مقاله رایگان با موضوع حل و فصل اختلافات، سود مورد انتظار، توسل به زور، بهره بردار

دانلود پایان نامه ارشد

هاي بين المللي ناشي از وجود شرايطي است که قدرت هاي هژمونيک ايجاد مي کنند، اما به اين دليل که دولت ها منافع خود را در تداوم همکاري مي بينند و تداوم همکاري را منوط به تداوم رژيم ها مي دانند، حتي پس از زوال قدرت هژمون، رژيم ها و به تبع آن ها همکاري تداوم پيدا مي کند. اگر رژيم هاي بين المللي به عنوان مکانيسم همکاري بين دولت ها وجود داشته باشد، دولت ها اقدام به «اعتماد سازي» و «امنيت سازي» مي کنند. در اين زمينه، «جوزف ناي» به فراگيري هسته اي بين آمريکا و شوروي اشاره مي کند و توضيح مي دهد که چگونه اعتمادسازي از طريق ايجاد «خط سرخ» در تاريخ بيستم ژوئن 1963 و مکمل آن در سي ام سپتامبر 1971 به امنيت سازي و يادداشت تفاهم به برقراري ارتباط مستقيم انجاميد و در پي آن پيمان هاي سالت 1 و 2 و معاهده کاهش موشک هاي بالستيک ABM بين دو کشور منعقد شد. در همين زمينه گفته مي شود در بازي معماي زنداني، اگر رژيمي بين دو زنداني وجود داشته باشد و به هر دو زنداني اطمينان دهد که ديگري اعتراف ننموده است، همکاري بين دو زنداني صورت مي گيرد. هيچ کدام اعتراف نمي کنند و قاضي هم که مدرکي عليه آن ها ندارد ناگزير آن ها را آزاد مي کند؛ يعني اگر اطلاعات به هر دو زنداني برسد، همکاري انجام مي پذيرد. در واقع رژيم هاي بين المللي در نظام بين المللي اطلاعات را ارائه مي دهند و باعث مي شوند که دولت ها در منافع خود بازنگري کنند. اين در حالي است که رئاليست ها آن دو زنداني را در غياب رژيم مطرح مي کنند و به همين دليل است که همکاري بين دو زنداني آسيب پذير مي گردد.
2-4- 1- رئاليسم و همکاري بين المللي
اين نظريه که ريشه در انديشه و فلسفه مورخان و فيلسوفان مغرب زمين، مانند توسيديد، ماکياولي، و ‌هابز دارد، بعد از جنگ جهاني دوم به صورت منظم توسط ‌«هانس مورگنتا»  در حوزه روابط بين‌الملل ارائه شد. فلسفه بدبينانه ماکياولي و ‌هابز، انسان را موجودي شرور، خودخواه و منفعت‌طلب تعريف مي کرد که شرارت، پرخاش گري، خودپرستي و خشونت را در ذات خود دارد. رئاليست‌ها نيز  به همين نحو، انسان را بدذات مي دانستند که خشونت و منازعه در سرشت وي امري طبيعي و غريزي است. پس کشورها نيز چون انسان‌ها مهم ‌ترين دغدغه‌شان بقا و ادامه حيات است. کشورها حتي از افراد نيز بيشتر احساس ناامني مي کنند، چون در نظامي قرار دارند که فاقد هرگونه مرجع و اقتدار مرکزي مشروع است که از به کارگيري زور و خشونت جلوگيري کند. در چنين وضعيتي کشورها ارجحيتي بالاتر از امنيت و قدرت ندارند. در نتيجه قدرت‌طلبي امري طبيعي در روابط بين‌الملل است و تأمين آن حتي با توسل به زور و جنگ نيز جايز است. با تأکيد رئاليست ها بر وضعيتي شبيه به وضعيتي طبيعي در روابط بين الملل، اتکا بر سياست قدرت، بي اعتمادي و بي اعتقادي به ترتيبات نهادي براي همکاري بين المللي، عدم باور به امکان تغيير معنادار در روابط بين الملل، و تداوم جنگ در روابط ميان دولت ها، در وضعيت آنارشي حاکم بر روابط بين الملل کليه دولت ها بايد در پي کسب قدرت باشند، زيرا دولت ها تنها به وسيله قدرت مي توانند از خود محافظت کرده و رفاه اتباع خود را ارتقا بخشند. به عبارت ديگر به خاطر محروم بودن نظام سياسي بين المللي يا