مقاله رایگان با موضوع جراحی زیبایی، اُمید به زندگی، عزت نفس، معنا درمانی

دانلود پایان نامه ارشد

گروهی به طور معناداری موجب افزایش اُمید به زندگی در مبتلایان به ویروس HIV گردید.
مهری نژاد و رجبی مقدم (1391)، به بررسی “اثر بخشی معنا درمانی برافزایش اُمید به زندگی معتادان به ترک کوتاه مدت پرداختند. یافته های پژوهش نشان داد بین پیش آزمون دو گروه تفاوت معناداری وجود ندارد. اما نتایج پس آزمون و پیگیری دو گروه تفاوت معناداری با یکدیگر و با پیش آزمون آن داشت. نتایج پس آزمون و پیگیری در گروه آزمایش نشان دهنده باقی ماندن اثر معنا درمانی با گذشت زمان بود.
شجاعیان، سومانی و مرادی (1392)، در پژوهشی با عنوان “اثر بخشی معنا درمانی گروهی بر افزایش اُمید به زندگی در مردان بازنشسته کانون بازنشستگان شهرستان ممسنی” پرداختند. که یافته ها نشان دادند معنا درمانی گروهی باعث افزایش معنادار اُمید به زندگی گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل (05/0=P) شد. همچنین پس از اجرای جلسات پیگیری با فاصله یک ماهه، سودمندی معنادار گروهی را نشان داد و نتایج تحقیق نشان داد که می توان از روش معنا درمانی گروهی به عنوان روشی مستقل و یا در کنار سایر درمان ها در جهت افزایش اُمید به زندگی استفاده کرد.
الیوت138 و همکاران (1991)،در تحقیقات خود که مبتنی بر تأثیرات اُمید در فرآیند بهبود جراحت نخاع بود به این نتیجه رسیدند که اُمید بالا با سازگاری و افسردگی کمتر و اُمید به زندگی بیشتر، رابطه دارد.
آیرونیک139 ، اشنایدر و کروسون (1998)، طی بررسی های خود که بر روی زنان مبتلا به سرطان انجام دادند نشان دادند که افرادی که دارای اُمید بالاتر هستنداُمید به زندگی بیشتری دارند و بهتر می توانند با بیماری خود کنار بیایند.
کلاسنر140 و همکاران (1998)، در پژوهشی که در مورد یک درمان گروهی بر بزرگسالان افسرده در جهت افزایش گذرگاه و عامل حاکی از آن است که نااُمیدی، اضطراب، افسردگی شرکت کنندگان به طور معنا داری کاهش یافته و میزان شادی به طور معناداری افزایش یافته است.
ولز141 (2005)، در پژوهش های خود طی بررسی مداخلات مبتنی بر اُمید برای بزرگسالان به این نتیجه رسید که درصد واریانس افسردگی توسط اُمید پائین تبیین می شود و بین اُمید و پیامدهای بهتر روان درمانی از جمله شادی رابطه وجود دارد.
شروین142 و همکاران (2006)، در پژوهش خود اشاره داشته اند که طی یک فرآیند اُمید درمانی مبتنی بر اُمید و میزان تفکر عامل، معنای زندگی و عزت نفس و سرزندگی افزایش می یابد و اضطراب و افسردگی کاهش می یابد.
2-2٧ جمع بندی پیشینه ی داخلی و خارجی درباره اُمید به زندگی:
پیشینه هایی که در این حوزه وجود داشت شامل طیفی از تحقیقاتی است که در زمینه رضایت از زندگی، افسردگی، معنای زندگی، شادکامی، رضایت شغلی و … می باشد که یافته های تحقیقات بیانگر رابطه عوامل مذکور با اُمید به زندگی بود.

