مقاله درمورد هزینه های نمایندگی، هزینه نمایندگی، اطلاعات حسابداری، استقلال حسابرس

دانلود پایان نامه ارشد

ریسک مربوط به عوامل غیر قابل کنترل را به مالک انتقال می دهد؛ یعنی همراهی در ریسک نیز باید به وجود آید (نمازی، 1384).
2-4-3: هزینه های نمایندگی
با شکل گیری رابطه نمایندگی، به واسطه تضاد منافع بین طرفین، هزینه نمایندگی، ایجاد می گردد (نوروش و همکاران، 1388). وجود اطلاعات نامتقارن در رابطه نمایندگی مستلزم هزینه های نمایندگی یا معامله ای است که از پدیده های مختلف ناشی می شود: انتخاب نامساعد، خطر اخلاقی، رفتار احترازی و پاداش یا امتیازات بیش از حد و نظارت بر این رفتار، هزینه های نمایندگی را مشخص می کند که باید مطابق با تئوری نئو کلاسیک اقتصاد کاهش یابد و شامل تعدادی اسناد مالی نظیر بررسی و آنالیز اطلاعات حسابداری، مالی و غیر مالی، طراحی سیستم های کنترل و نظارت می باشد (Machado de Almeida,2014).
در تئوری نمایندگی مشکل تضاد منافع با مدیر دغدغه ای همیشگی برای مالک بوده است، بر این اساس همواره مالک به دنبال راهی برای حل این مشکل بوده است تا به نحوی مدیر را به اقدام در جهت هدف اصلی شرکت، یعنی حداکثر سازی منافع مالکان آن تحریک نماید. بنابراین مالک باید مخارجی را متحمل گردد تا بتواند منافع مدیر را با خود همسو نماید یا حداقل از اقدامات وی در جهت منافع خویش کسب اطمینان نماید. از آن جایی که چنین مخارجی به واسطه انعقاد قرارداد میان مدیر و مالک و شکل گیری رابطه نمایندگی پدید می آید، هزینه نمایندگی نامیده می شود (عربصالحی و صالحی کهریزسنگی، 1391).
هزینه نمایندگی یک نوع از هزینه های داخلی است که باید به یک نماینده (عامل ) به نیابت از مدیر پرداخت شود (نمازی، 1384). هزینه های نمایندگی اثر معکوسی بر ارزش شرکت دارد، یعنی اگر بازار انتظار وقوع چنین هزینه هایی را داشته باشد، ارزش شرکت کاهش خواهد یافت (مرادی و همکاران،1392).
از آن جایی که وجود رابطه نمایندگی متضمن ایجاد هزینه نمایندگی است و به عبارتی هر چه هزینه نمایندگی در یک شرکت افزایش یابد نشان دهنده افزایش شدت تضاد منافع در آن شرکت است، برای بررسی رابطه نمایندگی می توان به مطالعه هرینه نمایندگی به عنوان معیاری که نه تنها اثبات کننده رابطه نمایندگی و مشکل تضاد منافع است، بلکه نشان دهنده میزان تضاد نیز می باشد، پرداخت. در این راستا همواره اندیشمندان تلاش نموده اند تا به گونه ای با اندازه گیری این هزینه ها، به مطالعه رابطه نمایندگی بپردازند (عربصالحی و صالحی کهریزسنگی، 1391).
جنسن و مک لینگ (1976)، هزینه های نمایندگی را به صورت زیر بر شمرده اند:
هزینه های نظارت (کنترل) مدیر توسط مالک: این هزینه ها از سوی مالکان از طریق طرح های پاداش، اختیار خرید سهام، استفاده از خدمات حسابرس مستقل و … انجام می گیرد.
هزینه های التزام: هزینه های مربوط به ساختار سازمانی به گونه ای که بتوان رفتار نامطلوب مدیریت را محدود کرد.
زیان باقیمانده: زیان باقیمانده تفاوت بین عملیات واقعی مدیر و عملیات مورد انتظار وی می باشد، که مربوط به دنبال کردن منافع شخصی است، زیان باقیمانده باعث کاهش رفاه سهام داران می شود (مرادی و همکاران،1392).
