مقاله درمورد نظام آموزشی، کارایی درونی، آموزش و پرورش، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

گیرد.
اثربخشی بر خلاف کارایی روشی است که چگونگی تحقق اهداف را می سنجد. این مقیاس اثرات برنامه را بر جامعه کمی کرده و مشخص می کند که آیا برنامه از نهاده ها یا منابع برای نایل شدن به اهدافش استفاده بهینه کرده یا خیر.
گروه مشاوران یونسکو( 1379)، مفهوم کارایی را از دیدگاه علم اقتصاد مطرح نموده اندکه اساساً با توجه به بازده حاصل از یک نظام در مقایسه با درون داد آن محاسبه می شود. هرچند میزان کارایی یک ماشین یا نظام بیشتر باشد به همان نسبت بازده آن نسبت به درونداد بیشتر است.
در حالی که توردال42(1371) کارایی را به معنای به دست آمدن حجم معینی از محصول با کیفیت عالی در کمترین زمان وبا کمترین ضایعات می داند( رؤیایی، 1371).

2-18)کارایی در نظام های آموزشی:
روشن است که همانند دیگر مفاهیم مدیریتی، مفهوم کارایی در تعلیم و تربیت نیز متأثر از بحث کارایی
در صنعت و بازرگانی است.
برطبق نظر کالاهان، بین جنگ های جهانی اول و دوم، ایدئولوژی کارایی صنعت و بازرگانی در تعلیم و تربیت نفوذ کرده است و در طول چند دهه که این نفوذ پذیری ادامه داشت، هزاران بررسی جامع جهت افزایش کارایی مدارس صورت گرفت( لی43 فام و همکاران، 1367).
لیکن باید توجه داشت که هرگونه اظهار نظر در مورد کارایی نسبی اقتصادی آموزش و پرورش چه بر طبق معیارهای کارایی داخلی و چه بر اساس معیارهای کارایی خارجی، کاری دشوار است، چون در رابطه با مسائل آموزشی اطلاعات کافی در باره ی هزینه ها وجود ندارد تا بتوان حتی یک مقایسه کلی درباره کارایی انجام داد( کارنوی44 و همکاران،1367).
برای بررسی میزان بهره وری یک نظام آموزشی کار بسیار مشکل است. هر چه بازده یک کار ملموس‌تر باشد تعیین میزان بهره وری آن نیز آسان تر است، ولی چون بازده کار یک نظام آموزشی، دانش آموزانی است با آموخته های مختلف، که گاهی اندازه گیری آموخته های دانش آموزان یا تغییرات در رفتار آن‌ها بسیار مشکل است، لذا برای تسهیل کار، عمدتاً بازده ظاهری را مورد توجه قرار می دهند، تا این که بتوان با داده های کمی مقایسه ای میان بخش های مختلف انجام داد( بوتی45،1371).
مشاوران یونسکو(1379)، معتقدند که از جمله عوامل وجودی نظام آموزشی، دانش آموزان می باشند . دانش آموزان به عنوان درون داد پس از طی پایه های تحصیلی و گذراندن فرآیند تحصیلی، فارغ التحصیل شده و« خروجی»یا برون داد نظام نامیده می شوند. بدیهی است، مانند هر نظامی که در جهت تحقق بخشیدن به هدف های مشخص عمل می کند، در نظام آموزشی نیز برخی از« ورودی ها» به «خروجی» نمی‌رسند که در این جاست که مسئله کارایی نظام مطرح می گردد.

