مقاله درمورد معرفت بخش، عقل و نقل

دانلود پایان نامه ارشد

نبود علوم و معارفي که بتواند ما را در اين تجربه ياري رساند. مثل کسي که نداند چگونه مي‌تواند توسط چند آينهي در کنار هم، پشت سر خود ببينيد. در تجربههاي عميق عرفاني، ما نيازمند معارف و علومي هستيم که ما را در اين راه ياري رساند. و لذا تعليم و تعلم در حکمت و عرفان باعث ميشود233 انسان مسير درست را براي کشف حقايق دريابد. در حديث شريفي از پيامبر نقل شده است که: “لو لا ان الشياطين يحومون علي قلوب بني آدم لنظروا الي ملکوت السماء”234 پس اين حجابهاي تاريک باعث ميشوند که انسان از درک حقايق عاجز بماند و نتواند به ملکوت آسمانها راه پيدا کند.
جايگاه معرفتي تجربه ديني در هندسه معرفتي
بعد از طرح مباحث گوناگون نوبت به ارزيابي معرفتي تجربه ديني مي‌رسد. اکنون اين نکته را با طرح يک سؤال مطرح مي‌کنيم: آيا تجربه ديني مي‌تواند نظام اعتقادي ما را توجيه کند يا خير؟ امّا اين سؤال متفرّع بر سؤال ديگري است و آن اينکه: آيا خود تجربه ديني از نظر معرفتي امري موّجه است؟ زيرا تا اثبات نشود که خود تجربه امري موجه است نمي‌تواند ديگر اعتقادات ما را به صورت مستقيم و غير مستقيم توجيه کند.235
در بين فلاسفه و متکلمين نوعاً مي‌پذيرند که معرفت همان باور صادق موجه است. در اين بحث باور بودن تجربه‌اي ديني مفروغ عنه است. زيرا معمولاً متدينين چنين اعتقادي دارند و خود داراي چنين تجاربي هستند. پس ما بيشتر با دو قيد ” صادق” و ” موّجه” کار داريم که داراي مقتضياتي شبيه‌ به ‌هم‌اند. اما جواب اين سؤال خالي از صعوبت و سختي نيست و کلام بزرگان در اين زمينه از نوعي ابهام و پيچيدگي خالي نيست، و لذا ما سعي مي‌کنيم در اينجا يک نظريه منسجم و در يک محدوده خاص ارائه کنيم و از بسياري از جزئيات بپرهيزيم.
1. قول اوّل سعي مي‌کند که اثبات کند که تجربه ديني امري موجه است و مي‌تواند اعتقادات ما را توجيه کند. در ميان کتب اسلامي جناب محمد تقي فعّالي بيشتر از اين نظريه دفاع نموده است. وي معتقد است که تجربه ديني نوعي علم حضوري است و لذا خطاپذير نيست. زيرا در علم حضوري ميان عالم و معلوم واسطه‌اي وجود ندارد و اين بي‌واسطه‌گي باعث مي‌شود که عالم مستقيماً با معلوم خود ارتباط داشته باشد و لذا احتمال خطا به صفر مي‌رسد.
او در ادامه سعي مي‌کند اين نظر را براساس انديشه‌هاي غربي تبيين کند: و مي‌گويد طبق سه قول در تعريف تجربه ديني مي‌توانيم سه نظريه ارائه کنيم. طبق قول به احساسي بودن اين امر را محتمل مي‌داند، طبق قول حسي و ادراکي بودن هم مي‌توان آنرا موجه دانست، امّا طبق نظريه ” تفسيري، تبييني” نمي‌توان به موجّه بودن تجربه ديني معتقد شد. زيرا موجه بودن در آن دچار نوعي دور است. براي آنکه، انتقال به علت تجربه براساس تفسيري و پيشيني صورت مي‌گيرد. اما همين نويسنده در کتاب خود به گونه ديگري صحبت نموده و وجوه بيشتري نقل نموده و در اکثر آنها معتقد شده که تجربه ديني نمي‌تواند باور ديني را توجيه کند.236
اما نظريه او با مشکلاتي مواجه است يعني ما تجربه ديني و مکاشفه را نوعي علم حضوري و بي‌واسطه بدانيم. زيرا نمي‌توان همه تجارب را علم حضوري دانست و بسياري از آنها با واسطه و از نوع علم حصولي‌اند. اکثر مکاشفات در قوّه خيال صورت مي‌گيرند که با واسطه مفاهيم و صور کار مي‌کند و لذا علم حضوري نيست و خطا پذير است.
