مقاله درمورد دانلود کیفیت حسابرسی، استقلال حسابرس، حق الزحمه، بورس اوراق بهادار

دانلود پایان نامه ارشد

ل واقعي) و همچنين چگونگي درك استفاده كنندگان ازاستقلال آنهارادربرمي گيرند. اگرچه كيفيت درك شده حسابرسی ميتواند باكيفيت واقعي حسابرسي مرتبط باشد، امالزوماًيكسان نيست. بنابراين ازمراقبت حرفه اي وحسن شهرت براي حفظ ويژگي‎هاي واقعي كيفيت حسابرسي وكيفيت درك شده حسابرسی استفاده مي‎شود.
به علاوه، بايد در نظر داشت كه مراقبت حرفهاي حسابرسي، كيفيت اطلاعات صورت‎هاي مالي را تحت تأثير قرار مي‎دهد، درحاليكه حسن شهرت حسابرس چگونگي درك ذينفعان از اطلاعات مذكور را متأثر مي‎سازد.
كيفيت حسابرسي دراغلب پژوهش‎هاي تجربي انجام شده پيرامون كيفيت حسابرسي به نوعي دررابطه باريسك حسابرسي تعريف شده است. ريسك حسابرسي آن ريسكي است كه حسابرس درباره صورتهاي مالي حاوي تحريف‎هاي بااهميت، نظرنامعتبرارائه كند. براي مثال، دي آنجلو(b1981) كيفيت حسابرسي رابه عنوان احتمال ارزيابي بازاراز(الف)تحريف‎هاي بااهميت موجوددرصورت‎هاي مالي كه توسط حسابرس كشف شده است و (ب) گزارش تحريف‎هاي مذكور، تعريف نموده است. اكثرتعاريف ديگرازكيفيت حسابرسي به رغم تفاوتها، برخي ازويژگيهاي تعريف دي آنجلورا بازتاب ميدهند.
تعريف دي آنجلو ويژگيهاي انتقادي ازدرك تأثيرحسابرسي براطلاعات صورتهاي مالي رانشان مي دهد. بيانيه مفاهيم بنيادي حسابرسي5، به توانايي حسابرس براي كنترل اطلاعات توليدي بااطمينان بخشي ازمطابقت آنهابااصول پذيرفته شده حسابداري ميپردازد. مطابق قسمت (الف)ازتعريف دي آنجلواين امربه شايستگي(صلاحيت)حسابرس يا توانايي كشف تحريف بااهميت مربوط مي‎شود. قسمت (ب) ازتعريف فوق، يعني احتمال گزارشگري تحريف مذكور، منوط به استقلال حسابرس ميشود، بنابراين استقلال بايد ويژگي بنيادي حسابرسي باشد. درجه شايستگي(صلاحيت) و استقلال حسابرس به آنچه كه تحت عنوان مراقبت حرفه اي به آن اشاره نموديم، وابسته است.
نكته مهمي كه درتعريف دي آنجلووجوددارداين است که این تعريف به درك بازارازاينكه حسابرس عمليات حسابرسي راباشايستگي انجام داده ونيزميزان درك استقلال حسابرس، وابسته است. دي آنجلو، بامعرفي مفهوم درك بازار از شايستگي (صلاحيت) و استقلال حسابرس به سمت تأكيد بر آنچه كه تحت عنوان حسن شهرت حسابرس به آن اشاره كرديم، تغييرجهت ميدهد. اين مطلب به آنچه در بيانيه پژوهش حسابرسي شماره شش تحت عنوان توانايي حسابرس براي افزايش اعتبارصورتهاي مالي توصيف شده است، مربوط مي‎گردد. حسن شهرت حسابرس اغلب در تحقيقات تجربي پيرامون كيفيت حسابرسي آزمون شده است. بنابراين، اغلب درادبيات مربوطه، فاصله بين شايستگي (صلاحيت) و استقلال درك شده و واقعي مبهم مي باشد. در راستاي بررسي كامل مطالعات گذشته ارائه تعريفي كه وضعيت مذكور را ترسيم كند، مطلوب به نظر ميرسد.
شکل2-1برنامه ای راارائه می‎کندکه رابطه بین ابعادمختلف کیفیت حسابرسی رانمایش میدهد. این شکل رابطه بین اجزای کیفیت حسابرسی وپیامده ای کیفیت حسابرسی وتأثیرآنهابراطلاعات صورت‎های مالی راارائه می‎کند. اجزاي كيفيت حسابرسي، يعني حسن شهرت حسابرس وتوانايي آگاهي دهندگي حسابرس، دوپیامدكيفيت حسابرسي، يعنياطلاعات معتبرواطلاعات باكيفيت راتحت تأثيرقرارميدهند. حسن شهرت حسابرس برديدگاه استفاده كنندگان ازمراقبت حرفه اي حسابرس استواراست، كه اين مطلب هم عموماً غيرقابل مشاهده است.
همان گونه كه والاس بحث مي كند، مراقبت حرفهاي حسابرس، كيفيت اطلاعات راازطريق كاهش سوگيري اطلاعات تحت تأثير قرار ميدهد. اين موضوع نشان ميدهد كه توانايي حسابرس براي ارائه اطلاعاتي درباره تفاوت بين شرايط اقتصادي گزارش شده صاحبكاروشرايط اقتصادي غيرقابل مشاهده وواقعی صاحبكار كمينه مي‎باشد. توانايي اثربخشي نظارت حسابرس تحت تأثير شايستگي و بيطرفي حسابرس (درواقع استقلال حسابرس) قراردارد.
حسن شهرت حسابرس به درك بازارازشايستگي وبيطرفي(استقلال ظاهري) حسابرس مرتبط ميشود. اين امرتوانايي حسابرس براي افزايش اعتبارصورتهاي مالي(حتي درفقدان اطلاعات باكيفيت)رانمايش مي دهد. هرچندحسن شهرت حسابرسي كه نماينده قابل اتكاازكيفيت حسابرسي است، اماهمواره اينگونه نيست. ماجراي فروپاشي انرون6وسرنوشت مؤسسه آرتوراندرسون7مؤيداين ادعاست. يعني بازارخدمات حسابرسي ممكن است به جاي ارزيابي كيفيت حسابرسي به شهرت حسابرس توجه كند. به عبارت ديگر، حسن شهرت بالاي حسابرس حداقل دركوتاه مدت مي تواندمنجربه درك معتبراطلاعات باكيفيت پايين گردد. بنابراين درسطح خردميتوان درابطه مبهمي بين كيفيت اطلاعات درك شده وتوانايي نظارت حسابرس وجودداشته باشد.

