مقاله رایگان با موضوع حکومت اموی، امیرالمومنین، خلفای راشدین، ناسخ و منسوخ

دانلود پایان نامه ارشد

تشکیلات یهودی مستقر در بیتالمقدس را با شکست روبرو کند. رهایی از این معضلِ پیچیده، بدون قانع کردن عقلانیت اسلامی ممکن نبود. مسلمانان از آرمانهای یهود بیزار بودند، زیرا آنان به شکلهای گوناگون بیتالمقدس را تقدیس میکردند و جایگاه دینی آن را والاتر از مسجدالحرام که قبلهی دلهای مسلمانان بود میدانستند».387
کعبالاحبار و یارانش در این مسیر از جعل روایات صرفنظر نکردند و تمام سعی خود را برای از بین بردن این بیزاری در دل مسلمانان به کار گرفتند. به تعدادی از آن در زیر اشاره میشود.
«روایت اول: کعب گفته است: یک روز در بیت المقدس به اندازه هزار روز، یک ماه در آن به اندازه هزار ماه و یک سال در آن به اندازه هزار سال است و هر که در آن از دنیا برود گویا در آسمان از دنیا رفته و هر که در اطراف آن از دنیا رود نیز گویا در خود آن از دنیا رفته است.
تقدیس مورد نظر در این روایت، سرزمین شام را که به گفته کعب، در اطرف بیت المقدس قرار دارد و بعدها قرار بود مرکز حکومت اموی باشد، نیز در بر میگیرد. این راویت، محدوده قلمرو اموی را که از دمشق تا فلسطین امتداد دارد، مشخص میکند.
روایت دوم: کعب گفت: خداوند عزوجل به بیت المقدس فرمود: در میان سرزمینهای من، تو بهشت و حرم برگزیدهی من هستی هر کس، در تو ساکن شود در رحمت من قرار دارد و هر کس از تو بیرون رود مورد خشم من قرار میگیرد.
او در تقدیس و تعظیم بیتالمقدس تا بدانجا پیش رفت که آن را برتر از بیتالحرام خواند.
روایت سوم: کعب گفت: قیامت بر پا نمیشود تا این که بیتالحرام، بیت المقدس را زیارت کند و آن گاه هر دو با اهل خود به سوی بهشت میروند.
این متن هر چند آشکارا بیانگر برتری بیتالمقدس نیست؛ ولی به گونهای به آن اشاره دارد، چرا که زیارت شونده در اینجا نسبت به زیارت کننده دارای فضیلت و برتری است و بر آن حق دارد. روایت چهارم بر این فضیلت دلالت دارد.
روایت چهارم: کعب گفت: عرضه (اعمال) و حسابرسی از بیتالمقدس آغاز میشود.
بنابراین تلاش کعبالاحبار تنها در راستای ترسیم قلمرو حکومت اموی در آینده است و می کوشد تا به آن مشروعیت و قداست بدهد. از سوی دیگر این روایات به رقابت سخت میان دو پایتخت مدعی در آینده یعنی کوفه و شام دامن میزند.
کوفه از همان ابتدای تأسیس، دارای قداست اسلامی بود در حالی که شام به عنوان منطقهای نصرانی شناخته میشد که بیشتر ساکنان آن غیر مسلمانان بودند. اختلاف میان دو جبههی درگیر، یعنی جبهه امام علی( به عنوان خلیفه و پیشوای مسلمانان و معاویه به عنوان یک کارگزار نافرمان و سرکش، دو پایتخت مدعی را بر آن میداشت که در پرتو متون دینی، خود را مقدس و با احترام نشان دهند و این همان چیزی بود که شام آن را در روایات کعب پیدا کرده بود».388
این گزارشها نشان از حرکت عمیق و ریشهدار این افراد برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده دارد. به همین سبب است که نظر احمدامین و ابوریه389 در خصوص دست داشتن کعب در قتل عمر را پذیرفتیم؛ زیرا به نظر این خُلقِ پیشگویی برای انجام یک امر مهم یکی از ترفندهای کعبالاحبار محسوب میشده است.
