مقاله درمورد دانلود مدیریت دانش، عصر اطلاعات، ضرورت مدیریت

دانلود پایان نامه ارشد

تجربيات، ارزش ها و اطلاعات جديد است كه در ذهن دانشور بوجود مي آيد و به كار مي رود. دانش در سازمان ها نه تنها در مدارك و ذخاير دانش، بلكه در رويه هاي كاري، فرايندهاي سازماني، اعمال و هنجارها مجسم مي شود. دانش، به شكل هاي پويا و نيز انباشته و ايستا قابل تصور است. دانش از اطلاعات و اطلاعات ازداده ها ريشه مي گيرند. تبديل اطلاعات به دانش در عمل بر عهده خود بشر است. نهايتاً بايد توجه داشت كه،تبديل داده و اطلاعات به يكديگر به واسطه فناوري اطلاعات صورت مي گيرد (اسماعيل لو و همکاران،1392 )
2-1-2-1 انواع دانش
باتوجه به تعاریف دانش می توان براي دانش انواعی را برشمرد، یکی از اولین تقسیم بندي در مورد دانش در سال 1948 توسط پولانی ارائه شد که عبارت است از:
1- دانش ضمنی: دانشی شخصی است که به سختی می توان آن را مستند و کدگذاري نمود. به همین دلیل انتقال آن بسیار مشکل است. این نوع دانش بیشتر ناشی از تجارب و مهارتهاي کارکنان است.
2- دانش صریح: دانشی است که قابلیت کدگذاري دارد و می توان آن را به صورت مکتوب و مستند بیان نمود و آن را می توان به شکل کلمات و اعداد بیان کرد (شریف زاده و بودلایی،1387).
یکی دیگر از معروفترین طبقه بندي از دانش توسط نوناکا انجام گرفته است که مبتنی است بر:
1- دانش آشکار: دانشی است که عینی بوده و می تواند به صورت رسمی و زبان سیستماتیک بیان شود، نوناکا معتقد بوده که این دانش مستقل از کارکنان بوده و در سیستمهاي کامپیوتري، کتابها، مستندات سازمانی و نظایر این ها وجود دارد. مثال بارز این دانش، علوم دانشگاهی است.

