مقاله درمورد دانلود پردازش اطلاعات، حافظه کوتاه مدت، تصویر سازی

دانلود پایان نامه ارشد

طرح طبقه بندی حیطه شناختی توسط(بلوم)،انگلهارت،فرست،هیل و کراتوول45،1956)و حیطه عاطفی توسط(کراتول،بلوم و مازیا46،1964)و حیطه حسی و حرکتی توسط(کیبلر،بارکرومایلز47،1970)ارائه شد»(گیج و برلاینر،1995 ؛ ترجمه لطف آبادی،1374).
2-5 .حیطه های آموزشی
اگر چه دارای تمایزات عمده ای می باشد اما جدا از یکدیگر نیز نبوده و آموزش های معلم اگر بتواند حتی الامکان هر سه حیطه را همزمان پوشش دهد به ترکیب صحیح تری از آموزش دست،یافته و قادر است فراگیران را هم به لحاظ شناختی هم عاطفی و حرکتی تحت تأثیر قرار دهد و فقط به آموزش حیطه ای خاص تاکید نورزیده است »(فردوسی،1380).
اسلاوین48(1994)معتقد است که تدریس و آموزش خوب اصولی دارد که معلمان نیاز دارند آنها را خوب دانسته و در کلاس درس بکار برند این اصول در شکل زیر خلاصه شده است(اسدزاده،1375).

شكل 1-2 اصول آموزش خوب از ديدگاه اسلاوين
با نگاهی به نمودار فوق نیز در می یابیم که به نظر اسلاوین یک معلم خوب برای انجام تدریس خوب باید هم حیطه شناختی(تفکر انتقادی و دانش درباره موضوع)هم حیطه عاطفی اندیشیدن يا تامل و خود شناسی)و هم حیطه حرکتی و مهارتی(تمرین و انتقال یادگیری ها)را پوشش دهد.

2-6 .حوزه شناختی
« هدف های حوزه شناختی به جریانهایی که با ذهن و اندیشه آدمی سر و کار دارند مربوط می شوند،مانند حفظ کردن،فهمیدن،استدلال کردن،قضاوت کردن. حوزه شناختی به دو بخش دانش و تواناییها و مهارتهای ذهنی تقسیم شده هر یک از این دو بخش نیز تقسیماتی دارد»(سيف،1379).
طبقه بندی هدف های آموزشی
در حیطه شناختی به ما کمک می کند تا ورای سطح یاد سپاری از چگونگی پردازش اطلاعات از طریق ادراک،کاربرد،تجربه و تحلیل و ترکیب و ارزشیابی اطلاعات روشنتری به دست آوریم برای ساخت هدف های شناختی باید محتوای آنچه را می خواهیم به دانش آموزانمان بیاموزیم و همچنین مهارتها و عملیات ذهنی مورد نیاز آنها را برای فراگیران مطالب تحلیل کنیم(گیج و برلاینر،1995؛ نقل از فردوسی،1380).
2-7 .تواناییها و مهارتهای ذهنی
« هدفهای مربوط به تواناییها و مهارتهای ذهنی بر فرایندهای سازماندهی و تجدید سازمان مطلب آموخته شده که برای منظوری معین لازم اند تاکید می کنند. این هدف درک و فهم مطالب،توانایی استفاده از آنها در موقعیت های تازه،تجربه و تحلیل مسایل،ابداع و ایجاد آثار تازه و داوری و قضاوت در باره امور مختلف را شامل می شوند این بخش از حوزه شناختی از پیج طبقه به شکل زیر تشکیل شده است.

