مقاله درمورد هنر معاصر، نگارگری ایرانی، کشورهای اسلامی، نگارگری ایران

دانلود پایان نامه ارشد

«امکانات خط آزاد هر خط راست دیگر بیشتر است». خطوط آزاد در یک گستره، دو وضعیت متفاوت میتوانند داشته باشند که در ترکیب اثر از اهمیت بسیاری برخوردارند: 1- خطوط آزاد با مرکز مشترک 2- خطوط آزاد بدون مرز مشترک.» (آیت الهی، 1384 : 75) بیان بصری خط در آثار خط-نقاشی تا حدودی نشان‌دهنده خصلت و روحیه مؤلف آن است. به طور مثال لرزش‌های خفیف و خاص برای روان‌شناسان بیانگر فعالیت ناخودآگاه ذهن ماست. از این رو هنرمندان برای بیان حالات مختلف، صورت های گوناگونی از خط استفاده می‌کنند، مثل برخی از طرح‌ها که از خصلت آزادانه بودن خط، برای بیان موضوعی سود می‌جویند. «خط می‌تواند در دست یک هنرمند، بسیار ظریف و لرزان باشد یا درشت و سنگین، خط ممکن است حالتی مردد و جست‌وجوگر یا سرگردان به خود بگیرد.» (داندیس، 1391: 75)

3-2-3- بزرگ‌نگاری و حروف به مثابه سطح و شکل
سطح و شکل «از هم پهلو شدن تاریکی و روشنایی و ایجاد تاریک-روشن؛ از افزوده شدن رنگ بر زمینه و ایجاد لکه (موجزترین و سادهترین شکل گستره) به وجود می‌آید.» (آیت الهی،1384 : 166)
«در دوره‌ای ازآثار جلیل رسولی شاهد بزرگ‌نگاری و ترکیب بندی و حفظ اصول کلاسیک همراه با قالب‌شکنی‌های موردی هستیم که تأثیر خودش را بر رهروان خط و خط-نقاشی بر جا گذاشته است. مهم‌ترین اثر این قطعات ممتاز جرئت بخشی برای خلق آثار با قلم نی و پهن‌نویسی است.» (تیموری، 1391: 103) برای خوشنویسانی چون علی شیرازی و جواد بختیاری در به‌کارگیری قلم نی پهن، تأثیر ناپیدای جلیل رسولی مهم به شمار می‌آید. (تیموری،1391: 103) (تصویر3-4)
صداقت جباری در برخی از آثار خود به ترکیب دو شکل چهارگوش و دایره می‌پردازد. دو نمایه انتزاعی که در گذشته با یکدیگر وحدت داشتند و از جهان اندیشه و احساس می‌آمدند. این ترکیب، به‌خصوص با نوع همنشینی رنگ‌ها، پیوندی میان شیء ناب (ماده) و انتزاع ناب (روح) بوجود می‌آورد. (جباری، 1390: گزارش)
«چینش هندسی و متقاطع و متقارن حروف، ریشه‌ای کهن در خوشنویسی تزیینی ایران دارد و نمونه‌های بی‌بدیع آن را می‌توان در خط معقلی یا بنایی مشاهده کرد که از خط کوفی نشأت گرفته است. به نظر می رسد هندسه پیچیده‌ای که در بطن این خطوط نهفته است، توجه برخی هنرمندان معاصر، از قبیل محمد احصایی را جلب کرده است. بر خلاف دیگر شاخه‌های خوشنویسی که بزرگ‌نویسی در آنها مرسوم نیست، خط بنایی معطوف به اجرا در ابعاد بزرگ است و حروف و کلمه‌های آن نیز به‌زحمت خوانده می‌شوند. (نراقی، 1390)

4-2-4- ایجاد تنـوع در فرم و ساختمان کلمات
با توجه به ارتباط خط با نقاشی اکسپرسونیسم انتزاعی، کاربرد خط در هنر معاصر ایران برای هر دو گروه خطاط و نقاش، جلوه‌های تازه و نوینی یافت. بعضی هنرمندان به دفرمه کردن یا تغییر شکل دادن خط به روش‌های مختلف، کوشیدند ازخط سنتی، حضور تازه و جلوه‌ای نو با شیوه‌های مدرن در کارشان ایجاد کنند. بعضی هنرمندان از زیبایی فرم مجرد الفبای فارسی در کارشان بدون افاده معنی خاص استفاده کردند.» (افضل طوسی، 1388: 83)
