مقاله درمورد هیئت مدیره، بازار سرمایه، بورس اوراق بهادار، تقسیم سود

دانلود پایان نامه ارشد

عملیاتی آنها و روش هاى آمارى مورد استفاده به منظور آزمون فرضيه ها تشريح مى شوند.
1-2) تشریح موضوع و مسأله اساسي تحقيق
(بهوج راج و لیبی، 2005)1، نظرها را به سوي اثر بخشي عملكرد مديران غيرموظف (غيراجرايي) هيئت مديره، جلب كرد. از سوي ديگر، گزارش (بریک و چیدامبرن، 2008)2 در انگلستان نيز پاسخ دندان شكني به نفوذ قابل ملاحظه مديران غيرموظف (غير اجرايي) ناكارا، در شركت هاي هم رديف انرون محسوب مي شد. از ديدگاه تئوري نمايندگي، حضور مديران غيرموظف (غير اجرايي) مستقل در هيئت مديره شركتها و عملكرد نظارتي آنان به عنوان افرادي مستقل؛ به كاهش تضاد منافع موجود ميان سهامداران و مديران شركت در جلسات هيات مديره، كمك شايان توجهي مي كند. البته بايد توجه داشت كه مديران اجرايي شركت، نقش مهمي را در ايجاد تركيب مناسبي از مديران موظف و غيرموظف (غير اجرايي)، در ميان اعضاي هيئت مديره، ايفا مي كنند. وجود چنين تركيبي، از عناصر اصلي يك هيئت مديره كارا و موثر محسوب مي شود؛ زيرا در حالي كه مديران موظف، اطلاعات ارزشمندي درباره فعاليتهاي شركت ارائه ميكنند؛ مديران غيرموظف (غير اجرايي) با ديدگاهي حرفهاي و بي طرفانه، در مورد تصميمگيريهاي مديران مذكور به قضاوت مي نشينند. بدين ترتيب، هيئت مديره شركت با دارا بودن تخصص، استقلال و قدرت قانوني لازم، يك ساز و كار بالقوه و توانمند حاكميت شركتي به حساب مي آيد (نکراسو و شروف، 2007)3.
گزارش كدبري توصيه كرده است كه هيئت مديره، بايد حداقل داراي سه عضو غيرموظف (غير اجرايي) باشد؛ تا اعضاي مزبور، توان تاثير گذاري بر تصميم هاي هيئت مديره را داشته باشند همچنين، در گزارش مذكور بيان شده است كه مديران غيرموظف (غير اجرايي) بايد داراي ديدگاه هاي مستقلي در زمينه راهبرد، عملكرد، منابع، انتخابات و استانداردهاي اجراي عمليات شركت باشند. علاوه بر اين، قيد شده است كه اكثريت مديران غيرموظف ( غير اجرايي)، بايد مستقل از مديريت شركت باشند و نبايد هيچ گونه رابطه اي (به غير از دريافت حقوق و مزايا و حق سهامدار بودن) داشته باشند كه استقلال آنان را با مخاطره روبرو سازد. در حقيقت، در گزارش مزبور تصريح شده است كه دست كم دو نفر از حداقل سه عضو غيرموظف (غير اجرايي) هيئت مديره، بايد مستقل باشند. از سوي ديگر، روش هاي متعددي براي حصول اطمينان از استقلال مديران غير موظف (غير اجرايي)، پيشنهاد شده است. براي نمونه، در گزارش كدبري ضمن بحث در مورد حقوق و مزاياي پرداختي به مديران غيرموظف (غير اجرايي)، بيان شده است كه بايد ميان ارزش آفريني اين مديران و مورد مصالحه قرار نگرفتن استقلال آنان، تعادلي وجود داشته باشد. علاوه بر اين، روش پيشنهادي ديگر آن بوده كه مديران غيرموظف (غير اجرايي) تشويق شوند تا در طرح هاي اختيار خريد سهام مشاركت نكنند؛ زيرا اين كار نيز ممكن است استقلال آنان را با مخاطره روبرو سازد. در گزارش كدبري همچنين تاكيد شده است كه انتخاب مديران غيرموظف (غير اجرايي)، تصميمگيري مهمي به شمار ميآيد و بايد از طريق يك فرايند رسمي گزينش (با استفاده از كيمته اي براي انتخاب نامزد) صورت پذيرد تا بيش از پيش موجب تقويت استقلال آنان گردد (نیکلسون و کیل، 2004)4. هرچه درصد مديران غير موظف (غير اجرايي) مستقل در هيات مديره بيشتر باشد، احتمال اخراج مدير عاملي كه عملكرد ضعيفي داشته، افزايش مييابد و احتمال اينكه به جاي مدير عامل قبلي شخصي از افراد خارج از شركت به اين سمت منصوب شود، بيشتر است.