شکل 2-1: چارچوب کیفیت حسابرسی
به طوركلي، تحقيقات انجام شده درزمينه كيفيت حسابرسي را مي‎توان در دو گروه كلي عرضه حسابرسي با كيفيت بالا و تقاضا براي حسابرسي باكيفيت بالا تقسيم كرد. تحقيقات انجام شده ازديدگاه عرضه كنندگان خدمات حسابرسي، عمدتاًبرعواملي تأكيد مي كند كه برتوانايي‎هاي حسابرسان درارائه حسابرسي باكيفيت بالا تمركز دارد. در مقابل، تحقيقات صورت گرفته از ديدگاه استفاده كنندگان خدمات حسابرسي عمدتاً با عواملي سروكار دارد كه برخواست استفاده كنندگان گزارشهاي حسابرسي از جمله سهامداران، مراجع قانوني، اعتبار دهندگان و صاحبكاران تأثير مي‎گذارد.
در شکل2-2 طبقه بندی عملی پژوهشهای تجربی ارائه شده است. اکثر مطالعات تجربی کیفیت حسابرسی، رابطه بین کیفیت حسابرسی با محرکهای تقاضا نظیر ریسک شرکت صاحبکار و تضادهای نمایندگی، یا محرکهای عرضه نظیرحق الزحمه حسابرسی و راهبردهای مدیریت ریسک شرکت حسابرسی را بررسی می‎نمایند. شکل2-2 به نحوی شکل2-1را بسط میدهد تا محرکه ای عرضه وتقاضا را نیز در برگیرد. سایر مطالعات تجربی کیفیت حسابرسی، همبستگی بین اجزای کیفیت حسابرسی (حسن شهرت حسابرس و توانایی نظارت حسابرس) یا روابط بین اجزای کیفیت حسابرسی و پیامده ای آن (اعتبار اطلاعات وکیفیت اطلاعات) را بررسی می‎نمایند.

