مقاله رایگان با موضوع تفسیر قرآن، تفسیر و تأویل، امیرالمومنین، شخصیت علمی

دانلود پایان نامه ارشد

احمدامین میگوید کعبالاحبار یهودی بود و از جمله مهرههای اصلی انتشار اخبار یهودی در میان مسلمانان؛ویابنعباس و ابوهریره را دو تا از شاگردان اصلی او بر می شمارد. او منقولات رسیده از کعب را دلیلی بر گستردگی اطلاعات او از فرهنگ یهود دانسته است. او داستان مطالعه اسفار یهود توسط کعبالاحبار در مسجد را مطرح کرده168و در ادامه سخن ابنسعد میآورد:
«برخى از پژوهشگران متوجّه اين نكته شده‌اند كه عدّه‌اى از ثقات همچون ابن قتيبه و نووى هرگز از كعب روايت نكرده‌اند و ابن جرير طبرى هم گاهى از او روايتى نقل كرده است». 169
از فحوای کلام احمدامین برداشت میشود وی و ابنسعد هر دو در وثاقت کعبالاحبار تردید داشتهاند؛ همچنان که ذهبی پس از نقل کلام احمدامین آورده، این نشان دهنده متأثر بودن کعب از فرهنگ یهود می باشد. ابنسعد در روایت بالا اشاره مستقیمی به متأثر بودن کعب از یهود ندارد، بلکه گویی ابنسعد قصد دارد با آوردن روایت در ابتدا کلام خود، سپس با بیان اینکه برخی از افراد ثقات از او نقل حدیث نکردهاند به ذهن خوانندهی کتاب خود اینگونه متبادر کند که کعبالاحبار از وثاقت کافی برخوردار نبوده است.
در نقل ابنسعد سخنی از صحابه نیست بلکه سخن از پژوهشگران است. شاید بتوان در خوشبینانهترین حالت این طور نتیجهگیری کرد که آنچه اهلکتاب بر سر روایات اسلامی آوردند، برخی صحابه تا پایان عمر متوجه آن نشدند و یا اینکه از ابتدا به عمد، اجازهی چنین کاری را دادهاند و مدتها بعد تابعان و تبع آنها و دیگرانی که بعد از آنها پا به عرصه مطالعات اسلامی گذاشتند، نفهمیدند چه اتفاقی افتاده؛ تا زمانی که تشیع قدرت گرفت و توان بیان حقایق با صدای بلند را پیدا کرد و با صراحت برخی افراد چون کعب را دروغگو نامید و روایات منقول از او را مخدوش و نادرست معرفی کرد. آنجا برخی پژوهشگران اهل سنت به فکر پژوهش افتادند. اما همانطور که گفتیم این خوشبینانهترین حالت متصور است؛ در حالی که ما شاهد خطابهای صریح و مخالفتانگیز پیامبر( در این خصوص هستیم؛ با جرأت میتوان گفت وجود یکی از آن خطاب ها برای هر کس که پیرو اوست کفایت میکند تا موضعگیری خود را در مقابل این قوم، به صراحت بداند؛ حال چگونه میتوان صحابهی درجه اول، که ادعای نزدیکی به رسول اکرم( داشتند را بی خبر از این دستورات دانست؟ به ناچار راهی نمیماند جز اینکه بگوییم، این افراد نسبت به این سری دستورات پیامبر( بی توجه و سهل انگار بودند و یا اینکه با وجود چنین جریانی بر علیه قرآن و سنت موافق بودند، و این خود جای سوال است.
