مقاله درمورد دانلود واقع گرایی، سیاست خارجی، واقع‎گرایی، نظام بین الملل

دانلود پایان نامه ارشد

جای خود را به سلسله مراتبی بدهد.
تعیین کارکردهای اجرایی 42 : در نظام داخلی تفکیک کارکردها مشخص است و در تقسیم کار اجتماعی نمود پیدا می کند، اما در نظام بین الملل این تفکیک نیست، چرا که دغدغه اصلی تأمین امنیت پابرجاست، جایی برای تفکیک کارکردها باقی نمی ماند. در نظام سلسله مراتبی تغییر در تعریف و تخصیص کارکردها به تغییر نظام منجر می شود اما در نظام های آنارشیک به دلیل یکسان بودن کارکرد واحدها، تغییر نمی تواند در این سطح صورت بگیرد.
توزیع توانمندی ها43 : در نظام بین الملل توزیع توانمندی ها در میان واحدها عامل تمایز آنهاست. به علت عدم تمایز کارکردها، آنچه که اهمیت دارد توزیع توانمندی هاست که تغییر در آن می تواند به معنای تغییر در ساختار نظام باشد. فرایند غیر مستقیمی که ساختار با آن کار می کند یا سازوکاری که از طریق آن به رفتارهای خاصی منجر  می شود دو وجهی است و از طریق جامعه پذیری44 کنشگران و رقابت45 میان آنها عمل می کند.
تأثیرپذیری دولت ها از ساختار سیستم بین الملل به دو شیوه جامعه پذیری و رقابت میان واحدها می باشد. ازدید والتز جامعه پذیری دارای دو کارویژه است: نخست این که موجب می شود که اعضای یک گروه خود را با هنجارهای آن تطبیق دهند. در نتیجه جامعه پذیری تبدیل به سازو کاری برای بازتولید سیستم می گردد. دوم آن که جامعه پذیری موجب کاهش تنوع می گردد، زیرا هنجارهای رفتاری ای را تأسیس می نماید که درون آن ها تفاوت های گروه کم رنگ می گردد. شیوه دوم شیوه رقابت میان اعضا است. والتز معتقد است که در بخش های اجتماعی که به شکلی انعطاف پذیر سازمان یافته اند، جامعه پذیری درون بخش ها اما رقابت میان آن ها اتفاق می افتد. جامعه پذیری و رقابت موجب گسترش شباهت ویژگی ها و رفتار می گردد. رقابت موجب یک نظم می شود که واحدها در آن از طریق تصمیمات و کنش های مستقل به تنظیم مناسبات خویش می پردازند. رقابت و جامعه پذیری دو جنبه از یک فرآیند هستند که تنوع رفتارها و نتایج را کاهش می دهند. (حاجی یوسفی، 1381: 10-12)
بنابراین نظریه ی نوواقع گرایی با اصل قرار دادن ساختار بر دولت در پی تبیین سیاست بین الملل و رفتار کشورهاست و هر نوع کنش و واکنش، عمل و عکس العملی را منبعث از ساختار می داند. به عقیده ی بنیان گذار این نظریه (کنت والتز)، دولت ها در پرتو ساختار و نظام بین الملل رفتارهای مشابه ای از خود نشان می دهند و به کمک آن تربیت می شوند. ایدئولوژی و ماهیت کشورها تأثیر چندانی بر رفتار و سیاست خارجی کشورها ندارد و حتی رهبران و تصمیم گیران تحت تاثیر ساختار هستند. تأکید بر این مساله خود می تواند انگشت نقادانه ای به سوی نظریه ی نورئالیسم باشد.
نقد نظریه ی نوواقع گرایی
هیچ نظریه ای در ذات خود کامل نیست و هر ادعایی مخالفان خود را به دنبال دارد زیرا زمینه ، نیازها و تعاریف و عقلاتیت همیشه مستدام و کامل نیست. در این بخش نگاه مختصری به نقدهای وارده به نظریه ی فوق داریم.
