مقاله رایگان با موضوع روش بازار، انتخاب برند، تکنیک AHP، تکنیک TOPSIS

دانلود پایان نامه ارشد

نهایی
قیمت
0.237
تخفیف و زمان پرداخت
S11
0.389
0.0922

موقعیت جغرافیایی
S12
0.344
0.0816

فهرست قیمت های فروش
S13
0.267
0.0633
شهرت
0.194
سهم بازار
S21
0.390
0.0757

اعتبار و موقعیت تولید کننده
S22
0.178
0.0347

سابقه تجربه طولانی
S23
0.192
0.0373

تصور خریدار از فروشنده
S24
0.240
0.0466
کیفیت
0.134
دوام
S31
0.221
0.0295

استحکام
S32
0.293
0.0392

کیفیت مواد اولیه
S33
0.345
0.0461

کیفیت بسته بندی
S34
0.141
0.0189
وفاداری
0.121
خدمات پس از فروش
S41
0.348
0.0419

سهولت سفارش
S42
0.285
0.0343

تعهدات شرکت
S43
0.195
0.0235

طرز برخورد
S44
0.099
0.0119

توضیحات آموزشی
S45
0.074
0.0090
کالا یا محصول
0.112
اندازه
S51
0.366
0.0411

تنوع محصول
S52
0.274
0.0307

طراحی
S53
0.217
0.0244

ضمانت نامه
S54
0.143
0.0160
کانال توزیع
0.107
موجود بودن
S61
0.389
0.0414

محل پخش کالا
S62
0.269
0.0287

حمل و نقل
S63
0.184
0.0197

پوشش کالا
S64
0.157
0.0168
داخلی یا خارجی بودن
0.057
خارجی بودن
S71
0.377
0.0214

داخلی بودن
S72
0.342
0.0194

تحت لیسانس
S73
0.281
0.0159
ترویج
0.039
تبلیغات
S81
0.335
0.0130

روابط عمومی و عمومی سازی
S82
0.277
0.0107

بازاریابی مستقیم
S83
0.207
0.0080

فروشندگی شخصی
S84
0.101
0.0039

فروش ویژه
S85
0.080
0.0031

شکل (4 – 21) تعیین اولویت نهائی شاخص‌ها با تکنیک AHP
4-5 انتخاب برند برتر با تکنيک تاپسیس
برای تعیین بهترین راهکار توسعه اقتصادی از تکنیک تاپسیس استفاده شده است. تکنيک 57TOPSIS بوسيله هوانگ و يون58 به سال 1981 پيشنهاد شد. اين روش يکي از بهترين روش هاي تصميم‌گيري چند معياره براي انتخاب بهترين گزینه است. بهترين گزینه آن است که بيشترين فاصله را از عوامل منفي و کمترين فاصله را از عوامل مثبت داشته باشد. برندهای شناسائی شده عبارتند از: فومن شیمی، اینترباند، میتراپل، غفاری، هنکل و آکفیکس. در اين مطالعه از 32 شاخص براي تصميم‌گيري استفاده شده است و به اولويت‌بندي 6 برند پرداخته شده است.
4-5-1 انتخاب برند برتر در بخش‌های کم فروش بازار
گام اول: تشکیل ماتریس تصمیم
شاخص‌هاي اصلي (معيارها) و گزينه‌ها با استفاده از ادبیات پژوهش و مصاحبه‌های تخصصی شناسائي گرديده‌اند. بنابراين ماتريس امتيازدهي شاخص‌ها براساس معيارها (ماتریس تصمیم) تشکيل شده است. براي امتيازدهي شاخص‌ها براساس هر معيار از مقياسي نه درجه استفاده شده است. همانند روش‌های دیگر تصمیم‌گیری چندمعیاره در اولين مرحله، ماتريس تصميم گيري تشكيل مي‌شود. ماتریس تصمیم را با X و هر درایه آن را با xij نشان مي‌دهند. ماتريس تصميم در جدول ارائه شده است.
جدول (4 – 24) تشکیل ماتریس تصمیم
 