کارایی درونی و کارایی بیرونی:
محسن پور(1389) به نقل از فیلیپ کومبز- که در یکی از انتشارات یونسکو تحت عنوان« بحران جهانی
تعلیم و تربیت» منتشر شده است- می گوید هرچند که نظام آموزشی با مؤسسات صنعتی تفاوت اساسی دارد اما آموزش و پرورش رسمی هم چون هر مؤسسه تولیدی عواملی را دریافت می کند که به آن‌ها عوامل ورودی یا داده می گویند. درون داد شاگردان به عنوان بخشی از این عوامل ورودی، در درون نظام تحت تأثیر اعمالی که آن را تعلیم و تربیت می نامند، تغییر و تحولاتی حاصل می کنندو سپس به عنوان بازده برون داد یا عوامل خروجی، به بازار کار و جامعه تحویل می شوند. به عبارت روشن تر، در این الگو، شاگردان، معلمان، منابع مالی و برنامه های درسی را داده یا گذاشت می نامند. شاگردان طی یک فرآیند تحت تأثیر برنامه های درسی آشکار و پنهان، جو مدرسه و رفتار معلمان قرار می گیرند و تغییراتی در آن ها ایجاد می شود. بنا بر این هنگامی که آنان تحصیلاتشان را به پایان می رسانند و از نظام آموزشی خارج می شوند؛ نهایتاً دانش ها، مهارت ها، گرایش ها، اعتقادات، طرز تفکر، عادات ودر مجموع رفتارهای خاصی را کسب می‌کنند. لذا فارغ التحصیلان نظام آموزشی با چنین مجموعه ای از اکتسابات، بازده یا برداشت تلقی می‌شوند. بر این اساس، اگر آموزش و پرورش را یک نظام تولیدی تلقی کنیم، باید هم از کارایی درونی و هم از کارایی بیرونی آن ارزیابی به عمل آوریم.

2-19-1) کارایی درونی:
هنگامی که برون دادهای نظام آموزشی نسبت به هزینه های به عمل آمده مورد نظر قرار می گیرد، کارایی درونی نامیده می شود. ارزیابی کارایی درونی نظام آموزشی نشان دهنده ی مطلوبیت تحقق هدف‌های نظام نسبت به منابع مصرف شده(هزینه ها) است( بازرگان، 1388). منظور از کارایی درونی این است که با توجه به امکانات، منابع و مدت زمانی که برای تحصیل دانش آموزان در هر پایه تحصیلی در نظر گرفته شده، نحوه عبور دانش آموزان به چه صورتی است، یعنی در هر سال ودر هر پایه تحصیلی چه درصدی از شاگردان هر پایه مردود می شوند یا مدرسه را ترک می کنند و این تکرار پایه و ترک تحصیل از لحاظ اقتصادی چه تأثیری بر بازده نظام آموزشی دارد. بنا براین برای تعیین کارایی درونی یک نظام آموزشی، معمولاً از شاخص هایی چون نرخ تکرار پایه، میزان اتلاف، نرخ ماندگاری و متوسط طول تحصیل استفاده می شود(محسن پور، 89).
بررسی روند دانش آموزی و محاسبه نشانگرهای كارایی درونی هر دوره آموزشی، مورد توجه برنامه ریزان آموزشی است. برنامه‌ریزان، با اطلاع از تعداد دانش آموزانی كه یك دوره تحصیلی را با موفقیت به پایان می‌رسانند وتعدادی كه در هر یك از پایه های تحصیلی از آن دوره آموزشی خارج می‌شوند، یا آن را تكرار می‌كنند، می‌توانند تنگناهای موجود را در رسیدن به هدفهای آموزش و پرورش شناسایی كرده، با بررسی علت های آن، نسبت به برطرف نمودن آنها اقدام كنند. اهمیت موضوع تا بدانجاست که آژانس توسعه بین المللی امریکا( 2003) افزایش كارایی درونی نظام های آموزشی، به ویژه كارایی آموزش پایه عمومی را مهم ترین اولویت راهبردی خود اعلام كرده است. این دفتر بیان می‌كند كه چون بخش اعظم سرمایه گذاری ها در آموزش و پرورش، در اثر افت تحصیلی، تكرار پایه و ترك تحصیل دانش آموزان، بازده مورد نظر را به دنبال نداشته است، اولین و مهم ترین اولویت كاری خود را بهبود نشانگرهای كارایی درونی آموزش، از جمله كاهش ترك تحصیل و تكرار پایه و افزایش ارتقا و گذر تحصیلی می‌داند.
