مقاله رایگان با موضوع بستر طبیعی، ترکان خاتون، قراختاییان، اردشیر بابکان

دانلود پایان نامه ارشد

دستکند افقی نامید (Berttolon and Huet,2005, 35 3- در این دسته ابتدا فعل کندن به صورت عمودی اجرا میشود، این دسترسی از طریق پلهها، سطوح شیب دار و یا چاههای منتهی به درون بستر صورت میگیرد و به این دلیل این گونه آثار را میتوان دستکند عمودی نام نهاد (Berttolon and Huet,2005, 35).
روستای صخرهای میمند در گروه دوم یعنی معماری دستکند افقی جای میگیرد و اگر این گروه را بسته به نوع بستر طبیعی به دو گروه بستر طبیعی پیوسته و خطی در ارتفاعات گوناگون و بستر به شکل تودههای منفرد و جدا از هم ( به صورت صخرههای طبیعی جدا از هم) تقسیم کنیم در این مورد نیز روستای میمند در گروه اول یعنی دارای بستر پیوسته و خطی قرار میگیرد و بهترین مثال برای گروه دوم معماری دستکند افقی، روستای کندوان است. به طور کلی ویژگیهای بارز معماری دستکند افقی را میتوان اینگونه برشمرد: در این معماری مسیرهای افقی در مقایسه با مسیرهای عمودی بیشترین سطح را به خود اختصاص میدهند، واحدهای شکل گرفته معمولا به صورت یک طبقهاند و تنها در آخرین تراز امکان ایجاد طبقات وجود دارد. بنا بر ضرورت نورگیری و به تبعیت از فرم بستر، مجموعه به صورت خطی دیده میشود. معمولا در نما جز در خروجی، روزن دیگری در نما دیده نمیشود. این امر به دلیل جلوگیری از اتلاف حرارتی صورت گرفته است. نمای اصلی عمدتاً شامل بستر طبیعی است که حفرههایی در آن به چشم میخورد. خاک حاصل از کندن که به بیرون حمل شده، به مصرف ساخت وسازهای ضروری در بیرون فضا – و مثلاً سرویسهای بهداشتی رسیده است. در مناطقی که با هوای سرد زمستانی مواجهاند، فضای دام و انسان به طور مشترک و در جوار یکدیگر طراحی شدهاند، چرا که این همجواری به گرم شدن فضای سکونت انسان کمک میکند. در روستای میمند این همجواری به چشم نمیخورد و دامها در دشتها و آغلها در مکانی دورتر از محل سکونت نگهداری میشوند(اشرفی، 1390: 28-33).
3-2-1ـ قدمت میمند
«میمند از دهات معروف و قدیمی شهربابک است، تمام اتاقهای این ده در دامنه کوهی مورب کنده شده و خانه-ها دردل سنگ است و هرچه خانه که در دل کوه میرود سه یا چهار اتاق دارد و مجموعاً قریب سیصد کوچه در دل سنگ فرو بردهاند و به همین سبب خانهها دودکش وبخاری ندارد و بدون منفذ است و از جهت تاریخی واقعاً از آثار اولیه تمدن بشری محسوب میشود. در واقع یک آسمان خراش موربی است که هزاران سال است در دل سنگ کنده شده، اتاقها جز یک در ندارد. راه عبور محدود است و دواب و آدمیزاد تا حدودی زندگی مشترک دارند. این آبادی البته غیر از میمند معروف فارس است. از نمونه میمند در حدود بامیان بلخ هم میتوان یافت(باستانی پاریزی، 1324: 537). میمندیها کوچه را کیچه تلفظ میکنند- از نوع ممال کوروش به کیرش و خون به خین و دور به دیر (باستانی پاریزی، 1324: 537)
آیین مهرپرستی، سالها قبل از آیین زرتشتی پدید آمد و از فرهنگ اقوام آریایی محسوب میگردد. مهرپرستان معتقد بودند که خورشید شکستناپذیر و جاودانه است و همین مسئله جاودانگی آنها را به سمت تقدیس کوهها میرانده است، زیرا کوه شکست ناپذیر و جاودانه است و از این جهت است که میتوان معماری صخرهای را به مهرپرستان نسبت داد، در نتیجه معماری صخرهای میمند متعلق به زمان آریاییهاست و اگر تصور کنیم که یکی دو قرن طول میکشد تا فرهنگ آنان در نواحی مختلف کرمان گسترش یابد و علاوه بر این، کندن این مجموعه نیز فرصت زیادی میخواهد و درنتیجه زودتر از سدههای هفتم و هشتم ق.م به وجود نیامده است ولی با توجه به شواهدی چون گورستانها و قلعههای اطراف میمند و همچنین سفالهای بدست آمده نشان میدهد تمدن میمند مربوط به سده دوم و سوم میلادی و اوج آبادانی آن مربوط یه دوره ساسانیان است (همایون، 1354: 19)
