش‌صد و چهل ميلي‌گرم ويتامين B2، چهار هزار ميلي‌گرم ويتامين B3 (کلسيم پنتوتنات)، دوازده ‌هزار ميلي‌گرم ويتامين B5 (نياسين)، هزار و دويست ميلي‌گرم ويتامين B6، چهارصد ميلي‌گرم ويتامين B9 (فوليک اسيد)، شش ميلي‌گرم B12، چهل ميلي‌گرم ويتامين H2 (بيوتين)، صد هزار ميلي‌گرم کولين، چهل هزار ميلي‌گرم آنتي‌اکسيدان و تا يک ميلي‌گرم مواد همراه مي‌باشد.
3 هر کيلوگرم مکمل معدني حاوي سه هزار و شش‌صد و هشتاد ميلي‌گرم منگنز، بيست هزار ميلي‌گرم آهن، سه هزار و هشت‌صد و هشتاد ميلي‌گرم روي، چهار هزار ميلي‌گرم مس، چهارصد ميلي‌گرم يد، هشتاد ميلي‌گرم سلنيوم، صد هزار ميلي‌گرم کولين و تا يک ميلي‌گرم مواد همراه مي‌باشد.

جدول3-8- تركيب مواد مغذي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره آغازين (21-1 روزگي)
مواد مغذي
تيمارها

تيمار 1
تيمار 2
تيمار 3
تيمار 4
تيمار 5
تيمار 6
تيمار 7
تيمار 8
تيمار 9
تيمار 10
ماده خشك (درصد)
327/90
327/90
499/90
499/90
489/90
489/90
824/90
824/90
154/90
154/90
انرژي متابوليسمي (کيلوکالري/گرم)
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
025/3
پروتئين خام (درصد)
001/23
001/23
004/23
004/23
002/23
002/23
001/23
001/23
003/23
003/23
چربي خام (درصد)
904/5
904/5
527/6
527/6
476/7
476/7
680/9
680/9
271/5
271/5
اسيد لينولئيك (درصد)
794/2
794/2
790/2
790/2
640/3
640/3
486/4
486/4
794/2
794/2
فيبر خام (درصد)
583/4
583/4
491/6
491/6
074/5
074/5
473/7
473/7
674/2
674/2
كلسيم (درصد)
051/1
051/1
051/1
051/1
051/1
051/1
050/1
050/1
051/1
051/1
فسفر كل (درصد)
739/0
739/0
737/0
737/0
736/0
736/0
728/0
728/0
741/0
741/0
فسفر قابل دسترس (درصد)
501/0
501/0
501/0
501/0
502/0
502/0
501/0
501/0
500/0
500/0
پتاسيم (درصد)
956/0
956/0
994/0
994/0
935/0
935/0
951/0
951/0
920/0
920/0
كلر (درصد)
189/0
189/0
179/0
179/0
191/0
191/0
188/0
188/0
199/0
199/0
منگنز (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
274/120
274/120
110/120
110/120
363/120
363/120
255/120
255/120
441/120
441/120
سديم (درصد)
163/0
163/0
164/0
164/0
160/0
160/0
162/0
162/0
162/0
162/0
روي (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
693/100
693/100
216/100
216/100
602/100
602/100
020/100
020/100
175/100
175/100
كولين (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
1600
1600
1600
1600
1600
1600
1600
1600
1600
1600
اسيد فوليك (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
197/2
197/2
177/2
177/2
211/2
211/2
204/2
204/2
218/2
218/2
آرژنين (درصد)
483/1
483/1
463/1
463/1
496/1
496/1
490/1
490/1
502/1
502/1
گلايسين (درصد)
927/0
927/0
910/0
910/0
933/0
933/0
921/0
921/0
944/0
944/0
سرين (درصد)
107/1
107/1
088/1
088/1
114/1
114/1
102/1
102/1
126/1
126/1
گلايسين+ سرين (درصد)
405/2
405/2
369/2
369/2
424/2
424/2
407/2
407/2
441/2
441/2
هيستيدين (درصد)
591/0
591/0
579/0
579/0
594/0
594/0
585/0
585/0
603/0
603/0
ايزولوسين (درصد)
933/0
933/0
918/0
918/0
940/0
940/0
932/0
932/0
948/0
948/0
لوسين (درصد)
893/1
893/1
843/1
843/1
893/1
893/1
842/1
842/1
945/1
945/1
لايزين (درصد)
274/1
274/1
275/1
275/1
272/1
272/1
271/1
271/1
272/1
272/1
متيونين (درصد)
477/0
477/0
478/0
478/0
477/0
477/0
477/0
477/0
476/0
476/0
سيستين (درصد)
358/0
358/0
349/0
349/0
358/0
358/0
350/0
350/0
367/0
367/0
سيستين+ متيونين (درصد)
835/0
835/0
827/0
827/0
835/0
835/0
827/0
827/0
844/0
844/0
فنيل‌آلانين (درصد)
060/1
060/1
041/1
041/1
066/1
066/1
053/1
053/1
080/1
080/1
تيروزين (درصد)
875/0
875/0
860/0
860/0
880/0
880/0
870/0
870/0
890/0
890/0
فنيل‌آلانين+ تيروزين (درصد)
935/1
935/1
900/1
900/1
946/1
946/1
923/1
923/1
970/1
970/1
ترئونين (درصد)
840/0
840/0
825/0
825/0
845/0
845/0
836/0
836/0
855/0
855/0
تريپتوفان (درصد)
305/0
305/0
302/0
302/0
308/0
308/0
308/0
308/0
308/0
308/0
والين (درصد)
026/1
026/1
005/1
005/1
030/1
030/1
015/1
015/1
046/1
046/1
جدول3-9- تركيب مواد مغذي جيره‌هاي مورد استفاده در دوره پاياني (42-22 روزگي)
مواد مغذي
تيمارها

