مقاله رایگان با موضوع امام علی (ع)، هزارویک شب، نهج البلاغه، قرآن کریم

دانلود پایان نامه ارشد

برد. آیا کسی که به زیور پروردگار می شود (مثل دختران) و در هنگام خصومت از حفظ حقوق بندگان خدا هستند، دختر خدا می خوانند! آیا به هنگام خلقت آن ها حاضر بوده اند؟ البته شهادت دروغشان در نامه ی عملشان نوشته شده و بر آن سخت مؤاخذه می شوند) (سوره ی زخرف، آیه 19-15).
با بیان این آیات به طور حتم مشخص می شود آن چه کافران می اندیشیدند، چیزی جز وهم و خیال نبوده است. آن ها دختر را سهم خداوند و پسر را سهم خود می دانستند. این ها همه از آن جایی نشأت می گرفت که دختر را از پسر پایین تر می دانستند.
حتّی با این پندار خداوند را نیز از خود پایین تر و خود را بر خدا ترجیح می دادند. (رجالی تهرانی: 1376، 48).

6-1-1-3-2- خوردن یا آشامیدن
از صفاتی که برای فرشتگان بیان شده است و از نظر عقلی با نوع خلقت ایشان سازگاری دارد، بی نیازی از خوردن و نوشیدن است. تنها غذای آنان ذکر و تسبیح و تقدس و عبادت خداوند می باشد.
امام صادق فرموده اند:
«ان الملائکه لا یأکلون و لا یشربون و لا ینکحون و انما یعیشون بنسیم العرش»؛ (همانا فرشتگان نه می خورند و نه می آشامند و نه ازدواج می کنند، ایشان به نسیم عرش زنده اند).
«امام زین العابدین» در «صحیفۀ سجادیه» خطاب به خداوند عرضه می دارد:
«و درود فرست بر اصناف گوناگون فرشتگانی که برای خود اختصاص داده ای (جز اطاعت و بندگی تو کاری ندارند) و آنان را با تقدیس خود از خوردنی و آشامیدنی بی نیاز کرده ای و در درون طبقه های آسمان هایت جا داده ای» (رجالی تهرانی: 1376، 68).
در آیه ای از قرآن به نخوردن و نیاشامیدن فرشتگان اشاره شده و آمده است:
«ولقد جاءت رسلنا ابراهیم بالبشری قالوا سلامّا قال سلام فما لبث جاء بعجل حنیذ. فلما رءا ایدیم لاتصل الیه نکرهم و او جبس منهم حنیفه. قالوا: لا تحف، انا ارسلنا قوم لوط».
(و آن گاه فرستادگان ما (فرشتگان) بر ابراهیم خلیل به سلامتی بشارت آوردند و او را سلام گفته و از او پاسخ شنیدند. آن گاه ابراهیم چون فرشتگان را به شکل بشر دید و مهمان پنداشت، بر آن ها از گوشت گوساله کبابی تهیه کرد و چون ابراهیم دید که آنان به طعام دست دراز نمی کنند، در حال از آن ها دلش متوحّش و بیمناک گردید. آنان حس کرده و گفتند: مترس که ما فرستاده ی خدا به قوم لوط. (قرآن کریم، سوره ی هود، آیه ی 70-69).
رسول اکرم (ص) فرمودند:
«ملائکه، از طعام دنیا نمی خورند و نمی آشامند» و در خبری از بحارالانوار مجلسی آمده است: «طعامهّم تسبیح و شرابهم تهلیل». البته شاید تسبیح آنان اعم از ذکر لسانی باشد، بلکه شامل هر گونه اظهار کمال و جمال حق خواهد بود و تعبیر از تسبیح به طعام و تقدیس به شراب در بعضی روایات برای این است که تسبیح؛ تنزیه ذات است و تقدیس؛ تغذّیه صفات که اوّل با طعام و ثانی با شراب مناسب است». (رجالی تهرانی، 1376: 69).