شاخص های کارایی درونی، ثمر بخشی نظام را در دست یابی به اهداف آموزش و پرورش مشخص و رابطه بین نهاده و برداشته را تعیین می کنند. با استفاده از این شاخص ها می توان تصویری کلی از مشکلات نظام آموزش و پرورش در زمینه هایی از قبیل تکرار پایه، ترک تحصیل تهیه و یا تحقیقات دقیق تر نسبت به رفع آن ها چاره اندیشی کرد. کارایی درونی یک نظام هنگامی صددر صد خواهد بود که کلیه دانش آموزان که در مقطع زمانی واحد برای ورود به آن دوره ثبت نام کرده اند، مثلاً دوره ابتدایی، پس از طی دوره 5 ساله به اتفاق در امتحانات پایانی شرکت کرده و همگی قبول شده و به اخذ گواهی نامه پایان دوره ابتدایی نائل گردند. از آن جا که همیشه تعدادی از دانش آموزان در طی پایه های تحصیلی افت نموده و یا مردود می شوند و ترک تحصیل می کنند، معمولاً کارایی صددرصد نیست. اطلاع از نرخ ارتقاء، تکرار و افت از این رو حائز اهمیت است که تصویری جامع از کارایی درونی نظام آموزشی و کیفیت خدمات آموزشی کشور به دست می دهد. برای مثال، هنگام سیاست گذاری و برنامه ریزی برای کاهش نابرابری ها، اطلاع از چگونگی ارتقاء، افت یا مردودی دانش آموزان در مناطق روستایی نسبت به مناطق شهری و یا میان دانش آموزان دختر نسبت به دانش آموزان پسر بسیار مؤثر خواهد بود( مشاوران یونسکو، 1379).
طبق مصوبات دبیرخانه شورای عالی آموزش و پرورش(1387)، برای بررسی کارایی درونی باید از الگوی جریان دانش آموزی استفاده نمود که با استفاده از شاخص هایی چون؛ نسبت اتلاف، میانگین طول تحصیل فارغ التحصیلان و نرخ ماندگاری والگوی نتایج امتحانات شامل: درصد قبولی و مردودی ودرصد تارکان تحصیل می باشد که این ها شاخص های اصلی ارزیابی کارایی درونی می باشند و شاخص‌های دیگری چون ترکیب دانش آموزی که شامل: تعداد و میزان رشد دانش آموزان، سهم دانش آموزان دختر و سهم دانش آموزان روستایی و سهم دانش آموزان غیر انتفاعی و شاخص پوشش تحصیلی ظاهری دانش آموزان و شاخص های منابع انسانی شامل: نسبت دانش آموز به معلم و نسبت معلم به کلاس دایر و میزان تحصیلات معلمان و شاخص های فضای آموزشی شامل: تراکم دانش آموز در کلاس دایر و تراکم کالبدی و سرانه فضای آموزشی و ضریب بهره برداری از کلاس فیزیکی مدارس، می باشند که به توضیح آن‌ها خواهیم پرداخت.