تيمار 1
تيمار 2
تيمار 3
تيمار 4
تيمار 5
تيمار 6
تيمار 7
تيمار 8
تيمار 9
تيمار 10
ماده خشك (درصد)
358/90
358/90
531/90
531/90
522/90
522/90
857/90
857/90
186/90
186/90
انرژي متابوليسمي (کيلوکالري/گرم)
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
150/3
پروتئين خام (درصد)
002/21
002/21
003/21
003/21
001/21
001/21
000/21
000/21
003/21
003/21
چربي خام (درصد)
240/7
240/7
872/7
872/7
820/8
820/8
025/11
025/11
617/6
617/6
اسيد لينولئيك (درصد)
491/3
491/3
492/3
492/3
342/4
342/4
188/5
188/5
496/3
496/3
فيبر خام (درصد)
486/4
486/4
395/6
395/6
977/4
977/4
376/7
376/7
578/2
578/2
كلسيم (درصد)
900/0
900/0
900/0
900/0
901/0
901/0
903/0
903/0
900/0
900/0
فسفر كل (درصد)
678/0
678/0
676/0
676/0
675/0
675/0
667/0
667/0
680/0
680/0
فسفر قابل دسترس (درصد)
450/0
450/0
451/0
451/0
451/0
451/0
451/0
451/0
450/0
450/0
پتاسيم (درصد)
872/0
872/0
909/0
909/0
851/0
851/0
867/0
867/0
835/0
835/0
كلر (درصد)
180/0
180/0
170/0
170/0
188/0
188/0
179/0
179/0
191/0
191/0
منگنز (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
747/120
747/120
583/120
583/120
836/120
836/120
728/120
728/120
914/120
914/120
سديم (درصد)
162/0
162/0
163/0
163/0
163/0
163/0
162/0
162/0
161/0
161/0
روي (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
733/100
733/100
255/100
255/100
640/100
640/100
058/100
058/100
214/100
214/100
كولين (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
1500
1500
1500
1500
1500
1500
1500
1500
1500
1500
اسيد فوليك (ميلي‌گرم/کيلوگرم)
043/2
043/2
022/2
022/2
056/2
056/2
050/2
050/2
063/2
063/2
آرژنين (درصد)
333/1
333/1
314/1
314/1
346/1
346/1
340/1
340/1
352/1
352/1
گلايسين (درصد)
843/0
843/0
827/0
827/0
849/0
849/0
836/0
836/0
860/0
860/0
سرين (درصد)
004/1
004/1
985/0
985/0
011/1
011/1
000/1
000/1
023/1
023/1
گلايسين+ سرين (درصد)
171/2
171/2
135/2
135/2
190/2
190/2
173/2
173/2
207/2
207/2
هيستيدين (درصد)
540/0
540/0
528/0
528/0
542/0
542/0
533/0
533/0
551/0
551/0
ايزولوسين (درصد)
844/0
844/0
829/0
829/0
851/0
851/0
843/0
843/0
859/0
859/0
لوسين (درصد)
756/1
756/1
706/1
706/1
756/1
756/1
705/1
705/1
807/1
807/1
لايزين (درصد)
114/1
114/1
116/1
116/1
112/1
112/1
112/1
112/1
113/1
113/1
متيونين (درصد)
423/0
423/0
424/0
424/0
423/0
423/0
423/0
423/0
422/0
422/0
سيستين (درصد)
331/0
331/0
322/0
322/0
332/0
332/0
323/0
323/0
340/0
340/0
سيستين+ متيونين (درصد)
754/0
754/0
746/0
746/0
754/0
754/0
746/0
746/0
763/0
763/0
فنيل‌آلانين (درصد)
964/0
964/0
945/0
945/0
970/0
970/0
957/0
957/0
984/0
984/0
تيروزين (درصد)
795/0
795/0
779/0
779/0
800/0
800/0
790/0
790/0
810/0
810/0
فنيل‌آلانين+ تيروزين (درصد)
759/1
759/1
724/1
724/1
770/1
770/1
747/1
747/1
749/1
749/1
ترئونين (درصد)
763/0
763/0
748/0
748/0
768/0
768/0
759/0
759/0
778/0
778/0
تريپتوفان (درصد)
272/0
272/0
269/0
269/0
275/0
275/0
276/0
276/0
275/0
275/0
والين (درصد)
937/0
937/0
916/0
916/0
941/0
941/0
925/0
925/0
957/0
957/0

