مقاله درمورد دانلود مدارس متوسطه، انقلاب مصر، روشنفکران

دانلود پایان نامه ارشد

“اقدامات وي در دو بخش ميگنجيد، 1. اصلاحات اداري و حکومتي، 2. تغيير در تعليم و تربيت.”(الهاشمي،2006: 240)
بعد از عبدالعزيز آخرين امپراتوري مهم عثماني يعني سلطان عبدالحميد دوم حکومت خود را از سال1876 تا 1909م شروع کرد. در طي اين اصلاحات، آگاهي و بيداري ملت عرب بيشتر شد. عواملي چون افزايش مراکز تعليم و تربيت و گسترش باسوادي و تحصيلات عاليه، آشنايي با زبانهاي خارجي و ترجمه کتب و مقالات، صنعت چاپ و افزايش روزنامهها، آشنايي با اختراعات و نوآوريهاي اروپايي در کنار تلاش روشنفکراني چون سيد جمال الدين و مدحت پاشا، در ايجاد آگاهي عربها نقش بسزايي داشتند. اين تغييرات، مردم را خواستار حکومت مشروطه، قانون، آزادي و دموکراسي کرد. بالاخره سلطان عبدالحميد در پي شورشهاي مردمي، به رغم مخالفت دروني در سال 1876م با قانون اساسي موافقت کرد.(حضرتي،1386: 103) “اين قانون اساسي را مدحت پاشا بر مبناي قانون اساسي سال 1831 بلژيک تهيه و در آن تمهيداتي براي تشکيل يک پارلمان انتخابي فراهم کرد. اين قانون در نوع خود اولين قانون اساسي در تمام کشورهاي اسلامي بود.”(منسفيلد،1385: 87) زهاوي دراينباره اينگونه سرود:
الشَعبُ بعدَ الله يا دستورُ أَنتَ به کَفيل
(الزهاوي،1972،ج1: 307)
(اي مشروطه(قانون) مردم بعد از خدا به تو تکيه دارند.)
در سال 1877م /1294ه.ق پارلمان گشايش يافت و در همين حال بود که، علائم مخالفت با سلطان و استقلال رأي خود را نشان داد، تا جايي که با افزايش قدرت سلطان در سال 1878م مجلس منحل شد، قانون اساسي تا حدود سي و دو سال به حالت تعليق درآمد و بحث و فعاليت سياسي ممنوع و فعاليتها در مطالبهي آثار ادبي و علمي محدود شد. اين دوره که به”استبداد حميدي” معروف است، فساد دروني دولت، مشکلات اقتصادي وبدهيهاي فراوان دولت به دول اروپايي و در پي آن سوء استفاده اروپائيان از سلطنت عثماني، تجاوز کشورهاي استعمارگر به بعضي از قسمتهاي تحت سلط? عثماني، در کنار نهضتهاي مليگرايانه از جمله نهضت ترکان جوان، باعث شورش مردمي در سال 1908 عليه اقدامات امپراتوري گشت. اصليترين خواسته شورشيان، بازگشت مشروطه بود که با حمايت مراجع ديني و اکثر وزرا و نزديکان سلطان، وي را مجبور به تابعيت از خواست? آنان کرده و دوباره قانون اساسي به اجرا درآمد. (رئيس نيا،1382،ج دوم: 174 تا202) در اين دوره از مجلس به دليل اختلافات بين اعراب و ترکها و سطحينگري شورشيان نسبت به عدالت و آزادي و برابري که در ابتدا از آن دم ميزدند و همچنين خزان? خالي و فشار دولتهاي اروپايي، فرصت کافي براي اجراي اصول و آزاديهاي قانون اساسي مشروطه ايجاد نشد. در همين اثنا، عبدالحميد در مقابل کساني که عليه پارلمان سر به شورش برداشته بودند، بياعتنا و ضعيف عمل کرد. همين عملکرد باعث شد پارلمان، وي را در سال1909 از حکومت خلع کرده و برادرش محمد پنجم را به تخت بنشاند. (منسفيلد،1385: 148) بعد از عبدالحميد تا اعمال قيموميت توسط انگلستان(دور?