مقاله درمورد شبیه سازی، فرهنگ سازی، مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه ارشد

سازمان
• چشم انداز و مدل واضح و روشن برای تغییرات در منابع انسانی
• ارتباطات شفاف، صادق و پیاپی
• توانمند سازی کارکنان و مدیران
• تغییر در سیستم های حمایتی(پاداشها، ارزیابی، طراحی مجدد شغل و مهندسی مجدد)
• اختیار و قدرت دادن به تیم مهندسی مجدد

2-22-16- دیدگاه احمد، فرانسیس و زئیری
سه پژوهشگر بنام های احمد، فرانسیس و زئیری163 (2007) عوامل مؤثر در اجرای تغییرات ریشه ای یا BPR را در بخش دولتی شناسايي كرده اند :
• سلسله مراتب انعطاف ناپذیر
• فرهنگ
• ذینفعان متعدد
• تغییرات سریع و شگرف در جهت خط مشی
• هم پوشانی ابتکارات
• دامنه گسترده فعالیت ها
• مقاومت کارکنان
احمد، فرانسیس و زئیری (2007) هفت عامل مؤثر برای پیاده سازی موفقیت آمیز BPR را در آموزش عالی شناسایی كرده اند. این عوامل عبارتند از :
• فرهنگ کار گروهی و کیفیت
• سیستم مدیریت کیفیت و پاداش رضایت بخش
• مدیریت تغییر مؤثر
• ساختار کمتر بوروکراتیک و مشارکتی164
• فناوری اطلاعات / سیستم اطلاعات
• مدیریت پروژه مؤثر
• منابع مالی کافی