بازار سرمایه معمولا تحت شرایط خاص تغییرات ریسک را در دوره‌های متوالی تجربه می‌کند (بارگرون و همکاران، 2010)5. ریسک مثبت شرکت‌ها منوط به دستیابی به عملکرد بهینه می‌باشد (آدامز و همکاران، 2010)6. هنگامی که شرکت‌ها اقدام به تقسیم سود می‌نمایند فرصت‌های سرمایه‌گذاری کاهش و در نهایت بازده مورد انتظار سهام شرکت‌ها کاهش پیدا می‌کند. به طور خلاصه می توان گفت مدیران از طرح پاداش و نحوه ارزیابی عملکرد خود توسط سهامداران اطلاع دارند و با توجه به این موضوع جهت دریافت پاداش بیشتر متمایل به دستکاری سود و افزایش سرمایه همراه با کمتر نشان دادن ریسک شرکت می گردند. تصمیمهای تأمین مالی و سرمایهگذاری در شرکتها، تصمیمهایی هستند که هر دو با آیندهنگری اتخاذ میشوند و همیشه همراه با ریسک می‌باشند. بنابراین، این مسئله مطرح می‌شود که شرکت‌ها چگونه اقدام به تأمین مالی کنند تا بر سود، کارایی سرمایه‌گذاری و بازدهی سهامداران حداکثر تأثیر مثبت را بگذارند و ریسک شرکت را به حداقل ممکن کاهش دهند. عوامل متعددی از جمله فعالیت، داراییها و نوع صنعت و میزان پاداش پرداختی به مدیران بر تأمین مالی و بازدهی ناشی از آن در شرکت‌ها تأثیر میگذارند. در رابطه با نحوه پرداخت پاداش به مدیران دیدگاه های مختلفی وجود دارد و چون پاداش مدیران به نوعی در ارتباط با عملکرد و کارایی سرمایه‌گذاری‌های شرکت و در نهایت افزایش یا کاهش ریسک شرکت‌ها می باشد. با افزایش و کاهش ریسک و بازده حسابداری، پاداش مدیران نیز افزایش و کاهش پیدا خواهد کرد. مطالعه و بررسي رابطه پاداش مدیران، ریسک و بازده حسابداری شرکت‌ها در كشور ما مي تواند گامي اساسي در راستاي ايجاد بستر مناسب براي تحقيقات آينده باشد.بنابراین هدف اصلی پژوهش ما بررسي رابطه بین کارایی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت شرکت‌ها می باشد.
1-3) اهمیت و ضرورت انجام تحقيق
یکی از مهمترین بحثهای یک واحد انتفاعی، ریسک و حجم نقدینگی آن واحد انتفاعی است که نقش قابل توجهی در رشد وبقای واحد انتفاعی ایفا می کند. مدیران در ارتباط با نسبت دارایی‌های نقدی در شرایط مختلف باید سیاست‌های مناسبی را برای شرکت انتخاب نماید تا بتواند به نحو کارآمد دارائیهای جاری و بدهیهای جاری را اداره نماید وتامین مالی اقتصادی صورت گیرد و بدین طریق بازده شرکت را بالا برده و ثروت سهامداران را حداکثر و در نهایت ریسک شرکت را کاهش دهند. بازار سرمایه معمولا تحت شرایط خاص تغییرات قیمت سهام را در دوره‌های متوالی تجربه می‌کند (گارسیا و همکاران، 2009)7. ریسک مثبت شرکت‌ها منوط به دستیابی به عملکرد بهینه می‌باشد (چن و ژاؤ، 2010)8. هنگامی که شرکت‌ها اقدام به تقسیم سود می‌نمایند فرصت‌های سرمایه‌گذاری کاهش و در نهایت بازده مورد انتظار سهام شرکت‌ها کاهش پیدا می‌کند. دو عامل ریسک شرکت و کیفیت اقلام تعهدی در اکثر شرکت‌های