2-٢٨ جراحی زیبایی:
توجه به ظاهر در چارچوب اجتماعی، امری بهنجار، پسندیده و حتی در حد متعادل نشان دهنده ی سلامت روانی است، اما در جوامع امروزی به علت تأکید بیش از حد شکل افراطی به خود گرفته است (براون143، 2001). جراحی زیبایی شامل انجام دادن کلیۀ جراحی های زیبایی صورت از جمله بینی، پلک، ابرو، گونه، پیشانی، گردن و زیبایی بدن است که ممکن است تقلیلی (مثل برداشتن چربی)، یا تقویتی (گذاشتن پروتز)، می باشد. به طور کلی منظور از عمل جراحی زیبایی، جراحی هایی است که بدون ضرورت پزشکی خاص و صرفاً به منظور زیبایی انجام می شود (کبیری، 1377). از آنجا که جراحی های زیبایی برای تغییر ظاهر افراد و افزایش خشنودی و بهبود اعتماد به نفس آنها انجام می شود، جراحی زیبایی را می توان پیامد یک اُلگوی روانشناختی معین دانست. در شرایط مطلوب این بیماران در صدد روان درمانی بر می آیند تا ماهیت حقیقی احساسات نوروتیک مبنی بر بی کفایتی خود را دریابند (کاپلان و سادوک، 2003).
جراحی زیبایی که جهت بهبود بخشیدن به ظاهر به کار گرفته می شود، تخصصی است که به ترمیم، نگهداری یا بهبود ظاهر فیزیکی فرد از طریق تکنیک های جراحی و پزشکی می پردازد و در دهه گذشته به طور چشمگیری افزایش یافته است (سوامی و همکاران144، 2007). بر اساس آمار منتشر شده در سال 2003 در آمریکا، پنج جراحی معمول و رایج زیبایی شامل: لیپوساکشن، افزایش و کاهش حجم سینه،جراحی پلک و جراحی بینی بوده است و تزریق بوتاکس، برداشتن مو با لیزر،میکرودرم ابریژن، پلینگ شیمیایی و تزریق کُلاژن هم به عنوان شایع ترین مداخلات زیبایی غیر جراحی مطرح شده است (انجمن جراحان پلاستیک آمریکا145، 2004).
جراحی های زیبایی یکی از شایع ترین اعمال جراحی در سطح جهان است و میزان متقاضیان آن، روز به روز افزایش می یابد. (موسوی زاده و همکاران، 1389). در کشور ما از حدود دهه 70 امروزه، تقاضا برای جراحی زیبایی 80% رشد داشته و این آمار در حال حاضر رو به افزایش است. جراحی زیبایی منحصر به طبقه مُرفه جامعه نیست و از هر طبقه اجتماعی افرادی وجود دارند که بخشی از صورت یا اندام خود را به تیغ جراحان زیبایی سپرده اند.
شکسپیر و کلی (1997)، جراحی زیبایی را چنین تعریف نمودند: یک نوع جراحی برای تغییر دادن ظاهر بدن، در غیاب بیماری، آسیب و جراحت یا بدشکلی مادرزادی و ارثی می تواند عاملی برای بهبود کیفیت زندگی باشد.
ارزشیابی های روانپزشکی بر روی کسانی که خواهان زیبایی بودند، نخستین بار در دهه های 1950-1940 گزارش شده و این گرارش ها بیشتر بازتاب دهنده گرایش های روانکاوی در روانپزشکی آمریکا بودند (هیل و سیلور146، 1950).
اسمیت و همکاران147 (2000)، دریافته اند که مردم، زیبایی ظاهری را با ویژگی های شخصیتی پسندیده همچون هوش، شایستگی، دلپذیر بودن و پذیرش اجتماعی ربط می دهند و این جراحی بیشتر برای از میان بردن ناخشنودی افراد از ظاهر خود و گاهی افزایش عزت نفس انجام می شود.عزت نفس پائین و تصویر بدنی منفی معمولاً استرس هایی را برای افراد به دنبال دارد که فرد برای غلبه بر آنها راهبردهای مقابله ای خاصی را به کار می گیرد. ویژگی های شخصیتی برای راهبردهایی که فرد در مقابله با استرس های زندگی از آنها استفاده می کند، تأثیر می گذارد (بشارت، 1386).