نوواقع گرایی والتز (ونیز سایر نو واقع گرایان) از ابعاد مختلف و از منظرهای نظری متفاوتی مورد نقد قرار گرفتند. از بعد هستی شناختی، معرفت شناختی، پسا اثبات گرایان و … ساختار گرایی والتز نیز از یک منظر همراه با جبر گرایی 46دانسته شده که بر آن است که کنش گران گرفتار محدودیت های نظام اند و راه گریزی از آن ندارند.
از جمله انتقادات دیگر که به او وارد شده عدم توجه او به تاریخی بودن نظام بین الملل و در نتیجه تغییر پذیری آن است. والتز عملاً برداشتی شیء انگارانه از دولت نیز دارد. او دولت را کنشگری یکپارچه می بیند که تابع منطق عقلانی است که خود والتز آن را تعریف می کند. او در مورد دولت ها که در واقع موجودیت های انتزاعی اند و نه عینی– چنان سخن می گوید که گویی آنها افراد انسانی اند که در برابر شرایط ساختاری و بر اساس عقلانیت ابزاری تعریف شده عمل می کنند.
والتز نیز نگاهی مادی گرایانه به روابط بین الملل دارد که مورد نقد سازه انگاران و بخصوص ونت و راگی است. برای او هنجارها و قواعد مهم نیستند و آنچه اهمیت دارد توزیع توانمندی های مادی است. ازدیگر محدودیت هایی که برای نو واقع گرایان بر می شمرند، عدم توجه آن به مسائلی چون هویت و جنسیت است.گروه هایی چون زنان یا قومیت ها نقشی در نظریه نو واقع گرا ندارند واصلاً در فهم کارکرد نظام بین الملل جایی ندارند و فاقد تأثیر علّی بر روابط بین الملل تلقی می شوند .
بدبینی والتز نسبت به امکان همکاری بین المللی، نقش هنجارها، حقوق، و قواعد بین المللی، شکننده دیدن نهادهای بین المللی و عدم توجه به ظرفیت های نهادین در نظام بین الملل از مهمترین نقدهایی است که نولیبرال ها به طور خاص بر نو واقع گرایی والتز وارد می کنند. سرانجام اینکه والتز به رغم صراحت بر اینکه داعیه تجویزی ندارد و علم را رها از ارزش می داند، قسم به آن شده که نظریه اش به شکلی ضمنی ایدئولوژیک و محافظه کارانه است و عذری بر وضعیت موجود و به نفع قدرت های بزرگ است.
از این‌رو، نظریه‌های واقع‌گرای ساختاری، نقش و تأثیری برای تمایزات و تفاوت‌های فرهنگی، ایدئولوژیک، ماهیت نظام سیاسی در سیاست خارجی کشورها قائل نیستند؛ چون نظام بین‌الملل انگیزه‌ها و محرک‌های عمدتاً یکسانی را برای کشورها ایجاد می‌کند. ماهیت دموکراتیک یا دیکتاتوری نظام سیاسی کشورها تأثیر اندکی بر سیاست خارجی و نوع رفتار آن‌ها با سایر کشورها دارد. همچنین، افراد تصمیم‌گیرنده سیاست خارجی و ویژگی‌های شخصیتی و روانی‌ آن‌ها نیز نقش و تأثیری در سیاست خارجی کشورها ندارد. کشورها به‌ مثابه جعبه ‌های سیاهی هستند که به صورت واحدهای مشابه در نظام بین‌الملل آنارشیک کارکرد مشابه و یکسانی مبنی بر تأمین امنیت دارند. (فیروزآبادی، 1391: 34)
واقع گرايی نو كلاسيك
تئوری واقع‎گرایی نئوکلاسیک برداشتی نو و تازه از نوواقع‎گرایی والتز می‎باشد. این تئوری که توسط گیدئون رز47به مجموعه آثاری به قلم توماس کریستنسن48، راندال شوئلر49، ویلیام وولفورث،50 و فرید زکریا51در روابط بین‎الملل داده شده است، در تبیین روابط بین‎الملل از بسیاری از مولفه‎های واقع‎گرایی استفاده می‎کنند؛ مولفه‎هایی همچون آنارشی، تاثیر ساختار بر کارگزار، نقش قدرت و جایگاه آن در اتخاذ رفتار، منافع ملی، بقاء، امنیت و…. گیدئون رز بر این باور است که نوشته‎های این محققین مکتب منسجمی برای تئوری‎های سیاست خارجی ایجاد می‎کند, 2009: 7) Taliaferro).