2-22-17- دیدگاه علیزاده
مهندسی مجدد مستلزم باز طراحی ریشه ای فرآیندهای سازمانی است. گرچه مهندسی مجدد فرآیندهای سازمانی می تواند مزایای مهمی به سبب کاهش هزینه ها و یا بهبود کارآیی داشته باشد، خطرات مهمی نیز در این روند وجود دارد، که به کارگیری شبیه سازی رایانه ای165 برای مدلسازی و تحلیل فرآیند های کسب و کار می تواند این خطرات را کاهش داده و شانس موفقیت پروژه های مهندسی مجدد را بالا ببرد. شبیه سازی فرآیند تکنیکی است که امکان نمایش فرآیندها، منابع، کالاها و خدمات را در یک مدل دینامیک رایانه ای فراهم می سازد و این مدل شبیه سازی هنگامی که اجرا می گردد تقلیدی از عملیات واحد تولیدی است. شبیه سازی فرآیند تکنیکی است که به سازمان ها کمک می کند عملکرد فرآیندهای خود را پیش بینی، مقایسه و بهینه سازی کنند. بدون اینکه هزینه و ریسک تغییر فرآیندهای جاری و اجرای فرآیندهای جدید را متحمل شوند. در حقیقت شبیه سازی رایانه ای ابزاری توانمند جهت پشتیبانی از تصمیمات مدیریت و کاهش ریسک فرآیند تصمیم گیری از فرآیند بهبود مستمر و مهندسی مجدد است(علیزاده، 1386 : 47 – 48).
2-22-18- دیدگاه انواری رستمی و شهایی
در خصوص مهندسی مجدد فرآیندها سوالات متعددی مطرح است. یکی از سوالات اساسی که همواره ذهن متخصصان علوم سازمانی را به خود مشغول کرده است این است که آیا اجرای مهندسی مجدد بر بهبود عملکرد و موفقیت سازمانی مؤثر بوده است؟ جهت بررسی و پاسخگویی به این سوال مهم، ابتدا ضروری است تا بتوان میزان موفقیت در اجرای پروژه های مهندسی مجدد را مورد شناسایی قرار داد و ارتباط آن را با موفقیت و برتری عملکرد سازمانی مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. اهم عوامل مؤثر در اجرا و پیاده سازی موفق مهندسی مجدد فرآیندها را می توان به شرح ذیل بر شمرد (انواری رستمی و شهایی، 1384) :
شناخت و ادارك مديريت عالي سازمان از پروژه مهندسي مجدد، حمايت مديريت عالي سازمان از پروژه مهندسي مجدد فرايندها، التزام و تعهد مديريت عالي سازمان در قبال پروژه مهندسي مجدد، انجام مطالعات امكان سنجي توسط تيم پروژه مهندسي مجدد، تعيين انتظارات و نتايج واقعي از مهندسي مجدد فرايندها، تبيين منافع و نتايج حاصل از مهندسي مجدد به كاركنان سازمان، تدارك تيم داخلي اثربخش براي اجراي پروژه مهندسي مجدد فرايندها، تعهد و التزام تيم مهندسي مجدد به پروژه مهندسي مجدد، فراهم سازي چشم اندازي از مهندسي مجدد فرايندها در سازمان، همگام سازي استراتژي مهندسي مجدد با استراتژي سازمان، تعيين اهداف و معيارهاي عملكردي و بهبود عملكردها، برنامه ريزي اثربخش و استفاده از فنون مديريت پروژه، شناخت تيم پروژه و سازمان از ارزشهاي پروژه مهندسي مجدد، آماده سازي سازمان براي سازگاري و انطباق با تغييرات و تحولات، حفظ حوزه هاي شغلي موجود در سازمان، تأمين امنيت شغلي كاركنان در سازمان، توانمندسازي كاركنان براي پروژه مهندسي مجدد، آموزش و پرورش كاركنان، مقبوليت تغييرات و تحولات در نزد كاركنان، ايجاد فرهنگ مؤثر براي انجام تحولات سازماني، تعريف مناسب مشاغل و تفويض مسئوليت ها، ميزان يكپارچه سازي وظايف شغلي ( نگرش سيستمي)، ميزان يادگيري و شناخت هويت خارجي سازمان، ميزان بازنگري در روشهاي ايجاد انگيزش و نظام پاداش در سازمان، استفاده مناسب از متدولوژيهاي پروژه مهندسي مجدد، طراحي مجدد فرايندها به صورت اثربخش، ميزان يكپارچه سازي پروژه مهندسي مجدد با ساير رويكردهاي بهبود سازمان، همگام سازي اجراي مهندسي مجدد با زيربناهاي فناوري اطلاعات، ميزان سرمايه گذاري در زمينه فناوري اطلاعات و تصميمات تأمين منابع، استفاده مطلوب از ابزارهاي نرم افزاري در سازمان، يكپارچگي مطلوب سيستم هاي اطلاعاتي در سازمان، يكسان بودن رويكردها و يا سبكهاي مديريتي در بخش هاي مختلف سازمان، مشاركت كاركنان در اجراي پروژه مهندسي مجدد، مشارکت اداره امور پرسنلی (منابع انسانی) در اجرای پروژه مهندسی مجدد، مشاركت مشتريان و مالكان سازمان در پروژه مهندسي مجدد، برقراري ارتباطات مؤثر سازماني با ذينفعان پروژه مهندسي مجدد، تأمين منابع لازم در جهت حمايت از اجراي پروژه، تمايل و رغبت مديريت عالي سازمان به پذيرش و اجراي پيشنهادات تيم داخلي مهندسي مجدد، تعيين و انتصاب تيم مهندسي خارج از سازمان، تبيين و ابلاغ منظم پيشرفت كار پروژه مهندسي مجدد به كاركنان.

2-22-19- ديدگاه سوری
موانع اجرای مهندسی مجدد که معمولاً غیر قابل پیش بینی و برنامه ریزی هستند، اغلب منجر به افزایش ریسک اجرای پروژه های مهندسی مجدد می شوند. لذا شایسته است که این موارد شناسایی و برای رفع آنها تلاش شود. برای این منظور 40 عامل بازدارنده و مانع مؤثر بر اجرای پروژه های BPR در سازمان های ایرانی استخراج و اولویت بندی شده اند. در جدول 2- 16 این عوامل به ترتیب اولویت آن ها بیان می گردند(سوری، 1387 : 223- 226) :

