مقاله رایگان با موضوع جبران خسارت، مجازات اسلامی، قانون مجازات، قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

مستقیم .
هر نوع آسیب و ضربه مستقیم به زبان و ایجاد قطع زبان از نوع آسیب های مستقیم خواهد بود . به طور مثال اگر شخص جانی ، قصد قطع زبان شخص مجنی علیه را بنماید و این کار را به صورت مستقیم یعنی با یک وسیله ای و یا با دست زبان شخصی را قطع کند آسیب مستقیم گویند .
و هر نوع آسیبی به صورت غیر مستقیم مانند از بین رفتن حس چشایی جزء آسیب های غیر مستقیم خواهد بود . البته امکان دارد که ضربه ای به سر وارد شود و باعث قطع شدن زبان شود که در این صورت چون قطع زبان عمدی نبوده طبق تعاریفی که در قصاص شد ، قصاص ثابت نمی شود .
طبق ماده 611 قانون مجازات اسلامی قطع و یا از بین بردن تمام زبان گویا موجب دیه کامل است . در این ماده ما تعریفی از خسارت های وارده بر زبان را نمی بینم اما می توان حدث زد از اینکه وقتی قانونگذار اشاره به قطع و یا از بین بردن تمان زبان گویا داشته است پس فرقی بین نحوه این کار که به چه صورت این زبان قطع شده است نداریم .
حال سوال این است این قطع زبان آیا به صورت فیزیکی مراد قانونگذار بوده است و یا نه اگر بخش عظیمی از زبان قطع شود و تکلم هنوز وجود داشته باشد باز می توان گفت که زبان را به طور کامل قطع کرده است .
سوال دیگر آنکه وقتی قانونگذار منظورش از بین بردن تمام زبان بوده آیا کارایی و عملکرد زبان را ملاک قرارداده یا از بین بردن به معنای قطع کردن است . اگر به معنای قطع کردن است می توان گفت که قانونگذار در اینجا اشاره ی اضافی داشته است .
قانونگذار به درستی درادامه شخص گویا را تعریف کرده و در تبصره 2 ماده 611 مقرر کرده است که شخصی که دارای لکنت زبان است و یا به کندی و یا تندی سخن می گوید یا برخی از حروف را نمی تواند تلفط کند ، گویا محسوب می شود . این نوع بیان قانونگذار اشاره به این دارد که شخص در هر حالت گویا هست مگر آنکه نتواند تمام حروف را ادا کند .
بنابراین می توان نتیجه گرفت ملاک از بین رفتن تمام زبان در واقع قطع فیزکیی زبان نبوده بلکه از بین رفتن قدرت ادای تمام حروف بوده است .
همچنین طبق ماده 612 ق.م.ا. قطع و از بین بردن تمام زبان لال موجب یک سوم دیه کامل است .
در فصل سوم به طور مفصل شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان بررسی خواهد شد و میزان دیه و یا ارش آن خسارت ها بیان خواهد شد .
2-1-1-2- قطع بخشی از زبان
در مورد این بخش باید نگاهمان به دو بخش اصلی می باشد اولین موضوع قطع فیزیکی زبان و دومین موضوع از بین رفتن قدرت ادای حروف چرا که وقتی صحبت از قطع بخشی از زبان می شود می بایست این موضوع در ذهنمان باشد که قطع بخشی از زبان به معنای از بین رفتن قدرت ادای بعضی از حروف می باشد که طبق ماده 613 ق.م.ا. این مهم ثابت می شود .
در مورد قطع زبان قانونگذار بین فرد بالغ و کودک تفاوت هایی را قائل شده است که در مورد این موضوع درادامه بحث خواهد شد .