4-2-13-نمونه هایی از داستان سرائیهای کعبالاحبار
همانطور که در گذشته اشاره شد اهلکتاب با داشتن مجوز دیگر نیازی به معطل شدن نداشتند، بلکه در ساعاتی مقرر بعد از نماز یا هر فرصتی که مییافتند شروع به قصهسرایی میکردند، تا جایی که در زمان خلیفهی دوم و سوم این قصه سراییها به اوج خود میرسد.390 در زمان خلافت امیرالمومنین علی(، ایشان سعی در جمع کردن بساط این قصه سرایان داشتند؛ چناچه که آمده است:
امیر المومنین علی( پس از پذیرفتن خلافت، بدون درنگ، قصهپردازانی را که به نقل داستانهای دروغ پرداختند، از مسجد اخراج کرد و بازار آنان را تعطیل نمود. 391 علی( در برابر کعبالاحبار ایستاد و دروغ های وی را بر ملا ساخت. 392
آوردهاند که امام علی( وارد مسجد شد، در این هنگام قصهخوانی را دید که به پند اندرز مردم مشغول است. پرسید: چه خبر است؟ گفتند: مردی است که مردم را موعظه میکند. فرمود: مردم را موعظه نمیکند، بلکه میگوید: من فلانی پسر فلانیام، مرا بشناسید. آنگاه کسی را نزد او فرستاد و گفت: آیا ناسخ و منسوخ را باز میشناسی؟ گفت: نه فرمود: از مسجد ما خارج شو و پند و اندرز را رها کن.393
علی( هشدار داده بودند، کسی که داستان حضرت داوود( را به شیوه داستان سرایان روایت کند 160 تازیانه بر او می نوازم و این مقدار، حد ناروا بستن بر پیامبران است.394
امام علی( به صراحت در مورد برخورد با احبار یهود عمل کردند، از آن حضرت نقل شده است: هر کس نزد او نوشتهای (از اهلکتاب) وجود دارد، آن را از بین ببرد؛ زیرا امتهای پیشین به واسطهی پیروی از گفتههای عالمان خود و رها کردن کتاب خدا هلاک شدند.395
سوال اینجاست که آیا در دوران خلافت علی( که از صحابهی رسولاکرم ( محسوب میشود هنوز استقرار احکام صورت نگرفته بود؟ چگونه است که در زمان سه صحابهی حاکمِ قبلی، موافقان مراجعه به اهلکتاب، استقرار احکام را تشخیص داده و مراجعه به اهلکتاب را بدون مشکل فرض کردند، اما در زمان حضرت علی( که بعد از آن سه تن خلیفه میشود هم چنان بیم اختلاط باید مفروض باقی بماند.
آنچه اهل سنت داعیهدار آن هستند اجماع صحابه است، مغایرت رفتار خلیفهی چهارم با دو خلیفهی قبل چه پیغام جدیای را برای علمای اهل سنت به همراه دارد؟
آیا غیر از این است که استقرار احکام بهانهای بیش نیست برای توجیه عملکرد خلفای راشدین؟
نکتهی قابل توجه آنجاست که خلیفهی دوم از ترس آنکه مبادا حدیث پیامبر( با قرآن اشتباه گرفته شود شعار «حسبنا کتاب الله»396 را سر میدهد، و فرمان محو حدیث نبوی را از منبر خود صادر میکند، چگونه است که در قبال انتشار قصص اهلکتاب آن هم در این سطح وسیع و بدون ضابطه، خبری از ترس مقدس او نیست؟
در جایی دیگر گزارشی از عبداللهبنمسعود وجود دارد که به نزد کعبالاحبار میرود در حالی که عمربنخطاب در مجلس اوست، کعبالاحبار با زیرکی که از او سراغ داریم سوالی را از عمر میپرسد و پیرو سوالش داستانی را مطرح میکند.
