مقاله درمورد نیروی انسانی، منابع سازمان، بهبود عملکرد، تغییر سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

ر تعریف قبل را دارا میباشد، دارای ویژگی خاص است که سبب نیرنگ و مانوری زیرکانه در مقابل رقبا میشود.
2-1-8-استراتژی به عنوان الگو
بر اساس این تعریف، به دنبال توسعة استراتژی که میتواند هم به صورت طرح یا نیرنگ باشد، مهمترین گام، محقق سازی استراتژیها است. لذا در این تعریف استراتژی الگویی در جریان تصمیمها است.
2-1-9-استراتژی به عنوان موقعیت
چهارمین تعریف این است که استراتژی یک موقعیت است. خصوصاً وسیلهای برای قرار دادن سازمان در جایی که نظریه پردازان سازمانی مایلند آن را «محیط» بنامند. بر اساس دیدگاه برخی صاحبنظران، استراتژی با این تعریف به یک نیروی میانجی یا هماهنگ کننده بین سازمان و محیطش، یا به عبارتی، بین موقعیت درونی و بیرونی تبدیل میشود.
2-1-10-استراتژی به عنوان نگرش
تعریف چهارم استراتژی (موقعیت) سعی دارد محلی را برای سازمان در محیط خارج آن بیابد و موقعیت آن را مستحکم کند، در حالی که تعریف پنجم (نگرش) به درون سازمان مینگرد (60).
2-1-11-برنامهریزی استراتژیک
در سالهای اخیر توجه نسبت به برنامهریزی جامع یا استراتژیک، به طور روزافزون افزایش یافته و تنها راه اثربخشی و کارامدی مدیران، در بهره گیری از این شیوة برنامهریزی جست و جو شده است (9). برنامهریزی استراتژیک روشمند از سال 1950 تا 1970 مطرح شد؛ در این خصوص، محققانی همچون استینر8 آن را به سال 1950 (توسط کمپانیها و مجتمعهای تولیدی)، و روزنبرگ و شو آن را به سال 1970 (توسط سازمانها برای پاسخگویی به محیط متلاطم) نسبت میدهند (29). تصمیمهای راهبردی بر جهتگیریهای بلند مدت سازمان اثر میگذارند و موقعیتی خاص در آینده را از هم اکنون برای سازمان تعیین میکنند. به عبارتی، موقعیتی که سازمانها در حال حاضر در آن قرار دارند، کم و بیش نتیجة تصمیمهایی است که مدیریت آنان چندین سال قبل گرفتهاند.
دانشمندان بسیاری اهمیت برنامهریزی راهبردی را از جنبههای مختلف بررسی کردهاند و همگی روی همبستگی برنامهریزی راهبرد با عملکرد مطلوب سازمانها توافق نظر دارند و معتقدند که برنامهریزی راهبردی فرآیندی پویا و منطقی است. به عقیدة ماچادو9 برنامهریزی استراتژیک روش بسیار متداولی است که سازمانها از آن برای پاسخ مناسب به شرایط متغیر داخلی و خارجی استفاده میکنند؛ و میزانی که برنامهریزی استراتژیک مورد استفاده قرار میگیرد یک عامل پیشگویی کنندة مهم از اعتبار و موفقیت یک سازمان محسوب میشود. در این خصوص، ادبیات پیشینه قویاً تأکید دارند که برنامهریزی استراتژیک یک عامل کلیدی و بسیار مهم در عملکرد سیستم و برتری سازمانی است (43).
از نظر اعرابی و حقیقی یکی از معیارهای شناخت سلامتی سازمان در چرخة تطبیق پذیری، توانایی شناخت تغییرات محیطی است. به علت تغییرات شتابان محیط، سازمانها باید برای رویارویی با تغییر، تواناییهای خود را افزایش دهند؛ یعنی باید بیاموزند چگونه سریعتر خود را با شرایط متغیر محیطی تطبیق دهند. این تغییرات، اثر بسیار مؤثر و غیر قابل انکاری بر استراتژی و همچنین موفقیت یا شکست هر سازمان دارد. به طوری که بسیاری از سازمانها که سالها سودآور و موفق بودهاند، با تغییر مختصات محیطی و تنها به دلیل عدم همراهی با این تغییرات و تحولات با ورشکستگی و نابودی مواجه شدهاند (29).