2- دانش نهان (نهفته): دانشی است که انتزاعی بوده و دستیابی به آن آسان نیست. این دانش از طریق تجربه و یادگیري عملی کسب میگردد و کدگذاري شده نیست. این دانش، دانش نانوشتني سازمان است که بیانگر میزان تجربه و مهارت کارکنان است (ابطحی و صلواتی، 1385).
با توجه به اهمیت و تعاریف دانش میتوان به این نتیجه رسید که، دانش ابزار اصلی رقابت در بسیاري از سازمانها است و جوامع تجاري و جوامع علمی معتقدند با اهرم دانش، یک سازمان می تواند در عرصه هاي مختلف به رقابت پرداخته و عملکرد سازمان را در راستاي اهداف سازمان بهبود بخشد.
2-1-2-2 اهمیت و ضرورت مدیریت دانش
دانش منبع و سرمایه اصلی عصر اطلاعات محسوب میشود. امروزه اهمیت مدیریت دانش و دانستن چگونگی یا دانش فنی، یک قاعده روشن سازمانی است. سازمانها بدون درك و شناخت فرایندهاي دانش آفرینی، دیگر به عنوان سازمانهاي کارآمد قادر به بقاي خویش نیستند (سالیز و جونز، 1387).
بر این مبنا، مکینتاش (1999) و اکول(2003)39، عوامل زیر را در اهمیت و گرایش به مدیریت دانش شناسایی کرده اند:
– جهانگرایی و رقابت، منجر شد تا دانش به عنوان ارزشمندترین منبع استراتژیکی شناخته شود و توانایی سازمان به منظور کاربرد دانش براي استفاده از فرصتهاي بازار مهمترین توانایی آن گردد. سازمانی که درباره مشتریان، تولیدات، تکنولوژي و بازار بیشتر بداند در مقایسه با رقباي جهانی بهتر عمل می کند.
ـ اجراي بعضی از استراتژيهاي رقابتی منجر به کاهش نیروي کار شده است که دانش ارزشمند را در خود حفظ میکردند.
ـ زمان لازم براي تجربه و کسب دانش کم شده است دانش نیاز به زمان براي تجربه و پژوهش دارد اما کارکنان فرصت کمتري براي این فعالیت دارند.
ـ ضرورت مدیریت، پیچیده گی فزاینده و افزایش سرعت تغییر، نیاز به دانش را براي انطباق الزامی کرده است.
ـ تمایل کارکنان به بازنشستگی زود هنگام و تغییر فزاینده نیروي کار به از دست دادن دانش منجر شده است.
2-1-2-3 تعریف مدیریت دانش
مديريت دانش فرآيند كشف،كسب، توسعه و ايجاد، تسهيم، نگهداري، ارزيابي و به كارگيري دانش مناسب، در زمان مناسب، توسط فرد مناسب در سازمان است كه از راه ايجاد پيوند ميان منابع انساني، فناوري اطلاعات و ارتباطات و ايجاد ساختاري مناسب براي دستيابي به هدف هاي سازمان صورت مي پذيرد (اسماعیل لو و همکاران،1392).
تعریف مدیریت دانش مشکل است و هیچ تعریف مشخصی که به طور جهانی مورد توافق باشد وجود ندارد. یک شکل معمول در تعریف مدیریت دانش این است که تعریف دانش به اندازه ای وسیع است که تقریباً هر چیزی که اجازه درک مفاهیمی را بدهد که فرد برای کارکرد اثربخش در این جهان بدان نیاز دارد می تواند مدیریت دانش نامیده شود. سختی ارائه تعریف مشخصی از مدیریت دانش موجب شده تا صاحب نظران بر اساس تجارب خود و دیدگاههای مختلف تعاریف گوناگونی را بیان می کنند.
برای مثال داون پورت (1998) مدیریت دانش را بعنوان جمع آوری، توزیع و استفاده کارا از منابع دانش تعریف کرده است. اودل و گری سون40 (1998) مدیریت دانش را به عنوان یک استراتژی که باید در یک سازمان ایجاد شود تا اطمیــنان حاصل شود که دانش به افراد منـاسب در زمان مناسب می رسد و آن افراد آن دانش را تسهیم کرده و از اطلاعات برای اصلاح عملکرد سازمان استفاده می کنند تعریف می کنند.
از نظر بت41 (2001) مدیریت دانش فرآیند خلق، تایید ارائه و توزیع و کاربرد دانش می باشد. بــــون فور42(2003) مدیریت دانش را به عنوان مجموعه ای از رویه های زیر ساخت ها و ابزارهای فنی و مدیریتی می داند که در جهت خلق، تسهیم و بکارگیری اطلاعات و دانش در درون و بیرون سازمانها طراحی شده اند.

