مقاله درمورد زمان چرخه

دانلود پایان نامه ارشد

تاثيرپذيردبراي مثال،تغييرات شديداقليمي،پوشش گياهي راازبين برده،زمين رادرمعرض فرسايش قرارميدهدوشكل زمين راازآنچه قبلابود،كاملامتمايز مي كند ، به طوري كه حتي پس از بازگشت وضع اقليمي به حالت اوليه ، زمين در بازيابي ناتوان است . تاثير عامل داخلي بر آستانه زماني است كه رسوبات جمع شده در داخل سيستم رودخانه اي ( مثلا در دشت سيلابي يا بر روي دامنه ها ) در شيب هاي تند آستانه اي به حالت عدم تعادل درآيند و پديده هاي فرسايشي را افزايش دهند.(خیام،1379،ص137)
هنگامي كه اثر متغيرهاي خارجي ، همچون ناهمواري حاصل از پديده ايزوستازي ، با تاثيرات پاسخ پيچيده و آستانه هاي ژئومورفيك جمع شود ، بديهي است كه برهنه سازي پوشش گياهي –دستكم درمراحل نخستين چرخه ي ژئومورفيك– بر خلاف آنچه در چرخه ي ديويس فرض شده ، فرآيندي ساده و پيشرونده نخواهد بود ، بلكه شامل پديده هايي فرسايشي خواهد بود كه تحت تاثير مراحل آرامش نسبي از هم جدا شده و سلسله وقايع پيچيده اي را به وجود آورده است. بيشتر اين پيچيدگي ، ناشي از تاخير انتشار اين تاثيرات در سطح زمين است. مثلا تغييرات آبراهه ها كه نزديك دهانه ي حوضه زهكشي در پي برش اتفاق مي افتد پاسخي به اوضاع حاكم بر آن زمان و مكان است ، در حالي كه اين آبراهه ممكن است براي تغييرات ناشي از اين برش كه در بخش بالايي سيستم رودخانه اي اعمال شده است آمادگي نداشته باشد . بنابراين هنگامي كه پاسخ بخش بالايي ظاهر مي شود حفر در بخش پاييني با رسوبگذاري همراه است.(باقری،1387،ص90)
 2-11-مقياس ژئومورفيك
مكان و زمان ، قالب هايي انفعالي نيستند كه حوادث در چهارچوب آنها اتفاق بيافتد ، بلكه از خود واكنش نشان مي دهند و خود را بر پديده ها تحميل مي كنند . اين روند ما را مجبورميكندتاعوامل تاثيروتاثروتغييرات متقابل رابه منظورايجادحالت تعادل براساس آنها ( زمان ومكان )‌انتخاب كنيم.(بلادپس،1384،ص89)
2-11-1- مقياس زماني
سه مقياس زماني براي تفسيرهاي ژئومورفيك جالب توجه است.