شكل 2-2 اهداف آموزشی بلوم
هنگام استفاده از این طبقه بندی،برای تعیین سطوح مختلف هدف های آموزشی باید هر هدف را در بالاترین طبقه قرار دهیم. زیرا مواردی از طبقات پایین تر که در هدف گنجانده شده اند گام های مقدماتی هستند که برای رسیدن به هدف مورد نظر لازم اند»(سيف،1379).
2-8 .حیطه عاطفی
طبقه بندی حوزه عاطفی که به وسیله کراتون،بلوم،و ماسیا 49(1964)درست شده پنچ طبقه کلی دارد و هریک از این پنج طبقه نیز تعدادی خرده طبقه دارد. حوزه عاطفی به اصل درونی سازی،یعنی با توجه به میزانی که یک علاقه یا نگرش معین به صورتی بخش اساسی از سبک زندگی فرد در می آید سرو کار دارد. طبقات حوزه عاطفی به شرح زیر می باشد. آگاهی،میل به پذیرش،توجه انتخابی یا کنترل شده،پاسخ دادن،میل به پاسخدهی،خرسندي در پاسخدهی،ارزش گذاری…(سيف،1379).

2-9 .حیطه روانی – حرکتی کیبلر و همکاران
کیبلر و همکاران(1970)با توجه به مراحل رشد کودکان طبقه بندی را تهیه کرده اند که دارای چهار طبقه اصلی می باشد: حرکات کلی بدن،حرکات هماهنگ ظريف،رفتارهای ارتباطی غیر کلامی،ارتباط کلامی(گیج و برلاينر،1995؛ نقل از فردوسی،1380).
2-10 .حافظه
« همه يادگيري ها نشانی از حافظه دارند. حافظه دارای 3 مرحله: رمزگردانی،اندوزش و بازیابیمی شود که هر مرحله نقش اساسی در یادگیری ما ایفا می کند و هر قسمت ممکن است دچار خطا شود. رمزگردانی: سپردن به حافظه،اندوزش: نگهداری در حافظه،بازیابی: فراخوانی از حافظه. بسته به اینکه اندوزش مطالب برای چند ثانیه(حافظه کوتاه مدت)یا برای مدت طولانی
(حافظه بلند مدت)مورد نظر باشد شیوه کار این سه مرحله متفاوت است. اطلاعات به صورت رمزگردانی صوتی و دیداری در حافظه سپرده می شوند و همچنین بسط معنایی کار برد فراوان در جهت ذخیره اطلاعات دارد. برای بهسازی حافظه راههای متفاوتی وجود دارد که تعدادي از آنها به شرح ذیل می باشد:تقاطع،تصویر سازی و رمزگردانی که روش معمول آن یاد یار می باشد،بسط معنايی،سازماندهی »(هیلگارد،1983؛ترجمه براهنی،1368).
الگوی حافظه در رویکرد پردازش اطلاعات
پردازش اطلاعات اغلب با محرک یعنی درو نداد از محیط خارج شروع می شود محرک با اطلاعات از محیط در فاصله کوتاهی،کمتر از نیم ثانیه در دستگاه اندوزش حسی کوتاه مدت ذخیره می شود. اگر به اطلاعاتی که از این لحظه به بعد به دستگاه اندوزش کوتاه مدت می رسد توجه نکنیم فراموش می شوند و اگر توجه نشان دهیم اطلاعات از دستگاه فوق به دستگاه اندوزش حافظه کوتاه مدت منتقل می شود حال اگر این اطلاعات در ذهن مرور شوند یا رمزگردانی شوند همچنان در کانون توجه باقی می مانند یا به حافظه دراز مدت منتقل می شود.
شواهد حاکی از این است که کارکرد مربوط به توانایی رمزگردانی کلامی و بصری بطور جداگانه در دو نیمکره مغز سازمان داده می شود. گفتار عمدتاً در نیمکره چپ و تصویر سازی ذهنی در نیمکره راست مغز سازمان داده می شوند افراد هم از دستگاه ذخیره سازی ذهنی و هم از دستگاه ذخیره کلامی برای رمزگردانی استفاده می کنند.

