مقاله درمورد دانلود مصرف کنندگان، عرضه و تقاضا

دانلود پایان نامه ارشد

قيمت‌هاي موجود را به سوي قيمت‌هاي عادلانه هدايت کند.
دولت بايد سعي کند که شاخصي براي تعيين “قيمت عادلانه” در نظام عادلانه اقتصادي مشخص کند که از آن طريق بتوان قيمت‌ها را محاسبه کرد. شاخص‌هايي که ناظر بر هزينه توليد و تلاش و نيروي بکار رفته در کالا از يک سو و قدرت خريد مصرف کنندگان از سوي ديگر باشد.
با فرض تعيين و محاسبه شاخص‌ها و قيمت عادلانه، وظيفه دولت هدايت قيمت‌ها به سمت قيمت عادلانه است و در واقع، قيمت عادلانه معياري مهم براي سنجش تحقق عدالت در جامعه است. ممکن است بگوييم که در قيمت‌هاي عرفي، مکانيزم عرضه و تقاضا تعيين کننده‌اند، اما بايد توجه داشت که براي رسيدن به عدالت، شاخص قيمت عادلانه براي تنظيم بازار و تحقق اهداف نظام عادلانه، ضروري است.
شايسته است که دولت‌هاي اسلامي سيره حکومتي اميرالمؤمنين (ع) را سر مشق خود قرار داده و در برقراري عدالت از هيچ کوششي دريغ نکنند.
جمع‌بندي
در اين فصل نخست به بررسي وضعيت فقر در ايران طي سال‌هاي 1380 تا 1391 پرداخته و با رصد کردن ضريب جيني و نسبت ثروتمندان به فقرا در اين سال‌ها ديديم که وضع نابرابري توزيع درآمد و فقر از سال 80 تا 91 کاهش قابل توجهي داشته است.
سپس مروري بر روند برنامه‌هاي فقرزدايي در برنامه‌هاي توسعه اول تا چهارم داشته و نقاط قوت و ضعف آن‌ها را به تفکيک مورد بررسي قرار داديم.
بعد از اين مقدمات، با نگاه به مباحث فصل گذشته راه‌کارهايي براي مبارزه با فقر در الگوي اسلامي ايراني پيشرفت بر اساس حکمت‌هاي علوي ارائه گرديد. اين راه‌کارها در سه بخش و با سه رويکرد توسعه و رونق توليد، فرهنگ‌سازي و آموزش، و توزيع عادلانه و برقراري عدالت بود که همه اين‌ها با هم، راه‌‌حل جامع براي ريشه‌کن کردن فقر را تشکيل مي‌دهند.
بخش اول راه‌کارها که تمرکز بر روي کشاورزي، تجارت و اشتغال‌زايي به صورت عام بود با برنامه‌ريزي و تدابير مختلف دولت و بخش خصوصي قابل انجام است. بخش دوم راه‌کارها درباره گسترش فرهنگ مبارزه با فقر (تلاش و کوشش در جهت تأمين درآمد، مصرف صحيح و اکتفا به قناعت، تقواي مالي، دستگيري از نيازمندان و …) بود که با احياي مساجد، استفاده هدفمند از رسانه و تکميل روند آموزشي اين بخش از راه‌کارها تا حد زيادي عملي خواهد شد. بخش سوم راه‌کارها هم که تلاش براي برقراري عدالت در حکومت است با توزيع عادلانه ثروت (در سه مرحله قبل از توليد، بعد از توليد و توزيع مجدد) و ايفاي نقش دولت (شناسايي فقرا و کمک به آن‌ها، جلوگيري از بي‌عدالتي و برقراري قيمت عادلانه) قابل حصول است.
به نظر مي‌رسد که براي از بين بردن کامل فقر از کشور هر سه بخش از راه‌کارها بايد با هم دنبال شود.

فصل ششم: جمع‌بندي و نتيجه‌گيري

6-1- نگاهي كلي به اين تحقيق: روند و خلاصه فصول قبل
6-1-1- بررسي مفهوم فقر و انواع آن (فصل دوم)
بحث درباره پديده فقر، شناخت عوامل و راه مبارزه با آن از زمان‌هاي دور مورد توجه مکاتب، صاحب‌نظران و تا حدودي حکومت‌ها بوده است. شايد به ندرت بتوان مسأله‌اي مانند آن يافت که در ابعاد مختلف اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي يک جامعه دخالت داشته باشد.