2-11-1-1-زمان چرخه اي
زمان بندي هاي طولاني زمين شناختي را در برمي گيرد كه با مقياس ميليون ها سال سنجيده مي شود و براي بررسي منطقه هاي وسيع با تغييرات آرام و تجمعي مناسب است . متغيرهاي اصلي ومستقل كنترل كنندهي شكلهاي چرخهاي زمين عبارتنداز : زمان،ناهمواري اولي يااختلاف ارتفاع كلي بين بخش هاي مرتفع و پست كه بر اثر حركات زمين ، فعاليت هاي آتشفشاني يا تغييرات سطح دريا پديد آمده است و بر شيب زمين و به دنبال آن ، بر ميزان تخريب در بخش پاييني جريان اثر مي گذارد. زمين شناسي يا جنس سنگ و ساختمان زمين و اقليم كه بر مقدار آب جاري در سطح زمين و نوع پوشش گياهي و جز اين موثر است.از سوي ديگر ، روشن است كه نوع پوشش گياهي و تراكم آن ، ناهمواري موجود در زمان معين ، دبي رودخانه و رواناب دامنه و ميزان تخليه رسوب در واحد سطح ، شكل شبكه زهكشي ( مثلا تراكم خطوط زهكشي در هر كيلومتر مربع ) ، شكل دامنه هاي فرسايشي تپه و مقدار كل تخليه آب و رسوب از يك منطقه وسيع ، متغيرهاي وابسته هستند.(دونکامپ،1370،ص78)
2-11-1-2-زمان درجه بندي شده
اين مقياس براي گستره هاي زماني كوتاهتر كاربرد دارد كه در خلال آن ، مناطق كوچكتر مانند دامنه ي تپه ها و شاخه هاي رود ،‌به تعادلي يكنواخت مي رسند . اين مجموعه بر اثر پس خورند منفي باعث نوساناتي در پيرامون موقعيت متوسط شكل يا ميزان جا بجايي مي شود كه به فرايندهاي محرك آنها ارتباط دارد. اين حالت تعادل ، متغيرهاي زمان و ناهمواري اوليه ( متغيرهاي كنترلي ) را بي اثر مي كند ، متغيرهاي زمين شناسي و اقليم –كه پوشش گياهي ، ناهمواري هاي موجود و مقدار تخليه ي آب و رسوب در واحد سطح سبب پيوند آنها به هم شده است –متغيرهاي مستقل هستندوشكل شبكه زهكشي،شكل دامنه ي تپه ومقداركل تخليه ي آب ورسوب به صورت متغيرهاي وابسته باقي ميمانند . اين تغييرات درعملكردمتغيرهابرگستره زماني كوتاهي اشاره دارد كه در خلال آن ، متغيرهايي مانند پوشش گياهي ، ناهمواري موجود و مقدار متوسط تخليه ي آب و رسوب در واحد سطح را مي توان ثابت در نظر گرفت . در اين زمان كوتاه ، اثر اين متغيرها در شكل موجود شبكه هاي زهكشي ، شيب تپه ها و مقدار كل تخليه ي منطقه اي آب و رسوب تقسيم شده كه تغييرات آنها به صورت نوسانهايي در پيرامون مقادير ثابت ميانگين بروز مي كند.(جعفری،1387،ص56)
2-11-1-3-زمان يكنواخت
 اين زمان كوتاه است و در مناطق كوچك به كار مي رود ( براي مثال ،‌بخش كوچكي از رود يا بخشي از شيب ) . در چنين وضعيتي روشن است كه تنها متغير وابسته ي اين مقياس ، تخليه ي آب و رسوب است و متغيرهاي ديگر را مي توان متغيرهاي مستقل دانست.(چوبینه،1379،ص44)
با توجه به اين سه مقياس زماني ، هر شكل مشخصي از زمين را مي توان به صورت درجه بندي شده متناسب با واحدهاي فضايي تصور كرد . مقياس هايي را كه از اينها كوچكترند بخوبي مي توان در مقياس زماني درجه بندي شده يا يكنواخت بررسي كرد. به اين ترتيب كه زمان هاي كوتاه آرامش آن ها را بايد در اصطلاح نسبت زمان فعاليت به زمان تعادل جستجو كرد ، در حاليكه گستره هاي زماني چرخه اي را بايد در نسبت مفهوم تاريخي به تكاملي جستجو كرد . با توجه به اينكه براي زمين شناسان ، تاريخ طولاني زمين مطرح است ، شكل شبكه ي زهكشي ، متغير وابسته اي است كه زمان ، اقليم ، زمين شناسي ، پوشش گياهي ، برجستگي و مقدار رواناب حاصل از آب و رسوب ، كنترل كننده آن است . در حالي كه براي هيدرولوژيست ها كه به مقدار روزانه آب توجه دارند شكل شبكه زهكشي متغيري مستقل است كه در الگوي زماني رواناب منطقه تاثير مي گذارد.(حیدری،1374،ص89)