به واسطه وجود یک تقسیم بندی کلی برای هزینه های نمایندگی، تصور بر این است که اندازه گیری آن ها ساده و آسان است اما عموماً محققان در اندازه گیری هزینه های نمایندگی با مشکل مواجه هستند. این مشکل بدان جهت است که برای مثال در یک شرکت رابطه نمایندگی مالک و مدیر، تنها شامل سهام داران و مدیر به عنوان طرفین یک رابطه نیست و در حقیقت نمود واقعی این رابطه می تواند کلیه سهام داران و مدیران و به عبارتی کلیه ذینفعان را در بر گیرد. در این صورت هر یک از طرفین رابطه نمایندگی ممکن است متحمل هزینه های نمایندگی گردند ( عربصالحی و صالحی کهریزسنگی، 1391).
همچنین بر این اساس که عمده هزینه های نمایندگی، همچون بسیاری از پدیده ها در حسابداری مانند منابع انسانی، منابع و مخارج اجتماعی و … فاقد جوانب عینی هستند، برای کمی نمودن آن ها با دشواری های عدیده ای روبه رو هستیم که با استناد به مفهوم هزینه و منفعت و در نظر گرفتن این دشواری ها از اندازه گیری آن ها صرف نظر می شود. بنابراین اندازه گیری هزینه نمایندگی مشکل و عملا غیر ممکن به نظر می رسد. از آنجاییکه برای حل هر مشکلی می توان از راه حل جایگزین استفاده نمود، برای حل این مشکل نیز می توان از شاخص یا شاخص هایی استفاده نمود تا بدین وسیله بتوان به مطالعه رابطه نمایندگی و تضاد منافع حاکم بر آن پرداخت. مزیت عمده این شیوه یعنی شاخص گذاری هزینه های نمایندگی در آن است که شاخص می تواند به راحتی جوانب مشخصی از انواع هزینه های نمایندگی را که مد نظر است مورد بررسی قرار دهد. همچنین از طریق شاخص گذاری می توان ابعاد کیفی هزینه های نمایندگی را نیز کمی نمود (عربصالحی و صالحی کهریزسنگی، 1391).
2-4-4: مسئولیت پذیری و پاسخگویی
«پاســخگویی» و «مســئولیت پاســخگویی» دو مفهومی هســتند که با یکدیگــر ارتباط تنگاتنـگی دارند. پاســخگویی یعنـی ” الزام شــخص به دادن یک صورت حســاب یــا توضیح در برابــر عملکردش در مـورد مســئولیتـی که پذیرفته اســت” و”مسئولیت پذیری یک تعهد اخلاقــی یا قـانـونــی بـرای مراقبت از چیزی یا انجام وظیفه ای اســت که فرد مسئـول به واسطه ضرر یا قصوری که از وی سر زند، مستحق سرزنش خواهد بود”. پاســخگویی تعهدی برای جواب دادن راجع به مسئولیت محول شده است (کردستانی و نصیری، 1388).
تعریف های گوناگونی در مورد پاسخگویی وجو دارد، اما همگی به این مطلب اشاره دارند و آن تعهد فرد مسئول جهت ارائه گزارشی مشروح نسبت به اعمالی است که انجام داده است (کردستانی و نصیری، 1388).
به بیان ساده، مسئولیت پاسخگویی وظیفه ای است که در اجرای آن اشخاص، دلایل و توضیحات قانع کننده برای ادای مسئولیت هایی که به عهده داشته اند فراهم نموده و گزارش های لازم ارائه می کنند. مسئولیت پاسخگویی دو وظیفه را در بر می گیرد، یکی انجام دادن عمل مشخص و دیگری پاسخگویی و ارائه دلایل منطقی برای عملی که انجام شده است. الزام به انجام عمل مشخص مسئولیت است. لیکن الزام به ارائه گزارش، پاسخگویی است (باباخانی، 1378).
