مقاله درمورد زبان فارسی، حروف فارسی، هنرمندان ایرانی، هنر ایران

دانلود پایان نامه ارشد

گرچه او نیزخوشه چین میرعماد است ولی از آن رو که به علت صنعت چاپ بعضی تغییرات در حروف توسط کلهرو شاگرد او، عمادالکتاب صورت گرفت، آن را “شیوه جدید” خواندند. بهترین شاگردان عمادالکتاب از جمله زرین خط، علی‌اکبر کاوه، سیدحسن میرخانی و سید حسین میرخانی هستند که شاگردان ایشان واشقانی، رضا مافی (هنرمند مکتب سقاخانه)، سلحشور از متأخرین هنرخوشنویسی می‌باشند.» (فضایلی، 1362: 45) (تصویر 2-11)

2-3 – خوشنویسی نوشتار فارسی
«خوشنویسی ایران در پیوند تنگاتنگ با زبان فارسی و از سویی با دین اسلام است. خوشنویسی ایرانی یا اسلامی زبان مشترک میلیون‌ها مسلمان و نیز فارسی زبان است. عظیم‌ترین بخش افتخارات اسلامی خطوط اسلامی، مدیون هنرمندان ایرانی است؛ مگر نه اینکه ابوعلی محمدبن فارسی، معروف به ابن‌مقله، اقلام سته را نظام بخشید؛ مگر نه اینکه عروس خطوط اسلامی، نستعلیق از گرایش های اولیه خوشنویسان ایرانی از تعلیق نشات گرفت و توسط ایشان تکمیل گردید؟ بدون تردید میان هنر خوشنویسی، اسلام، ایران، هنرمند ایرانی ارتباط ناگسستنی وجود دارد.» (افضل طوسی، 1386: 25)
«با نگاهی کوتاه به سیر خوشنویسی خط فارسی نقشی را که در تمدن و هنر ایران و کشورهای دیگر دور و نزدیک ایران داشته است، پایان‌ناپذیر است . همان گونه که زبان فارسی از سویی تا سراسر هند و چین و خاور دور و از سویی تا آسیای میانه و از جانبی تا مصر و دیگر کشورهای آفریقا چون زنگبار رفت، خط فارسی نیز به ناچار با زبان فارسی به دورترین نقاط جهان برده شد و نماینده تمدن و هنر ایران شد و بناهای بزرگ و با شکوه را زینت بخشید. در ایران بزرگ که کانون خوشنویسی به شمار می‌آمد، خط به صورت یک هنر اصیل به ویژه از جنبه تزئینی مورد توجه قرار گرفت. به شکلی که به صورت کامل‌ترین و زیباترین هنر تزئینی جلوه‌گر شد. هیچ‌یک از ساخته‌های دستی هنرمندان ایرانی از تزئینات خطی بی‌بهره نماند. خط به صورت عامل تزئینی در بناها، ساخته‌‌های فلزی، پارچه ‌بافی، سفالگری، ساخته‌‌های چوبی و به گفته دیگر بر همه چیز خود نمایی کرد و این زاده ذوق لطیف و خوی هنرپرور و زیباپسند ایرانی بود. این توجه شدید به تزئین آثار به وسیله خط در ایران به زودی به اوج کمال رسید و این بدان سبب بود که با ورود مذهب اسلام به ایران و پذیرفته‌شدن این دین به وسیله مردم ایران، هنر نقاشی به سبب پاره‌ای عقاید مذهبی برای مدت کوتاهی به دست فراموشی سپرده شد و به جای آن در تزئین چیزها از خط استفاده شد، چون از این زمان خط به صورت عامل تزئینی در آمد به خوشنویسی توجه بیشتری شد.» (سمسار، ۱۳۴۷) (تصویر 2-12)
«برای کسی که بخواهد خوشنــویسی کند، تمرین با حرکات فراوان و متداوم برای موفقیت در طراحی حروف ضروری است. درک فرم، احساس وزن و تمرکز، لازمه موفقیت در کار خوشنویسی است.» (ایتن، 1386: 110) «هدف خوشنویسی فقط نوشتن و ارائه فرم نیست، بلکه انتقال معنویت به معنی تربیت اخلاق و انسانیت است و اصالت آن بر همین است.» (تیموری، 1389: 91)
