مقاله رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، سلامت روان، روابط اجتماعی، پردازش اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

پولی تحت تاثیر قرار گیرند. گمان می رود که ارزیابی های منابع و تقاضا به طور مداوم در حین عملکرد مورد انگیزش اتفاق می افتد اگر چه ارزیابی های اولیه افراد می تواند در طول مدت زمان عملکرد ثابت باقی بماند (سیری، 2011).
منابع شامل مهارت ها، دانش و توانایی است و تقاضا شامل خطر می باشد. Blascorich(2008)، پیشنهاد داد که تعدادی از عوامل دو قطبی باید برای هر دو منابع و تقاضاها بکار برده شود. شامل خطر یا امنیت روانی و جسمی، تازگی/آشنایی، مهارت ها، دانش، توانایی و تلاش های مورد نیاز.
نظریه های روانشناختی نشان دادند که افراد و گروه های در معرض تهدید دارای سه وظیفه گسترده هستند:
حفظ و ارتقاء منافع شان 2- ایجاد و حفظ روابتشان 3- تایید و بیان هویت خود (هالوی و همکاران،2011).
به طور مثال بعضی ها تعارض را به عنوان عامل تهی و طاقت فرسا تجربه می کنند در حالیکه بعضی ها آن را به عنوان نیرو وتحرک تجربه می کنند. تعارض ها می تواند استرس زا و طاقت فرسا باشد. با این حال درگیری و تعارض ها می تواند فعال و نیرو دهنده نیز باشد. تعارض اغلب بخشی از فرایند آزمون و ارزیابی خود می باشد و همچنین ممکن است یک تجربه لذت بخش باشد. بطور کلی تعارض ها گاهی وقت ها ممکن است استرس ایجاد نمایند و گاهی وقت ها هم حیات بخش و تحریک کننده می باشند. تعارض هایی که روابط اجتمایی را تهدید می کند طاقت فرسا تر از تعارض هایی که هویت و منافع را تهدید می کنند، هستند زیرا اولی چالش را نسبت به دومی کمتر ارزیابی می کند (هالوی، 2011).
2-10-2 نظریه های ارزیابی
هنگام رویارویی با رویدادهای تنش زا مشکلات شناختی عمده ای ایجاد می شود. از جمله مشکل در تمرکز فکر، ناتوانی در نظم بخشی به افکار و در نتیجه نقص در عملکردهای روزمره به ویژه در تکالیف پیچیده. این اختلالات شناختی به این دلیل است که اولاً برانگیختگی هیجانی می تواند در کار پردازش اطلاعات اخلال ایجاد کند. به این ترتیب که هر چه در برخورد با فشارها بیشتر مضطرب شویم، دچار مشکلات شناختی بیشتری خواهیم شد. دوم اینکه افکار پراکنده ای که هنگام مواجهه با رویدادهای تنش زا از ذهن می گذرند، ایجاد کننده اختلالات شناختی می باشند. به این ترتیب درباره منابع احتمالی مقابله نگران شده و کمتر تامل می کنیم و در نتیجه خود را بخاطر نداشتن کارایی سرزنش می کنیم. اختلالات شناختی در دوره تنش، مردم را به طرزی انعطاف ناپذیر به سوی الگوهای رفتاری آَشنا می کشاند به طور مثال بعضی ها علی رغم این که الگوهای رفتاری کودکانه آن ها با شرایط ایجاد شده همخوانی ندارد، به این الگوها متوسل می شوند.