جدول3-10- ترکيب مکمل ناتوزيم پي 50
آنزيم‌ها
مقدار (واحد/کيلوگرم)
سلولاز
000/000/42
زايلاناز
000/000/70
بتاگلوکاناز
000/900/4
آلفا آميلاز
000/900/4
پکتيناز
000/490
فيتاز
000/500/10
ليپاز
000/210
پروتئاز (اسيدي و خنثي)
000/000/21
و مقداري آميلوگليکوسيداز، همي‌سلولاز، پنتوزاناز، اسيد فيتاز و اسيد فسفاتاز

3-12- تفاله زيتون
تفاله زيتون‌هاي مورد استفاده در اين تحقيق از نوع معمولي و کم‌هسته بود که از شرکت حکمت دان زيتون مرسلين تهيه گرديد. تفاله‌ زيتون‌هاي تهيه شده قبل از استفاده در جيره جهت آناليز شيميايي به مؤسسه علوم دامي کشور ارسال شد كه تركيب شيميايي حاصل از آناليز، در جدول 3-11 نشان داده شده است. تفاله‌ زيتون‌هاي توليدي اين شرکت بيشتر مربوط به زيتون باغات استان‌هاي گيلان، زنجان و قزوين است که به‌صورت کيک زيتون (تفاله زيتون با رطوبت بالا) از کارخانجات روغن‌کشي خريداري مي‌شود. در شرکت مذکور کيک زيتون خريداري شده قبل از فرآوري، جهت جلوگيري از اکسيداسيون و رشد قارچ‌ها با يک درصد آنتي‌اکسيدان و نيم درصد توکسين بايندر232 مخلوط شده و در سوله نگهداري مي‌گردد.
3-12-1- تفاله زيتون معمولي
براي تهيه تفاله زيتون معمولي، کيک زيتون در دماي زير هفتاد درجه سانتي‌گراد با استفاده از هواي گرم خشک شده (به‌طوري‌که مقدار ماده خشک آن به حدود 92 درصد برسد) و پس از آسياب شدن به بازار عرضه مي‌شود. به‌عبارت ديگر اين محصول بسيار نزديک به تفاله‌ زيتوني است که به‌روش سنتي (پهن کردن و خشک نمودن توسط نور خورشيد) تهيه مي‌گردد.
3-12-2- تفاله زيتون کم‌هسته
براي تهيه اين نوع تفاله زيتون، تفاله زيتون معمولي حاصل از عمليات فوق، با الک‌هايي به‌قطر 5/1 ميلي‌متر غربال شده و محصول به‌دست آمده تحت عنوان تفاله زيتون كم‌هسته توسط شركت مذکور به بازار عرضه مي‌گردد.
جدول3-11- ترکيب شيميايي دو نوع تفاله زيتون
ترکيب شيميايي
(درصد ماده خشک)
نوع تفاله

معمولي
کم‌هسته
ماده خشک
57/93
45/93
انرژي متابوليسمي
(كيلوكالري/كيلوگرم)
00/1250
00/2980
پروتئين خام
11/7
73/10
فيبر خام
00/35
60/25
فيبر نامحلول در شوينده خنثي
4/74
60/71
فيبر نامحلول در شوينده اسيدي
40/58
00/55
خاکستر خام
20/6
50/8
چربي خام
50/8
00/13
کلسيم
61/0
82/0
فسفر
06/0
07/0
قندهاي محلول
13/0
17/0
نشاسته
05/1
97/0
پلي‌فنول‌ها
19/0
37/0
تانن‌ها
79/1
29/2

3-13- فراسنجه‌هاي مورد مطالعه و روش اندازه‌گيري آنها
3-13-1- صفات اندازه‌گيري شده براي عملکرد و نحوه محاسبات آنها
3-13-1-1- خوراک مصرفي
خوراک مصرفي هر واحد آزمايشي (قفس‌) به‌صورت هفتگي اندازه‌گيري شد. در ابتداي هر هفته مقدار خوراک اختصاص يافته به هر واحد آزمايشي توزين و در پايان هفته مقدار خوراک باقي‌مانده در دان‌خوري‌ها به داخل گوني‌حاوي خوراک مربوط به آن واحد آزمايشي برگردانده شده و گوني حاوي خوراک دوباره توزين شد. خوراک مصرفي روزانه هر جوجه در هر واحد آزمايشي از تفاوت مقدار خوراک داده شده هر واحد آزمايشي در ابتداي هفته و مقدار خوراک باقي‌مانده همان واحد آزمايشي در انتهاي هفته، مطابق فرمول صفحه بعد و بر اساس روز/ جوجه محاسبه گرديد.
مقدارخوراک داده شده در ابتداي هفته – مقدار خوراک باقي‌مانده در انتهاي هفته (گرم)