6-1-1-3-3- خواب و مرگ
همه مخلوقات خداوند نیازمند خوراکی و خواب هستند، ولی آیا فرشتگان نیز چنین هستند؟ در روایتی از امام علی (ع) «در نهج البلاغه آمده است: «لا یغشاهم نوم العیون و لا سهو العقول و لا فثره الابدان»؛ (نه خواب به دیدگان آن ها (فرشتگان) راه می یابد و نه خطایی در خودشان و نه سستی در وجودشان).
فرشتگان خواب، سستی، سهو و نسیان ندارند؛ زیرا این خصوصیات برای بشر که اسیر مادۀ و جسم عنصری است، می باشد و فرشتگان عالم قدس از این اوصاف مبرّا هستند و از لوازح قوای مادّی حیوانی منزّهند. این مطلبی است که تمامی شارحان کلام امام علی (ع) آن را تایید کرده اند. (رجالی تهرانی، 1376: 70).
در اخبار وارد است که «داوودبن عطار» گوید: یکی از اصحاب پرسید: مرا خبر ده که آیا فرشتگان می خوابند؟ گفتم: نمی دانم، گفت: خداوند عزوجل می فرماید: «سیبحون اللیل و النهار لا یفترون» (شب، روز خدا را تسبیح می گویند و دچار سستی نمی شوند. قرار شد نزد امام صادق (ع) رفته و این مساله را بپرسم. وقتی پرسیدم، فرمود: هیچ زنده ای نیست جز این که می خوابد و فقط خواست که خواب ندارد امّا ملائکه می خوابند. گفتم: خداوند می فرمایند: «یسبحون اللیل و النهار لا یفترون» فرمود: نفس هایشان تسبیح است» (پیشین، 71).
در آیه ای از قرآن به مسالۀ حشر این موجودات اشاره شده است و آمده: «ونفخ فی الضور فصعق من فی السموات و من فی الارض الاّ من شاء و نفخ فیه اخری فإذا هم قیام ینظرون، و در صیحۀ صور اسرافیل بدمند تا هر که آسمان ها و زمین است، همه یک سر مدهوش مرگ شوند، جز آن که خدا بقای او خواسته، آن گاه صیحۀ دیگر در آن دمیده شود که ناگاه خلایق همگی (از خواب مرگ) برخیزند و نظاره (واقعه ی حشر) کنند» (سوره ی زمر، آیه ی 68).
تمامی موجودات و مخلوقات خداوند محکوم به مرگ هستند، ولی کسانی هستند که در نفخ اوّل نمی میرند و از صحیۀ اوّل جان سالم به در می برند و آنان همان «جبریل»، «اسرافیل» و «عزراییل» «میکائیل» هستند که بعداً می میرند و بعضی اعتقاد دارند آنان «مالک»، «رضوان» و «حور» و «زبانیه» اند و در مقابل این دو گروه «علامه طباطبایی» در «المیزان» می گوید: «متحمل است مراد ارواح انسان ها باشد». (رجالی: 1376، 73)
نتیجه این که رؤسای ملائکه الهی؛ یعنی: چهار فرشتۀ خداوند در صور اوّل نمی میرند، ولی بعداً مرگ آنان را می رباید و تنها ذات اقدس الهی از مرگ و زوال مصون است و از مصدر جلال و عظمت خداوندی خطاب می رسد: «لمن الملک الیوم لله الواحد القهار». ذات کبریایی خود می گوید و خود نیز جواب
می دهد. این اشاره به وحدت و مالکیّت خداوند دارد (رجالی تهرانی: 1376، 74).

6-1-1-3-4- شکل و هیأت
چنان که در بخش ماهیّت ملائکه ذکر شد، آنان موجوداتی مجرّد هستند و امام علی (ع) در تجرّد و خلقت این موجودات در نهج البلاغه (خطبه ی 8، صفحه ی 329) می فرماید:
«من ملائکه اسکنتهم سمواتک و رفعتهم عن ارضک، هم اعلم خلقک بک و اخوهنهم لک و اقربهم منک، لم یسکنوا الاصلاب و لم یضمنوا الارحام و لم یخلقوا من ماء مهین و لم یتشعبهم ریب المنون»، (بعضی از فرشتگان را در آسمان های خود ساکن نمودی و از زمین خویش بلندی کردی، آنها از خلایق به تو داناترند و از تو بیش از همه می ترسند و به تو بیش از ایشان نزدیکند در اصلاب (پدران) جای نگرفته اند و در ارحام (مادران درنیامده اند و از آب پست (منی) آفریده نشده اند و حوادث روزگار آن ها را متفرق و پراکنده نساخته است).
و خود فرشتگان دو گونه است: یکی وجود نفسی، که ذاتی حقیقی دارند و آن مجرّد بودن از مادّۀ جسمانی است و دیگری وجود اضافی است، که تمثّل فرشته برای روح قدسی انسان، به حسب قابلیت او می باشد. وجود اضافی ملک در ظرف ذهن و ادراک آدمیان متمثّل می شود.
وقتی در روایات از صورت و شکل و هیأت های جسمانی ملائکه سخنی به میان می آید، از باب تمثیل است و شاید خواسته اند بیان کنند که اگر فلان فرشته اوصافش بیان شود به این شکل در می آید وگرنه ملائکه به شکل و صورت در نمی آیند و بین تمثیل و شکل گیری فرق است و تمثیل فرشته به صورت انسان این است که ملک در ظرف ادراک کسی که وی را می بیند به صورت انسان درمی آید (رجالی تهران: 1376، 6-1659).