2-1-1-3- فلج و شلل کردن زبان
فلج از نظر لغت به معنای آب روان از چشمه و مانند آن62 پیروزی و غلبه کردن و خلل و فاصله بین دو چیز 63 آمده است و شلل نیز به معنای دور شدن و طرد کردن است 64 از نظر پزشکی فلج و شلل به معنای از کار افتادن تمام یا قسمتی از اعصاب حرکت دهنده است که ممکن است بر اثر ضربه ، شوک ، ترس و یا به علت امراض عفونی باشد که یک نوع بیماری به شمار می آید 65
همچنین در اندام های بدن اگر عیب مفصلی ، عضلانی ، تغییر محور عضو و ماننده آن باشد ، معادل فلج عضو است 66میزان استفاده از عضو زبان و همچنین تنظیم سرعت زمان حرکات را کنترل عضله می گویند .
فلج عضو زبان نوعی از فلج است که دراصطلاح پزشکی مونوپلژی نام دارد . در این حالت انسان کنترل ارادی عضله زبان را از دست خواهد داد . این نوع فلج می تواند توأم با انقباض عضلانی ( سفتی ) یا شلی عضلات باشد . 67
فلج کردن ، متفاوت با از بین بردن عضو است . چون در از بین بردن ، منفعت عضو به طور کامل از بین می رود ، ولی در فلج کردن این گونه نیست .
از کلام شیخ طوسی و برخی فقیهان چنین بر می آید که فلج زبان به از بین رفتن تکلم است که در نتیجه به گنگی و لالی می انجامد 68ولی این درست به نظر نمی رسد ؛ زیرا از بین رفتن تکلم از منافع زبان است که خود دارای دیه مستقل است و شلل زبان به نداشتن حرکت در زبان است و در نتیجه اگر کسی افزون بر اینکه صدا و قدرت تکلم را از بین ببرد ، کاری کند که زبان از حرکت باز ایستد ، باید یک دیه بابت تکلم و دو سوم بابت شلل زبان بپردازد 69
عصب هیپوگلوسال ، عصب حرکتی است که تمام عضلات داخلی بدن را عصب دهی می کند فلج این عضو سفت شدن زبان و همچنین چروکیده شدن آن عضو را به دنبال دارد. 70
2-1-1-4- از بین رفتن حس چشایی
از بین رفتن حس چشایی به عنوان یک موضوع مهم به آن نگاه شده است چرا که قانونگذار در بخش جدایی به آن توجه کرده و در مورد آن موادی را ذکر نموده است .
حس چشایی یک دستگاه حسی برای حس چشیدن می باشد . 71
چشایی یکی از حواس پنجگانه است 72. چشایی درک مولکول های خاصی در مواد است . در موجودات زنده به مولکول های خاصی حساسیت وجود دارد مثلاً ترش بودن یک ماده یعنی وجود حالت اسیدی در آن.
در مورد خسارت های وارده بر حس چشایی می توان گفت که امکان اینکه حس چشایی به صورت واحد از بین برود کم می باشد و معمولاً از بین بردن حس چشایی به همراه جرم های دیگر مثلاً قطع کامل یا بخشی از زبان از بین می رود . البته این امکان وجود دارد که حس چشایی با جنایت بر غیر از زبان ایجاد شود که در این صورت طبق مواد قانونی دیه و ارش مقرر می بایست پرداخت گردد .
طبق ماده 695 قانون مجازات اسلامی از بین بردن حس چشایی و نقصان آن فقط ارش دارد که در فصل شیوه های جبران خسارت در مورد آن مفصل توضیح داده خواهد شد .
2-1-1-5- از بین رفتن تکلم ( به طور کامل یا ناقص )
از نظر علمی و با توجه به مواد 470 و 471 قانون مجازات اسلامی تولید صوت و تکلم شدیداً با یکدیگر در ارتباط بوده و روی هم یک نقص عضو محسوب می شوند . بررسی عملکرد تکلم بررسی سه مورد زیر است:
1. قابل شنیدن بودن
2. قابل فهم بودن
3. کارایی عملی
بنابراین حداقل شرایط تکلم قابل قبول عبارت است از :
1. تکلم از بلندی خاصی برخوردار باشد .
2. توانایی تولید تمام اجزای صوتی وجود داشته باشد .
3. حداقل با سرعت 75 کلمه در یک دقیقه قادر به تکلم باشد .
برای تعیین نقص عضوی اختلالات تکلم ، بررسی توانایی خواندن یک پاراگراف از مجله و اخذ شرح حال از بستگان قابل اعتماد ضروری است .
جدول …… در فصل شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان آمده و در ارتباط با نقص عضوی ناشی از اختلالات تکلم است. توجه دقیق به جزئیات برای تطابق صحیح ضروری است .