امروزه کشورها و جوامع در فرآیند تدوین و اجرای راهبرد، خود را محک میزنند و با استفاده از شاخصها و معیارهای واقعی، خودساخته و استاندارد، کشور خود را با دیگر کشورها مقایسه میکنند. در نتیجه کم و بیش به جایگاه واقعی خود در جهان پی میبرند و برنامهریزیهای راهبردی خود را بر مبنای رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب که با شاخصها و معیارها مشخصاند، جهت دهی میکنند. همچنین در تلاشاند ضعفهای خود را به قوتها و تهدیدها را به فرصتها تبدیل سازند. از طرف دیگر، سعی در تقویت بیشتر قوتها و ارتقای سطح فرصتها میکنند (59).
2-1-12-تعاریف برنامهریزی استراتژیک
برای برنامهریزی استراتژیک تعاریف زیادی ارائه شده است که در این قسمت به برخی از آنها اشاره میشود:
از نظر لرنر10، برنامهریزی استراتژیک عبارت است از فرآیند تغییر سازمانی مستمر و پیچیده. فرای و استونر معتقدند که برنامهریزی استراتژیک، ابزار مدیریتی توانمندی است که برای کمک به شرکتهای کوچک طراحی میشود تا خود را به صورت رقابتی با تغییرات پیش بینی شدة محیطی تطبیق دهند (29).
به عقیدة الوانی (1391) با توجه به امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی، برنامهریزی استراتژیک فرایندی است در جهت تجهیز منابع سازمان و وحدت بخشیدن به تلاشهای آن برای نیل به اهداف و رسالتهای بلند مدت (9).
هرناندز11 برنامهریزی استراتژیک را برنامه یا طرح کلی سازمان عنوان کرده است که از طریق آن سازمان تصمیم میگیرد که چه نوع اقداماتی باید صورت گیرد و اینکه برای ارائه نتایج مطلوب به اعضای تشکیل دهنده سازمان و تحقق اهداف و مأموریت سازمانی چه عملیات درونیای باید انجام شود (29).
از دیدگاه گودرزی (1391) برنامهریزی استراتژیک نگاه به آینده دارد و تمرکز آن بر آیندة پیشبینی شده است و به این مسأله توجه دارد که جهان بعد از 5 الی 10 سال چه تفاوتهایی با اکنون خواهد داشت و درصدد خلق آیندة سازمان بر مبنای آن چیزی است که احتمال میرود در آینده ایجاد شود. برنامهریزی راهبردی نقش کلیدی در موفقیت سازمانها در میدان رقابت دارد. این نوع برنامهریزی اگر به درستی تدوین شود، به انتخاب راهبردهایی منجر میشود و در صورت اجرای صحیح و به موقع، به تعالی سازمان میانجامد (49).

2-1-13-ویژگیهای برنامهریزی استراتژیک
در متون مختلف، ویژگیهای گوناگونی برای برنامهریزی استراتژیک عنوان شده است. از نظر آقازاده برنامهریزی به عمل ختم میشود؛ بینش مشترکی بر مبنای ارزشها ایجاد میکند؛ فرایندی همگانی و مشارکتی است که کارکنان و مدیران احساس مالکیت مشترک نسبت به آن دارند؛ مسئولیت در قبال جامعه را میپذیرد؛ نسبت به محیط خارجی سازمان حساس بوده و بر آن تمرکز دارد؛ بر مبنای دادههای بسیار کیفی طرحریزی میشود؛ و بخش کلیدی مدیریت اثربخش محسوب میشود (60).