انحلال ????-???9)، با وجود سلطنت ظاهري جانشينان وي، حکومت اصلي عراق در دست کاپ (=نهضت ترکان جوان) بود. اين نهضت به دنبال مليگرايي با مرکزيت ترکان، باعث تحريک نژادهاي ديگر از جمله عربها و تشديد درگيريها شد. اين درگيريها که تا شروع جنگجهاني اول ادامه داشت، در کنار شورشهاي داخلي از جمله و جنگهاي خارجي از جمله جنگ بالکان باعث ضعيفتر شدن “مرد بيمار شرق” شد.( رئيس نيا،1382،ج دوم:455 تا461) چه بسا به همين علت، قبل از جنگ جهاني اول با آلمان پيمان اتحاد بستند و با شروع جنگ در سال 1914 با حمايت از آلمان به متفقين اعلان جنگ کرد. به دنبال اين اقدام عثمانيها، انگليسيها به عراق حمله کرده و پس از شکست دادن نيروهاي عثماني در نبرد “کوت العماره” عراق را به تصرف خود درآوردند.(قدوره،1967: 136) بعد از پايان جنگ، امپراتوري عثماني متلاشي شده و قسمتهاي عربنشين آن، از جمله عراق، از عثماني جدا گشت و شهر استانبول را که پايتخت چندساله امپراتوري بود، متفقين تصرف کردند.

1.1.3. انقلاب ده? بيست
بدنبال تجزيه عثماني بين اشغالگران در سال 1920، طبق قرارداد “سان ريمو” (قدوره،1967:134و الهاشمي، 2006: 242) کشور جديد عراق رسماً به قيموميت انگليس درآمد. اشغال عراق براي استعمارگران بسيار حائز اهميت بود و چه بسا به همين دليل “لرد کرزن وزير امور خارجه انگليس در سال 1919 گفت: اشغال عراق يعني پايان سه قرن فعاليت و زحمات انگلستان در خاورميانه. سر ويلمن فرماندار کل سياسي منطقه در همان موقع چنين گفت: کليد کل مناطق استراتژيک در بغداد است و ما با اشغال عراق توانستيم خنجري بر پيکر جهان اسلام بزنيم و بدين طريق از تجمع مسلمين بر عليه خودمان در خاورميانه جلوگيري کنيم.” (شوراي نويسندگان،بي تا:25)
کشور عراق در ده? بيست بسيار پرتلاطم بود و هيچگاه آرام نگرفت. درحقيقت اين دوره را ميتوان زمان پايهريزي و شکلگيري دنياي جديدي دانست که در دهههاي بعد به ظهور رسيد. انقلابهاي اين دهه که به “ثورة العشرين” معروف است”اوج فعاليت سياسي شيعيان” (فهد نفيسي،1364: 115) بوده و با حمايت رهبران شيعه چون آيت ا…شيخ محمدمهدي خالصي و آيت ا… ميرزامحمدتقي شيرازي و همچنين به کمک ايرانيها شکل گرفت و برضد استعمار و بدنبال آزادي و دموکراسي واقعي بود. “آنچه که اين جنبشها را مشتعل ميکرد افزايش آگاهيها در جهان عرب بود. اين آگاهيها از اواخر دوران عثمانيان شروع شده بود و با انجمنهايي که در بيروت، دمشق، قاهره، پاريس و استانبول بوجود آمده بودند، نمود پيدا کرد.” (قدوره،1967: 136) “در ايران جنبشهاي ملي عليه قاجار شکل گرفت که باعث شد رضاشاه پهلوي برتخت بنشيند و همين باعث اميدواري کشورهاي مستعمره در مقابل استعمار شد. در ترکيه هم آتاتورک گامهاي نيرومندي جهت نوسازي ترکيه برداشته بود. تغييرات اين دو کشور تاثير بسزايي در روحيه مليگراي عراقيها در مقابله با بريطانيا داشت.” (نوار،1973: 2502) همچنين اين انقلابها امتداد جنبشهاي سوريه و به پيروي