مقاله درمورد دانلود نظام پارلمانی، قوه مجریه، نظام های پارلمانی، قانون اساسی

دانلود پایان نامه ارشد

را ساقط و یا وزیر مورد نظر را وادار به کناره‌گیری نماید.(هریسی نژاد،42:1387)
نخست وزیر و کابینه اعمال کننده واقعی قوه اجرایی بوده و از اقتدار واقعی عملی در این راستا برخوردار هستند. اختیارات هیئت دولت را می توان به دو دسته تقسیم کرد: اختیارات ذاتی یعنی مواردی که صراحتا به وسیله قانون اسای مقرر گردیده است و اختیارات تفویضی، یعنی اختیاراتی که ابتدا به رئیس کشور تعلق داشتند ولی در طول زمان و به تدریج به هیئت دولت واگذار شده اند و به این ترتیب بر وسعت اختیارات آن افزوده شده است.
صرف نظر از تأثیر جریانات تاریخی و اوضاع و احوال سیاسی در دو رکنی شدن ساختار قوه مجریه، به زعم برخی از صاحب نظران، آینده نگری و دغدغه صیانت از حکومت مردم سالاری نیز در این خصوص نقش داشته است، چرا که از دیدگاه آنان، تقسیم مجریه به دو رکن، در برابر وسوسه های احتمالی دیکتاتوری از سوی حکومت، مانعی به شمار می‌آید که به دشواری قابل عبور است. (دومیشل ولالومی یر،62:1376)
3-4 انواع نظام پارلمانی
در نظام های پارلمانی همانگونه که پیش از این بیان گردید در راس قوه مجریه دو مقام متمایز واقع شده اند ، یکی رئیس کشور که عمدتا مقامی غیر مسئول است و دیگری رئس دولت که همراه با تیم خود در مقابل پارلمان مسئول می باشد . لذا بر اساس وجود یا عدم وجود یا تشریفاتی بودن ریاست کشور می توان نظام پارلمانی را به جهاتی مورد مطالعه و تقسیم بندی قرار داد .

الف : نظام پارلمانی دو رکنی
در این نوع نظام پارلمانی ، دولت در مقابل پارلمان و رئیس مملکت مسئول است . آن را نظام پارلمانی «ارلئالی» نیز می نامند ؛ زیرا نظام پارلمانی در فرانسه در زمان سلطنت لوئی شانزدهم به این شکل در زمان سلطنت ژوئیه گسترش پیدا کرده است ( پادشاه لویی فلیپ از خاندان ارلئان بود ) . این نوع حکومت پارلمانتاریسم سنتی را تشکیل می دهد ، طرحی که بر اساس آن ساخته می شود در پارلمانتاریسم یک رکنی یافت می شود اما صلاحیت های نهادها در این صورت یکسان نیستند و روابط آنها تغییر می یابند . بنابراین قوه مجریه در اغلب نظام های پارلمانی دارای دو جزء است . یک رئیس مملکت و یک کابینه یا دولت . در نظام پارلمانی دو رکنی ، این تمایز به توزیع واقعی وظایف قوه ی مجریه بین این دو نهاد مربوط می شود ، هر دو عوامل اساسی حیات سیاسی می باشند .( اردان ، 1389: 377)