از دیدگاه الوانی (1391) برنامه ریزی جامع، انعکاسی از ارزشهای حاکم بر جامعه است؛ معطوف به پرسشهای اصلی و مسائل اساسی سازمانها است؛ با مطرح ساختن اهداف بلند مدت و تبیین رسالتهای سازمان، مدیران را در انجام فعالیتهایشان همجهت و هماهنگ میسازد؛ دارای دید درازمدت است و افقهایی دورتر را در سازمان مطرح میسازد؛ عملیات و اقدامات سازمان را در دورههای زمانی بالنسبه طولانی هماهنگ میکند و به آنها پیوستگی و انسجام میبخشد؛ در سطوح عالی سازمان شکل میگیرد، زیرا در این سطح است که تقریباً به گونهای همه جانبه اطلاعات لازم در مورد امکانات و منابع سازمان و انتظارات و توقعات از آن متمرکزاند؛ فراگیر است و برنامههای عملیاتی سازمان را در بر میگیرد و به آنها جهت میبخشد؛ و در نهایت امکانات و محدودیتهای درونی و بیرونی سازمان را مد نظر دارد و پیشبینیهای خود را با توجه به آنها انجام میدهند (9).
در این خصوص، اذعان شده است که برنامهریزی استراتژیک روی شرایط محیط خارجی (مانند ویژگیهای جمعیتشناختی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و تکنولوژی) که بر ماهیت و اعتبار سازمان تأثیر گذارند، تأکید ویژهای دارد؛ معمولاً شامل یک دورة زمانی 5-3 ساله میباشد؛ فرایندی پویاست؛ روی محیط رقابتی تأکید دارد؛ و توجه ویژهای نیز به اختصاص منابع دارد. یقیناً، شناخت این ویژگیها و درک مناسب آنها توسط مسئولین و دستاندرکاران یک سازمان به تدوین برنامههای استراتژیک و عملیاتی صحیح کمک فراوانی مینماید؛ لذا، شایسته است که مورد توجه قرار گیرند. در غیر این صورت برنامههای تدوین شده از جامعیت برخوردار نخواهند بود (29).
2-1-14-مزایای برنامهریزی استراتژیک
علاوه بر مزایای سابقالذکر موجود در بطن برنامهریزی، خود برنامهریزی استراتژیک نیز دارای مزیتهای فراوانی میباشد که به برخی از آنها اشاره میشود (60).
به عقیدة الوانی (1391) در سنوات اخیر با تغییرات شگفتآوری که سازمانها را احاطه کردهاند، مدیران به فراست دریافتهاند که با تعیین و تبیین اهداف و مأموریتهای سازمان، در درازمدت بهتر میتوانند برنامههای خود را به ثمر رسانند. سازمان بهتر کار میکند و نسبت به محیط خود واکنشهایی مناسبتر نشان میدهد. از اینرو استفاده از برنامهریزی استراتژیک و جامع به عنوان یک ضرورت در سازمانها مطرح شده است. به کمک این برنامهریزی، مدیریت میتواند جهتگیریهای خود را در آینده معین، و سازمان را در مقابل تغییرات و تحولات فردا مجهز سازد. برنامهریزی جامع به مدیر کمک میکند تا از سازمان و هدفهای آن تصویری روشن به دست دهد و فعالیتهای سازمان را در لوای یک استراتژی واحد هماهنگ سازد (9).
برایسون12 معتقد است برنامهریزی استراتژیک میتواند به سازمانها در محیط متلاطم در روشن کردن مسیر آینده؛ بهرهمندی از فرصتهای کلیدی و کاهش تأثیر تهدیدات محیطی؛ پیشبینی و ایجاد تغییرات مورد نیاز؛ سرمایهگذاری روی قوتها و رفع ضعفهای داخلی سازمان؛ تدوین مبنایی منطقی و قابل دفاع برای تصمیمگیری؛ به وجود آوردن تفکر استراتژیک و تدوین استراتژیهای مؤثر؛ توانایی پاسخ مؤثر به تغییرات سریع محیطی؛ تدوین اهدافی روشن برای کارکنان و افزایش انگیزش و رضایت آنها و بهبود عملکرد سازمانی کمک نماید (60).
