مقاله رایگان با موضوع ادبیات تطبیقی، ادبیات تطبی، ادبیات شفاهی، هزار و یک شب

دانلود پایان نامه ارشد

ن ها از جمله ی داستان های خیال و وهم قرار می گیرد و در قالب رمان ارائه می گردد.
جوان کتلین رولینگ، کسی است که داستان های پاتر را نگاشته است. او یک نویسنده ی حرفه ای نیست، این را می توان از سبک نویسندگی او که یک سبک ساده و به دور از فخامت و پیچیدگی است دریافت.
رولینگ پیش از نوشتن داستان های پاتر زندگی خوب و مناسبی ندارد، نه از نظر مالی و نه از نظر عاطفی. او زنی است که با داشتن دو فرزند از شوهرش جدا می شود و برای گذران زندگی دست به کارهای مختلفی می زند، همان گونه که بیان شد رولینگ یک داستان نویس حرفه ای نیست ولی به گفته ی بسیاری از محققان از هوش و زیرکی ویژه ای برخوردار است. او قصه پرداز ماهری است که خوب می داند چگونه مخاطب خود را جلب کند.
به رغم موفقیت فراوان رولینگ که با چاپ مجموعه داستان های پاتر نصیبش گردیده است، بسیاری از صاحب نظران و محققان که در عرصه ی نویسندگی و یا ادبیات کودک فعالیت دارند، داستان های رولینگ را برنمی تابند و آن را مضر به حال نوجوانان و سلامت فکریشان می دانند. برخی نیز نسبت به آن دیدی به نسبت بی طرف دارند و اگر آن را خوب نمی دانند، بد هم نمی دانند. گروهی نیز از آن می ستایند و به کار رولینگ ایمان دارند.

‌2-1-تعريف مساله و بيان سؤالهاي اصلي تحقيق:‌

در طول دوره اسلامی ادبیات مکتوب و شفاهی در کنار هم قرار داشتندو دائما بر یکدیگر تاثیر گذاشته اند.سابقه کاربرد ادبیات شفاهی به قبل از دوران اسلامی(وابسته به دربار پادشاهان و دین زرتشتی)میرسد.وجود همین روایت های شفاهی دوران کهن در آثار متاخر نشان از سنت داستان گویی و ارتباط میان ادبیات مکتوب و ادبیات شفاهی دارد.در اینگونه آثار که در آنها ادبیات شفاهی و مکتوب به هم می پیوندند،سعی نویسنده بر آن بوده تا با استفاده از سبک های عروضی و آهنگین کردن کلام،سخن را هرچه گیرا و زیباتر ارائه کند. قصص منثور عیاران متاثر از حماسه های پهلوانی چون سمک عیار و داراب نامه،از نمونه هایی هستند که بیشتر به ادبیات شفاهی نزدیک هستند تا ادبیات مکتوب.
وجود مشترکات میان ادبیات سایر ملل(و ادبیات و رشته های دیگر هنری و علمی) در سال های اخیر منجر به پیدایش مباحثی چون:ادبیات بیگانه جهان وطنی،غیر بومی مآبی،خاورشناسی و ادبیات همگانی گردید.(ر.ک ساجدی:1387، 56و58)و (ایوشورل: 1386، 26 ).موارد یاد شده زمینه را برای پیدایش رشته ای جدید به نامادبیات تطبیقی آماده کرد.
هزارو یک شب یک اثر ادبی-داستانی شرقی است که میتوان در آن نمونه هایی از جادوهای کهن شرقی را دید.این اثر با ترجمه ی فرانسوی آنتوان گالان(در قرن هجدهم)به اروپا راه پیدا میکندو در آن سرزمین مورد توجه بسیاری از بزرگان و نویسندگان و پژوهشگران غربی قرار میگیرد.از آثار ادبی بنام معاصر که در غرب به وجود آمده و می تواند نشانه هایی از هزارو یک شب را در خود داشته باشد،داستان های هری پاتر است.داستان های هری پاتر از داستان های بلند وهمی-تخیلی است که به بسیاری از زبان های زنده دنیا ترجمه گردیده است.در این اثر نشانه های فراوانی از آثار ادبی دیگر غربی و(به ویژه)شرقی دیده میشود.
در این پایان نامه پس از معرفی هزارویک شب و داستان های هری پاتربه عنوان دو اثر ادبی داستان های شرقی و غربی،موجودات وهمی و خیالی موجود در این دو اثر مقایسه و بررسی می شوند.این کار به کمک ابزار وروشی که ادبیات تطبیقی در اختیار پژوهشگر می گذارد امکان پذیر میشود.ادبیات تطبیقی با بررسی دقیق آثار ادبی ملت ها،نقاط مشترک فرهنگی و دادو ستدهای ادبی آنها را مشخص مینماید
سوال های اصلی تحقیق:
1)موجودات وهمی و خیالی به طورکلی براساس اسناد معتبر چگونه تعریف می شوند؟
2)این موجودات در داستان های هزارویک شب و هری پاتر چگونه معرفی شده اند؟
3)عملکرد این موجودات در این داستان ها چگونه است ؟
4)چه شباهت و تفاوت هایی بین موجودات وهمی – خیالی در این دو اثر وجود دارد؟