2-10-2-1 نظریه آرنولد42در باره ارزیابی
ارزیابی، برآورد کردن اهمیت شخصی یک رویداد است. تقریباً همه نظریه پردازان شناختی هیجان موافق این عقیده اند که هیجان ها بدون ارزیابی رویدادهای پیشایند ایجاد نمی شوند و این ارزیابی ها و تعبیرهای فرد از موقعیت ها و پیامد ها است که موجب هیجان می شود و نه خود رویداد و یا پیامد های آن رویداد. یکی از قدیمی ترین نظریه پردازان شناختی ، ماگدا آرنولد(1960،1970) است. او معتقد است ادراک یک رویداد موجب ارزیابی مثبت یا منفی از آن رویداد می شود، نحوه ارزیابی، هیجان ها را به وجود می آورد و نوع هیجان نحوه عمل ما را تحت تاثیر قرار می دهد. البته تاکید آرنولد در ازریابی رویدادها، بر ساختارهای سیستم لیمبیک مغز از جمله بادامه است. فعالیت سیستم لیمبیک برجلوه های صورت، واکنش های سیستم خودمختار و درون ریز وسیستم انگیختگی کلی، تاثیر می گذارد. او معتقد است هیجان ها از طریق تاثیر گذاری بر این سیستم های زیستی، موجب عمل می شوند. مغز محرک ها را با افزودن پردازش اطلاعات، انتظارات، خاطرات، عقاید، اهداف، قضاوت ها و انتساب ها بیشتر ارزیابی می کند. از نظر آرنولد ارزیابی مثبت و منفی از رویدادها، احساس دوست داشتن یا دوست نداشتن را که همان احساس هیجانی است در ما ایجاد می کند. این احساسات از این نظر اهمیت دارند که اثر انگیزشی به دنبال دارند. به این معنی که دوست داشتن، گرایش انگیزشی به سمت رویداد و موقعیت و دوست نداشتن، گرایش انگیزشی به دوری و اجتناب از آن رویداد را ایجاد می کند. همین حالات گرایش و اجتناب است که به هیجان ها نیروی جهت دار می دهد.
2-10-2-2 نظریه لازاروس درباره ارزیابی
رویکرد دیگری به ارزیابی وجود دارد که ارزیابی را به شکل پیچیده تری تبیین می کند. ریچارد لازاروس، مانند آرنولد برفرایندهای شناختی به عنوان میانجی میان رویدادهای مهم زندگی و شرایط محیطی با فعالیت های فیزیولوژیکی و رفتاری تاکید دارد. لازاروس ارزیابی های خوب و بد را بر اساس مفاهیم پیچیده تری بیان کرد. او بیان کرد که افراد هنگام مواجهه با رویدادهای مختلف به ارزیابی این نکته می پردازند که آیا این موقعیت با سلامتی آنها ارتباط دارد یا خیر. در حقیقت موقعیت ها و رویدادها در رابطه با هماهنگی شان با اهداف شخصی، سلامتی، وضعیت مالی، احترام و عزت نفس شخص مورد بررسی قرار می گیرند. به محض این که یکی از این پیامدها در معرض خطر باشد، رویدادهای معمولی به رویدادی مهم برای فرد تبدیل شده و واکنش های بعدی را به وجود می آورد. البته به عقیده او این ارزیابی ها به همین جا ختم نمی شوند بلکه افراد به پیش بینی توانایی های بالقوه خود برای کنار آمدن با موقعیت می پردازند. به این معنا که اگر این رویداد با هر یک از جنبه های سلامت جسمی و روانی فرد ارتباط داشته باشد، آیا او قادر به اداره کردن آن ها می باشد یا خیر. این پیش بینی اهمیت دارد چرا که پیش بینی نحوه و توان کنار آمدن، ارزیابی از موقعیت را تغییر داده و تغییر ارزیابی ها هیجان ها را تغییر می دهد. در حقیقت تصویری که لازاروس از هیجان ارائه می دهد همچون آرنولد تصویری انگیزشی است اما کمی پیچیده تر. به این معنا که انسان ها هنگام مواجهه با رویدادهای مختلف زندگی، انگیزه های شخصی را وارد موقعیت می کنند و سپس به ارزیابی آن می پردازند. از این رو لازاروس نظریه هیجان خود را نظریه شناختی- انگیزشی – رابطه ای می نامد. جنبه شناختی این نظریه به ارزیابی های فرد اشاره دارد. جنبه رابطه ای به ارتباطی که فرد میان آن رویداد با منافع و مضرات و تهدیدهایی که به دنبال دارد، برقرار می کند و جنبه انگیزشی به نتیجه حاصل از ارزیابی ها در رابطه با اهداف و سلامت خود مربوط می شود. در حالی که آرنولد برای ارزیابی، دو بعد اصلی (دوست داشتن و دوست نداشتن) قائل بود، لازاروس بردو بعد ارزیابی شامل ارزیابی نخستین و ثانویه تاکید بیشتری داشت. امروزه نظریه پردازان شناختی به دنبال این هستند که الگوی بی همتایی از ارزیابی های مرکب از جمله ارزیابی انتظار وقوع رویداد، مسوول بودن بر ای وقوع رویداد و هماهنگی رویداد با معیارهای فرد و جامعه را ارائه دهند. ارزیابی مرکب عبارت است از تعبیر معانی متعدد برای رویداد محیطی (چیت ساز ،1389).