ب : نظام پارلمانی یک رکنی
این نوع نظام از استحاله ی نقش رئیس مملکت ، مشخصا با محو تدریجی آن مشخص می شود . طرح اولیه و نهادی نظام ظاهرا یکسان می‌ماند اما واقعیت‌های متفاوتی را مستور می سازد ، دو رکنی بودن مجریه به نفع کابینه متزلزل می شود .
در سطوح مختلف رئیس مملکت به عنوان یک مترسک ، یک عنصر تزئینی ، در بنای قاون اساسی به نظر می آید . یک نقش تشریفاتی افتخاری بازی می کند ، یا شاید اگر بخواهیم عبارتی که سر زبانها افتاده را به کار ببریم ” فقط به افتتاح نمایشگاهها می پردازد ” حداکثر داوری است که بر بازی صحیح مکانیسم های قانون اساسی نظارت می کند .یک نوع قضاوت معنوی اعمال می کند .او نشانه وحدت ملی بوده ، گاهی آخرین راه حل را در صورت بروز یک بحران شدید اعمال می کند ” سلطنت می کند اما حکومت نمی کند ” ( اردان ، 1389: 384)
خطرات نظام تک رکنی از تمرکز بالقوه ی قوا در دست پارلمان ناشی می شود .برای اینکه یک نظام پارلمانی داشته باشیم ، دولت باید مستقل از مجالس باشد ، مسئولیت آن نباید استقلال آن را مخدوش سازد . در حالیکه اینجا پارلمان که بنا بر تعریف دارنده ی قدرت قانون گذاری است ، می تواند آنچنان تنگاتنگ مجریه را کنترل کند که قوه مجریه هر گونه استقلال خود را از دست داده ” خادم ” قانون‌گذار می شود. ( اردان ، 1389: 386)

3-5 انواع نظام های پارلمانی بر اساس ریاست کشور
در نظام های پارلمانی بین ریاست کشور و ریاست هیات دولت تفاوت وجود دارد. در واقع در این کشورها رییس کشور نقشی نمادین و تشریفاتی و حل کننده برخی تعارضهای قوا را دارد و رییس هیات دولت یا نخست وزیر مسوولیت اجرایی را بر عهده دارد.
روسای کشورها تا کنون در دنیا به دو گونه بوده اند. یا رییس جمهور هستند و یا شاه و ملکه. در این مدل چه رییس جمهور و چه شاه (ملکه) دارای قدرت بالای اجرایی نیستند و نوعی نماد وحدت ملی و حل برخی تعارضات را دارند. اما نخست وزیر و یا صدر اعظم دارای قدرت اصلی است. او در واقع عمدتا رهبر حزب پیروز در انتخابات پارلمانی است.  بنابراینر نظامهای پارلمانی به دو گونه تقسیم می‌گردند:
1- مشروطه سلطنتی( انگلستان ، ژاپن و نروژ)
2- جمهوری با نظام پارلمانی( هند و یا ترکیه)
همانگونه که ذکر شد در رژیم پارلمانی بین قوای سه گانه همکاری نزدیک وجود دارد تفکیک انعطاف پذیر و نسبی قوا و پارلمان سمبل مردم سالاری محسوب می گردد . در این نظام سیاسی در راس قوه مجریه رئیس جمهور یا شاه غیر مسئول وجود دارد و یک رئییس دولت به اتفاق وزرا با توجه به رای اعتماد مجلس کلیه مسئولبت ها را عهده دار می گردد . پیش شرط هایی برای تحقق یک نظام پارلمانی از هر نوع آ ن ضروری است :
1 ـ وجود رئیس اسمی : در رژیم های پارلمانی وجود یک مقام اجرایی اسمی با رئیس دولت که بیشتر جنبه تشریفاتی و افتخاری دارد و البته حقوق و وظایفی بر عهده اوست ضرورت دارد . رئیس دولت در رژیم پارلمانی ممکن است یک پادشاه موروثی یا رئیس جمهوری باشد که توسط پارلمان انتخاب شده است .
2ـ کابینه قدرت اجرایی حکومت را به نام رئیس دولت اعمال می کند
3 ـ مسئولیت جمعی کابینه در برابر پارلمان : وزیران که در شکل پاارلمانی حکومت قوه مجریه را تشکیل می دهند در برابر مجلس نمایندگان مسئولیت جمعی دارند
4 ـ مسئولیت فردی هر یک از وزیران در برابر پارلمان
5 ـ رهبری نخست وزیر یا صدر اعظم : در نظام پارلمانی نخست وزیر ، رهبر کابینه و سخنگوی کابینه در داخل و خارج از پارلمان است
6 ـ وجود اپوزیسیون سالم و کار آمد : وجود داشتن گروه یا گروه‌های مخالف اکثریت حاکم روح و جان دموکراسی در نظام‌های پارلمانی است . چرا که اپوزیسیون سالم و کار آمد حزب حاکم را در مسیر درست نگه می دارد و اجازه نمی دهد از اقتدار خود سوء استفاده کند و خودکامه شود .
7 ـ حق انحلال قوه مقننه به وسیله قوه مجریه : از آنجا که موقعیت مساوی و تعادل میان دو قوه مقننه و مجریه از شرایط اصلی رژیم های پارلمانی است در مقابل اصل مسئولیت سیاسی وزرا در برابر پارلمان در برخی از کشورها حق انحلال پارلمان توسط قوه مجریه را پیش بینی کرده اند . ( پارلمانتاریسم در ایران ،25 .26 .27 )