اجتماع دولت ها از وجود هرگونه مرجع مرکزي براي حل و فصل اختلافات و تخصيص منابع کمياب، اين به عهده يکايک اعضا است که براي کسب و حفظ هر آن چه مي توانند دست يازند و براي حفظ خود در مقابل تهديدات خارجي روي پاي خود بايستند.68 اعتقاد رئاليست به ناهماهنگي منافع در جهان، و تأکيد آنان بر منازعه آميز بودن روابط بين الملل، چشم انداز همکاري را در اين ديدگاه ضعيف نموده است. در زمينه تفکري رئاليسم، همکاري براي بهره مندي مشترک بسيار مشکل است، زيرا اعتماد وجود ندارد، افق هاي زماني محدودند و دولت ها نسبت به نيات آينده يکديگر نامطمئن هستند. از ديد رئاليست ها، ترس از استثمار شدن توان وابستگي متقابل را به برانگيختن همکاري و شکل گيري هويت جمعي محدود مي سازد. با افزايش وابستگي متقابل، کنش گران در مقابل يکديگر آسيب پذيرتر مي شوند و در نتيجه دليل عيني تري براي احساس عدم امنيت دارند. 69پس دو عامل عمده در چشم انداز رئاليست ها مانع همکاري مي شود: ملاحظات مربوط به دستاوردهاي نسبي و نگراني از فريب. در دنياي رئاليست ها، کشورها نگران تعادل قوا هستند و نه تنها در مورد امكان همكاري در ميان خود، بلكه از نحوه توزيع دستاوردهاي ناشي از همكاري به منزله مهم ترين موضوع نيز نگران اند. در حالي که تمام کشورها مايلند سود مطلق خود را به حداکثر برسانند ولي به اين نيز مي انديشند که در يک قرارداد، منفعت او بيشتر از ديگران باشد يا حداقل بدتر از ديگران نباشد. اگر سود نسبي مورد توجه قرار گيرد، کشورها بايد مراقب باشند که سود چگونه تقسيم مي شود و اين تلاش ها، همکاري را پيچيده مي کند. بايد يادآور شد كه مسائل مربوط به دستاوردهاي نسبي بيشتر در حوزهِ امنيت مطرح اند تا ديگر موارد. در نتيجه، همكاري امنيتي از همكاري در ديگر حوزه ها بسيار مشكل تر خواهد بود.70 استدلال ديگر به خدعه و فريب و در نتيجه، ترس دولت ها از درگير شدن در موضوع همكاري مربوط است. زيرا، در وضعيت آنارشي، در صورتي كه منافع اساسي كشورها مطرح باشد، اين امكان وجود دارد كه آن ها به خدعه و فريب متوسل شوند. اين گروه بر خطرهاي ناشي از فريب تأكيد مي كنند و نشان مي دهند كه اين موضوع، به ويژه در حوزه امنيت مانع از ايجاد همكاري خواهد بود.71 با اين وجود، همکاري از نظر رئاليست ها غيرممکن نيست. دولت ها تنها در صورتي دست به همکاري خواهند زد که اين سياست در خدمت منافع ملي – به منزله قدرت – آن ها باشد و اين کار قدرت ملي آن ها را افزايش دهد. مثلاً منطق توازن قدرت اغلب موجب مي شود کشورها عليه دشمنان مشترک، اتحادهايي تشکيل دهند و با هم همکاري نمايند. يا کشورها از جمله رقبا يا متحدين ممکن است براي حمله به يک کشور ثالث با يکديگر همکاري کنند. به علاوه ممکن است معاملاتي که بازتاب توزيع قدرت باشد انجام گيرد و نگراني هاي مربوط به فريب را مرتفع نمايد. قراردادهاي مختلف کنترل تسليحات که در دوران جنگ سرد به امضاي طرفين متخاصم رسيد، نشان دهنده اين موضوع است.72 اما همين همکاري ها نيز بسيار آسيب پذير و شکننده است و چنان چه شرايط ايجاب نمايد اين همکاري ها نيز ناپايدار خواهد شد. حتي دولت هايي که بر اساس احتمالات مي انديشند و نه امکان شکل گرفتن بدترين وضعيت، مزاياي همکاري را در بلندمدت کم مي دانند، و وابستگي خود را به ديگران به حداقل مي رسانند و دل نگران دستاوردهاي نسبي هستند.