جدول 2- 16- اولویت بندی عوامل مؤثر بر موفقیت و شکست BPR

اولویت
عوامل مؤثر
1
آشنایی سطحی یا فقدان آشنایی سازمان ها با پروژه ها و مفاهیم مهندسی مجدد
2
مقاومت سازمانی، فرهنگ مخالف با تغییر و تمایل سازمان ها برای بازگشت به نقطه اولیه
3
نبود فرهنگ سازی مناسب برای اجرای پروژه های مهندسی مجدد
4
عدم درک کار تیمی و مدیریت کارگشا
5
نبود آموزش صحیح و درک مهندسی مجدد
6
عدم تعهد مدیریتی و حمایت جدی و مستمر مدیریت ارشد
7
بهره نبردن پروژه از متدولوژی خاص یا کپی برداری از متدولوژی ها
8
فقدان مشارکت افراد سازمان در طول اجرای پروژه
9
ضعف گروه مشاور و عدم تجهیز تیم های اجرای پروژه به نیروهای کافی و مجرب
10
مقاومت های برون سازمانی و سایر ذینفعان در برابر تغییرات
11
نبود نگاه مشتری مدارانه در طرح مطالعاتی
12
ترس از تفویض اختیار
13
ایده آل گرا و غیر اجرایی بودن طرح پیشنهادی، بهبودها و ارائه وضع مطلوب

ادامه جدول 2 – 16

14
عدم تعیین دقیق محدوده اجرای پروژه
15
تصور و تصویر غلط از مهندسی مجدد
16
ریسک ناپذیری مدیران و کارکنان
17
بزرگ نمایی و ایجاد انتظارات غیر واقعی از نتایج اجرای پروژه
18
بکارگیری ناقص و غیرکارآمد مراحل اجرای BPR
19
عدم درک نقش زیرساخت IT و استفاده غیر مؤثر از آن
20
نبود انگیزه لازم
21
عدم ارزیابی نتایج
22
عدم توجه و شناخت دقیق وضع موجود
23
فقدان توجه به مفاهیم فرآیندگرایی و مدیریت فرآیند
24
ضعف مدیریت و هماهنگی میان ارکان مختلف پروژه
25
عدم انعطاف پذیری فرآیند های طراحی شده
26
بی توجهی به دانش، تجربیات و تخصص های موجود و بهبود ناشی از به اشتراک گذاشتن آنها
27
استفاده ناقص از ابزارهای تحلیل فرآیند
28
عدم توانایی لازم جهت استفاده از تکنولوژی اطلاعات در پشتیبانی از فرآیندها
29
موانع قانونی
30
عدم اطلاع تیم اجرای پروژه از توانایی ها و قابلیت های سازمان
31
انتصاب های سیاسی
32
طولانی شدن اجرای پروژه
33
فقدان مطالعه محیط های مؤثر بر سازمان مانند محیط های فرهنگی، سیاسی و نظارتی
34
کمبود منابع در اختیار علی الخصوص در استفاده از IT
35
تأثیر پذیری مطالعات از گروه های قدرت در داخل و خارج سازمان
36
برونزا بودن پروژه تعریف شده و ضرب الاجل و فشارهای موجود در این زمینه
37
تغییرات مدیریتی که بعد از کار مطالعاتی و قبل از اجرا در سازمان رخ داده
38
نبود زمانبندی مناسب
39
برخورد کاسب کارانه سازمان و گروه مجری با یکدیگر
40
فقدان مطالعات اولیه در تعریف مسأله (امکان سنجی، برآورد هزینه و مهندسی مجدد).