2-10-3 سیر تحول نظریه های استرس
پژوهش هایی که نزدیک به یک قرن بر روی استرس انجام شده و نظریه هایی که ازآن ها استخراج شده است دیدگاههای مختلفی را درباره استرس مطرح می کنند که عبارتند از:
الف) نظریه سازگاری استرس ( هشدار، مقاومت، از پا در آمدن)
ب) نظریه محیطی استرس: بیرونی- درونی.
ج) نظریه تبادل استرس: درونی – بیرونی.
که ما در اینجا فقط به توضیح نظریه تبادل استرس می پردازیم.
این نظریه که توسط ریچارد لازاروس ارائه گردیده است الگوی تبادل43 (یا الگوی کنش متقابل44) نام دارد. این الگو چنین بیان می کند که استرس زمانی رخ می دهد که تعادل بین خواست ها و منابع به هم می خورد و تاکید می کند که این تعادل یا بی تعادلی ماهیتی پیش رونده دارد. به علاوه این مدل بیانگر تاثیر متقابل فرد بر محیط و محیط بر فرد است از این رو هر برخورد معینی که میان شخص و محیط رخ می دهد در بردارنده آثاری ضمنی یا در گیریهایی برای فرد و محیط خواهد بود. بنابراین الگوی لازاروس، نخستین مرحله فرایند استرس و مقابله با آن این است که فرد رویداد، وضعیت یا خواست معینی را که با آن روبرو شده است را از دو بعد اولیه و ثانویه ارزیابی می کند.
2-10-4 ارزیابی اولیه45
ارزیابی اولیه گویای آن است که رویداد یا وضعیت پیشامده ممکن است پیامد های ناخوشایند به بار آورد. بطور کلی ارزیابی اولیه خود به سه عامل ارزیابی به شرح زیر طبقه بندی می شود:
1- ارزیابی از آسیب وقتی صورت می گیرد که آن آسیب بالفعل شده باشد.
2- ارزیابی از تهدید به این معنی است که احتمال دارد در آینده آسیبی وارد شود.
3- ارزیابی چالش یا رویارویی با مشکل مطرح می کند این ارزیابی زمانی پیش می آید که فرد معتقد است به جای آنکه فقط در برابر پیامدهای منفی خود را حفظ کند می تواند با رویارویی با آن به نتیجه مثبتی برسد.
