مقاله رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی ادراک شده، نهادهای اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

عنوان یکی از عوامل پیش بینی کننده افسردگی در نظر گرفت. بطور کلی می توان گفت که فقدان روابط اجتماعی مثبت می تواند به حالت های روانشناختی منفی، نظیر اضطراب یا افسردگی منجر شود. همچنین حمایت اجتماعی خانواده، سلامت روانی افراد را پیش بینی می کند و اثرات مستقیمی بر میزان افسردگی دارد. جینا پیستولکا و همکاران براین باورند که حمایت اجتماعی می تواند بین استرس و افسردگی مانند یک سپر محافظ عمل کند (آلبو کردی و همکاران،1389).
حمایت اجتماعی عامل حفاظت کننده و اثرگذار بر شیوه های مقابله با استرس می باشد. هرچه حمایت اجتماعی بیشتر باشد استفاده از روش های مؤثر مقابله با استرس افزایش و استفاده از روش های غیر مؤثر کاهش می یابد. در مطالعه استرس و بررسی آثار ناشی از آن گفته می شود شیوه های مقابله با استرس در نوع پاسخ به آن مهمتر از ماهیت خود استرس است. هرچه در مواجهه با استرس شیوه های مناسب تری بکار گرفته شود آسیب ناشی از آن کمتر خواهد بود. این شیوه ها می تواند معطوف به برخورد مسؤلانه برای رفع مشکل، جلب حمایت اجتماعی و عاطفی دیگران، برخوردهای احساسی، انکار و فرار از مشکل یا پرخاشگری و بی قیدی یا پناه بردن به روش های غیر مفید و مضر باشد. شبکه حمایت اجتماعی، استرس، بخصوص استرس های شغلی را متأثر می کند. حمایت اجتماعی شامل موقعیت های مدبرانه است که سبب می شود مکانیسم های دفاعی مؤثری برای جلوگیری از آثار مخرب استرس توسط فرد بکار گرفته شود و وی را در مقابله با استرس های محیطی توانمندتر سازد (اکوچکیان و همکاران،1388).
2-11-1 تعریف حمایت اجتماعی
منبع اجتماعی است که افراد وجود آن را درک می کنند یا به طور واقعی به وسیله افراد غیرحرفه ای در گروه های حمایتی رسمی و غیر رسمی جهت کمک به روابط ارائه داده می شود (گاتلیب و همکاران، 2010).
توجه به عوامل اجتماعی مؤثر برسلامت روان اهمیت بسیاری دارد که یکی از مهمترین این عوامل ، میزان حمایت اجتماعی ادراک شده و یا دریافت شده توسط افراد می باشد. پژوهش های متعددی ثابت کرده اند که هر چه میزان حمایت اجتماعی افزایش یابد، سطح سلامتی نیز افزایش پیدا می کند و بلعکس . از این دیدگاه داشتن سلامتی مشروط به داشتن حمایت اجتماعی است. حمایت اجتماعی به انواع مختلفی تعریف شده است؛ زیرا زمینه های متفاوت و ابزارهای مختلفی برای ارزیابی آن بوجود آمده است.
کاسل(Cassel) حمایت اجتماعی را به عنوان یک همبستگی اجتماعی تعریف می کند.
کوب حمایت اجتماعی را به عنوان یک عامل محافظت کننده در مقابل استرس بیان می کند، به طوری که اثر قابل توجه ای بر روی سلامت و عملکرد اجتماعی دارد. وی بیان می کند که حمایت اجتماعی باعث می شود فرد احساس کند که مورد علاقه است، از وی مراقبت می شود؛ ارزش و احترام دارد و متعلق به یک شبکه از ارتباطات است ( حاجبی، 1388).
می توان حمایت اجتماعی به عنوان یک منبع فراهم شده توسط دیگران، به عنوان امکاناتی برای مقابله با استرس، یا یک مبادله ای از منابع تعریف نمود. برخی از پژوهشگران، حمایت اجتماعی را میزان برخورداری از محبت، همراهی، مراقبت، احترام، توجه و کمک دریافت شده توسط فرد از سوی افراد یا گروه های دیگری نظیر اعضای خانواده، دوستان و دیگران هم تعریف کرده اند.
