مقاله درمورد هزینه های نمایندگی، دارایی ها، مشکلات نمایندگی، نسبت بدهی

دانلود پایان نامه ارشد

در نتیجه گیری کلی خود بیان می کنند که از جمله راه کارهایی که می تواند در کاهش مشکلات نمایندگی بین مدیران و مالکان، محاسبه پاداش مدیران بر اساس میزان سود خالص است.
جرکوس و همکاران (2010) به بررسی رابطه بین حضور زنان در مدیریت ارشد و هزینه های نمایندگی پرداختند. نتایج حاصل از بررسی 3172 مشاهده از 668 شرکت طی سال های 2002 الی 2005 بیانگر این بود که افزایش درصد حضور زنان در سطح مدیریت ارشد باعث کاهش هزینه های نمایندگی می شود.
جنسن و همکاران (2009) به بررسی نظام راهبری شرکتی به عنوان متغیری جهت کاهش هزینه های نمایندگی پرداختند. اطلاعات مورد نیاز این تحقیق از شرکت های عضو شاخص S&P 500 که شامل 460 شرکت طی دوره چهارساله 1997 الی 2000 بدست آمد. فرضیه اصلی این تحقیق به صورت زیر طراحی شد:
بین مالکیت مدیریت و سطح افشای اطلاعات رابطه مثبت وجود دارد.
نتایج تحقیق فرضیه اصلی را تأیید کرد. بنابراین، بین درصد مالکیت مدیریت و هزینه های نمایندگی رابطه معکوس وجود دارد.یعنی با افزایش سهم مالکیت مدیریت، هزینه های نمایندگی کاهش می یابد.
مصطفی و احمد (2009) به بررسی رابطه بین مالکیت مدیریت و هزینه های نمایندگی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار مالزی پرداختند. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار به جز شرکت های واسطه گری مالی مشتمل بر 867 شرکت بود و اطلاعات مورد نیاز از طریق صورت های مالی و پرسشنامه جمع آوری گردید. سپس با استفاده از رگرسیون چند متغیره به بررسی رابطه بین متغیر ها پرداخته شد. در این تحقیق نسبت های هزینه عملیاتی و استفاده دارایی ها به عنوان معیارهای هزینه های نمایندگی و تعداد سهام مدیران موظف به عنوان شاخص مالکیت در نظر گرفته شد. متغیرهای کنترلی این تحقیق اندازه، پیچیدگی، عملکرد، ریسک و رشد بودند. نتایج نشان داد که بین مالکیت مدیریت و هزینه های نمایندگی رابطه منفی وجود دارد و هر چه درصد مالکیت مدیر در شرکت بیشتر شود، هزینه های نمایندگی کاهش می یابد. در تحقیق حاضر از مدل ارائه شده توسط مصطفی و احمد استفاده شده است.
آبور و بیکپ (2009) نیز با بررسی تجربی مشکلات نمایندگی و ساختار سرمایه، مطرح کردند که بر اساس نظریه نمایندگی جدایی مالکیت و کنترل شرکت ها در ایجاد تضاد منافع بین سهام داران و مدیران شرکت مؤثر بوده که این تضاد منافع به دلیل آن است که مدیران بیشتر در پی آن هستند تا با استفاده از منابع شرکت در راه منافع خود فعالیت داشته باشند. این امر در نهایت به ضرر سهامدارن و عکس حداکثر کردن ثروت سهام داران است. آن ها در نتیجه گیری کلی خود بیان کردند که شرکت ها با سهام داران عمده که دارای بلوک هایی از سهام هستند قادر به نظارت بر رفتار فرصت طلبانه مدیران، به طور مؤثرتری هستند. همچنین آن که نظارت اثربخش در نتیجه بدهی بیشتر بر اساس تمایل مدیریت برای تأمین مالی، می تواند مؤثر واقع شود.