3-6 انگلیس نمونه مشهور نظام پارلمانی
نظام انگلستان کمترین نظامهای اقلیدسی بین نظام های سیاسی است. نهاد‌های انگلستان شبیه باغهای این کشور است : هیج دور نمای منظمی ندارد ، نه باغهای منظم ، نه بوته های مرتب شده ، اما این بی نظمی ظاهری و خوشایند است و نتیجه هماهنگ است . نظام کار می کند ، از محاسن آن تحسین شده و گاهی مورد تقلید قرار میگیرد . اما تطبیق این باغ ها به دور از مه انگلستان و طرز فکر انگلیسی مشکل از آب درمی‌آید. نهاد های انگلیسی عموما هنگامی که بخواهیم آنها را به دور از سرزمین اصلی خود بکار بریم ، فرو می‌ریزند . این مساله اولین خصلت نظام انگلستان را تشکیل می دهد . آزادی ها و حقوق مورد توجه مردم انگلیس بیشتر بر سوابق و رسوم تاریخی یا به عبارت دیگر بر سنت های این کشور مبتنی است تا به نظریه پردازی های فلسفی . ( کاپلان ، 1375: 191) نظام حاکم بر انگلیس حاصل اعمال یک تئوری نیست ، حاصل تفکر در مورد حکومت افراد نیست . هیچ گاه انگلیسی ها در پی خلق یک سیستم یا یک رژیم از نوع معینی ، پارلمانی یا نوع دیگر نبوده اند : نهادهای آنها روز به روز در برخورد با شرایط ساخته شده اند ، یعنی از تلاقی موقعیت های دست اول که در مقابل آنها باید رفتاری را تعریف کرد و این رفتار به طور وسیعی به تغییرات تناسب قوا در درون جامعه بستگی داشت : قدرت از پادشاه به پارلمان منتقل می شد ، بعد از پارلمان به کابینه یا به حذب اکثریت ، بدون اینکه هیچوقت اصلاحات جامع انجام شود . نهاد‌های انگلستان محصول تاریخ هستند . با خواندن آثار منتسکیو بود که انگلیسی‌ها دریافتند دارای قانون اساسی هستند ، امروزه این مساله برایشان اهمیت اندکی دارد که آیا این قانون اساسی پارلمانی باشد یا خیر . ( اردان ، 1389 : 406-407)
نظام پارلمانی محصول تاریخ سیاسی انگلستان است. در حقیقت این نظام تغییر شکل رویّه ای است که از قرن چهاردم با عنوان تعقیب و محاکمه در کشور مزبور معمول بوده است. بر اساس این رویّه، مجلس عوام می توانست وزیر متهم به تخلف کیفری را به مجلس اعیان معرفی کند. توجیه منطقی این اقدام آن بوده است که دادگاه های عمومی صلاحیت رسیدگی به تخلفات صاحب منصبان امور عمومی را نداشته اند. از قرن هفدهم، این مسئولیت وزیران به فعالیت سیاسی آنها نیز تسرّی می یابد، چرا که رئیس کشور یعنی پادشاه، با توجه به موقعیت خود، نمی‌توانست پاسخگوی اقدامات قوه مجریه باشد. اما برای آنکه این اقدامات در مسیر صحیح قرار بگیرند باید فرد یا افرادی در قبال آنها مسئولیت می یافت. فلذا همکاران و به عبارت صحیح‌تر مشاوران پادشاه، یعنی نخست وزیر، یک وزیر یا همگی هیئت دولت مد نظر قرار گرفتند. پارلمان در صورت عدم رضایت از اقدامات یا تصمیمات یک وزیر، رویّه تعقیب و محاکمه را بر علیه وی در پیش گرفته، نه تنها