1-3-ضرورت پژوهش
در دوره ای که همه ی ملت ها و فرهنگ ها در تلاشند تا هویت ملی خود را در دنیایی که عنوان دهکده جهانی به آن داده شده است، بازیابند، حفظ داشته ها و میراث فرهنگی خود کاری مهم و از مسلمات است. در این دوران که بسیاری از کشورهای به اصطلاح متمدن که سال های به مدنیت رسیدن آنها از دو قرن تجاوز نمی کند به دنبال راهی برای یافتن عقبه فرهنگ نداشته ی خود هستند و دست به هر کاری می زنند تا با هر روشی که شده این ضعف هویتی را برای نسل جوان خود جبران کنند، جای تاسف است اگر ملتی با پشتوانه فرهنگی چند هزار ساله نسبت به مفاخر و ارزش های فرهنگی خود بی تفاوت بماند و تنها تماشاگر هضم فرهنگ غنی خود در این آشفته بازار جهانی باشد. البته این سخن منافاتی با تبادل فرهنگی ندارد، بلکه با توارد فرهنگی در تضاد است؛ اینکه مولوی را شاعری غیر ایرانی بنامند، ظلمی مضاعف است که هیچ توجیهی برای آن متصور نیست.
آنچه در حال حاضر ضروری می نماید، شناخت صحیح از فرهنگ خودی و مطالعۀ دیگر فرهنگ ها و پیدا کردن ارتباط موجود میان فرهنگ خودی و فرهنگ بیگانه است تا از این طریق هم داشته های خود را بهتر بشناسیم و هم متوجه باشیم که چه مقدار از این داشته ها را به دیگران وام داده ایم و تا چه اندازه وام دار دیگران هستیم. به این ترتیب این نکته هم مشخص می شود که تا چه اندازه در پیشرفت های علمی و ادبی جهان نقش ایفا کرده ایم.
1-4- پیشینۀ پژوهش:
تاکنون دیده نشده است که در اثری به بررسی و مقایسۀ موجودات وهمی- خیالی دو اثر به صورت جزئی پرداخته شده باشد و موجودات وهمی خیالی این دو اثر بیشتر به صورت جداگانه مورد بررسی قرار گرفته اند. البته آثاری هست که در آنها هزار و یک شب و هری پاتر با آثار ادبی دیگر مورد مقایسه قرار گرفته باشد.
دربارۀ هزار و یک شب چند کتاب و مقاله دیده شده است از جمله:
1- عشق و شعبده در هزار و یک شب از «نغمه ثمینی»
2- تحلیلی بر هزار و یک شب از «رابرت ایروین» ترجمه فریدون بدره ای.
دربارۀ موجودات و همی خیالی می توان به آثار زیر اشاره کرد.
1- عجایب نامه، نویسنده: محمد محمودی همدانی.
2- عجایب المخلوقات و غرائب الموجودات. نویسنده: محمودبن محمدالمکمونی قزوینی.
1-5- هدف پژوهش:
در این پژوهش تلاش شده، پس از معرفی دو اثر انتخاب شده، موجودات وهمی و خیالی این آثار معرفی و ذکر شوند و نشان داده شود که این موجودات تا چه حد در دو اثر قابل انطباق هستند و در نهایت اثر پذیری داستان های هری پاتر از هزار و یک شب را به اثبات برسانیم.