S11
S12
S13
S21
S22
S23
S24
S31
S32
S33
S34
S41
S42
S43
S44
S45
B1
5.11
4.11
6.00
5.44
4.56
6.44
5.11
5.33
5.00
5.56
6.33
4.22
5.56
5.33
3.67
4.67
B2
5.89
4.33
5.44
5.00
5.00
5.33
4.11
5.22
4.67
4.56
6.11
5.11
5.33
4.89
5.22
3.22
B3
5.11
4.44
4.67
5.00
5.89
4.67
4.33
5.00
5.33
4.67
5.22
4.44
3.89
3.67
5.44
4.56
B4
4.56
4.67
5.89
5.89
4.44
5.11
4.56
5.78
4.78
5.78
2.78
4.67
5.56
4.00
4.78
6.11
B5
4.11
4.56
5.11
5.22
5.44
5.56
5.22
3.78
5.11
6.56
4.56
4.89
5.56
5.33
4.56
4.78
B6
4.89
5.00
5.00
4.22
4.67
5.67
6.00
5.00
4.44
4.00
5.78
5.56
4.33
4.22
4.78
4.44
 
S51
S52
S53
S54
S61
S62
S63
S64
S71
S72
S73
S81
S82
S83
S84
S85
B1
6.33
5.44
4.22
6.22
5.33
5.00
6.44
4.78
4.89
4.22
5.22
5.44
5.78
4.89
5.33
5.56
B2
6.00
4.67
5.22
4.11
4.56
4.56
4.33
4.44
4.11
5.89
5.78
3.00
5.78
3.44
5.22
4.89
B3
5.11
5.78
5.56
4.33
4.22
6.00
4.67
3.33
5.56
5.33
4.33
5.22
5.11
5.56
4.78
3.56
B4
4.33
5.44
4.89
4.78
5.00
5.00
5.44
4.11
6.78
3.67
4.11
6.67
6.22
5.00
6.00
5.00
B5
3.22
3.78
4.44
5.67
5.56
5.67
5.00
5.67
5.78
5.22
5.67
5.11
4.56
5.11
5.56
4.89
B6
4.00
4.67
3.11
6.11
5.89
4.89
6.11
4.11
4.67
4.33
4.56
3.67
6.11
5.11
3.78
5.67

گام دوم: تهيه ماتريس بي‌مقايس شده
در گام دوم بي‌مقياس سازي ماتريس تصميم‌گيري با نورم صورت گرفته است. هر درايه ماتريس بي‌مقياس شده را با N و هر درايه آن را با نشان مي‌دهند. هر با تقسيم درايه متناظر در ماتريس اوليه بر جذر مجموع مربعات عناصر ستون متناظر و به‌صورت زير محاسبه مي‌شود:
n_ij= x_ij/√(∑_1^m▒x_ij^2 )

بنابراين برونداد تکنیک TOPSIS براي ماتريس بي‌مقياس شده N به صورت زير است:

جدول (4 – 25) ماتريس تصميم‌گيري بي‌مقياس شده به روش برداری
 
S11
S12
S13
S21
S22
S23
S24
S31
S32
S33
S34
S41
S42
S43
S44
S45
B1
0.42
0.37
0.46
0.43
0.37
0.48
0.42
0.43
0.42
0.43
0.49
0.36
0.45
0.47
0.31
0.40
B2
0.48
0.39
0.41
0.40
0.41
0.40
0.34
0.42
0.39
0.35
0.47
0.43
0.43
0.43
0.45
0.28
B3
0.42
0.40
0.35
0.40
0.48
0.35
0.36
0.40
0.44
0.36
0.40
0.38
0.31
0.32
0.47
0.40
B4
0.37
0.42
0.45
0.47
0.36
0.38
0.38
0.47
0.40
0.45
0.22
0.39
0.45
0.35
0.41
0.53
B5
0.34
0.41
0.39
0.41
0.44
0.41
0.43
0.31
0.43
0.51
0.35
0.41
0.45
0.47
0.39
0.41
B6
0.40
0.45
0.38
0.33
0.38
0.42
0.50
0.40
0.37
0.31
0.45
0.47
0.35
0.37
0.41
0.39
 