او را مجازات می نمود بلکه به این ترتیب، یعنی با مجازات یکی از مشاوران شاه، عدم توافق خود با رئیس کشور را نیز نشان می داد. به موازات این تحول، گذار از مسئولیت فردی به مسئولیت جمعی پیش می آید و کابینه به عنوان یک رکن شورایی که نخست وزیر در رأس آن قرار گرفته است مطرح شده، اعضایش مسئولیت مشترک پیدا می کنند. کابینه برای اجتناب از اعمال رویّه نامطبوع تعقیب و محاکمه که جنبه جزایی دارد، در صورت احساس از دست دادن اعتماد پارلمان، استعفا را ترجیح می‌دهد. به این ترتیب، به تدریج “استیضاح” جانشین تعقیب و محاکمه می شود وگذار از تنبیه جزایی به مسئولیت سیاسی اتفاق می افتد، و به عبارت دیگر مسئولیت سیاسی کابینه نهادینه می شود. این مسئولیت ابتدا در برابر پادشاه و پارلمان بوده است اما با از بین رفتن اقتدار سلاطین و افول اختیارات آنها، از قرن نوزدهم به بعد صرفا در برابر پارلمان نمود پیدا می کند.
گرچه نظام پارلمانی از لابه لای تاریخ سیاسی انگلستان به وجود آمد، اما با گسترش موج آزادی خواهی و پیشروی جنبش های مردمی و در نتیجه شکل گیری حکومت های دموکراتیک، در بیشتر کشورهای اروپایی و سایر ممالک دنیا مورد پذیرش قرار گرفته و به اشکال مختلف به اجرا در آمد. دلیل عمده این اقبال و استقبال از نظام پارلمانی، علاوه بر قدمت آن نسبت به سایر نظام ها یعنی نظام‌های ریاستی یا مختلط، سازگاری آن، هم با نظام سلطنتی و هم با نظام جمهوری است(هریسی‌نژاد،43:1387)
تحول نظام سیاسی در بریتانیای کبیر نخستین کشور در جهان که نظام پارلمانی را تجربه نمود ، به گونه ای آرام و تدریجی رخ داد : در حالی که ابتدا قدرت در دست پادشاه متمرکز بوده است، به تدریج به سوی پارلمان و کابینه حرکت می‌کند.انقلاب سال 1640 انگلیس در تاریخ این کشور همان نقشی را دارد که انقلاب 1789 در تاریخ فرانسه بازی کرده است . این انقلاب نه تنها حکومتی مبتنی بر انتخاب نمایندگان بود که جایگزین مونارشی استبدادی گردید بلکه راه را برای تکامل سرمایه داری هموار ساخت . در واقع انقلاب انگلیس پس از عقب نشینی محترمانه 1688 به مصالحه ای سیاسی ، اجتماعی دست یافت که نتیجه آن به قدرت رسیدن بورژوازی و اشرافیت بود . ( آلبر سوبول، 2537. صص 12.13 ) از انقلاب1688 به این سو کابینه از وزرایی تشکیل می شود که از اعتماد پارلمان برخوردار باشند. در حال حاضر پادشاه انگلستان هیچ گونه نقش واقعی ایفا نمی کند و اختیارات مجلس اعیان نیز روز به روز کاهش یافته است. نهایتا در حال حاضر سه کنشگر واقعی در صحنه سیاسی انگلستان حضور دارند: مردم،

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود قوه مجریه، نظام پارلمانی، قانونگذاری، نظام های پارلمانی Next Entries مقاله درمورد دانلود حقوق اساسی، قانون اساسی، قانونگذاری، نظام پارلمانی