6-1-1-3-5- پرو بال
در روایات و آیات برای فرشتگان پروبال ذکر شده است:
«الحمدلله فاطر السموات و الارض جاعل الملائکه رسلا اوّلی اجنحه مثنی و ثلاث و رباع یزید فی الخلق ما یشاء ان الله علی کل شی ء قدیر».
(سپاس تنها سزاوار خداست. آفرینندۀ آسمان ها و زمین، فرشتگان را رسولانی گردانید که بال هایی دارند، دوگانه، سه گانه و چهارگانه که هرچه بخواهد در آفرینش می افزاید، همانا خدا بر هر چیزی تواناست) «سوره ی فاطر، آیه ی 1»

6-1-1-4- ملک در داستان های هزارویک شب
6-1-1-4-1-حکایت شبان و فرشته
چوپانی است که ذکر خدا بسیار می گوید و رمه ای دارد که آن ها را به امید خداوند رها می کند. رمۀ او صبح ها می رود و شب باز می گردد. خداوند برای امتحان او، فرشته ای را به صورت زنی زیبا نزد او می فرستد. فرشته نزد او می رود، جلوه گری می کند و چوپان را به خود می خواند؛ ولی چوپان سر در گریبان به ذکر حق می پردازد. فرشته با دیدن ایمان محکم چوپان او را رها می کند و به آسمان می رود. (هزارویک شب: 1378، ج2، 116).

6-1-2- شیطان
6-1-2-1- واژه شناسی شیطان
«شیطان» در معنای اصلی گویا مفهوم وصفی دارد، به معنی «شریر» و در قرآن کریم نیز شیطان به همین معنی به کار رفته است. جز این که گاهی در مورد خود «ابلیس» و گاه با معنای عام در مورد هر موجود شریری که شرارت در او «ملکۀ راسخ» گردیده، استعمال شده است». (رجالی تهرانی: 1385، 16).
بنابراین شیطان اسم خاصّ برای «ابلیس» نیست و به اصطلاح «اسم جنس» است که شامل هر موجود متمّرد و طغیان گر و خرابکاری می شود؛ خواه از جنّ یا انس و غیر آن ها باشد.
در فارسی به جنّ و شیطان «پری، دیو، اهریمن» نیز گفته می شود و ظاهراً این ترجمه غلط می باشد، زیرا کلمه ی شیطان مترادفی در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید (پیشین، 14).
ماهیّت شیطان در اندیشه های اسلامی
از جمله مسایلی که دست یافتن کامل به حقیقت آن برای آدمی میسر نیست، مسالۀ شیطان و جنّ است و آن چه در ذهن عوام در مورد این موجودات وجود دارد، بیشتر به افسانه و خیال نزدیک است، ولی به هر حال این موجودات دارای واقعیت انکارناپذیر هستند و وجود خارجی دارند.
هرآن چه در مورد شیاطین گفته می شود اعم از اخلاق و اوصاف، نوع جنس و محدوده و مکان زیست، در روی زمین با هر چه از لحاظ نوع خلقت و مادّۀ خلق شدۀ اجانین سخن به میان آمده، همه یکی و مشترک است (رجالی تهران: 85، مقدمه).
شیطان از آتش بدون دود خلق شده است و آن را مایۀ فخر و مباهات خود بر آدمی می داند و می گوید: «خلقتنی من نار و خلقته من طین»: (مرا از آتش خلق کردی او لانسان را از گل آفریدی) «سورۀ اعراف، آیه ی 17)
نکته ی مهمّی که وجود دارد این است اگرچه خلقت جنّ و شیطان یکی است ولی شیطان نوعی از جنیّان است که تنها کارهای شر از او صادر می شود، ولی جن ها هم خوب و هم بد و مسلمان و غیرمسلمان دارند (رجالی تهرانی: 85، 25).

6-1-2-2- ویژگی های شیاطین
شیاطین قدرت تمثیل دارند، ولی از ماهیّت حقیقی خود خارج نمی شود و این بدان معناست که تنها در قوّۀ حس و ادراک ما به صورت های مختلف ظاهر می شوند، مثلاً شیطان گاهی به صورت یک پیرمرد و گاهی نیز به صورت جوان ظاهر شده است (رجالی تهرانی: 1385، 49-48).
از ویژگی های دیگر شیاطین عمر طولانی آن هاست. هرچند اجانین و شیاطین در یک گروه به شمار می روند، ولی شیاطین چون از لطافت کمتری نسبت به اجانین برخوردارند، طول عمر آن ها بیشتر است. (پیشین، 104).
شیاطین مانند ابلیس، چنین نیست که مرگ و میر ندارند.
در روایت از سعیدبن مسیب نقل شده است:
«شیاطین نیز مذکر و مؤنثّ دارند و توالد و تناسل هم دارند، ولی نمی میرند تا ابلیس بمیرد» (رجالی تهرانی: 1385، 55).

6-1-2-3- فرزندان شیطان
شیاطین نیز مانند ما می خورند، می خوابند، تولیدمثل می کنند. چنان که برای شیطان ف رزند و ذریّه عنوان شده است و در آیه ای از قرآن آمده است: «افتتخذونه و ذریته و اوّلیاء من دونی».
(آیا شما مرا فراموش کرده و شیطان و فرزندانش را دوست خود گرفته اید). (سورۀ کهف، آیه ی 150).
طبق روایات نام بعضی از ذرّیۀ شیطان و اتباع او به شرح زیر آمده است:

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، هزارویک شب، رسول اکرم (ص) Next Entries پایان نامه درمورد بازده دارایی، تجزیه واریانس، بازده سهام، شاخص قیمت