مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، واقع گرایی، آسیای مرکزی

دانلود پایان نامه ارشد

قرار داده است؟
4. گفتمان اوراسیاگرایی چه تأثیری بر رفتار روسیه در نظام بین الملل دارد؟
فرضیه های تحقیق
• فرضیه اصلی:
1. اوراسیاگرایی به عنوان یک رویکرد در روسیه، سعی در تأمین منافع ملی روسیه و تثبیت جایگاه آن در عرصه ی بین المللی و معرفی روسیه به عنوان یک قطب رقیب در برابر هژمون دارد.

• فرضیه های فرعی:
2. کشورهای منطقه قفقاز وآسیای مرکزی با مخالفت با سیاست های روسیه و مانع تراشی های آمریکا در قالب تشکیل و تقویت اتحادیه های منطقه ای، مهمترین موانع و چالش های روسیه در پیشبرد اهداف اوراسیاگرایی است.
3. اتخاذ رویکرد اوراسیاگرایی سبب تغییر سیاست روسیه، از دنباله روی به رویارویی با هژمون و در نتیجه کسب اعتبار و پرستیژ نسبی در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی به عنوان یک قطب مهم و توانمند، شده است.

4. هر اندازه مؤلفه های رویکرد اوراسیاگرایی در سیاست خارجی روسیه پررنگ تر شده است، سیاست خارجی روسیه تهاجمی تر و در عرصه ی بین المللی منزوی تر شده است.
روش پژوهش
روش انجام هر تحقیق بر اساس ماهیت موضوع آن تعیین می گردد بنابراین با توجه به ماهیت و نوع موضوع مورد مطالعه، گردآوری داده ها و اطلاعات به طور کلی بر مبنای روش کتابخانه ای و یافته های تحقیق عمدتاً به شیوه ای توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.
تعریف مفاهیم
اوراسیاگرایی1: اوراسیاگرایی به عنوان پارادایمی فکری، اوایل قرن بیستم در منطقه ظهور کرد این پارادایم در دهه 1930 جایگاه نظری خود را از دست داد ولی پس از فروپاشی شوروی طیف جدیدی از اوراسیاگرایی در منطقه مطرح شد. اوراسیاگرایان جدید ضمن دوری از قرائت‌های ملی‌گرایانه رمانتیک اوراسیاگرایان قدیم، درکی واقعی از هویت اوراسیا داشتند. در واقع ایناصطلاح اشاره به سیاست روسیه در زمان ریاست جمهوری پوتین داشت که این دولت سعی کرد حوزه ی سیاست خود را جهان شمول تعریف کند. ( لاروئل، 1388)
واقع گرایی تهاجمی2: واقع گرایی تهاجمی به پیروی ازدیگر گرایش های فکری بین الملل دستگاه فکری خود را بر اساس آموزه ها و مفروضه های واقع گرایانه بنیان نهاده است. پیروان این مکتب ضمن اینکه درچارچوب های واقع گرایانه دولت ها را به عنوان بازیگران اصلی صحنه ی روابط بین الملل به رسمیت می شناسند بر این باورند که این قدرت ها ی بزرگ هستند که سیاست های بین الملل را شکل می دهند و در تاثیرگذاری بر سیستم بین الملل برون دادهای قدرت های بزرگ تعیین کننده می باشد. (کامل، 1383: 4)
نظام بین الملل3 : دارای دو معنای کلی در رشته ي روابط بین الملل یعنی عینی و انتزاعی است. نظام بین الملل درمعنای عینی آن عبارت است از: مجموعه ای از دولت ها یا بازیگران بین المللی که به طور منظم در اندرکنش با یکدیگر قرار دارند و در نتیجه تا حدی نسبت به یکدیگر دارای وابستگی متقابل می باشند (به عبارتی شرایط و فعالیت های هر بازیگر بر دیگران تأثیر می گذارد و از آنها تأثیر می پذیرد). بنابراین ویژگی مهم اندرکنش این بازیگران این است که آنها نسبت به یکدیگر توجه دارند و به هم پاسخ می دهند (به عبارت دیگر تصمیم گیری این بازیگران نیز دارای وابستگی متقابل است). بدین ترتیب، نظام عبارت است از مجموعه ای عینی از