مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، ایالات متحده، اقتصاد بازار، ژئوپولیتیکی

دانلود پایان نامه ارشد

همگرایی یا «یوروآتلانتیست» مطرح شد. یورو آتلانتیسم تلاش برای مشابهت دادن ارزش ها و مفاهیم غربی و روسی و بخش مهمی از گفتمان کثرت گرایی در روابط بین الملل دوره ی پس از شوروی بود که غرب را نه «نقطه ی مقابل» بلکه شریکی طبیعی برای روسیه می دانست. یوروآتلانتیست ها گروه نسبتاً کوچک، اما ذی نفوذی بودند که پست های مهمی را در دولت در اختیار داشتند. آن ها از رفتار ملایم و سمت گیری غرب گرایانه در سیاست خارجی حمایت می کردند. اندره کوزیرف71 نخستین وزیر خارجه روسیه چهره شاخص این گفتمان بود. به اعتقاد او، «دوستی با کشور های ثروتمند و دموکراتیک غربی از هم آغوشی برادرانه با رژیم فقیر و استبدادی بهتر است». به باور او دموکراسی های غربی متحدان طبیعی روسیه بودند و روسیه باید در جامعه ی ددولت های متمدن وضعیت یک کشور «نرمال» و شریکی با ثبات و قابل اعتماد پیدا کند.(کرمی،1384: 22) کوزیرف همکاری روسیه و آمریکا در دوره ی پس از شوروی را یک ضرورت بی بدیل اعلام و تأمین دو کشور را ناشی از تأکید بر الزامات و تعهدات دموکراتیک ناشی از پی گیری این سیاست دانست. به اعتقاد او تاریخ فرصتی استثنائی در اختیار آمریکا و روسیه قرار داده تا فارغ از گرایش های برتری جویانه و تحمیل اولویت های خود بر یکدیگر در مسیر تحقق منافع متقابل حرکت کنند. (کولایی، 1376: 284)
کوزیرف اعلام کرد؛ سیاست خارجی روسیه ضمن پیروی از اصول دموکراتیک، متفاوت از سیاست خارجی شوروی گورباچف72 است و نه بر اصول مبهم ایدئولوژیکی و اصول منافع طبقاتی که در دوران شوروی جاری است، بلکه بر اساس منافع ملی تعیین خواهد شد. مهمترین عامل تعیین کننده سیاست خارجی روسیه در دوران کوزیرف توجه به وضع نا بسامان داخلی و نیاز به کمک های خارجی برای بهبود وضعیت اقتصاد داخلی بود و مهمترین شاخص سیاست خارجی روسیه در این دوره رفتار منفعلانه در قبال غرب به ویژه آمریکا بود که در شکل گیری ای وضعیت، عامل سیاسی رویکرد غرب گرای یوروآتلانتیست ها و ضعف مفرط اقتصادی و نیاز به غرب برای احیاء اقتصادی و ادغام در نظام اقتصاد بازار آزاد مهمترین مولفه های می رفتند. (رحمانی، 1383: 175)
تأثیرات غلبه آتلانتیک گرایی بر کرملین در دوره کوزیروف روسیه را به سوی همکاری با «دیگر» کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی سوق می داد، از جمله در ملاقات ژوئن 1992 بین یلتسین و جورج بوش، یلتسین پیشنهاد بوش را برای کاهش سلاح های هسته ای پذیرفت. کاهش سلاح های هسته ای وضعیت مسکورا به عنوان یک ابرقدرت جهانی تنزل می داد. علاوه بر این یلتسین در ارتباط با دیگر دولت های بجای مانده از اتحاد جماهیر شوروی اعلام کرد که روابط روسیه با آنها بر اساس برابری و احترام متقابل خواهد بود. این اظهارات یلتسین نشان می داد که مسکو برخلاف گذشته در پی سلطه بر این جمهوری ها نیست و در راستای همگرایی با «دیگر» قدرت های غربی حرکت می