زیر بنای فلسفه پاسخگویی، وجود ایده ای است که بیان می دارد افراد، گروه ها یا سازمان ها برای دیگر اطلاعات مربوط به فعالیت های شرکت و اقدامات صورت گرفته، حق پرسش دارند. به عنوان نتیجه، ارتباطی که شامل ارائه و درخواست توضیحات برای رفتار می باشد، ردپایی در قانون ایجاد می کند. به طور خاص در تئوری قرارداد حقی طبیعی به مدیران در جهت مالکیت منافع شان اعطا می کند. وقتی اطلاعات به نماینده ای انتقال می یابد، انتظار بازدهی را برای نماینده ای که مسئول می باشد ایجاد می کند و این خود جنبه های خاص شناخته شده در تئوری قرارداد را تشکیل می دهد، مانند “خطر اخلاقی” (Machado de Almeida,2014).
پاسخگویی باید به گونه ای گسترش یابد که موفقیت در اطمینان از ثبات اقتصادی را نیز در بر گیرد (کردستانی و نصیری، 1388).
حسابرس با پاسخگو نمودن صاحبکار یک عملکرد اجتماعی را انجام می‌دهد.
این یک مکانیزم اجتماعی است که برای مدیریت این انگیزه ایجاد می‌شود تا اطلاعات حسابداری صادقانه‌ای از عملیات اقتصادی شرکت تهیه کند.
انجام حسابرسی مستقل، محدودیت‌های موجود در یک فرایند پاسخگویی حسابرسی نشده را جبران می‌کند.
دور بودن افراد ذی‌نفع و وابستگی تصمیمات این افراد به صورت‌های مالی حسابرسی شده دلیل محکمی است که حسابرس تعهد اجتماعی خود را به خوبی در قبال جامعه انجام دهد.
دور بودن و جدایی مذکور، با فقدان شایستگی و استقلال حسابرس، استفاده‌کنندگان گزارشهای مالی را در مورد کیفیت گزارشها نامطمئن می‌سازد.
چنین وضعیتی به مدیریت این امکان را می‌دهد که گزارشگری را در سطح کیفیت نامطلوبی ارائه دهد. بنابراین انتظار می‌رود حسابرسی به خوبی نقش خود را در فرآیند نمایندگی اعمال کند.
تا جایی که به استقلال حسابرس مربوط می‌شود, در یک موقعیت نمایندگی پیچیده، بیشتر موارد به شایستگی و صداقت حسابرسی، بستگی دارد.
بنابراین بر شایستگی فنی و استقلال به عنوان ویژگی‌های جدایی ناپذیر حسابرس تاکید شده است .اما بیان صرف، داشتن شایستگی و استقلال حسابرس کافی نیست.
عدم وجود استقلال حسابرسی می‌تواند برای جامعه و حسابرس آسیب‌هایی را به دنبال داشته باشد(حساس یگانه، 1392).
2-4-5: شک گرایی
یکی از مکاتبی که در سال های اخیر در حوزه روانشناسی و حسابرسی مورد توجه قرار گرفته و تأثیرات ویژگی های شخصیتی در روانشناسی را بر حسابرسی مطرح کرده، مکتب شک گرایی (تردیدگرایی) است (یعقوب نژاد و همکاران، 1391). در مطالعه هرت (2008) در دانشگاه بایلور بر ارتباط مثبت شک گرایی (تردیدگرایی) و کیفیت حسابرسی تأکید شده است. واژه شک گرایی (تردیدگرایی) در متون حسابرسی به اشخاصی اطلاق می شود که شک و تردید را ترویج کرده و در قضاوت های خود سعی می کنند عجله نکنند و تصمیم گیری خود را به تعویق می اندازند (یعقوب نژاد و همکاران، 1391).
هرت و همکاران (2003) و ووگل (2010) تأکید کردند که شک گرایی (تردیدگرایی) منجر به تعلیق قضاوت و تصمیم گیری فرد شده و وی را وادار می سازد تا به دنبال کشف شواهد و مدارک بیشتر، تحقیق اطلاعات و مشاوره می باشد (یعقوب نژاد و همکاران، 1391).