1-6-فرضيه ها:‌
1- شباهت ها و تفاوت های بسیاری در این دو اثر مشاهده می شود.
2- ریشه ی موجودات وهمی و خیالی در فرهنگ دو ملت(شرق و غرب) بسیار به هم نزدیک و شبیه است.
3- نوع پردازش حکایت پردازی در دو داستان با هم تفاوت بسیار دارد.

1-7- روش پژوهش:
در این پایان نامه پژوهش به صورت کتابخانه ای انجام می شود. در ابتدا مجموعه داستان های هزار و یک شب و رمان های هری پاتر مطالعه و یادداشت برداری شد. سپس مجموعه مقالات و کتابها و پایگاه های اطلاع رسانی در ارتباط با موضوع، مطالعه و سپس یادداشت برداری گردید.

فصل دوم
مختصری از ادبیات تطبیقی و ادبیات داستانی

فصل دوم
2- مختصری از ادبیات تطبیقی و ادبیات داستانی
2-1- ادبیات تطبیقی
تطبیق روشی است که در سایر شاخه های دانش بشری اعم از علوم انسانی و علوم دقیق مانند: اقتصاد (اقتصاد تطبیقی)، روان شناسی (روان شناسی تطبیقی) و پزشکی (پزشکی تطبیقی) نیز متداول است، اما آنچه در این جا مورد نظر است، ادبیات تطبیقی و رابطه ای است که بین ادبیات و تطبیق وجود دارد.
وجود مشترکات میان ادبیات سایر ملل (و ادبیات و رشته های دیگر هنری و علمی) در سال های اخیر منجر به پیدایش مباحثی چون: ادبیات بیگانه جهان وطنی، غیر بومی مآبی، خاورشناسی و ادبیات همگانی گردید. (ر.ک ساجدی: 1387، 56 و 58) و (ایوشورل: 1386، 26). موارد یاد شده زمینه را برای پیدایش رشته ای جدید به نام «ادبیات تطبیقی» آماده کرد.
ادبیات تطبیقی در دوران معاصر نقشی اساسی در شناخت ادبیات ملی و فراملی ملت ها دارد. به همین سبب روز به روز بیشتر مورد توجه و کنکاش قرار گرفت و سیری تکاملی را پیمود و این روند همچنان ادامه دارد.
ادبیات تطبیقی برای نخستین بار در فرانسه به وجود آمد و پژوهشگران فرانسوی نخستین کسانی بودند که این شیوه را در تحقیقات ادبی پیش گرفتند. عبارت ادبیات تطبیقی در فرانسه و در سال 1817 م به کار برده شد. اما ویلمن1 آن را به معنای واقعیش در سال 1828 م به کار برد.
بسیاری از صاحب نظران چون: ایوشورل2، طه ندا، جواد حدیدی، انوشیروانی و دیگر پژوهندگان در زمینه ی ادبیات تطبیقی سعی نموده اند تا ادبیات تطبیقی و حوزه های آن را مشخص نمایند.
خلاصۀ سخنان آنان در این زمینه:
– ادبیات تطبیقی دارای خاستگاهی غربی و بالتبع متمایل به این فرهنگ است.
– ادبیات تطبیقی به بررسی روابط تاریخی میان ادبیات ملی یک کشور با ادبیات دیگر زبان ها و بده بستان های فرهنگی و ادبی میان آنها می پردازد.
– منظور از ادبیات تطبیقی انجام اقداماتی عقلایی با مطالعه بر روی هر چیزی که بتوان گفت «ادبی» است، می باشد.
– ادبیات تطبیقی به مجموعه ای از متون اطلاق نمی شود بلکه نگاه گسترده ای است از تحقیق در باب ادبیات
– ادبیات تطبیقی سعی می کند تا درک بهتری از خود و دیگران و رابطه ای که میان آنها وجود دارد ارائه دهد.
– ادبیات تطبیقی رشته ای بین رشته ای و مستقل و دارای تعاریف و حوزه های خاص خود است.3
ادبیات تطبیقی در روند تکاملی خود به دو مکتب تقسیم می شود، یکی مکتب نخستین ادبیات تطبیقی که با روی کار آمدن در فرانسه شکل گرفت و دیگری مکتب آمریکایی آن.
در مکتب نخست ادبیات تطبیقی شاخه ای از تاریخ است و وجود روابط تاریخی بین آثار ادبی به زبان های متفاوت، شرط اصلی و اساسی برای ورود به حوزه ی آن به حساب می آید. این مکتب بر دو اصل تأثیر و ارتباطات ادبی استوار است و در آن هدف تطبیق یا مقایسه ی دو اثر نیست، بلکه تطبیق روشی برای تبیین تعاملات و مبادلات ادبی بین ملت های مختلف است.