برخی حمایت اجتماعی را واقعیتی اجتماعی و برخی دیگر، آن را ناشی از ادراک و تصور فرد می دانند. ساراسون(1988) حمایت اجتماعی را مفهومی چند بعدی می داند که هر دو بعد واقعی و تصوری را در بر می گیرد. در مجموع، شاید بتوان گفت که حمایت اجتماعی یعنی این احساس که شخص مورد توجه دیگران است و دیگران برای او ارزش قائلند و این که او به یک شبکه اجتماعی متعلق است (ریاحی و همکاران،1384).
2-11-2 حمایت اجتماعی ادراک شده50
مفهوم حمایت اجتماعی ادراک شده به حمایت از منظر ارزیابی شناختی فرد از محیط و روابطش با دیگران می نگرد. نظریه پردازان حمایت اجتماعی ادراک شده بر این امر اذعان دارند که تمام روابطی که فرد با دیگران دارد حمایت اجتماعی محسوب نمی شوند. به بیان دیگر روابط منبع حمایت اجتماعی نیستند، مگر آن که فرد آن ها را به عنوان منبعی در دسترس یا مناسب برای رفع نیاز خود ادراک کند. شواهدی در دست است مبنی بر اینکه گاهی کمک هایی که به فرد می شود نامناسب و بدموقع است یا اینکه خلاف میل خود فرد است، لذا نه خود حمایت که بیشتر ادراک فرد از حمایت است که مهم است. مقیاس های حمایت اجتماعی ادراک شده نیز بر روی ارزیابی شناختی فرد از محیطش و سطح اطمینان فرد به این که در صورت لزوم، کمک و حمایت در دسترس خواهد بود متمرکز هستند (قائدی،1387)
2-11-3 ابعاد حمایت اجتماعی
سارافینو با جمع بندی نظرات برخی از پژوهشگران به دسته بندی حمایت اجتماعی در پنج مقوله ی حمایت عاطفی، ارزشیابانه، ابزاری یا ملموس، اطلاعاتی و شبکه ای پرداخت.
درنتا51 و همکاران(2006) بر اساس طبقه بندی ویلز(1985) حمایت اجتماعی را به سه دسته عاطفی، ابزاری، اطلاعاتی تقسیم بندی کرده اند.
دیویسون و همکاران (1384) از حمایت اجتماعی ساختاری و کارکردی نام برده اند.
دفتر اروپایی سازمان جهانی بهداشت (1380) حمایت اجتماعی را در چهار مقوله عاطفی، اطلاعاتی، ابزاری و ارزشیابانه دسته بندی کرده است.
همچنین گاچل و همکاران (1377) در طبقه بندی حمایت اجتماعی به حمایت ارزشیابانه، اطلاعاتی، همراهی اجتماعی و ابزاری اشاره کرده اند. در مجموع، رایج ترین انواع حمایت اجتماعی که توسط پژوهشگران معرفی شده و در تحقیقات متعددی مورد بررسی قرار گرفته اند، شامل سه مقوله حمایت اجتماعی عاطفی، ابزاری و اطلاعاتی می باشد:
الف) حمایت اجتماعی عاطفی52 : حمایت عاطفی به معنی در دسترس داشتن فردی برای تکیه کردن و اعتماد داشتن به وی، به هنگام نیاز می باشد (درنتا و همکاران،2006). حمایت اجتماعی عاطفی در بردارنده احساس همدلی، مراقبت و توجه و علاقه نسبت به یک شخص است. این نوع از حمایت می تواند شخص را به داشتن احساس راحتی و آسایش، اطمینان، تعلق داشتن و مورد محبت قرار داشتن به هنگام فشار و تنش مجهز نماید (سارافینو،1988).