2-4- 2- نورئاليسم و همکاري بين المللي
نورئاليسم تلاشي براي علمي کردن رئاليسم و هم چنين توجه به مسائل اقتصادي و ساختار بين الملل است. اگر چه نورئاليسم يک نظريه رئاليستي است که بسياري از مفروضه‌هاي رئاليسم کلاسيک مانند دولت محوري، قدرت‌محوري، يک پارچه و عاقل بودن دولت ها را قبول دارد، اما استدلال مي کند که علي‌رغم اعتقاد رئاليسم کلاسيک، ريشه جنگ و صلح در ساختار نظام بين ‌الملل نهفته است، نه سرشت انسان و ماهيت کشورها. نورئاليست ها معتقدند که نظام بين ‌الملل آنارشيک است. آنارشيک بودن نظام بين الملل به معناي نبود نظم و نسق و رفتار الگومند نيست، بلکه منظور نبود يک اقتدار مرکزي در نظام بين‌الملل است. آنارشي بين‌المللي پيامدهاي مهمي براي رفتار کشورها و روابط بين‌الملل دارد. به طور کلي، آنارشي سه الگوي رفتاري را براي کشورها در روابط بين‌الملل ايجاب مي کند:
اولاً، کشورها نسبت به يکديگر بي ‌اعتماد هستند و سوء ظن دارند. آن ها همواره از خطر بروز جنگ نگران هستند. اساس اين ترس، اين واقعيت است که در جهاني که کشورها قادرند به کشوري ديگر حمله کنند، آن ها براي حفظ بقاي خود حق دارند که نسبت به ديگران بي اعتماد باشند. علاوه بر اين، در نظامي که هيچ مرجع قانوني وجود ندارد که يک کشور تهديدشده براي کمک گرفتن به آن مراجعه کند، کشورها انگيزه بيشتري براي سوءظن مي يابند.
ثانياً، مهم‌ترين هدف کشورها در نظام بين‌الملل، تضمين بقا و ادامه حيات است. به کلام ديگر، چون نظام بين‌الملل خوديار است، هريک از کشورها بايد به تنهايي امنيت خود را تأمين کند و اتحادها و پيمان‌هاي نظامي اموري موقت و متغير هستند.
ثالثاً، کشورها در نظام بين‌الملل تلاش مي کنند قدرت نسبي خود را به حداکثر برسانند. دليل اين رفتار نيز ساده است. هر چه قدرت و مزيت نظامي يک کشور بر ديگران بيشتر باشد، ضريب امنيتي آن بيشتر و بالاتر خواهد بود.
نورئاليسم، ماهيت و امکان و احتمال همکاري‌ هاي بين‌المللي را نيز بر اساس ساختار آنارشيک بودن اين نظام تجزيه و تحليل مي کند. پيامدهاي آنارشيک بودن نظام بين الملل دو مانع را بر سر راه همکاري ‌هاي بين‌المللي ايجاد مي کند که دست يابي به آن را بسيار مشکل مي سازد: نخست اين که، بر اثر جو بي اعتمادي حاکم بر روابط بين‌الملل، کشورها از ترس استثمار شدن و فريب خوردن توسط شرکاي خود در آغاز و ادامه همکاري با کشورهاي ديگر محتاط هستند.