بنابراین نئوکلاسیک ‎ها نیز همانند کنت والتز به ارائه تبیینی ساختاری و سیستمیک از روابط بین‎الملل اقدام می‎نمایند. توجه واقع‎گرایان نئوکلاسیک بیش از هر چیز بر قدرت است و قدرت را نیز مانند نو واقع‎گرایان بر اساس توانمندی‎های مادی تعریف می‎کنند. نئوکلاسیک ‎ها همچون دیگر انواع رئالیسم بر این باورند که سیاست یعنی نزاع دائمی میان دولت‎های مختلف به منظور دست‎یابی به قدرت مادی و امنیت در جهانی از منابع کمیاب است.از آنجایی که این گروه محققین ساختار و آنارشی را همچون رئالیست های ساختاری (نوواقع‎گرایان) مهم می‎دانند و بر این باورند که مهم‎ترین دلیل نزاع در روابط بین‎الملل آنارشی است،(برزگر، 1388) و از سویی بر بینش‎های واقع‎گرایی کلاسیک نیز تاکید می‎کنند، آنها را واقع‎گرایان نئوکلاسیک می‎خوانند. مهمترین نظریه‎پردازان این تئوری عبارتند از: رندال شوئلر، ویلیام وولفورث، فرید زکریا، توماس جی کریستنسن، کولین دوک52،  استفن والت53، جک اسنایدر54، جان میرشایمر55 و رابرت جرویس56.
تئوری واقع‎گرایی نئوکلاسیک به دو نحله تهاجمی و تدافعی تقسیم می‎گردد که مهمترین نظریه‎پردازان نحله تهاجمی عبارتند از فرید زکریا، جان میرشایمر و در طیف تدافعی نیز می‎توان از جک اسنایدر و استفن والت نام برد. از جمله مولفه‎های مثبت این تئوری می‎توان به کاربردی بودن آن در تحلیل سیاست خارجی کشورها اشاره نمود. زیرا برخلاف تئوری واقع‎گرایی و نو- واقع‎گرایی در کنار تحلیل ساختاری به مولفه‎های دیگری همچون ساختار دولت و فهم رهبران از نظام بین‎الملل نیز تکیه دارد.
واقع گرایی نوکلاسیک تلفیقی از واقع گرایی کلاسیک و نوواقع گرایی است. این نظریه در واکنش به ضد تقلیل گرایی بیش از اندازه نوواقع گرایی ارائه شد. چون نوواقع گرایی یک نظریه سیاست بین الملل است که تنها به تبیین نتایج بین المللی ناشی از کنش و واکنش کشورها می پردازد. کشورها به مثابه جعبه هاي سیاهی هستند که عوامل داخلی اعم از فردي و اجتماعی نقش و تاثیري در رفتار و سیاست خارجی آن ها ایفا نمی کند. نو واقع گرایی به تبیین و تحلیل رفتار کشورهاي منفرد نپرداخته و آن را به نظریه سیاست خارجی وا می گذارد از این رو، واقع گرایی نوکلاسیک مفروضه هاي نو واقع گرایی را رد نمی کند بلکه درصدد اصلاح آنهاست تا رفتار و سیاست خارجی کشورهاي منفرد و مشخص را تبیین نماید. به گونه اي که با تأکید بر تعامل نظام بین الملل و پویش هاي کشورها تلاش می کند تا راهبردهاي کلان کشورهاي منفرد در قبال الگوهاي تکرارشونده نتایج بین المللی را توضیح دهد. (دهقانی فیروزآبادی، 1390: 277)
واقع گرایی نوکلاسیک عنوانی است که گیدئون رز به مجموعه ای از آثار در روابط بین الملل داده است که در تبیین سیاست خارجی و فراتر از آن در توضیح روابط بین الملل، از بسیاری از بینش های واقع گرایی استفاده می کنند و بر آنند که «گستره وبلندپروازی سیاست خارجی یک کشور در وهله ی اول ناشی از جایگاه آن در نظام بین الملل وبه ویژه توانمندی های آن در زمینه ی قدرت نظامی است». توجه واقعگرایان نوکلاسیک بیش از هر چیز به قدرت است و قدرت را نیز مانند نوواقع گرایان براساس توانمندی تعریف می کنند. آنها نه تنها به عوامل سطح نظام توجه دارند ، بلکه برآنند که برداشت های ذهنی وساختار داخلی دولت ها نیز حائز اهمیت اند.(مشیرزاده، 1389: 129)
• نو كلاسيك بر خلاف نو واقع گرايان تنها به عوامل سطح نظام توجه ندارند بلكه برآنند كه برداشت هاي ذهني و ساختار داخلي دولت ها نيز حايز اهميت است.