در تعاریف گوناگون خوشنویسی به کالیگرافی، خطاطی و در برخی آثار خطنگاری اطلاق میشود. «نوعی شیوه نوشتاری تزئینی است، که در غرب عمدتاً با قلم انجام میشود و در چین و ژاپن با قلم‌مو.» (لوسی اسمیت، 1381: 90)
«واژه Calligraphy انگلیسی در معنی “خوشنویسی” از دو واژهی یونانی graphein (نوشتن) وkallos (زیبا) مشتق شده است.» (قلیچ‌خانی، 1373: 86) کالیگرافی اصطلاحی غربی است که در توصیف هنر خوشنویسی به کار می‌رود، از این رو این هنر در سراسر دنیا با این نام شناخته می‌شود. خط-نقاشی (خطـاشی) 30، گونه‌ای متفاوت از کالیگرافی است و حروف‌نگاری (تایپوگــرافی) هم مجزا از کالیگرافی شناخته می‌شوند. در برخی آثار تایپوگرافی از تکنیک‌ها و یا ابزار کالیگرافی استفاده می‌شود. اما کالیگرافی نوعی نقاشی است که در آن خطوط با یکدیگر برخورد دارند و در واقع نوعی کمپوزسیون خط است. در کالیگرافی، هنرمند اشکالی بوجود می‌آورد که زیباست (تصویر 3-13). در ایران این نوع نقاشی به دوران قبل از صفویه باز می‌گردد ولی در دوره قاجار از زمان میرزا غلامرضا امیرخانی خوشنویس که با خط نستعلیق سیاه‌مشق کرد، کالیگرافی شکل گرفت. کالیگرافی عربی نوعی از هنرهای بصری است که از 28 خط عربی شکل گرفته که از الفبای Aramaic Nabataean مشتق شده است، به این ترتیب حسی از خلاقیت و الهام‌بخشی را به بیننده القا می‌کند. با گذشت زمان، کالیگرافی عربی از شکل کلاسیک به مدرن تغییر پیدا کرد که این نه تنها یک تغییر موقفیت‌آمیز است بلکه یک موفقیت در هنر خوشنویس جهان نیز به شمار می‌رود. آثارخوشنویسی زیبایی و ظرافت خود را با دستان هنرمند استادان خوشنویس به دست آوردند و علی‌رغم تفاوت‌های موجود از نظر نژاد و فرهنگ، آنها را با افتخار به بقیه جهانیان نشان دادند. (روزنامه عصرمردم، 1391)
«خطاطی در واقع کار در حوزهی هنر ارتباط تصویری به معنی متعارف آن است؛ کسی که برای موضوعی به مفهوم خاص و برای جایی مطابق کاربرد تعریف‌شده آن خطی مینویسد یا خطی انتخاب میکند که در اصل ننوشته یا طراحی نکرده است؛ مانند شکلهای مختلف حروفی که هست و طراحان برای مقصود خاصی در شکلها و اندازههای آن تصرف میکنند و بهره میگیرند. “خوش” بودن در اینجا به معنی جا افتادن و مناسب بودن نوشته است و زیبایی در مفهوم کاربردی تعریف میشود؛ نه در شکل ظاهری آن.» (احصائی، 1378: 1) در مبحث خوشنویسی، «در معنای خاص، هنر نگارش زیبا است. این اصطلاح را در مورد نگارش آزاد با قلم‌مو یا قلم به کار میبرند. بنابراین، خوشنویسی از حروف نویسی (به صورت کتیبه) و نیز از طراحی حروف متمایز است.» (پاکباز، 1387 : 207)
پرویز کلانتری31 درباره این‌که نقاشی ‌خط‌های امروز خوشنویس نیستند بیان می‌کند: «کسانی که کارهای “خطاشی” انجام می‌دهند، توانسته‌اند جلوه مدرن امروزی را در قالب نقاشی‌های مدرن به نمایش در آورند. در عین حال این هنر توانسته است با استفاده از این حروف رازآمیز فارسی تشخص ایرانی بودن را هم حفظ کند. البته در پرانتز باید بگویم که این هنر با خوشنویسی فرق می‌کند. این سبک هنری از سال‌هایی شروع شد که