3-2-1-2ـ آتشکده و معبد اوستا
درروستايميمندآتشكدهايوجودداردكهدرابتدايساختمحلعبادتمهرپرستانبودهوپسازمنسوخشدنآيينمهرپرستيورواجدينزرتشتبهعنوانآتشكدهازآناستفادهميشدهاست.نحوهساختو معماريآتشكدهباسايربناهايموجوددرميمندمتفاوتاستوبرخلافسايربناهاكهازتغييركاربرييكياچندواحدمسكونيايجادشدهاند،اينبناازابتدابهمنظوراستفادهمعبدساختهشدهاست.ورودياينبناكيچهاياستبهطول 8 متركهدرانتهايآنفضاييايجادشدهاست. ازاينفضادواتاقجداميشودكهازآنهابهعنوانمحلعبادتاستفادهميشدهاست،درابتدايورودييكيازاتاقهامحليبودهكهدرآنآتشرانگهداريمينمودهاند. ارتفاعاينبنادر حدود 80/2 متراستكهازارتفاعسايربناهابيشتراست. دردوازدهكيلومتريميمندنيزكوهيوجودداردكهبهآنكوهپيشاستا( اوستا)ميگويند. بربالاياينكوهمعبديغارمانندوصخرههاييوجودداردكهدرميانچندخانهصخرهايدردلكوهكندهشدهاستاينبناتماممشخصاتيكمعبدمنجملهيكمحرابسنگيكهدردلكوهكندهشدهراداراستودرابتدامحلعبادتمهرپرستانبودهاست.
3-2-2ـ شهربابک در دوران پیش از اسلام
شهربابک یکی از شهرهای تاریخی ایران زمین است که بنای آن را به اردشیر بابکان یا جدش بابک نسبت میدهند. آنچه مسلم است این شهر در دوران ساسانیان در اوج آبادانی و فراوانی بوده است. در زمان ساسانیان که تجارت دریایی و بازرگانی رونق زیادی داشت و اردشیر اول تعدادی بندر در خلیج فارس احداث کرد، این شهر به دلیل قرار گرفتن بر سر چهارراه بندر عباس، شیراز و کرمان و یزد، گذرگاه تجاری مناسبی بوده است و در نتیجه شهری که در مسیر عبور کاروانیان قرار داشته، از رونق و شکوفایی خوبی برخوردار بوده است. اسامی برخی قناتها و روستاها از جمله مهرجرد، بوذرجمهور، مهرآباد، لای خوروین و…و همچنین وجو محلی به نام قلعه دختر در خبر و مسینان خود گواه بر قدمت و پیشینه کهن این منطقه است. دکتر همایون که مطالعاتی پیرامون میمند انجام داده است، در این خصوص مینویسد:
« منطقه کرمان در زمان ساسانیان در اوج آبادانی بوده است. شهربابک که هنوز به نام بابک خوانده میشود، احتمالاً به دستور بابک پدر اردشیر یا به دستور خود بابک بنا شده است. مسلم است که انتسابشهربابک به اردشیر بابکان یا پدرش بابک، بیشتر از این جهت است که بابک و ساسانیان از این منطقه برخاستهاند (همایون، 1351: 119)»
او همچنین معتقد است : « بر اساس شواهدی جون قبرها و قلعههای اطراف میمند و همچنین سفالهای بدست آمده، اوج تمدن میمند هم در دوران ساسانیان بوده است( همان: 135)»
علاوهبرهمهاينهاشهرهاياطرافميمندمانندكرمان،شهربابك،سيرجانهمگيپيشتردردورهساسانيانبناشدهوياآبادشدهاند،بويژهشهرهايفوقاغلببهاردشيربابكاننسبتدادهشدهاندوقلعهاردشيروقلعهدختردركرمانخودگواهساسانيبودناينشهراست (نفیسی، 1331: 89)
بابكپدراردشيرقبيلههايزياديداشتودراواخرسلسلهاشكانياندرقسمتيازفارسوكرمانحكمميراند. شهربابكهنوزبنامبابكخواندهميشوداحتمالاًبهدستوربابكپدراردشيرويابهدستورخوداردشيربناشدهاست. بنابراينبايدتاحدوديمعتقدشدكهاحتمالاً،يكيازهمانقبايلكوچنشينزماناشكانياندرميمندساكنشدهاند ( ماسه، 1346: 174).