کند(بیلینگتون، 1385 : 32). در درون روسیه مارکسیست ها و ملی گراها بشدت به مخالفت با سیاست های بوریس یلتسین برخاستند. مخالفان در دوما اکثریت غالب کرسی ها را در اختیار داشتند، اما یلتسین در برابر مخالفان ایستاد و دوما را به شدت سرکوب نمود. پس از آن سازمان ملل متحد روسیه را به عنوان جانشین اتحاد جماهیر شوروی شناسایی کرد و روسیه کرسی دایمی شوروی را در شورای امنیت کسب نمود و مسولیت حفاظت از سلاح های هسته ای شوروی سابق و نمایندگی های دیپلماتیک شوروی را در کشورهای خارجی پذیرفت .(Lynch, 2001)
این اقدامات برخلاف اظهارات یلتسین بود که برابری و احترام متقابل را سرلوحه تعامل با دیگر جمهوری های به جای مانده از شوروی سابق خوانده بود. روسیه به گونه ای نابرابر دارایی ها اتحاد جماهیر شوروی را به تملک خویش درآورد، در ژانویه 1992 کوزیروف وزیر امور خارجه روسیه اظهار داشت که روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ باقی مانده است و بزرگی روسیه بخاطر غنای فرهنگی و شکوه تاریخی این کشور است و ضعف های اقتصادی موجب نمی شود که وضعیت روسیه به عنوان یک قدرت بزرگ نادیده انگاشته شود. کوزیرف به خاطر این اظهارات از سوی لیبرال ها مورد انتقاد قرار گرفت، اما این اظهارات نشانه هایی از فشار مخالفان بر آتلانتیک گرایان بود، لیبرال ها کوزیرف را متهم نمودند که تمایلات و گرایشات ملی گرایانه را در سیاست خارجی روسیه به نمایش گذاشته است. کوزیرف برغم این اظهارات وضعیت روسیه را به عنوان یک قدرت بزرگ، در پیوستن به نهادهای برجسته غربی می دانست .این دیدگاه با سایر دیدگاه های داخلی در مورد سیاست خارجی روسیه تفاوت داشت. در 31 مارس 1992 کوزیرف اعلام کرد که روسیه برای حفظ وضعیت قدرت بزرگ بایستی بخشی از دنیای پیشرفته صنعتی باشد. کوزیرف از ضرورت پیوستن روسیه به اروپای غربی و ایالات متحده آمریکا گفت .(MacFarlane, 2002)
کوزیرف تاکید کرد که روسیه به گسترش همکاری با ایالات متحده و اروپا بر اساس ارزش های مشترک چشم دوخته است در همسویی با کوزیروف ، یلتسین در 15 جولای 1992 اظهار داشت که روسیه سیاست دشمنی با آمریکا و اروپا را در دستور کار ندارد و روسیه برای کاهش سلاح های هسته ای با ایالات متحده همکاری خواهد نمود، اما در ادامه اظهار داشت که علاوه بر این به سوی شرق باز خواهد گشت و روابط نزدیکی با چین، ژاپن، کره جنوبی، ایران و ترکیه برقرار خواهد نمود. این اظهارات یلتسین نمودی از معمایی است که روسیه در عرصه سیاست خارجی با آن روبروست و این مسئله تا حدود زیادی متاثر از مناظره های هویتی و انتقاد دیدگاه های مخالف درونی بوده است. یلتسین در حالی که از سیاست گرایش به غرب حمایت می کرد ناگزیر به اشاره به گسترش روابط با دولت های شرقی شده بود (Aron, 1998: 78-83 ). بوریس یلتسین سعی نمود که با حفظ جهت گیری غرب گرایانه از طریق اتحادیه کشورهای مشترک المنافع به مرزهای جنوبی کشور در قفقاز و آسیای میانه نیز توجه نماید اما این ابتکار نتوانست معمای جهت گیری سیاست خارجی روسیه را حل نماید.