فعال در بازار سرمایه به عنوان نقطه عطف در جهت افزایش رونق مبادلات سهام شرکت‌ها نقش ایفا می‌کند (بارتون، 2011)9، معتقد بود که نوسانات سود ریشه در قوانین بنیادی شرکت‌ها داشته و متاثر از نوسانات عادی و زودگذر نمی‌باشد. معاملات سهام شرکت‌ها در بازار سرمایه زمانی رونق خواهد شد که کلیه عوامل بیرونی و درونی شوک آور در نظر گرفته شده و در حین توجه به عوامل درونی متاثر بر رونق معاملات مانند تقسیم سود، عوامل خارجی‌ای مانند تغییرات اقتصادی سایر شرکت‌ها نیز در نظر گرفته شود و بازدههی ناشی از ریسک سهام شرکت‌ها حداقل شود. سرمايه‌گذاري از نظر تئوريك به دو بخش سرمايه‌گذاري كوتاه مدت و بلند مدت تقسيم بندي مي‌شود (بروچت و همکاران، 2012)10، كه در ارتباط با سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدت كه به نوعي جزء اهداف بلند مدت شركت‌ها نيز محسوب مي‌گردد، بازده‌ی سهام ناشی از ریسک شرکت، بسيار موثر در ارتباط با سياست‌هاي سرمايه‌گذاري خواهد بود. بنابراين با توجه به اهميت موضوع کارایی هیات مدیر ه و ریسک شركت ها در بازار سرمايه، كم بودن پژوهشهاي موجود در زمينه کارایی هیات مدیره شركت ها در كشور و با عنايت به اين كه در هیچ یک از این پژوهش ها بطور مستقیم رابطه بین کارایی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت شرکت ها مورد توجه قرار نگرفته است ضرورت و اهمیت انجام چنین تحقیقی دو چندان احساس می شود.
1-4) اهداف تحقيق
هدف اصلي اين تحقيق بررسی رابطه بین کارایی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت شرکت ها.شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مي باشد. اين تحقيق درصدد است به بررسي شواهد تجربي موجود پرداخته و بدين ترتيب ميزان انطباق واقعيتهاي موجود با نظرات و دلايل مطرح در زمینه رابطه بین کارایی هیئت مدیره و ریسک کوتاه مدت شرکت ها را بررسي کند با این هدف که يافته هاي اين تحقيق بتواند به فعالان بازار سرمایه، تصمیم گیرندگان ، تحلیلگران مالی و سرمایه گذاران بالقوه و بالفعل بورس اوراق بهادار در تحلیل طرح های سرمایه گذاری در دارایی های مالی و اوراق بهادار ياري رساند، زیرا لحاظ این عوامل مهم منجر به انتخاب سبد سرمایه گذاری بهینه با کمینه مخاطره و بیشترین بازدهی می گردد ، ضمن آنکه شفافیت محیط تصمیم گیری و نتایج حاصله را نیز دوچندان می نماید.
1-5) نام بهره‏وران و ذينفعان
بدیهی است که به دنبال انجام هر تحقیقی تلاش بر این است نتایج بدست آمده مورد استفاده علاقمندان قرار بگیرد تا در اتخاذ تصمیمات موثر کارا و موثر باشد .لذا این تحقیق نیز مستثنی از این امر نخواهد بود. از طرف دیگر نتایج تحقیقات برای خود مدیران شرکتها نیز قابل توجه خواهد بود تا نتایج مثبت بیشتری را رقم بزنند؛ لذا نتایج تحقیقات حاضر می تواند برای گروههای زیر قابل استفاده باشد :
سرمایه گذاران بخش خصوصی ، مردم و دولت
سهامداران شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران
مدیران شرکتها
موسسات مالی و اعتبارای و سرمایه گذاری
متخصصین و تحلیلگران مالی
6-محققان و دانشجویان.
1-6) سؤالات تحقیق
آیا بین ریسک کوتاه مدت و کارایی هیئت مدیره شركت‌ها رابطه معناداری وجود دارد؟