• در عين حال كه آنارشي را مهم مي دانند بر بينش هاي واقع گرايي كلاسيك تاكيد مي كنند و به همين دليل آنها را نوكلاسيك مي نامند.
• نوكلاسيك ها را مي توان بر اساس دسته بندي اسنايدر به دو دسته تهاجمي57 و دفاعي58 تقسيم نمود.
دو مکتب نو واقع گرایی و واقع گرایی نو سنتی در دهه های اخیر درصدد برآمده اند تا اشکالات واقع گرایی را برطرف کنند.
نوواقع گرایان، ساختار آنارشیک بین المللی را عامل جنگ می دانند، نه شهوت قدرت انسانی را. به همین لحاظ، به نظریه آنها واقع گرایی ساختاری می گویند. واقع گرایان نوسنتی، به شیوه های تصمیم گیری و تصمیم سازی رهبران سیاسی کشورها توجه می کنند. از نظر آنها برداشت رهبران کشورها از منافع ملی، مدل تصمیم سازی و تصمیم گیری که به کار می برند، مهمترین عامل تعارض گرایی کشورهاست. (سیف زاده، 1389: 116)
تفاوت واقع‎گرایی نئوکلاسیک با رئالیسم کلاسیک
اصولا از آنجایی که واقع‎گرایان نئوکلاسیک برخی از بینش‎های عمده رئالیسم کلاسیک را پذیرفته‎اند، آنها را کلاسیک می‎خوانند. اما مسائلی نظیر سطح تحلیل59 سیاست بین‎الملل، و نیز تأکید بر مقوله آنارشی خط تمایز آنها با رئالیسم کلاسیک می‎باشد. به عبارت دیگر نوکلاسیک‎ها در سطح تحلیل از سطح خرد یعنی دولت ملیِ رئالیسم کلاسیک عبور می‎کنند(سیف زاده، 1385: 58). و به این امر قائلند که در تحلیل سیاست بین‎الملل بایستی از نگاهی جامع و سیستمی استفاده نمود. اما این نگاه جامع در کنار عوامل ساختاری بایستی به عوامل ذهنی و غیر ساختاری همچون برداشت‎ های رهبران را نیز دربر گیرد. از سویی دیگر اگرچه تاکید نوکلاسیک‎ ها همچون کلاسیک ‎ها بر قدرت است و آن را بر اساس توانمندی تعریف می‎کنند اما با این وجود در کنار قدرت به مقوله آنارشی نیز توجه خاصی دارند و بر این باوراند که نگاه ما به آنارشی است که نحوه استفاده از قدرت را برای ما تعیین می‎کند. یعنی اگر آنارشی را خوش خیم بدانیم، امنیت در فضای آنارشیک چندان کمیاب نخواهد بود، اما اگر،

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود واقع گرایی، سیاست خارجی، نظام بین الملل، واقع‎گرایی Next Entries مقاله درمورد دانلود واقع گرایی، نظام بین الملل، سیاست خارجی، واقع گرایی تهاجمی