کسانی مانند زنده‌رودی و پیل‌آرام و تناولی از حروف فارسی در کلیت آثار مدرن‌شان استفاده کردند. زنده‌رودی و پیل‌آرام اصلا خوشنویس نیستند بلکه با استفاده از حروف فارسی، نقاشی‌هایی را خلق کردند که کاملاً مدرن و انتزاعی هستند. نباید فراموش کرد که در دهه 40 و 50 که اینها چنین آثاری را خلق کردند، چنین کاری نوآوری زیادی به شمار می‌رفت. خوشنویسی با این موضوع متفاوت است زیرا اساس هنر خوشنویسی، وفاداری به سنت است. خوشنویس همیشه باید به الگوها، معیارها و اندام‌واره‌های خوشنویسی وفادار بماند و به این دلیل به‌سختی در این هنر نوآوری اتفاق می‌افتد. اما اساس “خطاشی” بر نوآوری و خلاقیت است. از طرف دیگر کارکرد خط این است که در قالب زبان پیامی را به ما منتقل کند؛ برای مثال شعری و متنی و کلامی نشان می‌دهد. اما کار خطاشی اصلاً ماموریت خوانده‌شدن ندارد و اساساً به دنبال انتقال پیام مستقیم نیست و از همین رو خوشنویسی به شمار نمی‌رود. راز این هنر در به‌کارگیری زیبایی‌شناسی مدرن با استفاده از ابزار کالیگرافی است و این دو قلمرو با هم تفاوت دارند.» (کلانتری، 1391) (تصویر 2-14) (تصویر 2-15)

2-4- اهمیت و قواعد خوشنویسی در نوشتار
«خطاطی و خوشنویسی نیز همچون سایر تزئینات اسلامی پیوندی نزدیک با هندسه داشت. در عربی بدان “هندسه الخطوط” اطلاق می‌شد که نشاندهنده تناسب حروف و میزان چم‌وخم آنها بود و همه آنها را تناسبات ریاضی تنظیم میکرد.» (میشل، 1380: 168) «با ایجاد دستگاه اداری و دیوانی در حکومت بنی امیه و عباسیان، به خطی ساده و روان جهت انجام کارهای دیوانی در قلمرو گسترده حکومت اسلامی نیاز بود و خطوط موجود برگرفته از ثلث و نسخ بودند. با این همه ابن‌مقله و برادرش، ابوعبدالله حسن (متوفی 338 قمری) مانع گسترش بی‌رویه خطوط شدند. او به مثابه پیامبری در حیطه خط محسوب می‌شود که تا قبل از قطع دست راستش و مجازات‌های سختی که بر او گرفتند، اصولی را برای خط وضع کرد و حرف “الف” را به عنوان مقیاس اندازه حروف قرار داد. همچنین حرکت عمده حروف را به سطح و دوایر یا دور، اختصاص داد.» (افضل طوسی، 1388: 10)‌ ‌(تصویر 2-16)
«در بررسی ویژگیهای خوشنویسی سنتی به نام‌هایی بر می‌خوریم که باید آنها را واضعان اصلی خوشنویسی سنتی دانست؛ آن‌ها به معنای امروزی و واقعی تایپوگرافر بودند، آنها بودند که با درک و نبوغ بالای خود توانستند ویژگیهای جدیدی در حروف نوشتاری پدید آورند و همچنین حروف خام را تحت قاعده و هندسه درآورند.» (اتینگهاوزن و یارشاطر، 1379: 150) حبیب‌الله فضائلی در کتاب تعلیم خط، به شرح کلی پیرامون قواعد و اصول خط پرداخته است. این پژوهش به شرح خلاصه فهرست‌وار از فرشید مثقالی32 می‌‌پردازد که می‌بینیم این قواعد عینا می‌توانند پایه اصلی خط-نقاشی و تایپوگرافی یا طراحی حروف امروز باشند:
1. اصول: به معنای ریشه‌ها و پایه‌هاست و در اصطلاح عبارتست از درستی شکل و ساختار همه حروف و استحکام و اعتدال آنها “از الف تا یاء” یعنی همه حروف از لحاظ ضخامت و نازکی و جهت قلم و ارتفاع و پهنای آنها از قاعده‌ای یکسان پیروی کنند.