برخي از فيلسوفان به شک گرايي (ترديد گرايي) آن چنان بها مي دهند که نمي خواهند چيزي را باور کنند. همواره اين امکان وجود دارد که حقايق ادعا شده درست باشند. مونتاگوا : عقيده دارد که ذهن انسان نمي تواند در هر زمينه پژوهشي اطمينان کامل حاصل کند لیکن اين امر منجر به ترديد کامل نمي شود (حساس یگانه، 1392).
حرفه ی حسابرسی باید با حرکت به سوی تردیدگرایی بیشتر، همچنان موضع خدمت به جامعه را حفظ کند (حاجیها، 1388).
2-4-6: تأییدپذیری
ویژگی تائید پذیری با مفهوم مورد نظر نظریه پردازان حسابداری و تصمیم گیرندگان وارد ادبیات حسابرسی شده است و تا اکنون دربسیاری از نوشته ها بعنوان یک فرض حسابرسی در نظر گرفته می شود (حساس یگانه، 1392).
تأییدپذیری، آن ویژگی اطلاعات حسابداری است که بدون آن انجام حسابرسی میسر نیست. اهمیت تأییدپذیری به دلیل ارتباط نزدیک آن با وجود تضاد منافع در فرآیند گزارشگری است. هدف حسابرسی تأیید اطلاعات مالی است و اگر اطلاعات مالی تأیید پذیر نباشد دلیلی برای حسابرسی وجود ندارد پس تأیید پذیری وسیله است جهت اطمینان بخشی به استفاده كنندگان اطلاعات در رابطه با مطالبی كه به آنان گزارش می شود و این اطمینان می تواند مثبت یا منفی باشد (حساس یگانه، 1392).
ویژگی تأییدپذیری، اساساً با دسترسی به شواهد کافی مرتبط است و بر معتبر بودن اطلاعات مورد بررسی دلالت دارد. بدین معنی است که دو یا چند نفر از افراد متخصص، اطلاعات را آزمون می کنند، به نتایج و اندازه‌گیری‌های مشابهی دست می یابند. این ویژگی از آن رو اهمیت دارد که اطلاعات حسابداری به طور کلی به وسیله افرادی استفاده می‌شود که به طور مستقیم دسترسی محدودی به آن اطلاعات دارند. هرچه دسترسی مستقیم به اطلاعات محدودتر باشد، اهمیت تأییدپذیری اطلاعات، افزایش می‌یابد. تأییدپذیری، همچنین به دلیل عدم همسویی یا تنوع منافع استفاده‌کنندگان اطلاعات حسابداری حائز اهمیت است (حساس یگانه، 1392).
FASB (1980) تأییدپذیری را بعنوان ویژگی کیفی اولیه صورتهای مالی ندانسته و آن را در ارتباط با ویژگی کیفی قابل اعتماد بودن مطرح میکند:
« ویژگی تأییدپذیری در جهت حصول اطمینان نسبت به مربوط بودن اطلاعات یا به تصمیمات کمک نمی کند یا کمک کمتری می کند»
ولنایزر(1987): اطلاعات حسابداری به منظور قابل اعتماد بودن نه تنها باید تأییدپذیر باشند بلکه باید بصورت مستقل قابلیت تأیید داشته باشند
2-4-7: قراردادهای انگیزشی
یکی از یافته های مهم تئوری نمایندگی به منظور کاهش اثرات عدم تقارن اطلاعات و جلوگیری از منافع شخصی مدیر، انتخاب روش های کنترل مناسب می باشد. سه نوع راهکار جهت کنترل نماینده وجود دارد که یکی از آن ها تنظیم قراردادهای

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد تئوری نمایندگی، ویژگی های کیفی، اطلاعات حسابداری، تئوری اطلاعات Next Entries مقاله درمورد هزینه های نمایندگی، دارایی ها، مشکلات نمایندگی، نسبت بدهی