جراحی زیبایی اغلب با توصیفات منفی از ظاهر بدنی همراه می باشد. پژوهش ها نشان داده اند که عوامل مؤثر در گرایش به جراحی زیبایی شامل نارضایتی از ظاهر، کسب ظاهر آرمانی و ایده آل جنسیت، شریک عشقی و تصویر بدنی مناسب می باشد (سوامی، 2009، موسوی زاده و همکاران، 1389). افزون بر این در این پژوهش مشخص شد که که یکی از بهترین عوامل برا نگیزاننده برای جراحی زیبایی، سطح تحصیلات فرد می باشد نه سطح درآمد؛ به گونه ای که سطح تحصیلات افراد متقاضی جراحی زیبایی از میانگین سطح تحیلات زن ایرانی، بسیار بالاتر بوده واغلب متقاضیان تحصیلات دانشگاهی داشتند (طوسی، باریک بین، اعرابی و ساعتی، 1386).
هدف اصلی جراحی زیبایی بهبود ظاهری فرد است که دارای ظاهری بهنجار باشد. زمانی که انسان ها در می یابند که خصوصیات فیزیکی آنها مطابق با هنجاره نیست، ممکن است دچار رنجش شده و جراحی را به عنوان راه حل نهایی در نظر بگیرند (هیل هورست148، 2002). جراحی زیبایی اکنون تبدیل به یک عامل فریبنده و وسیله ای برای تجمل گرایی افراد مختلف شده است و این امر سبب پایه ریزی انتظارات غیرواقعی در افراد و مخدوش شدن حقایق در مورد ماهیت واقعی آنان گردیده است (پیرل و وستون149 ،2003).
براساس نظریه ی شناختی _ رفتاری، میزان درجه ی ارزیابی افراد از ظاهر خود بستگی به طرحواره هایشان در رابطه با ظاهر داشته است ( یوسفی، 1390).
طرحواره های مربوط به تصویر بدنی، به عنوان الگوهای شناختی برای ارزیابی ظاهر فرد و هیجانات مربوط به تصویر از بدن به کار رفته است. حس نا زیبا بودن و اقدام به جراحی زیبایی بیشتر متأثر از ذهن افراد بوده و باورها نقش عمده یی در ایجاد آن دارند، طوریکه افراد با باورهای غیرمنطقی مانند احساس کهتری معمولاً احساس عزت نفس پائینی دارند (آقاخانی، 1391).
افراد از انجام جراحی زیبایی اهداف متعددی را مانند: رسیدن به جهره ی جذاب تر، بهبود بخشیدن به وضع ظاهری، کسب موفقیت در تشکیل زندگی زناشویی، به دست آوردن اعتماد به نفس بیشتر در برخوردهای اجتماعی، جلب رضایت خانواده و دوستان را دنبال می کنند.
جراحی پلاستیک عموماً به دو طبقه عمده تقسیم می شود: بازسازی و زیبایی. جراحی های مرتبط با بازسازی و زیبایی. جراحی های مُرتبط با بازسازس برای ایجاد عملکرد بهنجار جسمانی و اجتماعی در افراد ضروری اند. بسیاری از جراحی های پلاستیک به این افراد کمک می کنند تا از شر نقایص جسمانی خود خلاص شوند و کیفیت زندگی اجتماعی شان را بهبود ببخشند. اما جراحی های زیبایی اغلب به دلیل نارضایتی افراد از نقص های جزئی و تخیلی در ظاهرشان انجام می گیرد و معمولاً ریشه در مشکلات روانشناختی دارد (فردریک150 ،2007).
مطالعات نشان داده است که جراحی زیبایی، اثر مثبت و قابل توجهی در اعتماد به نفس، رضایت از خود، هویت خود جسمی، خود خانوادگی و خود اجتماعی دارد. بدن افراد از تجربه های اجتماعی، به خصوص از هنجارها و ارزش هایی که به آن تعلق دارد، تأثیر می پذیرد (گیدنز، به نقل از چاوشیان، 1391).
