مقاله درمورد دانلود قفقاز جنوبی، ایالات متحده، نفت و گاز، جهانی سازی

دانلود پایان نامه ارشد

روسيه مدعي نقشي ويژه در ژئوپوليتيک قفقاز به عنوان جانشين اتحاد شوروي است. به رغم نبود يک دکترين رسمي در این ارتباط، سياست روسيه به روشني مويد ادعاي فوق است (براي مثال، عمليات حفظ صلح و دخالت در امور داخلي گرجستان و آذربايجان در اوائل دهه ١٩٩٠). عزم مسکو بر حفظ سلطه خود بر این بخش از سرزمين‌هاي متعلق به شوروي سابق نگران کننده است زیرا ترس تاریخی از سلطه ی روسیه همچنان در استخوان این سرزمین ها به یادگاری مانده است.
بحران اوت 2008 گرجستان پيش از هر چيز، در واقع، حاکي از توجه جدي روس‌ها به از کنترل خارج نشدن اوضاع امنیتي در این منطقه بود. روسيه نشان داد که براي حفظ کنترل بر اوضاع امنیتي منطقه حاضر به انجام هر گونه اقدامي مي‌باشد. با این حال، روس‌ها پس از بحران متوجه این موضوع بوده‌اند که پيامدهاي افزايش نظامي‌گري در منطقه می‌تواند در آينده براي آنها پيامدهاي خطرناکي به همراه داشته باشد. به همين دليل، روس‌ها پس از فروکش کردن بحران به دنبال تلطيف شرایط امنیتي منطقه از طريق گسترش همکاري ‌هاي منطقه‌اي برآمدند. روسیه در سال های گذشته انرژی مضاعفی را معطوف حل مناقشه قره باغ کرده است. می توان گفت جدایی طلبی آبخازیا و اوستیای جنوبی که در نهایت در اوت 2008 با مداخله نظامی روسیه به پایان رسید برای مسکو هزینه هایی داشت. هر چند این جنگ نشان داد روسیه قدرت بلامنازع منطقه قفقاز جنوبی است اما با توجه به تبعات منفی آن برای وجهه بین المللی روسیه، مسکو برآن شد تا مناقشه قره باغ را تحت مدیریت خود بگیرد.
روس ها به چالش هاي سیاسی موجود در منطقه، با نگاهی بدبینانه می نگرند. این نگاه ضرورتا حذفی نیست؛ یعنی روسیه در شرایط جدید نمی کوشد تا همه رقبا را از عرصه قفقاز حذف کند. به طور متقابل، قدرت و یا نیرویی که به نحوي از انحا بکوشد روسیه را در عرصه سیاسی و نهایتاً ژئوپولتیک حذف کند، با مقاومت و واکنش روسیه روبه رو خواهد شد.