انقلاب مصر به رهبري سعد زغلول بود. (الهاشمي،2006: 242) انگليس با اين تغييرات عراق، منافع خود را در خطر ميديد. به همين دليل دنبال راه چارهاي براي نگهداري منافع خود در خاورميانه ميگشت. در ابتدا انگليس عراق را به دست فردي انگليسي به نام کاکس27 سپرده بود ولي بدنبال شورشهاي مردم عراق عليه استعمار، مجبور شد، در ظاهر براي ملي کردن عراق، پادشاهي مسلمان انتخاب کند. اولين پادشاهي که انتخاب شد ملک فيصل پسر شريف حسين بود. ” پادشاهي فيصل طي رفراندوم فرمايشي در 23 اوت1921 رسميت ملي يافت … و اين کشور در 10ژوئيه 1924 صاحب نخستين قانون اساسي با رژيم مشروط? سلطنتي گرديد.” (بيگدلي، 1368: 27) “ولي اين امر در جريان واقعي سياست عراق تاثيري نکرد و امير فيصل ديکتاتور روشنفکري از آب درآمد که در اجراي مقاصد خود بمقررات مشروطه توجه زيادي نداشت.” (لنچافسکي،1337: 247)
وي که سرسپرده به تمام معناي بريتانيا بود، به کمک سياستمداران اين کشور، در ابتدا خود را فردي مليگرا و وطندوست جا زد، طوري که تمام ملت عراق از جمله انقلابيون، خواستار سلطنت وي بودند. اما بعد از پادشاهي، چهر? واقعي خود را نشان داد و قراردادهايي به نفع استعمار بر ضد کشورهاي عربي به امضاء رسانيد. بنابراين انتصاب فيصل به پادشاهي و تاسيس نظام سلطنتي توسط انگليس نه تنها از نارضايتيها و مقاومت مردم نکاست، بلکه شعله اعتراضات و مقاومت مردم بويژه شيعيان را عليه دست نشاندگان لندن گسترش داد. در قيام بزرگ سال 1920 که آسيب فوق العادهاي به قواي اشغالگر انگليسي وارد شد، درحدود بيست هزارنفر از مردم عراق قتل عام شدند و اين يکي از بزرگترين مصيبتهايي بود که بيگانگان به مردم عراق وارد کردند. (منسفيلد،1385: 91تا151)
“اگرچه اين انقلاب در ظاهر به پيروزي منجر نشد، ولي اساس استقلال عراق را پايهگذاري کرد” (کامران مقدم،2536(=1356ه.ش): 194) و ” اولين انقلاب به اين شکل بر ضد بريطانيا بود و به اين دولتها ثابت کرد که قيم کشوري مقاوم است نه کشوري صلحطلب.” (نوار،1973: 471)
انگليس “ميخواست سلطه و نفوذ خود را ادامه دهد ولي چون از خوي سرکش مردم اين مملکت در قيام 1920 اطلاع يافته بود با کمال احتياط عمل ميکرد.” (لنچافسکي،1337: 248) بنابراين با فشار اين شورشها، انگليس در سال 1932م/1351ه.ق مجبور به امضاي قراردادي به جاي قرارداد سان ريمو گرديد، که براساس آن”قيموميت بريتانيا رسماً پايان يافت، عراق مستقل شد و با کمک بريتانيا به عضويت جامعه ملل درآمد. (منسفيلد،1385: 229) اما “هدفش در ظاهر پايان بخشيدن به قيموميت انگليس بر عراق و اعطاي استقلال به اين کشور بود.” (شوراي نويسندگان،بي تا:47) ولي در واقع باز هم عراق تا بعد از جنگ جهاني دوم عملاً تحت نفوذ انگلستان قرار داشت و به صورت نيمه مستعمره اداره ميشد. بعد از اين معاهده دو حادثه مهم (در اواخر عمر زهاوي) رخ داد که بر سياست عراق تاثير بسزايي داشت1. انقلاب آشوريها و سرکوب و کشتار آنها توسط دولت2. وفات فيصل و جانشيني فرزندش ملک غازي.

