مقاله درمورد شورهای اسلامی، زنان و دختران، عوامل اجتماعی، کشورهای اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

هزینه می نمایند. یک ضرب المثل خارجی می گوید: ما آنقدر پولدار نیستیم که جنس ارزان بخریم. این عمل در کشور ما بر عکس است و این عمل در خانواده های کم درآمد، بیشتر رواج دارد.
در خانواده های کم درآمد ، لباس های بادوام را به لباس های لطیف ترجیح می دهند. بنابراین، انتخاب لباس ها با توجه به درآمد خانواده ها متفاوت است. طبقه های پایین اقتصادی جامعه اهمیت بیشتری به دوام ، راحتی و قیمت لباس در مقایسه با زیبایی و ایستایی آن می دهند. در طبقه بالای اقتصادی جامعه به روز بودن لباس، برایشان مهم تر است.
4-مکان استفاده از لباس
انتخاب لباس با توجه به موقعیت مکانی فرق می کند. برای پوشاک معمول روزانه (غیر رسمی)، ممکن است لباس های بادوام با طراحی ساده انتخاب شود، در حالی که برای موقعیت های مکانی مهم از لباس های رسمی با پارچه های نو و فرم های جدید در قالب نو استفاده می گردد این نوع لباس ها به طور خاص و با دقت محافظت و استفاده می شوند. به عنوان مقال، خشک شویی می گردد تا همیشه جذاب باقی بماند. البته این مورد را هم می توان جزء اصول پوشش مطرح کرد.
5-نو بودن لباس
لباس های نو ،‌زیبا و جذاب است. اما با پایان دوره محدود مد ، این نوع لباس ها، عجیب و غریب به نظر می رسد. در اجرای نو بودن، رنگ ، طرح بافت و طرح دوخت نقش اساسی دارد که در امر تولید این لباس ها خصوصیت های جدید به کار می رود و این ها بستگی به سلیقه طراح لباس و البته خواستگاه مشتریان دارد. در این زمینه، ثبات رنگ ، طرح و ابعاد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در انتخاب، طبق لباس روز، بعضی سراغ طرح رفته و بعضی رنگ و بعضی خاص بودن لباس برایشان اهمیت دارد.
6-فرهنگ
الگوی پوشش در فرهنگ جوامع مختلف ، متفاوت است. اگرچه بشر روز به روز از نظر پوشش هماهنگ تر می شود و با تأثیر از تبلیغات و لباس نو، در سبک پوشاک به هم نزدیکتر می گردد، اما هنوز، نوع پوشاک هر ملتی نمایانگر نوع فرهنگ آنهامی باشد. به عنوان مثال ، مسلمانان جهان به پوشیدگی اهمیت بسزایی میدهند و خوب پوشیدن را احترام گذاشتن به دیگران می دانند و یا اروپاییان که نسبت به آمریکایی ها از فرهنگ اصیل تری برخوردار هستند، به مراتب بیشتر به پوشاک توجه می کنند.
ولی شاید عوامل و شرایطی وجود داشته باشد که از شهری به شهر دیگر متفاوت باشد و خیلی از شروط به جغرافیا و مکان مربوط می شود. مثلاً در دوره جوانی 15 تا 20 سال جوانان یک شهر، خواهان لباس هایی با تناسب عالی،گران قیمت و مطابق با لباس نو امروز هستند. به راحتی و کارآیی لباس کمتر از مدل و مد آن توجه می کنند. جوانان به شدت دنبال خوشامد و تایید دوستان هم گروهشان هستند. آن ها از لباس به عنوان وسیله امن برای اثبات تطابق خود با گروهشان استفاده می کنندو علاقه زیادی به لباس هایشان دارند وبه ظاهر فیزیکی خود توجه می کنند. ولی این ملاک و ارزش در جوانان شهری دیگر متفاوت است ، و از لباس در جهت پیشبرد کارهای دیگر استفاده میکنند. و گروهی لباس را ابزاری برای بیان شخصیت خود میدانند. می بینیم که حتی در سن های متفاوت، خانواده های متفاوت و طرز تفکر های متفاوت و حتی پوشاک در شأن محله ای خاص، می تواند در انتخاب لباس دخیل باشد.