فقر را مي‌توان به غده‌اي سرطاني تشبيه کرد که اگر درمان نشود، تمام پيکره جامعه را در برمي‌گيرد و از پاي درمي‌آورد. همه دولت‌ها کوشيده‌اند تا اين معضل را از جامعه دور کنند؛ چراکه فقر غير از فلج کردن اقتصاد جامعه بر ابعاد ديگر جامعه مثل فرهنگ و سياست نيز آثار مخربي را وارد مي‌کند. اما به دليل پيچيدگي و ابعاد گسترده فقر، غالباً در اين مبارزه پيروز نبوده‌اند.
برنامه‌ريزان کشور ما نيز دائماً در فکر ريشه‌کن کردن فقر از کشور بوده‌اند و در تمامي برنامه‌هاي توسعه، بخشي را به راه‌کارها و سياست‌ها فقرزدايي اختصاص داده‌اند. اما نگاهي به روند اقدامات اجرايي انجام‌شده در اين راستا، حکايت از عدم موفقيت دولت‌مردان در برنامه‌ريزي و اجرا مي‌کند.
در اين نوشتار سعي کرديم که بر اساس آموزه‌هاي اسلامي خصوصاً سيره و کلام اميرالمؤمنين (ع) اين پديده را بررسي کرده و راه‌کارهايي براي مبارزه با آن ارائه دهيم؛ چراکه از بين ائمه معصومين (ع) تنها ايشان حاکميت جامعه اسلامي را به عهده گرفتند و البته به فرموده خودشان در همان مدت کوتاه پنج ساله حکومتشان تمام افراد جامعه به رفاه عمومي رسيده و نيازهاي اساسي‌شان بر طرف شد.
ما در فصل دوم فقر را تعريف کرده و انواع آن را از ديدگاه اقتصاد اسلامي و ساير مکاتب اقتصادي شناسايي کرديم.
در تعريف فقر گفتيم “فقر” در کتب معجم و لغت به سه معنا به کار رفته است: عده‌اي فقر را شکسته شدن مهره‌هاي پشت بدن گفته‌اند. اکثر اهل لغت فقر را به معناي نياز و حاجت آورده‌اند و عده‌اي هم نداشتن به اندازه کفايت را فقر ناميده‌اند
در تعريف اصطلاحي فقر نظرات اقتصاددانان و مکاتب اقتصادي را ذکر کرده و پس از آن نظر اسلام را پيرامون مفهوم فقر را بيان کرديم.
تانسند72 در مطالعاتش فقر را اين چنين تعريف کرده است “افراد، خانواده‌ها و گروه‌هاي جمعيتي را مي‌توان فقير به حساب آورد که با فقدان منابع براي کسب انواع رژيم‌هاي غذايي، مشارکت در فعاليت‌ها و شرايط و امکانات معمول زندگي، مواجه باشند”. منچر معتقد است که فقر، ناهمسازي درآمد فرد با اهداف ملي جامعه است. ميلر معتقد است که فقر، ناظر بر شرايط درآمدي 20 درصد پايين گروه‌هاي درآمدي جامعه است. هورتون معتقد است که فقر شرايطي است که در آن اشخاص آن قدر پول ندارند تا به حداقل استاندارد سلامت و بقا – به نحوي که در جامعه و توسط اکثريت مردم عادي تلقي مي‌شود- دست يابند. پروفسور سن در سال 1995 براي اولين بار مفهوم قابليت را در تعريف فقر به کار برد.
از ديدگاه بانک جهاني فقر عبارت است از کمبود درآمد کافي و فقير به کسي گفته مي‌شود که درآمد او از منابع مختلف براي تأمين تمام يا برخي از نيازهاي ضروري شامل خوراک، پوشاک، مسکن، بهداشت و آموزش کفايت نکند.