لین و چانگ (2008) تأثیر مالکیت را بر هزینه های نمایندگی در تایوان مورد بررسی قرار دادند. آن ها در این تحقیق به دنبال یافتن این بودند که آیا مالکیت مدیریت می تواند باعث کاهش در هزینه های نمایندگی گردد؟ نمونه آن ها شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تایوان (TSE) به جز صنعت های بیمه و واسطه گری مالی بود. اطلاعات مورد نیاز از ترازنامه 266 شرکت طی سال های 1996-2006 بدست آمد. در این تحقیق دو فرضیه مورد بررسی قرار گرفت. اول، نسبت کارایی (فروش کل به کل دارایی ها) و نسبت هزینه ( هزینه های فروش و اداری به فروش کل) به عنوان معیار هزینه های نمایندگی و همچنین معیاری جهت بررسی کارایی مدیریت در استفاده بهینه از دارایی در نظر گرفته شد. دوم، متغیر آستانه مورد مطالعه قرار گرفت، که از نسبت مالکیت مدیریت به وسیله تعداد سهام عادی در دست کلیه مدیران (مدیران، سرپرستان و مسئولان اجرایی) به کلیه سهام عادی در دست مردم بدست آمد.
نتایج تحقیق نشان داد، زمانی که نسبت مالکیت مدیریت کمتر از 36 و یا بیشتر از 59 درصد باشد، با 1% افزایش در این نسبت، کارایی مدیریت در استفاده مناسب از دارایی ها کاهش می یابد و در نتیجه موجب افزایش هزینه های نمایندگی می گردد. اما، اگر مالکیت مدیریت بین 51 و 59 درصد باشد، با 1% افزایش در این نسبت، کارایی مدیریت در استفاده مناسب از دارایی ها افزایش و هزینه های نمایندگی کاهش می یابد.
فلوراکیس46 (2008) در بخشی از پژوهش خود نشان داد که بدهی کوتاه مدت رابطه ی معناداری با معیارهای هزینه های نمایندگی داشته و باعث کاهش تعارضات نمایندگی می شود.
مک نایت و ویر (2008) با انتخاب نمونه ای شامل 534 سال- شرکت از بین شرکت های بزرگ انگلیسی طی سال های 1996 تا 2000، تأثیر متغیرهای نظام راهبری شرکت را بر هزینه های نمایندگی آزمون کردند؛ در این تحقیق هزینه های نمایندگی به سه صورت اندازه گیری شدند: نسبت فروش به دارایی ها، رابطه جریان های نقد آزاد و فرصت های رشد، و تعداد شرکت های تحصیل شده توسط شرکت. متغیرهای مستقل نیز نسبت مدیران غیرموظف، نسبت مالکان مدیران، نسبت مالکیت نهادی، نسبت بدهی و … بوده است. آن ها در این تحقیق به نتایج ذیل دست یافتند:
افزایش در مالکیت مدیران به کاهش هزینه های نمایندگی کمک می کند؛
نتایج بدست آمده در رابطه با تأثیر نسبت بدهی، نسبت به روش اندازه گیری هزینه های نمایندگی حساس بود. با اندازه گیری هزینه های نمایندگی به صورت نسبت گردش دارایی ها، بین نسبت بدهی و هزینه های نمایندگی، رابطه معکوس و معنادار برقرار بود؛ لیکن در صورت استفاده از تعامل جریان های نقد آزاد و فرصت های رشد به عنوان هزینه های نمایندگی، چنین رابطه ای معنادار نبوده؛
در صورت اندازه گیری هزینه های نمایندگی به روش سوم، افزایش درصد اعضای غیرموظف به کاهش هزینه های نمایندگی کمک می نماید.
هوانگ و همکاران (2008) در یک تحقیق جامع، شیوه هاي راهبري شرکتی را در شرکت هاي کره اي مورد بررسی قرار دادند. آنها دریافتند که شیوه هاي راهبري موجب افزایش ارزش شرکت و پرداخت سود بالاتر می شود. اما در گروههاي تجاري شرکت هایی با ارزش بالاتر، سود کمتري را نسبت به شرکتهاي مستقل می پردازند.
