مقاله رایگان با موضوع زمان پیامبر، اسرائیلیات، اسباب نزول، توانایی ها

دانلود پایان نامه ارشد

میتوان به میزان ارتباطات پیبرد که تا چه حد بوده است. به قطع در این ارتباطات، مراجعات و سوالات هم وجود خواهد داشت. در این گزارشِ تاریخی آمده است که عمر از کتابهای پیشین از کعب نقل کرده است. وقتی خلیفهی مسلمانان به این شیوه عمل کند از دیگر افراد چه توقعی می رود.
در گزارشهای تاریخی آمده است که روزی در خلافتِ عمر مردی با پاهای کج و دین مسیحیت به اسلام گروید؛ به محض اظهار اسلام عمر او را قاضی برای مسلمانان کرد.150
یکی از سنتهای معروف رسول الله( این است که حضرت، سهمیهی “مولفه قلوبهم”را که طبق دستور خداوند واجب شده بود، به آنها میپرداخت؛ ولی عمر، در دوران خلافتش این را از بودجهی بیت المال قطع کرد و در برابر نص لا یتغیر قرآن، اجتهاد نمود و گفت: ما را به شما هیچ نیازی نیست؛ چرا که خداوند اسلام را عزت بخشیده و از شما بی نیاز نموده است. این حکم در دوران ابوبکر نیز باطل شده بود.151
در حالیکه میخوانیم که سهمیهی “مولفه القلوب” سنت رسولخدا( بوده ولی خلیفهی دوم با ظاهر سازی و عوام فریبی، خلاف سنت رسولخدا( عمل کرد.
3-1-3-2-كعب الاحبار(32 ه ق)
كعببنماتعحميرى از خانوادهی ذىرعين يا ذىكلاع152بود. كنيه‌اش ابو اسحاق و«كعب الاحبار»153 لقب داشت. بر آيين يهود بود که اسلام آورد و راهی مدینه شد، سپس به شام رفت و در حمص ساكن شد. 154 او  ٧٢  سال پيش از هجرت، متولد شد و پس از رحلت پيامبر( در سالهاى اوّل خلافت عمر اسلام آورد و در زمان خلافت عثمان (سال  ٣٢ ) در گذشت. او  ١٠۴  سال عمر كرد. در مدت اقامتش در شام معاويه از او خوشش آمده و بر اين گمان بود كه او از دانش فراوانى برخوردار است و او را به عنوان يكى از مستشاران خويش برگزيد. معاويه در توصيف دانش كعب مى‌گويد:
كعب يكى از دانشمندان است. او دانش فراوان دارد و ما در حق او كوتاهى كرده‌ايم. 155
از جمله امورى كه بر کثرت علوم خيالى كعب دلالت دارد سخنى است كه كعب به قيسبنخرشهقيسى گفته است. كعب به او مى‌گويد:
يك وجب از زمين نيست مگر آنكه در تورات نوشته شده است بر روى آن وجب زمين، چه چيز وجود دارد و چه چيز از درون آن خواهد روييد؛ تا روز رستاخيز. در واقع مى‌خواهد بگويد كه او نيز همهی اين مطالب را مى‌داند. 156
معاويه اولين كسى بود كه به او دستور داد تا در سرزمين شام قصه بگويد. بنابراین كعب از نخستين كسانى به شمار مى‌رود كه اسرائيليات به وسيلهی او به درون اسلام رخنه كرد و به واسطهی او و ابنمنبّه و ديگر يهوديان و مسيحيانِ مسلمان شده، پاره‌اى از داستانهاى تلمود يعنى اسرائيليات به درون احاديث اسلامى راه يافت و از آن پس همواره بخشى از اخبار مربوط به تفسير و تاريخ مسلمانان را به خود اختصاص داد. اين كاهن يهودى براى اسلام آوردن خود دليل عجيبى را ساخته و پرداخته تا با اين سخنان در فكر و جان مسلمانان نفوذ كند. ابوريه علت اسلام آوردن کعبالاحبار را با سندى صحيح از سعيدبنمسيب نقل مى‌كند كه:
«روزى عباسبنعبدالمطلب به كعبالاحبار گفت: چه چيز تو را در زمان پيامبر ( يا ابو بكر از مسلمان شدن بازداشت که اكنون در خلافت عمر، اسلام را پذيرفتى؟ كعب گفت: پدرم نسخه‌اى از روى تورات نوشته بود. آن را به من داد و گفت: به اين نسخه عمل كن و بقيهی كتابهايش را در صندوقى نهاد و آن را مهر كرد و مرا به حق پدر بر فرزند سوگند داد كه اين مهر را نشكنم. اكنون كه ديدم اسلام گسترش يافته است و عيبى هم در آن نيست وجدانم به من گفت: نكند پدرت از تو علمى را پنهان داشته باشد؛ بهتر است مهر را بشكنى و كتابها را بخوانى. لذا مهر را شكستم و كتابها را خواندم. كه اوصاف حضرت محمد( و امت او را (در تورات) يافتم؛ لذا اكنون اسلام آوردم». 157
سوال ابنعباس سوالی است هوشمندانه که قید “خلافت عمر” در این سوال میتواند راهگشا باشد. ابنعباس در واقع با زبان کنایه از او میپرسد: ای کعب چه چیزی در دوران خلافت عمر عایدت میشد که در این زمان مسلمان شدی؟
ابنعباس سعی دارد به صورت غیر مستقیم سوالی که جوابی آشکار دارد را مطرح کرده و ذهن ها را درگیر این امر کند؛ که آنچه کعبالاحبار به دنبال آن است، گسترش افکار یهودی خود بود که در دوران پیامبر( و ابوبکر این مهم تأمین نمیشد، اما به سبب گرایشهای ویژهی عمر به تفکر یهود زمینهی تحقق این امر در دوران خلافت او به آسودگی فراهم شد؛ زیرا که عمردر زمان پیامبر( برای دستیابی به پاسخ سوالاتش، آمد و رفتهایی با اهل كتاب داشت، لذا همین امر استخدام اين گروه را كه بعداً مدعى اسلام شدند، آسان مینمود.
ابوریه به نقل از شمسالدینذهبى اضافه میکند در زمان دولت عمر، صحابه و دیگران از کعب اخذ حدیث کرده، و حتی برخی تابعان از وى نقل روایت مىكردند. کعب در حالی از دنیا رفت که شام و سایر بلاد اسلامى را با روایات و قصههاى خود كه از اخبار یهودیت استمداد مىگرفت، پركرده بود.158 باید گفت روایات فراوانی در اسباب نزول آیات و قصص تاریخی اهل سنت وارد شده، که صحابه سند این روایات از- علمای تازه مسلمان از جمله-کعبالاحباررا بدون استناد به پیامبر( نقل کردهاند.159
آیا همین امر نمیتواند دلیلی برای به ظاهر مسلمان شدن کعبالاحبار در دوران خلیفهی دوم باشد؟
در هر حال آنچه که مهم به نظر میرسد این است که علت اسلام آوردن کعبالاحبار نباید مسئله اصلی مورد نظر ابنعباس باشد، بلکه در این سوال نوعی کنایه دیده میشود گویاابنعباس با این سوال قصد فهماندن مطلبی را دارد؛ از آن جمله، آنچه که منجر به مسلمان شدن کعبالاحبار شده، جذابیت دین اسلام یا فهمیدن مفاهیم و حقایق ژرف قرآنی نبوده است؛ زیرا اگر چنین دلایلی داشت باید در زمان پیامبر( و یا حتی در زمان ابوبکر گزارشی از این علاقمندی او به ما میرسید.
