مقاله رایگان با موضوع ادبیات داستانی، ادبیات کودکان، داستان کوتاه، فرهنگ اصطلاحات

دانلود پایان نامه ارشد

د. چنانچه از نام این گونه ی ادبی نیز برمی آید، موضوعاتی چون رمان، داستان کوتاه، داستان بلند، قصه، حکایت و روایت را در بر می گیرد.
میرصادقی درباره ی ادبیات داستانی چنین می گوید:
«در معنای جامع آن به هر روایتی که خصلت ساختگی و ابداعی آن بر جنبه ی تاریخی و واقعیش غلبه کند، اطلاق می شود، از این رو ظاهراً باید همه انواع خلاقه ادبی را در برگیرد، اما در عرف نقد امروز به آثار روایتی منثور، ادبیات داستانی می گویند.»
«ادبیات داستانی بخشی از ادبیات یا ادبیات تخیلی است و تفاوت عمده ی آنها با هم در این است که ادبیات داستانی همه ی انواع آثار داستانی روایتی منثور را در برمی گیرد، خواه این انواع از خاصیت شکوه مندی ادبیات تخیلی برخوردار باشد، خواه نباشد، یعنی هر اثر روایتی منثور خلاقه ای که با دنیای واقعی ارتباط معنی داری داشته باشد در حوزه ی ادبیات داستانی قرار می گیرد. ادبیات داستانی شامل قصه، رمانس، رمان، داستان کوتاه و آثار وابسته ی به آنها است و انواع ادبی یونان باستان یعنی آثار حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی را در بر نمی گیرد» (میرصادقی: 1385؛ 19)

2-3- داستان
در فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان نوشته ی جوزف شیپلی، در تعریف داستان آمده است که: «داستان اصطلاح عامی است برای روایت یا شرح و روایت حوادث در ادبیات داستانی عموماً داستان، در برگیرنده ی نمایش تلاش و کشمکشی است میان دو نیروی متضاد و یک هدف.» (میرصادقی: 1385، ص 32).
داستان در تعریف شکل گرایان روس چنین تعریف می شود: «داستان روایت درست توالی حوادث است که داستان نویس ترتیب واقعی آن را در روایت پیرنگ تغییر می دهد». (همان: ص 34).
صاحب نظران معاصر معتقد هستند که یک داستان باید ویژگی هایی داشته باشد. برای نمونه یک داستان باید از سه واقعه و حداقل دو زمان و رابطه ی علت و معلولی بین این وقایع تشکیل شده باشد. و یا گفته اند که داستان باید از عناصری چون پیرنگ، در و نمایه، زاویه ی دید، موضوع، فضا و رنگ، گفتگو و … تشکیل شده باشد (موضوعات اخیر، مواردی است که از آنها با عنوان عناصر داستان یاد می شود و ارکان تشکیل دهنده ی یک داستان هستند. گونه های دیگر ادبیات داستانی چون حکایت و قصه ویژگی های خاص خود را دارند. ر.ک به میرصادقی: 1385