بازیگران که پیوند درونی با یکدیگر دارند. تا زمانی که این بازیگران وجود دارند، نظام بین الملل وجود دارد و تنها زمانی تغییر می کند که تعداد بازیگران تغییر نماید یا هویت آنها دگرگون شود. اما مفهوم نظام بین الملل در معنای انتزاعی آن عبارت است از مناسبات و فرآیندهایی که میان مجموعه ای از بازیگران درهم تنیده ایجاد شده است. این مفهوم به ویژه، به الگوهایی که از دل این مناسبات و فرایندها قابل تشخیص است، اشاره دارد. این الگوها شامل الگوی قدرت (قدرت واحد، دو قدرت، چند قدرت) الگوی سیاست ها (انقلابی یا معتدل)، سطح و الگوی منازعه، سطح و الگوی دسته بندی (میزان قطبی شدن)، و سطح همکاری یا میزان توسعه ي رژیم های بین المللی می باشد. (حاج یوسفی، 1384: 22-23)
اوراسیا4: واژه ی اوراسیا از ترکیب واژه های اروپا و آسیا شکل گرفته، که نخستین بار در سال 1883 میلادی از سوی ادوارد سوییس زمین شناس اتریشی مطرح شد. در دوران جنگ سرد، این واژه زیاد مورد توجه نبود، حتی در ادبیات سیاسی اوایل قرن بیستم در بحثهای ژئوپلتیکی جهان نامی از آن برده نشده بود. اوراسیا در تقسیم بندی های ژئواستراتژیکی جهان در دوره ی جنگ سرد، بخشی از قلمرو ژئواستراتژی زمینی بود. در مطالعات شورای آتلانتیک ایالات متحده آمریکا در سال 2001 میلادی قلمرویی به نام «اوراسیای مرکزی» تعریف شد که از غرب به دریای سیاه، از شرق به غرب چین، از شمال به روسیه و از جنوب به ایران، پاکستان و افغانستان محدود می شود. بر این اساس اوراسیای مرکزی شامل جمهوری های آسیای مرکزی (ازبکستان، تاجیکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان) و قفقاز جنوبی (آذربایجان، ارمنستان و گرجستان) و فدراسیون روسیه است. این واژه هم جغرافیایی است که شامل قلمرو گسترده قاره آسیا و اروپا می شود، هم سیاسی است که محدوده ی ٱن سیال است و بستگی به دیدگاه کشورها و قدرت های جهانی دارد. در برخی از تعریف ها نیز از اوراسیای مرکزی برای اشاره به کشورهای مستقل مشترک المنافع5 که دوازده جمهوری از پانزده جمهوری پیشین اتحاد شوروی ـ یا همان خارج نزدیک6 ـ ، آن را تشکیل داده اند، به کار
می رود.)کولایی، 1391: 7)
پیشینه پژوهش
کتاب روسیه در عصر رویارویی محدود : پوتین و ظهور روسیه نوشته ی میشل اشتورمر، ترجمه ی علی اکبر عبدالرشیدی در سال 1390، برخلاف بسیاری از تحلیلگران بین المللی که تحولات اتحاد شووی و اتفاقات مهم پس از آن را از منظری انگلیسی و آمریکایی بررسی کرده بودند و آن را در متن جنگ سرد و مسابقه ی تسلیحاتی قرار داده بودند، این بار از دریچه ی آلمانی به مسایل می نگرد که از توانایی پوتین در تکلم به زبان آلمانی آغاز می گردد و تا اقامت وی در درسدن در آلمان شرقی امتداد می یابد. در این کتاب نویسنده ضمن توصیف دوره ی ریاست یلتسین و کاستی ها و ضعف های آن دوره، نحوه ی روی کار آمدن، شخصیت، توانمندی ها و روحیات پوتین را برجسته می کند و از نگرش وی به سیاست خارجی می گوید. یکی از نکات جالب در این اثر، تصویرسازی و توجه به جزییات شخصیتی پوتین و توصیف فضا و موقعیت هر دوره است و در قالب پرسش و پاسخ جمعی از کارشناسان از پوتین، به ارائه ی سیاست خارجی و نظرات سیاستمداران روسیه نسبت به کشورهایی مانند چین، ژاپن، ایران و مباحث انرژی هسته ای و تحریم های آن و سیاست روسیه در قبال آمریکا پراخته است.