2-10-5 ارزیابی ثانویه46
ارزیابی ثانویه در پی ارزیابی اولیه می آید و عبارت است از این که فرد با امکان انتخابی که دارد می کوشد راه های ممکن برای برخورد با مشکل ( آسیب، تهدید، چالش) مشخص و انتخاب کند و در جای خود به کار برد. راه های انتخابی ممکن است درونی یا بیرونی باشند؛ یعنی یا راهی در پیش گرفته می شود که با استفاده از منابع در دسترس ممکن می شود، یا پاسخی است که فرد در برابر مشکل از خود نشان می دهد. در مقابله ای که با تکیه به منابع موجود صورت می گیرد امکانات مادی برای برطرف کردن مشکل ( مانند خطر بیکاری) ممکن است پولی باشد که از خویشاوندی قرض گرفته می شود. اما مقابله ای که به شکل پاسخ به مشکل صورت می گیرد مثلاً ممکن است این باشد که فرد در معرض بیکاری در پی یافتن کار دیگری برآید. براساس الگوی تبادلی یا کنش متقابل، آگاهی به این موضوع که برای مقابله با مشکل امکانات و منابعی وجود دارند که به موقع می توان روی آن ها حساب کرد در ارزیابی هایی که در آینده نسبت به رویداد یا وضعیت استرس زا می شود تأثیر بسزایی دارد (مارکانتونیو و همکاران،2008).
2-11 حمایت اجتماعی
روابط اجتماعی تقریباً در همه حال می تواند به عنوان سپری در مقابل حوادث و رویدادهای فشار آور عمل کند و شخص را در مقابل پیامدهای ناگوار مصون دارد و فقدان آن می تواند برای فرد اضطراب آور باشد و مشکلاتی را سبب شود. بنابر این حمایت اجتماعی در تقویت سلامت روانی و جسمانی نقش مستقیمی دارد، زیرا حمایت اجتماعی، روابط اجتماعی مهمی را در بر می گیرد و انزوا را کاهش می دهد، فرد احساس عزت نفس و ارزشمندی می کند. همچنین وجود سیستم حمایتی از تاثیرات استرس زا می کاهد (میر سمیعی،1387). حمایت اجتماعی می تواند با تاثیر روی خودپنداره و قابلیت فرد، میزان ادراک فرد را از یک عامل فشار زا تحت تاثیر قرار دهد. دی لانگ و همکاران (2004) نیز گزارش کرده اند که فعالیت های سازماندهی شده و حمایت از افراد در محیط کاری ممکن است اثرات منفی استرسورها را کاهش داده و موجب افزایش سلامت در آن ها گردد. در سال 2008 استرازدینز47 و بروم 48حمایت را به طور سودمند دانستند و بیان کردند که حمایت اجتماعی موجب سلامت روان افراد می شود. آنان در بررسی خود دو نوع حمایت تحت عنوان همدمی و همراهی و مفهوم سازی مشروط(موقت) را معرفی کرده اند. از نظر آن ها، نوع اول حمایت یعنی نگهداری و مراقبت از افراد، به وجود آوردن احساس شادی و ایجاد حس تعلق، موجب کاهش نشانه های افسردگی می شود و شرایطی ایجاد می کند که به سازگاری افراد با استرس کمک شود. بسیاری از پژوهشگران نظیرکسل (1976)، گانسترو و یکتور(1988) معتقدند افرادی که عضوی از یک شبکه اجتماعی گسترده هستند، آسیب کمتری از رویدادهای فشار آور دارند. در این رابطه عموماً عقیده بر این است که نظام های حمایتی و طبیعی موجود، از قبیل خانواده های گسترده، گروههای کار و اجتماعات موجب تسهیل راهبردهای مقابله ای توانبخشی می شوند. چنین فرض شده که حمایت اجتماعی به عنوان یک ضربه گیر یا میانجی بین فشارهای زندگی و وضع جسمانی عمل می کند. با افزایش حمایت اجتماعی میزان استرس در افراد کاهش می یابد (همتی راد،1387).
ویلز49 و کوهن بیان می کنند که حمایت اجتمایی پایین را می توان به

پایان نامه
Previous Entries منبع مقاله درمورد روان شناسی، بهزیستی روانشناختی، روان شناسی مثبت، روانشناسی Next Entries مقاله رایگان با موضوع حمایت اجتماعی، مقابله با استرس، حمایت اجتماعی ادراک شده، نهادهای اجتماعی