هدف از ارزیابی کارایی درونی نظام آموزشی، تعیین کارکرد آن در طول برنامه و میزان موفقیت آن در کاهش نابرابری ها می باشد. لذا دبیرخانه ی مزبور بدین منظور شاخص های گوناگونی به کاربرده است:
الف) اطلاع از ارقام دقیق وضع موجود هر آن چه زیر پوشش نظام آموزشی قرار می گیرد مانند: تعداد مدارس، فضاهای آموزشی، کلاس درس، معلمان، آزمایشگاه ها، کتب درسی و…
ب) کارایی درونی سطوح مختلف نظام آموزشی: وضعیت افت تحصیلی، گذر از یک سطح تحصیلی به سطح دیگر، نتایج امتحانات پایانی هر یک از سطوح تحصیلی
ج) پی گیری دانش آموزان در طول دوران تحصیل و پس از آن
د) منابع مالی
ه) هزینه های آموزشی
و) مسأله برابری شانس: در واقع سه منشأ اساسی برای نابرابری ها مشاهده می شود که عبارتند از: نابرابری‌های اجتماعی، نابرابری های ناشی از جنسیت و نابرابری منطقه‌ای
ز) ساختار نظام آموزشی: ساختار نظام آموزشی از نقطه نظر تعداد سال هایی که به هر یک از مقاطع تحصیلی تخصیص داده شده است حائز اهمیت است. به دنبال برگزاری کنفرانس جهانی آموزش برای همه ( جامتین تایلند) در سال 1990 میلادی کشورهای جهان متعهد به اجرای ارزیابی نهایی دوره های آموزشی مراکز تحصیلی طی دهه های 1990 تا2000 میلادی گردیدند. ارزیابی های به عمل آمده در خصوص شاخص های آموزش و پرورش در اواسط دهه 1990تا1996 به اوج خود رسید. ارزیابی نهایی در نوامبر 1998 میلادی توسط انجمن عمومی سازمان‌های ملل، یونسکو و یونیسف در خصوص بررسی عملکرد وزارت خانه‌های آموزش و پرورش آغاز گردید.( دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی،1387).

برنامه ریزی های توسعه بین المللی:
2-20-1) برنامه ی توسعه ی هزاره یا اعلامیه هزاره46
برنامه های برجسته ای که هم اکنون در سطح جهان با رویکرد برنامه ریزی آموزشی مورد توجه هستند برنامه ی توسعه هزاره و برنامه آموزش برای همه می باشند که اکثر سیاستگزاران و برنامه ریزان آموزشی در حال پیاده کردن اهداف این برنامه ها هستند. از سال 1990 میلادی سازمان ملل متحد به منظور ایجاد زمینه برای تسریع جریان امور توسعه و پیشرفت در جهان وپاسخ گویی به چالش های اصلی توسعه ی جهانی، یک سلسله جلسات سران جهانی و همایش های سراسری دنیا را بانی شده است. گرچه عقیده بر این است که این سازمان با ایجاد دستور کار جامع برای پیشرفت مبتنی بر حقوق، که شامل مقاصد حساب شده، اهداف محدود به زمان و شاخص های سنجش می باشد، تا حدودی همکاران ملی وبین المللی را وادار به فعالیت خواهد ساخت و باعث همکاری های تازه برای پیشرفت خواهد شد، اما با این حال کمتر از یک سوم کشورهای در حال توسعه برای کاهش فقر و بی سوادی هدف های ملی قابل سنجشی برگزیده اند. در سپتامبرسال2000 میلادی 147نفر از سران سیاسی کشورها،« اعلامیه هزاره» را اتخاذ کردند. این اعلامیه که سند قابل ملاحظه ای می باشد، در نتیجه یک سلسله همایش های بین المللی و ملاقات های سران که از سال 1990 میلادی آغاز شد به وجود آمد و دامنه وسیع و بی سابقه ای از تعهدات و برنامه ریزی فعالیت‌ها را در میان جوامع بین المللی شامل می شود. اين اعلاميه مسائل مربوط به صلح، امنيت، توسعه، محيط زيست، حقوق بشر و حکومت را پوشش مي دهد. در اين اعلاميه اهداف توسعه که بطور دوجانبه تقويت و مددکاری مي شوند به صورت دستورالعملی جهانی عرضه مي گردد. اتخاذ اين اعلاميه و متعهد شدن به آن رهبران جهان با هشت آرمان از اهداف توسعه هزاره که محدود به زمان و قابل سنجش مي باشند موافقت کردند.

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد نظام آموزشی، آموزش و پرورش، نیروی انسانی، فرایند آموزش Next Entries مقاله درمورد آموزش ابتدایی، آموزش و پرورش، کیفیت آموزش، سازمان ملل