مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، ایدئولوژی، ایالات متحده، توسعه یافتگی

دانلود پایان نامه ارشد

ن رفتاری را در احساس خطر در مرزهای اروپایی روسیه و به مخاطره افتادن جدی موازنه استراتژیک اروپایی از نگاه مقامات روس، می داند. برای دستیابی به این مهم، نویسنده با طرح مسائل اساسی در سیاست خارجی روسیه در دهه اخیر و وضعیت هجومی آن در سال های 2006 تا 2008، بر اهمیت مفهوم موازنه اروپایی و موضوع سپر موشکی آمریکا به عنوان فاکتورهای اساسی در تحول نظم قالب پرداخته است.
این مقاله دارای نقاط مثبت فراوانی در پیشبرد و تکمیل رساله است و افق جدیدی را به روی خواننده می گشاید اما چارچوب نظریه سازه انگارانه با تحلیل و تبیین سیاست هجومی روسیه خصوصاً به همراهکاربرد واژه های همچون موازنه قدرت، سپر موشکی، تهاجمی و … همخوانی ندارند و به نظر می رسد چارچوب نظری رئالیسم در تحلیل این موضوع کاربرد بهتری داشت.
کتاب اوراسیاگرایی روسی ایدئولوژی امپراتوری اثر مارلن لاروئل، ترجمه ی سید جعفرزاده و محمد حسین دهقانیان در سال 1388، دیدگاه جامعی از ایدئولوژی اوراسیاگرایی روسیه در اختیار خوانندگان قرار داده است. با فروپاشی نظام کمونیستی در سال 1991، نظریه‌های متفاوتی برای تبیین چرایی این مسله ارائه گردید که هرکدام به علت تأکید بر یک بعد از مسئله و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، از تبیین کامل آن ناتوان بود. با رواج نظریات مربوط به اوراسیاگرایی از سال 1991 به بعد، این امکان برای اندیشمندان فراهم شد تا از بعد مکانی نیز به توضیح علل فروپاشی شوروی بپردازند. بر اساس مفاهیم مورد استفاده در مکتب اوراسیاگرایی و نواوراسیاگرایی، روسیه و کشورهای حاشیه آن جایگاهی دوگانه یا واسط میان آسیا و اروپا دارند و فرهنگ آنها آمیزه‌ای از فرهنگ مردمان اسلاو و مسلمانان ترک است. علاوه بر این، اروپا دیگر اوج توسعه یافتگی نیست، بلکه صرفا حاکی از نوع خاصی از توسعه یافتگی است که امکان باز تولید آن از کشورهای مختلف جهان دارد. به جرأت می توان ادعا کرد که این کتاب تنها اثر جامع در واکاوی ریشه های اوراسیاگرایی است که به زبان فارسی ترجمه شده است.
کتاب سیاست و حکومت در اوراسیای مرکزی نوشته ی الهه کولایی در سال 1391، از دي‌ماه ۱۳۷۰ (پايان سال ۱۹۹۱ ميلادي)که اتحاد شوروي نابود شد و پانزده جمهوري تشکيل‌دهندۀ آن به عنوان واحدهاي سياسي مستقل وارد نظام بين‌المللي شدند، تحولات وسيع و عميقي در اين کشورها رخ داده است. در اصل شناسايي و درک مسائل داخلي و خارجي اين کشورها، در مدت هفتاد سال سیطره نظام کمونيستي، از طريق منابع و پژوهش هاي غربي صورت مي‌گرفت. «سياست و حکومت در اوراسياي مرکزي» که در اصطلاح به جمهوري هايی گفته می‌شود که از فروپاشي اتحاد شوروي بر جاي مانده‌اند. در اين کتاب تلاش شده است تا سيماي کلي و عمومي تحولات سياسي ـ اجتماعي ـ اقتصادي در کشورهاي پيشين اتحاد شوروي که به مجموعه کشورهاي مستقل مشترک‌المنافع پيوسته‌اند، ترسيم شود.