سارور و کرند (2004)، جراحی زیبایی را به عنوان وسیله ای برای بهبود ظاهر فیزیکی سلامت روانی گزارش کردند. عطایی و همکاران (1390)، گزارش نمودند که در ایران جراحی زیبایی تبدیل به مُد گشته و انجام آن تعیین کننده جایگاه های اجتماعی به حساب می آید.
پروزینسکی و ادگرتون151 بر این باورند که در واقع جراحی زیبایی، جراحی زیبایی تصویر بدنی است و با بهبود بخشیدن به بدن توسط جراحی، بهبود روان شناختی صورت می پذیرد (سارور و وادن152، 1998).
در واقع مؤلفه های روان شناختی در تقاضای عمل جراحی زیبایی و هم چنین در پیش آگهی و رضایت پس از عمل نقش مؤثری دارند. بعضی پژوهشگران بر این باورند که قسمت عمده ای از عزت نفس افرادی که برای عمل جراحی زیبایی اقدام می کنند، به ظاهر بدنی آنها وابسته است و بنابراین برای افزایش عزت نفس خود به دنبال تغییر به وسیله جراحی می روند. در حالی که دیگر پژوهشگران این افراد را از نظر روان شناختی به طور کامل سالم می دانند که برای بهتر کردن ظاهر خود انگیزۀ بالایی دارند (دیوید ول153، 2010).
تحقیق انجام شده به وسیله دکتر محمو کیوان آرا با عنوان “قشربندی اجتماعی و اصلاح بدن؛ جراحی زیبایی به مثابه نماد پایگاه اجتماعی” بر این موضوع تأکید دارد که رفتارهایی چون انجام جراحی زیبایی، به یکی از کنش های شایع در میان افراد تبدیل شده است و بدن و زیبایی و جذابیت متجسم در آن در مناسبات اجتماعی نوین به عنوان سرمایه جسمانی قابل تبدیل به انواع دیگر سرمایه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است (کیوان آرا، ربانی، ژیان پور، 1389).
پورآقاجان و همکاران دریافتند که سطوح تحول من (Ego Development) یا به عبارتی سطح ارتباط با واقعیت کنترل و تنظیم کشاننده های درونی و پختگی من، در متقاضیان جراحی های زیبایی نسبت به غیر متقاضیان پائین تر می باشد و از آنجایی که می توان نقش (من) در مواجهه با عوامل تهدید کننده را همچون نقش سیستم ایمنی بدن در برابر عوامل آسیب را در نظر گرفت، این نتیجه گیری منطقی است که بالاتر بودن سطح تحول من، قابلیت های رشد یافته تر حل تعارض و مقابله های منطقی تر را در جمعیت غیر متقاضی رقم می زند.

2-٢۹ پیشینه تحقیق:
بهزادیان نژاد (1384)، در تحقیقی با عنوان “فرهنگ زیبایی با تأکید بر جراحی پلاستیک” پرداخت. وچنین نتیجه گیری نمود که مهمترین عامل گرایش افراد به جراحی زیبایی را کسب اعتماد به نفس می داند.
ابراهیمی (1385)، در تحقیقی به بررسی “الگوهای شخصیتی افراد داوطلب جراحی زیبایی” روی نمونه 100 نفری از داوطلبان جراحی زیبایی پرداخت. نتیجه نشان داد بین علائم روان شناختی و تقاضای جراحی زیبایی رابطه وجود دارد.
فرزانه (1385)، در تحقیقی به بررسی “عوامل مؤثر در جراحی زیبایی” پرداخت. و نتیجه گیری نمود که زنان دارای نگاه متفاوتی به جراحی زیبایی بوده و این را از

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع اُمید به زندگی، کیفیت زندگی، آموزش گروهی، معنا درمانی Next Entries مقاله رایگان با موضوع جراحی زیبایی، عزت نفس، تصویر بدنی، اختلالات شخصیت