S51
S52
S53
S54
S61
S62
S63
S64
S71
S72
S73
S81
S82
S83
S84
S85
B1
0.52
0.44
0.37
0.48
0.42
0.39
0.49
0.44
0.37
0.36
0.43
0.44
0.42
0.41
0.42
0.46
B2
0.49
0.38
0.46
0.32
0.36
0.36
0.33
0.41
0.31
0.50
0.47
0.25
0.42
0.29
0.41
0.40
B3
0.42
0.47
0.49
0.34
0.34
0.47
0.35
0.30
0.42
0.45
0.35
0.43
0.37
0.46
0.38
0.29
B4
0.36
0.44
0.43
0.37
0.40
0.39
0.41
0.38
0.52
0.31
0.34
0.54
0.45
0.42
0.47
0.41
B5
0.27
0.31
0.39
0.44
0.44
0.44
0.38
0.52
0.44
0.44
0.46
0.42
0.33
0.43
0.44
0.40
B6
0.33
0.38
0.27
0.47
0.47
0.38
0.46
0.38
0.36
0.37
0.37
0.30
0.44
0.43
0.30
0.47

گام سوم: تهيه ماتريس بي‌مقايس موزون
در گام سوم بايد ماتريس بي‌مقياس (N) به ماتريس بي‌مقياس موزون (V) تبديل شود. براي بدست آوردن ماتريس بي‌مقياس موزون بايد اوزان شاخص‌ها را داشته باشيم. وزن هر يک از شاخص‌ها با استفاده از تکنيک AHP محاسبه شده است.
Wi 0.092 0.082 0.063 0.076 0.035 0.037 0.047 0.030 0.039 0.046 0.019 0.042 0.034 0.024 0.012 0.009 0.041 0.031 0.024 0.016 0.041 0.029 0.020 0.017 0.021 0.019 0.016 0.013 0.011 0.008 0.004 0.003
با توجه به اوزان محاسبه شده، ماتريس بي‌مقياس شده را در ماتريس مربعي (Wnxn) که عناصر قطر اصلي آن اوزان شاخص‌ها و ديگر عناصر آن صفر است ضرب مي‌کنيم. ماتريس حاصل را ماتريس بي‌مقياس شده موزون گويند و با V نشان داده مي‌شود. (مومني و شريفي، 1389 : 153)
V = N × Wnxn
نتيجه اين محاسبه در جدول خلاصه شده است:

جدول (4 – 26) ماتريس بي‌مقياس شده موزون
 
S11
S12
S13
S21
S22
S23
S24
S31
S32
S33
S34
S41
S42
S43
S44
S45
B1
0.039
0.030
0.029
0.033
0.013
0.018
0.020
0.013
0.016
0.020
0.009
0.015
0.015
0.011
0.004
0.004
B2
0.045
0.032
0.026
0.030
0.014
0.015
0.016
0.012
0.015
0.016
0.009
0.018
0.015
0.010
0.005
0.003
B3
0.039
0.033
0.022
0.030
0.017
0.013
0.017
0.012
0.017
0.017
0.008
0.016
0.011
0.008
0.006
0.004
B4
0.034
0.034
0.028
0.035
0.013
0.014
0.018
0.014
0.016
0.021
0.004
0.017
0.015
0.008
0.005
0.005
B5
0.031
0.034
0.025
0.031
0.015
0.015
0.020
0.009
0.017
0.023
0.007
0.017
0.015
0.011
0.005
0.004
B6
0.037
0.037
0.024
0.025
0.013
0.016
0.023
0.012
0.015
0.014
0.008
0.020
0.012
0.009
0.005
0.003
 