در ميان دانشمندان غربي هم عده‌اي مانند “آلستون” سعي نموده‌اند که باور حاصل از تجربه ديني237 را موجه نشان دهند. آلستون مي‌گويد از آنجا که ساختار تجربه ديني با ساختار تجربه حسي يکسان است، لذا مي‌تواند معرفت زا باشد.
امّا اشکالاتي به نظريه او متوجه است از جمله اينکه تجارب حسي داراي درصد بالايي از خطا و اشتباه هستند و تجارب ديني هم احتمال چنين اموري را دارد. و لذا نمي‌توان به آنها اعتناي صددرصدي نمود. و اينکه از سوين برين کمک بگيريم و بگوئيم اصل آسان باوري اقتضا238 مي‌کند که تا دليل مخالفي پيدا نشده حرف صاحب تجربه را قبول کنيم. زيرا اين مطلب مقتضاي آسان باوري239 است هم مشکلي را حل نمي‌نمايد بنابراين اگر تجربه ديني ادراکي آلستون را بپذيريم با مشکلاتي مواجه هستيم.
ويليام جيمز که از مدافعان تجربه ديني احساسي عاطفي است مي‌گويد: تجربه ديني براي صاحبان تجربه معتبر است ولي لازم نيست براي ديگران هم معتبر باشد. شلايرماخر240 هم چنين اعتقادي دارد. و ليکن هر دوي اينها با کساني مثل اوتو با اين مشکل مواجه اند که تجربه عاطفي خالي از هر گونه مفهومي است، پس چگونه مي‌تواند نظام اعتقادي را که سراسر مفاهيم و تصورات است را توجيه کند؟ حتي چنين امر عاطفي را ما نمي‌توانيم معرفت موجه بدانيم. زيرا معرفت عبارت است از شناخت حاصل از تصورات و مفاهيم.
اما پراودفوت و کساني که پيرو نظريه تفسيري، تبييني هستند هم نمي‌توانند چنين ادعاهايي کنند. زيرا همانطور که بيان شد، چنين عقيده‌اي همراه نوعي دور است. زيرا اعتقادات ما تجربه‌‌اي را ديني مي‌کند و اگر تجربه ما بخواهد که همان اعتقاد را موجه کند. اين امري گزاف است.
جناب شيرواني معتقد است که بنابر نظريه ابن عربي که مکاشفه را نوعي علم حضوري مي‌داند مي‌تواند تجربه ديني را داراي معرفت و شناخت دانست و موجّه بود. او مي‌گويد: بين اوتو و ابن عربي در اين امر تفاوت هست که ابن عربي مکاشفه را براساس شهود مي‌داند و عواطف را خارج از محدوده شهود مي‌داند و لذا مي‌تواند بر نوعي معرفت دلالت داشته باشد، اما اوتو که مکاشفه را هدف احساسات و عواطف مي‌داند، نمي‌تواند چنين ادعايي داشته باشد.
اما بر اين نظريه هم اين اشکال وارد است که تمام مکاشفات را شهود که نوعي علم حضوري241 است تلقّي نموده است در حاليکه مکاشفات داراي حوزه بسيار وسيع‌تري هستند.
2. نظريه کساني که تجربه ديني را موجّه نمي‌دانند يا آنکه آنرا توجيه گر عقايد ديگر نمي‌دانند.