2.3. اوضاع اجتماعي عراق
وضعيت اجتماعي عراق در زمان زهاوي را بايد از چند بعد مورد کنکاش قرار داد. نخست درگيريها داخلي که بيشتر شامل درگيري بين شيعيان و اهلتسنن، ترکها و عربها، و يا کردها و آشوريها عليه دولت مرکزي و ميشد. چراکه عراق اين نژادهاي را در خود جا داده بود، همانگونه که امين ريحاني ميگويد: ” رگهاي عربي عراق امتزاجي از ريش? ايراني، ترکي، کردي و تاتاري بود. چه، يک عراقي به عربي نماز ميگذارد و به ترکي ميانديشيد و به فارسي درک ميکرد و به تازگي اطرافش را با نگاهي انگليسي ميديد.” (الريحاني،1957: 196) اين گروهها گاهي-هرچند مدت کم- با هم عليه دشمن خارجي اتحاد داشتند ولي در بيشتر مواقع با هم درگير بودند. چه بسا يکي از دلايل اصلي شکست از استعمارگران چنين نزاعهاي طايفهاي شديد بود که گاهي کشورهاي غربي بر آتش آن ميافزودند.
انحطاط در ساختار فرهنگي و اقتصادي بعد ديگري از موقعيت اجتماعي عراق بود که مشکلات را دو چندان ميکرد. “کشور عراق يکي از عقبافتادهترين زواياي امپراتوري عثماني بود و مردم آن از حيث تمدن بهيچ وجه با اعراب ساحل مديترانه قابل قياس نبودند و انتقال ساد? اين کشور از امپراتوري عثماني به امپراتوري انگليس و بالاخره استقرار حکومت بومي عامل اساسي براي تغيير اوضاع نبود.” (لنچافسکي،1337: 246) از مهمترين پديدههاي اجتماعي عراق در اين دوران، غلبه عادات و رسوم بدويها است؛ “در اين دوران خلق و خوي عراقيها -چه بدويها و عشاير و چه شهرنشينان، البته با تفاوت شدت و ضعف-بيشتر شبيه صحرانشينان بود تا مسلمان، چه، پديده بدوي بر اين جامعه سيطره يافته و عادات جاهلي چون قتل و غارت، عصبيگري، کشتار زنان و… جايگزين تعاليم ناب اسلام گرديده بود. ” (الوردي،1413،ج1: 17) “در اين زمان بويژه قبل از نيمه قرن نوزدهم، شهرها در اوج انحطاط و ويراني بودند؛ و چه بسا اگر بگوييم که آنها بيشتر شبيه روستا بودند تا شهر مبالغه نکرديم.(الوردي، بي تا: 119) ورود قوم تاتار و مغولها نه تنها مانع فرهنگ عقبمانده عراق نگرديد، بلکه مزيد بر علت بود.
بياهميتي نسبت به پيشرفتهاي جهاني و آموزش، از نتايج اين نوع زندگيست؛ سيستم آموزش و پرورش، “با وجود پارهاي تسهيلات فقير و نامناسب بود. بغداد حتي يک مدرسه خوب نداشت، بهترين مدارس خارجي با آنکه حسب المعمول عنوان “کالج” داشتند از لحاظ ارزش معنوي از مدارس متوسطه تجاوز نميکرد و محصلين پس از اتمام اين مدارس براي فراگرفتن تحصيلات عاليه يا به اروپا و ترکيه ميرفتند و يا ترک تحصيل مينمودند و عد? دانشمندان کشور بسيار محدود بودند.” (لنچافسکي،1337: 246)
همچنين وضعيت نامناسب زنان که چون بردگان زندگي ميکردند، اوضاع نامناسب بهداشت که باعث شيوع انواع بيماريها شده بود، افزايش جمعيت و عدم تناسب آن با اراضي زيرکشت و در پي آن شيوع فقر بويژه بعد از ورود افکار کمونيستي، فهم اشتباه و تحجر در انديش? ديني و ورود خرافات در آموزههاي اسلامي، فساد در ساختار سياسي و خوشگذراني

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود آداب و رسوم، عام و خاص، روشنفکران Next Entries مقاله درمورد دانلود حکومت قانون، ناصرالملک، بخش صنعت و معدن