مقاله درمورد دانلود مطالعات زنان

دانلود پایان نامه ارشد

” (الخطيب،2004: 32) ولك در اينباره ميگويد: ” ادبيات تطبيقي، ادبيات را جداي از مرزهاي سياسي و نژادي و زباني بررسي ميكند … مقايسه و تطبيق نميتواند به روابط تاريخي محدود شود، چه، پديدههاي با ارزشي وجود دارند كه در زبان يا مليت همسانند، ولي با هم رابطه تاريخي ندارند. همچنين نميتوان ادبيات تطبيقي را در تاريخ ادبيات محبوس كرد و از نقد ادبي و ادبيات معاصر دور شد.” (مکي،1987: 196)بدينسان ادبيات تطبيقي از معناي محدود تاريخي به عرصه گسترده روابط ادبيات با هنرها و علوم و معارف انساني ديگر قدم گذاشته و در نتيجه به نقد ادبي و مقايسه فرهنگها نزديكتر شد.

4.1.2. جريانهاي نو در ادبيات تطبيقي
بعد از پيدايش مكاتب فرانسه و آمريكا، رويكردها و جريانهاي ديگري هم ظهور و بروز پيدا كردند؛ از جمله مکتب اسلاوي يا کشورهاي اروپاي شرقي بود، که تحت تاثير تفکر مادي مارکس بدنبال بررسي تاثيرگذاري زيرساخت هاي اقتصادي و اجتماعي بر ادبيات، هنر و فرهنگ بود. ” طبق اين مكتب، بررسي روابط ادبيات ملل مختلف براساس پيگيري نقاط اشتراك وتشابه ميان آنهاست، که اين نقاط اشتراك و تشابه بر اثر وجود بسترهاي اقتصادي واجتماعي مشترك و تأثير آنها بر ادبيات و هنرشان بودهاست. البته برخي قائل به وجود مکتبي مستقل به نام مکتب اسلاوي يا اروپاي شرقي نيستند و آنرا تلفيقي از دو مکتب مزبور ميدانند.” (علوش،1987: 127)
علاوه بر آن رويکرد جديد “ادبيات تطبيقي اسلامي” که در بين مسلمانان بوجود آمده است، بر توجه و استفاده از منابع مسلمين در بررسيهاي تطبيقي توجه شاياني داشت. چرا كه” ملتهاي مسلمان با توجه به برخورداري از روح هويت اسلامي مشترک که بدانها تاريخ، عقيده، انديشه و ادبيات نزديک به هم، بخشيده است، ميتوانند با آشنايي متقابل با فرهنگ، هنر و ادبيات همديگر و با بررسي و مقايسه آنها با يکديگر، داعيهدار بناي هويت ملي- ديني و فرهنگي- هنري خود باشند و در مواجهه با بحران هويت در عرصه فکر و فرهنگ و هنر و ادبيات، سهم بسزاي داشته باشند.” (پرويني،1389: 78) از ميان دانشمندان مسلماني كه به اين رشته توجه خاصي دارند و ميکوشند تا بوسيله ادبيات تطبيقي تفاهم و وحدت ميان مسلمانان را تقويت سازند، ميتوان به علامه اقبال لاهوري (در طرح نظريه ادبيات مشترک اسلامي) و دکتر طه ندا (در طرح تئوري ادبيات تطبيقي اسلامي)و دکتر حسين مجيب المصري(به عنوان پدر ادبيات تطبيقي اسلامي) اشاره کرد. در دوران جديد عرصههاي ادبيات تطبيقي بسيار گسترده شده است و به قول دکتر انوشيرواني: ” ادبيات تطبيقي جديد از گل و لاي پژوهش هاي سنتي ادبيات تطبيقي -تاثير و تاثر و شباهتهاي باسمهاي-بيرون آمده و وارد عرصههاي بينارشتهاي جديدي شده است.” (انوشيرواني،1390: 3) اين موضوع تا حدي پيشرفت كرده است كه باسنت دراينباره ميگويد: “دوران ادبيات تطبيقي به سر آمده است. مطالعات بين فرهنگي در حيطه مطالعات زنان، نظريه پسا استعمار و مطالعات فرهنگي سيماي پژوهشهاي ادبي را به طور كلي دگرگون ساخته است. از اين پس بايد به مطالعه ترجمه به عنوان رشته اصلي بنگريم. ادبيات تطبيقي نيز به عنوان حوزهاي مكمل ارزشمند است.”( باسنت،1390: 70)