از آنجا که بیشتر یادگیری در مدرسه بصورت کلامی صورت می گیرد دانش آموزان باید بیاموزند چگونه تصویر سازی ذهنی را با مطالب کلامی پیوند دهند و به این ترتیب از فراموشی جلوگیری کنند(گیج و برداینر،1995؛ترجمه لطف آبادی،1374).
مدل اتکینسون(نظام پردازش اطلاعات)
مدل اتکینسون 50 و شیفرین51 که تحت عنوان مدل مخزن نیز گفته می شود از شناخته ترین مدل هاست(اتکینسون،1969؛ نقل از پرک،1991)اصطلاح مخزن از این باور منشاء گرفته است. که اطلاعات درسه واحد از نظام که عبارتند از مخازن دریافت های حسی،حافظه کوتاه مدت و حافظه بلند مدت،اخذ،پردازش و حفظ می شوند(محسنی،1383).

شکل 3 ـ2 مدل اتکینسون

نخست اطلاعات وارد شده وارد نظام ثبت حسی می شوند در اینجا حوادث بصری و سمعی برای مدتی کوتاه در حدود چند ثانیه نمایان شده،پردازش می شوند و به مخزن کوتاه مدت انتقال می یابند. در مرحله دوم،اطلاعات به مخزن کوتاه مدت که واحد مرکز پردازش اطلاعات نظام است انتقال می یابد،در اینجا روی اطلاعات وارده کار شده و داده های اضافی دیگری نیز از حافظه بلند مدت که منبع و ذخیره دانش است گرفته می شود. اطلاعات در حافظه کوتاه مدت بین پانزده تا سی ثانیه بیشتر دوام نیاورده و محو میگردد مگر آنکه فرایندهای کنترل مانند تمرین وارد عمل شوند. سازماندهی نیز راهی در جهت نگاهداری اطلاعات می باشد. شباهت بیشتر راهکار دیگری است.
اتکینسون و شیفرین بر این باورند که وقتی اطلاعات به حافظه بلند مدت انتقال می یابند اثر آنها پا بر جا خواهد ماند. ناتوانی در به یاد آوری اطلاعات ناشی از وجود مسئله ای در امر باز گردانیدن اطلاعات به نظام است. برای سهولت بخشیدن به یاد آوری،فرایند های کنترل،فعالیت های مخزن یا حافظه بلند مدت را زیر تسلط می گیرند. هر جزء از اطلاعات را می پرورانند و با اطلاعات دیگر بر حسب،یک طرح کلی سازمان می دهند»(محسنی،1383).
2-11 .هوش
در میان عوامل موثر در تنظیم و تربیت،ویژگی های فردی فراگیر،از اهمیت ویژه ای برخوردار است. توانش های ذهنی ویژگی های شخصیتی از جمله خصوصیات فردی است که انگیزش تحصیلی و به تبع آن پیشرفت تحصیلی او را رقم خواهد زد . یکی از ویژگی های مهم خرد سازه ای به نام هوش است. نهضت هوش آزمایی با کارهای بينه52(1905)شروع شد،هوش در مفهوم عاملی اولین بار توسط اسپیرمن53(1904)عنوان شد،ترستون54(1932)با استفاده از روش همبستگی های مثبت و بهره گیری از روش تحلیل عاملی متفاوت هفت عامل اولیه را اساس هوش معرفی کرد. گیلفورد 55(1959)پیشنهاد کرد که تواناییهای ذهنی از سه جنبه قابل بررسی است. از دیدگاه او سه بعد عملیاتی،محتوی و بازده با اختصاص چندین سطح به هر یک از آنها ساختار مکعبی هوش را با 120 عامل تشکیل می دهد این نکته قابل توجه است که نظریه پردازان در روش تحلیل عاملی ساختار هوش را بیشتر از روی محتوای آزمون ها(کلامی،ریاضی،عددی،درک فضائی و …)ترسیم کرده اند(فردوسی،1380).