اَمین و همکاران (2001) نیز تعریفی نزدیک به تعریف بون فـور ارائه می کنند: « فرآیندها و فناوری ها برای جذب، تسهیم و بکارگیری دانش جمعی به منظور اتخاذ تصمیمات بهینه در زمان مناسب»43 (احمدی و همکاران از کتاب مدیریت دانش ).
بدون ترديد دانش، سنگ بناي نوآوري است و مديريت صحيح بر منابع دانش، باخود، موهبت نوآوري را به ارمغان مي آورد. به گفته لمون و ديگران «نوآوري مؤثري كه موجب مي شود تا يك سازمان در شرايط محيطي نامطمئن، رقابتي باقي بماند، اقتضاء دارد تا سازمان نسبت به ايجاد، اخذ، بهره گيري، اشتراك گذاري و كاربرد دانش و نخبگي اهتمام ورزد» (لمون و ساهوت،2003)44.
همچنين« نوناكا و توياما » در تلاش براي مفهوم سازي « توليد دانش » آن را فرآيندي مي دانند كه به موجب آن تناقضات گوناگون سازماني از طريق تعامل بين افراد، سازمان و محيط به يكديگر پيوند خورده و ارزش آفرين مي گردند. آنان چنين عنوان مي كنند كه دانش در يك مدار گسترش يابنده حلقوي و با پيوند و آشتي بين مفاهيم متناقضي چون نظم و آشفتگي، خرد و كلان، جزء و كل، ذهن و جسم، ضمني، و صريح، استقراء و قياس، خلاقيت و كارآيي توليد مي شود. اين رويكرد، دانش را جرياني مي داند كه از افراد شروع شده و به ديگر اعضاء سازمان تعميم مي یابد. اين فرآيند در اصل متضمن تبديل دانش ضمني به دانش صريح خواهد بود.(نوناکا و تویاما،2004).45

زرگر، مديريت دانش را تحت كنترل در آوردن تجربه و دانش فردي كاركنان سازمان و انتشار به موقع آن تجربيات بين افراد سازمان و آن هايي كه براي انجام كارها به آن تجربيات و دانش نياز دارند، مي داند. اين يك توليد نيست، بلكه فرآيند جمع آوري، اداره و انتشار سرمايه دانش افراد در سازمان است (زرگر ۱۳۸۲(.

مدیریت دانش عبارت است از بهره برداری و توسعه دارایی های دانش در یک سازمان در جهت تحقق اهداف آن، در یک سطح کلی، مدیریت دانش را می توان به عنوان مجموعه ای از فرآیندها تعریف کرد که ناظر بر خلق، اشاعه و بهره گیری از دانش است . این تعریف مستلزم خلق ساختارهای سازمانی حمایتی، تسهیل روابط اعضا، استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات، در شبکه توزیع دانش است(محمدی و همکاران،1387).

