مقاله درمورد قرآن کریم، امیرالمومنین، امام صادق، اجرای احکام

دانلود پایان نامه ارشد

احساسات است و اگر عاطفه را از جامعه گرفتید مثل آن است که این ملات‌ها را از لابلای این دیوارها و آجرها و سنگ‌ها برداشته اید که رفتن این ملات‌ها همان و سقوط آن قصر همان. لذا اسلام اصرار دارد که زن در جامعه بیاید ولی با حجاب بیاید یعنی بیاید که درس عفت و عاطفه بدهد اینکه بیاید درس شهوت و غریزه بیاموزاند و اینکه دیده می‌شود دنیای استکبار تلاش و کوشش می‌کند که از غریزه و شهوت مدد بگیرد برای آن است که می‌خواهد این ملات را از جا در آورد و این بینان مرصوص را فرسوده کند ولی اسلام تلاش و کوشش این است که این ملات را در همان حجاب به اسم جدار حفظ کند تا این بنیان مصوص سالم بماند” .172
حضرت امام خمینی (ره) بارها در مورد نحوه حضور زنان در فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی سخن گفته و ملاک را داشتن پوشش اسلامی و تطابق با موازین و احکام شرعی می‌داند و آن گاه که از حجاب زنان و شرکت در فعالیت‌های گوناگون سخن به میان می‌آید می‌فرماید:” زنان شجاع ما دیگر از بلاهایی که غرب به عنوان تمدن به سرشان آورده است به ستوه آمده اند و به اسلام پناهنده شده‌اند” .173

3-3-3- پرهیز از گفتگوی لهو با نامحرم
برای داشتن جامعه ای عاری از هر گونه مسائل ضد ارزشی و اخلاقی ، لازمه اش این است که در رابطه با گفتگو با نامحرمان رعایت موازین دینی انجام شود و به دستورات قرآن کریم و روایات اهلبیت (علیهم السلام ) با جان و دل عمل کنیم .تا شاهد زیبایی های بیشتر اخلاقی باشیم.
ابوبصیر گوید: ” کنت اقوی امراته کنت اعلمها القران فما زحتها بشی فقدمت علی ابی جعفر مثال لی ای شی قلت للمرئه فغطیت وجهی فقال لاتعودن الیها”174 ]زنی را قرآن تعلیم می‌دادم پس به چیزی با او شوخی کردم. سپس نزد ابی جعفر رفتم. ایشان فرمود: چه چیزی به آن زن گفتی؟ رویم را پوشاندم. حضرت فرمود بسوی او باز نگرد.[
روایت تامل برانگیز است زن برای تعلیم و فراگرفتن دانش و دریافتن حقایق قران در اجتماع حضور یابد و در محضر مردی نامحرم با تحفظ و حجاب بنشیند اما شوخ طبعی و پا فرا نهادن از معیارها چرا؟
پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید: “و من فاکه امراه لایملکها حبیبه الله بکل کلمه کلمتها فی الدنیا الف عام ” 175 ]هر کس با زن نامحرمی شوخی کند در برابر هر کلمه ای که در دنیا ادا نموده هزار سال زندانی می‌شود.[
“قول معروف (گفتار نیک و شایسته) معنی وسیعی دارد که علاوه بر آنچه گفته شد هرگونه گفتار باطل و بیهوده و گناه آلود و مخالف حق را نفتی می‌کند” .176