3-3ـ شهربابک، در صدر اسلام
سرانجام فرمانروایی ساسانیان بعد از 425 سال، با حمله اعراب پایان یافت و همه شهرهای ایران به تصرف اعراب درآمد. در سال 31 ه.ق خلیفه سوم؛ عبدالله بن عمر را مامور فتح خراسان و کرمان کرد. او مجاشع بن مسعود سلمی را مامور فتح کرمان کرد و خود به خراسان رفت. لشکریان مجاشع که مامور ابن عامر در سیرجان و کرمان بودند، از شدت برف و سرما کشته شدند( زرینکوب، 1368: 370).
3-4ـ شهربابک در دوران پس از اسلام
در زمان آل بویه کرمان مرکز کرمان از سیرجان به بردسیر (شهر کنونی کرمان) منتقل شد . فاصله گرفتن شهربابک از مرکز کرمان، همچنین زد و خوردهای بین سامانیان و آل بویه باعث ناامنی و نا بسامانی در منطقه شد. در همین زمان(419 ه.ق) عضدالدوله معروفترین امیر آل بویه در شهربابک بدرود حیات گفت (وزیری، 1385: 341).
در مدت زمانی که فارس و کرمان در دست آل بویه بود، در این مناطق آرامشی نسبی برپا بود و تلاشهایی در جهت رشد و آبادانی شهرها صورت گرفت. ابتدای فرمانروایی سلجوقیان، دورانی همراه با امنیت و آرامش بوده است. اما اغتشاشاتی که در اواخر دوران سلجوقیان به و جود آمد، باعث شد که اوضاع کرمان و فارس آشفته و نابسامان شود و از این رهگذرشهربابک متحمل خسارت فراوانی شد.
بر اساس آنچه در کتب جغرافیای تاریخی آمده است، شهربابک تا اواخر عصر سلجوقی به فارس وابسته بوده و در اوخر دوره سلجوقیان هم که اوضاع کرمان آشفته و نابسامان بوده، شهربابک تحت امر اتابکان فارس ادراه و با داشتن جمعیت زیاد، از آبادانی هم برخوردار بوده است.
در زمان قراختائیان- ترکان خاتون – که یک از مقتدرترین حکام قراختایی بود- 25 سال بر کرمان حکومت کرد. (650 ه.ق)این دوره که یکی از درخشانترین دورههای تاریخ کرمان است، کشاورزی رونق گرفت، راههای تجاری باز شد، بزرگترین مدرسه پایه گذاری شد. در این زمان- قرن هفتم – ترکان خاتون، حکومت قسمت غربی کرمان را که شامل شهربابک و سیرجان میشود به جلال الدین سلطان قطب الدین محول کرد. در این دوران شهربابک به کرمان تعلق داشته است، زیرا حکام کرمان به شهربابک حاکم میفرستادند. در این دوران برای مدتی حکومت شهربابک در دست « بیبی ترکان خاتون» خواهر اعیانی پادشاه خاتون (لاله خاتون) بوده است.در شهربابک اثری از این دوران باقی نمانده است و تنها بر روی سنگ قبرهایی که مربوط به قرن هشتم و نهم هجری است، نامهایی نقر شده است که نشان میدهد افرادی از قراختاییان در این منطقه حکمرانی داشتهاند.