2-1-2- 4 تاریخچه و علل پیدایش مدیریت دانش
بيان دقيق تاريخچه پيدايش مديريت دانش امكان پذير نمي باشد. در حقيقت، مديريت دانش از نخستين اعصار زندگي انسان حتي در عصر شكار وجود داشته است؛ به طوري كه بشر به جمع آوري و انتقال اطلاعات و دانش خود درباره مسائل زندگي مي پرداخته است. به تدريج با افزايش دانش و تجربيات انسان، بدون وجود روش نظام مندي، اين دانش از نسلي به نسل ديگر انتقال يافت. اما در دوره هاي تاريخي پس از آن دانش به منظور تامين نيازهاي جوامع، مديريت گرديد.
واژه مديريت دانش در سال هاي اخير عموميت بيشتري پيدا كرده است. بكارگيري عبارت مديريت دانش از سال هاي1979 با تلاش سيوبي/ كونراد در ترازنامه نامشهود و كارديگ شروع شد؛ کارل اریک سیوبی46 حسابدار سوئدي که بعدها به عنوان یکی از بنیان گذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، با پرسشی بزرگ روبه رو گردید.
دفاتر حسابداري (ارزش دفتري) یکی از شعبه هاي معروف سازمانی که او در آنجا کار میکرد، تنها یک کرون ارزش نشان می داد، در حالی که ارزش واقعی سازمان، به مراتب بیشتر از این ها بود. در این هنگام، وي متوجه شد که ترازنامه مالی شرکت او، تنها ارزش دارایی فیزیکی آن را که شامل چند میز و ماشین تحریر بود نمایش می دهد و ارزش واقعی سازمان وابسته به شایستگی کارکنان سازمان و چیزي را که جمع کارمندان سازمان به عنوان یک فکر و مغز جمعی تشکیل می دادند، وابسته است. سیوبی و دیگران، این یافته را به نام « دارایی فکري» و «دارایی ناملموس» معرفی کردند و آن را در کنار دارایی هاي ملموس قرار دادند. به این ترتیب، تعداد نوشته ها، سمینارها و… در این زمینه رشد کرد و موضوع به طور جدي در دستور کار دانشمندان علم مدیریت و مدیران سازمان هاي بزرگ قرار گرفت. در جدول زیر، فهرست نخستیــن حـرکت ها و وقایع مهم در رابطه با مدیریت دانش ارائــه می شود.
واتسون در کتاب خود به سه مرحله مشخص در تمدن بشري و چهارمین مرحله اي که اخیراً مطرح شده است، اشاره می کند که عبارتند از عصر کشاورزي، عصر صنعت و عصر اطلاعات که در اواخر قرن بیستم آغاز شد. وي پیش بینی می کند که قرن بیست و یکم شاهد توسعه جوامع بر مبناي ایده ها و خلاقیت باشد (واتسون47، 2002). نخستین بار در سال 1986 کارل ویگ در کتاب خود از مدیریت دانش نام برد، اما قبل از وي پیتر دراکر، تافلر و سایرین نیز به طور ضمنی ظهور این پدیده را بشارت داده بودند (ویگ48، 1997). به طور خلاصه چهار عامل عمده در به وجود آمدن این پدیده عبارتند از:
1. دگرگونی مدل کسب و کار صنعتی که سرمایه هاي یک سازمان اساساً سرمایه هاي قابل لمس و ملی بودند (امکانات تولید، ماشین، زمین و حتی نیروي کار ارزان) به سمت سازمان هایی که دارایی اصلی آن ها غیرقابل لمس بوده و با دانش، خبرگی و توانایی براي خلاق سازي کارکنان آنها گره خورده است. از زمانی که صاحبان حرفه ها به این نتیجه رسیدند که باید به طریقی دارایی خود را ارزش گذاري و هزینه ها را کنترل نمایند، دوره اي آغاز شد که امتیاز رقابتی بر تولید دانش و استفاده مؤثر از آن استوار گشت.
2. افزایش فوق العاده حجم اطلاعات، ذخیره الکترونیکی آن و افزایش دسترسی به اطلاعات، به طور کلی ارزش دانش را افزوده است؛ زیرا فقط از طریق دانش است که این اطلاعات ارزش پیدا می کند و همچنین دانش ارزش بالایی پیدا می کند. زیرا به اقدام نزدیکتر است. اطلاعات به خودي خود تصمیم ایجاد نمی کند، بلکه تبدیل اطلاعات به دانش مبتنی بر انسان هاست که به تصمیم و بنابراین به اقدام می انجامد.
3. تغییر هرم سنی جمعیت و ویژگی هاي جمعیت شناختی که فقط در منابع کمی به آن اشاره شده است. بسیاري از سازمان ها دریافته اند که حجم زیادي از دانش مهم آنها در آستانه بازنشستگی است. این آگاهی فزاینده وجود دارد که اگر اندازه گیري و اقدام مناسب انجام نشود، قسمت عمده این دانش و خبرگی حیاتی به سادگی از سازمان خارج می شود.
4. تخصصی ترشدن فعالیتها نیز ممکن است خطر از دست رفتن دانش سازمانی، و خبرگی به واسطه انتقال یا اخراج کارکنان را به همراه داشته باشد (سی نت49، 2004(
زمانی که سازمانها به سرعت به فنّاوري روي آوردند، تصور کردند که قدرت فوق العاده رایانه، سیستم ها و بانک هاي اطلاعاتی پیشرفته می تواند بر کلیه مشکلات سازمانی فائق آید، بنابراین بخشهاي فنّاوري اطلاعات، مرکز فعالیت هاي مدیریت دانش بودند. اما وقتی خبرگی و دانش نهفته انسان ها

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود مدیریت دانش، مزیت رقابتی، بهره وری نیروی انسانی Next Entries مقاله درمورد دانلود مدیریت دانش، مدیریت کیفیت، تعالی سازمان