غير از تعاريفي که تا کنون از جانب مکاتب و انديشمندان پيرامون مفهوم فقر بيان شد، شاخص‌هايي نيز براي محاسبه ميزان فقر ارائه شد: خط فقر (حد فاصل گروه‌هاي جامعه به لحاظ برخورداري با عدم برخورداري از حداقل نيازهاي اساسي) که در حال حاضر، شاخص بين‌المللي آن، سرانه 25/1 دلار در روز تعيين شده است. شکاف فقر (شاخصي براي اندازه گيري شدت يا عمق فقر است و به لحاظ مفهومي مترادف با “انحراف درآمد فقير از خط فقر” تلقي مي‌شود) و عمومي‌ترين شاخص براي شناسايي فقر که تعيين نيازهاي غذايي بر حسب کالري مورد نياز فرد در روز است.
درباره تعريف فقر در اسلام بايد گفت که فقها و مفسران تفاوت فقير و مسكين آيه 60 سوره توبه را كه به مستحقين زكات اشاره دارد، مورد بحث قرار داده و نظرات متعددي طرح كرده‌اند. ولي در يك تحليل نهايي بايد توجه نمود كه بحث در مورد اينكه كدام گروه بد‌حال‌تر هستند بدون فايده است. چون هر دو گروه به دليل عدم غني مشمول اخذ زكات مي‌شوند و مراد اصلي اين است كه فقير و مسكين در يك امر عدمي شريک‌اند و آن اينكه مؤونه سال خود و عيال واجب‌النفقه خود را ندارند و فرق ميان ايشان به اعتبار قلت و كثرت احتياج است؛ چه اينکه از ديگران تقاضاي کمک کند و چه تقاضايي نکند، و چه اينکه درآمدي داشته باشد و چه نداشته باشد.
تتبع در کلام فقها و نيز رواياتي که مستند فتواي آن بزرگان است، بيانگر آن است که مراد از گذران زندگي تنها اکتفا به کم‌ترين حد معيشت، که در اقتصاد ملاک فقر مطلق شمرده مي‌شود، نيست؛ بلکه بدان معنا است که فقير چنان ياري شود تا به سطح زندگي درخور شأن خود دست يابد.
باملاحظه “فقر” در قرآن و روايات اقسام آن در زمينه‌هاي گوناگون زندگي به صورت فقر ذاتي(فقر تمامي مخلوقات نسبت به خداوند)، فقر واقعي و حقيقي(فقدان عمل خير در سراي آخرت)، فقر ديني(فقدان يك آئين الهي و يا وجود کاستي‌ها و نواقص در اعتقادات ديني و عقيدتي)، فقر فرهنگي(بي‌خردي، بي‌سوادي، اعتقادات خرافي، استضعاف فكري…)، فقر روحي(فقر نفس، قلب و روان آدمي، نظير فقر ناشي از آزمندي، دنيا طلبي…)، فقر انتخابي(برگزيدن فقر به دليل داشتن روح گذشت و ايثار و با هدف به كارگيري امكانات در مسير منافع عمومي) و فقر اقتصادي يافت مي‌شود. در قرآن کريم و روايات متعددي، فقر به عنوان عامل منفي و حالتي اضطراري در زندگي انسان معرفي شده است كه بايد به زودي رفع گردد و در مقابل، در بعضي از روايات عباراتي پيرامون ستايش فقر و جايگاه فقرا نزد خداوند ديده مي‌شود كه به نظر مي‌رسد، مقتضاي جمع و سازش ميان اخبار متعارض اين باشد كه فقر و ثروت هر يك به نوبه خود نعمتي است الهي، كه بنده وظيفه دارد به مقتضاي آن عمل كند و به همين دليل در بيشتر دعاها كفاف خواسته شده كه سالم‌تر و كم‌خطرتر از طرفين آن است.
6-1-3- علل فقر، پيامدها و راه‌کارهاي مبارزه آن از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) (فصل سوم و چهارم)
در فصل سوم اين تحقيق رواياتي از مولاي متقيان علي (ع) پيرامون علل و پيامدهاي فقر جمع‌آوري کرده و مورد تحليل و بررسي قرار داديم.