در اواخر دوره قراختاییان، جنوب ایران مورد تهاجم مغولان قرار گرفت و به یقین شهربابک هم از تهاجم وغارت مغول بینصیب نمانده است. بعد از روی کار آمدن آل مظفر، شهربابک از لشکرکشیهای بین حکام کرمان و فارس بینصیب نماند و محتمل خسارات. زیادی شد. . در دوره آلمظفر و زمان حکومت شاه شجاع بر فارس و کرمان گروهی از اوغانیان و جرمانیان ( مغولان) در شهربابک ساکن و طی سی سال دارای قدرت شدند.
همزمان با دوره صفویه گروهی از طایفه میش مست خراسان در شهربابک ساکن میشوند. آنها محله قطب آباد را برای سکوت انتخاب میکنند. سردسته این گروه « سالار محمد خان» بود. او قطارهای شتر و گلههای گوسفند بیشمار داشت. سالار محمد خان ابتدا قنات اٌجکوئیه (دوست کوه) را احداث کرد، سپس برای اقامت خود و خدمهاش محله خراسانیها را طرح نمود. این گروه از عشایر پس از آنکه جای پای خود را در شهربابک محکم کردند، حاکمیت را با نام سالاریها برای چندین سال در دست گرفتند.
به روایتی سالار محمدخان، بنایی مجلل و با شکوه ساخت که از آن به نام عالیقاپوی دوم نام برده میشد. از فرزندان سالار هر کدام در روستایی ساکن شدند و تشکیل خانواده دادند، از جمله در مدوار و جوزم که اعقاب آنها هنوز در آنجا سکونت دارند. پس از سالار محمدخان،پسرش – سالار عبدالوهاب – زمام امور را در دست گرفت که همزمان با دوره شاه سلطان حسین بوده است (حسینی موسی، 1390:5).
در کتابهای تاریخی مربوط به این دوران نامی از شهربابک برده نشده، به درستی مشخص نیست قبل از سالاریان، از آغاز دوران صفویه، حکومت در دست چه کسی بوده است.آنچه مسلم است، امنیت اجتماعی و رونق اقتصادی این دوران باعث شد که شهربابک یکی از بهترین دورانهای حیات خود را تجربه میکند. گفته میشود، راه تجارت بندرعباس- اصفهان از این شهر میگذشته است و در این گذرگاه تجاری، از تل نقارهخانه (تل سیاه) تا پیرجل، چهارده کاروانسرا ساخته شده بود که علوفه چارپایان در آن به فروش میرسید. بر طبق شواهد در این دوران از معادن شهربابک، مس وفیروزه استخراج میشده است(همان).
وجود تعداد زیادی سنگ قبر در روستاهای اطراف، از جمله: گورستان بِهنوییه، پاقلعه، تیدوئیه مَرج، کَهتوکُرها، هِرناشک،چاه باغ، کُرسفید، میمند، مَدوار، کُرُم، اِستبرق و … که تارخ نقر آنها، قرن یازدهم و دوازدهم هجری است، نشان دهنده افزایش جمعیت این خطه در دوران صقویه است. روی این سنگها اغلب از مرمر سفید و به طول یک تا یک و نیم متر هستند، نام دوازده امام، همراه با آیاتی از قرآن و نام متوفی نقر شده است. همچنین ر روی سنگی که به طور عمودی در بالای سر مردگان قرار گرفته، نوشته

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع پوشش گیاهی، گیاهان دارویی، رونق اقتصادی، امنیت اجتماعی Next Entries مقاله رایگان با موضوع ناصرالدین شاه، اسماعیلیان، حسینعلی میرزا، کریم خان زند