اظهارات و مواضع کوزیرف نشان می داد که روسیه ضمن ترک نقش ابرقدرتی اتحاد جماهیر شوروی در پی احیای وضعیت روسیه اما بر اساس معیارها واستانداردهای دولت های پیشرفته غربی است. کوزیرف نقش روسیه را به عنوان یک قدرت بزرگ بر اساس استانداردهای لیبرال بازتعریف نمود. در دوره شوروی مسکو به عنوان مرکز محور شرق، با تملک بر سلاح های هسته ای نفوذی جهانی کسب نموده بود. پس از 1989 روسیه رقابت های سرسختانه امنیتی با ایالات متحده را کنار گذاشت و برای بازتعریف نقش جدید اش دچار یک مناظره داخلی شده بود(Kapstein and Mastanduno, 1999: 218–60).
در پی ناکارآمدی این دو گفتمان و استمرار رویکرد تهاجمی غرب به ویژه آمریکا علیه روسیه، پریماکوف و طیف هم‌اندیش وی، با مخالفت با ایدة نظام تک ‌قطبی مورد ادعای واشنگتن و تلاش برای تقویت موقعیت منتقدان این نظام، به طرح و عملیاتی کردن نظریة نظام چندقطبی مبادرت کردند. آنها با تأکید بر هویت متفاوت فرهنگی و ژئوپولیتیکی روسیه بر این تأکید بودند که راهبرد سیاست خارجی این کشور نباید بر اساس آرمان تبدیل شدن به جزیی از دنیای غرب، بلکه باید بر اصلِ تبدیل آن به یک قطبِ قدرت مستقل از نظام چندقطبی بنا شود(Tsygankov, 2005: 158).
اوراسيانيست ها: اين گروه معتقدند كه روسيه يك كشور آسيايي- اروپايي است. آنان در ابتدا بصورت عكس العمل در برابر نظريات غرب گرايانه يلتسين و كوزيروف ظهور كردند و از 1995 به بعد در ميان روشنفكران نفوذ اين تفكر زياد شد. با توجه به سابقه تاريخي اين تفكر كه بر مبناي مهاجرت و همچنين سكناي روس ها در دشت ها و جلگه هاي وسيع اروپاي شرقي، قفقاز، آسياي غربي، آسياي شمالي و مركزي در گذشته هاي دور تا ابتداي قرن بيستم قرار داشت، آنان معتقدند كه روسيه، كشوري بي مانند است و از لحاظ تاريخي هيچ گاه تنها بخشي از اروپا نبوده، بلكه علاوه بر آنكه پلي مابين تمدن هاي شرق و غرب است، از لحاظ بنيادي نيز ارائه كننده روش زندگي جديدي به غير از شرق و غرب متعارف است. اين طرز تفكر با توسعه يافتن در ميان انديشمندان روسي خود به چند ديدگاه متفاوت تقسيم گرديد: (کولایی، 1391: 291)

الف- تفسير دمكراتيك (اصلاح گرايان): اين دسته كه اكثراً كمونيست ها و ملي گرايان را در بر مي گيرند، شامل طيفي از تفكراتي است كه بر شكوه و عظمت روسيه در گذشته تكيه مي كنند. آنان به صورت كلي از رفتار غرب در برابر روسيه در سالهاي پس از فروپاشي و باز نشدن درب هاي سازمان هاي غربي به روي روسيه بشدت ناراضي هستند و سعي مي نمايند مردم روسيه را متقاعد نمايند كه در سال هاي اخير، اين مردم همواره تحقير شده اند. كمك هاي نهادهاي غربي و بخصوص آمريكايي به روسيه نيز عمدتا كم و ديرهنگام بوده است. اين تفسير از انديشه اوراسيايي منعكس كننده الزامات ژئوپليتيك روسيه است. روسيه نيازمند روابط باثبات با شرق و غرب است، اما همچون ديدگاه قلب زمين مكيندر، منطقه اصلي براي مانور سياست خارجي روسيه اوراسيا است و بقيه مناطق جهان، پيراموني است. اين دسته نگاه ويژه اي به منافع ملي روسيه دارند و بر اين نظرند كه منافع ملي روسيه توسط جغرافيا، تاريخ، فرهنگ و اخلاق روسي از پيش تعيين شده است. سرگئي استانكويچ، يكي از نظريه پردازان رفرميستي اوراسيايي معتقد است كه مفهوم امنيت در دل منافع ملي است. موضوعاتي از جمله دفاع از خود، جلوگيري از فروپاشي مجدد، تشكيل سيستم فدرال دمكراتيك كه از ديكتاتوري و جدايي طلبي جلوگيري نمايد و همچنين تضمين امنيت براي اقليت هاي روسي كه در خارج نزديك زندگي مي نمايند، همه وهمه از اهداف سياست خارجي فدراسيون روسيه بايد باشد. به نظر اين دسته، دوگروه از كشورها در سياست خارجي روسيه داراي اولويت هستند: كشورهاي مستقل مشترك المنافع و كشورهاي اروپاي شرقي.