2-4-رمان
رمان گونه ی تازه ای از ادبیات داستانی است که در سال های اخیر و در فرهنگ شهرنشینی و مشکلات خاص این گونه ی از زندگی شکل گرفته است. با شکل گیری صنعت چاپ و افزایش آثار ترجمه شده به زبان فارسی، وجود این گونه ی ادبی در ایران نیز رواج یافت.
درباره ی رمان گفته شده است:
«نثر روایتی خلاقه ای با طول شایان توجه و پیچیدگی خاص که با تجربه انسانی همراه با تخیل سروکار داشته باشد و از طریق توالی حوادث بیان شود و در آن گروهی از شخصیت ها در صحنه ی مشخصی شرکت داشته باشند». (میرصادقی: 1385، 24-23).
در فرهنگ ادبی هاری شا نیز درباره ی رمان چنین آمده است:
«روایت منثور داستانی طولانی که شخصیت ها و حضورشان را در سازمان بندی مرتبی از وقایع و صحنه ها تصویر کند، اثری داستانی که کمتر از 30 تا 40 هزار کلمه داشته باشد، غالباً به عنوان «قصه»، «داستان کوتاه» و «داستان بلند یا ناولت» محسوب می شود اما رمان حداکثری برای طول و اندازه ی واقعی خود ندارد. هر رمان، شرح و نقلی است از زندگی، هر رمان متضمن «کشمکش»، «شخصیت ها»، «عمل»، «صحنه ها»، پیرنگ و «درونمایه» است. (همان).
بارزترین ویژگی یک رمان که می تواند مشخص ترین نکته ی جداکننده ی رمان از سایر گونه های ادبیات داستانی نیز باشد، این است که رمان حد اکثری برای طول و اندازه ی خود ندارد. امروزه رمان ها خوانندگان زیادی دارند و هر روز نمونه های متفاوت آن شامل رمان های اجتماعی، تاریخی، عاشقانه و … به بازار می آید و به زبان های گوناگون ترجمه می شود.

2-5-داستان های خیال و وهم یا فانتزی
یکی دیگر از گونه های ادبیات داستانی «داستان های خیال و وهم» یا همان داستان های فانتزی است. مضمون های موجود در این گونه داستان ها همان مضمون هایی است که در برخی از قصه های کهن نیز دیده می شود. داستان های خیال و وهم، داستان هایی خیالی و غیرواقعی هستند که فضای حاکم بر آنها با فضای حاکم بر داستان های دیگر متفاوت است. این داستان ها با دنیای واقعی چندان ارتباطی ندارند و در یک دنیای خیالی که موجوداتی چون جن ها، پری ها، غول ها و دیگر موجودات خیالی در آن دیده می شوند، شکل می گیرند. در تعریف داستان های خیال و وهم چنین گفته اند که:
«داستان خیال و وهم یا فانتزی، دوری آگاهانه از دنیای واقعی را به نمایش می گذارد. داستان خیال و وهم شامل آن نوع از آثار ادبی است که با جهان واقعی اشیاء و اندیشه ها ارتباط اندکی داشته باشد و با دنیای خیالی پری ها، جن ها، دیوها و کوتوله ها، غول ها و دیگر پدیده های غیرواقعی سروکار داشته باشد. داستان های خیال و وهم امروزی نوع تکامل یافته ی قصه ها و رمان های گذشته است». (میرصادقی: 1385، 307).