تقريباً کسي به صراحت هر نوع ارزش معرفتي تجربه ديني را انکار نمي‌کند، اگر چه در وجوه آن ترديد بسيار مي‌کنند. جناب ملکيان، معرفت بخش بودن تجربه ديني را مشکل مي‌داند و مي‌گويد: اگر هم اين تجارب بخواهند باورهايي را توجيه کنند حداکثر مال صاحب تجربه را موجه مي‌کنند ولي براي ديگران قابل پذيرش نيست. او مي‌گويد: در ميان سه قول معروف ( ادراکي، عاطفي، تفسيري) قول اول قابليت بيشتري براي معرفت بخش بودن و توجيه کننده بودن را داراست. قول دوم قابليت کمتري دارد و قول سوم که از همه در اين زمينه عقب‌تر242 است. لگن هاوزن هم مي‌گويد: بنده شخصاً معتقدم که نمي‌تواند باوري را توجيه کند.243
3. قول به تفصيل:
حضرت آية‌الله جوادي در کتاب تفسير موضوعي خود به نوعي تفصيل قائل شده است. وي معتقد است که وحي معرفت بخش است و معيار تمامي اعتقادات ديگر اعم از عقلي و نقلي است. وي معتقد است که تجربه پيامبر تجربه‌اي فرا طبيعي است و لذا پيامبر در تمام مراحل ادراکي اعم از حس، تخيّل، توهّم، تعقّل، شهود مصون از خطاست. پيامبر ابتدا، حقايق را با شهود قلبي مي‌بيند و بعد با تعقّل برهاني تحليل و مستدل مي‌نمايد.244
وي معتقد است که در اين راه ميان تجربه‌هاي پيامبران و غير پيامبران تفاوتي نيست. يعني تجارب ائمه اطهار245 و حضرت فاطمه زهرا، و مادر موسي و حضرت مريم عليهم السلام هم مصون از خطا و اشتباه‌اند. پيامبران و هر کس که محرم اسرار وحي است چنين‌اند.
تجربه غير معصومان بايد با معيار و ميزان سنجش‌ شوند. تا صحت و سقمشان آشکار246 شود. زيرا تجارب ديني همگي از سنخ علم حضوري نيستند و برخي از سنخ علم حصولي‌اند. در اين ميان تجارب حصولي که در مثال متصل ( خواب رؤيا) هستند يا معلوم نيست که در مثال متصل است يا منفصل در معرض آسيب هستند. زيرا در خيال متصل اشتباه راه دارد، و در مثال منفصل اگر چه جايي براي اشتباه نيست، و از ناحيه فاعلي‌ جايي براي نفوذ شيطان نيست، اما از حيث قابلي محل آسيب است. زيرا عارف ممکن است مثل انسان دوبين و احول، حقيقت را اشتباه درک نمايد.
در مقام عقل و قلب ( شهود) هم تمام مشاهدات رباني است و از اين حيث با خيال منفصل تفاوتي نيست و عارف مسائلي را که شکل و صورت ندارد در مي‌يابد اما تمام اين محصولات بايد از کانال قوه متخيّله، به انسان برسد. و قوّه متخيله در بسياري از فراورده‌هاي قواي ديگر دخالت247 مي‌کند و به قول ايشان مورد دست بُرد واقع مي‌شود. بنابراين شيطان در قوّه خيال و توهم قدرت نفوذ دارد و جاي خطاي انساني هم باز است . لذا انسان براي تميز صحت و سقم ادراکات خود بايد آنها را با تجارب پيامبران و قرآن مطابقت دهد تا ارزش آنها را دريابد.
خلاصه اينکه بنابر نظريه استاد جوادي آملي که مورد قبول نگارنده هم مي‌باشد بايد تفصيل قائل شويم. وحي را مصون از خطا بدانيم، تجارب غير معصومين را بايد با معيارهاي عقلي و نقلي سنجيد. بسياري از آنها موجّه‌اند، و ساير اعتقادات را هم توجيه مي‌نمايند.
خلاصه
ديدگاه متفکران غربي درباره تجربه ديني را مي‌توان در اين سه خلاصه نمود: ديدگاه عاطفي شلايرماخر، ديدگاه ادراکي آلستون، و ديدگاه تفسيري پراودفوت. هر کدام از اين ديدگاه ها داراي نقاط قوّت و نقاط ضعفي است که در جاي خود مورد بحث قرار گرفته است. ديدگاه صاحب پايان‌نامه ديدگاهي جامع است که براساس اصول فلسفي، عرفاني، قرآني بنا گذاشته شده است.