سه نکته در انتخاب پوشاک خانم ها قابل توجه است. درآمد، جذابیت (رنگ، طرح) و فعالیت های اجتماعی در نوع پوشش آنان موثر است. این انتخاب لباس در خانم ها باعث شده که طراحان ما الگویی خاص برای زنان شاغله داشته باشند و این یک نوع بازار کار جدید است. و به نظر من این اقدام مهم و کارسازی برای ایجاد شغل های بعدی است.

فرهنگ و لباس
زیاد شنیده اید که می گویند:”من معمولاً قبل از پوشیدن لباس بیرون دوبار فکر میکنم” این جمله توسط 79 درصد زنان و 45 درصد مردان مورد تایید واقع شد.
لباس پوشیدن ناشی از شئون انسان است و پدیده ای است که تقریبا به اندازه ی طول تاریخ بشر سابقه دارد. این پدیده با خصوصیات مختلف ، فردی و اجتماعی انسان در ارتباط است. و می توان آن را از دیدگاه های مختلفی از قبیل روانشناسی ، اخلاق ، اقتصاد ، جامعه شناسی ، مذهب ، قانون ، تاریخ و جغرافیا مورد مطالعه قرار دارد. تأثیر فرهنگ بر لباس بسیار مهم است و اعتقاد دارم همه تغییراتی که در لباس از ناحیه عواملی غیر از فرهنگ ایجاد می شود، تابع رابطه لباس و فرهنگ و محاط در چارچوب محدودیت های فرهنگی است.

رابطه لباس و فرهنگ :
فرهنگ، عبارت است از کلی ترین بینش و نگرشی که یک جامعه نسبت به جهان دارد این بینش و نگرش همان معنایی است که آن جامعه برای هستی و انسان قایل است. و به اندازه ی کلی است، که همه ی ارزشها و روشهای فرد و اجتماع را در بر می گیرد.
به عبارت دیگر، فرهنگ یک قوم در وجوه مختلف زندگی آنان از قبیل صنعت ، اقتصاد ، مدیریت ، شهرسازی ، معماری ، هنر تجلی می کند. و به منزله ی روحی است که در کالبد تمدن آن قوم جریان دارد و هر یک از این جنبه ها آیینه ای است که چون در آن نیک بنگریم، می توانیم چهره ی آن روح حاکم و آن فرهنگ کلی جامعه را در آن مشاهده کنیم.
رابطه ی لباس و فرهنگ به اندازه ای قوی است که وقتی یک خارجی و غریبه وارد محیطی می شود، نخستین علامتی که او را می شناساند، همان لباس اوست. گویی انسان ها با لباس خود با یکدیگر صحبت می کنند و هرکس به زبان لباس خویش، خود را معرفی می نماید که من کیستم و از کجا آمدم؟ و به چه دنیا و فرهنگی تعلق دارم. سخن بر سر این مطلب است که اختلاف بین تن پوش و مردم جوامع گذشته از خصوصیات جغرافیایی، اقلیمی، عوامل اجتماعی، اقتصادی، حرفه ای و سنتی ناشی از فرهنگ و جهان بینی آن جامعه نیز هست. انسان بسته به این که برای جهان چه معنایی قایل باشد، خود را چگونه موجودی بشناسد، چه سرنوشتی برای خود تصور کند و سعادت خود را در چه بداند لباس پوشیدنش تفاوت می کند.
