مقاله درمورد دانلود قانونگذاری، قوه مجریه، قانون اساسی، تأمین اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

کمیسیون های مزبور در ارتباط با صلاحیت های یک یا چند وزارتخانه می باشد و می توانند در خصوص هزینه‌ها، مدیریت و سیاست های آن وزارتخانه یا وزارتخانه ها نظارت نمایند.

ج)فراکسیون های پارلمانی
در مجلس عوام، نمایندگان به شدت در چهارچوب حزب متبوع خود قرار می‌گیرند. این انضباط حزبی را رهبران فراکسیون ها برقرار می کنند. آنان مسئول ایجاد هماهنگی در گروه پارلمانی حزب بوده و نظرات حزب را در خصوص چگونگی رأی دادن به اعضای این گروه منتقل می کنند.رهبران فراکسیون ها با کنترل و هدایت گروه خود، عملا در اداره بهتر مجلس مشارکت می کنند.

2. اختیارات
به لحاظ نظری مجلس عوام از اختیارات وسیعی برخوردار است. ضرب المثلی وجود دارد که بر اساس آن “پارلمان هر کاری می تواند انجام دهد جز آنکه مرد را به زن یا زن را به مرد تبدیل نماید”. برخوداری از مصونیت پارلمانی، آزادی بیان، حق ملاقات با پادشاه، حق تنظیم آیین نامه داخلی، اخذ تصمیم در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش مردم در جلسات، حق مخالفت با انتشار مذاکرات، حق احضار و پرس وجو از هر شخصی که اقدام مورد نظر مجلس را انجام نداده است… نمونه‌هایی از صلاحیت و امتیازات مجلس عوام و اعضای آن می باشد. اما مهم‌ترین اختیارات مجلس مذکور بر سه نوع است.

الف)اختیارات تقنینی
صلاحیت مجلس عوام در حوزه قانونگذاری، اصولا و به لحاظ نظری،عام و بسیار گسترده است. در واقع، فقدان قانون اساسی نوشته و در نتیجه عدم ضرورت تطابق قوانین عادی با آن، قلمرو قانونگذاری مجلس عوام را نامحدود کرده است. اما درعمل این اختیار اگر نه محدود لااقل تعدیل شده است.توضیح اینکه قوانینی که در مجلس عوام به تصویب می‌رسند، ممکن است منشأ دولتی (لایحه) یا پارلمانی (طرح) داشته باشند. امروزه نزدیک به نه دهمِ قوانین مصوب در مجلس عوام از دولت سرچشمه می‌گیرند، یعنی توسط هیئت دولت پیشنهاد می شوند.

ب)اختیارات مالی
در این نیز مجلس عوام از صلاحیت وسیع و به ویژه انحصاری برخوردار است. اختیار تصویب مالیات ها و تجویز هزینه ها از قدیمی ترین شئونات این مجلس است. اما مجلس فقط می تواند هزینه ها و درآمدهای پیشنهادی را رد نماید یا کاهش دهد.
مطابق قاعده ای که از طریق عرف مستقر شده است، مجلس عوام نمی‌تواند هزینه‌ی جدید ایجاد کند یا هزینه های موجود را افزایش دهد. ابتکارعمل درخصوص هزینه‌ها در دست هیئت دولت است. بعلاوه، مذاکرات درمورد بودجه به شدت قاعده‌مند شده است.مجلس عوام فقط در چهارچوب این قواعد می تواند عمل کند.

ج)اختیارات نظامی
کابینه در برابر مجلس عوام مسئولیت دارد. این مجلس بر کلیه اعمال کابینه نظارت می‌کند و قدرت سرنگون کردن آن را نیز دارد. ابزار اعمال این اقتدارات از طرف مجلس، سؤال و استیضاح می باشد.