2-3) تقاضابراي كيفيت حسابرسي
تقاضابراي حسابرسي پيشازتدوين قوانين ومقررات وجودداشته است. براي مثال، بنستون8(1969) اظهار می‎کند كه 82 درصد شركتهاي پذيرفته شده دربورس اوراق بهادار نيويورك قبل ازتدوين قوانين و مقررات اوراق بهادار در سالهاي 1933و1934 حسابرسي مي شده اند. بنابراين، منطقي است تاصرف نظر از وجود قوانين و مقررات، درباره نقش اقتصادي حسابرسي، كه باعث ايجاد تقاضا براي كيفيت حسابرسي شده است، بحث نمایيم. فرضيه اصلي تحقيق درباب تقاضابراي كيفيت حسابرسي ازعدم تقارن اطلاعات بين گروه هاي درون شركتي وسرمايه گذاران ناشي مي شود. راهبردهاي ريسك صاحبكاروتضادهاي نمايندگي، انگيزه مطالعات متعددي بوده اندكه به بررسي تقاضاپيرامون حسابرسي‎هاي باكيفيت متفاوت پرداخته اند.

شکل 2-2 : چارچوب و طبقات پژوهش کیفیت حسابرسی
منبع: واتکینز، هیلیسونومورکرافت (2004)