برانچو وهمکاران (2008) به بررسی رابطه حاکمیت شرکتی و ورشکستگی با توجه به میزان بدهی ها پرداختند. نتایج بدست آمده نشان می دهد شرکت های با حاکمیت شرکتی بهتر، هزینه بدهی کمتر و اعتبار بیشتری دارند و در ضمن نظارت بیشتر و اجرای قوانین سخت تر در رابطه با ورشکستگی تأثیرات مثبتی بر میزان بدهی دارد.
ترانگ و هینی (2007) نیز در بررسی شرکت های موجود در 37 کشور، بین مالکیت نهادی با سود پرداختی، رابطه مثبتی یافتند. بدین صورت که در سطوح پایین تر مالکیت، نهادها تمایل بیشتری به نظارت فعال بر مدیریت دارند و نیاز کمتری به دریافت سود سهام برای کنترل هزینه های نمایندگی، وجود دارد. همچنین با افزایش مالکیت سهام داران نهادی، مشکلات نمایندگی ایجاد شده و نیاز به پرداخت سود سهام و نظارت خارجی، بیش تر می گردد.
کونراد (2007) نشان می دهد که حسابرسی به ارزش صورت های مالی افشا شده می افزاید بر این اساس که اطلاعات موجود در آن نیاز مند نظر مستقل می باشد. پس افزایش اعتبار محاسبات وضعیت مالی، نتایج عملیات و جریان وجه نقد شرکت را افزایش می دهد. به عنوان یک نتیجه بازار اوراق بهادار نیازمند این می باشد که شرکت های پذیرفته شده صورت های مالی حسابرسی شده خود را توسط متخصص مستقل ارائه دهند. برای این نویسنده حسابرسی نوعی تایید می باشد که به شیوه ای گسترده نظر یک متخصص در ارتباط با اظهارات هیئت مدیره را منعکس می کند. علاوه بر این نویسنده آن را به عنوان یک مورد خاص تایید، زمانی که آن چه که در خطر است، صدور نظر در مورد قابلیت اطمینان صورت های مالی یک موسسه می باشد، در نظر می گیرد.
همچنین کونراد (2007) تفاوتی بین حسابرسی، تایید و تضمین خدمات ایجاد می کند. هدف از حسابرسی توسعه و بهبود کیفیت اطلاعات و چارچوبی است که حسابرسی به منظور ارائه تصمیم گیری های بهتر به سرمایه گذاران ایجاد می کند.تعریف این نویسنده از حسابرسی، بر اساس گزارش کمیته مفاهیم اساسی حسابرسی انجمن حسابداری آمریکا (1973: 3)، آن را به عنوان یک فرآیند سیستماتیک بدست آوردن و ارزیابی شواهد مربوط به اظهارات، بررسی درجه هم ترازی بین اظهارات و تست محک و ارتباط دادن نتایج به اشخاص ذینفع ارائه می دهد. کونراد (2007) به طور ضمنی توجیهی برای حسابرسی به عنوان ویژگی مهم در روند تصمیم گیری سرمایه گذار و در نتیجه در تئوری تصمیم گیری اقتصادی قرار می دهد.
تروانگ (2006) به بررسی رابطه بین ترکیب هیأت مدیره و ساختار مالکیت با هزینه های نمایندگی شرکت های استرالیایی پرداخت. نتایج حاصل از بررسی نمونه ای شامل 500 شرکت طی سال 2004 بیانگر این بود که بین تعداد سهام داران عمده (تمرکز مالکیت)، درصد سهام نگهداری شده به وسیله سهام داران عمده و درصد اعضای غیر موظف هیأت مدیره با معیارهای هزینه های نمایندگی رابطه معناداری وجود ندارد.
برنارد بلک و همکاران (2006) در تحقیقی در روسیه متوجه شدند که بین راهبري شرکتی و عملکرد شرکتها رابطه وجود دارد.