جالب آنکه ذهبی بعد از نقل کلام احمدامین میگوید:
« این گفتار روشن میسازد که کعبالاحبار همواره، حتی بعد از مسلمان شدنش، به تورات و دستورالعملهای اسرائیلی مراجعه میکرده است».170
ابوریه معتقد است کعبالاحبار و وهببنمنبه و عدهی دیگری از تازه مسلمانان یهودی از جمله افرادی هستند که حدیث اسلامی را با قصص اسرائیلی مشوش کردند. 171
آنچه گفتیم همه از بزرگان اهل سنت بود. از میان شیعیان آقای معرفت برای رد وثاقت کعب توسط علما، روایت دیگری از کتاب ابنسعد را انتخاب کرده و چنین آورده است:
«چون عمر مضروب گشت كعب آمد و جلوى در خانهی عمر شروع به گريستن كرد. مى‌گفت: به خدا سوگند اگر خليفه، خدا را قسم بدهد و بخواهد كه اجلش را به تأخير اندازد، خداوند چنين خواهد كرد. ابنعباس نزد عمر آمد و سخنان كعب را به اطلاع او رساند، عمر گفت: به خدا سوگند چنين نخواهم كرد. سپس گفت: واى بر من و مادرم اگر خدا مرا نيامرزد».172
آقای معرفت بعد از آوردن این روایت بیان میدارد، علت عدم حجیت منقولات کعب ثبت نشدن روایات او توسط محدثان اولیه است.173
باید گفت روایات فراوانی در اسباب نزول آیات و قصص تاریخی اهل سنت وارد شده که در بیان این روایات صحابه، بسیاری از سخنان علمای تازه مسلمان از جمله کعبالاحبار را بدون استناد به پیامبر ( نقل کردهاند.174
محققی دیگر در کتاب خود به این مهم اشاره میکند که احادیث کعب غالباً متعلق به خود اوست و کمتر آن را به رسولخدا(نسبت داده است؛ ولی اینکه آیا سخن کعب حجت هست، خود سوال است. ایشان صرف اینکه از عالمان یهود بوده است یا اینکه خود کعب بگوید این را در کتاب خدا یافتم کافی نمیداند.175
در انتها برای بیان عدم وثاقت کعبالاحبار از کلام امیرالمومنین علی( در مورد کعب که فصل الخطاب برای شیعیان محسوب میشود استفاده می کنیم، ایشان کعب را دروغگو دانسته و او را مورد نكوهش قرار ‌داده و دربارهی او فرموده است: «كعب الاحبار قطعاً دروغگوست»176 و بنابر آنچه که در کتاب ابنابىالحديد آمده، كعب الاحبار از امام روى برتافته و به دشمنان آن حضرت متمايل بود.177
3-1-3-2-2-موافقان وثاقت کعب
مطالب مطرح شده از عدم وثاقت کعبالاحبار میان علما و دانشمندان حکایت میکرد. اما در این بین افرادی چون نووی، ابنحجر و ذهبی هستند که کعبالاحبار را به وثاقت قبول دارند و بر مخالفان این عقیده تاخته و با ادلهی بسیار به دفاع از این تازه مسلمان یهودی پرداختهاند. آنچه سبب شهرت کعبالاحبار شد، علم او بود که در بسیاری از روایات به آن اشاره شده است.178
در این روایت چنان شأن علمی کعبالاحبار ستوده شده که گویی یکی از ارکان علمی و تفسیری زمان خود بوده است. ذهبی با همین روایت چنین استدلال میکند که عاقلانه نیست، معاویه در مورد علم کسی حسرت بخورد که در میان علما، آن فرد معروف به کذب است.179 در واقع او این حسرت معاویه بر علم کعب را دلیلی بر وثاقت کعب میداند.
نکته جالب و به عبارتی غیر منطقیای که در مورد کعبالاحبار با آن مواجه می شویم این است که در یک روایت او را راستگوترین محدثی معرفی میکند که در مواردی دروغ هم گفته است.