= خوراک مصرفي
(گرم/جوجه/روز)
روز جوجه

روز جوجه= (تعداد جوجه‌هاي زنده هر قفس در پايان هفته × تعداد روزهاي هفته)+ مجموع روزهايي که جوجه‌هاي تلف شده در طول هفته زنده بودند

مقدار خوراک مصرفي روزانه هر جوجه در هر واحد آزمايشي در طول دوره‌هاي پرورش (دوره آغازين، پاياني و کل دوره)، از طريق محاسبه ميانگين خوراک مصرفي هفته‌هاي دوره مورد نظر، به‌دست آمد.
3-13-1-2- افزايش وزن
در پايان هر هفته، جوجه‌هاي هر واحد آزمايشي پس از سه ساعت قطع غذا توزين شدند. افزايش وزن روزانه هر جوجه‌ در هر واحد آزمايشي از تفاوت وزن جوجه‌هاي هر واحد آزمايشي در ابتداي هفته و وزن جوجه‌هاي همان واحد آزمايشي در انتهاي هفته، مطابق فرمول زير و بر اساس روز/ جوجه محاسبه گرديد. در صورت وجود تلفات، وزن جوجه‌هاي تلف شده به‌مقدار وزن جوجه‌ها در انتهاي هفته اضافه شد.

وزن جوجه‌ها در ابتداي هفته – وزن جوجه‌ها در انتهاي هفته (گرم)

= افزايش وزن
(گرم/جوجه/روز)
روز جوجه

مقدار افزايش وزن روزانه هر جوجه در هر واحد آزمايشي در طول دوره‌هاي پرورش (دوره آغازين، پاياني و کل دوره)، از طريق محاسبه ميانگين افزايش وزن هفته‌هاي دوره مورد نظر، به‌دست آمد.
3-13-1-3- ضريب تبديل خوراک
ضريب تبديل خوراک هر واحد آزمايشي در هر هفته و يا در طول دوره‌هاي پرورش، از تقسيم خوراک مصرفي هفته يا دوره مورد نظر بر افزايش وزن همان هفته يا دوره، مطابق فرمول زير محاسبه گرديد.
خوراک مصرفي (گرم)
= ضريب تبديل خوراک
افزايش وزن (گرم)

3-13-1-4- انرژي متابوليسمي دريافتي
انرژي متابوليسمي دريافتي هر جوجه در هر واحد آزمايشي، در هر هفته و يا در طول دوره‌هاي پرورش از حاصل ضرب مقدار انرژي متابوليسمي جيره در خوراک مصرفي روزانه هر جوجه در هفته يا دوره مورد نظر‌، تقسيم بر هزار و به‌صورت کيلوکالري در روز براي هر جوجه مورد محاسبه قرار گرفت.
3-13-1-5- ضريب تبديل انرژي متابوليسمي دريافتي
براي محاسبه اين شاخص در هر واحد آزمايشي، از نسبت بين انرژي متابوليسمي دريافتي روزانه هر جوجه در هفته يا دوره‌ مورد نظر بر افزايش وزن روزانه هر جوجه در همان هفته يا دوره و بر اساس کيلوکالري بر گرم، مطابق فرمول زير استفاده گرديد.

انرژي متابوليسمي دريافتي (کيلوکالري)

= ضريب تبديل انرژي متابوليسمي دريافتي
(کيلوکالري/گرم)
افزايش وزن (گرم)

3-13-1-6- پروتئين دريافتي
براي تعيين ميزان پروتئين دريافتي هر جوجه در هر واحد آزمايشي، در هر هفته و يا در طول دوره‌هاي پرورش از حاصل‌ضرب ميزان پروتئين جيره در خوراک مصرفي روزانه هر جوجه در هفته يا دوره مورد نظر، تقسيم بر صد استفاده شد.
3-13-1-7- ضريب تبديل پروتئين دريافتي
براي محاسبه ضريب تبديل پروتئين دريافتي هر جوجه در هر واحد آزمايشي، در هر هفته و يا در طول دوره‌هاي پرورش از نسبت بين پروتئين دريافتي روزانه هر جوجه در هفته يا دوره‌ مورد نظر بر افزايش وزن روزانه هر جوجه در همان هفته يا دوره، مطابق فرمول زير استفاده گرديد.