2-1-2- خسارت های معنوی وارده بر زبان
در اینکه مفهوم خسارت محدود به امور مادی تلف نمی شود کمتر تردید شده است صاحب عناوین سرمایه معنوی و شخصیت و جهت شخص را ( عرض ) می نامد و هتک آن را از ارقام ضرر بر می شمارد او تردید نسبت به شمول ( قاعده لا ضرر ) را درباره اینگونه اقدام های ناروا و اختصاص آن قاعده را به ضرر های مالی و بدنی مردود می داند 73
خسارت های معنوی نیز ممکن است به صورت های مختلف ظاهر شود مثلاً به صورت لطمه به حقوق و مربوط به شخصیت و به صورت درد جسمی که به زیان دیده از حادثه ای دچار آن می شود و یا به صورت اختلال روانی که به زیان دیده از حادثه ای به علت اینکه دچار ناتوانی و اختلال در صحبت کردن شده است ، دست می دهد و یا بالاخره بر اثر جریحه دار شدن احساسات و عواطف74 ( مثل غم و اندوه وارده بر اثر نتیجه خسارت بر زبان )
همه موارد مذکور بیانگر این واقعیت است که خسارت های ناشی از جرم می تواند به صورت های مختلفی منجر گردد که در یک دسته بندی کلی می تون تحت عنوان خسارت های مادی و معنوی قرار داد .
2-1-3- رابطه مغز و زبان انسان
رابطه زبان و مغز انسان هم از نظر صورت و هم محتوا از گذشته های دور مورد توجه پزشکان و حقوقدانان بوده است به طوری که وقتی از ضربه مغزی صحبت پیش می آید از آسیب های زبانی هم مطالبی قابل طرح می باشد چرا که بیشتر آثار ضربه مغزی بر روی زبان اتفاق می افتد .
در زمان های باستانی ، زبان یک پدیده روحی – روانی تلقی می شد بعد ها از زبان عمدتاً به عنوان یکی فعالیت عضوی که گاه مسئولیت آن بر عهده عضو زبان در دهان بوده است ، نام برده شد . برداشت های جدید زبان را یک فعالیت حسی –حرکتی می دانستند که مسئولیت آن به مناطق حسی و حرکتی مغز محدود بود ولی در برداشت های نوین زبان یک فعالیت شناختی پیچیده و چند بعدی است که نه تنها با سطوح مختلف فعالیت های مغزی ارتباط دارد ، بلکه در ساختار و عملکرد مغز نیز تاثیر گذار است . این برداشت بیشتر بر شواهد بالینی و آسیب شناختی متکی هستند . در دیدگاه های جدید تر عصب شناسی زبان ، علاوه بر شواهد بالینی و آسیب شناختی ، برای شناسایی رابطه زبان و مغز از شواهد علمی و تجربی جدید از قبیل ثبت امواج مغزی زبان و شیوه های تصویر برداری مغزی نوین استفاده می شود . با وجود همه این یافته ها و پیشرفت ، ناشناخته ها در مورد ماهیت سازمان بندی و پردازش زبان در مغز بسیار زیاد هستند . 75
برای زبان کاربرد های کلی مطرح شده است که در صورت آسیب به مغز امکان آسیب رسیدن به این کاربرد ها می باشد . اگر به مغز آسیبی برسد ممکن است زبان حرکت خودش را از دست بدهد و نتواند دیگر حروف را به درستی ادا نماید . اختلالات تلفظی و آواشناختی یعنی تغییر شکل تلفظی برخی از حروف یا آواها نظیر تلفظ ت به جای ک . همچنین اختلال زبان بدین معنی که تاخیر در بکار بردن حروف آسیب دیگری است که در اثر آسیب به سر امکان بوجود آمدنش می باشد .
به طور کل اگر به مغز انسان ضربه ای وارد آید و یا خسارتی ببیند که به واسطه ی آن خسارت زبان و یا تکلم خسارتی ببیند قطعاً این نوع خسارت هم قابل جبران خواهد بود .

فصل 3:
شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان از دیدگاه پزشکی قانونی ، فقه و حقوق

پس از انقلاب اسلامی ، با تاسیس جمهوری اسلامی ، قوانین ، چهره اسلامی به خود گرفتند و با تصویب قانون دیات و قصاص در قالب قانون مجازات اسلامی نحوه جبران صدمات بدنی در هر درجه شدت و ضعفی که باشد اعم از نقص عضو ، جراحت ، ازکارافتادگی و حتی صدمات خفیف ، قصاص یا دیه معین شده است.
اصولاً جبران خسارت اعم از اینکه خسارت دیده بزهدیده باشد یا نباشد ، اهمیت بسیار زیادی دارد ؛ به گونه ای که به نوشته ی ، دکتر کاتوزیان : اهمیت جبران زیان هایی که شخص به بار می آورد تا جایی است که پاره ای از نویسندگان که خواسته اند همه قواعد مدنی را در سه اصل اجتماعی خلاصه کنند ، لزوم جبران ضرر را یکی از سه اصل قرار داده اند76 ، « جبران خسارت بزهدیده در سیاست جنایی ، چه به معنای مضیق آن که معادل سیاست کیفری است و چه به معنای موسع و امروزی آن یعنی مبارزه سازمان یافته با پدیده بزهکاری از سوی دولت و جامعه مدنی ، جایگاه ویژه ای دارد . اگر بزهدیده در اثر وقوع جرم دچار صدمه روحی و مادی شده باشد ، جبران صدمه روحی او از طریق مجازات کردن مجرم و جبران صدمه مادی او از طریق الزام بزهکار به استرداد یا دادن مالی به بزهدیده و … حاصل می شود . پس مهمترین هدف مجازات ها در گذشته و حتی حال را ، باید تشفی خاطر بزهدیده شمرد . بدین جهت باید با مارک آنسل موسس مکتب دفاع اجتماعی هم عقیده بود که می گوید مرضیه خاطر زیان دیده از جرم « از لحاظ ذهنی » با اعمال مجازات مجرم و از « لحاظ عینی » با اخذ حکم کیفری مبنی بر پرداخت خسارت عملی است . 77
به هر حال اندیشه جبران خسارت بزهدیده از دیرباز در سیاست جنایی نمایان بوده است .
در هر جرم که به وقوع می پیوندد ، حداقل سه عنصر وجود دارد : یکی جامعه و دیگری متهم و راس دیگر آن بزهدیده است و مجازاتها در حقیقت

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، قانون مجازات، مجازات اسلامی، جبران خسارت Next Entries مقاله رایگان با موضوع مجنی علیه، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی، قانون مجازات