از نظر نویسنده، استالین و کا. گ. ب. عامل همه بدبختی های روسیه هستند. شاید در این بیان تردیدی وجود نداشته باشد اما نگاه یکجانبه به اتحاد شوروی و تحولات این دوران از سوی این نویسنده بیشتر به تکرار و کلیشه هایی می ماند که در تبلیغات سیاسی دوران جنگ سرد بر ضد اتحاد شوروی به کار می رفت. گرچه استالین عامل بدبختی وسیه روزی در نظام بین الملل خوانده می شود اما با اندک تعمقی در جایگاه امروزی روسیه می بینیم که روسیه به هیچ وجه حاضر نیست از موقعیت خود در شورای امنیت و حق وتو از او گرفته شود. بنابراین این حق حاصل تحمل مرارت ها و خسارت های استالین در روزگار خویش است. نویسنده در خلال این کتاب چالش های فرا روی روسیه ی امروزی را تشریح می کند. به نظر می رسد که در رأس همه ی این چالش ها به شدت نگران ظهور و حضور مسلمان در روسیه است. او قطعاً از روسیه ای استقبال می کند که در آن مسلمانی نباشد یا مسلمانان در آن نفوذ نداشته باشند.
با توجه به تازگی محتوایی، جزییات پردازی و نگارش متفاوت کتاب روسیه در عصر رویارویی محدود : پوتین و ظهور روسیه، مطالعه ی آن خالی از لطف نیست و از سوی دیگر با توجه به اینکه کتاب حاضر تاکید بر تحولات و مسایل دوره ی ریاست جمهوری پوتین دارد و نگرش اوراسیاگرایی نیز بیشتر در دوره ی پوتین مورد توجه قرار گرفته است بنابراین نگارنده بر خود لازم دید که به این اثر در قالب ادبیات و پیشینه تحقیق توجه داشته باشد زیرا رویکرد موثری به شناخت نسبی از روسیه دوره ی پوتین ارائه می دهد.
الهه کولایی در مقاله ای تحت عنوان عمل‌گرایی پوتین؛ تحول رویکردی در سیاست خارجی روسیهدر فصلنامه سیاست سال 1389روسیه در دورة پساشوروی بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود تحت تأثیر تحولات فزایندة منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. این تحولات با مجموعه‌ای از تهدیدها و فرصت‌های جدید، این کشور را در عرصة خارجی با ضرورت بازتعریف جایگاه، نقش و اهداف آن روبه‌رو ساخت. بحران‌های مفهومی و نهادی از یک سو و عدم واقع‌بینی نسبت به تحولات حوزة بیرونی در دورة یلتسین از سوی دیگر، ضعف ادراک از روندهای محیطی، عدم توان سناریوپردازی، تصمیم‌‌گیری‌های نابسامان و منفعلانه را فراهم آورد. این وضعیت با به قدرت رسیدن پوتین به گونه ي مشهودی تغییر کرد. تحولی در سیاست خارجی روسیه از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی، از بی‌ثباتی به ثبات نسبی و از رهیافت ‌های غیرعقلایی به نسبتاً عقلایی صـورت گرفت. از منظر نوشتار حاضر در میان عوامل متعدد، اتخاذ رویکرد عمل‌گرایانه از سوی وی بیشترین سهم را در بروز این تحول مثبت به عهده داشته است.