این گروه افراد، نقاشانی بودند که بدون دانش کلاسیک خط و با توجه به دستاوردهای هنر مدرن و قابلیت بصری حروف در خوشنویسی، خط را سوژه آثارشان قرار دادند. از زمره هنرمندان این طیف آثار می‌توان به صادق بریرانی، پیل‌آرام، زنده‌رودی و منصوره حسینی اشاره کرد. این شیوه کارکرد در نوشتار در کلیه کشورهای اسلامی نیز گرایش دارد (تصویر3-5). دیدگاه‌هـای زنده‌رودی، یکی از پیشگامان خط-نقاشی در دهه چهل می‌تواند تصویری از کاربرد فرم در مبانی هنرهای بصری باشد؛ «او با وجود آنکه خوشنویس حرفه ای نبود، اما درک عمیق از مبانی هنرهای تجسمی، مانند ترکیب‌بندی، کادربندی یا به تعبیر خوشنویسان، قلمبندکردن حروف در کنار هم داشت، و توانست آثاری را با حروف نقش زند که پیش از آنکه یک اثر نوشتاری باشند، همانند اثری دیداری با مخاطب ارتباط برقرار می‌کنند. زنده‌رودی از فرم و هیئت کلی حروف، آن گونه که مطابق بافت مورد نظرش باشد، بر روی بوم و کاغذ استفاده می‌کند و با تکرار و فرم‌بخشی و ترکیب‌بندی آنها، شکل نهایی اثر خود را اراه می‌دهد.» (تیموری، 1391: 29) «احصایی نیز به کمک ابزارهایی که در اختیار دارد و در چارچوب زیباشناسی کهن ایرانی، فرم‌هایی متنوع خلق می‌کند بی‌آن که پیچ‌ومهره‌های اصلی را دستکاری کند. به همین دلیل، آثار او مشی محافظه‌کارانه‌ای دارند و بیشتر در کار اعاده حیثیت از پیشگاه حسن هستند. دایره در آثار او بسامدی کمتر از فرم‌های چارگوش دارد؛ هر چند احصایی نستعلیق را استادانه می‌نویسد اما گرایش او به فرم چهارگوش سبب شده در عمده بوم‌هایش سراغ قلمی ملهم از ثلث و نسخ برود که نسبت به نستعلیق، قوامی مذکر دارد. با این همه، آنچه احصایی را از دیگر هنرمندان این عرصه متمایز می کند، همانا کشف و بسط هسته گرافیکی خط است. اگر گشایشی برای خوشنویسی وجود داشته باشد، از همین دریچه است، چرا که هنر خط با گرافیک هم‌تیره و هم‌تبار است و احصایی نیز به یاری ذوق تربیت‌شده در خوشنویسی ایرانی و امکانات گرافیک، فرم‌هایی درخشان می‌آفریند که گرچه انقلابی نیستند اما هنرمندانه ساخته شده‌اند.» (نراقی، 1390) (تصویر 3-6)

3-2-5- رنگ، سایه روشن و حجم بخشی
«درک و احساسی که با دیدن رنگ ایجاد میشود، واقعیتی بسیار پیچیده است که از این طرف بستگی به واقعیت و نمود خود رنگ دارد و از طرف دیگر، به شخصیت روحی و روانی و ساختار ذهنی افراد مربوط می شود.» (حسینی راد، 1386: 119) هنرمندان مفاهیم و ویژگیهای رنگ را معمولاً به سه طریق زیر در آثار خود به کار گرفتهاند. الف: رنگ به عنوان عنصری تجسمی برای توصیف موضوع اثر و خصوصیات آن؛ این خصوصیت توصیف‌گرانه رنگ میتواند در ترسیم یک طبیعت بی‌جان و عناصر آن، یک چهره و پیکره و یا هر موضوع دیگری به کار گرفته شود. ب: رنگ به عنوان عنصری نمادین و استعاری که معانی عمیق و درونی اثر و اجزای آن را به نمایش می‌گذارد. برای مثال در بسیاری از آثاری که هنرمندان بر اساس محتوای موضوعات اعتقادی، مذهبی، رمزی و