قفقاز جنوبی هر چند در ظاهر ممکن است کم اهمیت جلوه کند ولی توجه بسیاری از کشورها و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از زمانی که سه جمهوری این منطقه شامل آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در سال 1991 استقلال خود را به دست آوردند، مشکلات در این منطقه هویدا و توجه ها به آن جلب شد. (Green & Waters, 2010: 11)
اهمیت قفقاز جنوبی برای روسیه به عنوان بخشی از حوزه ی شوروی مورد نظر همه ی کارشناسان روسی و غیر روسی است. قفقاز را می توان در یک تحلیل اندام وار، به قلب راهبردی روسیه تشبیه کرد که راهبرد روسیه در برابر قفقاز جنوبی را باید به عنوان بخشی از راهبرد کلان این کشور را در برابر حوزه ی شوروی تحلیل و ارزیابی کرد (کولایی، 1389: 79). دستگاه سیاست خارجی روسیه منطقه قفقاز جنوبی را بخشی از حوزه نفوذ خود می داند و بوسیله ی پایگاه های نظامی در گرجستان و ارمنستان و در قالب نیروهای پاسدار صلح در اوستیای جنوبی ، آبخازیا و قره باغ در منطقه حضور یافت.(کرمی، 139: 10) سیاستمسکو درکشورهای مستقل مشترک المنافعبه عنوان«نئو امپریالیستی»، «غیر مسئولانه»، و یا«آوردن هیچنفع کاربردیبرای جمعیت آن منطقه» شناخته شده بود. ( 2: (Deriglazova and Makarychev, 2012
دولت روسیه اسناد مهمی را در این زمینه در دهه 1990 منتشر کرده است که از جمله می توان به آیین نظامی روسیه (1993)، راهبرد برای روسیه، (1994) ، سند امنیت ملی روسیه در سال های 1996 تا 2000، راهبرد روسیه برای قرن بیست و یکم (1998) اشاره کرد. (مرادی، 1385: 180)
کشورهای مستقل مشترک المنافع
تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع CIS یکی از اولویت های مهم سیاست خارجی روسیه پس از به قدرت رسیدن پوتین در راستای نگرش اوراسیاگرایی است. این جامعه در راستای همگرایی و وحدت در منطقه ی اوراسیاست. در مقابل CIS اتحادیه ی گوام قرار دارد که بر خلاف همگرایی در CIS، داعیه ی واگرایی در منطقه اوراسیا و بخصوص سلطه ی روسیه را در سر دارد و تمایل به ورود قدرت های فرامنطقه مانند آمریکا و عضویت در ناتو را دارد .
رهبران روسیه پس از فروپاشی شوروی، برای تامین منافع خود و جلوگیری بیشتر از فروپاشی ساختارهای پیشین در این جمهوری ها که تسهیل کننده ی نفوذ مسکو خواهد بود، در دسامبر 1991 به همراهی دو جمهوری اوکراین و روسیه سفید اقدام به تشکیل جامعه ی کشورهای مستقل مشترک المنافع کردند. بلافاصله هشت کشور ارمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و آذربایجان به آن ملحق شدند. جمهوری گرجستان نیز در اکتبر 1993 تحت فشار ناشی از نیروهای جدایی طلب آبخازی و مشکلات اقتصادی به این جامعه پیوست.(کولایی، 1376)
اهداف روسیه از تشکیل CIS
توجه به CIS پس از روی کار آمدن یوروآسیانیست ها پررنگتر شد (حیدری، 1380) پیش از آن نگاه آتلانتیگ گراها در کشور حکومت می کرد که معطوف به غرب بود و هویت و موجودیت روسیه در آن برهه در همگرایی با غرب معنا می یافت. اما به قدرت رسیدن نگرش یوروآسیانیست ها توجه به منطقه ی قفقاز جنوبی رنگ یافت و نمود ٱن در را می توان در تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع یا CIS مشاهده کرد. اهداف روسیه از تشکیل و تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع را می توان در ابعاد مختلفی تقسیم بندی کرد. روسیه از تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع ابعاد زیادی را ازجمله سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و حتی فرهنگی در سر دارد .