3-3-4 پرهیز از مصافحه با نامحرم
یکی دیگر از انواع حجاب‌هاو پوشش‌ها، حجاب و پوشش در ارتباط بدنی است. ارتباط‌های بدنی در خصوص دو جنس مخالف نامحرم (به استثنای زن و شوهر) به دلیل جاذبه‌های جنسی شهوانی و آسیب‌زایی غریزه جنسی نکوهیده وناشایست است. لذا در احادیث وارده از دست دادن زن و مرد نامحرم با یکدیگر نهی شده است.
” پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) از زنان بیعت گرفت ولی با آنها مصافحه نکرد دستور دادظرف آبی آوردند دست خود را در آن فرو برد و دستور داد زنان دست خویش را در آب فرو برند همین را بیعت شمرد. عایشه گفت هرگز دست پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) در همه عمر، دست یک زن بیگانه را لمس نکرد”.177
روایت از امام صادق (علیه السلام)که فرمود:دست دادن به زن جایز نیست مگر این که آن زن از محارم مانند خواهر، دختر، عمه، خاله یا دختر خواهر و مانند اینها باشد. اما دست دادن با زن نامحرم که ازدواج با او حلال است ،جایز نیست و فقط دست دادن با زن نامحرم از روی لباس و پوشش مانعی ندارد ولی نباید دست او را فشار داد178
بنابراین تماس‌های جسمی بین زن و مرد نامحرم، هر چند اندک از نظر اسلام حرام و گناه بزرگی محسوب می‌شود. حتی اگر فقط مصافحه (دست دادن) با نامحرم هر چند فامیل آشنا و بدون هیچ قصد سویی باشد.

فصل چهارم: عوامل موثر بر ایجاد عفاف
“پوششی که اسلام آن را به عنوان یک حکم شرعی اعلام کرده است یک عمل ظاهری و گسسته از پایه‌ها و فرهنگ اسلام نیست بلکه حجاب، خیمه عفاف زنان و مردان با ایمان است.ایمان به خدا از مهمترین پایه‌های حجاب به شمار می‌رود. وقتی زن به خدای تعالی و علم و حکمت او ایمان آورد و معتقد گردد احکامی که برای انسان تشریع کرده است بدون نقص و دارای فوائد و آثار مثبتی است و همچنین باور کند که بی توجهی به احکام خدای تعالی خذلان دنیا و عذاب آخرت را به همراه دارد ازحکم الهی حجاب استقبال می‌کند “.179
در اینجا ما بنا داریم که مهمترین عوامل موثر بر ایجاد عفاف در انسان را مطرح کنیم:

4-1- عوامل فردی
زن و مرد مسلمان با رفتاری متناسب و متین زمینه گسترش عفت را فراهم می‌سازند. اساساً روح پوشش، کنترل رفتار، رعایت وقار و متانت است که توام با تقوای رفتاری اثر مطلوب خواهد گذاشت، قرآن کریم برای نشان دادن عظمت حالت دختر شعیب کلمه استحیا را به صورت نکره آورده تا عفت و نجابتش را از طریق راه رفتن نشان دهد و در مقابل عفت موسی (علیه السلام) که گفت با دودمان یعقوب به پشت سر زنان نگاه نمی‌کنیم.پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:”العفاف یصون النفس و ینزهما عن الدنایا180 ]عفت نفس را مصون می‌دارد و آن را از پستی‌ها دور نگه می‌دارد.[
قرآن کریم می‌فرماید: ]”ذلک ادنی ان یعرفن فلایوذین”: این کار (حفظ حجاب) برای این است که آنها به عفت شناخته شوند تا مورد اذیت قرار نگیرند بهتر است .آری هر زنی که به عفت و حیا شناخته شود یعنی نشان دهد که اهل خودنمایی و خود فروشی نیست چنان وقار و شخصیتی پیدا می‌کند که این وقار و شخصیت مانع از ایجاد تعرض و مزاحمت برای او می‌گردد[ . 181
امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرماید:” ان الحیاء و العفه من خلائق الایمان و انهماا لسجیه الاحرار و شمیمه الابرار.” 182 ] بدرستی که شرم و عفت و پاکدامنی یعنی دور شدن از چیزی که حلال نیست و این از خصلت‌های ایمان است.[
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)می‌فرماید: “علی قدر الحیاء تکون العفه” 183 ] پرهیزکاری توبه اندازه شرم و حیا از خداوند است. [
و در جای دیگرآن حضرت می‌فرماید: “علیک بالعفاف و القنوع فمن اخذ به خفت علیه المرن ” 184 ]پرهیزکاری را برخود لازم بدان، پس هر کس آن را داشته باشد سنگینی زندگی براو سبک می‌شود.[
4-1-1- ایمان و تقوا