افسانهای ساختهاند، کاربرد رنگ عموماً جنبهای نمادین و استعاری دارد. ج: استفاده از رنگ برای به نمایش گذاشتن ارزشهای درونی و زیباییها و تأثیرات خود رنگ، بدون در نظر داشتن ارزشهای توصیفی و استعاری آن. ارزشهای بصری رنگها در هنر معاصر بیش از هر دوره دیگری مورد توجه هنرمندان قرار گرفته است. به طوری که در برخی از شیوههای هنر جدید، آثار صرفاً بر اساس ارزشهای بیانی خود رنگها و نمایش قدرت تأثیرگذاری و زیبایی‌های بصری آنها ساخته شده است.» (حسینی راد، 1386: 95)
«رنگ مهم‌ترین عنصر بصری از نظر بار احساسی و عاطفی است، بنابراین دارای نیروی ویژه‌ای در انتقال اخبار بصری می‌باشد. رنـگ نه فقط دارای معانی عام است که مورد قبول همگــان است بلکه دارای معانی رمزی نیز هست، مضافات اینکه افراد هر یک به فراخور نوع شخصیت خود، داری سلیقههای شخصی در انتخاب رنگ هستند ولی به‌رغم تمام اهمیتی که برای رنگ قایل شده‌اند، به نحوه انتخاب آن به‌ندرت همراه با تجزیه و تحلیل درست و حساب شده انجام میگیرد. به هر حال، چه درباره آن درست فکر شده باشد چه نه، وقتی رنگ انتخاب می‌شود، معانی بسیار زیادی همراه با آن منتقل می‌گردد.» (داندیس، 1391: 87) «آثار خط-نقاشی به خاطر بهره‌گیری از عنصر رنگ به طور طبیعی دارای ارزش ذاتی ناشی از وجود تأثیر رنگ می‌شود؛ رنگی که هرچه نور را باز می تاباند، بیشتر به ارزش هنری اثر خط-نقاشی کمک می‌کند. به همین سبب رنگینه‌نویسی در آثار خوشنویسی و آب‌وتاب دادن و به جلوه در آوردن خط امتیازی برای خطوط رنگی نسبت به خطوط ساده فراهم می‌آورد. (تصویر 3-7) این نکته به این معنی است که خط-نقاشی با مزیت رنگ، فرم، اندازه‌های بزرگ و چندین ویژگی دیگر، به طور ذاتی و با توجه به مبانی هنرهای تجسمی، گام‌های زیادی از خط ناب جلو افتاده است و افرادی که در این حوزه کار می‌کنند، از این حُسن برخوردارند.» (تیموری، 1391: 28) اساسیترین رابطه میان خط و رنگ زمانی پدید میآید که رنگگذاری با کنش خطی توأم گشته و به طور هم‌زمان خصوصیات خطی و کیفیات رنگی قابل‌رؤیت گردد. در این حالت، خط و رنگ در عین نمایش خصوصیات نهفته در هر یک، به گونه‌ای مستقل در فضای اثر به ترکیبی هماهنگ و استوار دست می‌یابند. قلمگذاری آزاد و پرتحرک، رنگ و جهت خطی را به صورتی آمیخته و کنترل‌شده در اثر به نمایش میگذارد و قابلیت تفکیک خط و رنگ را از میان می‌برد.» (تقی‌زاده، 1370: 50)
«اگر کسی می‌خواهد رنگ را خوب بشناسد، یعنی رنگی که برازنده خوشنویسی ماست را به آن بپوشاند، خوشنویسی هر رنگی را قبول نمی کند… خط-نقاشی اگر بد کار شود لطمه می‌زند و اگر درست کار شود باعث رونق خوشنویسی خواهد شد.» (تیموری، 1390: 107) بنا به این گفته باید کاری خوب به مردم عرض شود زیرا مردم آگاه هستند و کار خوب را تشخیص می‌دهند. عین‌الدین صادق‌زاده، خط-نقاش معاصر نیز درباره رنگ چنین بیان می‌کند: «در خط-نقاشی می‌توان از تک‌رنگ با والورها و طیف‌های مختلف استفاده کرد و رنگ‌های تند، به‌اصطلاح رنگ‌های (جیغ) دارای پیام شناختی بالایی نیستند.» (همان: 