نخست علت‌هاي به‌ وجود آمدن فقر را با توجه شخص و شخصيت به‌ وجود آورنده آن به چهار دسته تقسيم کرديم:
عدم شکرگزاري و استفاده بهينه از منابع، حرص مال و ترک قناعت، و اسراف و ترک ميانه‌روي علل مربوط به عموم مردم جامعه در ايجاد و گسترش است. عدم پرداخت حقوق واجب الهي و ستم‌کاري علل مربوط به اغنيا، مالکيت کلان اراضي و تيول‌داري حاکمان، بي‌عدالتي و بي‌تقوايي مسئولين، فقدان تخصص و عدم استفاده بهينه از منابع، سوء تدبير و بي‌دقتي، و بي‌اعتنايي به حال فقرا و شرکت ‌ندادن مستضعفان در تصميم‌گيري‌ها علل مربوط به مسئولين جامعه مي‌باشد. در مواقعي هم که فقرا سبب اصلي ايجاد يا گسترش فقر هستند، عواملي چون تنبلي و سستي در کارها، سوء تدبير و بي‌دقتي در نحوه مصرف و درخواست از غير خدا در اين امر دخيل هستند.
سپس بر اساس روايات اميرالمؤمنين (ع) شش مورد از آثار و پيامدهاي فقر را بيان کرديم که عبارت‌اند از: ايجاد نقصان در دين و تمايل به کفر، اندوه و نگراني، ذلت و خواري، بلا و گرفتاري، ايجاد دشمني و پرخاشگري در جامعه، و کاهش عقل.
در فصل چهارم راه‌کارهاي قولي و عملي اميرالمؤمنين (ع) را از احاديث و روايات ايشان استخراج کرده و در دو بخش راه‌کارهاي ساختاري و زيربنايي و راه‌کارهاي موردي و روبنايي به تفصيل بيان کرديم:
در بخش راه‌کارهاي ساختاري و زيربنايي، اصلاحاتي که حضرت (ع) در نظام‌هاي توليد، توزيع و مصرف انجام دادند به تفصيل بيان شد؛ کارآفريني، توسعه تجارت و رونق کشاورزي از عمده اصلاحات ايشان در نظام توليد بود. اصلاحاتي که حضرت (ع) در نظام توزيع انجام دادند عبارت‌اند از: مواسات در تقسيم بيت‌المال، عدم تأخير در پخش اموال عمومي، و اختصاص‌دادن بودجه‌اي از بيت‌المال براي کمک به فقرا. آخرين بخش از اصلاحات ايشان در بخش مصرف بود که به مواردي چون فرهنگ‌سازي در جهت مصرف صحيح، نظارت بر ساده‌زيستي کارگزاران و منع فقرا از ذلت در برابر اغنيا مي‌توان اشاره کرد.
بخش ديگر اقدامات اميرالمؤمنين (ع) در مبارزه با فقر، راه‌کارهاي موردي و روبنايي بود. دستگيري از نيازمندان از طريق واجبات و مستحبات مالي، و برقراري عدالت و عدم تبعيض بود که جزو مهم‌ترين راه‌کارهاي ايشان در اين بخش بود. آخرين راه‌کاري هم که ما در اين بخش آورديم، سبک زندگي شخصي حضرت (ع) بود که با توجه به منصبي که ايشان در حکومت داشتند، الگوي همه مسلمانان بودند و رفتاري اثرگذار در بين مردم جامعه داشتند.
در اين پنجم نخست به بررسي وضعيت فقر در ايران طي سال‌هاي 1380 تا 1391 پرداخته و با رصد کردن ضريب جيني و نسبت ثروتمندان به فقرا در اين سال‌ها ديديم که وضع نابرابري توزيع درآمد و فقر از سال 80 تا 91 کاهش قابل توجهي داشته است.
سپس مروري بر روند برنامه‌هاي فقرزدايي در برنامه‌هاي توسعه اول تا چهارم داشته و نقاط قوت و ضعف آن‌ها را به تفکيک مورد بررسي قرار داديم.
6-1-3- نتايج

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود عرضه و تقاضا، کنترل بازار Next Entries مقاله درمورد دانلود امام صادق، حوزه و دانشگاه، سازمان ملل متحد، دانشگاه امام صادق(ع)