       2-12-مقياسهاي مكاني ( فضايي )
مقياس هاي مكاني نيز مانند مقياس هاي زماني فعالند ، به طوري كه اين مقياسها صرفا بين بررسيهاي رويدادهاي مختلف كه از جنبه هاي ديگر به هم شبيهند ، فرق نمي گذارند . مقياس هاي مكاني ، خود بر ويژگيهاي داخلي ساختماني و فرايندي اشاره دارد كه رنگ و بوي خاصي به كار ژئومورفيك مي بخشد . در مقياس هاي متفاوت مكاني متغيرهاي مختلفي غالبند . سطوح متفاوتي از تعميم به كار گرفته مي شود و حتي مسائل مختلفي شناخته مي شود .(خالدی،1380،ص23)
اگر چه ژئومورفيست ها در انواع مقياس هاي وسيع مكاني به بررسي مسائل پرداخته اند ، مدت كوتاهي است كه نقش پوياي مقياس ها آشكار شده است. در اغلب كارهاي كلاسيك ، مقياس مكاني مطلق است و واضح نيست.
محدوديت هاي مقياس هاي مكاني در ژئومورفولوژي به طور ذاتي در مقياس هاي زماني نيز وجود دارد . عملكرد فرايند ها در مقياس هاي مختلف و پر وسعت زمين ، يكسان و يكنواخت نيست . براي مثال ، چون شديدترين باران ها معمولا نتيجه ي هسته هاي طوفاني با اندازه ي كوچك است در حوضه هاي كوچك كه گاه به طور تصادفي در معرض طوفان هاي سيل آسا قرار مي گيرد ، فزوني رواناب و فرسايش شديد در واحد سطح ، نسبت به حوضه هاي بزرگتر ملموس تر است . بارندگي بر بخش كوچكي از اين حوضه هاي بزرگ اثر مي گذارد . نمونه اي ديگر از اين ارتباط داخلي بين فرايند و مقياس مكاني را مي توان در شكل بستر رود جستجو كرد . در بسترها ماسه اي ، انواع شكلهاي كوچك( مانند ريپل ها و تپه هاي ماسه اي ) با شدت هاي مختلف جريان ارتباط دارند ، اما اگر اين شكل هاي كوچك را كه طول موج هاي آنها بر حسب سانتيمتر اندازه گيري مي شود در مقياس هاي بزرگتر قرار دهيم ، قسمت هاي كم عمق رود ، حوضچه ها و سدها ، مجموعه اي از مناطق كم عمق و عميق را در بخشي از رودخانه نشان مي دهند كه طول موجهايي در حدود دهها متر دارند . در مقياس بزرگتر ، رودخانه شكل مئاندري به خود مي گيرد كه طول موج چند كيلومتري دارد . با توجه به همه ي اين مسائل ، ژئومورفولوژيست بايد بتواند سيستم مورفولوژيك را در همه ي مقياس هاي زماني و مكاني بررسي كند(خوشدل،1384،ص65)
جدول شماره2-1-نظم و ترتيب زماني در رده بندي شكل هاي زمين
رده
نمونه ها
اول
قاره ها ، اقيانوسها ، صفحات زمين ، مناطق نزديك شونده زمين ، مناطق دورشونده زمين
دوم
ايالتهاي فيزيوگرافيك ، دامنه هاي كوه ، ماسيفها (گرانكوهها ) ، فلاتها ، زمينهاي پست ، دشتهاي تراكمي ، فرو رفتگيهاي تكتونيك ( كه با واحدهاي “مورفواستراكچرال” روسي برابر است )
 سوم
واحدهاي زمين شناختي در مقياس متوسط ، مانند تناوب هاي چين خورده ،‌قطعه هاي گسل خورده ، گنبدها و آتش فشانها

 چهارم
واحدهاي فرسايشي –رسوبگذاري درمقياس متوسط،‌دره هاي كوچكتر ، دشت سيلابي ، مخروط افكنه ها ،‌سيركها ، مورنها (يخرفتها )

 پنجم
واحدهاي فرسايشي –رسوبگذاري درمقياس كوچك،دره هاي كوچك،سدهاي ساحلي،تپه هاي ماسه اي
 ششم
شيب دامنه ي تپه ها ، كشيدگي و امتداد آبراهه ي جريان

  هفتم
سطوح شيبدار و صاف ، آبگيرها ، امواج كوچك

هشتم
بستر جريان و ريپل هاي ماسه اي بادي ، تراستها يا تختانكهاي شيبدار
 نهم
واحدهاي فرسايشي –رسوبگذاريدرمقياس وسيع،‌ماننددره هاي وسيع،‌دلتاهاوسواحل طولاني وممتد
 دهم
ناهمواريهاي كوچك كه در سطوح قلوه سنگها و ذرات ماسه ها به طور انفرادي مشاهده مي شود .
منبع،نوروزی،1382،ص22