5.1.2. گرايشهاي جديد مكتب فرانسه
در نيمه دوم قرن بيستم بعضي از فرانسويها تحت تاثير مکتب آمريکا، اثبات تاريخي را از شروط اساسي مطالعات تطبيقي خارج ساختند. از جمله پيشروان اين رويكرد رنه اتيامبل14 بود كه همفكران خود را ” به توجه به عرصههاي نوپاي علوم ادبي همچون سبکشناسي و علوم بلاغي مثل استعاره و بديع و ساختارگرايي و علوم ترجمه ادبي دعوت كرد.” (الخطيب،2003: 43) وي با همفكري انديشمنداني چون: ميشل روسو15، هنري پاژو16 و كلود پيشوا17 در پي آن بودند كه در واكنش به اتهامات و ايرادات آمريكاييها به مكتب فرانسه،آمريكاييها به مكتب فرانسه بين دو مكتب تاريخي و زيباييشناسي -غالباً با ترجيح مكتب آمريكا- پيوند دهند. ادبيات تطبيقي در اين ديدگاه به معني ” دانشي است روشمند، كه روابط همانندي، نزديكي، تاثير و تاثر، ارتباط ادبيات با انواع معارف و علوم بشري و همساني متون ادبي كه رابطه زماني يا مكاني باهم ندارند، را بررسي ميكند، تا به شكلي برتر و بهتر آن را توصيف يا درك كند. البته به شرط آنكه به زبانها يا فرهنگهاي متفاوت منسوب باشند.” (برونيل و پيشوا و روسو، 1996: 72) بنابراين، اين جريان، ادبيات تطبيقي را به علومي چون: جامعهشناسي، نشانهشناسي، سينما، موسيقي، نقاشي، ادبيات زنان، ترجمه، خوانش و… گره ميزند. البته با وجود تمامي تلاشي كه فرانسويها در اين راه كردند، ولي ” بر اين باور بودند كه اين پژوهشها در چارچوب ادبيات تطبيقي نميگنجد.” (الخطيب،2001: 52) و به بيان ديگر، ” اين پژوهشها را داخل در چارچوب نقد ادبي ميدانستند، تا ادبيات تطبيقي.” (نظري منظم،1389: 138) با اين تفاسير “گاهي آنقدر حيطه ادبيات تطبيقي تنگ ميشود كه به مطالعه مقايسهاي ميان آثار ادبي كه با يكديگر برخورد تاريخي داشتهاند، محدود ميگردد و گاهي آنقدر براي آن توسع قايل ميشوند كه سخن از يك “هنر جامع” به ميان ميآيد و از پيوند ادبيات با موسيقي و معماري و هنرهاي تجسمي سخن ميرود.” (شورل،1389: 146) بنابراين “ادبيات تطبيقي روشي پوياست و نه مجموعهاي از متون”(همان: 52) پژوهش پيش رو به رويكرد جديد فرانسه نزديكتر است، چرا كه به كنكاش دربار? تشابهات، زيباييشناسي و موقعيت اجتماعي شاعران و تاثير آن بر سرودههايشان خواهد پرداخت. البته در برخي موارد به تاثير و تاثر هم به عنوان يکي از عوامل تشابهات محتوايي و زباني، گذري خواهد داشت.