1) سؤالات شفاهی
مهم ترین، معمول ترین و مؤثرترین ابزار نظارت مجلس عوام، و از این طریق نظارت مردم بر هیئت دولت، سؤالات شفاهی است. در هر جلسه مجلس، به استثنای جلسات روز جمعه، یک ساعت به سؤالات نمایندگاان اختصاص می‌یابد. این سؤالات که در خصوص مسائل متنوع بوده و پاسخ های کوتاهی را می طلبند، همان‌گونه که اشاره شد ابزار بسیار مؤثر نظارتی است، چرا که در حد وسیعی مورد استفاده قرار می‌گیرد و هیئت دولت را مداوم به دفع از اقدامات خود وا می دارد.
روش کاملا سازمان یافته سؤالات شفاهی، هیئت دولت را مجبور به توضیح درخصوص اقدامات خود می نماید و از سوی دیگر وی را در جریان افکار عمومی و خواست‌های مردمی قرار می دهد که به زبان نمایندگان آنها جاری می‌شود. به علاوه، سؤالات شفاهی، به ویژه سؤالات نخست وزیر که جنبه عمومی دارند، برای مجلس به ویژه برای گروه اقلیت آن، امان به چالش کشیدن سیاست های دولت را فراهم می‌کند.

2) استیضاح
نخست وزیر .و اعضای دولت باید از رأی اعتماد مجلس عوام برخوردار باشند و به همین دلیل کسانی در این مناصب جای می گیرند که از رهبران حزب اکثریت در مجلس مذکور باشند. به علاوه، مجلس می تواند از طریق طرح سانسور که تقدیم آن همیشه ممکن است، دولت را سرنگون کند.
در واقع از سویی کابینه به اکثریت مجلس عوام که از حزب متبوع وی می‌باشد پشت‌گرم است و از سوی دیگر، امکان انحلال مجلس که در اختیار وی است، نمایندگان را در استفاده از حق خود جهت استیضاح دولت محتاط تر عمل می کند.
با این حال نباید در خصوص کمرنگ شدن این اختیار مجلس اغراق نمود. همان گونه که نمونه های فوق الذکر مؤید آن است، امکان سرنگونی کابینه از طریق استیضاح کاملا منتفی نیست، به ویژه اگر بحرانی در درون حزب اکثریت به وجود آید. نخست وزیر و وزرا نه تنها در برابر پارلمان، بلکه در برابر حزب متبوع خود نیز مسئول هستند. در صورتی که عدم کفایت آنها روشن شود، یا با ناکامی مواجه و یا یک رسوایی درگیر شوند، خود اکثریت مجلس به تنهایی و یا با پیوستن به مخالفین، او را و یا آنها را وادار به استعفا می کند. در صورت انشعاب در حزب اکثریت نیز فرض مذکور محتمل است.

ب- مجلس لردها (اعیان)
مجلس لردها مشهورترین مجالس اشرافی و قدیمی ترین آنها است. این مجلس بدون تردید یادگاری از دوران گذشته است، ولی هنوز هم در صحنه سیاسی انگلستان حضور دارد. در ابتدا مجلس لردها از اختیارات وسیعی برخوردار بود. ولی با گذر زمان از اختیارات آن کاسته شد و در موضع برابر با مجلس عوام قرار گرفت و با تقویت روز به روز رژیم دموکراتیک، امروزه تقریبا به یک نهاد تشریفاتی مبدل گشته است. مجلس اعیان علاوه بر داشتن قوه قضایی دارای قوه قانونگذاری نیز می باشد ، ولی فعلا تا درجه بسیار زیادی از قوه مجلس اعیان کاسته شده است . از اینرو مجلس اعیان جز انتقاد و اصلاح قوانینی که دولت پیشنهاد می کند و تصویب آن وظیفه دیگری ندارد . ( انگلیسی ها در انگلستان . حافظ عفیفی . ترجمه احمد فرامرزی . چاپخانه خوشه . 1337 . ص 181)

1.اختیارات
همان گونه که اشاره شد، اختیارات مجلس اعیان روز به روز کاهش یافته، علیرغم بحث های فراوان در خصوص ضرورت وجودی آن، همچنان به حیات خود ادامه داده است.اهم اختیارات آنها به شرح زیر است.