یکی از مهمترین نقاط مثبت در این اثر ارائه چهارچوبی برای شناخت کلی و عمومی کشورهای پیشین اتحاد شوروی در متن کشورهای مستقل مشترک المنافع است و از سوی دیگر توجه به سیاست روسیه به این کشورها در دوره های مختلف و همچنین سیاست روسیه در قبال آمریکا و اروپا، از دیگر مزیت های این اثر می باشد که در واقع، جامع گرایی را به دنبال دارد.
مقاله ای تحت عنوان سیاست خارجی روسیه: چیزی که کرملین نمی بیند7 توسط لاریسا دریگلازوا8 وآندری ماکاریچو9 در ژانویه 2012 نگاشته شده است و در واقع یک بررسی با روش پرسشنامه ای از میان جوانان فارغ التحصیل در رشته های مرتبط با سیاست تبیین شده است که این نسل ازکارشناسان و مفسران، سیاست خارجی روسیه ـ به خصوص خارج از مسکو- به طور فزاینده ای در مورد محل های کلیدی دیپلماسی آن تردید دارند و بیشتر دستاوردهای روسیه در روابط با نزدیک ترین شرکای خود، از جمله اتحادیه اروپا و کشورهای همسایه را شکست خورده می انگارند. مهترین دستاوردهایی که پژوهشگران این تحقیق داشته اند این است که سیاست روسیه در کشورهای مشترک المنافع، بیشتر در قالب «نئوامپریالیستی و غیرمسئولانه» بوده است و سیاست عمل گرایانه روسیه با شعارهای ملی گرایانه و نمادین ضعیف شده و هدف اساسی روسیه به چالش کشیدن اروپا و آمریکا است و به «تمدن» به عنوان یک گفتمان و رسالت قایل نیستند و به باور آنها روسیه در حال ایستادن روی پایش نیست و روسیه نمی تواند یک قاعده ساز باشد بلکه هنوز الگو بردار است.
این تحقیقات نشان می دهد که سیاست خارجی روسیه به طور معمول به عنوان فاقد اولویت، نامنظم، ضمنی، عمدتاً واکنشی و فاقد ایده های سازنده است. یکی از راه های رسیدن به حقیقت آگاهی از دیدگاه های موافق و متضاد است در آن زمان است که محقق به دیدگاه جامعی نسبت به الگوها می رسد. این مقاله در نوع خود مخالفت ها و تضادهای جالبی را در اختیار پژوهشگر قرار می دهد اما در عین حال مبرّا از سوءگیری نیست و سیاست های روسیه را بی طرفانه و در میان طیف موافق سیاست های روسیه بررسی نکرده است. گویی تمام روشنفکران جوان سیاست خوانده در روسیه کاملاً مخالف سیاست های روسیه هستند.
مقاله ای با عنوان مفهوم جدید سیاست خارجی روسیه: تداوم تحولات10 نوشته ی آندره موناگان11 در سال 2013 به نگارش درآمده است. این مقاله به بررسی مفهوم جدید سیاست خارجی روسیه از سوی پوتین می پردازد. این اثر نگاه روسیه یه محیط بین الملل و چگونگی تغییرات آن از سال 2008 واکنش روسیه نسبت به این تحولات را نمایان می کند. این تحولات شامل بحران های اقتصادی و مالی و بی ثباتی های خاورمیانه و شمال آفریقا در سال 2011 را شامل می شود.نتیجه ی به دست آمده در این مقاله این است که تعمق در مفهوم جدید سیاست خارجی روسیه می تواند به گژ فهمی های موجود در فعالیت های روسیه فائق آید. عده ای بر آنند که مشخصه ی اصلی سیاست خارجی روسیه افزایش گرایش های انزواطلبانه است. اما به اعتقاد نگارنده ی این مقاله، با تأمل در این سند جدید روسیه می توان دید که در امور بین الملل بسیار فعال تر از پیش بوده است و خود را به عنوان مرکز و یا ی قطب اصلی در حل امور بین الملل می داند.