ب: اسلاوگرايان: اين گروه به نقش تمدني و فرهنگي روسيه كه در گذشته بصورت يك امپراتوري تجلي پيدا كرده بود، بيشتر توجه كرده و به ژئوپليتيك كمتر علاقه نشان مي دهند. آنها معتقدند كه روسيه بهتر است كه به جاي آنكه پذيراي كمك هاي غرب باشد، به منابع عظيم انساني و كاني خود اتكا نمايد. آنان مخالف پيوستن روسيه به نهادهاي غربي هستند و آن را با كاهش حاكميت دولت روسيه در داخل همسان مي بينند. در مورد اقليت هاي روس كه در كشورهاي بجامانده از شوروي سابق و يا اروپاي شرقي زندگي مي كنند، معتقدند كه حفظ امنيت آنها بايد اولويت داشته باشد و در اين راه حتي از نيروي نظامي نيز استفاده شود. كشورهاي آسيايي همسايه روسيه در جنوب و شرق اين كشور نيز بايد جايگاه ويژه اي در سيباست خارجي روسيه داشته باشند.
ج- طرفداران قدرت ملي: اين دسته ائتلافي از نيروهاي مختلف هستند كه در صنايع نظامي، ارتش و وزارت خانه هاي مختلف مشغول به كارند. آنان مـدافع روسيه اي قوي هستند كه بتواند با حاكميت قانون هرگونه بي ثباتي، آنارشي و هرج و مرج در جامعه روسيه را سركوب نمايد. آنان معتقدند در حاليكه واقعيت نشان از آن دارد كه روسيه ديگر ابرقدرتي جهاني نيست، اما در عين حال روسيه مي تواند بازيگري بين المللي در جهان باشد و در عين حال مشكلات داخلي خود را حل كند. آنان درعين حال كه با غربگراها مخالفند، معتقدند كه اين كه گفته شود روسيه يك كشور آسيايي و اروپايي است نيز صحيح نمي باشد، روسيه يك كشور با هويت روسي است و بهترين روش پي گيري ارزشهاي روسي است. در نگاه آنان خارج نزديك ارجحيت اول در سياست خارجي است و حتي معتقدند كه وحدت تدريجي مجدد بازرگاني، اقتصادي و نظامي با كشورهاي مستقل مشترك المنافع ضرورت دارد. آنان روابط با غرب را به شرطي توصيه مي نمايند كه غرب در كره نفوذ روسيه كه عمدتا در خارج نزديك است، منافع روسيه را شناسايي به آنان احترام گذارد. آن ها به روابط روسيه با غرب مسكوكند و غرب را داراي آن ظرفيت نمي دانند كه بتواند به روسيه كمك نمايد. در عوض روسيه مي تواند با صدور سلاح و انرژي منابع مالي خود را تامين نمايد. به نظر آنان غرب معتقد است كه روسيه مجدداً و تدريجاً به فضاي دوران شوروري مسلط مي شود و اين بار از روش هاي

پایان نامه
Previous Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، نظام بین الملل، ایالات متحده، تصمیم سازی Next Entries مقاله درمورد دانلود سیاست خارجی، امنیت ملی، شورای امنیت، بازدارندگی