اهداف اقتصادی روسیه در CIS
1. دسترسی و تسلط بر مواد خام این کشورها،
2. بازاری برای فروش کالاهای روسی،
3. ترانزیت منابع انرژی این جمهوری ها به بازارهای مصرف جهانی از طریق خطوط انتقال لوله های نفت و گاز این کشور (حیدری، 1380: 93)
اهداف امنیتی و سیاسی روسیه در CIS
مسکو تلاش دارد تا با ایجاد نگرانی در کشورهای CIS مبنی بر نفوذپذیری مرزهای این جمهوری ها در برابر حملات تروریستی و قاچاق مواد مخدر و القاء لزوم فراهم نمودن ترتیبات و امضاء موافقت نامه های همکاری مرزی، فعالیت های مرزبانی خود را تا قلمرو زمان شوروی گسترش داده و از ورود تهدیدات به خاک خود جلوگیری کند. این کشور تاکنون به طور دوجانبه با جمهوری های ارمنستان، گرجستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان موافقت نامه مرزی امضا کرده است.(حیدری،1380: 95)
بنابراین هدف روسیه از تشکیل و تقویت CIS را بیشتر از بعد فرامنطقه ای می توان جستجو کرد. دو تهدید جهانی سازی اسلامی و جهانی سازی آمریکایی همواره سبب انگیزه ی روسیه در جهت تقویت ابعاد سیاسی و امنیتی است. به صورت جزیی
می توان مواردی را بر شمرد :
1. حفظ و گسترش تسلط خود بر حوزه ی CIS با آرمان دستیابی به شوروی سابق
2. جلوگیری از حضور و نفوذ مسلمانان علیه روسیه (اسلام هراسی)
3. مقابله با تهدیدات تروریستی و قاچاق مواد مخدر
4. جلوگیری از گرایش کشورهای CIS به غرب
5. جلوگیری از گسترش ناتو به روسیه
دو تن از محققان در سال 2012 اقدام به بررسی دیدگاه برخی از جوانان صاحب نظر در مورد سیاست های روسیه کرده اند که در ارتباط دیدگاه های سیاسی و امنیتی روسیه بخصوص در قبال آمریکا و اروپا این گونه پاسخگو بوده اند: «پاسخ دهندگان به گسترش تفکر ضد آمریکایی، ضد غربی و ضد ناتو در میان بسیاری از روس ها ، به ویژه در میان نسل قدیمی تر اشاره کردند. یکی از پاسخ دهندگان گفت: بسیاری از مردم فکر می کنند که دشمن اصلی روسیه آمریکا است، و ما باید آماده برای مبارزه با هر وسیله ی ممکنی باشیم. برخی از اظهار تأسف کردند که روسیه اغلب، در میان کشورهایی که ایالات متحده را به چالش می کشند به دنبال دوست برای خود می گردد. در این گزارش اشاره شده است که رسانه های عمومی روسیه اغلب به ایجاد و حمایت از روایاتی می کند که روسیه را به عنوان یک کشوری که توسط دشمنان مایل به تضعیف آن احاطه شده است، نمایش می دهند.» (Deriglazova and Makarychev, 2012: 2)
اهداف فرهنگی = اجتماعی
قفقاز منطقه ای است که در آن قرابت های فرهنگی به شدت مشاهده می شود. علی رغم وجود برخی تمایزات فرهنگی، زبانی و نژادی، بیشتر مردم قفقاز سرگذشت تاریخی مشترکی نیز دارند. یکی از بارزترین ویژگی ها و اشتراکات زبان است.
یکی از ویژگی های بارز این منطقه آن است که از شمالی ترین نقطه آن تا جنوبی ترین قسمت آن، به خاطر سال ها زیستن در کنار هم در قالب یک امپراتوری چند قومیتی بزرگ (روسیه تزاری و سپس اتحاد جماهیر شوروی) به نوعی ویژگی های فرهنگی و ذهنی مشترک متشکل و تثبیت شده دست یافته اند که از جمله می توان به حاکم بودن زبان روسی (در عین حفظ زبان های بومی) اشاره کرد. (زرگر، 1386: 129)