پروتئين دريافتي (گرم)

= ضريب تبديل پروتئين دريافتي

افزايش وزن (گرم)

3-13-1-8- وزن نهايي
وزن نهايي هر جوجه در هر واحد آزمايشي از طريق محاسبه ميانگين وزن جوجه‌هاي هر واحد آزمايشي در پايان دوره (42 روزگي) به‌دست آمد.
3-13-1-9- هزينه خوراک لازم به‌ازاي يك کيلوگرم افزايش وزن زنده
قيمت جيره (ريال)

= هزينه خوراک لازم به‌ازاي يك کيلوگرم
افزايش وزن زنده (ريال/کيلوگرم)
وزن نهايي جوجه- وزن جوجه يک روزه (كيلوگرم)

براي محاسبه هزينه خوراک لازم به‌ازاي يك کيلوگرم افزايش وزن زنده هر جوجه در هر واحد آزمايشي از رابطه زير استفاده شد:

قيمت جيره = ( مقدار خوراک مصرفي دوره آغازين به کيلوگرم× قيمت خوراک دوره آغازين) + ( مقدار خوراک مصرفي دوره پاياني به کيلوگرم × قيمت خوراک دوره پاياني)
3-13-1-10- شاخص توليد
وزن نهايي جوجه × ماندگاري

ضريب تبديل خوراك کل دوره × طول دوره پرورش
= شاخص توليد
10

براي محاسبه شاخص توليد هر واحد آزمايشي، از نسبت زير استفاده شد. هر اندازه که مقدار اين شاخص بزرگ‌تر باشد نشان‌دهنده نتايج اقتصادي بهتري است.

3-13-2- فراسنجه‌هاي اندازه‌گيري شده در تفکيک لاشه
در پايان دوره پرورش (42 روزگي)، پس از هشت ساعت گرسنگي از هر تکرار يک جوجه که داراي وزن نزديک‌تر به ميانگين وزن کل تکرار بود انتخاب و پس از ثبت وزن، ذبح و پَرکني شد. جوجه پَرکنده پس از جدا کردن سر و پاها تحت عنوان لاشه شکم‌پُر وزن شده؛ و بعد از خارج نمودن امعاء و احشاء لاشه مجدداً توزين شد که از اين وزن به‌عنوان وزن لاشه شکم خالي در تجزيه و تحليل آماري استفاده شد. برش‌هاي قسمت‌هاي مختلف لاشه بر اساس آئين کار برش‌هاي کامل لاشه مرغ تازه در ايران233 انجام گرديد.
براي محاسبه درصد لاشه خالص و درصد وزني هر يک از اجزاي لاشه از فرمول‌هاي زير استفاده شد:

100 ×
وزن لاشه شکم خالي (گرم)
= درصد لاشه خالص

وزن لاشه شکم‌پُر (گرم)

100 ×
وزن هر يک از اجزاي لاشه (گرم)
= درصد وزن نسبي هر يک از اجزاي لاشه

وزن پَرکنده (گرم)

بر اين اساس قسمت‌هاي مختلف لاشه مانند وزن زنده، وزن پَرکنده، وزن لاشه شکم‌پُر، وزن لاشه شکم‌خالي، درصد لاشه خالص، وزن سر، درصد وزن نسبي سر، وزن سينه، درصد وزن نسبي سينه، وزن ران‌ها، درصد وزن نسبي ران‌ها، وزن بال‌ها، درصد وزن نسبي بال‌ها، وزن چربي محوطه بطني، درصد وزن نسبي چربي محوط بطني، وزن لوزالمعده، درصد وزن نسبي لوزالمعده، وزن سنگدان، درصد وزن نسبي سنگدان، وزن ريه‌ها، درصد وزن نسبي ريه‌ها، وزن کبد، درصد وزن نسبي کبد، وزن قلب، درصد وزن نسبي قلب، وزن کليه‌ها، درصد وزن نسبي کليه‌ها، وزن طحال، درصد وزن نسبي طحال، وزن غدد تيموس، درصد وزن نسبي غدد تيموس، وزن بورس فابريسيوس، درصد وزن نسبي بورس فابريسيوس، وزن مغز، درصد وزن نسبي مغز، وزن بيضه‌ها، درصد وزن نسبي بيضه‌ها، وزن تيره پشت گردن، درصد وزن نسبي تيره پشت گردن، وزن گردن، درصد وزن نسبي گردن، وزن پيش‌معده، درصد وزن نسبي پيش‌معده، وزن چينه‌دان، درصد وزن نسبي چينه‌دان، وزن، طول، عرض و قطر دوازدهه، درصد وزن نسبي دوازدهه، وزن، طول، عرض و قطر ژژنوم، درصد وزن نسبي ژژنوم، وزن، طول، عرض و قطر ايلئوم، درصد وزن نسبي ايلئوم، وزن، طول، عرض و قطر کولون، درصد وزن نسبي کولون، وزن، طول، عرض و قطر روده کور راست، درصد وزن نسبي روده کور راست، وزن، طول، عرض و قطر روده کور چپ و درصد وزن نسبي روده کور چپ توسط ترازوي ديجيتال با دقت 001/0، کوليس ديجيتال و خط‌کش تحت توزين و اندازه‌گيري قرار گرفت.
3-13-3- اندازه‌گيري فراسنجه‌هاي خوني
در چهلمين روز پرورش جوجه‌هاي گوشتي، از هر واحد آزمايشي يک جوجه به‌طور تصادفي انتخاب و از محل وريد بال آنها خونگيري به‌عمل آمد. سپس نمونه‌هاي خون بلافاصله به آزمايشگاه جهت تعيين مقادير اسيد اوريک، کلسترول کل، تري‌گليسيريد، ليپوپروتئين با تراکم بسيارکم VLDL))، ليپوپروتئين با تراکم کم (LDL)، ليپوپروتئين با تراکم بالا ((HDL، نسبت ليپوپروتئين با تراکم کم به ليپوپروتئين با تراکم بالا (LDL/HDL)، آنزيم‌هاي کبدي‌ آلانين ترانس‌آميناز ((ALT و آسپارتات ترانس‌آميناز AST))، پروتئين کل، آلبومين وگلوبولين ارسال شد. براي اندازه‌گيري فراسنجه‌هاي خوني از کيت‌هاي تجاري انساني استفاده گرديد.
3-13-3-1- اندازه‌گيري اسيد اوريک
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج پانصد نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري اسيد اوريک موجود است. براي انجام آزمايش 25 ميکروليتر از نمونه سرم با يک ميلي‌ليتر معرف کاري (موجود در کيت) مخلوط شد و به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت. بعد از قرائت جذب نوري نمونه در طول موج پانصد نانومتر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر، نتيجه آزمايش بر اساس فرمول زير محاسبه شد.
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت اسيد اوريك نمونه (ميلي‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