2-3-1) ريسك موجوددرشرکت صاحبكار
درمتون قيمت گذاري اوراق بهادار، حسابرسي يكي ازابزارهاي اعتباربخشيدن به اطلاعات صورتهاي مالي است. درچندين مقاله تحليلي، فرضياتی درخصوص اينكه چگونه حسن شهرت حسابرس به عنوان يك راهنما عمل مي كند ايجاد گرديده است. به عنوان مثال، به نظر تيتمانوترومن(1986) حسابرس با كيفيت‎تر صحت اطلاعات ارائه شده رابهبود مي بخشد و به سرمايه گذاران اجازه ميدهد برآورد دقيق تري از ارزش شركت به دست آورند.
داتار و همکاران9(1991) نظري‎های را ارائه نمودندكه طبق آن سرمايه گذاران عمده در راستاي جلوگيري از قیمت گذاری سهم شان به مبلغی کمترازواقع درصدد هستند تا اطلاعات خصوصي را از دو طريق (كيفيت حسابرسي وحفظ درصد مالكيت) افشانمايند. مدل آنهابراين فرض استواراست كه سرمايه گذاران عمده ترجيح ميدهند ريسك خاص شركت رابه سرمايه گذاران متعددمنتقل كنند. امادرازای افشای اطلاعات بیشتر، حفظ درصدبالاتري ازمالكيت رامطالبه مي نمايند. آنان مدل تحليلي را ارائه نمودند كه اثبات مي كندسرمايه گذاران عمده باايجادحسابرسي باكيفيت تر درصد مالكيت خود را كاهش مي‎دهند، زيرا افزايش كيفيت حسابرسي توانايي سرمايه گذاران دربرآورد ارزش شركت را افزايش مي دهد. سرمايه گذاران عمده بايد افزایش هزینه‎هایی راکه دراثرحسابرسی باکیفیت تر ایجاد میگردد با افزایش هزینه‎های حفظ مالکیت که در نتیجه افزايش ريسكهاي خاص شركت ايجاد مي گردد، موازنه نمايند. اين امرمارابه سمت اين پيش بيني رهنمون مي سازدكه برخلاف نظر تيتمانوترومن(1986) ريسك بيشتر شركت، حسابرسي‎هاي باكيفيت تري را مطالبه مي نمايد.
والاس(1980) تقاضا براي خدمات حسابرسي باكيفيت بالا را در چارچوب نظريه علامت دهي در عرضه اوليه سهام دربازارسرمايه موردبررسي قرارداده است. درچارچوب نظريه علامت دهي، اگرخريداران اوراق بهادار نتوانند ميان اوراق بهادار با كيفيت وبي كيفيت تفاوت قائل شوند، قيمت بازار اوراق بهادار به گونه اي تعديل مي شود تا منعکس کننده متوسط كيفيت مورد انتظار اوراق بهادار باشد. پيامد چنين اقدامي خروج اوراق بهادار با كيفيت از بازار است. در واقع، چنانچه مديران بركيفيت نسبي اوراق بهادار خود، آگاه باشند انگيزه لازم رابراي انتقال يك پيام و علامت مشخص ازطريق حسابرسي صورتهاي مالي باكيفيت بالا خواهند داشت. اين پيام انعكاس دهنده فراتربودن كيفيت اوراق بهادار آنها از متوسط كيفيت مورد انتظار بازار است.
اگرچه منون وويليامز10(1991) دريافتند كه تغييرمؤسسه حسابرسي قبلاً اولين عرضه عمومي سهام، معمولاً جهت انتخاب مؤسسه حسابرسي بزرگترمی‎باشد، اما عموماً پژوهش‎هاي تجربي انجام شده در آمريكا از مدل داتار وهمكارانش حمايت نمي نمايند. براي مثال، بيتي(1986) با استفاده آزنمون‎هاي ازاولين عرضه عمومي سهام در سال‎هاي1975تا1984، دريافت كه مؤسسه‎هاي حسابرسي داراي نام تجاري بهتر، صاحبكاران كم ريسك ترراانتخاب وحسابرسي نموده اند.
فقدان حمايت پژوهش‎هاي تجربي قوي ازپيش بيني تقاضارامي توان به ماهيت هزينه‎هاي رسيدگي نسبت داد. سيم ونيچواستاين11(1987)استدلال كردندكه درنتيجه افزايش ريسك تجاري، هزينه تفاضلي حسابرسان داراي نام تجاري نسبتاً بيش ازهزينه حسابرس ان فاقد نام تجاري افزايش مي يابد، اين امراحتمالاًتقاضاي حسابرسان داراي نام تجاري رامحدودمي نمايد. به همين ترتيب، كلاركس ونوسيمونيچ12(1994)استدلال نمودند كه هزينه‎هاي رسيدگي ميتوانددرنتيجه افزايش ريسك صاحبكار (كه به سبب افزايش ريسك دعاوي حقوقي، افزايش مي يابد) افزايش يابد.
يافته‎هاي آنان بامدل داتاروهمكارانش كه بيان مي كند شرکتهایی که ازحسابرسان دارای نامتجاری استفاده می‎کنند درمقایسه با شركتهايي كه ازاین حسابرسان استفاده نمي كنند، تمايل بيشتري براي ريسكي بودن وحفظ سطح معيني ازمالكيت دارند، سازگار مي‎باشد. آنان دريافتند كه هيچ‎يك ازعوامل فوق درداده‎هاي اولين عرضه عمومي سهام شركتهاي آمريكايي تأثیرگذارنيست ونتيجه گرفتندكه رابطه تجربي بين ريسك صاحبكار خاص و كيفيت حسابرسي بسته به عوامل طرف عرضه (هزينه حسابرس) ياطرف تقاضا (هزينه حفظ مالكيت) حكم فرما مي باشد. لي وهمکاران (2003) نتايج مشابهي را با استفاده از بازار اوليه سهام در استراليا وهمچنين محيطي باهزينه‎هاي حقوقي نسبتا ًپايين ارائه نمودند.
به طور خلاصه، آشكاراست كه شركتها مي كوشند با تقاضاي حسابرسان داراي نام تجاري علامت‎هايی از اطلاعات باكيفيت تررا ارائه نمايند. ازآنجاكه صاحبكاران پرريسك ترمي توانندمتقاضي حسابرسان داراي نام تجاري باشند، آشكاراست كه بايدبين هزينه‎هاومنافع تفاضلي انتخاب حسابرسان داراي نامتجاري تعادل برقرارباشد. هوگان13(1997)شواهدي رابراي حمايت ازاين امرارائه مي نمايد.
وي نام تجاري رابه نمايندگي ازكيفيت حسابرسي، به عنوان متغيري كه هم بررقابت حسابرسان وهم برسطح قيمت گذاري اوراق بهادارتأثیرگذاراست، موردبحث قرارداده وبه این نتیجه رسیده است که سرمايه گذاران عمده درحالی که خواستارارزشیابی اوراق بهادارخودباقیمت واقعی هستند، تمایل دارند با استفاده از فضای رقابتی موجودمیان حسابرسان دارای نام تجاری، کمترین حق الزحمه حسابرسي را نیز پرداخت

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود کیفیت خدمات حسابرسی، کیفیت خدمات، چرخش اجباری، رگرسیون Next Entries مقاله درمورد دانلود کیفیت حسابرسی، استقلال حسابرس، قلام تعهدی، اقلام تعهدی