2-6-ادبیات کودکان
ادبیات قابل استفاده و یا مناسب برای کودکان چیزی نیست که بتوان پیشینه ی آن را به صورت دقیق مشخص کرد. داستان های زیبا و دلنشین، لالایی های گفته شده برای کودکان و … همیشه وجود داشته است. اما در سال های اخیر به ادبیات کودکان به شکلی جدی تر و تخصصی تر نگاه شده است. با معرفی سال 1979 میلادی به نام سال کودک، ادبیات کودکان (بویژه در میان کشورهای در حال رشد) بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
ادبیات کودکان پاره ای جدا از ادبیات عمومی و همگانی نیست اما تفاوت میان نیازهای کودکان و نوجوانان با بزرگ سالان سبب می شود که به ادبیات کودکان با نگاهی خاص کودکان نگریسته شود.
برخی از این تفاوت ها عبارتند از:
– محدود بودن تجربه ی کودکان
– محدود بودن زبان و دایره ی واژگانی کودک
– بسته بودن دایره ی زمانی دقت کودک (عدم توانایی تمرکز و دقت بر امری خاص چون مطالعه برای مدتی طولانی)
– عدم داشتن توانایی لازم در دریافت رویدادهای گوناگون در یک زمان مشخص. (برگرفته از حجازی: 1384، 16)
با توجه به مطالب گفته شده و وجود نیازهای گوناگون کودکان در سنین مختلف، شاید این تعریف پذیرفتنی باشد که «هرآنچه خارج از برنامه ی درسی و آموزشی مستقیم، هنرمندانه نوشته و تنظیم شود، ادبیات کودکان خوانده می شود» (همان: 1384، 16).
هدف ادبیات کودکان ساختن انسان و جامعه و آینده ی اوست، زیرا این کودکان امروز هستند که جامعه ی فردا را می سازند لذا شایسته است که ادبیات کودک هرچه بیشتر و جدی تر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد. برخی از مواردی که از اهداف ادبیات کودک شمرده شده از این قرار است:
– آماده کردن کودک برای شناختن دوست داشتن و ساختن محیط. (از طریق ادبیات است که کودکان با مسائل گوناگون روبرو شده و نسبت به آنها شناخت پیدا می کنند).
– آشنا کردن کودک با خویشتن خویش و آموزش دادن کودک برای احترام به اصالت انسانیش.
– سرگرم کردن کودک و ایجاد حس لذت جویی در کودک. (مطلب هر قدر هم که خوب باشد، اگر شیرین نباشد به ذائقه ی کودک خوش نمی آید).
– علاقه مند کردن کودک به مطالعه. (برگرفته از حجازی: 1384، 16)
هرچند ایران دارای سابقه ای طولانی در فرهنگ و ادب است ولی به مانند بسیاری از کشورهای جهان سابقه ی زیادی در توجه به ادبیات کودکان ندارد. البته در ادب و فرهنگ ایران کم نیست آثار ادبی چون داستان ها، شعرها، لطیفه ها و … که از آنها برای تربیت و پرورش کودکان و نوجوانان (و معمولاً به قصد تعلیم و تربیت و برای رسیدن به نتیجه ای اخلاقی) استفاده می شده است. (برای نمونه می توان به آثاری چون گلستان و بوستان سعدی، قابوسنامه، کلیله و دمنه و برخی داستان های موجود در ادب فارسی اشاره کرد). در این زمینه آثار شفاهی و یا آثار مکتوب نزدیک به آثار شفاهی (چون هزارویک شب) نقش بیشتری ایفا می کنند.