در این مقاله توجه ویژه ای به سیاست های عملگرایانه و واقع بینانه ی پوتین شده است و آن را عامل پیشرفت سیاست های داخلی و خارجی روسیه می داند اما باید توجه داشت که جوهره ی سیاست پوتین، اوراسیاگرایی است هر چند دارای ابعاد عملگرایانه باشد. به عبارتی دیگر، عملگرا بودن را نمی توان سیاست برشمرد بلکه تنها یک رفتار است و این اوراسیاگرایی است که باید آن را در قالب یک روش و متدولوژی و رویکرد، در تبیین سیاست خارجی روسیه برشمرد.
علیرضا نوری در کتاب سیاست خارجی روسیه در دورة پوتین؛ اصول و روندها درمقدمه با اشاره به اینکه فرآیند تصمیم‌سازی خارجی روسیه دردهة ۱۹۹۰دچار نابسامانی شده و این عرصه با بحران‌های مختلف مفهومی، ‌نهادی و هویتی مواجه بود، با تحول دراین عرصه در دورة پوتین از آرمان‌گرایی به واقع‌گرایی، ازبی‌ثباتی به ثبات نسبی و از رهیافت‌های غیرعقلایی به نسبتاً عقلایی تأکید دارد. در باب چرایی سامان ‌یابی فرآیند و نتایج سیاست خارجی روسیه دراین دوره نیز نویسنده براین باور است که التفات پوتین به ضرورت بودگیِ «اجماع» داخلی در خصوص اهداف و سازوکارهای سیاست خارجی و بایستگیِ «سازگاری» این اهداف و سازوکارها با الزامات شرایطِ جدید محیط بین‌الملل، که فقدان این دو عامل از مهمترین ضعف‌ها ی این حوزه در دورة یلتسین بود، بیشترین تأثیر را در خروج این سیاست از وضعیت نامطلوب ونیل آن به وضعیت نسبتاً مطلوب داشته است.
در این کتاب، مروری مختصر ازتحولات گفتمانی سیاست خارجی روسیه از ابتدای دهة۱۹۹۰ تا دورة پوتین به دست داده و علاوه بر این بررسی رویه‌های معطوف به شکل‌گیری اجماع در سیاست خارجی پوتین اختصاص دارد که تأثیر راهبرد تمرکز قدرتِ پوتین در قالب ِیک شیوة رهبری برسه متغیرِ اصلی داخلی تأثیرگذار بر فرآیند سیاست‌گذاری خارجی (نهادی، مدنی و نقشی) مورد بررسی قرار گرفته است. تأثیر رویکرد عمل‌گرایانة پوتین بر نحوة سازگاری اهداف سیاست خارجی و سازوکارهای اجرای این اهداف با هنجار‌‌های ناشی از سه متغیر مهم سیستمی محدود ‌سازِ محیط خارجی (ساختار نظام بین‌الملل، مشارکت خارجی و جایگاه ساختاری) از نقاط قوت این کتاب است که با توجه به ریشه داشتن اوراسیاگرایی در زمان روی کار آمدن پوتین، بنابراین مطالعه ی این اثر در ارائه ی دیدگاه شناختی نسبت به پوتین خالی از لطف نیست.
در مقاله ای با قلم جهانگیر کرمی و عنوان سیاست خارجی هجومی روسیه و موازنه استراتژیک اروپایی در فصلنامه سیاست، زمستان 1389آمده است، دولت روسیه در سال های 2006 تا 2008 به یک سیاست خارجی هجومی نسبت به غرب روی آورده است. نگارنده این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظریه سازه انگاری در صدد کشف دلایل هجومی شدن سیاست خارجی روسیه است و عامل اصلی چنی

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، رئالیسم تهاجمی، آسیای مرکزی Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، ایدئولوژی، ایالات متحده، توسعه یافتگی