الف)امتیازات تشریفاتی
از این لحاظ مجلس اعیان اغلب امتیازات خود را حفظ کرده و می‌توان گفت نقش اول را دارد. در محل برگزاری جلسات این مجلس مراسم تایید انتخاب سخنگو (رئیس مجلس عوام) برگزار می شود، سخنرانی سلطنتی انجام می پذیرد، تشریفات رضایت مقام سلطنت به قوانین مصوب پارلمان جریان می یابد و…

ب)اختیارات قضایی
مجلس لردها دادگاه عالی بریتانیای کبیر، مرجع نهایی حل و فصل اختلافات و موجد رویّه قضایی است. از رأی دادگاههای استیناف، می توان به کمیته استینافی مجلس لردها شکایت کرد.رویه نقض با ارجاع در حقوق انگلیس ناشناخته است. مجلس اعیان به شکایاتی که به آن ارجاع شده است رسیدگی ماهوی می‌کند(داوید،365:1364).

ج) اختیارات سیاسی
مجلس لردها هرگز امکان طرح مسئولیت سیاسی هیئت دولت را نداشته است. نقش مجلس مزبور در این حوزه به اظهار نظر ساده محدود می شودو درنتیجه هیچ اقتداری بر روی کابینه ندارد.
د) به لحاظ نظری پارلمان انگلستان دو مجلسی است و برای تصویب قوانین، موافقت هر دو مجلس لازم است. لردها در تدوین قوانین شرکت دارند و تا حدودی معمول است که لوایح قانونی ابتدا به مجلس لردها تسلیم شوند. آنان همچنین در مورد لوایحی که قبلا در مجلس عوام تصویب شده اند، رأی خود را ابراز می‌دارند. کیفیت مذاکرات در مجلس لردها اغلب قابل اعتنا است و در روند قانونگذاری از پیشنهادات مطروحه در آنجا استفاده می گردد.
در سال 1909 و پیرو مخالفت مجلس لردها با قانون بودجه و مخصوصا با تأمین اجتماعی پیش‌بینی شده در آن، مجلس عوام طرحی را به تصویب رسانید که اختیارات مجلس لردها را محدود می کرد.
میزان و چگونگی این محدودیت در مسائل مالی و غیر مالی یکسان نیست: در خصوص لوایح مالی، مجلس لردها حق مخالفت و یا پیشنهاد تغییر را ندارند. با این حال تمام قوانین مالی به مجلس مذکور تسلیم می شوند. اگر با انقضای مدت سی روز از تاریخ تسلیم، مجلس لردها آنها را تأیید نکند و یا با آنها مخالفت کند، پادشاه بدون توجه به این سکوت یا مخالفت، قانون را توشیح می کند. صلاحیت اظهارنظر در خصوص اینکه کدام قوانین مالی هستند با سخنگوی مجلس عوام است.
اما سایر قوانین ممکن است به دلیل عدم موافقت مجلس لردها، دوازده ماه به تأخیربیفتد. به عبارت دیگر در مورد این نوع قوانین، مجلس لردها از حق وِتوی تعلیقی برخوردار است.

بند دو: مقام سلطنت
پادشاه انگلستان امروزه جلوه‌ای بسیار کمرنگ از پیشینیان خود در قرن‌های گذشته است. بدون تردید، سلطنت قدیمی ترین نهاد سیاسی بریتانیا است و امروزه، همانند سایر سلطنت‌های اروپایی، عامل مهم اثبات و استمرار در حیات سیاسی این کشور محسوب می‌شود. پادشاه انگلستان رئیس کشور مزبور و رئیس کشورهای استرالیا، زلاندنو و کانادا می باشد و فرماندار کل کشورهای مذکور را تعیین می‌کند. اما وی در امر حکومت دخالت ندارد.
آمیختگی حاکمیت واقعی پارلمان، و از طریق آن کابینه، به نمایندگی از طرف مردم، یعنی دارندگان اصلی حاکمیت، با حاکمیت تشریفاتی سلطنت، شمایی از محتوای نو را در قالبی کهنه نشان می دهد. پادشاه یا ملکه با پارلمان قوه مقننه را تشکیل می دهد، ملکه یا پادشاه با نخست وزیر و کابینه قوه مجریه را شکل می‌دهد و پادشاه یا ملکه در قوه قضائیه انگلستان نقش مهمی دارد… حضور سلطنت در سه قوه به این معنی توجیه می شود که مقام برتری به عنوان بی طرف از برخورد قوا و تداخل آنها ممانعت به عمل می آورد و در حقیقت، نقش پادشاه یا ملکه در رژیم سلطنتی- مشروطه انگلستان همان نقش نهاد برتر در سایر کشورها می باشد (عمید زنجانی،111:1384).