عبداللهبنمسعود میگوید: من نزد کعبالاحبار بودم در حالیکه او نزد عمر بود، کعب گفت: ای امیرالمومنین! آیا به تو خبر دهم از عجیبترین چیزی که تا کنون در کتابهای انبیاء خواندهام؟ آن این است که یک روز هامه آمد سراغ حضرت سلیمان( و گفت سلام بر تو ای نبی خدا سلیمان( فرمود: سلام برتو این هامه به من بگو که چرا تو از زراعتها نمیخوری؟ گفت: ای نبی خدا برای آنکه آدم عصیان کرد به خاطر این زراعتها. حضرت سلیمان( گفت: چگونه است که آب نمیخوری؟ گفت: زیرا قوم نوح در این آب غرق شدن و به این علت من از این آب نمی نوشم. حضرت سلیمان(گفت: چگونه است که تو این آبادانی ها را ترک کردی و در خرابهها زندگی میکنی؟ گفت: زیرا خرابهها میراث خداوند هستند و من ساکن میراث خداوند شدم، خداوند در کتابش میفرماید: (كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعيشَتَها فَتِلْكَ مَساكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَنْ مِنْ بَعْدِهِمْ إِلاَّ قَليلاً وَ كُنَّا نَحْنُ الْوارِثينَ(397 سلیمان(میپرسد: چه خواهی گفت اگر بر بالای خرابهای بنشینی؟ هامه گفت: خواهم گفت کجا هستند کسانی که از دنیا بهره میبردند؟398
کعبالاحبار بدون مقدمه داستانی از کتابهای انبیاء را تعریف میکند، و با شگفتی می بینیم که در کتابهای انبیاء قبل، آیهای از قرآن وجود دارد. وجودِ آیهای از قرآن در کتابهای انبیاء قبل پیامی غیر از اثبات حرف کعب مبنی بر بودن همهی اخبار در کتب اهلکتاب را میتواند داشته باشد؟ (هر چند که ساختگی بودن این جریان قطعی به نظر میرسد. اما سکوت محققان اهل سنت درباره این مراجعات، بسیار سوال برانگیز است، چون به واقع بسیاری از آنان ساختگی بودن این جریانات را قبول ندارند.)
در جایی دیگر معاویه از کعب درخواست میکند که برای او حدیث بخواند و کعب به انتخاب خود داستان حضرت مریم را بیان کرده و در ادامهی داستان برای معاویه از محل “صخره” میپرسد و کعبالاحبار جواب معاویه را میدهد.
معاویه به کعب گفت: برای ما حدیث بگو کعب گفت: مایلی برای تو حدیث کنم از خداوند که چگونه خلق کرد “صخره” را بر روی درخت خرما و زیر آن درخت خرما مریم دختر عمران و آسیه همسر فرعون بودند، آنها گردنبدهای مروارید با رشتههای مروارید اهل بهشت را مرتب میکنند.