3-13-3-2- اندازه‌گيري کلسترول کل
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت كلسترول كل نمونه (ميلي‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج پانصد نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري کلسترول موجود است. براي انجام آزمايش ده ميکروليتر از نمونه سرم با يک ميلي‌ليتر معرف کاري (موجود در کيت) مخلوط شد و به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت. بعد از قرائت جذب نوري نمونه در طول موج پانصد نانومتر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر، نتيجه آزمايش بر اساس فرمول زير محاسبه شد.

3-13-3-3- اندازه‌گيري تري‌گليسيريد
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج 505 نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري تري‌گليسيريد موجود است. براي انجام آزمايش ده ميکروليتر از نمونه سرم با يک ميلي‌ليتر معرف کاري (موجود در کيت) مخلوط شد و به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت. بعد از قرائت جذب نوري نمونه در طول موج 505 نانومتر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر، نتيجه آزمايش بر اساس فرمول زير محاسبه شد.
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت تري‌گليسيريد نمونه (ميلي‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

3-13-3-4- اندازه‌گيري ليپوپروتئين با تراکم بسيارکم
ليپوپروتئين با تراکم بسيار کم (VLDL)، از تقسيم مقدار تري‌گليسيريد نمونه بر عدد پنج به‌دست آمد و به‌صورت ميلي‌گرم در دسي‌ليتر گزارش شد.
3-13-3-5- اندازه‌گيري ليپوپروتئين با تراکم بالا
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج شش‌صد نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري HDL موجود است. براي انجام آزمايش ده ميکروليتر نمونه سرم به هزار ميکروليتر محلول شماره يک (موجود درکيت) افزوده شد. پس از مخلوط شدن به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت. جذب نوري نمونه با طول موج شش‌صد نانومتر توسط دستگاه اسپکتروفتومتر قرائت گرديد. سپس 250 ميکروليتر محلول شماره دو (موجود درکيت) به آن افزوده شد. پس از مخلوط شدن به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت. مجدداً جذب نوري نمونه قرائت شد و نتيجه آزمايش بر اساس فرمول زير محاسبه گرديد.
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت HDL نمونه (ميلي‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

3-13-3-6- اندازه‌گيري ليپوپروتئين با تراکم کم
براي اندازه‌گيري ليپوپروتئين با تراکم کم (LDL) از روش محاسباتي فريدوالد234 (فريدوالد و همکاران، 1972) استفاده شد که بر اساس فرمول زير مي‌باشد.