بخاری در صحیح خود این روایت را از زبان معاویه نقل میکند:
«كعب از راست‌گوترين محدثانى است كه از اهل كتاب حديث نقل كرده‌ است؛ هر چند در مواردى دروغ هم از او ديده‌ايم».180
در کمال تعجب با خواندن این روایت ابتدا مردد می شویم که بالاخره معاویه، کعب را ستوده یا اینکه مذمت کرده است؟ روایت مذکور به هیچ طریقی روش منطقی ندارد و اصلیترین و جدی ترین سوال ما در مورد وثاقت کعب را بی جواب خواهد گذاشت. شاید و با هزاران فرض بتوان گفت که معاویه بر این باور بوده که او در نقل از اهلکتاب راستگوترین بوده و در باقی موارد اقوال کعب بر پایهی دروغ است.
برخورد موافقان وثاقت کعب با این روایت جالب است،181 درست است که معاویه از جمله دانشمندان یا علما یا صاحبنظران نیست اما کلام او بنیان بناسازی بسیار از علمای اهل سنت را خراب کرده، و راه را بر آنها ناهموار ساخته است؛ شاهد مدعای ما توجیهاتی هست که این علما برای رفعِ این اتهام از کعب آوردهاند؛ آنها سعی در تأویل یا توجیه این نسبتِ کذب به کعب را دارند؛ در ادامه به این توجیهات اشاره خواهد شد.
از جمله موافقان وثاقت کعب نووی، عالم اهل سنت است، او کعب را به سبب منقبت و حکمت بسیار مشهور میداند و اعتقاد دارد که در مورد کثرت علم و توثیق کعب اتفاق نظر وجود دارد.182 ابنحجر درکتاب خود از کعب به نام “عبد صالح” یاد کرده است.183 در”التقریب” او را با لقب “ثقه المخضرم” نامیده است.184 ذهبی از او به عنوان “حبر الجلیل”185 یادکرده است. عدهای هم کعب را با عنوان “کعب الخیر” در کتابهای خود نام بردهاند.186
برخی دیگر از معاصرین اهل سنت معتقدند علت وثاقت کعب اخذ حدیث بزرگان از وی می باشد. بزرگانی چون مسلم در کتاب صحیح و همچنین ابوداود، ترمذی و نسائی در سنن خود از وی نقل روایت کردهاند. 187
ذهبی هم از جمله کسانی است که قائل به وثاقت کعب است. وثاقتی که هیچ ایرادی به آن وارد نیست و به متعرضان طعنه میزند؛ چرا که افراد عالمی چون ابنعباس و ابوهریره از کعب اخذحدیث کردهاند همچنین مسلم، ابوداود، ترمذی و نسائی از او حدیث نقل کردهاند. ذهبی همین مقدار را برای اثبات ثقه بودن کعب و رد تمامی اتهامات به او کافی میداند.188
همانطور که مشاهده می کنید مهمترین دلیل این افراد نقل محدثان از کعب است که آن هم در حد وسیعی نیست.
اهل سنت در اینباره نظر دیگری هم دارند، ابنسعد این گونه پاسخ میدهد که بخاری و مسلم از کعب حدیث نقل نکردهاند و هیچ حدیثی از طریق او در صحاح خود نیاوردهاند و تنها به صورت ضمنی و استطرادی از کعب نام بردهاند؛ او همچنین اضافه میکند که از هیچ یک از صحابه اثری که کعب را توثیق کرده باشد به ثبت نرساندهاند. تنها بعضی از صحابه که گویا منظورش همان معاویه است علم او را ستودهاند.189
ذهبی کعب را از گناه بری میداند چرا که او بر اساس منقولات موجود در کتابهایش قصهها را نقل میکرده و اصراری به تفسیر قرآن با آن منقولات نداشته است و گناه را بر عهده کسانی میداند که سعی در تفسیر قرآن با این قصص منقول از کعب داشتهاند.190
در حالی که گزارشهای، خلاف آن چیزی را که ذهبی ادعا کرده، نشان میدهد. در بسیاری از موراد خلیفه دوم از کعب درخواست میکرد او را موعظه کند، بشارت دهد و معانی آیات قرآنی را برای او تشریح نماید و از تعابیری نظیر “حدثنا”، “خوفنا”، “بشرنا” خطاب به کعب استفاده میکرد. از این نمونه ها یک مورد گزارش می شود.
