مقاله درمورد قرآن کریم، موازین اسلامی، امیرالمومنین، نعمت الهی

دانلود پایان نامه ارشد

درک کرده و نه ماهیت جهان را شناخته است و کرامت و شخصیت والایی را که خداوند به او عطا نموده به ثمن بخس و با این نادانی موجب بروز و ظهور جهالت‌هایی بر مبنای لذت جویی، کامرانی و پرورش غرائز مختلف در اجتماع می‌شود.[138
قران کریم زنان ایده آل را که در بهشت جای دارند به مروارید محجوب و پوشیده در صدف تشبیه می‌کند. “کامثال اللولو المکنون”139
ب) تبرج در بوی خوش
گفته شد که از نظر ویژگی‌های آفرینش زن غالبا مظهر زیبایی و دلربایی و مرد غالبا مظهر دلدادگی است. دو ویژگی مذکور هنگامی در مسیر صحیح و در راستای کمال الهی انسان قرار می‌گیرد که بر اساس ازدواج مشروع در کانون خانواده سیراب گردد.گاهی برخی عوامل دو ویژگی مذکور را در خارج از چارچوب خانواده تحریک و تشدید می‌کنند. یکی از آن عوامل استعمال عطرهای تند و تحریک کننده توسط بانوان در بیرون از منزل و در برخورد با نامحرم است. از این رو در برخی از احادیث به شدت از آن منع شده است.
در حدیثی از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) آمده که فرمود: ” ایها المراه استعطرت ثم خرجت فمرت علی قوم لیجدوا ریحها فهی زانیه ” 140 ]هر زنی که عطر و ماده خوشبو کننده استعمال کند و از منزل خارج شود و بر گروهی از افراد نامحرم عبور کند تا بوی خوشی عطر وی را استشمام نمایند چنین زنی زناکار است. [ در حدیث دیگری ازپیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) آمده است که فرمود: ” ای امرائه تطیبت لغیر زوجها ثم خرجت من بیتها فهی تلعن حتی ترجع الی بیتها حتی ما رجعت ” 141. ]پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: هر گاه زنی برای غیر شوهرش خود را معطر نماید سپس از خانه‌اش خارج شود تا زمانی که به منزلش برگردد لعنت می‌شود.[
ج: تبرج در راه رفتن
گفتیم حضور زن و مرد در اجتماع باید آمیخته به وقار و متانت و از هیجان انگیزی و ایجاد زمینه‌های فساد به دور باشد. در قرآن کریم با رهنمودهای آموزنده‌ای در آیات برخورد می‌کنیم.
” وَ لا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ ما يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِن ، و زنان نبايد پاهايشان را [هنگام راه رفتن آن گونه‏] به زمين بزنند تا آنچه از زينت‏هايشان پنهان مى‏دارند [به وسيله نامحرمان‏] شناخته شود.بدین سان از هر گونه راه رفتن که زمینه توجه مردان را ایجاد می‌کند نهی می‌کند. لام تعلیل (لیعلم) دلالت دارد که علت کوبیدن پا به زمین اعلام زینت می‌باشد خواه قصد اعلام زینت وجود داشته باشد یا نداشته باشد. مفسران با توجه به شان نزول سیاق و محتوا و آهنگ آیه قاعده کلی و ضابطه عامی داده‌اند که نهی از کوبیدن پا بر زمین بیانگر نهی از هر چیزی است که توجه نامحرم را جلب کند و نگاه‌ها را برانگیزد و زمینه فساد ایجاد کند.142
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)به کسانی که به عدم اختلاط توجه نمی‌کنند و در اجتماع مردان بدون هیچ مجوزی در می‌آمیزند هشدار می‌دهد و می‌فرماید:” اما تستحیون و لا تغارون نساءکم یخرجن الی الاسواق و یزاحمن العلوج” 143 ] آیا شما مردان حیا نمی‌کنید و غیرت نمی‌ورزید زنانتان به بازارها رفته و مزاحم بیمار دلان می‌گردند.[

3-2- عفاف در گفتار و رابطه آن با حجاب
خداوند در قران کریم به خصوص در سوره الرحمن نعمت‌های زیادی را که به انسان عطا فرموده یادآوری می‌کند بالاترین این نعمت‌ها پس از آموختن قران و آفرینش انسان آموختن بیان است و می‌فرماید:” الرَّحْمنُ ، عَلَّمَ الْقُرْآنَ ،خَلَقَ الْإِنْسانَ ،عَلَّمَهُ الْبَيانَ “144،[خداى‏ رحمان ،قرآن را تعليم داد، انسان را آفريد ، به او بيان آموخت [
بیان از نظر لغوی معنای گسترده‌ای دارد و به هر چیزی گفته می‌شود که مبین و آشکار باشد.145 البته نطق و سخن را شامل نمی‌شود بلکه کتابت و خط و انواع استدلالات عقلی و منطقی که مبین مسائل مختلف و پیچیده است همه در مفهوم “بیان” جمع است در چند شاخص این مجموعه همان «سخن گفتن» است. با توجه به اینکه این نعمت “بیان” در زبان انسان متجلی می‌شود زبان و گفتار نقش مهمی در سعادت و خوشبختی دارد و در عین حال همانند سایر نعمت‌ها دارای آفات فراوانی است که علمای اخلاق ذکر کرده‌اند.
3-2-1- کیفیت گفتار
لازم است انسان حق این نعمت الهی را به جا آورد و در سخن گفتن بیندیشد کلام و سخن خود را همراه با عفت و حیا و ادب ادا کند چرا که خداوند می‌فرماید: ” ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم”146