اگر در جامعه ای مثل جوامع امروز غربی ، مذهب در خصوص نوع لباس ساکت باشد و مصالح اجتماعی نیز، قانونی برای اندازه و شکل لباس مردم وضع نکرده باشد، باز چنان نیست که قاعده و ملاکی بر کیفیت پوشش مردم حاکم نباشد و هیچ دلیلی برای این که معلوم شود چرا این مردم بدین گونه لباس می پوشند و نه به گونه ای دیگر، وجود نداشته باشد و نوع لباس و تغییرات آن امری تصادفی و صرفا تابع سلیقه ی افراد مختلف باشد. اما اصولا در جهان هیچ پدیده ای را اعم از مادی و اجتماعی و معنوی بدون علت و محصول شانس و تصادف نمی دانیم و به همین دلیل معتقدم که، اگر در جوامع غربی مذهب و قانون تعیین کننده نوع پوشش نیست، نباید تصور کرد که مردم در انتخاب لباس آزادند و لباس آنان از هیچ معیار و ملاکی تبعیت نمی کند و هیچ بینشی بر آن حاکم نیست. لباس انسان، نخست تابع فرهنگ جامعه او است و سپس تابع سلیقه ی خود او.
جامعه ی غربی امروز با لباسی که بر تن دارد با ما سخن می گوید. اگر به این سخن گوش فرا دهیم فلسفه و فرهنگ غرب را خواهیم شنید. حال فرهنگ هر کشوری، مختص همان کشور است و اگر فرهنگی بدون آگاهی از کشوری وارد کشور دیگر شود، این خود تأثیر منفی بر فرهنگ کشور وارد شده می گذارد. به طور مثال بعضی لباس ها در کشور های غربی معنی خاص خود را دارند و شاید مختص گروه خاصی باشد، ولی با ورود در کشورهای اسلامی، نوعی توهین است و ناهماهنگی با فرهنگ اسلامی دارد، که نمونه آن را در قسمت لباس های علامتدار خواهم آورد.
فرهنگ و تفاوت لباس شرق و غرب: مجسمه ها و نقش های برجسته و تصاویری که از دوره های مختلف ایران قبل از اسلام بر جا مانده است ، همه نشان می دهد که هم پوشاک مردان وهم پوشاک زنان بلند گشاد است.چنان که در دو تصویر لباس زنان عهد هخامنشی و اشکانی نیز می بینیم زنان عموما چادر به سر دارند و پیراهن های بلندی که تا مچ پای آنان را می پوشاند به تن کرده اند.
حال اگر به کشور های اروپایی و آمریکایی و شهر های غرب زده نظر افکنیم، چه خواهیم دید ؟
البته باز هم لباس ها مختلف و متنوع است و مخصوصا به سرعت و در آغاز هر فصل از سال ، تغییر و تحول می یابد، اما در اینجا نیز یک وجه اشتراک در کار است و آن اینکه لباس امروزی، چه مردانه و چه زنانه، تنگ، کوتاه و چسبیده به بدن است و از این لحاظ درست نقطه ی مقابل لباس های بومی و سنتی اقوام است که هنوز تحت نفوذ و سلطه ی کامل فرهنگ غرب قرار نگرفته اند. در قدیم لباس های بانوان در غرب، به اندازه ای تنگ بود که حتی نفس کشیدن در این لباس ها مشکل بود ولی به اقتضای فرهنگ کشورشان این نوع پوشاک را استفاده می کردند. امروزه جوامع غرب سراغ لباس های گشاد رفته، و به سلامت انسان که در دین ما به آن سفارش شده، بیشتر توجه می کنند. در صورتی که ما، بجای اینکه از این مدل لباس ها استفاده کنیم، به دنبال لباس های تنگ رفته و از سفارشات خصوصیات پوشاک در دین خود فاصله گرفته ایم.