ب) حمایت اجتماعی ابزاری53 : حمایت ابزاری به کمک های مادی، عینی و واقعی دریافت شده توسط یک فرد از سوی دیگران اطلاق می گردد. این نوع حمایت به افراد کمک می کند تا نیازهای روزانه خود را تامین نماید و شامل عناصری از کمک های مادی و عینی نظیر قرض دادن پول، کمک کردن در نظافت منزل، جابجایی و حرکت دادن، حمام رفتن و رانندگی کردن است (درنتا و همکاران،2006).
ج) حمایت اجتماعی اطلاعاتی54 : بدست آوردن اطلاعات ضروری از طریق تعامل های اجتماعی با دیگران را حمایت اطلاعاتی تعریف کرده اند (گاچل و دیگران،1377). به عبارتی دیگر حمایت اطلاعاتی شامل دادن توصیه ها، جهت گیری ها، پیشنهادات یا برخوردها به یک فرد راجع به چگونگی عملکردش می باشد (سارافینو55،1988).
2-11-4 اندازه گیری حمایت اجتماعی
حمایت اجتماعی به پنج شیوه مختلف اندازه گیری می شود:
1- مشارکت در نهادهای اجتماعی 2- حمایت احساسی 3- نامزدهای انتخاباتی 4- ورود روزانه به سیستم پشتیبانی 5- اقدامات شبکه
اولی، بر روی مشارکت در نهادهای اجتماعی تکیه می کند. به عنوان مثال، عضویت در باشگاه و عضویت در کلیسا.
دوم، مربوط به حمایت احساسی است که در مورد وجود حمایت در نهادهای خاص سوالاتی می پرسد. مانند حمایت خانواده و دوستان.
سوم، کاندیدای انتخاباتی اشاره به مردمی داردکه ممکن است در شرایط مختلف حمایت اجتماعی ارائه دهند.
چهارمین روش مورد استفاده برای اندازه گیری حمایت اجتماعی آن است که پاسخ دهندگان بخواهند وارد سیستم حمایتی شوند.
سرانجام، پنجمین روش اندازه گیری حمایت، اقدامات شبکه است. از پاسخ دهندگان خواسته می شود که در شبکه اجتماعی شان افراد را تعیین کنند و با آن ها ارتباط برقرار نمایند (المی56 و همکاران، 2003).
2-11-5 اختلالات روانی ناشی از فقدان حمایت اجتماعی:
پژوهشگران مهمترین اختلالات روانی ناشی از کمبود یا فقدان حمایت اجتماعی را شامل، افسردگی، اضطراب، گوشه گیری و انزواطلبی، بی تفاوتی، ناامیدی، آشفتگی و اغتشاش ادراک، کاهش سرعت واکنش به محرک های محیطی، کاهش عزت نفس و ناتوانی در کنترل جریان جریانات زندگی می دانند (شفیعی،1373).
راتوس معتقد است که حمایت اجتماعی اثرات نا مطلوب فشار روانی را از پنج طریق، تعدیل و تضعیف می کند:
1- توجه عاطفی: شامل گوش دادن به مشکلات افراد و ابراز احساسات همدلی، مراقبت، فهم و قوت قلب دادن؛
2- یاری رساندن: یعنی ارائه حمایت و یاری، که به رفتار انطباقی و سازگارانه می انجامد؛
3- اطلاع رسانی: ارائه راهنمایی و توصیه جهت افزایش توانایی مقابله ای افراد با تنش ها و مشکلات؛
4- ارزیابی: ارائه بازخورد و پسخوراند از سوی دیگران در زمینه چگونگی عملکرد که می تواند منجر به تصحیح عملکرد شود؛
5- جامعه پذیری: دریافت حمایت اجتماعی معمولاً به واسطه جامعه پذیری به وجود می آید. و در نتیجه اثرات سودمندی به دنبال می آورد (بخشی پور رود سری و همکاران، 1384).