در ديدگاه عرفاي اسلامي واژه مکاشفه و مشاهده در معنايي نزديک با تجربه ديني به کار رفته است. عرفاي اسلامي مشاهده خداوند را بهترين راه شناخت خداوند مي‌دانند. از نظر ايشان اين شناخت راه‌هاي گوناگوني دارد که راه قلب از همه نزديک‌تر و متقن‌تر است. ايشان برخي ساحت‌هاي الهي را قابل شناخت مي‌دانند و برخي ساحت‌ها را غير قابل دستيابي مي‌دانند. مشاهده و مکاشفه از ديد عرفاء تقسيماتي دارد که مهمترين تقسيم آن تقسيم به مکاشفه صوري و معنوي است.
قوّه خيال در بين ساير قوا در عرفان داراي اهميت بيشتري است، بيشترين حجم مکاشفات در اين قوّه صورت مي‌گيرد. عرفاء براي تجارب خود محتواهاي گوناگوني ذکر مي‌کنند که از تنوّع ادراکات ايشان خبر مي‌دهد. در کلمات عرفاء ادعاهايي مبني بر درک حقايق ماوراء عقل وجود دارد که با تأمل در آنها متوجه مي‌شويم که اين مطالب ضد عقل نيستند.
فلاسفه اسلامي نيز به نوبه خود مباحثي را پيرامون درک مستقيم و غير استدلالي خداوند مطرح نموده‌اند. مقامات العارفين ابن سينا، حکمت الاشراق سهروردي و حکمت متعاليه ملاصدرا از اين جمله‌‌اند. ايشان درک خدا را محدود به يک قوّه ندانسته‌اند و آنرا امري عام و فراگير معرفي نموده‌اند. از نظر فلاسفه عوالم متعددند و درک انسان برابر اين عوالم متعدد است. فلاسفه معتقدند که درجه معارف شهودي در يک سطح نيست و از بُعد معرفت شناسي ارزش‌هاي مختلفي براي ايشان در نظر گرفته مي‌شود. ايشان ميزان و ارزش اين ادراکات را برحسب آراء خود به يک گونه ذکر ننموده‌اند ولي قول به تفصيل مناسب‌ترين اقوال به نظر مي‌رسد.

فصل سوم

تجربه ديني در قرآن

مقدمه
قرآن بالاترين مرجع در تفکر اسلامي به شمار مي‌رود. عقل و نقل دو روش براي کشف وحي (‌قرآن) به شمار مي‌روند. بنابراين تمامي انديشه‌ها و معارف بشري بايد با دو ابزار عقل و نقل مورد بررسي قرار گيرد تا ميزان موافقت آن با وحي سنجيده شود.
مهمترين هدف قرآن راهنمايي بشر به سوي خداوند متعال است و اين رابطه را به صورت دقيق بيان نموده است. يکي از انواع شناخت خداوند درک مستقيم و بدون واسطه مفاهيم و تصورات است. خداوند چنين روشي را به برخي از انسانها به خصوص انبياء بزرگوار نسبت داده است. انبياء الهي به عنوان بزرگترين معلمين بشرما را به توجه به خداوند و شناخت حقايق الهي رهبري نموده‌اند. قرآن مجيد به برخي از مکاشفات اين انسان‌هاي کامل اشاره نموده است. اين مکاشفات حاوي مطالب بسيار عميق و زيبايي است. خداوند از مکاشفه پيامبر اسلام به ” لنريه من آياتنا” تعبير مي‌کند که نشان دهنده عظمت اين انسان و عظمت مکاشفات او مي‌باشد.
بررسي قرآن مجيد ما را به اين نتيجه مي‌رساند که تجارب

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد عقل مستفاد، عالم ماده، جهان خارج Next Entries مقاله درمورد وحي، مي‌شود، حقايق