منبع : سوری (1387)

لازم به ذکر است که با توجه به مشابهت هایی که بین عوامل مذکور ذكر شده در جدول 2- 16 وجود دارد می توان آن ها را در سه دسته کلی طبقه بندی کرد : دسته اول مرتبط با ویژگی های سازمان شامل آمادگی سازمان ها برای اجرای پروژه، فرهنگ تغییر و شرایط مدیریتی و ساختار سازمان است. دسته دوم عوامل مربوط به اجرای پروژه شامل تعریف پروژه، مراحل اجرا، گروه مشاور و راهکارهای ارائه شده است. دسته سوم عوامل محیطی که محدوده خارج از سازمان را شامل شده و مستقیماً سازمان را تحت تأثیر قرار می دهند. در میان موارد فوق دسته اول از مهمترین موانع بازدارنده در اجرای پروژه های مهندسی مجدد در سازمان های ایرانی به شمار می رود که در موارد مرتبط با آن وجود مقاومت های سازمانی بیشترین دلیل شکست را شامل می شود(سوری، 1387 : 226- 227).
سوری در کتاب مهندسی مجدد در سازمان های ایرانی در ارتباط با کاربرد مدیریت دانش در پروژه های مهندسی مجدد اظهار می کند که عواملی همچون توجه به دانش موجود در فرآیندها، به اشتراک گذاری دانش موجود در فرآیندها، جذب افراد براساس صلاحیت دانشی، توجه کافی به استقرار نظام مدیریت دانش، مدیریت دانش موجود در فرآیندهای سازمان و توسعه و بهره برداری از دانش موجود در فرآیندهای سازمانی از عوامل تأثیر گذار بر پیاده سازی موفق BPR هستند(سوری، 1387 : 135- 185).

2-22-20- ديدگاه زارعي و فركيش
شکل 2- 10 به ارائه مدل تأثیرگذاری عوامل مختلف مؤثر بر مهندسی مجدد، از طریق طبقه بندی آنها پرداخته است(زارعي و فركيش، 1384).

شکست پروژه
عوامل مؤثر بر پروژه های مهندسی مجدد
موفقیت پروژه
عوامل مرتبط با ویژگی های سازمانی
– تصویر و تصور غلط از مهندسی مجدد
– وجود مقاومتهای سازمان در برابر پروژه مهندسی مجدد
– انگیزه پایین برای کاهش هزینه، عملیات کارآمد و اثربخش
– عدم مشارکت و درگیری افراد سازمان در پروژه
آمادگی سازمان برای اجرای پروژه
– فرهنگ سازی و آموزش سازمان جهت ایجاد تصویر و تصور صحیحی از مفاهیم مهندسی مجدد و پیشگیری از مقاومتهای احتمالی
– انگیزه بالا برای کاهش هزینه، عملیات کارآمد و اثربخش
– مشارکت و همراهی مدیریت ارشد سازمان و پرسنل آن در به ثمر نشستن پروژه مهندسی مجدد
– برخورد کاسب کارانه با گروه مشاور
– نبود فرهنگ تغییر و تمایل به بازگشت به نقطه اولیه
– عدم فرهنگ سازی برای انجام مهندسی مجدد
– آشنایی سطحی و عدم آشنایی سازمانها با مفاهیم مهندسی مجدد
– نبود مشوقهای لازم برای اجرای طرح
فرهنگ تغییر
– فرهنگ سازمانی موافق با تغییر
– فرهنگ سازمانی مشتری گرا
– آشنایی مدیران ارشد و پرسنل سازمان با مفاهیم مهندسی مجدد
– ایجاد مشوقها و انگیزه های لازم برای اجرای پروژه مهندسی مجدد
– عدم حمایت مدیریت ارشد
– تغییرات مدیریتی بعد یا حین مطالعه و اجرای پروژه
شرایط مدیریتی و ساختار سازمان
– عدم تأثیرگذاری تغییرات سازمانی و مدیریتی در مطالعات و اجرای پروژه مهندسی مجدد
– حمایت جدی مدیریت ارشد از پروژه ها
عوامل مرتبط با اجرای پروژه
– الزام در اجرای پروژه از بیرون سازمان
– عدم انجام مطالعات اولیه برای تعریف پروژه
– زمانبندی نامناسب
– نبود برآورد دقیقی از هزینه ها
تعریف پروژه
– درون زایی تعریف مسأله

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد مدیریت تغییر، فرهنگ سازمانی، مدل ساختاری، یکپارچه سازی Next Entries مقاله درمورد کسب و کار، یکپارچه سازی، تکنولوژی اطلاعات، وزارت خارجه