 دوم اين که، دولت‌ها از آن جا که در يک نظام غيرمتمرکز و خوديار قرار گرفته‌اند، ماهيتي تدافعي دارند و حتي در شرايطي که همکاري متضمن سود مطلق نيز مي‌باشد، محتاطانه عمل مي کنند. با وجود اين که دولت ها ممکن است از همکاري سود اقتصادي ببرند، اما عوايد اقتصادي تحت الشعاع منافع سياسي قرار مي گيرد. دولت ها همواره از چگونگي توزيع عوايد ناشي از همکاري نگرانند و از آن مي ترسند که ديگران بيشتر از آن ها از همکاري سود ببرند. بنابراين به رغم آن که ممکن است سود يا «دستاورد مطلق» ناشي از همکاري زياد باشد، اما براي آن ها آن چه اهميت بيشتري دارد «دستاورد نسبي»است که اگر به زيان آن ها باشد، مانع از همکاري يا تداوم آن خواهد شد. هيچ دولتي نمي خواهد طرف مقابل از رابطه و همکاري موجود بيشتر از خود او سود ببرد، زيرا در اين صورت در بلندمدت موازنه ميان آن ها به هم مي خورد و قدرت يکي نسبت به ديگري فزون مي يابد.73 «کنت والتز»به عنوان يکي از نظريه پردازان اصلي نورئاليسم به نقل از «ژان ژاک روسو»، «تمثيل شکار گوزن» را مطرح مي نمايد. بر اساس اين تمثيل، تعدادي شير گرسنه ممکن است براي شکار گوزن و سير کردن شکم خود با يک ديگر توافق نمايند، اما چنان چه يکي از شيرها در مسير شکار گوزن به يک خرگوش برخورد کند، ترجيح مي دهد به خرگوش براي سير کردن شکم خود اکتفا نمايد. بنابراين از اين منظر دولت ها در روابط خود با ديگر بازيگران، خودخواه هستند و صرفاً به منافع خود مي انديشند. در يك سيستم خودياري، هر واحد و كارگزاري سهمي از تلاش هايش از سيستم بين المللي را نه در راستاي پيش برد اهداف خود، بلكه براي فراهم آوردن ابزارهايي اختصاص مي دهد كه بتواند از خود در برابر ديگران حمايت و حفاظت كند. «كنت والتز» با مسلّم دانستن بهره مندي از سودهاي ناشي از همكاري بين دولت ها، معتقد است در شرايطي كه دولت ها با امكان همكاري براي رسيدن به سودهاي دوجانبه رو به رو مي شوند، دولت هايي كه احساس ناامني مي كنند، بايد بپرسند كه سودها چگونه تقسيم خواهند شد؟ آن ها نمي پرسند كه آيا هر دو سود مي بريم؟ بلكه مي گويند چه كسي بيشتر سود خواهد برد؟ اگر يك سود مورد انتظار تقسيم شود، ممكن است يك دولت، سود به دست نيامده را دست آويز قرار دهد و سياستي را براي تخريب و آسيب رساندن به ديگران اتخاذ كند. حتي اميد سودهاي مطلق فراوان براي دو طرف، به معناي همكاري مشخص دولت ها نيست؛ زيرا آن ها از بهره برداري طرف هاي مقابل از توانايي هاي جديد خود مي ترسند. بنابراين، شرايط ناامني – دست كم، عدم قطعيت و اطمينان دو طرف از مقاصد و اقدامات احتمالي آتي طرف ديگر- باعث مي شود تا همكاري صورت نگيرد. 74 دليل ديگر عدم همكاري دولت ها از نظر «والتز»، عبارت است از اين كه يك دولت نگران آن است كه تدريجاً و در فرآيند اقدامات همكاري جويانه و تبادل كالاها و خدمات، به دولت يا دولت هاي ديگر وابستگي پيدا كند؛ بنابراين، براي پرهيز از چنين وضعيتي، بيشتر به فكر

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع انواع ارتباطات، وابستگی متقابل، استفاده از زور، محدودیت ها Next Entries مقاله رایگان با موضوع مواد مخدر، سازمان ملل، حقوق بشر، سازمان ملل متحد