آمریکا با تسلط بر محورهای امنیتی منطقه با هدف کنترل روسیه و مهار ایران و جلوگیری از نفوذ چین ، از طریق طریق افزایش حضور نظامی در منطقه، ترغیب، جلب موافقت و تقویت مناسبات منطقه با نهاد ها و تاسیسات غربی همچون ناتو، سازمان همکاری اروپا و سازمان تجارت جهانی و حمایت از دموکراسی و اقتصاد بازار آزاد از طریق صندوق بین المللی پول و بانک جهانی و حمایت شرکت های چند ملیتی برای سرمایه گذاری در حوزه ی منابع انرژی تلاش دارد تا نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد و هژمون بودن خود را به رخ روسیه بکشد .(صادقی، 1391: 238)
ایالات متحده در راستای تثبیت هژمونی خود در این منطقه از جهان ، سیاست دوگانه ای را به اجرا گذاشته است. از یک سو با اعمال نفوذ در میان کشورهای منطقه و نیز بهره گیری از ابزار تحریم های بین المللی مانع از سرمایه گذاری در بخش صنایع نفت و گاز و نیز عبور خطوط لوله انتقال انرژی از مسیر کشورهای غیرهمسو و همچنین پیوستن خطوط لوله انتقال انرژی و مشارکت این دسته از کشورها به طرح های کلان انتقال انرژی منطقه می شود. از سوی دیگر برای توسعه زیرساخت های صنایع نفت و گاز کشورهای منطقه ، به طور مستقیم سرمایه گذاری می کند، از جمله می توان به سرمایه گذاری بیست میلیارد دلاری این کشور در بخش صنعت نفت قزاقستان اشاره کرد. (صادقی، 1391: 239)
سیاست آسیایی روسیه هم در گذشته و هم اکنون تحت تاثیر روابط روسیه با غرب شکل گرفته است. از یک سو رقابت ژئوپلتیک و تا اندازه ای اقتصادی میان غرب و روسیه در حوزه ی کشورهای منطقه و همسایه ی روسیه دارد. از سوی دیگر تلاش روسیه در آسیا را می توان به نوعی جبران توانایی های در حال محدود شدنش برای ایفای نقش در اروپا و بالکان تغییر داد. (زادوخین، 1384: 298)
ایالات متحده به عنوان یک نمونه بارز از دشمن و رقیب در تفکر و ذهنیت مردم روسیه تجسم یافته است که تلاش
می کند روابط خود را با کشورهای و ملل شرق گسترش دهد. هر یک از دو ابرقدرت اهداف خود را در شرق دنبال می کنند. تحرکات سیاسی و اقتصادی آمریکا در منطقه قفقاز و خاورمیانه روسیه را از آغاز راهبرد همکاری جویانه با کشورهای منطقه و همچنین آمریکا واداشت . از این رو سیاستمداران روس علاوه بر گسترش روابط با شرق ممانعتی در روابط کشورهای این حوزه با ایالات متحده نداشته و درعمل به دقت سیاست های آمریکا را با کشورهای منطقه مورد بررسی قرار می دهند. (پوررمضان، 1390)
شكل گيري و تأسيس سازمان منطقه هاي گوآم
اتحادیه ی گوام با هدف تضعیف روسیه و جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع (CIS) و با حمایت از غرب نقطه ی قابلISC است . این کشورها تاکنون موافقت نامه هایی در خصوص مسایل مربوط به تامین امنیت منطقه ، همکاری های دوجانبه اقتصادی ، همکاری با سازمان ناتو ، مسایل نفت خزر و صدور آن از طریق محور شرق – غرب و برخی تعرفه های گمرکی امضا کرده اند.(حیدری،1380: 97)
سازمان منطقه اي گوآم متشكل از چهار كشور گرجستان، اوكراين، جمهوري آذربايجان و مولداوي است كه همگي از جمهوري هاي اتحاد شوروي هستند و در منطقه قفقاز و جنوب غرب فدراسيون روسيه قرار دارند. در سال 1997 رهبران اين چهار كشور تازه استقلال يافته در نشستي در حاشيه نشست سران شوراي اروپا در استراسبورگ فرانسه، با صدور بيانيه اي تصميم اعلام كردند. واژه «گوآم» و توافق خود را مبني بر ايجاد يك

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، قفقاز جنوبی، ریاست جمهوری، مبارزه با تروریسم Next Entries مقاله درمورد دانلود روسی، ، 291)، کنند.(اشتورمر،1390: