مقاله درمورد هیات مدیره، اندازه شرکت، عملکرد شرکت، ایفای نقش

دانلود پایان نامه ارشد

تابعه را فعال نماید. در این زمینه اقدامی که مقامات ناظر متخصص می توانند در جهت کمک به بهره گیری شرکت ها از این مکانیسم ها انجام دهند تدوین منشورهای نمونه این کمیته ها می باشد(همان منبع).
2-2-4) ترکیب هیات مدیره
قرن جدید با تغییرات شگرفی در حاکمیت سازمانی به خصوص هيأت‌های مدیره از لحاظ ویژگیهای کارکردی ، ماهوی و جایگاه و فلسفه وجودی آنها همراه است. تا پیش از بازندیشی های عمیق در اساس و بنیان وجودی هیات مدیره ها، انتخاب اعضاء بدون هیچ گونه معیار و ضابطه خاصی و تنها به صورت غیر رسمی و براساس خویشاوندی، رفاقتهای دیرینه و یا همکاری و منافع مشترک صورت می گرفت که این شیوه از انتخاب نخستین پیامدی که داشت فقدان تخصصهای کافی و متنوع در ترکیب هیات مدیره بود (علوی و همکاران، 1389). ترکیب هیات مدیره به عنوان یکی از مهمترین ابعاد تعالی ساز آنها، همواره تحت تاثیر عوامل متعددی است. این عوامل از عوامل شرکتی گرفته تا عوامل قانونی، حاکمیتی، بازاری و فرهنگی می توانند چیدمان صندلی هیات مدیره ها و انتخاب افراد مناسب را دستخوش تغییرات گسترده ای کنند. باید به صراحت اذعان داشت که ترکیب هیات مدیره در تمام ابعاد خود از اهمیت فراوانی برخوردار است. بدون تردید تغییر در آرایش، ماهیت و ترکیب اعضاء پیرامون میز هیات مدیره می تواند اثرات متفاوتی را در پیگرد خود داشته باشد. سنگینی طرف اعضای اجرایی بر اعضای غیر اجرایی و یا بالعکس، افزایش یا کاهش تعادا اعضای مستقل در هیات مدیره ، مشخصا با توجه به نوع و اندازه سازمان، چرخه عمر آن، نقش آن در بازار و… می تواند سرنوشت متفاوتی را برای سازمان رقم زند. ترکیب هیات مدیره می تواند هیات مدیره را در ایفای نقشهای آن یاری رساند یا مانعی بزرگ در اثربخشی نقشی آن شود. چگونگی ایفای نقشهای استراتژیک، نظارتی، خدماتی و… وابستگی زیادی به نوع ترکیب هیات مدیره دارد. هیات مدیره ها به عنوان عالیترین تیم سازمانی زمانی که از تیمی منسجم، مکمل و با ترکیبی مناسب از دانش، تجربه و تخصص های گسترده تشکیل شده باشد، قادر خواهد بود شرکت را در مسیر پیشرفت قرار دهد و موفقیت شرکت را در بلند مدت تضمین نماید.

امروزه یکی از مهمترین علل اثربخشی هیات مدیره ها را باید در ترکیب آنان و ویژگی های منتسب به آن شامل اندازه، استقلال اعضاء، تعداد عضویت اعضاء در سایر تیم ها، ساختار جنسیتی ترکیب هیات مدیره، متوسط سنی ترکیب و مواردی از این قبیل جستجو نمود. از منظر ون دروالت و اینگلی (2003) ترکیب هیات مدیره به گروهی از سرمایه های انسانی اطلاق می گردد که با گرد هم آمدن در تیمی به نام هیات مدیره از شایستگی و توانمندی های خود در جهت خلق ارزش افزوده ای جمعی برای شرکت و ذینفعان استفاده می نمایند. ترکیب این تیم شایسته خود از جنبه های متنوعی قابل تحلیل است که از جمله می توان به مواردی همچون اندازه هیات مدیره (تعداد افراد حاضر در ترکیب)، استقلال اعضای هیات مدیره (نبود هیچ گونه ارتباط قبلی و در حال حاضر با شرکت و فعالیت اجرایی در بخشهای مختلف آن)، ترکیب جنسیتی هیات مدیره (نسبت اعضای زن به مرد هیات مدیره)، چندعضویتی بودن اعضای هیات مدیره (عضویت یک عضو در سایر تیم های هیات مدیره)، سن متوسط ترکیب (متوسط سن اعضای هیات مدیره) و زمان فعالیت اعضاء (متوسط دوره تصدی گری اعضای هیات مدیره) اشاره نمود.
در باب اهمیت ترکیب هیات مدیره و جایگاه این موضوع در عملکرد موفقیت آمیز تیم هیات مدیره و شرکت، اغلب این پرسش مطرح می گردد که ترکیب هیات مدیره می بایست از چه جنبه های اساسی مورد بررسی قرار گیرد و هر یک از این جنبه ها چگونه با یکدیگر رابطه دارند. سوال دیگری که در این زمینه مطرح می گردد آن است که آیا صرف استاندارد سازی در هر یک از جنبه های ترکیب هیات مدیره می توان به یک ترکیب بهینه دست یافت؟ پاسخ به این سوال منفی است؛ چرا که برای تعیین ترکیب مناسب هیات مدیره می بایست عوامل موثر بر این ترکیب به طور گسترده مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به تاثیری که این ترکیب بر عملکرد هیات مدیره در ایفای نقشهای هیات مدیره می گذارد، تاثیر ترکیب یاد شده بر عملکرد شرکت را نیز مورد بررسی قرار داد. این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که با درک عمیق از جنبه های ترکیب هیات مدیره و اینکه چه جنبه هایی در چه شرایطی بر عملکرد شرکت موثرترند، می توان ترکیب هیات مدیره را با رویکرد مناسب تری آرایش بندی نمود.
تحقیقات گسترده ای در ارتباط با عوامل موثر بر ترکیب هیات مدیره وجود دارد که از جمله شاخص ترین و تازه ترین این تحقیقات می توان به تحقیقات (کوچنه، 2010؛ مارلین و گیگر، 2010؛ برگمن و هالت، 2012) اشاره نمود. از سوی دیگر اثر ترکیب هیات مدیره (از جنبه های مختلف) بر عملکرد تیم هیات مدیره و عملکرد شرکت نیز در تحقیقات خارجی مورد بررسی قرار گرفته است که از جمله می توان به تحقیقات (رشید و دیگران، 2010؛ چیانگ و لین، 2011) اشاره نمود. این در حالی است که در سطح ملی تحقیقاتی همچون (قالیباف اصل و رضایی، 1386؛ رسائيان، 1389؛ و نیک بخت و دیگران، 1389) اندک و ناکافی بوده و بیشتر این تحقیقات با رویکردی مالی در تحلیل اثرپذیری و اثرگذاری ترکیب هیات مدیره داشته اند. نتیجه ای که از بررسی تحقیقات انجام شده فوق می توان گرفت آن است که اولاً اثرات عوامل موثر بر ترکیب هیات مدیره و اثر جنبه های ترکیب بر عملکرد شرکتها پدیده ای یکسان با نتایج مشابه نیست و از کشوری به کشوری دیگر، از یک نظام حاکمیتی تا نظام حاکمیتی دیگر و از یک صنعت تا صنعت دیگر متفاوت است. دوماً در بسیاری از تحقیقات فوق نگاهی چند بعدی و البته تحلیلی که به مسئله تاثیرگذاری و تاثیر پذیری ترکیب هیات مدیره پرداخته باشد، وجود نداشته است که البته این خود نشان دهنده شکافی تحقیقاتی در این حوزه است.

2-2-4-1) عوامل موثر بر ترکیب هیات مدیره و جنبه های مختلف آن
نگاهی کلی به تحقیقات صورت پذیرفته در این حوزه بیانگر آن است که عمده عوامل موثر بر ترکیب هیات مدیره را می توان به پنج دسته عوامل شرکتی، فرهنگی، بازاری، حاکمیتی و قانونی تقسیم بندی نمود. در ادامه اثر این عوامل و مولفه های سازنده آن بر جنبه های مختلف ترکیب هیات مدیره مورد بررسی قرار می گیرد.
عوامل شرکتی
در بخش عوامل شرکتی مولفه هایی همچون اندازه شرکت، نحوه پخش شدن مالکیت سهام و نوع سرمایه گذاری در شرکت می تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه های آن موثر باشد. در ارتباط با اثر اندازه شرکت تحقیق برجسته کیل و نیکلسون (2003) نشان می دهد با افزایش در اندازه شرکت، اندازه ترکیب هیات مدیره افزایش می یابد، عضویت چندگانه بیشتر رواج پیدا می کند و اعضای مستقل هیات مدیره بیشتر می شوند. چیزما و کیم (2010) نیز معتقدند با افزایش اندازه شرکت، بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره افزوده می شود. این در حالیست که نینگ و دیگران (2008) عامل اندازه شرکت را موثرترین عامل در اندازه هیات مدیره می داند. از سوی دیگر شو و لین (2007) و چیزما و کیم (2010) معتقدند ساختار سرمایه گذاری بر ترکیب هیات مدیره موثر است؛ به گونه ای که در شرکتهایی که سرمایه گذاری مشترک داشته اند تعداد اعضای مستقل بیشتری به ترکیب هیات مدیره وارد شده اند. تحقیقات نشان می دهد که با قرارگرفتن مالکیت در دست گروه معدودی از افراد همچون مدیران شرکت، سهام داران، موسسان و سرمایه گذاران نهادی، اندازه هیات مدیره کاهش خواهد یافت. کنگ و دیگران (2007) نیز در بعد اثرگذاری میزان تمرکز در مالکیت سهام معتقدند در شرکتهایی که مالکیت سهام متمرکز است، ترکیب هیات مدیره دارای تعداد اعضای زن کمتر و میزان کمتری از اعضای مستقل خواهد بود. نینگ و دیگران (2008) نیز معتقدند مالکیت درونی (مالکیت توسط اعضای شرکت) بر اندازه هیات مدیره تاثیر منفی می گذارد. از سوی دیگر ویدبی (1997) معتقد است با قرار گرفتن تمرکز مالکیت در دست سرمایه گذاران نهادی، بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره افزوده می شود.

عوامل فرهنگی
در بخش عوامل فرهنگی مولفه هایی همچون پرهیز از عدم اطمینان، مردگرایی، فردگرایی و فاصله قدرت می تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه های آن موثر باشد. لی و هریسون (2008) با اشاره به اثر ابعاد فرهنگی هافستد بر ترکیب هیات مدیره معتقدند رابطه مثبتی میان عوامل پرهیز از عدم اطمینان، فرد گرایی و فاصله قدرت در محیط فرهنگی شرکت و تعداد اعضای مستقل هیات مدیره و رابطه منفی میان عامل مردگرایی و تعداد اعضای مستقل تیم هیات مدیره وجود دارد. از سوی دیگر این محققین معتقدند با افزایش فاصله قدرت و میزان فردگرایی اندازه هیات مدیره کوچک می شود؛ در حالیکه با افزایش مردگرایی و پرهیز از عدم اطمینان اندازه هیات مدیره بزرگ تر می شود.
عوامل بازاری
در بخش عوامل بازاری مولفه هایی همچون صنعت مورد فعالیت، شدت رقابت در بازار و پیچیدگی محیط می تواند بر ترکیب هیات مدیره و جنبه های آن موثر باشد. در بعد اثر صنعت مورد فعالیت بر ترکیب هیات مدیره هایلند و مارسلینو (2002) و کنگ و دیگران (2007) معتقدند که صنعت مورد فعالیت شرکت می تواند بر ترکیب هیات مدیره موثر باشد با این تفاوت که هایلند و مارسلینو (2002) معتقدند صنعت بر تنوع جنسیتی اعضای هیات مدیره اثر می گذارد و کنگ و دیگران (2007) این اثر را بیشتر بر تنوع سنی و استقلال اعضای هیات مدیره می دانند. در بعد پیچیدگی های محیطی، مارکاریان و پاربونتی (2007) معتقدند بسته به پیچیدگی بیرونی و درونی شرکت، ترکیب هیات مدیره دستخوش تغییر و تحول می گردد؛ به گونه ای که اگر پیچیدگی بیرونی محیط شرکت زیاد باشد، احتمال حضور نمایندگان گروه های ذینفع خارجی بصورت یک عضو مستقل در ترکیب هیات مدیره بالاتر می رود و اگر پیچیدگی درونی شرکت بالا باشد، اعضای اجرایی و متخصصان فنی صندلی های بیشتری از ترکیب هیات مدیره را اشغال می کنند. در ارتباط با مبحث رقابت در بازار نیز چنگ و دیگران (2008) معتقدند افزایش رقابت موجب تغییر در ترکیب هیات مدیره می شود و نیاز شرکت به حضور اعضایی مستقل بیشتر احساس می گردد. هرمالین و ویزبچ (2003) نیز معتقدند که در شرایط بد اقتصادی که میزان رقابت بازار برای بقا به حد نهایت خود می رسد، اندازه هیات مدیره کوچک می شود.
عوامل حاکمیتی
در بخش عوامل حاکمیتی مولفه هایی همچون تفکیک دو پست مدیرعاملی و ریاست هیات مدیره، هم راستایی اهداف سهام داران و مدیران، دوره فعالیت مدیرعامل و وجود الزامات حاکمیتی در رابطه با ترکیب هیات مدیره می تواند بر ترکیب یاد شده و جنبه های آن موثر باشد. در این ارتباط ووردکرز و دیگران (2007) اشاره می کنند در صورتی که مدیرعامل ریاست هیات مدیره را نیز بر عهده داشته باشد، این مسئله بر تعداد اعضای مستقل حاضر در ترکیب هیات مدیره اثر منفی می گذارد. این در حالیست که به نظر نینگ و دیگران (2008) اگر مدیرعامل در پست خود برای مدت زیادی فعالیت کند این مسئله می تواند بر ترکیب هیات مدیره تاثیر گذار باشد. جاسکیوئیز و کلین (2007) ادعا می کنند هر چه اهداف مدیران و صاحبان سهام به یکدیگر نزدیک تر باشد، اندازه هیات مدیره کوچک تر و تعداد اعضای مستقل آن کمتر می شوند.
عوامل قانونی
در بخش عوامل قانونی مولفه هایی همچون تعهد به قوانین تجارت در رابطه با ترکیب هیات مدیره و حضور شرکت در مجموعه شرکتهای پذیرفته شده بورس اوراق بهادار می تواند بر ترکیب یاد شده و جنبه های آن موثر باشد. کاشن (2009) معتقدند الزامات قانونی وارد شده بر شرکتها پس از رویدادهای سال 2002 در آمریکا بر تعداد اعضای مستقل هیات مدیره و تنوع تخصص آنها افزوده است. مارلین و گیگر
(2011) نیز با اشاره به الزامات قانونی وارده بر ترکیب هیات مدیره ها خصوصاً از نظر تخصص اعضاء و استقلال آنان، بر نقش مهم قانون در آرایش تیم هیات مدیره تاکید دارند.

2-2-4-2) اثر ترکیب هیات مدیره و جنبه های آن بر اثربخشی هیات مدیره در ایفای نقشها
تحقیقات مختلفی بر تاثیر جنبه های مختلف ترکیب هیات مدیره در ایفای هر چه بهتر نقشهای هیات مدیره

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد هیات مدیره، ارزش دفتری، راهبری شرکتی، ارزش بازار Next Entries مقاله درمورد بازده مورد انتظار، ریسک سیستماتیک، انحراف معیار، ریسک عملیاتی