“کلمه تقوا از ماده وقایه اسم مصدر از فصل “اتقی یتقی” واز مصدر “اتقاء” به معنای بازداشتن خود و یادیگری از خطر است.اتقاء سه اسم مصدر دارد، دوتای انها در قرآن استعمال شده یکی “تقوا” و دیگری “اتقاء” و اسم مصدر دیگر “تقیه” است و این سه در لغت به یک معنا هستند.پس تقوا شد در لغت به معنای بازداشتن خویش از خطر است تفاوت نمی‌کند که آن خطر چه باشد اما وقتی تقوا در مباحث اخلاقی و یا قرآن بکار می‌رود منظور از آن خطری که باید خویش را از آن بازداشت هر خطری نیست، بلکه خطری است که متوجه سعادت و آخرت انسان است 185
“همانور که از آشکار شدن زشتی‌های ظاهری بوسیله لباس جلوگیری می‌کنیم باید از زشتی‌های باطنی که در اثر مصیبت و انحراف از مسیر فطری دین خدا در روح ایجاد می‌شود بیزار باشیم و بهترین لباس برای پوشاندن این زشتی‌ها تقواست. ایمان وتقوا فقط پوششی بر روی زشتی‌های روحی نیست بلکه مانند لباس ظاهر که بدن را از آسیب خطرات حفظ می‌کند از ایجاد زینتی و آلودگی در روح ممانعت می‌نماید. تقوا مانند چراغ قرمز یا ترمزی است که هرگاه روح با یک آلودگی روبرو شود آن رااز برخورد و اصابت با آلودگی حفظ می‌کند”.186 “قرآن کریم زیبایی و زیور قلب و باطن انسان را اینگونه معرفی می‌کند می‌فرماید: “حبب الیکم الایمان و زینه فی قلوبکم و کره الیکم الکفر و الفسوق و العصیان اولئک هم الراشدون “187 یعنی: خداوند ایمان را محبوب شما گردانید و در دل‌هایتان زینت داد و کفر و فسق و معصیت را در نظرتان زشت ساخت به اینها به حقیقت اهل رشد و هدایت‌اند.[ به راستی اگر پوشش و زیبایی باطن نباشد زیبایی‌های ظاهری هیچ ارزشی ندارد چرا که حقیقت انسان به روح اوست نه به جسم و بدن اوگفته میشود؟ و اگر لباس تقوا که به فرموده خداوند بهتر و بالاتر از لباس ظاهر است نباشد، انسان دچار زشتی‌ها و آلودگی‌های فراوانی می‌شود.
حضرت امیرالمومنین (علیه السلام)می‌فرماید”من تعری عن لباس التقوی لم یستترمن اسباب الدنیا” 188
]هر کسی از جامه پرهیزکاری برهنه شود. زشتی‌های درون او با هیچ یک از اسباب دنیایی پوشیده نمی‌شود.[ وامام صادق(علیه السلام)”فرمود : “و اما لباس الظاهر فنعمه من الله تعالی یستر بهاالعورات و هی کرامه اکرم الله بهاذریه آدم. ما لم یکرم بها غیرهم و هی للمومنین آله لاداء ما افترض الله علیهم و خیر لباسک ما لا یشغلک عن الله تعالی بل یقربک من شکوه و ذکره و طاقبه و لا یحملک فیها الی العجب و الریاء و التزین و المفاخره و الخیلاء فانها من آفات الدین و مورثه القسوه فی القلب”. 189 ]امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: از خداوند تعالی که با آن عورات انسان پوشیده می‌شود و این لباس کرامت است که خداوند به وسیله آن فرزندان آدم را گرامی داشته است کرامتی که غیر آنها بنی ادم را به آن گرامی ندانسته است و این لباس برای مومنین وسیله ادای و اجبات است و بهترین لباس تو لباسی است که تو را از خداوند غافل نکند بلکه تو را به شکر او و یاد او و اطاعت او نزدیک سازد و تو را به خودپسندی ریا، آراسته نشان دادن، مباهات کردن، تکبر دچار نسازد پس به درستی که این صفات آفات دین و موجب سنگدلی است.[
