مقاله رایگان با موضوع آموزش زنان، روزنامه نگاران

دانلود پایان نامه ارشد

اهداء كرده اند. خانم «بامداد» مي‏نويسد، زني كه كارش رخت شويي بود به مجلس آمد و يك تومان پرداخت كرد و خواستار مشاركت در امر تاسيس بانك ملي گرديد. مجلس و انجمن زنان و روزنامه «نداي وطن» نامه يكي از زنان قزوين را منتشر كردندكه خطاب به «سعدالدوله» نماينده مجلس كه در تدوين قانون اساسي سهمي داشت، تحرير يافته بود. نويسنده نامه پيشنهاد كرده بود كه مايل است جواهراتي را كه براي روزهاي دشوار زندگي پس انداز كرده است، تقديم كند و همچنين همسايه اين زن كه خود بيوه اي تهيدست و مادر يك طفل خردسال بود چند تكه از وسايل خانه خويش را به مجلس آورده بود تا در راه تاسيس بانك هزينه گردد. البته همه كساني كه به تشكيل بانك كمك كردند تهيدست نبودند و پول هايي كه پرداخت ميشد همه ناچيز نبود.
مثلاً يك زن ارث خود را كه مبلغ پنج هزار تومان بود اعطا كرد و زنان ديگري نيز به چنين امدادهاي سخاوتمندانه اي دست زدند. روزنامه ها، اقدامات زنان را مورد ستايش قراردادند و مردان توانگري را كه سرمايه خويش را به بانك هاي اروپايي منتقل ساخته بودند و نسبت به مسائل اجتماعي ايران بي اعتنا بودند، به باد انتقاد گرفتند و نوشتن كه: چه مردي كه او كمتر از زن بود؟!!
زنان ملي گراي ايراني همچنين در جنبش حمايت از كالاي بومي و عدم خريد منسوجات وارد شده اروپايي مشاركت كردند. اين اقدام زنان به جنبش زنان هندي مي مانست كه در همين دوره كالاهاي انگليسي را تحريم كرده بودند. اين اعتقاد وجود داشت كه تحريم منسوجات اروپايي، ملت را از وابستگي به مولدان و سوداگران اروپايي رها خواهد ساخت. بنابراين، دانش آموزان مدارس با غرور به پوشيدن لباس هاي بوي همت گماردند و زنان در تبريز طي اجتماعي، ضن تحريم كالاي بيگانه از مردم خواستند كه براي مدتي لباسهاي كهنه خود را بپوشند و اميدوارانه به توليد منسوجات داخلي چشم بدوزند. طلوع آگاهي آميخته به انتقاد را درباره موضوعات مربوط به زنان مي توان در مراحل آغازين جنبش ملي گرايي مشاهده كرد. اما مبارزه عليه كالاهاي خارجي به تدريج بسط يافت و به شيوه پوشش زنها نيز شامل گرديد و همين امر، زنان و مرداني را كه از ايشان حمايت مي كردند به شدت آزرده خاطر ساخت. از اين رو كراراً اعضاي انجمن زنان از رفتار ددمنشانه برخي از مردان كه در خيابانها و بازارها زنان را به خاطر پوشيدن چادرهاي قشنگ و كفش هاي پاشنه بلند، مورد بي حرمتي قرار داده بودند، لب به شكايت گشودند. در اين مورد روزنامه ها نوشتند كه هدف جنبش ملي گرايي تحريم منسوجات خارجي است و نه انتقاد از لباس زنان.
جنبش ملي گرايي در اعلاميه خود از مردان خواست كه براي اثبات غيرت و حفظ ناموس خويش به جنبش بپيوندند و عليه بي اخلاقي و خودكامگي و فقر و بي قانوني نبرد كنند. در اين اعلاميه گفته شدكه به سبب اينكه مردان ايراني از عرصه مسئوليتهاي اجتماعي خود را كنار كشيده اند، ضرورت؛ نسوان ناتوان و زمين گير و نوميد و فرزندان خردسال ملت معروض زورگويان و استثمارگران خارجي و داخل شده اند.
همچنين سازمان دموكراتهاي اجتماعي، اوضاع اين دوره را چنين تصوير كرد: «حكام خودكامه و ظالم و بدخواه و مشرك و بي دين و دشمن دين محمد (ص) خود مظهر بي اخلاقي و نشانه تباهي عصر ما هستند»
«اصف الدوله»، حاكم خود راي و حريص قوچان كه از گردآوري ماليات از روستائيان تهيدست عاجز مانده بود، دختران كشاورزان را به تركمن ها و ارمني هايي كه در آن سوي مرز ايران و در عشق آباد مي‏زيستند، فروخت علاوه بر اين گزارش هايي از رشت ابلاغ مي كرد كه در اين شهر فسق و فجور و باده گساري گسترش يافته است، چندانكه ارزش و هنجارهاي فرهنگي مورد تهديد قرار گرفته اند. همچنين چند زن كه براي يافتن شوهران فراري خود به مرز ايارن و قفقاز رفته بودند، مورد بي حرمتي افراد اوباش قرار گرفتند و در نتيجه مردن ايران را به خشم آوردند. گفتني است كه در اين موارد «نيز سازمان دموكراتهاي اجتماعي» مردان ايراني را مورد نكوهش قرار داده و بدين شرح بر آنها تاخته است: اي سربازان ايراني و اي عامل دستگاه دولت، آيا زني كه مورد بي حرمتي قرار گرفته خواهر و ناموس شما نيست؟ آيا او همسر يكي از همكيشان شما نيست؟ آيا شما، پاسداران شرف و ناموس مردم ايران نيستيد؟ اينك به علت استبداد حكومت، اين دو زن آواره گرديده اند و مورد تهديد سربازان روس قرار گرفته اند. اگر به راستي حميت و غيرت داريد ناموس خود را از سربازان روس و اوباش داخلي حفظ كنيد و به خاطر يك قرص نان به او بي حرمتي نكنيد. سيد محمد طباطبايي مي خواهد ناموس شما مصون بماند. وي مي‏خواهد شما را از يوغ حكومت خودكامه آزاد كند، تا ديگر از شما هتك حيثيت نشود.
نتيجه اعلاميه انتقاد آميز سازمان دموكرات هاي اجتماعي روشن بود:
شرف يك مرد ايراني و حرمت او در كشورش و نيك نامي و حيثيت او چيزي بود كه همواره به وسيله پاكدامني و نگهداري زن در خانه اندازه گيري مي شد.
اگر زن ايراني در خانه رفتاري غير اخلاقي پيش مي گرفت، در آن صورت اين پدر و شوهر و برادر او بودند كه سرافكنده و بي اعتبار مي گرديدند. اما اينك زن ايراني از سوي حكام مستبد و عوامل بيگانه چون روسها و تركمن‏ها و ارمني‏ها مورد بي‏حرمتي قرار مي گرفتند و از اين رو بر مردان ايراني فرض بود كه برخيزند و از اهانت به شرف ملي خويش جلوگيري كنند.
حتي اگر بسياري از مردان مشروطه خواه مي خواستند كه از موقعيت زنان در جهت تحقق آرمانها سود جويند، ديگر با توجه به سياسي شدن زنان و مشاركت ايشان در جنبش ملي، چنين امري ميسر نمي گرديد. زيرا مسائل مربوط به زنان چنان ابعادي يافته بود كه الزاماً خود آنها ميبايد در كارها دخالت مي ورزيدند. بنابراين اولين قدمي كه زنان لازم بود بردارند، تاسيس مدارس و انجمن هاي زنان بود. قانون انتخابات 1906 با صراحت كامل، زنان را از تلاشهاي سياسي بازداشت و همچنين مجلس و تقاضاي ايشان داير بر اينكه رسماً مورد حمايت قرار گيرد، توجه چنداني نكرد. در سي ام دسامبر 1906 كه مظفر الدين شاه فرمان مشروطيت را توشيح كرد، مجلس تقاضاي زني را منتشر ساخت كه خواستار حمايت رسمي از اموزش زنان و مشاركت اجتماعي ايشان شده بود.
در اين نامه كه خطاب به «سيد محمد طباطبايي» نگارش يافته بود از دولت درخواست ميگرديد كه مدارس دختران را نيز مانند مدارس پسران مورد حمايت قرار دهند و متذكر شده بود كه ايران از آن رو كه در زمينه هاي اقتصادي و اجتماعي عقب مانده است كه ژاپن نيز كه مدل پيشرفت آسيايي براي ملي گرايان ايراني به شمار مي آمد به علت ارتباط خود با غرب به چنين توسعه اي نيل نكرده بود، از اين گذشته دانشمندان و فيلسوفان اروپايي، برخي از افكار و نظرات خود را از متفكران ايراني دريافت كرده بودند. اما ايران در اين زمان به علت محروميت زنان از تعليم از كاروان تمدن دور افتاده بود. طبيعي است كه هرگاه مادري از تربيت و تحصيل برخوردار نباشد، مخصوصاً در جوامع كنوني، واجد شرايط لازم براي پرورش فرزندان خويش نخواهد بود.
گفتني است كه پاسخ مجلس به نامه مزبور كه البته حاوي نظر اكثر مردان مشروطه خواه بود، تصريح ميكرد گرچه «تغييراتي در كشور در شرف وقوع است، اما با اين همه، ضرورت دارد كه پايگاه سنتي زن و مرد همچنان بي هيچ تغييري حفظ شود» مجلس بر سخن خود افزوده بود كه «البته بين زن و مرد از نظر عقل و شعور تفاوتي وجود ندارد، اما با اين حال، نوعي آموزش محدود براي زنان كافي است.»
بعبارت ديگر، «آموزش زنان بايد محدود به كودك آوري و كودك پروري و خانه داري و حراست از شرف و اطلاعات ديگري كه به اخلاق و معيشت خانواده مربوط مي گردد، باشد. مشاركت در سياست و امور حكومت حق ويژه مردان است و در حال حاضر زنان نمي توانند به آن مبادرت ورزند.»
بدين ترتيب زنان ايراني بيش از آنكه منتظر حمايت دولت و كمكهاي قانوني بمانند به سازماندهي خود پرداختند و به شيوه هاي خلاق به تاسيس و اداره مدارس زنانه و مراكز بهداشتي و درماني و كانونهايي براي نگهداري و تربيت كودكان بي سرپرست دست زدند. در ماه مارس 1838 مبلغان ديني امريكايي چند مدرسه دخترانه در شهر اروميه بازكرده بودند كه عموماً دوشيزگان ارمني در ان تحصيل ميكردند. قابل ذكر است در اين مدارس تحصيل رايگان بوده و علاوه بر اين بابت كتاب و منابع درسي و غذا و مسكن نيز چيزي دريافت نمي گرديد و هدف از اين كار ان بود كه خانواده ها ترغيب شوند و دختران خود را براي تحصيل به اين مدارس بفرستند. طي چند دهه بعد. مدارس مشابهي نيز در تهران و تبريز و مشهد و همدان و رشت تاسيس شدند اما به هرحال، نخستين بار دختران مسلمان ايراني در مدارس امريكايي حضور يافتند و به تحصيل همت گماردند. البته مدارس امريكايي توفيق نيافتند كه گروه كثيري از دوشيزگان ايراني را به خود جلب كنند زيرا از يك سو جامعه ايراني با نظري منفي به آموزش دختران خود مي نگريست و از سوي ديگر مردم چنين مي پنداشت كه هدف تعليمات غربيان و مسيحيان در ايران چيزي جز تبليغات ديني نيست. از اين رو حتي ديدار «ناصر الدين شاه» از مدرسه امريكايي تهران كه در 1890 صورت گرفت نتوانست اين نگرش منفي را تغيير دهد. اما با طلوع انقلاب مشروطيت، تحول عظيمي در آموزش زنان ايراني پديد آمد. بدين معني كه در بيستم ژانويه 1907 در ضمن برگزاري يك گردهمايي بزرگ در تهران، زنان قطعنامه اي را كه شامل دو بند بود تصويب كردند. بند اول بر تاسيس مدارس زنانه تاكيد داشت و بند دوم خواستار حذف جهيزيه سنگين براي دختران بود و چنين استدلال مي كرد كه بهتر است پولي كه صرف تدارك جهيزيه مي‏شود، در راه آموزش دختران هزينه شود. به بركت اين اقدامات در آوريل 1910 پنجاه مدرسه دخترانه در تهران تاسيس گرديد و در پي آن، زنان نخستين كنگره آموزشي خود را نيز در پايتخت برگزار كردند.
در خور ذكر است كه روزنامه نگاران انگليسي از اين جنبش كه البته مورد حمايت مردان دموكرات اجتماعي نيز بود، گزارش هايي تهيه كردند كه در لندن چاپ و منتشر گرديد. چند جمله اين گزارش بدين شرح است:
شگفت نيست اگر ملاحظه كنيم كه امواج جنبش حاميان حقوق زن در ايران تا سواحل دور دست اين كشور بسط يافته است و آرمان گرايان جوان و ذكور ايراني درباره موضوعاتي چون سوسياليسم و رفاه اجتماعي و كار و سرمايه به تاملاتي نظري پرداخته اند و در همان حال با دعوت از زنان براي ورود در اين موضوعات، بر مشكلات خويش افزوده اند. اما قرائني وجود دارند كه نشان مي دهند زنان ايراني خواستار آموزش هاي اروپايي براي دختران خود نيستند.
در سال 1913 نشريه شكوفه كه متعلق به زنها بود فهرستي از اسامي شصت و سه مدرسه دخترانه را در تهران منتشر كرد كه حدود دو هزار و پانصد دانش آموز داشتند. در اين نشريه اعلام گرديده بود كه از هر هفت تن محصل تهراني يك تن دختر است.
در خور توضيح است كه مسائل دخترانه با انجمن هاي زنان ارتباط منظم داشتند. در اين زمينه شوستر مي نويسد: «شماري از انجمن هاي نيمه سري زنان كه به وسيله يك كميته مركزي هماهنگ مي گرديدند، در تهران وجود داشتند. در اين كميته يك دفتر تحقيق نيز داير بود كه به پرسشهاي زنان پاسخ ميداد.» اما به هرحال، بسياري از امور مربوط به انجمن هاي زنان بر ما معلوم نيست و مثلاً بخش عظيمي از فعاليت آنها را نميدانيم. برخي از اعضاي انجمن هاي زنان براي روزنامه هاي آن دوره مطلب مي نوشتند و به تشريح موضوعات سياسي و اجتماعي موجود مي‏پرداختند. نوشته هاي مزبور و خاطراتي كه به رشته تحرير درآمده اند و گزارش هاي زناني كه خود در جريان كارها مشاركت داشتند. طرحي وسيع از جنبش زنان تلاشگر و انديشمند ايران به دست ميدهد. از آن گذشته اين منابع كه به راستي در حكم تاريخ اجتماعي زنان ايران در دوره جديد است، تاريخ اين كشور را كه همواره درباره مردان نگارش يافته است، به چالش فرا مي خواند.
شماري از انجمن هاي زنان ايران كه در فاصله سالهاي 1907 و 1911 به اقدامات مهمي همت گمارده اند بدين شرح است: «انجمن هاي آزادي زنان» كه در اوايل 1907 تشكيل گرديد. «اتحاديه غيبي نسوان» كه در حقيقت يك سازمان مخفي محسوب مي گرديد و در سال 1907 پي

پایان نامه
Previous Entries مقاله رایگان با موضوع حقوق زنان، نظام ارزشی، ایفای نقش، اشتغال زنان Next Entries مقاله رایگان با موضوع حقوق زنان، انقلاب مشروطیت، اجتماعی و سیاسی، ناصرالدین شاه