دنبال همین روایت آمده است که معاویه از کعبالاحبار در مورده صخره سوال کرد و کعب گفت: صخره بر روی درخت خرماست و درخت خرما بر روی نهری از انهار بهشت است و زیر آن درخت مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم هستند که رشتههای مروارید اهل بهشت را تنظیم میکنند تا روز قیامت. 399
عمر در بیتالمقدس دربارهی محل صخره از کعبالاحبار پرسید و او به تفصیل در این باره برای وی سخن گفت. 400
اما اینکه این صخره چه اهمیت دارد که این تازه مسلمانان با نقل روایات و داستانها قصد بزرگنمایی آن را دارند؟ در پژوهش معاصران شیعه چنین می خوانیم:
«حدیث نبوی توانست در درگیری تلخ میان جبههی حاکم اموی و جبهه مخالف علوی موجودیت خود را حفظ کند. در درگیری میان بنی امیه و آل زبیر در زمان حکومت عبدالملک بن مروان نیز حدیث نبوی مورد هجوم قرار گرفت. عبدالملک با مخالفتهای سیاسی سختی روبرو بود که در پرتو آن عبداللهبنزبیر توانست جبههی مخالف مسلحانهای تشکیل دهد و سرزمین مکّه را پایگاه نظامی خود قرار دهد و از حجاج بیعت بگیرد. عبدالملکبنمروان به خاطر ستمهای ابنزبیر و بیعت گرفتن اجباری او از حجاج، اهل شام را از رفتن به حج منع کرد و بیت المقدس را جایگزین بیت الله الحرام، و مسجد صخره را جایگزین کعبه ساخت و در همین راستا روایتی را به پیامبر ( نسبت داد:
« لا تشدّ الرحال الاّ الی ثلاثه مساجد: المسجد الحرام و مسجدی و مسجد بیت المقدس؛ یعقوبی در اینباره گفته است: عبدالملک اهل شام را از رفتن به حج باز داشت زیرا ابن زبیر از حجاج برای خود بیعت میگرفت؛ اما فریاد اعتراض مردم بلند شد و گفتند: چگونه ما را از حجی که خداوند بر ما واجب گردانیده است، منع میکنی؟ عبدالملک گفت: از ابنشهابزهری که برایتان حدیث میخواند، بپرسیدکه رسولخدا( فرمود: تنها به سوی سه مسجد بار سفر بسته میشود. مسجدالحرام و مسجد من (مسجدالنبی) و مسجد بیت المقدس»
اکنون مسجد بیتالمقدس برای شما به جای مسجدالحرام است و مسجد صخره- که نقل شده است رسولخدا ( وقتی به معراج رفت، بر آنجا قدم گذاشت – به جای کعبه است. او سپس بر روی مسجد صخره گنبدی ساخت و روی آن پردههای دیبا (ابریشم زربافت) آویزان کرد و خادمان و پرده دارانی برای آن گماشت و مردم را وادار کرد که بر گرد آن طواف کنند، همان گونه که بر گرد کعبه طواف میکردند. در طول دوران بنیامیه چنین عمل می شد.
در این مرحله، دیگر روایات سیاسی، تنها در موارد نزاع و درگیری به کار گرفته نشد، بلکه تلاش گردید دامنه آن به واجبات اسلامی کشیده شود تا بتواند در پرتو آن به نظام حاکم مشروعیت ببخشد و دست او را باز بگذارد تا واجبات اسلامی را به نفع خود تغییر دهد و درگیری سیاسی را به درگیری شدید اعتقادی تبدیل کند». 401
زمانی که هر کدام از روایاتِ عجیب اهلکتاب را میگشاییم، به خود خواهیها و سیاست محوریهای بیشتری از این افراد دست پیدا میکنیم که در ظاهرِ دینی جلوه و مردم ساده اندیش را دور خود جمع کرده است.
قصه سراییهای این قوم پایانی نداشت و برای غالب مفاهیم دینی که از قضا غالب آنها از اصول اعتقادی محسوب میشد قصهای سروده و برای مردم نقل میکردند.

خلاصه
در این فصل سعی بر جمعآوری شواهد مراجعات صحابه به اهلکتاب شده است و در ادامه بررسی و دسته بندی این شواهد بر اساس محتوای آنها صورت گرفته است. یافتههای ما از موطأ مالک، مسند احمد، صحاح سته در سه دسته قرار گرفت، سوالاتی حاوی حکم از اهلکتاب، سوالات تفسیری از اهلکتاب و سوالات صحابه از اهلکتاب، که عنوان دسته ها خود در

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع عمربنخطاب، امیرالمومنین، حکومت اموی، منابع تاریخی Next Entries مقاله رایگان با موضوع اجتماعی و سیاسی