2-13-سيستم هاي ژئومورفيك
1 ) سيستم يخچالي  2 ) سيستم بادي  3 ) سيستم رودخانه اي  4 ) سيستم دامنه اي  5) سيستم ساحلي(زندی،1384،ص74)
  2-13-1-سيستم يخچالي
سيستم فرسايش يخچالي فرايندهاي حاكم بر قلمروهاي سرد در عرض هاي جغرافيايي بالاست . در اين قلمرو با توجه بيلان منفي تشعشع خورشيدي ، سرماي شديد حكمفرماست و ميانگين دما پايين است.
از ويژگي خاص قلمرو يخچالي ، يخبندان دائمي است كه حدود آن با قلمرو مجاور يخچالي توسط مرز برفهاي دائمي جدا مي شود . بنابراين اشكال ناهمواري اين محدوده مستقيما از دخالت و عملكرد يخچالها حاصل مي شود .(رجایی،1382،ص64)
2-13-1-1-فرآيندهاي سيستم فرسايش يخچالي
يخچالها توده ي بزرگي از يخ هستند كه در روي دوختگي و دريا يافت مي شوند . يخ يخچالها از انجماد آب درياچه ها و يا آبهاي زميني حاصل نمي شود بلكه بر اثر تجمع مداوم برف به وجود مي آيد . در واقع توده هاي برف بر اثر وزن خود توده ، بصورت يك توده ي يخي متبلور شده و يخ را به وجود مي آورد(رضایی مقدم،1384،ص34)
يخ بي حركت نيست و تحت فشار وزن خود توده و نيروي جاذبه ، همواره از بالادست به طرف پايين دست جا به جا مي شود و سرعت حركت يخچالهاي مختلف متفاوت است . سرعت يخچال نسبت به شيب بسته ي آن و همچنين نسبت به فصل نيز متغير است . سرعت يخچال همواره با ساير عوامل از قبيل وضعيت توبوگرافي و جنس سنگ هاي بستر يخچال و شدت عمل يخچال ارتباط دارد(سرمدی،1382،ص90)
مهم ترين فرايند اين سيستم ، همان حركت توده هاي يخي است . با توجه به اينكه اين يخها به يخ رفت مسلح هستند قادرند مسير حركت خود را به طور محسوس تغيير شكل دهند و همانند ساير عوامل فرسايش اين تغيير شكل ها به صورت حفر –برداشت وتراكم انجام ميشود(سلطانی،1371،ص89)
در بخش مرزي اين قلمرو امكان ذوب فصلي و يخبندان مجدد وجود دارد . بنابراين تخريب مكانيكي نيز يكي ديگر از فرايند هاي اين قلمرو به شمار مي رود .
بر اثر ذوب يخ جريان هاي موقت به وجود مي آيند . اين جريان ها را نسبت به موقع آن ها در ارتباط با يخچالها به 3 نوع شبكه تقسيم مي كنند كه عبارتند از : جريان هاي زير يخچالي سوپرگلاسير،‌ جريان هاي مجاور يخچالي پروگلاسي وجريانهاي فوق يخچالي سوپرگلاسير.
اين جريان ها مستقيما تابعي از رژيم حرارتي يخچال مي باشند . در حالت كلي نقش فرسايش اين يخچالها بسيار محدود است ، زيرا فقط در بعضي نواحي و در دوره ي كوتاه ذوب تابستاني فعال اند .
يكي ديگر از فرايندها باد است كه ممكن است منشاء متفاوتي داشته باشند . يكي از مهم ترين آن ها بادي است كه منشاء قطبي دارد و به صورت نزولي از گنبدهاي يخي سرازير مي شود(شمیرانی،1357،ص35)

2-13-2-لندفرم هاي سيستم فرسايش يخچالي
يخچالهاي قاره اي چشم اندازي را كه مي پوشانند به طور عمده دچار تغيير مي كنند . جريان يخ يا يخچال هاي قاره اي صفت حركت مقداري زياد خاك و مواد سطح زمين را

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد روابط عمومی، خدمات شهری، مکان بهینه Next Entries مقاله درمورد سيستم، ترين، بيشتر