2. نسبت: یا تناسب که قاعده دوم از دستگاه درستی تشکیل (ساختار و شکل) است. عبارت از آن است که هر حرفی را با یک قلم بنویسند (از لحاظ ضخامت و جهت گرفتن قلم) حروف هم‌جنس و شکل‌های مشابه آن نیز به همان اندازه و موافق هم باشند. (نسبت حروف به یکدیگر در تمام طول خطاطی یک قطعه برابر باشند) مثلا حرف نون در یک جا کوچک و در جای دیگر بزرگ نباشد. مقیاس اصلی نسبت در خوشنویسی “نقطه” است. بدین معنی که همه حرف‌ها به نسبت برابر دارای تعداد نقطه‌هایی در طول، ارتفاع، دهانه‌ها و گره‌ها باشند.
3. ترکیب: عبارت است از آمیزش معتدل و موافق حرف، کلمه، جمله، سطر و دو سطر و چند سطر با هم و زیبایی اوضاع کلی آنها، به طوری که خوشایند طبع سلیم و ذوق مستقیم گردد (به نوعی رعایت درست فاصله حروف که باید یک فاصله نامحسوس دانست. نه خیلی فشرده، نه خیلی باز، نباید توجه کسی را جلب کند). « فاصله‌گذاری خوب، ساختار نوشتار را متناسب می‌کند؛ باید فاصله بین حروف به حدی باشد که وحدت کلمات را دچار ضعف نکند33 ، فاصله سطرها34 در تایپوگرافی مدرن است.» (وایت، 1389: 71)
4. کرسـی: در معنی لغوی یعنی تکیه‌گاه و نشستگاه و تخت است. اصطلاحاً عبارت است از نشستن اجزاء گوناگون حروف روی نشستگاه‌هایی برابر. ضیاء‌الدین محمد می‌گوید: «سطور چنان باید به کرسی نوشته شود که هرگاه از میان کلمه اول سطر خط مستقیمی کشیده شود، به میان کلمه آخر سطر خورد. کرسی عبارت است از خط و یا خطوط مستقیمی که خطاط در نظر می‌گیرد، تا کلمات و حروف را به میزان آن به طور قرینه و برابر و معادل هم در سطری مرتب و جایگزین سازد. میرزا جعفر بایسنقر، پنج کرسی برای بخش‌های مختلف حروف قائل بوده است. در همه انواع خوشنویسی مثل نستعلیق و شکسته، نسخ و ثلث قاعده کرسی اعمال می‌شده است.»
(مثقالی، 1390: 34) (تصویر 2-17)
بعد از انقلاب، خوشنویسان تصور کردند که کارشان همین است، در حالی که کار خوشنویسی در این دسته‌بندی قرار نمی‌گیرد. این است که کار پیل‌آرام یا زنده‌رودی در حراج‌ها با قیمت‌های خیلی بالا به فروش می‌رود. چون کارشناسان حراج‌هایی چون کریستی و ساتبی تشخیص می‌دهند که اینها آثاری مدرن و متفاوت هستند. (خبرآنلاین، 1388) «آنچه ما در زمینه نوشتار در دسترس داریم، به حروف‌چینی سربی برای کتاب‌های فارسی مربوط است که خود به ساخت حروف سربی برای زبان عربی در چهارصد سال قبل برمی‌گردد و مبدأ اصلی آن حرف نیز خط نسخ عربی قرآنی بوده است.» (مثقالی، 1390: 28) «خط عربی بیانگر بالاترین خلاقیت در هنر اسلامی به شمار می‌رود و خوشنویسان هنرمند به خلق اشکال مختلف آن پرداخته‌اند، به طوری که از صد نوع تجاوز کرده است.» (البهنسی، 1387: 341) «شیوههای

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد خط تحریری، زبان فارسی، ایران باستان، شاهرخ تیموری Next Entries مقاله درمورد استرآبادی، فلسفه اشراق، تاریخ ایران، محبت خداوند