در گذشته لباس‌های سنتی مناطق مختلف ایران کاملاً پوشیده بود اما آیا یک دختر دانشجو می‌تواند با لباس محلی شهر خود در دانشگاه حضور یابد؟ لباس‌های سنتی ایرانی کاملاً پوشیده است، اما چقدر می‌توانیم این لباس‌ها را در جامعه ارائه کنیم چرا که بسیاری از آنها در جامعه قابل پوشش نیستند و برای حضور در اجتماع کاربرد ندارند
اگر پرسیم چرا مردم دنیا در قدیم معمولا لباس هایشان را گشاد و بلند می دوختند و اروپاییان و آمریکاییان امروز لباس های تنگ و کوتاه می دوزند، آیا کسی می تواند بگوید که این تفاوت ناشی از عقب ماندگی صنعتی و علمی شرقیان و پیشرفت غربیان امروز است؟ آیا چون تنگ دوختن لباس احتیاج به علم جدید و تکنولوژی پیشرفته ی غربی دارد. دوختن لباس های تنگ برای مردم هزار سال پیش کاری چنان دشوار و پیچیده نبود که نتوانند از عهده ی آن برآیند و امروز هم دشوار نیست. درست است که در صد و پنجاه سال اخیر چرخ خیاطی اختراع شده، اما چرخ در صنعت خیاطی تحول چندانی ایجاد نکرد. و فقط به دوختن لباس سرعت بخشید. اگر لباس های هزا سال پیش را با لباسهای امروز مقایسه کنیم ، از لحاظ فن خیاطی تغییر مهمی میان آنها نمی بینیم. اگر اوضاع و احوال اجتماعی ، اقتصادی و جغرافیایی مناطقی را که مردم در قدیم و همچنین در حال حاضر لبایسهای گشاد و بلند بر تن داشته و دارند با اوضاع تمدن غربی مقایسه کنیم خواهیم دید که هیچ یک از این عوامل نمی تواند منشا این تفاوت باشد.

نمایش لباس های خاص برای افزایش جاذبه زنان زیر سایه عنوان “اسلامی”
یک استاد دانشگاه گفت: لباس هایی که در نمایشگاه های پوشش اسلامی ارائه می‌شود، برای جوانان جذابیت نداشته یا با ارائه برخی از مدل‌ها، جذابیت بیشتری را به زنان برای حضور در اجتماع می‌دهد.
گاهی اوقات نمایشگاه‌هایی در نقاط مختلف تهران برگزار می‌شود که در آن اقدام به ارائه مدل‌های مختلف پوشش ایرانی و اسلامی می‌‌شود، ولی لباس‌هایی که در این نمایشگاه‌ها ارائه می‌شوند، یا اصلاً برای جوانان جذابیت نداشته و دارای مدل‌های قدیمی و غیر زیباست یا تلاش می‌کند با ارائه برخی از مدل‌ها، جذابیت بیشتری به زنان بدهند که این موضوع با فلسفه اصلی پوشش منافات دارد.
پوششی که در قرآن بر آن تأکید شده است، جاذبه زن را کم می‌کند، اما در نمایشگاه هایی که با نام پوشش اسلامی برگزار می‌شود، مدل‌های مختلف بستن روسری و شال نمایش داده می‌شود که باعث جاذبه بیشتر زن و دیده شدن بیشتر او در جامعه می‌شود. ممکن است مدل هایی که ارائه می‌شود، کاملاً پوشیده باشد، اما طراحی و رنگ‌آمیزی آنها به گونه‌ای است که موجب جذابیت بیشتر زنان می‌شود.
برگزارکنندگان نمایشگاه‌های پوشش ایرانی و اسلامی باید توجه داشته باشند که عمده مدل‌ها و پوشش‌های ارائه شده به گونه‌ای است که در جامعه قابل استفاده نیستند، چرا که به دلیل رنگ‌ آمیزی و طراحی خاص برای حضور در مهمانی‌ها قابل استفاده است. خصوصا از لحاظ بعضی از برش ها و تکه های تزیینی لباس.
هنگامی که لباس زنان و دختران را در سطح خیابان می‌بینیم، اثری از پوشش‌های ارائه شده در این نمایشگاه‌ها را مشاهده نمی‌کنیم چرا که این پوشش‌ها جوان‌پسند نبوده یا طراحی آن به گونه‌ای است که قابل استفاده در سطح اجتماع نیست. و مشکل اینجاست که

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد پوشش بدن، مصرف کننده، وجود خارجی، سلامت روان Next Entries مقاله درمورد محدودیت ها، بهای تمام شده، کشورهای پیشرفته، تناسب اندام