226) «در آثار احصایی رنگ محتاطانه به کار می‌رود. آثار او عمدتاً با دو رنگ اصلی خلق شده‌اند و بیشتر بر تمایز آشکار زمینه و اثر تأکید می‌گذارند. استفاده از رنگ سرخ و سبز سیّدی و آبی ایرانی در زمینه سیاه، یا خطوط سیاه در زمینه سفید یا برعکس، بیش از هر چیز یادآور ثنویت میترایی هستند و نسبت سواد و بیاض را به یاد می‌آورند که یکی از مبادی و موازین خوشنویسی سنتی است.» (نراقی، 1390) (تصویر 3-8)
«اغلب نوآوری‌ها در کاربرد رنگ، جهت غنای معنای خط نوشته شده و انتقال حس و بیان هنرمند و ایجاد تنوع بصری و جذابیت، به کار گرفته می‌شود؛ مانند آثار اسرافیل شیرچی، جلیل رسولی، مهدی فلاح و بسیاری هنرمندان خوشنویس که رنگ و طرح و موتیف را در کنار خوشنویسی به کار گرفتند.» (افضلی طوسی، 1388: 85) صادق تبریزی در آثار خود براساس مفهوم کلام از رنگ‌ها استفاده می‌کرد، بدین صورت که فرم رنگ حرفی برای گفتن داشته باشد و فرم‌های ارائه‌شده در هر اثر را نیز براساس مفهوم آنها انتخاب می‌کرد. به نظر او خط-نقاشی از مکاتب بزرگ دنیا نشأت می‌گیرد، خطاط از مکتب اولیه فقط زیبایی‌نویسی را می‌گیرد و پیام هنرش، متنی است که می نویسد و همان شیوه‌ای که برای خود انتخاب کرده را به کار می‌گیرد، اما نقاش خطاط نیازمند اطلاعاتی از مکاتب بزرگ دنیا، اعم از کلاسیک تا مدرن است تا بتواند از قواعد طراحی، کمپوزیسیون (ترکیب‌بندی) و رنگ‌بندی مکتب‌های مختلف استفاده و با هنرمندان دیگر کشورها ارتباط برقرار کند. (همشهری، 1382: ش 3230)
در بعضی از آثار استادان معاصر، رنگ بر اثر حاکم است و نوشتار در زیر مجموعه رنگ قرار گرفته است و در بعضی از تابلوهای خط-نقاشی که رنگ و خط هم‌پای هم کار شده‌اند، جذابیت بالایی مشاهده می‌شود. امروزه در حوزه خط-نقاشی و نقاشی-خط، هنرمندان از آزادی بسیاری برخوردار هستند؛ آنها هم به سنتها و هم تکنولوژی واقف‌اند و به مدد همین مسئله باید رنگ را از یک نقاش بهتر بشناسند، چرا که شاید خودِ این آزادی عمل و خلاقیت، منجر به بی‌محتوا شدن آثار گردد. در آثار صداقت جباری با وجود تجربه‌های فرمی مدرن، رنگ‌ها کماکان ایرانی و اسلامی بوده، عمدتاً یادآور کویر و گنبد فیروزه‌اند و از شفافیت و صراحت چندانی برخوردار نیستند. حتی رنگ‌هایی مثل قرمز و نارنجی هم در ترکیب با رنگ‌های دیگر، چنان مهار شده‌اند که انگار از یک شرم حضور حکایت می‌کنند. (تصویر 3-9) به نظر می‌رسد که هیچ‌کدام از رنگ‌ها خیال خودنمایی و تظاهر ندارند؛ این خاصیتی است که نگارگری ایرانی هم از آن برخوردار بود. در مینیاتورهای ایرانی با وجود آنکه همه رنگ‌ها مصرانه در یک‌جا جمع شده‌اند اما از چنان پختگی‌ای برخوردارند که جلوه‌ای یکدست و حل‌شده در اجتماع رنگ‌ها ظاهر می‌سازند. از سویی، توزیع آنها در صفحه به‌قدری عادلانه است که هیچ رنگی بر دیگری

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد سواد بصری، ناخودآگاه، فرهنگ فارسی، زیبایی شناختی Next Entries مقاله درمورد عرفان اسلامی ایرانی، عرفان اسلامی، تضاد و تقابل، نقطه مرکز