1.امتیازات پادشاه در رابطه با قوای سه گانه
همان گونه که قبلا اشاره شد، پادشاه از نطر حقوقی در هر سه قوه حاکم حضور دارد، اما امروزه این حضور کاملا تشریفاتی شده است.

الف) نقش پادشاه در قوه مقننه
پادشاه در آغاز یکی از ارکان قوه مقننه بوده است. در حال حاضر هرچند که از اختیارات متعددی در رابطه با این قوه برخوردار است، اما اغلب آنها غیر مؤثر و عمدتا تشریفاتی هستند؛ اهمّ آنها عبارتند از:
– صدور فرمان انعقاد و اختتام اجلاسیه های پارلمان و دعوت از آن برای تشکیل جلسات فوق العاده؛
– سخنرانی در مراسم افتتاحیه پارلمان (این سخنرانی برنامه تقنینی پارلمان را تشکیل می دهد)؛
– حق ابتکار و پیشنهاد قانون؛
– انتصاب اعضای مجلس لردان؛
– توشیح قوانین مصوب پارلمان؛
– انحلال مجلس عوام.

ب) نقش پادشاه در قوه مجریه
اختیارات پادشاه در این حوزه به صدور فرمان نصب و عزل وزیر محدود شده است.
– انتصاب نخست وزیر: صدور فرمان نخست وزیری با پادشاه است ولی در انتخاب وی اکثریت نمایندگان مجلس عوام عضو یکی از دو حزب، وضع انتخاب را مشخص می‌کند (مدنی،133:1379). هرچند در شرایط عادی، توقع آن است که او نخست‌وزیر را از بین اشخاص برجسته حزب متبوع اکثریت نمایندگان مجلس عوام انتخاب کند، اما رویّه روشنی برای عرف وجود دارد که پادشاه را ملزم به دعوت کردن از رهبر حزب غالب به منظور تشکیل دولت می کند (بارنت،150:1382).
– ساقط نمودن کابینه: کابینه با عزل نخست وزیر سقوط می کند و فرمان عزل وی توسط پادشاه صادر می شود. اما این فرمان با اراده و اقتدار شخص شاه نیست (مدنی،133:1379).

ج) نقش پادشاه در قوه قضائیه
قاضی القضاة (رئیس قوه قضائیه) انگلستان که در عین حال رئیس مجلس لردها نیز می باشد و همچنین سایر لردهای قاضی که کمیته قضایی مجلس مذکور، یعنی عالی ترین مرجع قضایی کشور را تشکیل می دهند، با صلاحدید نخست وزیر توسط پادشاه انگلستان منصوب می شوند. همچنین حق عفو مجرمین به پادشاه تعلق دارد (هریسی نژاد،63:1387).

بند سه: نخست وزیر و کابینه
ظهور و تکامل کابینه در انگلستان، نظیر سایر نهادهای حکومتی و سیاسی این کشور، ناشی از یک تصمیم خاص در تاریخ معین نبوده و حاصل یک تحول تدریجی است. ارگان مذکور، که امروزه به قدرتمند ترین بخش دستگاه حکومتی

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود حقوق اساسی، قانون اساسی، قانونگذاری، نظام پارلمانی Next Entries مقاله درمورد دانلود تفکیک قوا، مجلس شورای ملی، قانون اساسی، نظام پارلمانی