به نظر عامل اسلام آوردن کعب آن هم در زمان عمر را باید در چیز دیگری جستجو کرد. چیزی شبیه به یک معامله فرهنگی و تبلیغاتی زیرا خلیفه، سابقهی ابراز علاقه به نگرش اهلکتاب را در شناسنامه خود دارد؛160 از طرفی خلیفه مسلمین است و مراجعه به اهلکتاب، دیگر در شأن خلیفه مسلمین نیست. لذا به نظر یکی از بهترین راهها برای پیگیری علاقمندیش، مسلمان کردن یکی از علمای اهلکتاب است تا با این کار، ظاهر امر بی اشکال باشد و کسی متوجه آنچه که در درون رخ میدهد، نشود. شخصیت فرصتطلبی چون کعبالاحبارنیز زمینه را مساعد برای گسترش تفکر خود دیده و تفکرات تحریف شده اهلکتاب را در پوستین اسلام به خورد مسلمانان میدهد. این چنین است که در جامعه مسلمین مواجه میشویم با افراد به ظاهر مسلمانی که افکار و اعتقادات یهودی و مسیحی دارند.
در مورد شخصیت کعبالاحبار اختلاف نظرهایی وجود دارد عدهای چون احمدامین، ابوریه و آقای معرفت او را دروغگو و کذاب معرفی میکنند و عدهای چون ذهبی، ابنحجر و نووی او را ثقه و قابل اعتماد می دانند. در ادامه سعی به بررسی اقوال این افراد داریم.
3-1-3-2-1-مخالفان وثاقت کعبالاحبار
همانطور که در گذشته اشاره کردیم، کعبالاحبار یکی از بازوان تنومند تکثیر اسرائیلیات در روایات اسلامی بوده است. او به سبب سابقه یهودی بودنش، زیر ذرهبین بسیاری از علما و پژوهشگران رفته و روایات منقول از او مورد نقادی این صاحبنظران شیعه و سنی قرار گرفته است. دانشمندانی از جمله ابوریه و احمدامین، از اهل سنت و علامه عسکری و آیت الله معرفت از میان شیعیان، نسبت به کعب دید مثبتی نداشته و وثاقت او را تأیید نمیکنند. چرا که غالب منقولات کعب از جمله مواردی است که اغلب با قرآن و با سنت پیامبر ( در تعارض است و البته گاهی با مسائل عقلی و بدیهی مخالف است که شک هر انسانی را در کذب بودنِ این منقولات به یقین تبدیل میکند. عمده نظر این بزرگان در اثبات عدم وثاقت کعب این است که محدثان اولیه از او روایتی ثبت نکردهاند، گویا به او اعتماد نداشتهاند و همین را دلیلی کافی بر عدم وثاقت کعبالاحبارمی دانند. دو دانشمند اهل سنت این بیاعتمادی به کعب را تا جایی پیش میبرند که او را متهم به دست داشتن در قتل خلیفه دوم کرده و دلایلی برای این اتهام ذکر میکنند که در ادامه تا حدی به آن اشاره خواهد شد.
به نظر میرسد قسمتی از اختلافات موجود در مورد وثاقت کعبالاحبارو حتی متهم شدن او به قتل -توسط ابوریه و احمدامین161-را این نقل طبری دامن میزند، آنجا که در کتاب خود روايت مى‌كند.

«كعب سه روز، پيش از كشته شدن عمر نزد وى آمد و به او گفت: براى خود جانشين معين كن چه اينكه تو در سه روز آينده خواهى مُرد». 162
احمد امين ذيل اين داستان اعتقاد قلبی خود مبنی بر دست داشتن کعب در قتل عمر را مطرح کرده و این را از توانایی های کعب در جعل و تزویر بر میشمارد که توانسته این توطئه را جزء اسرائیلیات درآورد.163
ابوريه هم موافقت خود را با احمدامین بیان میدارد و کعب را از فعالان نقشه قتل عمر دانسته و تردید کنندگان در این امر را عوام و ناآگاهان میداند.164
نظر این دو دانشمند قابل تأمل است به این معنا که مجموعه پیشگوییهای این دست نشاندهی یهودی عجیب است. گویا هرگاه قصد انجام یک کار عمده سیاسی داشته از حربهی پیشگویی نهایت بهره را میبرده است. در این خصوص در فصل چهارم ذیل پیشگوییهای کعب صحبت خواهد شد.