1-7) فرضيه‏هاي تحقیق
فرضیه: بین ریسک کوتاه مدت و کارایی هیئت مدیره شركت‌ها رابطه معناداری وجود دارد.

1-8) مدل مفهومی و شرح چگونگی بررسی و اندازه گیری متغیرها

تعریف متغيرها و نحوه محاسبه آن ها
متغير وابسته:
کارایی هیئت مدیره (): کارایی هیئت مدیره شرکت برابر است با نسبت مدیران مستقل به هیئت مدیره، که نحوه محاسبه آن به صورت زیر می‌باشد (بروچت و همکاران، 2012).

تعداد مدیران مستقل

تعداد کل اعضای هیئت مدیره

متغير مستقل:
ریسک کوتاه مدت (): نحوه سنجش ریسک کوتاه مدت به صورت زیر می‌باشد (چن و ژاؤ، 2010):

: نرخ بازده شركت i در سال t.
: نرخ بازدهی ریسک بی خطر در سال t.
: بتاي بازار اوراق بهادار (ريسك سيستماتيك) شرکت i.
: نرخ بازده پرتفوي بازار در سال t.
لازم به ذكر است كه براي اندازه گيري ريسك سيستماتيك، از اطلاعات مربوط به نرخ بازده اوراق بهادار و پرتفوي بازار موجود در سازمان بورس استفاده شده است. سازمان بورس براي اندازه گيري بازده واقعی اوراق بهادار از فرمول زير استفاده مي كند (آندره، 2009).
نرخ بازده سهام
نرخ بازده سهام براي شركتهاي انتخابي بطور سالانه بصورت زير محاسبه شده است:
R_it=((P_it-P_(it-1) )+DPS+(P_it-1000)A+P_it B)/P_(it-1) *100
كه در آن:
= قیمت سهام در انتهای سال t.
= قیمت سهام در انتهای سال t-1.
= سود نقدي هر سهم بر اساس تعداد سهام در ابتداي سال.
= درصد افزايش سرمايه از محل آورده نقدي.
= درصد افزايش سرمايه از محل سود انباشته يا اندوخته.
و بتای حسابداری (ریسک سیستماتیک) با معادله روبرو محاسبه می شود:
β_i=COV(R_it,R_mt )/(VAR(R_mt))
: نرخ بازده پرتفوي بازار در سال t
بتای حسابداری از تقسیم کواریانس بر واریانس بدست می آید که کواریانس به بررسی و مقایسه تغییرات دو واریانس باهم می پردازد و واریانس پراکندگی را بررسی می کند که به صورت زیر محاسبه می شوند:
COV(R_it,R_mt )=(∑▒〖(R_i-¯(R_i ))(R_m-¯(R_m ))〗)/n
=E(R_i-¯(R_i ))(R_m-¯(R_m ))
VAR(R_mt)=E(R_m-¯(R_m ))^2
متغيرهای کنترلی:
نسبت کیو توبین ():
عملکرد شرکت ها بر مبنای معیار کیوتوبین، از حاصل تقسیم جمع ارزش بازار سهام و ارزش دفتري كل دارايي‌ها منهاي ارزش دفتري سهام شرکت بر ارزش دفتري كل دارايي‌هاي شرکت نسبت کیو توبین به دست می آید (بائو و همكاران، 2012)… نحوه محاسبه آن به صورت زير مي‌باشد:

ارزش بازار شرک

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد هیات مدیره، رگرسیون، عملکرد شرکت، راهبری شرکتی Next Entries مقاله درمورد هیات مدیره، ارزش دفتری، راهبری شرکتی، ارزش بازار