این مقاله ضمن بررسی مسائل و جریانات جدید در سطح منطقه و بین المللی، نگاه متفاوت آمریکا و روسیه را به یک موضوع مشترک بیان می کند و تا حدودی در درک دیدگاه های پوتین و مشخصاً تفاوت های میان آمریکا و روسیه نسبت به مسائل بین الملل به خواننده کمک می کند.
مقاله ی دیگری برای تشریح و توضیح ابعاد مختلف اوراسیاگرایی توسط دیمیتری اشلاپنتخ12 در سپتامبر 2007، با عنوان اوراسیاگرایی دوگین: پنجره ای رو به نخبگان روسیه یا پلی فکری؟13 نگاشته شده است. این مقاله روی دیدگاه های الکساندر دوگین، طرفدار برجسته اوراسیاگرایی در روسیه معاصر متمرکز شده است. نقطه ی تعالیم او حفاظت از سنت اجتماعی- فرهنگی سازنده هر تمدن است. او همچنین معتقد است که اسلاوها روسیه همراه با اقلیت های فدراسیون روسیه شبه وحدت تمدن اوراسیا را تشکیل می دهند. دوگین تاکید می کند که جهانی شدن، به رهبری ایالات متحده آمریکا، یک تهدید مرگبار برای هویت فرهنگی روسیه، اوراسیا و همه تمدن های دیگر است. به همین دلیل ایالات متحده آمریکا و روسیه در جنگ مهلک با یک دیگر قفل شده اند. دوگین در آغاز زندگی حرفه ای فکری خود، پس از فروپاشی شوروی روسیه، معتقد بود که پوتین باید جاده اوراسیا را دنبال کند. به اعتقاد نویسنده ی این مقاله، هنوز برخی از نخبگان سیاسی روسیه، در رویای قرار گرفتن روسیه در قالب یک قدرت بزرگ جهانی هستند هرچند آنها درصددند تا با راه های متفاوتی از اتحادیه ی جماهیر شوروی به این هدف دست یابند.
بنابراین، این مقاله ضمن نشان دادن ضعف و کاستی سیاست های امپریالیستی روسیه، آمریکا را دشمن جانی این کشور می داند. با این ترکیب این اثر می تواند خوانندگان را شناخت عمیق و جامعی از اندیشه ی اوراسیاگرایی و دوگین برساند.
مقاله ای با عنوان اوراسیاگرایی روسیه،ضد غرب گرایی و مفهوم آسیا- قفقاز مرکزی14 نوشته ی ولادیمیر پاپاوال15 در سال 2013، اوراسیاگرایی را بیشتر از بعد اندیشه ای و مقابل غرب گرایی می داند. به عقیده نویسنده این اثر اوراسیانیسم روسی، روسیه را با اوراسیا برابر می داند و یکی از محبوب ترین نگرش ها در فضای پس از روسیه است. این نگرش اوراسیاگرایی را یک توجیه تئوریکی ضد غربی برای روسیه معاصر می داند. علاوه بر این اوراسیاگرایی یک جایگزین منطقی برای آخرین تقسیم بندی های منطقه پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی از جمله آسیای مرکزی و قفقاز است. اوراسیانیسم به سرعت شروع به کسب ویژگی هایی که ایدئولوژی حاکم در روسیه کرده است و جدای از بار ژئوپلیتیکی، مفهوم ایدئولوژیکی به خود گرفته است. این مقاله ایده ی آسیا- قفقاز مرکزی را مفهومی جدید برای حفظ حاکمیت جمهوری های بازمانده از شوروی و مقابل اوراسیانیسم تلقی می کند.