در مورد آیه 56 سوره نساء، کعب ادعا کرده است، من تفسیری از این آیه دارم که مربوط به قبل از اسلام است. عمر گفت: بگو، اما زمانی سخن تو را تصدیق می کنم که با سخن پیامبر( تطبیق کند. کعب گفت: پوست آنها را یکصد و بیست بار در هر ساعت تغییر خواهیم داد. عمر گفت: من همین سخن را از رسولاکرم(شنیدم.191
آیا بازهم ذهبی با دیدن این قبیل گزارشهای از کعب، همچنان معتقد است که او اصراری بر تفسیر قرآن با منقولات خود نداشته است؟
ذهبی در رد ادعای رشیدرضا که او هم قائل به کذاب بودن کعب است، این اتهام را نمیپذیرد و سپس در مورد علمای رجالی و اهمیت این شغل و فن، سخن رانده و میگوید:
«نمیدانم این چه مطلبی بوده که از کعب و وهب برای شیخ آشکار شده در حالی که از ابنتیمیه و علمای رجالی مخفی مانده است. ای کاش شیخ آنچه را که مستند است برای این ادعایش بیان میکرد». 192
ذهبی در حالی از شیخ طلب مستندات میکند که خود برای نپذیرفتن کلام او هیچ سندی ارائه نمیدهد. وی تنها با تکیه به اهمیت کارِ علمای رجالی و شخصیت علمی ابنتیمیه که در رد وثاقت کعب حرفی به میان نیاوردهاند، پاسخ رشید رضا را میدهد.
دست آخر ذهبی علت این ادعای رشیدرضا به کعب را همان روایتِ معاویه، مبنی بر اینکه «او یکی از راستگوترین محدثین است. . . اگر چه که ما از او دروغ هم شنیدهایم»193 میداند؛ زیرا رشیدرضا روایت مذکور را درست بعد از اتهامش به کعب بیان کرده و اتهام وارده به کعب را با جملات زیر پس میگیرد.
«(این) در حالیست که ما میدانیم برخی از اصحاب از اهلکتاب روایت نقل میکنند حتی از کعبالاحباری که بخاری از معاویه نقل میکند «ما از او دروغ هم شنیدیم» و از دیگر افرادی که از کعب حدیث نقل میکنند ابوهریره و ابنعباس هستند».194
ذهبی با موفقیتی که در اثبات ادعای خود، در رد اتهامِ رشیدرضا حاصل کرده است با یک سوال به بررسی ادعای وی خاتمه میدهد و آن اینکه:
«آیا عاقلانه است که یک صحابی -چون ابنعباس – علمش را از فردی دروغگو و جاعل اخذ کند؛ در حالی که صحابه ای را می شناسد که به عدالت شهرت دارند و به تثبیت و تحمل اخبار آنها اشراف دارد؛ آنهم صحابه ای چون ابنعباس که در روایت، بسیار قدرتمند است و بر صحت آنچه که نقل میکند تأکید دارد؟». 195
ذهبی همچنان برای رفع اتهام کذب از کعب به کار خود ادامه میدهد و به هر مستمسکی دست دراز میکند. او در برخورد با روایتِ منقول از معاویه که کعب را در عین راستگویی دروغگو هم خوانده، روشی سخیف را در پیش گرفته و مانند آیات قرآنی شروع به تفسیر و تأویل گفتهی معاویه در مورد کعب میکند؛ البته در انجام این کار تنها نیست بلکه بسیاری از بزرگان اهل سنت را هم به میدان آورده و از گفتار افرادی چون ابنحجر و ابنحبان استفاده

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع زمان پیامبر، اسرائیلیات، اسباب نزول، توانایی ها Next Entries مقاله رایگان با موضوع صفات شخصیتی، امیرالمومنین، صفات شخصیت، تفسیر قرآن