S51
S52
S53
S54
S61
S62
S63
S64
S71
S72
S73
S81
S82
S83
S84
S85
B1
0.021
0.014
0.009
0.008
0.018
0.011
0.010
0.007
0.008
0.007
0.007
0.006
0.005
0.003
0.002
0.001
B2
0.020
0.012
0.011
0.005
0.015
0.010
0.006
0.007
0.007
0.010
0.008
0.003
0.005
0.002
0.002
0.001
B3
0.017
0.014
0.012
0.005
0.014
0.014
0.007
0.005
0.009
0.009
0.006
0.006
0.004
0.004
0.001
0.001
B4
0.015
0.014
0.010
0.006
0.016
0.011
0.008
0.006
0.011
0.006
0.005
0.007
0.005
0.003
0.002
0.001
B5
0.011
0.009
0.010
0.007
0.018
0.013
0.007
0.009
0.009
0.009
0.007
0.005
0.004
0.003
0.002
0.001
B6
0.014
0.012
0.007
0.008
0.019
0.011
0.009
0.006
0.008
0.007
0.006
0.004
0.005
0.003
0.001
0.001

گام چهارم: محاسبه ايده‌آل‌هاي مثبت و منفي
در اين گام براي هر شاخص يک ايده‌آل مثبت (A+) و يک ايده‌آل منفي (A-) محاسبه مي‌شود. مقدار ايده آل مثبت و منفي براي اين موقعيت تصميم گيري به قرار زير است:
V+ 0.045 0.037 0.029 0.035 0.017 0.018 0.023 0.014 0.017 0.023 0.009 0.020 0.015 0.011 0.006 0.005 0.021 0.014 0.012 0.008 0.019 0.014 0.010 0.009 0.011 0.010 0.008 0.007 0.005 0.004 0.002 0.001
V- 0.031 0.030 0.022 0.025 0.013 0.013 0.016 0.009 0.015 0.014 0.004 0.015 0.011 0.008 0.004 0.003 0.011 0.009 0.007 0.005 0.014 0.010 0.006 0.005 0.007 0.006 0.005 0.003 0.004 0.002 0.001 0.001
گام پنجم: فاصله از ايده‌آل‌هاي مثبت و منفي و محاسبه راه‌حل ايده‌آل
در اين گام ميزان نزديکي نسبي هر گزينه به راه‌حل ايده‌آل حساب مي شود. فاصله اقلیدسی هر گزینه از ایده‌آل مثبت و منفی با فرمول زیر محاسبه خواهد شد:
d_i^+=√(∑_(j=1)^n▒(V_ij-V_j^+ )^2 )
d_i^-=√(∑_(j=1)^n▒(V_ij-V_j^- )^2 )
گام نهائی محاسبه راه‌حل ایده‌آل است. در این گام میزان نزدیکی نسبی هر گزینه به راه‌حل ایده‌آل حساب می‌شود. برای اینکار از فرمول زیر سود می‌بریم:
〖CL〗_i^*=(d_i^-)/(d_i^-+d_i^+ )
مقدار CL بين صفر و يک است. هرچه اين مقدار به يک نزديکتر باشد راه‌کار به جواب ايده‌آل نزديکتر است و راه‌کار بهتري مي‌باشد. اين مقادير در جدول آمده است:
جدول (4 – 27) مقادير CL محاسبه شده

D+
D-
CL
B1
0.014
0.022
0.614
B2
0.017
0.021
0.551
B3
0.019
0.016
0.459
B4
0.018
0.019
0.515
B5
0.021
0.017
0.451
B6
0.021
0.016
0.431

بنابراين با توجه به مقادير محاسبه شده مندرج در جدول مي‌توان نتيجه گرفت برند شماره یک در بخش‌های کم فروش بازار از بیشترین اولویت برخوردار است. برند شماره دو در جایگاه دوم قرار دارد و برند شماره شش در اولویت انتهایی است.

شکل (4 – 22) وضعیت اولویت هریک از برندهای مورد مطالعه
4-5-2 انتخاب برند برتر در بخش‌های پر فروش بازار
مانند قبل برای انتخاب برند برتر در بخش‌های پر فروش بازار ابتدا ماتریس تصمیم تشکیل شده است. سپس این ماتریس نرمال گردیده و با اوزان محاسبه شده برای بخش‌های پر فروش بازار با تکنیک AHP ماتریس نرمال موزون بدست آمده

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع سلسله‌مراتب، روش تحقیق، تکنیک AHP، تحلیل داده Next Entries مقاله رایگان با موضوع بازاریابی، انتخاب برند، روابط عمومی، سیستم های اطلاعاتی