بوید13 نیز معتقد است این نوع برنامهریزی از مزایای دیگری همچون اعمال کنترل بیشتر روی سازمان، بهبود عملکرد مالی و استفادة مؤثر از منابع، ایجاد چارچوبی معتبر برای تصمیمگیری، کسب بازخورد و ارزیابی از میزان پیشرفت سازمان، وحدت و یکپارچگی سازمان با ایجاد یک دیدگاه مشترک و توسعة کار گروهی برخوردار است. مرتبط ساختن اهداف سازمان با اساسنامة آن؛ بالا بردن حس مالکیت نسبت به برنامة تدوین شده؛ افزایش هماهنگی بین کارکنان و مدیران؛ حل مسائل اصلی سازمان؛ شناسایی یا محدود کردن حوزههای دارای عملکرد ضعیف؛ بهبود خدمات و افزایش توان پاسخگویی در برابر عملکرد به صورت کمی؛ و بهبود یا تسریع در رشد سازمانی از فواید دیگر برنامهریزی استراتژیک عنوان شدهاند (29).
2-1-15-محدودیتهای برنامهریزی استراتژیک
برنامهریزی استراتژیک جزو فعالیتهای دشواری است که سازمانها با آن سر و کار دارند.برای تدوین برنامة استراتژیک موفق باید بر مسائل زیادی غلبه کرد. از نظر ملکی و طبیبی، برخی از این مسائل عبارتند از فقدان نیروی انسانی ماهر برای برنامهریزی؛ صرف وقت ناکافی توسط همان نیروی انسانی معدود دستاندرکار برنامهریزی؛ در اختیار نبودن اطلاعات کلی و تخصصی لازم؛ تدوین نامطلوب بیانیه رسالت، بیانیه چشمانداز، و تحلیل ارزشهای سازمان؛ کافی نبودن مشارکت کارکنان اجرایی؛ و قوانین و مقررات نامناسب در محیط خارجی. برایسون نیز به عواملی مانند ندیریت نامناسب اندیشههای استراتژیک؛ مدیریت نامناسب در بخش ساختاری و روابط بین جزء و کل برنامه؛ و مشکلات مربوط به بکارگیری فرآیند تغییر اشاره کرده است (29).
از نظر حمیدی زاده (1382) موضوعاتی همچون مشارکت دادن گروههای خارج از سازمان، بودجهبندی سالیانه، محدودیت برنامهها، اتلاف وقت، علنی شدن مشکلات تخصیص منابع، و دشواری تعیین عوامل استراتژیک میتوانند زمینههای تعارض را در برنامهریزی استراتژیک به وجود آورند (24).
رضائیان به نارسائیهای جوهری که ناشی از فقدان توجه کافی به عوامل عمده برنامهریزی استراتژیک است (مانند تحلیل رسالت و ارزشها، قوتها و ضعفها، و فرصتها و تهدیدها)؛ و نارسائیهای فراگردی که ناشی از مدیریت ضعیف مراحل گوناگون برنامهریزی استراتژیک است (مانند فقدان تعهد افراد متنفذ برای اجرای اقدامات برنامهریزی شده، تمرکز بیش از حد برنامهریزی در سطح مدیریت عالی سازمان، تفویض بیش از حد فعالیتهای برنامهریزی به نیروهای ستادی و واحدهای تخصصی، و تأکید بیش از حد بر جزئیات تفصیلی برنامهها) اشاره کرده است (60).
به عقیدة الوانی (1391) عواملی مانند نیاز به هزینة زیاد، نیاز به زمان طولانی، نیاز به نیروی انسانی متخصص، عدم انعطاف و ثبات لازم، و آسیب به خلاقیت و نوآوری افراد

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد استان گیلان، عوامل درونی، مبانی نظری، نیروی انسانی Next Entries دانلود پایان نامه ارشد درباره عملکرد دانش آموزان، عملکرد خواندن، آموزش مهارت