“پرهیزکاری یکی از پایه‌های حجاب اسلامی است. تقوای آدمی ضامن اجرای احکام خداست.و تا این پایه قوی در قلب زنان( و مردان )شکل نگیرد لباس تقوا در برنخواهد کرد. ایمان بدون تقوا انسان را به سرمنزل مقصود نخواهد رساند. تقوای الهی را به کام جان خود ریز تا عالم جانت گلستان گلهای طاعت و تسلیم گردد و خیمه حجابت را برافراشته دار تا حافظ گلستان ارزش‌هایت شود”.190
“ایمان مستلزم رعایت و حفظ حریم حیا و عفاف است همان طور که قرآن کریم می‌فرماید:یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی..” 191 وهمانطور که دربیان جزئیات قواعد حجاب درآیات سوره نور،ازواژه «مومنین»و«مومنات »استفاده شده است.و پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) می‌فرماید:”خیرالزاد التقوی و خیر ما القی فی القلب الیقین”192 ]بهترین توشه‌های سفر حیات، تقوی است و بهترین صفات قلب یقین است.[بنابراین آنچه باعث دور انداختن لباسهای ظاهری و عریان شدن و آشکار شدن زیبایی‌های زنان می‌شود جدا شدن لباس ایمان و تقوا و پاکدامنی از روح آنان است. وقتی لباس ایمان و تقوا از انسان جدا شد مسلماً انواع زشتی‌ها و فسادها در جامعه رواج پیدا می‌کند.
امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرماید:”بالعفاف تزکوالاعمال” 193 ]اعمال ظاهری را به واسطه عفاف باطنی پاکیزه و تصفیه کنید[. حجاب است که می‌تواند عفت و طهارت و تقوا را در زن و مرد نگه دارد.
” همیشه ما در طول زمان هر وقت گفتیم حجاب و عفت عده‌ای گفتند ،حجاب به عفت چه کار دارد؟ خیلی‌ها حجاب دارند عفت ندارند. خیلی هم عفت دارند، حجاب ندارند. در طول زمان هر وقت با این حرف را می‌گفتیم تا حالا بعضی این را می‌گویند در حالی که این حرف درستی نیست. عفت یک چیز است. حجاب یک چیز دیگر. اما عفت آن چیز غیرقابل دسترسی وغیرقابل تاثیرپذیری و آن صخره آسیب ناپذیر در انسان نیست. مثل همه خلقیات و خصلت‌های انسانی در معرض تهاجم قرار می‌گیرد. یکی از چیزهایی که می‌تواند آن را از تهاجم به دور دارد و عفاف زن و طهارت او و تقوای او حالت پرهیز وعصمت را در او نگه دارد، نداشتن معاشرت نامناسب یعنی معاشرتی که در او جهات فرهنگی و اخلاقی خاص رعایت نشده باشد. آن چیزی که می‌تواند به این نگهداری و مصون سازی و جداسازی کمک کند حجاب است.بهترین چیز حجاب است. حجاب از طرف زن و حجاب از طرف مرد. حجاب مرد هم نگاه نکردن است. حجاب نیز مانع غیرفاصل در زن” .194

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد فعالیت اجتماعی، حضور اجتماعی، امیرالمومنین، قرآن کریم Next Entries مقاله درمورد زنان مسلمان، امیرالمومنین، پوشش زنان، قرآن کریم