]پس از آن سؤال مي شويد در آن روز از نعمتهاى الهى .[خداوند در آیات متعددی دستور به قول معروف و احسن داده است و می‌فرماید:”وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِينا.”147 ]و به بندگانم بگو: سخنى را كه نيكوتر است، بگويند زيرا شيطان ميان آنان [به سبب سخنان زشت و بى‏منطق‏] دشمنى و نزاع مى‏افكند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.[
“خطاب آیه به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) است و منظور از “عبادی” مومنین می‌باشند” .148
]برخی از مفسران عبارت «یقولوا التی هی احسن» را فقط به محتوای سخن ارتباط داده‌اند.149
“كلام احسن” شامل هر نوع سخن شايسته است، همچون: سلام، دعا، ارشاد، اظهار محبّت، امر به معروف و نهى از منكر، ذكر خدا، توبه و استغفار و امثال آن.[ 150
اینجاست که قرآن کریم با بیانی لطیف ،این گونه بیان می فرماید:
“وَ قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ” بهترين از نظر محتوى، بهترين از نظر طرز بيان، و بهترين از جهت توأم بودن با فضائل اخلاقى و روشهاى انسانى.151
” خداوند در ادامه به دلیل و حکمت این امر اشاره می‌فرماید: چرا که اگر مومنین “قول احسن “را ترک گویند شیطان در میان آن فساد و فتنه می‌کند.می‌توان گفت یکی از موارد و مصادیق قول به معروف را شیوه قرآن در بیان مواردی که نیاز به بیان اعمال قبیح و زشت یا مواضع عورت بوده است، بر شمرد قرآن در این زمینه از شیوه کنایه گویی بهره برداری می‌کند.برخی کنایه را یکی از گونه‌های بلاغت و روشهای فصاحت بر می‌شمرد و در معنای کنایه می‌گوید.لفظی که معنای لازم آن در نظر باشدیعنی گوینده لفظی را به کار می‌برد و منظور از آن لفظ معنای نزدیک به ذهن نیست بلکه معنای دیگری در نظر دارد”.152
خداوند تعالی در قرآن از این روش استفاده کرده و از آوردن واژگان زشت و شرم‌آور واژه‌هایی که با سرشت آدمی و عقل سلیم سازگاری ندارد خودداری فرموده به این دلیل که ذکر واژگانی که صریح و در معنای مرتبط با مسائل جنسی هستند می‌توانند محرک قوای شهوانی باشد خودداری کرده است .
بنابراین هرگونه کلامی که همراه با ناز و غمزه باشد و زمینه گناه را فراهم آورد ممنوع است و از حوزه عفاف خارج می باشد. توصیه دیگر اسلام این است که صدای خود را به هنگام سخن گفتن بالا نبریم.همان گونه که در سوره لقمان می‌فرماید: “اغضض من صوتک ” از توصیه‌های لقمان حکیم به فرزندش این است که ]صدای خود را کوتاه کن.[
یک نوع از بی‌عفتی در گفتار، ادای سخن زشت است .
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در این باره می‌فرماید:” ان الله تعالی یبغض الفاحش المتفحش”153 ]خداوند شخص بدگو و بد زبان را دشمن دارد.[ در جای دیگری پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:” ما کان الفحش فی شیء قط الا شانه و لا کان الحیاء فی شیئ قط الا زانه” 154 ]بدی و ‌بد زبانی در هر چه باشد آن را خوار کند و حیا در هر چه باشد آن را زینت دهد.[ درباره قول نیکو نیز می‌فرمایند: “ثلاث من ابواب البر سخاء النفس طیب الکلام و الصبر علی الاذنی”155 ]سه چیز از لوازم نیکو کاری است: جانبازی و نیکی گفتار و صبر در آزار[
” بنابر این ، عفت درگفتار بطورویژه درباره زنان وتعامل آنان با نامحرم وقتی محقق می شود که به عمد درصدای خود نازکی وعشوه ایجاد نکنندو بطور معمول سخن گويند.” 156