اما در این بین سوالاتی مطرح است که بیشتر توجه ما را به سمت اثبات نظریه ابوریه و احمدامین و کذب بودن این پیشگویی ها سوق داده و احتمال اینکه مجموعه این پیشگوییها نقشهای سیاسی باشد را بیشتر میکند. از آن جمله اینکه چرا وصف عمر در تورات آمده اما وصف قاتل او نیامده است؟ سوال جدی دیگر ما این است که اگر واقعا توطئهای درکار بوده چرا آنرا با عمر مطرح میکند در حالی که توطئه به قاعده باید مخفی باشد.
به نظر باید این پیشگویی عمر را با محوریترین صفت اخلاقی او واکاوی و قصد او را کسب یک موقعیت بزرگ در میان مسلمانان معرفی کرد؛ زیرا بسیاری از مسلمانان آن زمان بر این باور بودند که در تورات از همه چیز سخن به میان آمده است و کعبالاحبار نیز کسی است که در آنچه بیان میکند صادق است؛165 بنابرین جای هیچ شکی باقی نمیماند که او این مطالب را از تورات نقل میکند.
ادعای کعبالاحبار این است که در تورات همه چیز آماده است. اما باید دانست، کعبالاحبارمیراث اسرائیلی فراوانی برای مسلمانان نقل کرده که از حقیقت بودن آن آگاه نیستیم. تنها میدانیم در این توراتی که به دست ما رسیده است این مطالب وجود ندارد و باید کذب باشد.
اما از آنجا که خبری از تورات حقیقی در دست نیست تا مقایسه کنیم و صحت مطالب بر ما روشن شود؛ لذا صحبت کردن در این خصوص، چیزی جز اتلاف وقت نیست. به نظر مدافعان وثاقت کعب با طرح چنین شبههای- مبنی بر بودن تورات حقیقی در نزد کعب166- جلوی هر گونه استدلالی در این زمینه را میبندد. در واقع بهترین گزینه برای دفاع از کعب مطرح شده؛ به این معنا که آنچه او گفته در تورات حقیقی وجود دارد نه این تورات تحریف شده است.
با وجود چنین توجیهی باز هم یک راه برای اثبات کذب محض بودن سخنان کعب وجود دارد و آن سنجش روایات منقول از کعب با عقل است -زیرا خداوند خلاف عقل حرفی در کتاب خود نمیزند- از آنجایی که بسیاری از این روایات با عقل سازگاری ندارد دو فرض متصور خواهد بود:
اول آنکه کعب فردی کند ذهن بوده که با وجود مغایرت این اقوال با عقل، باز هم آنها را حقیقت فرض و بر منابر نقل کرده است.
دومین فرض اینکه او بر نادرست بودن اقوال خود اشراف کامل داشته، از نادانی شنوندگان برای رسیدن به اغراض خود بهره گرفته است.
امروزه به سهولت بسیاری از کتب اهلکتاب و داستانهای ایشان در دسترس همهی اهل تحقیق و پژوهش قرار دارد و می توانند به راحتی مواردی که از منابع اهلکتاب گرفته شده را از دیگر اقوال جدا کنند. در حالی که این امکانات در گذشتهها کمتر بود؛ از طرفی امر رسولاکرم( مبنی بر مخالفت167 با اهلکتاب و تأکید بر تحریف کتابهای ایشان دیگر رغبتی برای مطالعه این منابع باقی نمیگذاشت؛ سودجویان از این فضای ناآگاهیِ نسبی و آماده، برای ترویج عقاید خود بهره گرفتند.

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع عمربنخطاب، علامه طباطبایی، زمان پیامبر، عقل و دین Next Entries مقاله رایگان با موضوع تفسیر قرآن، تفسیر و تأویل، امیرالمومنین، شخصیت علمی