6.1.2. اهداف ادبيات تطبيقي
ادبيات تطبيقي در پي آن است که مشترکات فرهنگي ملتها را بيابد و آنگاه براساس اين مشترکات آنها را به هم پيوند زند. از جمله اهداف اين انديشه نوپا در سطح ملي و بين المللي، ميتوان به 1. رهايي فرهنگها از خودشيفتگي و تعصبات ملي-ميهني (مانند ادبيات انگليسي كه به علت خودبزرگبيني با ادبيات جهاني بيگانه گشتند)، 2. مطرح شدن ادبيات ملتها درسطح جهاني و خروج از انزواي خود،3 . تشخيص ادبيات اصيل و بومي از فرهنگ وارداتي، 4. افزايش تفاهم ميان ملل از رهگذر آشنايي با فرهنگ و انديشه همديگر از طريق اثبات تقابلات و شباهتهاي فرهنگي ميان ملتها اشاره كرد، كه اين مورد در ايجاد ادبيات تطبيقي در شرق و بويژه ادبيات تطبيقي اسلامي اهميتي دو چندان مييابد.
5. غنيسازي ادبيات ملي با بهرهگيري از ادبيات بيگانه يكي ديگر از اهداف مهم اين علم نوين است، “ترازوي ادبيات تطبيقي، ميزان دقيقي است كه با كمك آن ميتوان جايگاه و موقعيت و وزن ادبيات ملّي يك كشور را روشن نمود…. و با استفاده از معيارهاي ادبيات تطبيقي به تقويت نقاط قوت و اصلاح و يا زدودن نقاط ضعف ادبيات ملّي دست زد و از سوي ديگر، براي پيشبرد و روزآمد كردن آن كوشيد و آن را پويا و زنده و توانمند نگه داشت و به مردم ديگر نقاط جهان شناساند.” (محسني نيا،1389: 82) و به قول دكتر غنيمي هلال:”جهاني شدن ادبيات سبب ميگردد كه به ادبيات ملي خود نظري عميق و گسترده داشته باشيم، چراكه آن را جزئي از ادبياتهاي مختلف جهان خواهيم يافت.” (غنيمي هلال،1998: 98)
6. جايگزيني “گفتگوي تمدنها” به جاي “جنگ تمدنها” از طريق دادوستدهاي فرهنگي، از ديگر فوايد ادبيات تطبيقي به شمار ميرود.”كثرت و تنوع اين مشابهتها امكان نيل به ادبيات جهاني را كه شامل گزيده ميراث مشترك ادبيات انساني است، براي ادبيات عمومي قابل تحقق نشان ميدهد.” (زرين كوب،1381: 312)”حاصل اين تلاقي كه تبادل فرآوردههاي ذوق و فكر اقوام است حفظ تعادلي را كه در اين زمينه بين فرهنگها ضرورت دارد الزام ميكند و پيداست كه بدون اين تعادل و موازنه نيل به وحدت نسبي عالم انساني كه تحقق ادبيات جهاني يك طريق براي وصول بدانست ممكن نخواهد بود.” (همان: 314) در نتيجه در ادبيات تطبيقي ” صرفاً به مقايسه آثار نويسندگان اكتفا نميشود بلكه ميبايست به تحليل روابط معنوي بين كشورهاي مختلف هم پرداخته شود.” (ساجدي،1386: 67)چه بسا به همين علت است كه ادبيات تطبيقي را ” تدارك جهت بشر دوستي نوين” توصيف كردهاند.