کلسترول کل- ليپوپروتئين با تراکم بسيار کم (VLDL)- ليپوپروتئين با تراکم بالا (HDL) = LDL

3-13-3-7- اندازه‌گيري آنزيم‌ کبدي آسپارتات ترانس‌آميناز235
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج‌هاي 334، 340 و 365 نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري AST موجود است. براي انجام آزمايش صد ميکروليتر نمونه سرم با هزار ميکروليتر محلول کار (موجود در کيت) مخلوط گرديد و به‌مدت يک دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد انکوبه شد. جذب نوري نمونه در فواصل يک، دو و سه دقيقه در طول موج‌هاي مورد اشاره قرائت شد و نتيجه به‌صورت زير محاسبه گرديد.
جذب نوري نمونه در دقيقه × 1780 334 نانومتر
جذب نوري نمونه در دقيقه × 1746 340 نانومتر
جذب نوري نمونه در دقيقه × 3235 365 نانومتر
مقدار اختلافات جذب نوري به‌دست آمده پس از دقايق يک، دو و سه با هم جمع شده و بر عدد سه تقسيم گرديده و در ضرايب مربوط در بالا ضرب شد.
3-13-3-8- اندازه‌گيري آنزيم کبدي آلانين ترانس‌آميناز236
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج‌هاي 334، 340 و 365 نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري ALT موجود است. براي انجام آزمايش صد ميکروليتر نمونه سرم با هزار ميکروليتر محلول کار (موجود در کيت) مخلوط گرديد و به‌مدت يک دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد انکوبه شد. جذب نوري نمونه در فواصل يک، دو و سه دقيقه در طول موج‌هاي مورد اشاره قرائت شد و نتيجه به‌صورت زير محاسبه گرديد.
جذب نوري نمونه در دقيقه × 3235 334 نانومتر
جذب نوري نمونه در دقيقه × 1746 340 نانومتر
جذب نوري نمونه در دقيقه × 1780 365 نانومتر
مقدار اختلافات جذب نوري به‌دست آمده پس از دقايق يک، دو و سه با هم جمع شده و بر عدد سه تقسيم گرديده و در ضرايب مربوط در بالا ضرب شد.
3-13-3-9- اندازه‌گيري پروتئين کل
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج‌ 546 نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري پروتئين کل موجود است. براي انجام آزمايش بيست ميکروليتر نمونه سرم با هزار ميکروليتر محلول مخلوط شده يک و دو (موجود در کيت)، مخلوط شد و به‌مدت پنج دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت و حداکثر طي شصت دقيقه، جذب نوري استاندارد و نمونه قرائت شد و نتيجه بر اساس فرمول زير محاسبه گرديد.
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت پروتئين كل نمونه (‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

3-13-3-10- اندازه‌گيري آلبومين
اين آزمايش به دستگاه اسپکتروفتومتر با طول موج‌ 546 نانومتر نياز دارد. تمام مواد لازم براي آزمايش به‌صورت کيت تجاري آلبومين موجود است. براي انجام آزمايش ده ميکروليتر نمونه سرم با هزار ميکروليتر معرف (موجود در کيت) مخلوط شد و به‌مدت ده دقيقه در دماي 37 درجه سانتي‌گراد قرار گرفت و حداکثر طي شصت دقيقه، جذب نوري استاندارد و نمونه قرائت شد و نتيجه بر اساس فرمول زير محاسبه گرديد.
جذب نوري نمونه
× غلظت استاندارد = غلظت آلبومين نمونه (‌گرم/ دسي‌ليتر)
جذب نوري استاندارد