2-12 .نظریه سه وجهی هوش استرنبرگ56
رابرت استرنبرگ(1986)نظریه سه گانه یا سه وجهی هوش را مطرح کرده است. نظریه وی به قرار زیر می باشد:
اول- مولفه ها یا اجزای هوش: استرنبرگ سه گونه مولفه خبر پردازی را مشخص نموده است.
مولفه اول را فرا مولفه نامیده است. این مولفه به فرد یاری می رساند تا فرد راهبردهای حل مسئله را در خویشتن برنامه ریزی کند این راهبردها را مورد باز بینی قرارداده و آنها را مورد ارزشیابی قرار دهد.
گروه دوم مولفه های عملکرد می باشد این مولفه ها به فرد یاری می رساند تا دستورات و فرامین فرا مولفه ها را به مورد اجرا گذارد.
گروه سوم مولفه های فراگیری دانش است این مولفه برای چگونگی حل مساله به فرد یاری می کند در واقع باعث می شود اطلاعات مربوط به مسئله را خود بیاموزد و فرا گیرد این سه مولفه با یکدیگر در واکنش دو سویه اند و عموماً با یکدیگر عمل می کنند.
دوم – تجربه و هوش: بعد دیگری که استرنبرگ در ارتباط با ابعاد هوش در نظر گرفته است تجربه فرد می باشد. تجربه فرد توانایی او را برای چاره جویی یا تکلیف های تازه،بهبود می بخشد و به او یاری می دهد تا اطلاعات مرتبط را برای گشودن مسئله ها به کار گیرد.
سوم – بافت و زمینه هوش: سومین بعد هوش در نظریه استرنبرگ به توانایی فرد جهت سازگاری با محیط و فرهنگ او توجه می کنند. پس هوش زمینه ای فرهنگی بافتي دارد. به نظر استرنبرگ آنچه اهمیت دارد سطح و تراز هوش فرد نيست بلکه این است که فرد به یاری هوش خود به کدام دستاوردی دست می یابد.
او مهمترین عوامل یا موانع را به شرح زیر برشمرده است: الف- فقدان انگیزش ب- به کار گیری تواناییها به گونه ای نادرست ج- ناتوانی در تکمیل وظایف د. ترس از شکست(سیف،1379).
2-13 .نظریه هوش گاردنر:
گاردنر(1991)در نظریه هوش چند گانه خود کوشید تا میان اندیشیدن و هوش یک پیوند تنگاتنگ و نزدیک برقرار سازد یک جنبه جالب و خیره کننده در این نظریه اینست که فردی که در ریاضی توانمند است و بینش ریاضی دارد ممکن است در درک آشکارترین نشانه های موسیقی مشکل داشته باشد. گاردنر کوشید تا این نا پایداری آشکار را از طریق مشخص کردن هفت عنصر هوشی برابر توجيه کند.(درخشان پور،1377).
1- هوش زباني شناختی: اولین مولفه هوشی در نظریه گاردنر مقوله زبان است او آن را هوش زباني شناختی نام گذارده است دلایل وی بدین صورت است که ایجاد ضایعه در منطقه های زبانی مغز،در زبان اختلال پدید می آورد و همچنین عملیات اصلی در زبان ما دلیل دیگری در مورد این مولفه می باشد او این عملیات را بدین صورت طبقه بندی می کند: آوا شناسی57،صرف و نحو،58 معنا شناسی59 و ملاحظات بدون زبانی(ملاحظات عملی60).(درخشان پور،1377).
2- هوش موسیقی: هنگامی که استعداد یا قریحه و مسیر حرفه ای یک موسیقیدان بررسی می شود ملاحظه می شود که او در توانش موسیقی از چیزی استثنایی برخوردار است. بروز اولیه توانایی موسیقی بیانگر آن است که گونه ای آمادگی زیستی در کودک برای موسیقی وجود دارد. این همان هوش موسیقی است. تحقیق نوروفیزیولوژی نشان داده است که نیمکره راست مغز در این توانایی و استعداد او نقش دارد. همچنین نت های موسیقی خود به منزله یک سیستم اساسی نماد ها و نشانه ها هستند . در بسیاری از نظریه های هوش،توانش موسیقی به عنوان یک

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود کودکان و نوجوانان، کودکان و نوجوان، یشرفت تحصیلی Next Entries مقاله درمورد دانلود هوش منطقی، انگیزه پیشرفت، روابط بین فردی