2.2. گفتمان
1.2.2. مفهوم گفتمان و گفتمان كاوي
گفتمان18 يا خطاب شكلي از كاربرد زبان است كه تفكرات مولد ‍[نويسنده، گوينده يا فرستنده] را به شكل گفتار، نوشتار و يا علائم ارتباطي ديگر دربرميگيرد، با هدف رساندن آنها به گيرنده [خواننده يا شنونده].
“ما ميتوانيم، توسط گفتمان، فرايند زبان را كه حقيقت از آن طريق خود را تحميل ميكند، درك كنيم.” (عضدانلو،1380: 19 به نقل از ژاك الين ميلر) گفتمان با واحدهاي زبانياي چون پاراگراف، مصاحبه، مکالمه و متن سرو کار دارد و مجسم كنندهي معنا و ارتباطات اجتماعي است، كه نوع و کيفيت آن بر حسب موقعيتهاي اجتماعي، زمان و مکان، تفاوت دارد. به بيان ديگر: بستر زماني، مكاني و سوژههاي استفاده كنندهي هر مطلبي، تعيين كنندهي شكل، نوع و محتواي هر گفتمان به شمار ميروند. مثلاً گفتماني که ميان يک دانشجو و همکلاسي او در بيرون از دانشگاه صورت ميگيرد، با گفتماني که ميان همانها در کلاس صورت ميگيرد، متفاوت است.
گفتمان شاعر از جامعه تاثير ميپذيرد و بر جامعه تاثير ميگذارد، به قول فوكو “عينيت را ذهنيت ميبخشد و ذهنيت را عينيت.” ( همان: 53). بنابراين در گفتمان، تنها معناي مطرح شده در گفت وگو مورد نظر نيست؛ بلكه شرايط ظاهري زماني، مكاني، اجتماعي، فرهنگي و سياسي نيز در آن نهفته است.
گفتمان انواع گوناگوني دارد، از جمله: 1.گفتمان ديني 2. گفتمان سياسي – اجتماعي 3. گفتمان ادبي – هنري 4. گفتمان تبليغاتي – اطلاعاتي5. گفتمان علمي – منطقي 6. گفتمان قانوني7. گفتمان تاريخي 8. گفتمان اخلاقي 9. گفتمان فلسفي، اشاره کرد. (حفني،1998: 23)
منظور از گفتمان سياسي و اجتماعي در اين پژوهش، بررسي گفتماني شعري است که محتواي سياسي و اجتماعي دارند، بنابراين اين پژوهش بدنبال بررسي گفتمان شعري به عنوان بخشي از گفتمان ادبي است و آن ” گفتماني است نقدي، که آثار ادبي و هنري را به منظور بيان زيباييها، تصويرگريها و روشهاي آن و تأثير برخواننده و برانگيختن احساس وي و ميزان ابداع و نوع آوري آنها از جانب اديب و هنرمند تحليل ميکند.” (همان: 23)
تحليل گفتمان19 [“سخنكاوي”، ” تحليل كلام “، ” تحليل گفتار” و “تحليل النصوص”] يك گرايش مطالعاتي بينرشتهاي است، كه ريشه در جنبش انتقادي ادبيات، زبانشناسي، نشانهشناسي، تاويل گرايي دارد و از دهه 60 تا دهه 70 در پي تغييرات گستردهي علمي-معرفتي دررشتههايي چون انسانشناسي، جامعهشناسي، شعر، معاني، روانشناسي و ساير رشتههاي علومانساني و اجتماعي ظهور كردهاست و برجستهترين روش نقد گفتمان است که ميكوشد تا نظام فراجملهاي عناصر زباني را مورد مطالعه قرار بدهد. برايناساس، سخن كاوي(تحليلگفتمان) با كاربرد زبان در زمينههاي اجتماعي به ويژه با تعاملات يا مكالمات ميان گويندگان سروكاردارد.

2.2.2. اركان گفتمان
همانگونه كه ذکر گرديد، در گفتمان، زمينه متن و زمينه اجتماعي مؤثر در متن، حائز اهميت است. بنابراين، گفتمان داراي دو ركن اساسي است: بافت متن20 [بافت درونمتني] و بافت موقعيت21 [ بافت برونمتني].
منظور از بافت متن، اين است که يک عنصر زباني در چارچوب چه متني قرار گرفته است و جملات ماقبل و ما بعد آن عنصر در داخل متن، چه تأثيري در تبلور صوري، کارکردي و معنايي آن دارند. در بافت موقعيتي، يک عنصر يا متن در چارچوب موقعيت خاصي که توليد شده است، بررسي ميشود. (بهرامپور،1379: 142) به عبارت ديگر در بافت درونمتني، نکات زباني، بلاغي، اسلوبي، صرف و نحو و… و در بافت برونمتني(يا غير زباني) شرايط فرهنگي، اجتماعي، سياسي، ارتباطي و غيره كه بر متن تاثير گذاشتهاست، مورد بررسي قرار ميگيرد.البته بايد توجه داشت که” ساختارهاي تعبيري چيزي به جز نتيجة ساختارهاي دروني نيستند و ساختارهاي دروني هم بدون ساختارهاي بيروني، امکان بروز پيدا نمي کنند” (قطب،2006: 25 ) براين اساس بررسي متن در حالي كه اين دو ركن از هم منفصل هستند، امري بسيار دشوار است.

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود ادبيات، تطبيقي، مكتب Next Entries مقاله درمورد دانلود ولي، اصلي، مستقيم