2-2- ادبیات داستانی
در طول دوره اسلامی ادبیات مکتوب و شفاهی در کنار هم قرار داشته و دائماً بر یکدیگر تأثیر گذارده اند. سابقه ی کاربرد ادبیات شفاهی به قبل از دوران اسلامی (وابسته به دربار پادشاهان و دین زردشتی) می رسد. وجود همین روایت های شفاهی دوران کهن در آثار متأخر نشان از سنت داستان گویی و ارتباط میان ادبیات مکتوب و ادبیات شفاهی دارد. در این گونه آثار که در آنها ادبیات شفاهی و مکتوب به هم می پیوندند، سعی نویسنده بر آن بوده تا با استفاده از سبک های عروضی و آهنگین کردن کلام، سخن را هرچه گیرا و زیباتر ارائه کند. قصص منثور عیاران متأثر از حماسه های پهلوانی چون سمک عیار و داراب نامه، از نمونه هایی هستند که بیشتر به ادبیات شفاهی نزدیک هستند تا ادبیات مکتوب.
تأثیر مذهب در ادبیات داستانی چه قبل و چه بعد از اسلام به خوبی روشن است. تأثیر دین زردشتی در آثار و منابع ادبی پیش از اسلام و تأثیر دین اسلام در آثار پدید آمده در دوران اسلامی به خوبی نمودار است. البته در منابع ادبی پیش از اسلام داستان های بسیط و کاملی ارائه نمی شود و آنچه دیده می شود قطعاتی از داستان های حماسی کهن است.
ادبیات داستانی تحت تأثیر ادبیات دیگر زبان ها چون ادبیات عربی و هندی نیز قرار گرفته است. موضوعات مذهبی با ریشه ی عربی اعم از داستان زندگی پیامبران و امامان و موضوعات در ارتباط با بزرگان دین از نمونه هایی هستند که بر ادبیات فارسی تأثیر گذارده اند.
ادبیات هندی نیز از دوران پادشاهی خسرو انوشیروان به ایران وارد می شود و مورد توجه شاهان و درباریان واقع می شود و تأثیرات ماندگاری بر ادبیات فارسی می گذارد.
ادبیات داستانی به ادبیاتی گفته می شود که ویژگی هایی چون: به نثر نوشته شدن، خارج بودن از دایره ی سخن معمول و واقعی و دخالت داشتن ذهنیت نویسنده در پدید آمدن آن، وجود ارتباطی معنوی میان این ادبیات با دنیای واقع را دارا باشد.

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع هزار و یک شب، اندیشه اسلامی Next Entries مقاله رایگان با موضوع قصه های عامیانه، خودآگاهی، پورنامداریان، زیبایی شناختی