دوکاس و همکاران (2005) تحقیقی با هدف بررسی تأثیر تحلیلگران بر هزینه های نمایندگی در نمونه ای شامل 1027 سال-شرکت انگلیسی حد فاصل سال های 1998 تا 2000 انجام دادند؛ در این تحقیق هزینه های نمایندگی به عنوان تابعی از تعامل فرصت های رشد و جریان های نقد آزاد تعریف شده بود. ایشان دریافتند که تحلیلگران اوراق بهادار به عنوان یکی از سازو کارهای کاهش هزینه های نمایندگی مؤثرند. همچنین در این بررسی از نسبت بدهی بلندمدت به ارزش دفتری کل دارایی ها به عنوان متغیر کنترل و معرّف نقش نظارتی بستانکاران بر نحوه استفاده مدیریت از جریان های آزاد استفاده گردید، که طبق یافته ها تأثیر این متغیر بر هزینه های نمایندگی معنادار نبوده است.
دی (2005) در پژوهش خود به این نتیجه رسید که برای شرکت هایی که بیشترین میزان هزینه نمایندگی را دارند، بخش عمده مؤلفه های راهبری شرکتی، به خصوص ترکیب و کارکرد هیئت مدیره، تفکیک نقش مدیر عامل از رئیس هیئت مدیره و اثربخشی کمیته حسابرسی دارای رابطه مثبت معنادار با کیفیت سود است.
فاسبرگ47 (2004) و ابور48 (2007) نیز از جمله پژوهشگرانی هستند که به بررسی نحوه اثرگذاری تصمیم های تأمین مالی بر میزان مشکلات نمایندگی پرداختند و دریافتند که استفاده از نسبت بدهی در ساختار مالی شرکت باعث کاهش هزینه های نمایندگی می شود. زیرا با ایجاد تعهدات ناشی از استقراض مدیران می بایست بر اساس مواردی که در هر بدهی مورد توافق قرار گرفته شده، عمل کنند و تا حدودی تضاد منافع و منفعت طلبی مدیران را کاهش می دهد.
روپر و همکارانش49 (2004) نیز اظهار داشتند که افزایش در میزان بدهی شرکت، مشکلات نمایندگی را تا حدود تحت کنترل خود نگه می دارد و باعث کاهش هزینه های نمایندگی می شود. زیرا با ایجاد تعهدات ناشی از استقراض، باعث کاهش جریان های نقدی آزاد در شرکت ها می شود که این امر مجال انجام عملیات فرصت طلبانه را از مدیران می گیرد که به نوعی حفاظت از منافع مالکان و سهام داران تضمین می شود. روپر و همکارانش به مالکیت درون سازمانی مدیران برای کاهش مشکلات نمایندگی نیز اشاره کرده اند و بیان داشتند، وجود اشتراک در منافع بین سهام داران و مدیران باعث خواهد شد که تصمیم های مدیران در رابطه با استفاده از منابع تأمین مالی به عنوان عوامل اجرایی، حساب شده و با بینشی صحیح تر صورت گیرد زیرا در صورت بروز زیان و خسارت ناشی از تصمیم گیری های نامطلوب برای تأمین مالی، خود مدیران نیز دچار ضرر خواهند شد. این امر به خودی خود باعث کاهش مشکلات نمایندگی در شرکت ها خواهد شد.
والدراما (2003) توجه زیادی به این موضوع نمی کند و همچنین نشان می دهد که حسابرسی کنترل و بررسی می باشد و به عنوان آخرین مرحله از فرآیند حسابداری که منجر به نظارت بر آن توسط متخصص مستقل می شود، در نظر گرفته می شود، وضعیتی

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد حاکمیت شرکتی، قیمت سهام، حقوق و دستمزد، صورت های مالی Next Entries مقاله درمورد هزینه های نمایندگی، ساختار سرمایه، اطلاعات مالی، مشکلات نمایندگی