در این مقاله به اوراسیاگرایی در شکل کلاسیک آن توجه شده است زیرا حتی اوراسیاگرایی نو نیز امروزه با توجه به تحولات حوزه قفقاز رنگ جدیدی به خود گرفته است. اما در این رساله ، اوراسیاگرایی، دو نوع معتدل و افراطی در نظر گرفته شده است که به باور نویسنده ی رساله، اگر اوراسیاگرایی افراطی شود نه تنها سبب دیپلماسی فعالانه در سیاست خارجی روسیه نمی شود بلکه زمینه ی انزوای روسیه را نیز ایجاد می کند.
محدوده ی مکانی
برای روشن ساختن محدوده ی مکانی پژوهش، می توان به تأثیرات روند اوراسیاگرایی توجه داشت که با این اوصاف به نظر می رسد تقریباً کل جهان می تواند در آن گنجانده شود اما پیش از آن باید ریشه های اوراسیاگرایی و محل رویش این نگرش را مورد توجه قرار داد که بدین سان نگاه ما معطوف به محدوده ی کشور روسیه به عنوان محور اصلی و کشورهای حوزه ی نفوذ نگرش اوراسیاگرایی روسیه به عنوان فرع می شود.
محدوده ی زمانی
با توجه به اینکه محور مورد بررسی در این رساله منوط به اندیشه ی اوراسیاگرایی می باشد، بنابراین می توان محدوده ی زمانی را به دوره های مختلف رونق اواسیاگرایی تعمیم داد اما این امر سبب می شود انسجام درونی نگارش حفظ نشود. بنابراین به دلیل اوج گرفتن اندیشه ی اوراسیاگرایی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، محدوده ی زمانی اثر به دوره ی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تأکید بر دوره ی ریاست جمهوری پوتین گذاشته شده است.
سازماندهی پژوهش
این رساله شامل شش فصل می باشد که فصل اول طرح پژوهش را در برگرفته می گیرد. فصل دوم، به بیان و ارزیابی چارچوب نظری تحقیق پرداخته شده است که در این فصل علاوه بر بیان نظریه ی رئالیسم تهاجمی، سعی بر آن بوده که به نظریه ی رئالیسم کلاسیک و در سیر تکاملی آن به تحلیل و نقد نو رئالیست نیز بپردازیم. در نهایت نویسنده به جزئیات و کاربرد رئالیسم تهاجمی از منظر متفکران این نظریه در سیاست خارجی و روابط بین الملل که نتیجه ی استفاده آن در تحلیل و واکاوی سیاست خارجی روسیه پرداخته شده است.
در فصل سوم با توجه به عنوان رساله و هدف بنیادی از نگارش آن، مفهوم اوراسیاگرایی را مورد بررسی قرار گرفته است. در این فصل به منظور تحلیل اوراسیانیسیم، به تاریخچه، ریشه ها و انواع اوراسیاگرایی که به دو نوع اوراسیاگرایی کلاسیک و اوراسیاگرایی نو تقسیم می شود، پرداخته شده است و برای واکاوی این موضوع به نظریات اندیشمندان این حوزه توجه شده است و به نوعی به مفهوم ذکر شده از منظر اندیشه ای توجه گردیده است.
در فصل چهارم سیاست خارجی روسیه با تأکید بر دوره ی زمانی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نگاشته شده است و برای دستیابی به این هدف و ارائه ی دیدگاهی روشن از آن، ابتدا مناظره های هویتی تأثیرگذار در سیاست خارجی روسیه از جمله آتلانتیسم، اسلاویسیم و اوراسیانیسم مورد بررسی قرار گرفته است که در واقع می توان ادعا کرد رفتار سیاست خارجی روسیه نشأت گرفته از همین سه مفهوم است و با توجه به بارمعنایی هریک، تعریف و آرمان روسیه نیز تغییر یافته است، در نتیجه سیاست خارجی آن نیز متفاوت بوده است. بنابراین با بهره مندی از

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، واقع گرایی، آسیای مرکزی Next Entries مقاله درمورد دانلود واقع گرایی، سیاست خارجی، نظام بین الملل، واقع‎گرایی