3-13-3-11- اندازه‌گيري گلوبولين
مقدار گلوبولين از تفاضل پروتئين کل از آلبومين به‌دست آمد و به‌صورت گرم در دسي‌ليتر گزارش شد.
3-13-4- اندازه‌گيري پاسخ سيستم ايمني
در روزهاي مختلف دوره پرورش جوجه‌هاي گوشتي و بر اساس برنامه‌اي تدوين شده، خونگيري از جوجه‌ها به‌منظور سنجش عيار پادتن توليد شده عليه تزريق واکسن‌هاي ويروس نيوکاسل، آنفلوآنزا، برونشيت و تزريق محلول SRBC (هرکدام در دو نوبت به‌غير از واکسن برونشيت) انجام شد. براي تعيين عيار پادتن توليد شده عليه تزريق واکسن‌هاي ويروس نيوکاسل و آنفلوآنزا در آزمايشگاه از آزمايش HI، تعيين عيار پادتن توليد شده عليه تزريق واکسن ويروس برونشيت از آزمايش الايزا و جهت تعيين عيار پادتن توليدشده عليه محلول SRBC از آزمايش HA استفاده شد.
3-13-4-1- آزمايش HI
براي انجام آزمايش HI، ابتدا بايد آزمايش HA انجام گيرد. تفاوت‌هايي در روش انجام آزمايش HA و HI در بسياري از آزمايشگاه‌ها وجود دارد. روش مورد اشاره در صفحه بعد با استفاده از پليت‌هاي پلاستيکي ميکروتيتر V ‌شکل انجام ميشود که در پايان کار مقدار حجم در هر دو آزمايش 75 ميکروليتر خواهد بود. مواد مورد نياز براي اين آزمايش‌ها محلول بافر فسفات سالين237 (1/0 مولار) ايزوتونيک با 2/7-7=pH و گلبول‌هاي قرمز خون يک درصد جوجه است که براي تهيه آن بايد حداقل از سه جوجه عاري از پاتوژن238 خونگيري به‌عمل آيد (اگر جوجه‌هاي SPF در دسترس نباشد بايد از جوجه‌هايي خونگيري کرد که فاقد تيتر آنتي‌بادي نيوکاسل و آنفلوآنزا باشند).
3-13-4-2- روش انجام آزمايش HA
> 25 ميکروليتر PBS به هر خانه پليت ميکروتيتر اضافه شد
25 ميکروليتر آنتي‌ژن در خانه اول پليت ميکروتيتر ريخته و رقت سريالي تهيه شد (براي تهيه رقت سريالي، بعد از اضافه کردن 25 ميکروليتر به اولين خانه، محتويات آن را با سمپلر 2 تا 3 بار پُر و خالي کرده و سپس همين مقدار توسط سمپلر به خانه بعدي منتقل شد و اين کار را تا آخرين خانه ادامه داده و 25 ميکروليتر اضافي آخرين خانه، دور ريخته شد تا حجم همه خانه‌ها برابر شود)
25 ميکروليتر از PBS به همه خانه‌هاي پليت ميکروتيتر افزوده شد
25 ميکروليتر از محلول RBC يک درصد به همه خانه‌هاي پليت ميکروتيتر افزوده شد
به‌آرامي و با چند ضربه مواد پليت ميکروتيتر مخلوط شد و به‌مدت چهل دقيقه در دماي آزمايشگاه (بيست ‌درجه سانتي‌گراد) قرار گرفت
بالاترين رقتي از آنتي‌ژن که آگلوتيناسيون کامل را ايجاد کند واجد يک واحد HA (1 HAU) است. از آنتي‌ژن مورد استفاده، آنتي‌ژن چهار واحده (4 HAU) تهيه شد تا در آزمايش HI استفاده گردد.
3-13-4-3- روش انجام آزمايش HI
25 ميکروليتر از PBS به تمام خانه‌هاي پليت ميکروتيتر افزوده شد
25 ميکروليتر سرم خون به خانه اول پليت ميکروتيتر افزوده شده و رقت‌هاي سريالي تهيه شد
25 ميکروليتر از آنتي ژن واجد چهار واحد HA به همه خانه‌هاي پليت ميکروتيتر افزوده شد و به‌مدت سي دقيقه در دماي آزمايشگاه (بيست درجه سانتي‌گراد) قرار گرفت
25 ميکروليتر از گلبول قرمز يک درصد جوجه به تمام خانه‌هاي پليت ميکروتيتر افزوده شد و به مدت چهل دقيقه در دماي آزمايشگاه (بيست درجه سانتي‌گراد) يا يک ساعت در دماي چهار درجه سانتي‌گراد قرار گرفت
تيتر HI ، بالاترين رقتي از سرم است که مهار کامل آگلوتيناسيون را موجب شود (اوآي ائي239، 1996).
3-13-4-4- روش انجام آزمايش الايزا
روش الايزا به‌طور معمول براي اندازه‌گيري كمّي سطوح پروتئين استفاده مي‌شود و تفاوت‌هاي بسياري درباره اساس اين روش سنجش، وجود دارد. در ساده‌ترين شكل، پروتئين مورد سنجش240 به‌وسيله پيوندش به آنتيژن اختصاصي كه در پليت 96 خانه وجود دارند (اگر آناليت، آنتيبادي باشد) و يا اين‌كه با استفاده از آنتيبادي اختصاصي براي آناليت، گرفته ميشود. سپس آناليت گرفته شده با استفاده از آنتيبادي ثانويه كه يك آنزيم است و كونژوگه ناميده ميشود مورد شناسايي قرار ميگيرد. مرحله بعد افزودن سوبسترا به آنزيم است كه متناسب با وجود آنزيم باعث تغيير رنگ ميشود. چندين مرحله شستشو در بين مراحل انجام آزمايش الايزا وجود دارد كه واكنش‌هاي غير‌اختصاصي را حذف ميكند. بنابراين توسعه رنگ سوبسترا به‌طور مستقيم متناسب با مقدار آناليت موجود در نمونه است (رودني241، 2010).
روش الايزا بسيار اختصاصي، كمّي، تجديد‌‌‌پذير و آسان براي آناليز مقدار زيادي نمونه است و براي اندازه‌‌گيري دامنه وسيعي از پروتئين‌ها استفاده ميشود؛ بدين منظور كيت‌هاي الايزا به‌صورت تجاري در دسترس است. در تحقيق حاضر آزمايش الايزاي برونشيت با استفاده از کيت تجاري شرکت بايوچک و به‌صورت زير انجام شد:
نمونه سرم خون به‌نسبت يک به پانصد با محلول بافر (موجود در کيت) رقيق شد

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع زيتون، آنزيم،، دريافتي، تبديل Next Entries مقاله رایگان با موضوع زيتون، گوشتي، جوجه‌هاي، تبديل