3-2-2محتوای گفتار
اسلام با توجه به سلامت جامعه و برای جلوگیری از ایجاد زمینه‌های فساد برای حضور زن در اجتماع شرایطی قائل شده است که یکی از آن موارد محتوا و چگونگی گفتار با حفظ عفاف می‌باشد.بنابراین کلامی عفیف است که هم از نظر محتوا و هم از نظر شیوه بیان قرین عفت باشد.همانگونه که سخن سبک وتحریک کننده برزبان آوردن مصداق ونماد بی عفتی درکلام است. لذا بیان شیوای قرآن کریم در مورد زنان پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) این چنین آمده است:
” خداوند بعد از آنكه علو مقام، و رفعت منزلت همسران رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) را به خاطر انتساب شان به آن جناب بيان نموده، اين علو مقامشان را مشروط به تقوى نموده، و فرموده كه فضيلت آنان به خاطر اتصال شان به رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) نيست، بلكه به خاطر تقوى است، اينك در اين جمله” فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ” ايشان را از خضوع در كلام نهى مى‏كند، و خضوع در كلام به معناى اين است كه در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازك و لطيف كنند، تا دل او را دچار ريبه، و خيالهاى شيطانى نموده، شهوتش را بر انگيزانند، و در نتيجه آن مردى كه در دل بيمار است به طمع بيفتد، و منظور از بيمارى دل، نداشتن نيروى ايمان است، آن نيرويى كه آدمى را از ميل به سوى شهوات باز مى‏دارد. در این آیه هم به کیفیت سخن گفتن با نامحرم اشاره شده و هم به محتوای کلام محتوای کلام باید قول معروف باشد یعنی سخنی که شرع و عرف اسلامی آن را بپسندد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند ” 157
” از بیان «فلا تخضعن بالقول» اشاره به کیفیت سخن دارد ، ]یعنی به هنگام سخن گفتن جدی و معمولی سخن بگویید.[ «با توجه به ادامه آیه این چنین بدست می‌آید که هم محتوای کلام زن و هم آهنگ و لحن نبایستی تحریک کننده و التهاب آور باشد و این حکم مخصوص زنان آن حضرت نیست ذکر آن در اینجا برای آن است که آنها بیش از دیگران باید این حکم را مراعات نمایند یعنی با ناز و عشوه سخن نگویند تا مریض القلبها به شما طمع نکنند بلکه سخن به معمول بگویید” 158
” به هنگام سخن گفتن جدی و بطور معمولی سخن بگویید و همچون زنان که سعی دارند با تعبیرات تحریک کننده که گاه توام با ادا و اطوار مخصوص است که افراد شهوتان به فکر گناه می‌افکند سخن بگویید ” 159
اسلام برای حفظ شخصیت زن و حرمت و جایگاه او در نزد خدای متعال است که او را در‌هاله‌ای از نور می‌خواهد نگاه داردو الا زن با توجه به رعایت موازین اسلامی وحدود الهی می‌تواند در جامعه حاضر شده و به فعالیت‌های سیاسی اجتماعی بپردازد. در اینجا نگاهی بیندازیم گذرا بر رفتارحضرت زینب کبری(سلام الله علیها) در مجلس بیداد یزید به اهمیت حجاب اشاره می‌کرد و با ندای رسا اعلام فرمود :”امن العدل یابن الطلاقاء تحذیرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبایا قد هتکت ستدرهن و ابدیت وجوههن تحذوبهن الاعداء من بلد الی بلد و یستشر فهمن اهل المناهل”.160 که آیا معنای عدالت در قاموس اهل باطل این است که فرزند”طلقا””آزادشدگان” زنان و کنیزان خود را در بین پرده و حجاب نگه دارند اما دختران رسول خدا (صلی الله علیه وآله و سلم) را هتک حرمت کنند و آنان را در کوچه و بازار به عنوان اسیر جنگی بگردانند؟[
خضوع در کلام به معنای این است که در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند تا دل او را دچار ریبه و خیال‌های شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد و منظور از بیماری دل نداشتن نیروی ایمان است. آن نیروی که آدمی را از میل به سوی شهوات باز می‌دارد « و قلن قولا معروفا» یعنی سخن معمول و مستقیم بگویید. سخنی که شرع و عرف اسلامی (نه هر عرفی) آن را پسندیده دارد و آن سخنی است که تنها مدلول خود را برساند. نه اینکه کرشمه و ناز را برای آن بیفزایی تا شنونده علاوه بر درک مدلول آن دچار ریبه هم بشود” 161
]در اینجا اگر بخواهیم عبارت “تبرج جاهلی” را با توجه به فضای سیاسی ترجمه کنیم باید به این نکته توجه کنیم که زنانی که موقعیت خاص سیاسی در جامعه

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد قرآن کریم، کرامت انسان، کرامت انسانی، ظاهر و باطن Next Entries مقاله درمورد فعالیت اجتماعی، حضور اجتماعی، امیرالمومنین، قرآن کریم