2-11-6 مدل های چگونگی تاثیر حمایت اجتماعی برسلامتی
در مجموع، برای تبیین و توضیح چگونگی تاثیر حمایت اجتماعی برسلامتی، دو مدل نظری مطرح گردیده است:
1) مدل تاثیر مستقیم57 یا تاثیر کلی حمایت اجتماعی
2) مدل تاثیر غیر مستقیم یا فرضیه ضربه گیر حمایت اجتماعی.
2-11-6-1 مدل تاثیر مستقیم یا تاثیر کلی حمایت اجتماعی
مطابق این مدل نظری، برخورداری از حمایت اجتماعی برای سلامتی مفید است. حمایت اجتماعی ، صرف نظر از این که فرد تحت تاثیر استرس و فشارهای روانی باشد یا نه، باعث می شود فرد از تجارب منفی زندگی پرهیز کند و این امر، اثرات سودمندی بر سلامتی دارد. اثرات سودمند حمایت اجتماعی برای سلامتی افراد، تحت شرایط و موقعیت ها پرتنش و یا آرام و کم استرس، یکسان و مشابه می باشند (سارافینو،1988). مدل تاثیر مستقیم حمایت اجتماعی، همچنین در قالب فرضیه دارایی ها- منافع مطرح شده است. طبق این فرضیه، فقدان حمایت اجتماعی، فی نفسه زیان آور و استرس زا است. راههای مختلفی وجود دارند که از طریق آن ها اثرات مستقیم حمایت اجتماعی، بر سلامتی افراد تاثیر می گذارند. برای مثال، افرادی که دارای سطوح بالاتری از حمایت اجتماعی هستند، ممکن است احساس تعلق و عزت نفس آن ها، بالاتر از کسانی باشد که دارای چنین مزیتی نیستند. این وضعیت، منجر به یک چشم انداز مثبت و خوشبینانه می گردد که می تواند صرف نظر از میزان استرس تجربه شده توسط افراد، برای سلامتی آن ها سودمند باشد.
2-11-6-2 مدل تاثیر غیر مستقیم58 یا فرضیه ضربه گیر
بر اساس این مدل ، حمایت اجتماعی صرفاً برای افرادی مفید و مؤثر است که تحت فشار روانی و استرس قرار دارند. در این حال، حمایت اجتماعی همانند سپری در مقابل ضربات ناشی از استرس ، عمل کرده و نقش تعدیل کننده آثار منفی حوادث استرس زا را بازی می کند. فقدان حمایت در این مدل، ضرورتاً استرس زا به حساب نمی آید، لذا تحت شرایط استرس بالا و حمایت کم، آسیب و پریشانی روانی افزایش می یابد، تحت شرایط استرس بالا و حمایت زیاد این کارکرد حفاظتی حمایت اجتماعی، تنها زمانی رخ می دهد که فرد با یک عامل تنش زای قوی روبرو می گردد. تحت شرایط و موقعیت های کم استرس، اثر ضربه گیری حمایت اجتماعی یا بسیار کم است یا اصلاً عمل نمی کند. اثر ضربه گیری حمایت اجتماعی، حداقل از دو روش عمل می کند؛ یک روش شامل فرایند ارزیابی شناختی است. دومین راهی که حمایت اجتماعی می تواند به عنوان سپری در مقابل اثرات استرس عمل کند، از طریق تعدیل کردن پاسخ های افراد به یک عامل تنش زا می باشد. برای مثال، افراد برخوردار از سطوح بالای حمایت اجتماعی، ممکن است فردی را بشناسند که بتواند راه حلی برای مشکل آنها ارائه کند، آن ها را متقاعد نماید که موقعیت بوجود آمده خیلی جدی و مشکل ساز نیست، آن ها را امید وار سازد که به نیمه پر لیوان فکر کنند. افرادی که از سطوح پایین تری از حمایت اجتماعی برخوردارند، به احتمال بسیار کمتری برخوردار از این مزایا و امتیازات می باشند، از این رو

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد عشق و محبت، روان شناختی، دلزدگی زناشویی، بهزیستی روان شناختی Next Entries منبع مقاله درمورد تفاوت های جنسیتی، دلزدگی زناشویی، فرسودگی زناشویی، هویت جنسی