2-7- دربارۀ قصه و افسانه
کودکان افسانه ها می آورند درج در افسانه شان بس سرّ و پند
مولانا
دربارۀ آنچه در این کتاب «افسانه های جادویی» نامیده شده بسیار گفته اند و نوشته اند. در بیشتر لغت نامه ها و منابع فارسی کهن و حتی گاه در کاربردهای امروزی، قصه، افسانه، حکایت، اسطوره، روایت، مَثَل، داستان و نَقل مترادف یکدیگرند و هر یک را به جای دیگری به کار برده اند. این معانی گاه چنان در هم تنیده اند که داوری درست دربارۀ حوزۀ معنایی خاص آن ها بسیار دشوار است. شاید از همین روست که در منابع جدید نیز نظرات متفاوتی دربارۀ آن ها ابراز شده است. در این مختصر، پس از ذکر چند دیدگاه مختلف دربارۀ اصطلاح مورد نظر و نقد اجمالی آن ها، به تعریف قصه، قصّه عامیانه، قصّه پریان و شباهت ها و تفاوت های قصه و اسطوره می پردازیم. به این مناسبت، ابتدا این گونۀ ادب شفاهی را «قصه» می نامیم.
قصه در لغت از مادۀ قَصَّ یَقُصُّ به معنای دنبال کردن چیزی است. «این معنا به تدریج بر کسی اطلاق شده است که دنبال گذشته و اخبار پیشینیان رفته و از وی با تعبیر قاص یا قصه خوان یاد شده است. به تدریج معنای لغوی قصه و قصه گو اندکی تغییر یافته و به کسی که اخبار گذشته را نقل می کند یا حتی مطلبی را تعریف و بیان می کند، قاص اطلاق می شود. جمع قصه، یعنی قصص، در عربی به معنای حکایت و داستان است. در زبان فارسی، قصه را با مترادف هایش معنا کرده اند. جوزف شیپلی در فرهنگ اصطلاحات ادبی جهان تعریفی بسیار عام از قصه ارائه کرده است: «به هر داستان منقول، چه به شعر چه به نثر، قصه می گویند» عمومیت این تعریف، دقت علمی آن را کاهش می دهد، آن هم با توجه به این نکته که در این تعریف می توان اصطلاحات دیگری را به جای قصه گنجاند، بدون آن که غرض مؤلف نقض شود.
در ادبیات داستانی آمده است: «به آثاری که در آن ها تأکید بر حوادث خارق العاده بیشتر از تحول و پرورش آدم ها و شخصیت هاست قصه می گویند. در قصه محور ماجرا بر حوادث خلق الساعه می گردد». بنا بر ویژگی های یاد شده، ظاهراً میرصادقی قصه را برابر tale یا folktale اختیار کرده است.
رضا براهنی در تعریف مفصل خود از داستان، اشاره ای نیز به قصه دارد: «من داستان را شامل هر نوع نوشته ای می دانم که در آن ماجراهای زندگی به صورت حوادث مسلسل گفته شود. این طرز تلقی از داستان، بدان اشتمالی وسیع خواهد داد، به این معنا که داستان هم شامل حکایت و افسانه و اسطوره (خواه منظوم خواه منثور) خواهد بود و هم شامل قصه به معنای امروزی آن یعنی رمان.(خدیش 1387- 12-10)
2-8- 1-قصۀ عامیانه
چندان مشخص نیست که بر چه مبنایی یک قصه را عامیانه می خوانیم و دیگری را نه.
ظاهراً اصطلاح قصۀ عامیانه رواج عام دارد ولی باید گفت که هیچ معیار دقیقی برای سنجش عامیانه بودن یا نبودن یک داستان وجود ندارد. محمدجعفر محجوب در این باره بحث مختصری دارد: «آیا داستان عامیانه داستانی است که موضوع آن باب پسند عامه باشد (ولو آن که به نثر فصیح ادبی نگاشته شده باشد) یا آنچه به سبک عوام و با نثر (یا شعر) عامیانه نگارش یافته باشد (ولو ان که موضوع آن مورد قبول خاطر خواص نیز قرار گیرد) و یا آن که هر دو شرط را باید در اطلاق چنین صفتی به داستان مورد توجه قرار داد؟ در این باب داوری قطعی دشوار است. چه بسیار قصه های تخیلی و عاری از حقیقت یا دارای محتوای عامیانه می توان یافت که با نثر علمی یا نظمی دقیق و فصیح و شیوا تحریر شده (مانند سندبادنامه، بهار دانش، هزار و یک شب و غیره) عکس قضیه نیز صادق است. از این گذشته، بعضی از داستان ها هست که به هر دو شیوه نگاشته شده و تحریر ادبی و تحریر عامیانۀ آن هر دو در دست است.
جمال میرصادقی با توجه به مخاطبان اثر، آن را عامیانه می خواند: «منظور من از قصه های عامیانه قصه هایی است که مخاطب آن ها در گذشته اغلب تودۀ عامی بوده اند که غالباً سواد خواندن و نوشتن نداشته اند و به قصۀ نقالان و قصه گویان گوش می داده اند و تحقق آرزوها و امیدهای خود را در آن ها می دیده اند و شاید به همین دلیل وجه تسمیۀ عامیانه را به این قصه ها داده اند. کودکان طالبان واقعی این نوع قصه ها هستند».
قصه های عامیان

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، اندیشه اسلامی Next Entries مقاله رایگان با موضوع قصه های عامیانه، خودآگاهی، پورنامداریان، زیبایی شناختی